" وکسانی نیز هستند که با اظهار ناخرسندی از سردی علم مدرن، از این نگرش فروکاهانه و تقلیل گرایانه انتقاد می کنند. هر چه پیش روی شان بیش تر به اجزای مادی سازنده اش و قوانین ثابت و خلل ناپذیر دقیق تری کاهش می یابد، آنها از چنین دانش اندوهگین تر و ناراضی تر می شوند. من قصد ندارم این انتقادات را با یک انشا درباره زیبایی های علم مدرن پاسخ دهم. کاملا می پذیرم که نگاه تقلیل گرایانه علمی بسیار سرد و بی روح است، با این حال چاره ای جز قبول این واقعیت نداریم. نه به این دلیل که به آن علاقه داریم، بلکه چون عملکرد جهان ما به راستی این گونه است."
استفان واینبرگ
استفان واینبرگ
جهان گودل
در سال 1949کورت گودل متخصص بزرگ منطق ریاضی پاسخ عجیب تری برای معادلات انیشتین یافت. او فرض کرد که کل جهان در حال چرخش است. درست شبیه به حالت ون استوکوم(قبلا در کانال جهان استوکوم قرار داده شد) طبیعت عسل مانند فضا زمان افراد را می کشد. اگر با موشک جهان گودل را دور بزنید پس از یک دور چرخش درست به نقطه شروع خود باز می گردید؛ ولی در زمان گذشته.
در سال 1949کورت گودل متخصص بزرگ منطق ریاضی پاسخ عجیب تری برای معادلات انیشتین یافت. او فرض کرد که کل جهان در حال چرخش است. درست شبیه به حالت ون استوکوم(قبلا در کانال جهان استوکوم قرار داده شد) طبیعت عسل مانند فضا زمان افراد را می کشد. اگر با موشک جهان گودل را دور بزنید پس از یک دور چرخش درست به نقطه شروع خود باز می گردید؛ ولی در زمان گذشته.
در جهان گودل اصولا یک فرد می تواند بین دو نقطه جهان در فضا و زمان سفر کند. می توان هر رویدادی را در هر زمانی در گذشته مشاهده کرد. جهان گودل به خاطر وجود نیروی گرانش مایل به فروپاشی به درون دارد. بنابر این نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش باید بتواند این نیروی گرانش را خنثی کند. به بیان دیگر سرعت چرخش جهان باید از یک مقدار حداقل بیشتر باشد. هر چه جهان بزرگتر باشد، تمایل برای فروپاشی آن نیز بیشتر خواهد بود و بنابراین برای جلوگیری از فروپاشی ناچار است سریعتر بچرخد.
به عنوان مثال گودل محاسبه کرد که جهانی در ابعاد جهان ما باید هر 70 میلیارد سال یک بار به دور خود بچرخد و در این صورت شعاع حداقل باری سفر در زمان 16 میلیارد سال نوری خواهد بود. به هر حال برای سفر به عقب در زمان باید با سرعتی کمتر از سرعت نور سفر کنید.
گودل آگاه بود که چه پارادوکس هایی ممکن است در ارتباط با پاسخ او مطرح شود. به عنوان مثال، احتمال ملاقات با خود در گذشته و تغییر مسیر تاریخ از جمله پارادوکس هایی بودند که مطرح می شدند. او نوشته است:"این امکان وجود دارد که با انجام سفر دایره ای با یک موشک فضایی در مسیری که با شعاع به حد کافی بزرگ بتوانید به هر نقطه ای درگذشته حال و یا آینده سفر کنید و دوباره بازگردید؛ درست همان طور که در جهان های دیگر این امکان وجود دارد که به مناطق دوردست در فضا سفر کنید. اینگونه امور دور از واقعیت به نظر می رسد. زیرا به این ترتیب فرد قادر می شود که به گذشته ای نزدیک به مکان هایی که درآن ها زندگی می کرده است باز گردد. او در آنجا خود را در گذشته خواهد یافت و به این ترتیب می تواند با خود کاری کند که می داند در گذشته برایش رخ نداده است"
گودل آگاه بود که چه پارادوکس هایی ممکن است در ارتباط با پاسخ او مطرح شود. به عنوان مثال، احتمال ملاقات با خود در گذشته و تغییر مسیر تاریخ از جمله پارادوکس هایی بودند که مطرح می شدند. او نوشته است:"این امکان وجود دارد که با انجام سفر دایره ای با یک موشک فضایی در مسیری که با شعاع به حد کافی بزرگ بتوانید به هر نقطه ای درگذشته حال و یا آینده سفر کنید و دوباره بازگردید؛ درست همان طور که در جهان های دیگر این امکان وجود دارد که به مناطق دوردست در فضا سفر کنید. اینگونه امور دور از واقعیت به نظر می رسد. زیرا به این ترتیب فرد قادر می شود که به گذشته ای نزدیک به مکان هایی که درآن ها زندگی می کرده است باز گردد. او در آنجا خود را در گذشته خواهد یافت و به این ترتیب می تواند با خود کاری کند که می داند در گذشته برایش رخ نداده است"
راه حل گودل که دوست و همسایه انیشتین در انسیتوی مطالعات پیشرفته پرینستون بود انیشتین را بر آشفت. عکس العمل او این موضوع را نشان می دهد:"از نظر من مقاله کورت گودل کمک مهمی برای نظریه نسبیت عام محسوب می وشد؛ مخصوصا در زمینه تحلیل مفهوم زمان. مشکلی که الان مطرح است در زمان شکل گیری نظریه نسبیت عام نیز مرا برآشفت بدون اینکه در حل آن موفق باشم... از نظر کیهان شناسی تمایز بین مفهوم«زودتر-دیرتر» برای پدیده های جهان از بین می رود و پارادوکس هایی در مورد ارتباط علت و معلولی وقایع از گفته های آقای گودل بر می آید...جالب است دریابیم این وقایع نمی توانند در صحنه های فیزیکی وجود داشته باشند."
پاسخ انیشتین به دو دلیل جالب توجه است. نخست اینکه طبق اظهار خودش زمانی که برای اولین بار نسبیت عام را مطرح می کرد، امکان سفر در زمان ذهن او را مسغول کرده بوده است. از آنجا که طبق ادعای انیشتین زمان و فضا مانند قطعات لاستیکی می توانند خمیده و تابیده شوند، او نگران بود که بافت فضا-زمان آنقدر پیچ و تاب بردارد که امکان سفر در زمان فراهم آید. ثانیا او راه حل گودل را برمبانی دلایل فیزیکی رد کرد، یعنی جهان نمیچرخد بلکه منبسط می شود.
🖋🖋🖋درود
دوستان متاسفانه به دلیل اینکه در تلگرام نمی توان فرمول و روابط ریاضی نوشت، بخش دوم سری مقالات سری مقالات در کانال قرار نگرفت.
ولی ما هر دو بخش را در قالب یک فایل pdf آماده کردیم که از زیر می توانید دانلود کنید.
بخش دوم این مقاله دارای روابط تقریبا تخصصی فیزیک هست که برای دوستان آشنا با مکانیم کوانتمی، معادلات شرودینگر، توابع موج و... قابل درک خواهد بود.
#اثر_زنون
دوستان متاسفانه به دلیل اینکه در تلگرام نمی توان فرمول و روابط ریاضی نوشت، بخش دوم سری مقالات سری مقالات در کانال قرار نگرفت.
ولی ما هر دو بخش را در قالب یک فایل pdf آماده کردیم که از زیر می توانید دانلود کنید.
بخش دوم این مقاله دارای روابط تقریبا تخصصی فیزیک هست که برای دوستان آشنا با مکانیم کوانتمی، معادلات شرودینگر، توابع موج و... قابل درک خواهد بود.
#اثر_زنون
📗📙📔در هفته های گذشته مقاله ای دو قسمتی با عنوان"تاریخچه کوانتم یا بر کوانتم چه گذشت" در کانال منتشر شد. به درخواست یکی از دنبال کنندگان کانال هر دو مقاله در قالب یک فایل pdf آماده شده که می توانید دانلود کنید.
دوایر عظیمه خطوط مستقیمی هستند که تمام مسیر دور مرکز زمین را در بر دارند. خط استوا یک دایره عظیمه است. نصف النهارها طول جغرافیایی که از قطب شمال و جنوب عبور میکنند نیز دایره عظیمه میباشند. برای هر ناحیه روی دایره عظیمه، ناحیه مخالف نیز روی دایره است. به غیر از خود خط استوا، هر دایره عظیمه با خط استوا در دو موقعیت مخالف˚180 تلاقی میکند. به غیر از خط استوا و نصفالنهارطول جغرافیایی که از شمال و جنوب امتداد دارند، هر دایره عظیمه دیگری به ماکزیمم عرض جغرافیاییش در دو موقعیت˚90 هستند که از طول جغرافیایی شرق و غرب دو موقعیت دایره عظیمه با استوا تلاقی میکند؛ میرسد.
جزیره استر ، نازکا ، الانتایتامبو ، پاراتوآری ، تاسیلی ناجر ، جیزه همه روی یک دایره عظیمه در یک ردیف قرار گرفتهاند. سایتهای باستانی اضافی که در داخل یک دهم از یک درجه این دایره عظیمه هستند شامل پترا ، پرسپولیس ، خاجوراهو ، پیای ، سوکوتای ، آناتوم میشوند.
نزدیک الانتایتامبو، ماچوپیکچو و کوزکو در داخل یک چهارم از یک درجه است. در دره ایندس ، موهونجو دارو و گانوریوا در داخل یک چهارم از یک درجه هستند. شهر باستانی سومریان اور و معابد آنگکور در کامبوج و تایلند در داخل یک درجه از یک دایره عظیمه هستند. معبد آنگوکور در پراه ویهر داخل یک چهارم از یک درجه است.
این دایره از سرچشمه و دهانه آمازون، خط فاصل بین مصر علیا و سفلی، دهانه دجله و فرات، رودخانه ایندوس و خلیج بنگال نزدیک دهانه گانگس عبور میکند. دایره همچنین از مناطقی از جهان که تا حد زیادی ناشناخته است، از قبیل صحرا ساهارا، جنگل بارانی برزیل، ارتفاعات گینه نو و مناطق زیر آب اقیانوس اطلس شمالی، جنوب اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی میگذرد.
تراز این سایتها به راحتی بر کره زمین با حلقههای افقی قابل مشاهده است. در یک ردیف قرارگیری دو سایت روی یک حلقه افقی همهی این سایتها را روی یک حلقه ردیف میکند. برنامه نرمافزاری سه بعدی اطلس این دایره عظیمه در اطراف زمین را رسم میکند. چهار عکس زیرین روی دو ناحیه تمرکز یافتهاند که دایره عظیمه خط استوا را قطع میکند و دو ناحیهای که دایره عظیمه به ماکزیمم عرض جغرافیایی میرسد. دایره از استوا در’36˚48طول جغرافیایی و’24˚131 طول جغرافیایی غربی عبور میکند. ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره ’22 ˚30عرض جغرافیایی شمالی در’24˚41 طول جغرافیایی غربی و’22 ˚30عرض جغرافیایی جنوبی در’36˚138طول جغرافیایی غرب است.
#متا_فیزیک
جزیره استر ، نازکا ، الانتایتامبو ، پاراتوآری ، تاسیلی ناجر ، جیزه همه روی یک دایره عظیمه در یک ردیف قرار گرفتهاند. سایتهای باستانی اضافی که در داخل یک دهم از یک درجه این دایره عظیمه هستند شامل پترا ، پرسپولیس ، خاجوراهو ، پیای ، سوکوتای ، آناتوم میشوند.
نزدیک الانتایتامبو، ماچوپیکچو و کوزکو در داخل یک چهارم از یک درجه است. در دره ایندس ، موهونجو دارو و گانوریوا در داخل یک چهارم از یک درجه هستند. شهر باستانی سومریان اور و معابد آنگکور در کامبوج و تایلند در داخل یک درجه از یک دایره عظیمه هستند. معبد آنگوکور در پراه ویهر داخل یک چهارم از یک درجه است.
این دایره از سرچشمه و دهانه آمازون، خط فاصل بین مصر علیا و سفلی، دهانه دجله و فرات، رودخانه ایندوس و خلیج بنگال نزدیک دهانه گانگس عبور میکند. دایره همچنین از مناطقی از جهان که تا حد زیادی ناشناخته است، از قبیل صحرا ساهارا، جنگل بارانی برزیل، ارتفاعات گینه نو و مناطق زیر آب اقیانوس اطلس شمالی، جنوب اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی میگذرد.
تراز این سایتها به راحتی بر کره زمین با حلقههای افقی قابل مشاهده است. در یک ردیف قرارگیری دو سایت روی یک حلقه افقی همهی این سایتها را روی یک حلقه ردیف میکند. برنامه نرمافزاری سه بعدی اطلس این دایره عظیمه در اطراف زمین را رسم میکند. چهار عکس زیرین روی دو ناحیه تمرکز یافتهاند که دایره عظیمه خط استوا را قطع میکند و دو ناحیهای که دایره عظیمه به ماکزیمم عرض جغرافیایی میرسد. دایره از استوا در’36˚48طول جغرافیایی و’24˚131 طول جغرافیایی غربی عبور میکند. ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره ’22 ˚30عرض جغرافیایی شمالی در’24˚41 طول جغرافیایی غربی و’22 ˚30عرض جغرافیایی جنوبی در’36˚138طول جغرافیایی غرب است.
#متا_فیزیک
همه دوایر عظیمه دو نقطه محور مخالف دارند. دو نقطه محور برای خط استوا قطبهای شمال و جنوب هستند. هر نقطه در امتداد خط استوا در˚90 در یک فاصله مساوی هستند، یا یک چهارم محیط زمین از قطبهای شمال و جنوب. برای هر دایره عظیمه، فاصله از نقطه محور به هر نقطه در امتداد دایره، یک چهارم محیط زمین است. برای هر دایره عظیمه به غیر از خط استوا، طول جغرافیایی نقاط محور˚90 غرب و شرق دو نقطهای که دایره عظیمه از خط استوا عبور میکند؛ میباشد.
دوایر عظیمه که از شمال و جنوب در امتداد خط نصفالنهار طول جغرافیایی ادامه مییابند نقاط محورشان روی خط استوا،˚90 طول جغرافیایی غرب و شرق نقاط را دارند که دایره خط نصفالنهار از خط استوا و˚90 عرض جغرافیایی از قطبها عبور میکند که دایره خط نصفالنهار به ماکزیمم عرض جغرافیایی آنها میرسد. فاصله از نقاط محور به هر نقطه در مسیر یک دایره خط نصفالنهار یک چهارم محیط زمین است، اما˚90 طول جغرافیایی از نقاط محور به نقطهای که دایره خط نصفالنهار از خط استوا عبور میکند 6255 مایل است، در حالیکه˚90 عرض جغرافیایی از نقطه محور به ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره خط نصفالنهار در قطبها 6215 مایل است. دلیل این است محیط قطب از زمین 24860 مایل است، در حالیکه محیط استوایی 24901 مایل است، با توجه به برآمدگی زمین در استوا و مسطحی زمین در قطبین.
سیستم مدرن محاسبه درجات عرض جغرافیایی از استوا به قطبین ما بر اساس تغییر زوایای شمال-جنوب در امتداد سطح زمین است. به عنوان یک نتیجه، درجات عرض جغرافیایی در قطبین کمی طولانیتر هستند، جایی که زمین مسطحتر است، و کمی کوتاهتر از برآمدگی خط استوا است. برای دوایر عظیمه به غیر از دوایر خط نصفالنهار، فاصله شمال-جنوب از نقاط محور به دوایر عظیمه در یک مسیر از قطب عبور میکند، درحالیکه از خط استوا در مسیر دیگر عبور میکند. به عنوان یک نتیجه، عرض جغرافیایی نقاط محور باید کمی برای جبران فاصله طولانیتر از درجات عرض جغرافیایی در قطبین و فاصله کوتاهتر درجات عرض جغرافیایی در خط استوا تنظیم شود.
دو نقطه محوری برای دایره عظیمه مصور در بالا در ‘53˚59عرض جغرافیایی شمالی و ’36˚138 طول جغرافیایی غربی و’53˚59 عرض جغرافیایی جنوبی و’24˚41 طول جغرافیایی غربی قرار دارند. نقطه محور شمالی در گوشه شمالغربی بریتیش کلمبیا کانادایی روی خط راس یخ تقریبا 6800 بالاتر از سطح دریا است. محیط این دایره عظیمه 24892 مایل است. این کمی کمتر از محیط استوایی زمین، اما نزدیکتر به محیط استوایی از محیط قطبی است زیرا ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره عظیمه نزدیکتر به استوا است است تا قطبین، و چون بیشترین این کاهش محیط قطبی ناشی از مسطحی زمین نزدیک قطبین است.
جدول زیر فاصله هر سایت از دایره عظیمه و فاصله هر سایت از نقطه محور شمالی را فهرست میکند. تغییرات جزئی در فاصله از نقاط محور به دوایر عظیمه بسته به اینکه آیا مسیر از نقاط محور به موقعیتهای متفاوت در طول دایره عظیمهای که از خط استوا یا نواحی قطبی عبور میکند؛ وجود دارد. میانگین فاصله از نقطه محور به دایره عظیمه 6218 مایل است.#متا_فیزیک
دوایر عظیمه که از شمال و جنوب در امتداد خط نصفالنهار طول جغرافیایی ادامه مییابند نقاط محورشان روی خط استوا،˚90 طول جغرافیایی غرب و شرق نقاط را دارند که دایره خط نصفالنهار از خط استوا و˚90 عرض جغرافیایی از قطبها عبور میکند که دایره خط نصفالنهار به ماکزیمم عرض جغرافیایی آنها میرسد. فاصله از نقاط محور به هر نقطه در مسیر یک دایره خط نصفالنهار یک چهارم محیط زمین است، اما˚90 طول جغرافیایی از نقاط محور به نقطهای که دایره خط نصفالنهار از خط استوا عبور میکند 6255 مایل است، در حالیکه˚90 عرض جغرافیایی از نقطه محور به ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره خط نصفالنهار در قطبها 6215 مایل است. دلیل این است محیط قطب از زمین 24860 مایل است، در حالیکه محیط استوایی 24901 مایل است، با توجه به برآمدگی زمین در استوا و مسطحی زمین در قطبین.
سیستم مدرن محاسبه درجات عرض جغرافیایی از استوا به قطبین ما بر اساس تغییر زوایای شمال-جنوب در امتداد سطح زمین است. به عنوان یک نتیجه، درجات عرض جغرافیایی در قطبین کمی طولانیتر هستند، جایی که زمین مسطحتر است، و کمی کوتاهتر از برآمدگی خط استوا است. برای دوایر عظیمه به غیر از دوایر خط نصفالنهار، فاصله شمال-جنوب از نقاط محور به دوایر عظیمه در یک مسیر از قطب عبور میکند، درحالیکه از خط استوا در مسیر دیگر عبور میکند. به عنوان یک نتیجه، عرض جغرافیایی نقاط محور باید کمی برای جبران فاصله طولانیتر از درجات عرض جغرافیایی در قطبین و فاصله کوتاهتر درجات عرض جغرافیایی در خط استوا تنظیم شود.
دو نقطه محوری برای دایره عظیمه مصور در بالا در ‘53˚59عرض جغرافیایی شمالی و ’36˚138 طول جغرافیایی غربی و’53˚59 عرض جغرافیایی جنوبی و’24˚41 طول جغرافیایی غربی قرار دارند. نقطه محور شمالی در گوشه شمالغربی بریتیش کلمبیا کانادایی روی خط راس یخ تقریبا 6800 بالاتر از سطح دریا است. محیط این دایره عظیمه 24892 مایل است. این کمی کمتر از محیط استوایی زمین، اما نزدیکتر به محیط استوایی از محیط قطبی است زیرا ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره عظیمه نزدیکتر به استوا است است تا قطبین، و چون بیشترین این کاهش محیط قطبی ناشی از مسطحی زمین نزدیک قطبین است.
جدول زیر فاصله هر سایت از دایره عظیمه و فاصله هر سایت از نقطه محور شمالی را فهرست میکند. تغییرات جزئی در فاصله از نقاط محور به دوایر عظیمه بسته به اینکه آیا مسیر از نقاط محور به موقعیتهای متفاوت در طول دایره عظیمهای که از خط استوا یا نواحی قطبی عبور میکند؛ وجود دارد. میانگین فاصله از نقطه محور به دایره عظیمه 6218 مایل است.#متا_فیزیک
سایتهای فهرست شدهی بالا در حالت ساعتگرد از جیزه روی طرح سمتی برابر زیر نشان داده شدهاند. طرح روی نقاط محور در جنوب شرقی آلاسکا متمرکز شده است. فاصله به هر موقعیت از مرکز یک طرح سمتی برابر به صورت مساوی مدرج شده است. چون تمامی این سایتها روی تراز دایره عظیمه به طور مساوی از نقاط محور در یک چهارم محیط زمین فاصله دارند، ترازها یک نیم راه دایره کامل بین مرکز و لبه بیرونی طرح تشکیل میدهد.
#متا_فیزیک
#متا_فیزیک
"در گوشه ای پرت از دنیا که از نظام های بی شمار کهکشان ها می درخشد، روزی ستاره ای بود که در آن جاندارانی هوشمند می زیستند و اینان زمانی دانش را اختراع کردند و آن لحظه متکبرترین و نیز دروغگو ترین لحظه بود در تاریخ دنیا. اما فقط یک لحظه بود، چرا که طبیعت بادهایی چند برانگیخت، ستاره منجمد شد، و جانداران هوشمند مردند. "
فردریش نیچه
فردریش نیچه