Forwarded from . humint
یک ماه گذشته است. هنوز خیلی چیزها سر جای خودشان هستند؛ خیابانها شلوغاند، ساعتها جلو میروند، مردم کار میکنند و شبها میخوابند. اما شهر هنوز هر صبح، با تردید بیدار میشود. انگار مطمئن نیست حق دارد روز را شروع کند یا نه.
آنها رفتند، درست وسط زندگی. نه در لحظهای خاص، نه در صحنهای غیرمنتظره؛ بلکه بعد از یک بوسهی ساده، بعد از گفتن «زود برمیگردم».
بعد از آن، نبودن شروع شد. نبودنِ کسی که جایش پر نمیشود. نبودنِ صدایی که دیگر از اتاق نمیآید. نبودنِ پیامهایی که هرگز نوشته نشدند. خانهها سالم ماندند، اما زندگی از بعضی اتاقها جمع شد.
میگویند زمان میگذرد و همهچیز را آرام میکند. شاید برای بعضی دردها. اما بعضی زخمها آمدهاند، تا ما را بیدار نگه دارند. آمدهاند تا نگذارند همهچیز عادی شود، تا نگذارند فراموش کنیم چه چیزی از ما گرفته شد و چه چیزی از ما باقی ماند.
یک ماه گذشته است، اما داغ بعضی رفتنها تاریخ ندارد. هنوز تازه است، هنوز میسوزد، هنوز اجازه نمیدهد عادی شویم. شاید هم قرار نیست عادی شویم؛ شاید تنها کاری که از ما برمیآید، این است که نه ببخشیم و نه فراموش کنیم.
آنها رفتند، درست وسط زندگی. نه در لحظهای خاص، نه در صحنهای غیرمنتظره؛ بلکه بعد از یک بوسهی ساده، بعد از گفتن «زود برمیگردم».
بعد از آن، نبودن شروع شد. نبودنِ کسی که جایش پر نمیشود. نبودنِ صدایی که دیگر از اتاق نمیآید. نبودنِ پیامهایی که هرگز نوشته نشدند. خانهها سالم ماندند، اما زندگی از بعضی اتاقها جمع شد.
میگویند زمان میگذرد و همهچیز را آرام میکند. شاید برای بعضی دردها. اما بعضی زخمها آمدهاند، تا ما را بیدار نگه دارند. آمدهاند تا نگذارند همهچیز عادی شود، تا نگذارند فراموش کنیم چه چیزی از ما گرفته شد و چه چیزی از ما باقی ماند.
یک ماه گذشته است، اما داغ بعضی رفتنها تاریخ ندارد. هنوز تازه است، هنوز میسوزد، هنوز اجازه نمیدهد عادی شویم. شاید هم قرار نیست عادی شویم؛ شاید تنها کاری که از ما برمیآید، این است که نه ببخشیم و نه فراموش کنیم.
دوستان بنده یپهام رو بردم توی پرایوت اگر یکمقدار صمیمی هستیم میتونید اونور ناشناس بدید
اینور دلش رو ندارم کلا
اینور دلش رو ندارم کلا
😭7
Forwarded from باران صحبت میکنه
شاید باید دیگه تا وقتی ایرانم هیچ ارتباط جدی و عمیقی نسازم
دیگه هیچکس رو دوست نداشته باشم
برای هیچکس از روزم نگم و از روز هیچکس چیزی نشنوم
به هیچکس نزدیک نباشم
بلاخره یا اونایی که دوستشون دارم مهاجرت میکنن یا کشته میشن
شایدم من مهاجرت کردم
بهرحال تهش درد همهی این ارتباطها فلجم میکنه
دیگه هیچکس رو دوست نداشته باشم
برای هیچکس از روزم نگم و از روز هیچکس چیزی نشنوم
به هیچکس نزدیک نباشم
بلاخره یا اونایی که دوستشون دارم مهاجرت میکنن یا کشته میشن
شایدم من مهاجرت کردم
بهرحال تهش درد همهی این ارتباطها فلجم میکنه
cutmycords
System of A Down – Soldier Side
i think ive never related with this song this much in my life