موفقیت این نیست که چقدر رویا های بزرگی میتوانی داشته باشی .
موفقیت سنجش این است که چقدر شما میتوانی عمل کنی .
موفقیت سنجش این است که چقدر شما میتوانی عمل کنی .
حرف تعریف معین The
این حرف تعیین در موارد زیر بکار می رود:
1.قبل از اسامی آلات موسیقی اگر منظور نواختن آنها باشد.مثال:
She is playing the piano .
2.برای مشخص کردن اسم عام .مثال:
English people drink coffee very much.
انگلیسی ها خیلی زیاد قهوه می نوشند.
*The* coffee which they dribk is very strong.
قهوه ای که آنها می نوشند خیلی غلیظ است .
توجه نمایید که در جمله اول قبل از coffeeحرف تعیین وجود ندارد .یعنی به طور کلی درمورد قهوه صحبت می شود اما در جمله ی دوم که قبل از کلمه ی coffeeحرف تعین the آمده است کلمه ی قهوه را معین کرده و منظور به قهوه ای است که انگلیسی ها می نوشند .
3.قبل از صفات عالی مثال :
Tehran is the largest city of iran.
تهران بزرگترین شهر ایران است .
4.قبل از اسامی آب های طبیعی رودخانه ها ،دریاچه ها ،دریا ها،اقیانوس ها و خلیج ها مثال :
The karon is the biggest river in iran.
کارون بزرگترین رود در ایران است .
5.قبل از اسامی روزنامه ها مثال:
Do you like the times ?
ایا شما روز نامه ی تایمز را دوسدارید؟
6.قبل از نام شرکت ها مثال :
I work at the Air France .
من در ایر فرانس کار میکنم .
7.قبل از طبقات اجتماعی :
The rich ثروتمندان
The poor فقرا
The blind نابینایان
THE taxi drivers راننده تاکسی ها
8.قبل از سلسله جبال کوه ها
The Alborz range is in iran .
رشته کوه البرز در ایران است
9.قبل از اعداد ترتیبی .مثال
اولین،دومین ،...
The first time .
10.قبل از کلماتی که معرف مذهب یا ملیت باشند مثال:
The moslems
The iranians
11.قبل از اسامی کشور هایی که به صورت مشترک المنافع باشند و یا با کلمات state union و kingdomهمراه باشند .
The U.S.A =the united states of america
ایالات متحده آمریکا
The united kingdom .(UK)انگلستان و ایرلند
این حرف تعیین در موارد زیر بکار می رود:
1.قبل از اسامی آلات موسیقی اگر منظور نواختن آنها باشد.مثال:
She is playing the piano .
2.برای مشخص کردن اسم عام .مثال:
English people drink coffee very much.
انگلیسی ها خیلی زیاد قهوه می نوشند.
*The* coffee which they dribk is very strong.
قهوه ای که آنها می نوشند خیلی غلیظ است .
توجه نمایید که در جمله اول قبل از coffeeحرف تعیین وجود ندارد .یعنی به طور کلی درمورد قهوه صحبت می شود اما در جمله ی دوم که قبل از کلمه ی coffeeحرف تعین the آمده است کلمه ی قهوه را معین کرده و منظور به قهوه ای است که انگلیسی ها می نوشند .
3.قبل از صفات عالی مثال :
Tehran is the largest city of iran.
تهران بزرگترین شهر ایران است .
4.قبل از اسامی آب های طبیعی رودخانه ها ،دریاچه ها ،دریا ها،اقیانوس ها و خلیج ها مثال :
The karon is the biggest river in iran.
کارون بزرگترین رود در ایران است .
5.قبل از اسامی روزنامه ها مثال:
Do you like the times ?
ایا شما روز نامه ی تایمز را دوسدارید؟
6.قبل از نام شرکت ها مثال :
I work at the Air France .
من در ایر فرانس کار میکنم .
7.قبل از طبقات اجتماعی :
The rich ثروتمندان
The poor فقرا
The blind نابینایان
THE taxi drivers راننده تاکسی ها
8.قبل از سلسله جبال کوه ها
The Alborz range is in iran .
رشته کوه البرز در ایران است
9.قبل از اعداد ترتیبی .مثال
اولین،دومین ،...
The first time .
10.قبل از کلماتی که معرف مذهب یا ملیت باشند مثال:
The moslems
The iranians
11.قبل از اسامی کشور هایی که به صورت مشترک المنافع باشند و یا با کلمات state union و kingdomهمراه باشند .
The U.S.A =the united states of america
ایالات متحده آمریکا
The united kingdom .(UK)انگلستان و ایرلند
12.قبل از عناوین درجات ارتشی
رءیس جمهور به ایتالیا رفت
The president went to italy
The prime minister of italy.
.نخست وزیر ایتالیا
13.قبل از اسامی زبانهای دنیا مشروط بر آنکه با کلمه language همراه باشد .مثال:
The english language is not difficult.
زبان انگلیسی دشوار نیست .
14 .قبل از نام فامیلی اگر به صورت جمع باشد .
THE browns will go for a picnic tomorrow.
خانواده ی براون فردا به پیک نیک خواهند رفت .
15.قبل از جهات 4 گانه و کلمات و کلمات زیر :
THE west غرب
THE east شرق
THE north شمال
THE south جنوب
THE north pole قطب شمال
THE world دنیا
THE sky آسمان
THE sun خورشید
THE earth زمین
THE moon ماه
My father is living in the south.
اگر جهت حرکت به طور صحیح بیان گردد احتیاج به the نیست .
He flew from north to south .
او از شمال تا جنوب پرواز کرد.
16.قبل از کلمه ی country اگر به معنی روستا حومه ییلاق باشد .
My father has a house in the country .
پدر من یک خانه در ییلاق دارد
17.بین چند نفر که نام مشترک داشته باشند معروف ترین آنها the میگیرد .
I saw the kendy in america in 1960.
من کندی معروف را در سال 1960 در امریکا دیدم
رءیس جمهور به ایتالیا رفت
The president went to italy
The prime minister of italy.
.نخست وزیر ایتالیا
13.قبل از اسامی زبانهای دنیا مشروط بر آنکه با کلمه language همراه باشد .مثال:
The english language is not difficult.
زبان انگلیسی دشوار نیست .
14 .قبل از نام فامیلی اگر به صورت جمع باشد .
THE browns will go for a picnic tomorrow.
خانواده ی براون فردا به پیک نیک خواهند رفت .
15.قبل از جهات 4 گانه و کلمات و کلمات زیر :
THE west غرب
THE east شرق
THE north شمال
THE south جنوب
THE north pole قطب شمال
THE world دنیا
THE sky آسمان
THE sun خورشید
THE earth زمین
THE moon ماه
My father is living in the south.
اگر جهت حرکت به طور صحیح بیان گردد احتیاج به the نیست .
He flew from north to south .
او از شمال تا جنوب پرواز کرد.
16.قبل از کلمه ی country اگر به معنی روستا حومه ییلاق باشد .
My father has a house in the country .
پدر من یک خانه در ییلاق دارد
17.بین چند نفر که نام مشترک داشته باشند معروف ترین آنها the میگیرد .
I saw the kendy in america in 1960.
من کندی معروف را در سال 1960 در امریکا دیدم
Passive and active form of the verbs:
معلوم و مجهول :
جملات معلوم جملاتی هستند که در واقع فاعل آنها مشخص است و در واقع ما میدانیم که عمل توسط چه کسی انجام شده .یا اینکه فاعل از عمل انجام شده برای ما مهمتر است به مثال زیر توجه کنید :
مادرم غذا را پخت .
غذا پخته شد .
در جمله ی اول فاعل مشخص است پس حالت معلوم دارد
در جمله ی دوم فاعل مشخص نیست این جملات رو بعنوان مجهول میشناسیم .
معلوم و مجهول :
جملات معلوم جملاتی هستند که در واقع فاعل آنها مشخص است و در واقع ما میدانیم که عمل توسط چه کسی انجام شده .یا اینکه فاعل از عمل انجام شده برای ما مهمتر است به مثال زیر توجه کنید :
مادرم غذا را پخت .
غذا پخته شد .
در جمله ی اول فاعل مشخص است پس حالت معلوم دارد
در جمله ی دوم فاعل مشخص نیست این جملات رو بعنوان مجهول میشناسیم .
معمولا در فارسی افعالی که با " شد " همراه هستند مجهول اند
طرز ساختن جمله مجهول هر یک از زمان ها با دیگری متفاوت است .طریقه ساخت :
1.مفعول جمله معلوم را به عنوان مبتدا در ابتدای جمله مجهول قرار می دهیم .
2.بلافاصله از فعل to be استفاده میکنیم در زمان حال(am.is.are)در زمان گذشته (were .was)در زمان آینده (will be)در ماضی نقلی(have been .has been)در ماضی بعید (had been) و در آینده کامل از (will have been)
مثال :
زمان حال ساده :
This cat eats some cheese every day .
این گربه هرروز مقداری پنیر میخورد .
Some cheese is eaten by this cat every day.
2.زمان گذشته ساده :
My mother washed the dishes.
مادرم ظرف هارا شست .
The dishes were washed (by my mother)
ظرفها شسته شد (توسط مادرم ).
3.زمان آینده ساده
He will finish the letter in a few minuets .
او تا چند دقیقه دیگه نامه را تمام خواهد کرد .
The letter will be finished in a few minutes.
نامه تا چند دقیقه دیگر تمام خواهد شد.
4.ماضی نقلی
He has invited us to his house.
او ما را به منزلش دعوت کرده است.
We have been invited to his house.(by him)
ما به منزل او دعوت شده ایم .
طرز ساختن جمله مجهول هر یک از زمان ها با دیگری متفاوت است .طریقه ساخت :
1.مفعول جمله معلوم را به عنوان مبتدا در ابتدای جمله مجهول قرار می دهیم .
2.بلافاصله از فعل to be استفاده میکنیم در زمان حال(am.is.are)در زمان گذشته (were .was)در زمان آینده (will be)در ماضی نقلی(have been .has been)در ماضی بعید (had been) و در آینده کامل از (will have been)
مثال :
زمان حال ساده :
This cat eats some cheese every day .
این گربه هرروز مقداری پنیر میخورد .
Some cheese is eaten by this cat every day.
2.زمان گذشته ساده :
My mother washed the dishes.
مادرم ظرف هارا شست .
The dishes were washed (by my mother)
ظرفها شسته شد (توسط مادرم ).
3.زمان آینده ساده
He will finish the letter in a few minuets .
او تا چند دقیقه دیگه نامه را تمام خواهد کرد .
The letter will be finished in a few minutes.
نامه تا چند دقیقه دیگر تمام خواهد شد.
4.ماضی نقلی
He has invited us to his house.
او ما را به منزلش دعوت کرده است.
We have been invited to his house.(by him)
ما به منزل او دعوت شده ایم .
5.ماضی بعید
They had built the house when we came to iran .
آنها خانه را ساخته بودند وقتی ما به ایران آمدیم.
The house had been built we we came to iran.
خانه ساخته شده بود وقتی ما به ایران امدیم .
6.زمان حال استمراری
Ali is writing a letter
علی دارد نامه مینویسد .
The letter is being written.(by ali)
نامه دارد نوشته میشود.
7.زمان گذشته استمراری
He was writting a letter.
او داشت نامه مینوشت .
The letter was being written .
نامه داشت نوشته میشد .
9.زمان آینده کامل
10.زمان آیندا کامل در گذشته
11.زمان اینده ساده در گذشته
They had built the house when we came to iran .
آنها خانه را ساخته بودند وقتی ما به ایران آمدیم.
The house had been built we we came to iran.
خانه ساخته شده بود وقتی ما به ایران امدیم .
6.زمان حال استمراری
Ali is writing a letter
علی دارد نامه مینویسد .
The letter is being written.(by ali)
نامه دارد نوشته میشود.
7.زمان گذشته استمراری
He was writting a letter.
او داشت نامه مینوشت .
The letter was being written .
نامه داشت نوشته میشد .
9.زمان آینده کامل
10.زمان آیندا کامل در گذشته
11.زمان اینده ساده در گذشته
روز بخیر، آیا فرمایشی دارید؟
Good day. Can I help you?
بله، یک میز س ه نفره می خواهم.
Yes, we want a table for three.
خیلی خوش آمدید. لطفاً از این طرف تشریف بیاورید.
You’re most welcome. This way please.
گارسون، لطفاً لیست غذا را بیاورید.
Waiter, the menu please.
بفرمائید قربان، غذا چه میل دارید؟
Here you are sir, What would you have?
غذا امروز چه دارید؟ آیا سوپ جو دارید؟
What’s on the menu? Do you have barley soup?
بله، اتفاقاً ما بهترین سوپ جو را داریم.
Yes, as a matter of fact, we have the best barley soup in town.
لطفاً استیک مرا کاملاً سرخ کنید. این آبدار است.
This meat is underdone. I like it well done.
بله قربان.
Yes sir.
آیا با گوشت سیب زمینی هم میل دارید؟
Will you have some potatoes with your meat?
بله متشکرم.
Yes, thank you.
گارسون لطفاً صورتحساب را بیاورید.
Waiter, the bill please.
بفرمائید قربان.
Here you are sir.
برای خودت.
Keep the change
Good day. Can I help you?
بله، یک میز س ه نفره می خواهم.
Yes, we want a table for three.
خیلی خوش آمدید. لطفاً از این طرف تشریف بیاورید.
You’re most welcome. This way please.
گارسون، لطفاً لیست غذا را بیاورید.
Waiter, the menu please.
بفرمائید قربان، غذا چه میل دارید؟
Here you are sir, What would you have?
غذا امروز چه دارید؟ آیا سوپ جو دارید؟
What’s on the menu? Do you have barley soup?
بله، اتفاقاً ما بهترین سوپ جو را داریم.
Yes, as a matter of fact, we have the best barley soup in town.
لطفاً استیک مرا کاملاً سرخ کنید. این آبدار است.
This meat is underdone. I like it well done.
بله قربان.
Yes sir.
آیا با گوشت سیب زمینی هم میل دارید؟
Will you have some potatoes with your meat?
بله متشکرم.
Yes, thank you.
گارسون لطفاً صورتحساب را بیاورید.
Waiter, the bill please.
بفرمائید قربان.
Here you are sir.
برای خودت.
Keep the change
oxford practice grammar
Photo
راه های مختلف گفتن جمله ی "من خسته ام" در انگلیسی
✔make :used about things you make yourself, or things that are made in a factory Diane makes all her own clothes. My camera was made in China.
✔produce: to make something in large quantities to be sold, or to make something as the result of a natural process The factory produces high-quality steel. The pancreas is a gland in your body which produces hormones.
✔create :to make something new and original Tarantino created a whole new style of films. Many companies invest a lot of money in creating new products.
✔manufacture :to make machines, cars, equipment etc in factories The company manufactures aircraft parts.
✔mass-produce: to make very large quantities of something in a factory They developed a way to mass-produce the drug.
✔develop: to design and make something new over a period of time In 1962, Enders developed an effective vaccine against measles. The company is developing new anti-virus software.
✔form :to make something as the result of a natural process or chemical reaction Hydrogen and oxygen combine to form water. The research will help us understand how planets are formed.
✔generate: to make something such as heat, electricity, or power Wind can be used to generate electricity.
✔produce: to make something in large quantities to be sold, or to make something as the result of a natural process The factory produces high-quality steel. The pancreas is a gland in your body which produces hormones.
✔create :to make something new and original Tarantino created a whole new style of films. Many companies invest a lot of money in creating new products.
✔manufacture :to make machines, cars, equipment etc in factories The company manufactures aircraft parts.
✔mass-produce: to make very large quantities of something in a factory They developed a way to mass-produce the drug.
✔develop: to design and make something new over a period of time In 1962, Enders developed an effective vaccine against measles. The company is developing new anti-virus software.
✔form :to make something as the result of a natural process or chemical reaction Hydrogen and oxygen combine to form water. The research will help us understand how planets are formed.
✔generate: to make something such as heat, electricity, or power Wind can be used to generate electricity.
Make: برای چیزهایی که خودتان ساخته اید
یا در کار خانه ساخته شده اند
Produce:
تولید کردن و ساختن چیزی در مقیاس بزرگ و درواقع به صورت عمده و زیاد
Create: خلق کردن یا ساختن چیزی جدید
Manufacture: ساختن ماشین و تجهیزات در کارخانه
یا در کار خانه ساخته شده اند
Produce:
تولید کردن و ساختن چیزی در مقیاس بزرگ و درواقع به صورت عمده و زیاد
Create: خلق کردن یا ساختن چیزی جدید
Manufacture: ساختن ماشین و تجهیزات در کارخانه