قبلا می توانستم دختری بی فکر و بی خیال و آسوده باشم چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدهم ولی حالا تا آخر عمر یک نگرانی بزرگ خواهم داشت و هر وقت که تو از من دور باشی به همهی اتومبیل هایی فکر می کنم که ممکن است تو را زیر بگیرند یا همهی تخته های اعلامیه ای که ممکن است روی سرت بیفتد و یا همهی میکروب های وحشتناکی که ممکن است بخوری. آرامشِ خیالم تا ابد از بین رفته است ..
_ بابا لنگ دراز
(جين وبستر)
@inkdrunk
_ بابا لنگ دراز
(جين وبستر)
@inkdrunk
❤4
❤3💘1💊1
من مدتهاست که این حس رو دارم... یه جور خستگی عمیق که فقط وقتی بیدارم نیست باهامه. بعضی وقتا حس میکنم دارم از بالا به خودم نگاه میکنم، یه زن غریبه با صورت رنگپریده و چشمهای خالی.
هیچچیز واقعاً خوشحالم نمیکنه، نه حتی خاطرهی روزایی که فکر میکردم خوشحال بودم.
همهچیز یه جور تکرار بیروح شده؛ مثل ایستگاهی که قطار هی میاد و میره، ولی هیچکس پیاده نمیشه…
_دختری در قطار
@inkdrunk
هیچچیز واقعاً خوشحالم نمیکنه، نه حتی خاطرهی روزایی که فکر میکردم خوشحال بودم.
همهچیز یه جور تکرار بیروح شده؛ مثل ایستگاهی که قطار هی میاد و میره، ولی هیچکس پیاده نمیشه…
_دختری در قطار
@inkdrunk
❤1💯1🍾1💘1
زندگی من شبیه پنجرهی لکدار یه قطاره.
وقتی بیرون رو نگاه میکنی، فقط یه تصویر تار از واقعیت میبینی.
منم همینهم. یه تصویر ناقص.
فکر میکنی منو میشناسی، ولی نمیدونی پشت این پنجرهی بخارگرفته چی میگذره.
هیچکس نمیدونه... حتی خودم هم بعضی وقتا نمیدونم.
_دختری در قطار
@inkdrunk
وقتی بیرون رو نگاه میکنی، فقط یه تصویر تار از واقعیت میبینی.
منم همینهم. یه تصویر ناقص.
فکر میکنی منو میشناسی، ولی نمیدونی پشت این پنجرهی بخارگرفته چی میگذره.
هیچکس نمیدونه... حتی خودم هم بعضی وقتا نمیدونم.
_دختری در قطار
@inkdrunk
❤3🍾2🌚1