از یک سنی به بعد یاد میگیری که گریه کنی و سرکار بری، غمگین باشی و درس بخونی، ناراحت باشی و ظرفهارو بشوری، حوصله نداشته باشی و غذا درست کنی.
یکی ازم پرسید:
چطوری انقدر آرومی
انگار هیچی برات مهم نیست؟
بهش گفتم:
همه چیزایی که ترسیده بودم سرم بیاد،
سرم اومد، دیگه نگران چی باشم؟
چطوری انقدر آرومی
انگار هیچی برات مهم نیست؟
بهش گفتم:
همه چیزایی که ترسیده بودم سرم بیاد،
سرم اومد، دیگه نگران چی باشم؟
هر چیزی یه گلدن تایمی داره مثلا شما نمیتونی یک ماه بعد از تولدم بهم تبریک بگی و من خوشحال بشم😊
نميشه كه تو چاقو توى قبلم فرو كنى و انتظار داشته باشى بابت خونى شدن دستات ازت عذرخواهى كنم
دوست پسر دوستم گفت خوشش نمیاد همچیز رو برای من تعریف کنه دوستم حتی اینو هم برام تعریف کرد.
ميخواستمش تا زنده بمانم
او مرا ميخواست تا تنها نماند
ماهىِ حوض
با حوضِ بى ماهى خيليى فرق دارد
او مرا ميخواست تا تنها نماند
ماهىِ حوض
با حوضِ بى ماهى خيليى فرق دارد