Inkdrunk
51 subscribers
600 photos
225 videos
5 links
Inkdrunk
📖نماد مستی از جوهر و کلمات📚
عاشقان و خورگان‌کتاب

جایی میان واژه‌ها گم شو…
اینجا پناهگاهِ شب‌های بی‌خواب،
سرزمین قهرمانان کاغذی و قصه‌های ناتمام.
اگر کتاب، دنیای توست—
پس خوش آمدی به خانه.🪶
Download Telegram
یه سکانسی بود توی تیک‌تاک راجب سریر شیشه‌ای خیلی ذهنمو درگیر کرده بود. متوجه شدم توی جلد پنجمه. یه ماسک آهنی نفرین شده.
-سریر‌شیشه‌ای-
@Inkdrunk
🍓3
خیلی ایلاید زن زندگیه، از وحشی بودن کاراکترای زن به شدت خوشم میاد. البته ایلاید خیلی از مغزش استفاده میکنه و به نظرم این جذاب ترش میکنه.
-سریر‌شیشه‌ای-
@Inkdrunk
🍓3🔥1
همه بزرگتر ها یه زمانی کودک بودن… اما فقط تعداد کمی از اونها اون رو به خاطر میارن.

-شازده کوچولو-
@Inkdrunk
🍓3
شازده کوچولو پرسید: کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت: از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره

-شازده کوچولو-
@Inkdrunk
🍓3
جونم براتون بگه که عجیب ترین کتابی بود که با توجه به سرزمین مادریمون(ایران) توسط یک خارجی نوشته شده.
حقیقتا میگفت داستانش مثل دیو‌ودلبر باشه ولی خیلی عجیب تر از چیزی بود وه نشون میداد.
پایانش باز بود و پشماتون میریخت که چطوری یک خارجی تاریخ ایران رو به شیوه خودش مینویسه.

خلاصه: راجب یک شاهزاده ایرانیه که به شدت به خودش مغروره و فکر میکنه هر تصمیمی بگیره حق با اونه و یک تصمیم احمقانه میگیره و توسط یک شتر نفرین میشه تا توسط پدرش کشته بشه و فقط یک چیز میتونه اونو نجات بده...


نظر منو بخواید شاید اگه جذبتون کنه خوب باشه.
من خودم زود تمومش کردم ولی داستانش رو زیاد دوست نداشتم.

امتیازم بهش ۶ از ۱۰ عه.

#نقد_من
#book
@Inkdrunk
❤‍🔥3🍓1
#book : سنگدل
@Inkdrunk
🍓3🔥1
#book : shatter me , powerless
@Inkdrunk
🍓4🌚1
Audio
🍓4🌚1
آخرین باری که انقدر به یک کاراکتر به عمق وجود فحش دادم یادم نمیاد.
جلد شیشم
-سریر‌شیشه‌ای-
@Inkdrunk
💊2🐳1💯1
من که تاحالا قصه‌ای نخوانده‌م که آخرش آدم‌ها سزای کارهایشان را نبینند. شرط می‌بندم شما هم می‌بینید، حقتان هم همین است.

_خواهرزاده جادوگر(ماجراهای نارنیا)
@Inkdrunk
3❤‍🔥1
Forwarded from about beni (ℬℯ𝓃𝒾𝓉𝒶)
زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان می‌کنه در پارک دختر کوچکی رو می‌بینه که عروسک مورد علاقه‌اش را گم کرده و گریه می‌کنه کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک می‌گرده اما پیداش نمی‌کنه و به دخترک میگه فردا بیا پارک تا با هم به دنبالش بگردیم

فردا کافکا نامه‌ای را به دخترک میده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن ،من یه سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراجویی‌هایی که در سفر دارم می‌نویسم. کافکا هر روز نامه‌ای برای دخترک می‌آورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت می‌برد.
تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش۰ میاره

و دخترک با دیدنش شروع به گریه می‌کنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست،همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک میده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.
دخترک عروسک را با خوشحالی بغل می‌کنه و به خونش میره .

یک سال بعد کافکا می‌میره و دخترک سال‌ها بعد زمانی که یک دختر جوان شده داخل عروسک نامه‌ای با امضای کافکا پیدا می‌کنه که نوشته

«هر چیزی را که بدان عشق می‌ورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت. »
4❤‍🔥1🍾1💘1
3🌚1💯1