همه دوایر عظیمه دو نقطه محور مخالف دارند. دو نقطه محور برای خط استوا قطبهای شمال و جنوب هستند. هر نقطه در امتداد خط استوا در˚90 در یک فاصله مساوی هستند، یا یک چهارم محیط زمین از قطبهای شمال و جنوب. برای هر دایره عظیمه، فاصله از نقطه محور به هر نقطه در امتداد دایره، یک چهارم محیط زمین است. برای هر دایره عظیمه به غیر از خط استوا، طول جغرافیایی نقاط محور˚90 غرب و شرق دو نقطهای که دایره عظیمه از خط استوا عبور میکند؛ میباشد.
دوایر عظیمه که از شمال و جنوب در امتداد خط نصفالنهار طول جغرافیایی ادامه مییابند نقاط محورشان روی خط استوا،˚90 طول جغرافیایی غرب و شرق نقاط را دارند که دایره خط نصفالنهار از خط استوا و˚90 عرض جغرافیایی از قطبها عبور میکند که دایره خط نصفالنهار به ماکزیمم عرض جغرافیایی آنها میرسد. فاصله از نقاط محور به هر نقطه در مسیر یک دایره خط نصفالنهار یک چهارم محیط زمین است، اما˚90 طول جغرافیایی از نقاط محور به نقطهای که دایره خط نصفالنهار از خط استوا عبور میکند 6255 مایل است، در حالیکه˚90 عرض جغرافیایی از نقطه محور به ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره خط نصفالنهار در قطبها 6215 مایل است. دلیل این است محیط قطب از زمین 24860 مایل است، در حالیکه محیط استوایی 24901 مایل است، با توجه به برآمدگی زمین در استوا و مسطحی زمین در قطبین.
سیستم مدرن محاسبه درجات عرض جغرافیایی از استوا به قطبین ما بر اساس تغییر زوایای شمال-جنوب در امتداد سطح زمین است. به عنوان یک نتیجه، درجات عرض جغرافیایی در قطبین کمی طولانیتر هستند، جایی که زمین مسطحتر است، و کمی کوتاهتر از برآمدگی خط استوا است. برای دوایر عظیمه به غیر از دوایر خط نصفالنهار، فاصله شمال-جنوب از نقاط محور به دوایر عظیمه در یک مسیر از قطب عبور میکند، درحالیکه از خط استوا در مسیر دیگر عبور میکند. به عنوان یک نتیجه، عرض جغرافیایی نقاط محور باید کمی برای جبران فاصله طولانیتر از درجات عرض جغرافیایی در قطبین و فاصله کوتاهتر درجات عرض جغرافیایی در خط استوا تنظیم شود.
دو نقطه محوری برای دایره عظیمه مصور در بالا در ‘53˚59عرض جغرافیایی شمالی و ’36˚138 طول جغرافیایی غربی و’53˚59 عرض جغرافیایی جنوبی و’24˚41 طول جغرافیایی غربی قرار دارند. نقطه محور شمالی در گوشه شمالغربی بریتیش کلمبیا کانادایی روی خط راس یخ تقریبا 6800 بالاتر از سطح دریا است. محیط این دایره عظیمه 24892 مایل است. این کمی کمتر از محیط استوایی زمین، اما نزدیکتر به محیط استوایی از محیط قطبی است زیرا ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره عظیمه نزدیکتر به استوا است است تا قطبین، و چون بیشترین این کاهش محیط قطبی ناشی از مسطحی زمین نزدیک قطبین است.
جدول زیر فاصله هر سایت از دایره عظیمه و فاصله هر سایت از نقطه محور شمالی را فهرست میکند. تغییرات جزئی در فاصله از نقاط محور به دوایر عظیمه بسته به اینکه آیا مسیر از نقاط محور به موقعیتهای متفاوت در طول دایره عظیمهای که از خط استوا یا نواحی قطبی عبور میکند؛ وجود دارد. میانگین فاصله از نقطه محور به دایره عظیمه 6218 مایل است.#متا_فیزیک
دوایر عظیمه که از شمال و جنوب در امتداد خط نصفالنهار طول جغرافیایی ادامه مییابند نقاط محورشان روی خط استوا،˚90 طول جغرافیایی غرب و شرق نقاط را دارند که دایره خط نصفالنهار از خط استوا و˚90 عرض جغرافیایی از قطبها عبور میکند که دایره خط نصفالنهار به ماکزیمم عرض جغرافیایی آنها میرسد. فاصله از نقاط محور به هر نقطه در مسیر یک دایره خط نصفالنهار یک چهارم محیط زمین است، اما˚90 طول جغرافیایی از نقاط محور به نقطهای که دایره خط نصفالنهار از خط استوا عبور میکند 6255 مایل است، در حالیکه˚90 عرض جغرافیایی از نقطه محور به ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره خط نصفالنهار در قطبها 6215 مایل است. دلیل این است محیط قطب از زمین 24860 مایل است، در حالیکه محیط استوایی 24901 مایل است، با توجه به برآمدگی زمین در استوا و مسطحی زمین در قطبین.
سیستم مدرن محاسبه درجات عرض جغرافیایی از استوا به قطبین ما بر اساس تغییر زوایای شمال-جنوب در امتداد سطح زمین است. به عنوان یک نتیجه، درجات عرض جغرافیایی در قطبین کمی طولانیتر هستند، جایی که زمین مسطحتر است، و کمی کوتاهتر از برآمدگی خط استوا است. برای دوایر عظیمه به غیر از دوایر خط نصفالنهار، فاصله شمال-جنوب از نقاط محور به دوایر عظیمه در یک مسیر از قطب عبور میکند، درحالیکه از خط استوا در مسیر دیگر عبور میکند. به عنوان یک نتیجه، عرض جغرافیایی نقاط محور باید کمی برای جبران فاصله طولانیتر از درجات عرض جغرافیایی در قطبین و فاصله کوتاهتر درجات عرض جغرافیایی در خط استوا تنظیم شود.
دو نقطه محوری برای دایره عظیمه مصور در بالا در ‘53˚59عرض جغرافیایی شمالی و ’36˚138 طول جغرافیایی غربی و’53˚59 عرض جغرافیایی جنوبی و’24˚41 طول جغرافیایی غربی قرار دارند. نقطه محور شمالی در گوشه شمالغربی بریتیش کلمبیا کانادایی روی خط راس یخ تقریبا 6800 بالاتر از سطح دریا است. محیط این دایره عظیمه 24892 مایل است. این کمی کمتر از محیط استوایی زمین، اما نزدیکتر به محیط استوایی از محیط قطبی است زیرا ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره عظیمه نزدیکتر به استوا است است تا قطبین، و چون بیشترین این کاهش محیط قطبی ناشی از مسطحی زمین نزدیک قطبین است.
جدول زیر فاصله هر سایت از دایره عظیمه و فاصله هر سایت از نقطه محور شمالی را فهرست میکند. تغییرات جزئی در فاصله از نقاط محور به دوایر عظیمه بسته به اینکه آیا مسیر از نقاط محور به موقعیتهای متفاوت در طول دایره عظیمهای که از خط استوا یا نواحی قطبی عبور میکند؛ وجود دارد. میانگین فاصله از نقطه محور به دایره عظیمه 6218 مایل است.#متا_فیزیک
سایتهای فهرست شدهی بالا در حالت ساعتگرد از جیزه روی طرح سمتی برابر زیر نشان داده شدهاند. طرح روی نقاط محور در جنوب شرقی آلاسکا متمرکز شده است. فاصله به هر موقعیت از مرکز یک طرح سمتی برابر به صورت مساوی مدرج شده است. چون تمامی این سایتها روی تراز دایره عظیمه به طور مساوی از نقاط محور در یک چهارم محیط زمین فاصله دارند، ترازها یک نیم راه دایره کامل بین مرکز و لبه بیرونی طرح تشکیل میدهد.
#متا_فیزیک
#متا_فیزیک
"در گوشه ای پرت از دنیا که از نظام های بی شمار کهکشان ها می درخشد، روزی ستاره ای بود که در آن جاندارانی هوشمند می زیستند و اینان زمانی دانش را اختراع کردند و آن لحظه متکبرترین و نیز دروغگو ترین لحظه بود در تاریخ دنیا. اما فقط یک لحظه بود، چرا که طبیعت بادهایی چند برانگیخت، ستاره منجمد شد، و جانداران هوشمند مردند. "
فردریش نیچه
فردریش نیچه
در مقدمه صحبت های او تا سخنرانی عمومی که بسیاری انتظار داشتند وی از سیاهچاله ها سخن بگوید وی اظهار داشت: چشم انداز یک فاجعه سیاره ای با توجه به تعدادی از تهدیدات مداوم که ما بعنوان یک گونه به تنهایی مسئول آن هستیم عملا غیر قابل اجتناب است.
ما با تعدادی از تهدیدات روبرو هستیم: جنگ هسته ای، گرم شدن کره زمین و ویروس های مهندسی ژنتیک. اگرچه در این سالها تهدیدات آن کم باشد اما با طول زمان به مقدار آن اضافه شده تا اینکه در آینده تبدیل به چیزی یقینی می شود.
ما با تعدادی از تهدیدات روبرو هستیم: جنگ هسته ای، گرم شدن کره زمین و ویروس های مهندسی ژنتیک. اگرچه در این سالها تهدیدات آن کم باشد اما با طول زمان به مقدار آن اضافه شده تا اینکه در آینده تبدیل به چیزی یقینی می شود.
با این حال ، در حالی که چشم انداز هاوکینگ توصیفی بسیار تلخ است ، او در کوتاه مدت می گوید: انسان باید قادر به بالا رفتن از این حفره باشد، ما شاید به اندازه کافی زندگی کنیم تا به زندگی میان سیاره ای و جاه طلبی هایمان برسیم.
در آن زمان ما باید به فضا و ستاره های دیگر گسترش پیدا کنیم ، بطوری که پایان انسانیت معنایی نداشته باشد. با این حال ما برای حداقل صدسال آینده مستعمرات خودکفا در فضا ایجاد نخواهیم کرد بنابراین ما باید در این دوره بسیار مراقب باشیم.
منطق کنایه دار در استدلال هاوکینگ این است که ،پیشرفت های گذشته بشریت را به این حال آشفته درآورده است، با این حال تنها راه نجات ادامه تحقیقات و اکتشافات است که مارا قادر به خارج کردن از اینجا کند.
وی اضافه کرد : بسیاری از تهدیداتی که ما با آن مواجه شدیم ناشی از پیشرفت ما از علم و فناوری است. با این حال ما نمی گوییم که آن را متوقف یا معکوس باید کرد بلکه باید خطرات را تشخیص و کنترل کرد. من یک خوش بین هستم و معتقدم ما می توانیم.
این اولین بار نیست که هاوکینگ از خطرات پیش روی بشریت سخن می گوید و اینکه ترک این سیاره ایده جدیدی نیست. او در طی این قرن بارها از خطرات ناشی از سلاح های اتمی و ویروس های مهندسی ژنتیکی سخن گفته است. او سال گذشته نیز به یک ائتلاف دانشمندان و کارشناسان برای اعتراض به گسترش تسحیلات مستقل صرفا توسط هوش مصنوعی پیوست.
هاوکینگ افزود: علم و تکنولوژی بصورت چشم گیری در حال تغییر جهان است بنابراین این مهم است که اطمینان حاصل شود تغییرات در جهت درست انجام می پذیرد. در یک جامعه دموکراتیک این بدین معنا است که هرکس نیاز به درک پایه ای از علم و تصمیم گیری های آگاهانه در مورد آینده است.
در آن زمان ما باید به فضا و ستاره های دیگر گسترش پیدا کنیم ، بطوری که پایان انسانیت معنایی نداشته باشد. با این حال ما برای حداقل صدسال آینده مستعمرات خودکفا در فضا ایجاد نخواهیم کرد بنابراین ما باید در این دوره بسیار مراقب باشیم.
منطق کنایه دار در استدلال هاوکینگ این است که ،پیشرفت های گذشته بشریت را به این حال آشفته درآورده است، با این حال تنها راه نجات ادامه تحقیقات و اکتشافات است که مارا قادر به خارج کردن از اینجا کند.
وی اضافه کرد : بسیاری از تهدیداتی که ما با آن مواجه شدیم ناشی از پیشرفت ما از علم و فناوری است. با این حال ما نمی گوییم که آن را متوقف یا معکوس باید کرد بلکه باید خطرات را تشخیص و کنترل کرد. من یک خوش بین هستم و معتقدم ما می توانیم.
این اولین بار نیست که هاوکینگ از خطرات پیش روی بشریت سخن می گوید و اینکه ترک این سیاره ایده جدیدی نیست. او در طی این قرن بارها از خطرات ناشی از سلاح های اتمی و ویروس های مهندسی ژنتیکی سخن گفته است. او سال گذشته نیز به یک ائتلاف دانشمندان و کارشناسان برای اعتراض به گسترش تسحیلات مستقل صرفا توسط هوش مصنوعی پیوست.
هاوکینگ افزود: علم و تکنولوژی بصورت چشم گیری در حال تغییر جهان است بنابراین این مهم است که اطمینان حاصل شود تغییرات در جهت درست انجام می پذیرد. در یک جامعه دموکراتیک این بدین معنا است که هرکس نیاز به درک پایه ای از علم و تصمیم گیری های آگاهانه در مورد آینده است.
باتوجه به درخواست تعدادی از اعضا جزوه فیزیک پایه سوم دبیرستان در دو قسمت در ذیل قرار گرفت.
جزوات پایه های دیگر هم در روزهای آتی در کانال قرار خواهند گرفت.
@physicists
جزوات پایه های دیگر هم در روزهای آتی در کانال قرار خواهند گرفت.
@physicists
"منطق شما را از A به B میبرد، ولی تخیل شما را به همه جا میبرد."
آلبرت انیشتین
آلبرت انیشتین
📗📗📗📗📗
📗📗📗الکتریسیته در دوران باستان!
📗📗فایل زیر ویدیویی است که با بیان دلایلی نشان می دهد 📗چند هزاره قبل از آن که نیکلای تسلا به فکر تولید الکتریسیته 📗📗این باستانیان بودند که الکترومغناطیس را کشف کرده اند و 📗📗📗به استفاده از آن پرداخته اند!!!
📗📗📗📗📗#متا_فیزیک
📗📗📗الکتریسیته در دوران باستان!
📗📗فایل زیر ویدیویی است که با بیان دلایلی نشان می دهد 📗چند هزاره قبل از آن که نیکلای تسلا به فکر تولید الکتریسیته 📗📗این باستانیان بودند که الکترومغناطیس را کشف کرده اند و 📗📗📗به استفاده از آن پرداخته اند!!!
📗📗📗📗📗#متا_فیزیک
1)قبل از -43^10ثانیه بعد از مهبانگ، عصر پلانک
تقریبا هیچ چیز در مورد عصر پلانک مشخص نیست. در انرژی پلانک ؛19^10میلیارد الکترون ولت؛ نیروی گرانش به اندازه دیگر نیروهای کوانتمی قوی بود. در نتیجه چهار نیروی جهان احتمالا در یک ابر نیرو متحد بوده اند. شاید جهان در فاز کاملی از هیچ یا فضای خالی با ابعاد بیشتر وجود داشته است. تقارن مرموزی که تمام انی چهار نیرو را به هم ترکیب میکند و باعث تغییر ناپذیری معادلات می گردد، بیشتر شبیه ابر تقارن است. به دلایل ناشناخته تقارن مرموزی که تمام چهار نیرو را متحد ساخته شسته شده و حباب کوچکی شکل گرفته است. این حباب کوچک همان جهان جنینی ما است که شاید در نتیجه یک افت و خیز کوانتمی تصادفی ایجاد شده باشد. اندازه این حباب برابر طول پلانک یعنی 23^10 سانتیمتر بوده است.
#مهبانگ
تقریبا هیچ چیز در مورد عصر پلانک مشخص نیست. در انرژی پلانک ؛19^10میلیارد الکترون ولت؛ نیروی گرانش به اندازه دیگر نیروهای کوانتمی قوی بود. در نتیجه چهار نیروی جهان احتمالا در یک ابر نیرو متحد بوده اند. شاید جهان در فاز کاملی از هیچ یا فضای خالی با ابعاد بیشتر وجود داشته است. تقارن مرموزی که تمام انی چهار نیرو را به هم ترکیب میکند و باعث تغییر ناپذیری معادلات می گردد، بیشتر شبیه ابر تقارن است. به دلایل ناشناخته تقارن مرموزی که تمام چهار نیرو را متحد ساخته شسته شده و حباب کوچکی شکل گرفته است. این حباب کوچک همان جهان جنینی ما است که شاید در نتیجه یک افت و خیز کوانتمی تصادفی ایجاد شده باشد. اندازه این حباب برابر طول پلانک یعنی 23^10 سانتیمتر بوده است.
#مهبانگ
2)23^10 ثانیه بعد از مهبانگ، عصر گات
شکست تقارن حبابی به وجود آورد که به سرعت انبساط یافت. با متورم شدن حباب، چهار نیروی بنیادی به سرعت از یدیگر جدا شدند. گرانش اولین نیرویی بود که از سه نیروی دیگر جدا شد و به این ترتیب موج ضربه ای را در سراسر جهان آزاد کرد. تقارن ابر نیرو به تقارن کوچکتری شکسته شد. بر هم کنش های قوی، ضعیف و الکترو مغناطیسی باقی مانده هنوز از طریق تقارن گات با هم متحد بودند. جهان در طی این مرحله بدلایلی که هنوز مشخص نیست، با ضریب بسیار بزرگی حدود 50^10 متورم و باعث شد فضا سریعتر از سرعت نور منبسط شود. دما در این حالت برابر 32^10 درجه بوده است.
#مهبانگ
شکست تقارن حبابی به وجود آورد که به سرعت انبساط یافت. با متورم شدن حباب، چهار نیروی بنیادی به سرعت از یدیگر جدا شدند. گرانش اولین نیرویی بود که از سه نیروی دیگر جدا شد و به این ترتیب موج ضربه ای را در سراسر جهان آزاد کرد. تقارن ابر نیرو به تقارن کوچکتری شکسته شد. بر هم کنش های قوی، ضعیف و الکترو مغناطیسی باقی مانده هنوز از طریق تقارن گات با هم متحد بودند. جهان در طی این مرحله بدلایلی که هنوز مشخص نیست، با ضریب بسیار بزرگی حدود 50^10 متورم و باعث شد فضا سریعتر از سرعت نور منبسط شود. دما در این حالت برابر 32^10 درجه بوده است.
#مهبانگ