به من خیره شدهبود. در چشمانش کینهای قدیمی موج میزد، گویی مقصر تمامی کم و کاستیهای زندگیش من بودم. خشمش از چهره به سمت انگشتان دستش روانه شد، سپس مشتی سمت من حواله شد و تصویری در آینه شکست و فرو ریخت. آری راست میگفت، مقصر تمامی مشکلاتش من بودم.
💔17🌚1
-نوشته بود:در آخرین عکسمان
انقدر مرا دوست داری
که باورم نمی شود
رفته ای ...
انقدر مرا دوست داری
که باورم نمی شود
رفته ای ...
🕊10💔7🌚1
-هر "شب"دوست داشتنت شکل دیگری ست،یک "شب" میانِ غزل واژه میشود،یک "شب"
میانِ گریه بغل،
یک "شب"
میانِ خنده سکوت..
میانِ گریه بغل،
یک "شب"
میانِ خنده سکوت..
💔7🌚2
دلم میخواد یه پلاکارد بگیرم دستم که روش نوشته:
من با يه نخ خيلى نازك به اين دنيا وصلم
با من مدارا کنید ..
من غرق غم،استرس،اضطراب،احساس عقب بودن،سختى و فشار هستم. خیلی خستم و در عین حال تلاش ميكنم كه اين نخ نازك بريده نشه و سعی میکنم شرایط رو هندل کنم با من مهربون باشید.
من با يه نخ خيلى نازك به اين دنيا وصلم
با من مدارا کنید ..
من غرق غم،استرس،اضطراب،احساس عقب بودن،سختى و فشار هستم. خیلی خستم و در عین حال تلاش ميكنم كه اين نخ نازك بريده نشه و سعی میکنم شرایط رو هندل کنم با من مهربون باشید.
💔9
حال و روزم جوریه که اگه چند سال پیش بود عکس پروفایلمو سیاه میکردم.
💔12🕊1🌚1
فقط زمانی قدر آدمو میدونن که میرن و بهتر از تورو پیدا نمیکنن ولی متاسفانه دیره خیلی دیره!
💔10🌚3
با کسی که شباهت بینظیری به تو دارد، آشنا شدهام. چشمانش، لبخندش، حرکات و حتی لحن حرفهایش. هیچ وقت تنهایم نمیگذارد کافیایست برای دیدنش چشمها و برای شنیدنش گوشهایم را ببندم. خواستم بگویم که حالم خوب است و جای تو دیگر خالی نیست.
💔19
پس از اندوههایمان همچون بهار زنده خواهیم شد، انگار که هرگز مزهی تلخی را نچشیدیم…
❤5🕊2