صفات ملکی
برای نشان دادن مالکیت چیزی نسبت به انسان از این کلمات استفاده میشود همیشه قبل از اسم بکار می روند و در انگلیسی عبارتند از
"my" leg :پای من
"your" leg:پای تو
"his "leg:پای او /مذکر
"her "leg :پای او /مونث
"its "leg :پای اون
"our" books :کتابهای ما
"your "books:کتابهای شما
"their "books:کتابهای آنها
موارد آخر که آخر اسم s آوردیم جهت نشان دادن جمع بودن کتاب یعی کتاب های ما .برای جمع بستن اسم ها لازم است انتهای انها s جمع بیاوریم .
مثال .
this is my car .
این ماشین من است
i enjoy my english class .
من از کلاس زبانم لذت میبرم
your book is here .
کتاب تو اینجاست .
here:(اینجا)
this:(این )
leg:(پا)
برای نشان دادن مالکیت چیزی نسبت به انسان از این کلمات استفاده میشود همیشه قبل از اسم بکار می روند و در انگلیسی عبارتند از
"my" leg :پای من
"your" leg:پای تو
"his "leg:پای او /مذکر
"her "leg :پای او /مونث
"its "leg :پای اون
"our" books :کتابهای ما
"your "books:کتابهای شما
"their "books:کتابهای آنها
موارد آخر که آخر اسم s آوردیم جهت نشان دادن جمع بودن کتاب یعی کتاب های ما .برای جمع بستن اسم ها لازم است انتهای انها s جمع بیاوریم .
مثال .
this is my car .
این ماشین من است
i enjoy my english class .
من از کلاس زبانم لذت میبرم
your book is here .
کتاب تو اینجاست .
here:(اینجا)
this:(این )
leg:(پا)
سلام
جملاتی مربوط به صفات ملکی براتون میذارم که خوب توی ذهنتون جا بیفته
my name is Mina.
اسم من مینا هست.
his name is ali
اسم او علی است .
her name is maryam .
اسم او مریم است .
دقت داشته باشید که اسم و ضمیر همخوانی داشته باشد مثلا وقتی میخوایم مالکیت رو نسبت که یک خانم بگیم از her استفاده میکنیم her name اسم او(مونث) ینی هروقت این واژه رو دیدم میدونیم که درمورد جنس مونث صحبت میشه.
جملاتی مربوط به صفات ملکی براتون میذارم که خوب توی ذهنتون جا بیفته
my name is Mina.
اسم من مینا هست.
his name is ali
اسم او علی است .
her name is maryam .
اسم او مریم است .
دقت داشته باشید که اسم و ضمیر همخوانی داشته باشد مثلا وقتی میخوایم مالکیت رو نسبت که یک خانم بگیم از her استفاده میکنیم her name اسم او(مونث) ینی هروقت این واژه رو دیدم میدونیم که درمورد جنس مونث صحبت میشه.
خب حالا میخوام چند روز کامل مطالب سوال پرسیدن و سوالی کردن جملات رو کامل براتون توی کانال توضیح بدم .
اگه یادتون باشه وقتی زمانهارو یادتون دادم طرز منفی کردن جملاتش رو هم براتون توضیح دادم .
جملاتی که داخل آنها یکی از افعال کمکی was were am is are بود توسط قرار دادن not مقابل انها منفی میشد و جملاتی هم که در آنها یک فعل به غیر ازین 3 فعل بود توسط قرار دادن not مقابل do و does منفی میشدند .
برای سوالی کردن هم
اگر در جمله فعل کمکی داشتیم مثلا :
she is a student.
برای سوالی کردن این جمله کافی است فعل کمکی رو اول جمله بیاریم .
is she a student?
اگه یادتون باشه وقتی زمانهارو یادتون دادم طرز منفی کردن جملاتش رو هم براتون توضیح دادم .
جملاتی که داخل آنها یکی از افعال کمکی was were am is are بود توسط قرار دادن not مقابل انها منفی میشد و جملاتی هم که در آنها یک فعل به غیر ازین 3 فعل بود توسط قرار دادن not مقابل do و does منفی میشدند .
برای سوالی کردن هم
اگر در جمله فعل کمکی داشتیم مثلا :
she is a student.
برای سوالی کردن این جمله کافی است فعل کمکی رو اول جمله بیاریم .
is she a student?
جملاتی که فاقد فعل کمکی هستند باید do یا does رو ابتدای جمله بیاوریم
she speaks english every day .
does she speak english every day?
does برای سوم شخص استفاده میشود برای she he it.
she speaks english every day .
does she speak english every day?
does برای سوم شخص استفاده میشود برای she he it.
مثال :
سوالی کردن حال استمراری
she is playing .
is she playing?
he is watching tv
is he watching tv?
سوالی کردن حال ساده
they speak english every day
انها هرروز انگلیسی صحبت میکنند
do they speak english every day ?
آیا انها هرروز انگلیسی صحبت میکنند؟
سوالی کردن گذشته ساده
از واژهی did استفاده میکنیم .
he watched Tv last night .
did he watch Tv last night?
they watched tv yesterday.
did they watch tv yesterday ?
گذشته استمراری
they were playing football.
انها داشتند فوتبال بازی میکردند
were they playing football?
ایا انها داشتند فوتبال بازی میکردند؟
she was washing the dishes
.او درحال شستن ظرفها بود
was she washing the dishes?
آیا او درحال شستن ظرفها بود؟
سوالی کردن حال استمراری
she is playing .
is she playing?
he is watching tv
is he watching tv?
سوالی کردن حال ساده
they speak english every day
انها هرروز انگلیسی صحبت میکنند
do they speak english every day ?
آیا انها هرروز انگلیسی صحبت میکنند؟
سوالی کردن گذشته ساده
از واژهی did استفاده میکنیم .
he watched Tv last night .
did he watch Tv last night?
they watched tv yesterday.
did they watch tv yesterday ?
گذشته استمراری
they were playing football.
انها داشتند فوتبال بازی میکردند
were they playing football?
ایا انها داشتند فوتبال بازی میکردند؟
she was washing the dishes
.او درحال شستن ظرفها بود
was she washing the dishes?
آیا او درحال شستن ظرفها بود؟
کلمات استفهام
محل این کلمات در جملات استفهامی در ابتدای جمله می باشد .و مهمترین آنها عبارتند از :
who چه کسی/ فاعلی
whom چه کسی را /مفعولی
which کدام ،کدام را
which one کدامیک ،کدامیک را
whose مال چه کسی
what چه، چه چیزی
when کی ،چه موقع
what time چه ساعتی
where کجا
how چگونه
how much چقدر
how many چند تا
how long چه مدت
how often چند وقت به چند وقت
how far تا کجا ،چه فاصله ای
why چرا
محل این کلمات در جملات استفهامی در ابتدای جمله می باشد .و مهمترین آنها عبارتند از :
who چه کسی/ فاعلی
whom چه کسی را /مفعولی
which کدام ،کدام را
which one کدامیک ،کدامیک را
whose مال چه کسی
what چه، چه چیزی
when کی ،چه موقع
what time چه ساعتی
where کجا
how چگونه
how much چقدر
how many چند تا
how long چه مدت
how often چند وقت به چند وقت
how far تا کجا ،چه فاصله ای
why چرا
what:چه
بعد از این کلمات استفهام فعل کمکی میاوریم .
what is your name?اسم شما چیست
what do you do?شما چه کاره هستید
what is your first name ?اسم (کوچک) شما چیست
what did you do ? چه کار میکردی
what are you doing ? داری چیکار میکنی
what were you doing yesterday?
دیروز داشتی چیکار میکردی
بعد از این کلمات استفهام فعل کمکی میاوریم .
what is your name?اسم شما چیست
what do you do?شما چه کاره هستید
what is your first name ?اسم (کوچک) شما چیست
what did you do ? چه کار میکردی
what are you doing ? داری چیکار میکنی
what were you doing yesterday?
دیروز داشتی چیکار میکردی
whose?مال چه کسی
این واژه نشان دهنده مالکیت است و زمانی بکار میرود که مالکیت شیء یا شخصی نسبت به انسان مجهول باشد مثلا وقتی میخوایم بپرسیم این کتاب مال چه کسی است و مالک مجهول است .
whose book is this? این کتاب کیست
whose is this ?این مال چه کسی است
اکثرا بعد از این کلمه اسم استفاده میشود مثل book ولی بطور کل اگر بعد از این کلمه فعل بیاید ضمیر استفهام و اگر اسم بیاد صفت استفهام نامیده میشود .
این واژه نشان دهنده مالکیت است و زمانی بکار میرود که مالکیت شیء یا شخصی نسبت به انسان مجهول باشد مثلا وقتی میخوایم بپرسیم این کتاب مال چه کسی است و مالک مجهول است .
whose book is this? این کتاب کیست
whose is this ?این مال چه کسی است
اکثرا بعد از این کلمه اسم استفاده میشود مثل book ولی بطور کل اگر بعد از این کلمه فعل بیاید ضمیر استفهام و اگر اسم بیاد صفت استفهام نامیده میشود .
why چرا
پس از این کلمه یک فعل کمکی بکار ببرید .و یادتون باشه که ما همیشه در جواب این کلمه میگیم ("چون ")( "زیرا")و( "برای اینکه ") که معادل این کلمات در انگلیسی کلمه beauseمی باشد .
why are you here ?
چرا تو اینجا هستی
why did you change your mobile phone?
چرا موبایلت را عوض کردی؟
why are you washing your clothes?
چرا داری لباسهایت را میشوری؟
why did you go there?
چرا رفتی اونجا؟
پس از این کلمه یک فعل کمکی بکار ببرید .و یادتون باشه که ما همیشه در جواب این کلمه میگیم ("چون ")( "زیرا")و( "برای اینکه ") که معادل این کلمات در انگلیسی کلمه beauseمی باشد .
why are you here ?
چرا تو اینجا هستی
why did you change your mobile phone?
چرا موبایلت را عوض کردی؟
why are you washing your clothes?
چرا داری لباسهایت را میشوری؟
why did you go there?
چرا رفتی اونجا؟
when ?چه زمانی
اگر اول جمله آورده شود استفهام است پس بعد از آن فعل کمکی بکار ببرید
when will you arrive?
کی خواهی رسید (کی میرسی)
when is your next party date?
تاریخ مهمانی بعدیت کی است؟
یادتون باشه این کلمه به معنای" وقتی " "زمانی" که هم میباشد که دیگر جمله حالت سوالی ندارد .مثلا در فارسی :
زمانی که تلفن زنگ خورد درحال تلویزیون تماشا کردن بودم .
این یک جمله شامل دو زمان می باشد .یکی گذشته ساده و یکی گذشته استمراری .یعنی عملی در حال انجام شدن بود (تلویزیون تماشا کردن ) که اتفاقی رخ داد (زنگ زدن )
که البته این جمله به حالت دیگری هم میتوان نوشت :
من در حال تلویزیون تماشا کردن بودم ***که ***تلفن زنگ خورد .
که اینجا همان whenترجمه میشود .
مثال :
when the phone rang ,i was watching TV.
or
i was watching TV when the phone rang.
در جمله دوم when (که) معنا میشود .
اگر اول جمله آورده شود استفهام است پس بعد از آن فعل کمکی بکار ببرید
when will you arrive?
کی خواهی رسید (کی میرسی)
when is your next party date?
تاریخ مهمانی بعدیت کی است؟
یادتون باشه این کلمه به معنای" وقتی " "زمانی" که هم میباشد که دیگر جمله حالت سوالی ندارد .مثلا در فارسی :
زمانی که تلفن زنگ خورد درحال تلویزیون تماشا کردن بودم .
این یک جمله شامل دو زمان می باشد .یکی گذشته ساده و یکی گذشته استمراری .یعنی عملی در حال انجام شدن بود (تلویزیون تماشا کردن ) که اتفاقی رخ داد (زنگ زدن )
که البته این جمله به حالت دیگری هم میتوان نوشت :
من در حال تلویزیون تماشا کردن بودم ***که ***تلفن زنگ خورد .
که اینجا همان whenترجمه میشود .
مثال :
when the phone rang ,i was watching TV.
or
i was watching TV when the phone rang.
در جمله دوم when (که) معنا میشود .
1-add-اضافه کردن
2-act-رفتار کردن
3-ask -پرسیدن
4-belive-باور کردن
5-Borrow - قرض گرفتن
6-Break - شکستن
7-Bring - آوردن
8-Buy - خريدن
9-Can/ Be able - توانستن
10-Cancel - منتفي کردن
11-Change - تغيير دادن
12-Clean - تمييز کردن
13-Comb - شانه کردن
14-Complain - شکايت کردن
15-Cough - سرفه کردن
16-Count - شمردن
17-Cut - بريدن
18-Dance - رقصيدن
19-Draw - کشيدن
20-Drink - نوشيدن
21-Drive - رانندگي کردن
22-Eat - خوردن
23-Explain - توضيح دادن
24-Fall - افتادن
25-Fill - پر کردن
26-Find - پيدا کردن
27-Finish - تمام کردن
28-Fit - جا دادن
29-Fix - درست کردن
30-Fly - پرواز کردن
31-Forget - فراموش کردن
32-Give - دادن
33-Go - رفتن
34-Have - داشتن
35-Hear - شنيدن
36-Hurt - زخمي شدن
37-Know - دانستن
38-Learn - يادگرفتن
39-Leave - ترک کردن
40-Listen - گوش کردن
41-Live - زندگي کردن
42-Look - ديدن
43-Lose - گم کردن
44-Make/Do - انجام دادن
45-Need - احتياج داشتن
46-Open - بازکردن
47-Organize - منظم کردن
48-Close/Shut - بستن
49-Pay - پرداختن
50-Play - بازي کردن
2-act-رفتار کردن
3-ask -پرسیدن
4-belive-باور کردن
5-Borrow - قرض گرفتن
6-Break - شکستن
7-Bring - آوردن
8-Buy - خريدن
9-Can/ Be able - توانستن
10-Cancel - منتفي کردن
11-Change - تغيير دادن
12-Clean - تمييز کردن
13-Comb - شانه کردن
14-Complain - شکايت کردن
15-Cough - سرفه کردن
16-Count - شمردن
17-Cut - بريدن
18-Dance - رقصيدن
19-Draw - کشيدن
20-Drink - نوشيدن
21-Drive - رانندگي کردن
22-Eat - خوردن
23-Explain - توضيح دادن
24-Fall - افتادن
25-Fill - پر کردن
26-Find - پيدا کردن
27-Finish - تمام کردن
28-Fit - جا دادن
29-Fix - درست کردن
30-Fly - پرواز کردن
31-Forget - فراموش کردن
32-Give - دادن
33-Go - رفتن
34-Have - داشتن
35-Hear - شنيدن
36-Hurt - زخمي شدن
37-Know - دانستن
38-Learn - يادگرفتن
39-Leave - ترک کردن
40-Listen - گوش کردن
41-Live - زندگي کردن
42-Look - ديدن
43-Lose - گم کردن
44-Make/Do - انجام دادن
45-Need - احتياج داشتن
46-Open - بازکردن
47-Organize - منظم کردن
48-Close/Shut - بستن
49-Pay - پرداختن
50-Play - بازي کردن
51-Put - قرار دادن
52-Rain - باريدن
53-Read - خواندن
54-Reply - پاسخ دادن
55-Run - دويدن
56-Say - گفتن
57-See - ديدن
58-Sell - فروختن
59-Send - فرستادن
60-Sign - امضا کردن
61-Sing - آواز خواندن
62-Sit - نشستن
63-Sleep - خوابيدن
64-Smoke - سيگار کشيدن
65-Speak - صحبت کردن
66-Spell - هجي کردن
67-Spend - پرداختن
68-Stand - ايستادن
69-Start/Begin - شروع کردن
70-Study - درس خواندن
71-Succeed - موفق شدن
72- Swim - شنا کردن
73-Take - گرفتن
74-Talk - صحبت کردن
75-Teach - ياد دادن
76-Tell - گفتن
77-Think - فکر کردن
78-Translate - ترجمه کردن
79-Travel - سفر کردن
80-Try - امتحان کردن
81-turn off - خاموش کردن
82- turn on- روشن کردن
83-Type - تايپ کردن
84-Understand - فهميدن
85-use - استفاده کردن
86-wait - صبر کردن
87-Wake up - بيدار شدن
88- want- خواستن
89- watch- نگاه کردن
90-Work - کارکردن
91-Worry - نگران شدن
92-Write - نوشتن
93-Waste - هدر رفتن
94-Wonder - تعجب کردن
95-Worship - عبادت کردن
96-Win - برنده شدن
97-Wear - پوشيدن
98-Wash - شستن
100-Welcome -خوش آمد گوی
52-Rain - باريدن
53-Read - خواندن
54-Reply - پاسخ دادن
55-Run - دويدن
56-Say - گفتن
57-See - ديدن
58-Sell - فروختن
59-Send - فرستادن
60-Sign - امضا کردن
61-Sing - آواز خواندن
62-Sit - نشستن
63-Sleep - خوابيدن
64-Smoke - سيگار کشيدن
65-Speak - صحبت کردن
66-Spell - هجي کردن
67-Spend - پرداختن
68-Stand - ايستادن
69-Start/Begin - شروع کردن
70-Study - درس خواندن
71-Succeed - موفق شدن
72- Swim - شنا کردن
73-Take - گرفتن
74-Talk - صحبت کردن
75-Teach - ياد دادن
76-Tell - گفتن
77-Think - فکر کردن
78-Translate - ترجمه کردن
79-Travel - سفر کردن
80-Try - امتحان کردن
81-turn off - خاموش کردن
82- turn on- روشن کردن
83-Type - تايپ کردن
84-Understand - فهميدن
85-use - استفاده کردن
86-wait - صبر کردن
87-Wake up - بيدار شدن
88- want- خواستن
89- watch- نگاه کردن
90-Work - کارکردن
91-Worry - نگران شدن
92-Write - نوشتن
93-Waste - هدر رفتن
94-Wonder - تعجب کردن
95-Worship - عبادت کردن
96-Win - برنده شدن
97-Wear - پوشيدن
98-Wash - شستن
100-Welcome -خوش آمد گوی