ما و اصولِ مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم
3.82K subscribers
47 photos
11 videos
3 files
50 links
جمع‌خوانیِ انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

📩 @Inter_subjectivity
Download Telegram
دوستان و همراهان ارجمند،

از آن‌رو که این سخنان، علیرغم زمان ضبط—یعنی سال گذشته—تصویری روشن و عینی از شرایط امروز جامعه ارائه می‌دهد، و مخاطب آن نیز عام است، بر آن شدیم تا آن را در این کانال نیز منتشر کنیم؛ به این امید که با بازنشر آن، گامی در جهت گسترش آگاهی در این فضای ملتهب برداشته باشیم و بتوانیم با این آگاهی از این بزنگاه تاریخیِ مشترک، به موجه‌ترین و سنجیده‌ترین شیوهٔ ممکن عبور کنیم.

فایل صوتی، به‌همراه فایل پاورپوینتِ مرتبط، پیوستِ همین نوشتار است.

https://t.me/PhilosophicalHalt/923

#سوژه_سیاسی
#انقلاب
#پشیمانی

@Intersubjectivity
🕊24👍19👎4
بیست و پنجمین دوره‌ جمع‌خوانی انتقادی کتاب "اصول مبارزه در زمانه‌ی نیهیلیسم"،
فصل هشتم: سوژهٔ سیاسی

پنج‌شنبه ۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۱۲ فوریه) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگل‌میت برگزار می‌شود.

‌لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108

پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده می‌شود.

#گفتگو
#سوژه_سیاسی

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊21👍12⚡1
Audio
ما و اصولِ مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم:
فایل صوتی بیست و پنجمین نشست مجازی جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم.

مباحث مطرح شده در فصل هشتم، سوژه سیاسی (صص ۶۷۱-۷۳۵ ویراست دوم) :

-مخرب‌ترین تجلی شرّ: اتلاف نیروها
ـ اصل سوم مبارزهٔ سیاسی: تاب‌آوری اجتناب از اتوپیااندیشی
ـ دشمن‌شناسی
ـ استراتژی‌های ضدمصادره
-انگیزه و هزینه در عمل سیاسی
-خدشه‌دار شدن شأنیت اجتماعی
-زندان، آزار و بازجویی
-سیاست مبارزاتی در برابر مدیریت و اقتصاد
-هویت‌یابی‌های جزئی در پرتو مسئلهٔ اصلی

#گفتگو
#سوژه_سیاسی

🆔‌ @Intersubjectivity
👍8🕊7⚡1
Audio
بخش پرسش و پاسخ بیست و پنجمین نشست مجازی جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم.

#گفتگو
#سوژه_سیاسی

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊12👍6⚡1
کانال یوتیوب «بیناسوبژکتیویته» با هدف انتشار نشست‌های جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، که حاصل کار ماهانهٔ گروه «ما و اصول مبارزه» است، راه‌اندازی شد. این کانال با پیشنهاد و همت یکی از دوستان و همراهان عزیز شکل گرفته است. محتوای کانال هر دو هفته یکبار به‌روزرسانی خواهد شد و ویدئوهای مربوط به سخنرانی میهمانان نیز زیرنویس شده است.

بدین‌وسیله از تمامی عزیزانی که در راه‌اندازی و تولید محتوای این کانال یاری رسانده‌اند، صمیمانه قدردانیم.

https://www.youtube.com/@intersubjectivity

#کانال_یوتیوب

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊26👍14⚡1
پس از پایان خوانش و بررسی فصل هشتم کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، از احمدرضا آزمون، پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی دعوت کرده‌ایم که مهمان ما در این فصل باشد.


موضوع این گفتگو معطوف به فصل هشتم کتاب اصول مبارزه، "سوژه سیاسی" است.

تاریخ گفتگو: پنجشنبه ۷ اسفند ماه (۲۶ فوریه) ساعت ۲۰، در فضای گوگل‌میت.

لینک ورود به گفتگو:
http://B2n.ir/z96108
(حضور برای عموم آزاد است)

#گفتگو

🆔 @Intersubjectivity
👍22🕊7👎2⚡1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل کامل تصویری گفتگو با احمدرضا آزمون در بیست و ششمین نشست جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

با موضوع فصل هشتم، سوژه سیاسی

۷ اسفند ماه ۱۴۰۴

#گفتگو
#سوژه_سیاسی
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊6⚡2👍1👎1
Audio
فایل صوتی گفتگو با احمدرضا آزمون در بیست و ششمین نشست جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

با موضوع فصل هشتم، سوژه سیاسی

۷ اسفند ماه ۱۴۰۴

#گفتگو
#سوژه_سیاسی
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊9👍4⚡1👎1
همراهان گرامی کانال «ما و اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم»،

با پوزش بابت تأخیر پیش‌آمده در برگزاری ادامه جلسات جمع‌خوانی کتاب «اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم»، به اطلاع می‌رسانیم که ادامه جلسات را در آخرین پنجشنبه شهریورماه از سر خواهیم گرفت.

از همراهی و شکیبایی شما سپاسگزاریم
🕊38👎34👍23⚡1
ما و اصولِ مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم pinned «همراهان گرامی کانال «ما و اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم»، با پوزش بابت تأخیر پیش‌آمده در برگزاری ادامه جلسات جمع‌خوانی کتاب «اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم»، به اطلاع می‌رسانیم که ادامه جلسات را در آخرین پنجشنبه شهریورماه از سر خواهیم گرفت. از همراهی و شکیبایی…»
تمرین و تربیت

لازم است نقدی جدی بر برداشت عرفی از «اعتقاد» مطرح شود. افراد بسیاری را دیده‌ایم که مدعی‌اند (و حتی تصور می‌کنند) که به فلان رویکرد اعتقاد دارند، اما زندگی و رفتارشان چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. فارغ از رویکردهای ریاکارانه و فریبکارانه، اگر خود فرد واقعاً در ذهنش باورمند به چنین اعتقادی باشد، اما عملش بر خلاف آن باشد، چگونه می‌توان آن را توضیح داد؟ می‌توان نشان داد که تصورِ داشتنِ یک باور یا عقیده با زیستنِ آن متفاوت است. بحث بر سر تفاوت عقیده و عمل نیست، بلکه بحث بر سر تفاوت عقیده (تصورِ داشتنِ یک عقیده) و عقیده (عقیدۀ مبنای عمل) است. این بحث در رفتارهای روزمره بسیار رایج است. مثلاً افراد خود را دیندار و باورمند به یک دین می‌دانند اما به‌راحتی عملاً برخلاف نظام اخلاقی آن دین عمل می‌کنند. افراد صفاتی را به خود نسبت می‌دهند که دائماً در حال نقض کردن آن‌اند و غیره.

اما بحث در سطح رویکرد فلسفی از ژرفای بیشتری برخوردار است. با استفاده از مباحث قبلی، مثلاً فردی را تصور کنید که معتقد است جهان متشکل از نیروها یا انرژی است، اما همچنان با جهان به‌مثابۀ اشیاء مادی برخورد می‌کند. در این سطح، یک توجیه البته ابزارهای از پیش دادۀ حواس است: به هر حال بینایی، شنوایی، لامسه و غیره ابزارهایی از‌پیش‌داده، مستقل از باور فرد و برساخته طی سالیان دراز و احتمالاً با اغراض غیرمعرفتی‌اند. اینجاست که تربیت، به تربیتِ حواس و حتی اندام‌ها نیز تسری می‌یابد. یعنی تمرینِ دیگرگونه دیدن، دیگرگونه شنیدن، دیگرگونه لمس کردن، دیگرگونه فهمیدن و فکر کردن، و در نتیجه، اختیار کردنِ عقیده‌ای دیگرگونه که مبنای عمل و زیستی دیگرگونه خواهد بود. بدون تمرین، داشتنِ یک عقیده، صرفاً وضعیتی ذهنی و انتزاعی است. باور ذهنی و استدلال عقلی بادِ هواست. باید از طریقِ تمرین، ذهن و بدن را تربیت کرد تا اندیشه‌ای زیسته شود. تفکر نباید جای تمرین را بگیرد. بدین طریق، با رفعِ شکافِ فکر و عمل، رابطۀ پلاستیک بین آنها آشکار شده و پراکسیسِ سوژه را رقم می‌زند. آغازگاه این پراکسیس دقیقاً باید خود عمل یا بدن باشد: یعنی خود تمرین.

در این معنا، تمرینْ کل‌نگرانه و حائز اهمیتی عظیم است و باعث می‌شود حرکتِ اجزای مختلف به نحوی اتوماتیک با یکدیگر هماهنگ شود: اندام‌ها، حس‌ها، عواطف، آگاهی و خودآگاهی. بصیرتْ محصول همین هماهنگی درونیِ اجزای ناشی از تمرین است. بدین طریق است که ما دقیقاً برخلاف روند متعارف تاریخ چندهزارسالۀ فلسفۀ اخلاق، به جای ابتنای عمل سوژۀ اخلاق‌مدار بر اخلاق، اخلاق را بر عمل سوژۀ اخلاق‌مدار مبتنی ساختیم (اخلاق آن است که سوژۀ اخلاق‌مدار انجام می‌دهد، نه برعکس)؛ چراکه قاطعیتِ عمل اخلاقی زورزدنی نیست، بلکه ملکۀ ذهن و بدنِ سوژۀ اخلاق‌مداری شده است که از پیش آگاهی و آمادگی را در خود پرورش داده است.

هر قدر توانایی تمرکز ذهن و نیز عملکرد حواس، از حیث کمّی و کیفی، تقویت شود، امکان فراروی از انسداد بیشتر است. این وظیفه‌ای خطیر است و نبردی است همزمان علیه دیالکتیکِ جزء و کل. پس هرچند تمرین باید ساده باشد، اما هم ذهن و بدن فرد و هم ذهن (ایدئولوژی) و بدنِ (نهادهای) جامعه، همدستانه، علیه آن عمل می‌کنند با این هدف که یا متوقفش سازند یا تحریفش کنند. پس این نبرد نبردی است همزمان علیه همدستیِ متقابل بدن‌های جزئی و پیکرهای کلی. وجه اخیر البته برای ما آشناتر است و شکستن قالب‌ها و کلیشه‌های فکری و فرهنگی مرسوم‌تر است. اما وجه نخست، یعنی نبردی علیه فروبستگیِ خود بدن-ذهن‌ها، پنهان‌تر است و البته امروزه به مراتب مهمتر. هرچند تمرین با حواس و فکر سروکار دارد، اما کنش رادیکالِ بدن باید به تمام ابعاد بدن‌مندی در تمام زمان‌های زیستن تسری یابد. بدنی می‌تواند آماده باشد که شدید، عمیق، قوی، هماهنگ و دیگرگونه بشنود، شدید، عمیق، قوی، هماهنگ و دیگرگونه ببیند، و شدید، عمیق، قوی، هماهنگ و دیگرگونه بایستد و راه برود و سخن بگوید. و علاوه بر این در تمام لحظات زیستنش، از فکر کردن و مشاهده کردن گرفته تا راه رفتن و عمل کردن، تا حتی غذا خوردن و سخن گفتن و خوابیدن، در حد امکان، آگاهانه مشغول تمرین باشد: تمرینِ پذیرفتنِ مسئولیتِ ذهن و بدنش. باید تاکید کرد که این تربیتِ بدن امری اساساً شخصی و فردی نیست، و ماهیتی فرهنگی و تمدنی دارد. چراکه بدن، برآمده از پلاستیسیتۀ ذهن و بدن و روان است و اساساً امری بیناسوژگانی است و در رابطه‌ای متقابل میان جزء و کل به فعلیت می‌رسد.


🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص ۷۶۶-۷۷۲

#تمرین
#آگاهی_آمادگی_قاطعیت

🆔 @Intersubjectivity
👍17🕊14👎3⚡1
ویپاسانا راه وارستگی (۱۹۴۴م)، اثر ماهاسی سایادو (ترجمه آرام پهلوان، نشر مثلث)، از مهم‌ترین آثار معاصر در سنت مراقبه بودایی است که با هدف تبیین اصول و همچنین روش تمرین مراقبه ویپاسانا (پرورش توانایی شهود حقیقت) نگاشته شده است.
در این اثر تلاش شده است مسیری در جهت شناخت فرآیندهای ذهن و بدن (توده‌های وابستگی) ارائه شود.
بر این اساس مخاطب می‌آموزد که چگونه از رهگذر مشاهده فرآیندهای بی‌وقفه‌ی ذهن و بدن، راهی به سوی رهایی از آنچه که به اشتباه «خود» می‌پندارد بیافریند.
در این اثر، ماهاسی سایادو افزون بر شرح اصول بنیادین مراقبه، شیوه عملیِ پرورش آگاهی و حضور را تبیین می‌کند و نشان می‌دهد که بینش حقیقی نه از تأملات نظری، بلکه از مشاهده مستقیم ناپایداری (آنیچا)، رنج (دوکها) و بی‌خویشتنی (آناتا) پدید می‌آید.
از این منظر، ویپاسانا صرفاً یک فن مراقبه نیست، بلکه روشی برای دگرگونی نگرش انسان به خویشتن و جهان است که غایت آن رهایی از چرخه‌ی رنج و نیل به وارستگی است.

در صورت علاقه به اطلاعات بیشتر در مورد این متد مراقبه‌ای به کانال Pāli رجوع کنید.
🕊20👍7👎3
از توقع به تعهد

این رویه‌ای معمول است که فرد برای انجام کاری باید انگیزه داشته باشد. هرچه کار دشوارتر و راه طولانی‌تر باشد عامل انگیزه‌بخش باید قدرتمندتر و موثرتر باشد. این قاعده در خصوص تمرینات نیز صادق است.
از آنجا که تمرین دقیقاً علیه عادات چند ده ساله (و به تعبیری،چند هزار ساله‌ی) ذهن و بدن سوژه عمل می‌کند، انجام مستمر آن بسیار دشوار و گاهی از حد تحمل سوژه خارج است. فرد حاضر است سخت‌ترین مشقات بدنی را تحمل کند، اما چند دقیقه در سکوت بنا به دستورالعمل خشک تمرین در جایی آرام ننشیند و نَفَس نکشد. در نتیجه، سوژه‌ی تمرین کننده باید انگیزه‌ای بسیار قوی داشته باشد تا همواره مصائب و مشقات راه را به کمک آن توجیه و تحمل کند.

اما نکته اینجاست، و این وجهی است که دشواری را به اوج می‌رساند که اگر فرد، تمرین را با هدف رسیدن به چیزی انجام دهد، هدف اصلی، یعنی حفظ و پرورش آگاهی و آمادگی در لحظه، نقض می‌شود و فدای تحقق آینده‌ای رویایی می‌شود (که در بخش نقدها علیه اتوپیا اندیشی به آن پرداخته شد).
با این وصف این پرسش که «پس چگونه و با چه انگیزه‌ای سوژه می‌تواند تمرین را تاب آورد؟» پاسخ سرراستی ندارد. شاید فقط بتوان فرد تمرین کننده را به این طریق دلگرم کرد: از حیث سلبی، به مثابه راهی نامطمئن برای برون رفت از استیصال حاصل از نهیلیسم و سرخوردگی از شیوه‌ی زندگی متعارف؛ و از حیث ایجابی، قدرشناسی خود تجربه‌ی حضور ذهن و بدن؛ که البته این‌ها همه باید با طرح نظری ایده و توجیه آن همراه شوند.

البته روشن است که این دلگرمی در بزنگاه‌های سرخوردگی و تردید نه چنان دلگرم‌کننده، بلکه بیشتر ناامید کننده است. در این معنا، فرد تمرین‌کننده همواره در حال نوعی قمار بر سر هیچ است و دستکم در ابتدای راه که ارزش تجربه‌ی «هیچ» را درک نکرده است، ممکن است به هر بهانه‌ای تمرین را رها کند و به زندگی متعارف بازگردد.

در اینجاست که «تعهد به انجام تمرین» خود بدل به مسئله می‌شود. فرد هر لحظه ممکن است این تعهد را وانهد. او هرچه بیشتر با دشواری‌ها و سختی‌های تمرین مواجه شود، عناصر انگیزه‌بخش اولیه را ناکافی‌تر خواهد یافت. در یک ‌کلام، تا زمانی که ذهنیت فایده‌گرا و پاداش‌محور بر تمرین حاکم باشد نه تنها تعهد به انجام تمرین شکننده و متزلزل می‌شود، بلکه حتی خود تمرین نیز با حضور چنین ذهنیتی به درستی انجام نمی‌شود.

افراد در این موارد به شیوه رایج فرافکنانه علت نارضایتی را به انجام خود تمرینات نسبت می‌دهند و یا با خود‌سرزنشگری مشکل را بر سر اموری مانند «ضعف اراده»، می‌اندازند. اما دستکم تا آنجا که من از این اصطلاح درمی‌یابم، برچسب «ضعف اراده» از اساس فریبنده است. در باور متعارف ضعف اراده به این معناست که فرد چیزی را می‌خواهد یا قصد انجام کاری را دارد، اما نمی‌تواند آن را محقق کند. حال آیا فارغ از تمام پیچیدگی‌های میل و ابهامات روانکاوانه‌ی کارکرد آن، نمی‌توان گفت که عدم تعهد به انجام یک عمل، نشانه‌ی آن است که در واقع سوژه به میزان کافی آن را «نمی‌خواهد»؟
مسئله‌ی مبارزه بر سر نتیجه نیست، بلکه بر سر تحققِ خودِ خواست تا سرحداتِ توان است. پس آن‌کس که گمان می‌کند «می‌خواهد» اما به دلیل ضعف اراده «نمی‌تواند» در حقیقت هنوز واقعا «نمی‌خواهد»؛ یا خواست مبارزه در میان سایر خواست‌ها و اغراضش هنوز دست بالا را ندارد، به یک معنا هنوز خواست‌ مبارزه برایش به ضرورت بدل نشده است.

حال، به نحوی پارادوکسیکال، سوژه برای آنکه بتواند تعهد به انجام آنچه می‌خواهد را تقویت کند و خود را «آماده» سازد باید تمرینات تقویت سوژه را انجام دهد؛ اما انجام تمرینات نیز نیازمند عزمی راسخ و تعهد کافی به انجام خود تمرینات است. در نتیجه هیچ راه شاهانه‌ای، هیچ ترفند و دستاویز مطمئنی برای گذار از مراحل ابتدایی آمادگی و آگاهی وجود ندارد جز تعهد به انجام تمریناتی که نه به قدر کافی قانع کننده و انگیزه‌بخشند و نه به قدر کافی هنوز موثر. این نکته می‌تواند راهی به ایده‌ی «آزادیِ» سوژه بگشاید. یعنی آزادی از بازی میل با تمام نوسانات و ابهامات، پیچیدگی‌ها و تناقضاتش.

«تعهد» و «تصمیم» در سطوح سوم غایت‌شناختی (یعنی ورای بقا و میل) در اینجا همان لنگری‌اند که سوژه می‌تواند برای غرق نشدن در دریای طوفانی و مواج امیال به آنها چنگ بزند.
اما فارغ از ذکر برخی از انگیزه‌های سلبی احتمالی، من همچنان پاسخی به این پرسش ندارم که سوژه چگونه و با چه انگیزه‌ای «باید» تن به این تعهد دهد یا از دو سطح اول غایت‌شناختی فراتر رود و «تصمیم بگیرد»؟ به همین دلیل است که در کل این نظام، اخذ «تصمیم به مبارزه» به عنوان نوعی پیش شرط بیان شده است.

🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص ۷۹۰-۷۹۴

#تمرین
#تعهد
#مبارزه

🆔 @Intersubjectivity
👍23🕊7👎2⚡1
بیست و هفتمین دوره‌ جمع‌خوانی انتقادی کتاب "اصول مبارزه در زمانه‌ی نیهیلیسم"،
ضمیمهٔ نظام: تمرینات تقویت سوژه، ایدهٔ تمرینات

پنج‌شنبه ۲۶ شهریور‌ماه ۱۴۰۵ (۱۷ سپتامبر) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگل‌میت برگزار می‌شود.

‌لینک ورود به گفتگو:
https://B2n.ir/gb3308

پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده می‌شود.

#گفتگو
#ایده_تمرینات

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊21👍7
Audio
ما و اصولِ مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم:
فایل صوتی بیست و هفتمین نشست مجازی جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم.

مباحث مطرح شده در ضمیمهٔ نظام؛ ایدهٔ تمرینات (صص ۷۵۳-۷۹۹ ویراست دوم) :

-ایدهٔ تمرینات: چرا تمرین؟
ـ تمرین و تربیت
ـ تذکری دربارهٔ انرژی مثبت
ـ بصیرت شرقی
-ناتوانی سوژه
-از توقع به تعهد
-انضباط اخلاقی در برابر «حال خوب»
-دربارهٔ حرص زدن

#گفتگو
#ایدهٔ_تمرینات

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊10👍7👎1
Audio
بخش پرسش و پاسخ بیست و هفتمین نشست مجازی جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم.

#گفتگو
#ایدهٔ_تمرینات

🆔‌ @Intersubjectivity
👍9🕊9👎1
حامد کاتوزی، پژوهشگر علوم اعصاب‌شناختی و فلسفهٔ ذهن، مهمان این هفته ماست. فعالیت‌های او بر مراقبه و نسبت آن با فلسفه، نیهیلیسم، حکمت دائوئیسم و ذن متمرکز است. او همچنین مدرس بین‌المللی هنرهای رزمی درونی (تای‌چی و چی‌کُنگ) و مربی خودکاوی و تروماتراپی است.

از جمله فعالیت‌ها و درس‌گفتارهای او می‌توان به «مراقبه در تلاقی علم و فلسفه» اشاره کرد؛ نشستی با حضور حامد کاتوزی، محمدمهدی اردبیلی و عبدالرضا ناصر مقدسی که فایل تصویری آن در دسترس است.

همچنین در مجموعه «درآمدی بر پدیدارشناسی مراقبه»، با رویکردی پدیدارشناسانه به مراقبه و مبانی نظری دائوئیسم پرداخته است. جلسه نخست این مجموعه نیز برای آشنایی بیشتر با این درس‌گفتارها منتشر شده است.
برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌های آموزشی او در حوزه مراقبه، تای‌چی و چی‌کُنگ می‌توانید به [باش‌گاه] نیز سر بزنید.

برخی از این آثار و فعالیت‌ها:
🔹 مراقبه در تلاقی علم و فلسفه
🔹 درآمدی بر پدیدارشناسی مراقبه
🔹 جلسه اول «درآمدی بر پدیدارشناسی مراقبه»
🔹 باش‌گاه؛ آکادمی هنرهای رزمی و مراقبه ره‌سان

او همچنین در کانال «زیستن در میانه‌ی فاجعه»، مجموعه‌ای از گفت‌وگوها و مطالعات درباره امکان‌های زیستن معنادار و موجه در میانهٔ فاجعه و شیوه‌های مواجهه با رنج و ترومای فردی و جمعی را تهیه کرده است.

#تمرینات
#حامد_کاتوزی

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊12👍11👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل کامل تصویری گفتگو با حامد کاتوزی در بیست و هشتمین نشست جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

بخش ضمیمهٔ نظام: تمرینات تقویت سوژه

۹ مهر‌ماه ۱۴۰۵

#گفتگو
#تمرینات
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊11👍6👎2
Audio
فایل صوتی گفتگو با حامد کاتوزی در بیست و هشتمین نشست جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

بخش ضمیمهٔ نظام: تمرینات تقویت سوژه

۹ مهر‌ماه ۱۴۰۵

#گفتگو
#تمرینات
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊11👍8👎1
مسیر این نظام [۱]

این متن در حقیقت، پذیرش شرایط نیهیلیستی را به عنوان پیشفرض خود در نظر گرفته است. در نتیجه، مخاطب اصلیِ آن کسی است که با ذهن و گوشت و خون، با تمام مظاهر نیهیلیسم (از نیهیلیسم معرفت‌شناختی گرفته تا هستی‌شناختی و از نیهیلیسم اخلاقی گرفته تا سیاسی) مواجه شده است و هیچ راه ایجابی‌ای برای برون‌رفت از وضعیت نیهیلیستی و خلق زیستی معنادار و ارزشمند نیافته است. در یک کلام، آغازگاه این متن «استیصال» است.

ما معنای زندگی را در ساحت فردی به مسئلۀ اصلی‌مان بدل ساختیم و بر نوعی ملاک یا مبنای ارزش‌گذاری و معنابخشی به زندگی تاکید کردیم. در مرحلۀ بعد، این معنابخشی و ارزش‌گذاری را با نظام‌های تمثیلاتِ باورشناختیِ افراد پیوند زدیم و البته نظام خاصِ تمثیلاتِ خود را نیز ارائه کردیم که مبتنی بر ایدۀ «تصمیم به مبارزه» است. تازه اینجاست که مسئلۀ مقایسۀ میان این نظام‌ها مطرح است و «نقد» ممکن می‌شود و ما از نسبی‌گراییِ فردگرایانۀ اولیه خارج خواهیم شد. بدین طریق، ما سازوکاری برای متمایز ساختن نظام تمثیلات موجه و غیرموجه عرضه کردیم؛ البته سازوکاری که خودش موجه‌شونده باشد و در جزمیت و یکجانبگی درجا نزده باشد. و در نهایت به نتایج عملیِ نظام تمثیلات موجه در حوزۀ اخلاق و سیاست اشاره کردیم.

اما در سوی مقابل، با پذیرش این استیصال و سرخوردگی، این اثر مدعی است که توانسته کورسویی نشان دهد یا حتی خلق کند. آنجا که تمام معیارهای معرفتی، زیستی و اخلاقی فروپاشیده‌اند، این نظام کوشید تا معیاری دیگر، از منبعی دیگر به دست دهد و در این راه، علی‌رغم تصدیق و حتی به کارگیریِ تمام نقدها علیه فردگرایی سوبژکتیویستی، لنگر خود را در سوژه (البته به معنایی که ذکر آن به میان رفت) انداخت. اما به منظور دچارنشدن به تجربۀ شکست‌خوردۀ سوبژکتیویسم مدرن، مجبور شد طرح اولیه‌ای از نوعی منطق نوین خلق کند که از یک جهت پلاستیک و از جهت دیگر آلیاژی باشد.

سپس این اثر نظریۀ نظام تمثیلاتِ خود را، هم از حیث نظری هم از حیث عملی، ارائه داد. در سطح نظری، در فصول معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی، بدون تکیه بر هیچ اصل متعارفه‌ای، صرفاً با خلق برخی اصول موضوعۀ مفروض‌الصدق، و البته با اتکا به خود «تصمیم به مبارزه»، در عین نشان دادن انسداد درونیِ هر شکلی از «شناخت» و نقدِ هر شکلی از اتکای تضمین‌شده به آن، با فراروی از دیالکتیک هگلی، به نوعی هستی‌شناسی ایدئالیستی پویشی پلاستیک راه برد. در ساحت معرفت‌شناسی نیز، با ملاک قرار دادن «تجربه»، کوشید تا به نحوی متفاوت، از حس و احساس شروع کند و به کمک آنها به مفاهیم سه‌گانۀ ذهن، بدن و عاطفه برسد.

در سطح عملی نیز ناچار شدیم پیش از ورود به ساحت اخلاق و سیاست، نظامی غایت‌شناختی طراحی کنیم تا به کمک آن بتوانیم از مفهوم مصادره‌شدۀ «ارزش» اعادۀ حیثیت کنیم و به کمک ایجاد تمایز میان «غایت» و «جهت» نوعی ارزش‌شناسی را به دست دهیم که از نقدهای پست‌مدرن علیه هرشکلی از ارزش‌گذاری جان سالم به در ببرد. به کمک این نظام غایت‌شناختی و ارزش‌شناختی بود که بازآراییِ نوعی فلسفۀ اخلاقی و سیاسی ممکن شد.

البته این نظام نه تنها با کنش سیاسی و طرح نظام مطلوب منافاتی ندارد، بلکه اتفاقاً هم کنش و هم طرح نظام سیاسیِ ایجابی را با تکیه به مبانی خود موجه خواهد ساخت. مسئله اینجاست که یک نظام سیاسیِ مطلوب همواره محصول خرد و تخیل جمعیِ سوژه‌های زنده است و سطح طرح آن با سطح طرح ایدۀ کنش سیاسیِ موجهِ سوژه متفاوت است. در عوض، این نظام با طرح سه عنصر آگاهی، آمادگی و قاطعیت کوشید تا سطحی از معناداریِ زیستن و عملِ ارزشمند و موجه را فراهم کند تا سوژۀ سرگردان و بی‌پناه بتواند به کمک آن زیستن خود را معنادار کند و تازه پس از آن است که می‌تواند به نحوی قابل‌دفاع و موجه، وارد هر شکلی از همدستی استراتژیک با فعالیت‌های سیاسی موجود یا حتی خلق بدیل‌های نوین عمل و آرمان سیاسی شود.

🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص ۷۳۷-۷۴۴

#مؤخره
#بسوی_امید

🆔 @Intersubjectivity
👍9🕊7👎2