cutmycords
460 subscribers
539 photos
20 videos
1 file
76 links
dizzily patting my rat, tryin to calm myself down for not shoving your head into acid.
anon:> https://t.me/BluChtBot?start=67a6ad03bdd8af8a8b
Download Telegram
اصلا دو دیقه نمیتونید چوب نکنید تو کون اون‌یکی دیگه.
😭2
Forwarded from Crocodile rock
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توافق، میانجی گری، دیپلماتیک، گفتگو، صلح
بنده احساس میکنم این وسط یک باگی داره پیش میاد
the fact that we are manifesting for war, is not that we LOVE war. its because we have no other option for getting rid of akhund.
i dont think anyone in their right minds would actually LIKE war yk.
😭13
در نتیجه اگر کسی میگه از جنگ میترسم، جای اینکه اخوند شیاف کنید تو باسنش، ترسش رو ولیدیت کنید. یکم از منطقتون استفاده کنید میبینید ترسیدن از جنگ طبیعیه و هرکسی که از جنگ میترسه لزوما به منزله‌ی اینکه با ج‌ا مشکل نداره و میخواد جنگه نشه که اینا بمونن نیست. تو میتونی با حکومت مشکل داشته باشی در همون حال از جنگ هم بترسی.
19
فکر کنم همیطوریش با توجه به پتسد‌هایی که به یک نحوی از جنگ ۱۲روزه برای هممون مونده بشه این رو تشخیص داد که یکی چرا خواستار جنگ نیست و ازش میترسه و همزمان میخواد آخوند هم بره.
😭5
cutmycords
اصلا دو دیقه نمیتونید چوب نکنید تو کون اون‌یکی دیگه.
در آخر باز برمیگردیم به این داستان.
Forwarded from geunyang.
I think a lot of you guys are very angry rightfully and you’re taking it out violently on people who have nothing to do with your pain and it’s turning you into extremely unpleasant and desperate people who have lost all sense of logic and reasoning. Please take a break if you feel your fingers running too fast for your brain to catch up. Calling women whores and sluts for having opinions isn’t fighting the dictatorship.
کمخ
7
ای من کیرمممم سر در دانشگاه آزااااااااااد
6
کمآ 🙏🏼
4
Forwarded from . humint
یک ماه گذشته است. هنوز خیلی چیزها سر جای خودشان هستند؛ خیابان‌ها شلوغ‌اند، ساعت‌ها جلو می‌روند، مردم کار می‌کنند و شب‌ها می‌خوابند. اما شهر هنوز هر صبح، با تردید بیدار می‌شود. انگار مطمئن نیست حق دارد روز را شروع کند یا نه.

آن‌ها رفتند، درست وسط زندگی. نه در لحظه‌ای خاص، نه در صحنه‌ای غیرمنتظره؛ بلکه بعد از یک بوسه‌ی ساده، بعد از گفتن «زود برمی‌گردم».

بعد از آن، نبودن شروع شد. نبودنِ کسی که جایش پر نمی‌شود. نبودنِ صدایی که دیگر از اتاق نمی‌آید. نبودنِ پیام‌هایی که هرگز نوشته نشدند. خانه‌ها سالم ماندند، اما زندگی از بعضی اتاق‌ها جمع شد.

می‌گویند زمان می‌گذرد و همه‌چیز را آرام می‌کند. شاید برای بعضی دردها. اما بعضی زخم‌ها آمده‌اند، تا ما را بیدار نگه دارند. آمده‌اند تا نگذارند همه‌چیز عادی شود، تا نگذارند فراموش کنیم چه چیزی از ما گرفته شد و چه چیزی از ما باقی ماند.

یک ماه گذشته است، اما داغ بعضی رفتن‌ها تاریخ ندارد. هنوز تازه است، هنوز می‌سوزد، هنوز اجازه نمی‌دهد عادی شویم. شاید هم قرار نیست عادی شویم؛ شاید تنها کاری که از ما برمی‌آید، این است که نه ببخشیم و نه فراموش کنیم.
Forwarded from things. (mel.)
کیرم تو صدای کیری شروین.
103
ممنونم
هوای رشت یکجوری غم داره‌ها.
2
دوستان متاسفانه امروز هم کمخ
چون امروز هم خمج هنوز زنده‌ست
61
حساب کردم دیدم یا من خیلی دراماتیکم یا چوب زندگی زیادی تا دسته تومه
دوستان بنده یپ‌هام رو بردم توی پرایوت اگر یکمقدار صمیمی هستیم میتونید اونور ناشناس بدید
اینور دلش رو ندارم کلا
😭7