This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از تکاندهندهترین صحنههای «مصائب مسیح»، لحظهای است که شیطان در میان جمعیت، درحالیکه عیسی تازیانه میخورد، با «کودکی» در آغوش، از کنار مردم عبور میکند.
مِل گیبسون منطق کابوسوار پشت این تصویر را اینگونه توضیح میدهد:
«چه چیزی لطیفتر و زیباتر از تصویر مادر و کودک است؟
شیطان همان را کمی تحریف میکند.
بهجای یک مادر و کودک معمولی، یک شخصیت اندروژن را میبینیم که یک بچهی ۴۰ ساله که موهای زیاد بر پشت کمرش دارد را بغل کرده.»
🎬 The Passion of the Christ - 2004
مِل گیبسون منطق کابوسوار پشت این تصویر را اینگونه توضیح میدهد:
«چه چیزی لطیفتر و زیباتر از تصویر مادر و کودک است؟
شیطان همان را کمی تحریف میکند.
بهجای یک مادر و کودک معمولی، یک شخصیت اندروژن را میبینیم که یک بچهی ۴۰ ساله که موهای زیاد بر پشت کمرش دارد را بغل کرده.»
🎬 The Passion of the Christ - 2004
immersion
یکی از تکاندهندهترین صحنههای «مصائب مسیح»، لحظهای است که شیطان در میان جمعیت، درحالیکه عیسی تازیانه میخورد، با «کودکی» در آغوش، از کنار مردم عبور میکند. مِل گیبسون منطق کابوسوار پشت این تصویر را اینگونه توضیح میدهد: «چه چیزی لطیفتر و زیباتر از…
دروغ و فریب و تحریفِ واقعیات، اصلیترین سلاح شیاطینه.
طبق برخی روایات و داستانها، حتی آرایشکردن و تزئین هم توسط فرشتگان مغضوب (عزازیل / سامیارس) به انسانها آموخته شده تا مانعی برای دیدن واقعیت باشه! (Book of the Watchers, Enoch 1, 6-9).
تحریف، اصلیترین سلاح فرزندان شیطان هم هست.
اگه شعار «زن، زندگی، آزادی» مصادره شد، اگه «این آخرین نبرده» مصادره شد، اگه «شیر و خورشید» مصادره شد، اگه حتی مرگ رو به نفع خودشون مصادره کردند... این داستان یادتون باشه.
طبق برخی روایات و داستانها، حتی آرایشکردن و تزئین هم توسط فرشتگان مغضوب (عزازیل / سامیارس) به انسانها آموخته شده تا مانعی برای دیدن واقعیت باشه! (Book of the Watchers, Enoch 1, 6-9).
تحریف، اصلیترین سلاح فرزندان شیطان هم هست.
اگه شعار «زن، زندگی، آزادی» مصادره شد، اگه «این آخرین نبرده» مصادره شد، اگه «شیر و خورشید» مصادره شد، اگه حتی مرگ رو به نفع خودشون مصادره کردند... این داستان یادتون باشه.
آنافِیزیا
اسم. ترس از این واقعیت که جامعهی شما در حالِ تجزیهشدن به جناحهایی است که هیچ وجهِ اشتراکی باهم ندارند. آنها هر کدام از مجموعه ارزشهای خود دفاع میکنند، به شخصیتهای جناحِ خود استناد و به زبانِ ترجمهناپذیرِ خود صحبت میکنند. برگرفته از کلمهی انگلیسیِ anaphase، مرحلهای در تقسیم سلولی که در آن کروماتیدهای خواهر، به دو طرفِ مخالفِ سلول کشیده میشوند + aphasia، ناتوانی در درک یا تدوینِ زبان بهدلیلِ اختلال در عملکرد مغز.
#کتاب
📖 «واژهنامهی حزنهای ناشناخته»¹
🖋 جان کونیگ
📚 نشر میلکان
📑 سوما زمانی
¹ The Dictionary of Obscure Sorrows
اسم. ترس از این واقعیت که جامعهی شما در حالِ تجزیهشدن به جناحهایی است که هیچ وجهِ اشتراکی باهم ندارند. آنها هر کدام از مجموعه ارزشهای خود دفاع میکنند، به شخصیتهای جناحِ خود استناد و به زبانِ ترجمهناپذیرِ خود صحبت میکنند. برگرفته از کلمهی انگلیسیِ anaphase، مرحلهای در تقسیم سلولی که در آن کروماتیدهای خواهر، به دو طرفِ مخالفِ سلول کشیده میشوند + aphasia، ناتوانی در درک یا تدوینِ زبان بهدلیلِ اختلال در عملکرد مغز.
#کتاب
📖 «واژهنامهی حزنهای ناشناخته»¹
🖋 جان کونیگ
📚 نشر میلکان
📑 سوما زمانی
¹ The Dictionary of Obscure Sorrows
❤1😢1
immersion
آنافِیزیا اسم. ترس از این واقعیت که جامعهی شما در حالِ تجزیهشدن به جناحهایی است که هیچ وجهِ اشتراکی باهم ندارند. آنها هر کدام از مجموعه ارزشهای خود دفاع میکنند، به شخصیتهای جناحِ خود استناد و به زبانِ ترجمهناپذیرِ خود صحبت میکنند. برگرفته از کلمهی…
البته ناگفته نمانَد که مشکلی که با این کتاب دارم اینهکه صرفاً چند کلمهی بیربط رو بههم چسبونده و یک کلمهی جدید ساخته، کلمهای که اگر کسی کتاب رو نخونده باشه و حفظ نکرده باشه یا ریشهشناسی لاتین و زبانهای رومنس و یونانی رو بلد نباشه، نمیتونه متوجهش بشه.بههرحال
در اینجا مثلاً:
anaphase، خودش از دو کلمهی یونانیِ -ἀνα بهمعنیِ "بر رویِ"، "در امتدادِ" + φάσις بهمعنیِ "مرحله" تشکیل شده که معنیِ تحتاللفظیش میشه "امتدادِ یک مرحله"؛ که در زیستشناسی بهعنوانِ میوزِ ۲ هم شناخته میشه و دومین مرحله تقسیم سلولیه.
حالا به همین کلمه، یه پسوندِ ία- اضافه کنیم، بهمعنیِ "موقعیت"، "وضعیت" (کلماتی مثلِ یوتوپیا یا εὐτοπία که معنی تحتاللفظیش میشه "موقعیتِ خوب" از همین پسوند استفاده میکنن)، به کلمهی ἀναφασία میرسیم که معنیِ تحتاللفظیش میشه "در امتدادِ یک موقعیت"!!!! (آفِیزیا با آنافِیزیا متفاوته! -ἀ بهمعنیِ "بدونِ" و φάσις بهمعنیِ "گفتار" که باهم میشه ἀφασία که به بیماریِ زبانپریشی اشاره داره).
همینقدر بیمعنی. درواقع اینجا برای دریافتِ معنی کلمه، باید معنیِ زیستشناسی و عصبشناسیِ مشتقاتش رو بدونیم...!
همینکه یک کلمه بتونه یه شرایطی رو توصیف کنه، خوبه.
و ما چقدر اینروزها کلمه کم داریم...
هر کسی که هنوز ماله میکِشه، به هر دلیلی، چه از روی جهالت و سطح هوشی پایین چه از روی منافعش... نیازی نیست باهاش بحث کنید و دیالوگ داشته باشید یا فیزیکی درگیر بشید، فقط هر طور میتونید ازشون اطلاعات جمع کنید و یکجا نگه دارید. از نام و نام خانوادگی، توصیف نوشتاری چهره (یا اگه امکانش بود تصویربرداری) تا شماره پلاک و...
حتی بیارزشترین جزئیات هم میتونن کمککننده باشن.
معمولاً خود این مالندهها کارهای نیستن و از تهمونده گوشه سفره ارتزاق میکنن، اما اینکه کی میبردتشون سر سفره و petشون میکنه مهمه! با پیشروی لایهلایه به شمارههایی که باهاشون در تماسن میشه تمام خائنان به ایران رو شناسایی کرد.
حتی بیارزشترین جزئیات هم میتونن کمککننده باشن.
معمولاً خود این مالندهها کارهای نیستن و از تهمونده گوشه سفره ارتزاق میکنن، اما اینکه کی میبردتشون سر سفره و petشون میکنه مهمه! با پیشروی لایهلایه به شمارههایی که باهاشون در تماسن میشه تمام خائنان به ایران رو شناسایی کرد.
immersion
شمع، اشکی دو بیفشاند و بمُرد روشنی بشد و سایه ببُرد...
۱۹ مرداد ۱۴۰۱ | August 10, 2022
روزی بود که صبح بیدار شدم و خوندم که #هوشنگ_ابتهاج، فوت کرد.
در انقلاب ۵۷ شعرهایی سروده بود، مثل اغلب شاعرانِ دیگهای که سمت مردمِ اون زمان بودند و تصور میکردند ممکنه اوضاع، بهتر بشه.
مثلِ ما که انتظار داریم تمام هنرمندان، سمتمون باشند و اگر نباشند، دشمن ما هستند، و فکر میکنیم اوضاع بهتر میشه...
مثلِ ما، اعتقادات و سوگیریهایی هم داشت...
توی شبکههای اجتماعی خوندم که «ما» امروز، در حال ابراز شادی از مرگ و فحاشی به کسی بودیم که سمبلی از «ما» گذشته بود!
وَ این روند، همچنان ادامه داره...
و این پست رو گذاشتم، قضاوتها و خونریزیها و خونشوریهایی که کاری با حقیقت ندارند و تنها برای ارضای کمبودها و امیال حیوانیمون، پروارشون میکنیم.
فرزندانِ اسلامیستها و مارکسیستها و تودهایها، حالا تبدیل به پهلویست شدن و همون مسیر رو ادامه میدن! :)
پن: برای کسانیکه سنگی رو لعلپارهای کردند و دارن به یک نفس، میشکنندش.
مرهمِ بعضی چیزها زمانه، اگه ذاتِ همدیگه رو میشناسیم و اختلافاتمون کوچکه، بههم زمان بدیم؛ یا اگر نمیدیم، بپذیریم که شبیه گذشتگان و درگذشتگانیم! که ما، گذشتهی نسلِ بعدی هستیم که ممکنه نفهمیمشون.
روزی بود که صبح بیدار شدم و خوندم که #هوشنگ_ابتهاج، فوت کرد.
در انقلاب ۵۷ شعرهایی سروده بود، مثل اغلب شاعرانِ دیگهای که سمت مردمِ اون زمان بودند و تصور میکردند ممکنه اوضاع، بهتر بشه.
مثلِ ما که انتظار داریم تمام هنرمندان، سمتمون باشند و اگر نباشند، دشمن ما هستند، و فکر میکنیم اوضاع بهتر میشه...
مثلِ ما، اعتقادات و سوگیریهایی هم داشت...
توی شبکههای اجتماعی خوندم که «ما» امروز، در حال ابراز شادی از مرگ و فحاشی به کسی بودیم که سمبلی از «ما» گذشته بود!
وَ این روند، همچنان ادامه داره...
و این پست رو گذاشتم، قضاوتها و خونریزیها و خونشوریهایی که کاری با حقیقت ندارند و تنها برای ارضای کمبودها و امیال حیوانیمون، پروارشون میکنیم.
فرزندانِ اسلامیستها و مارکسیستها و تودهایها، حالا تبدیل به پهلویست شدن و همون مسیر رو ادامه میدن! :)
پن: برای کسانیکه سنگی رو لعلپارهای کردند و دارن به یک نفس، میشکنندش.
مرهمِ بعضی چیزها زمانه، اگه ذاتِ همدیگه رو میشناسیم و اختلافاتمون کوچکه، بههم زمان بدیم؛ یا اگر نمیدیم، بپذیریم که شبیه گذشتگان و درگذشتگانیم! که ما، گذشتهی نسلِ بعدی هستیم که ممکنه نفهمیمشون.
Forwarded from Anarconomy
دختره از پدر طرفدار ترامپش پرسیده اگه یکی از دخترهایی که ترامپ باش خوابیده بوده و تو فایلهای اپستین اومده من بودم واکنشت چی بود؟ پدره گفته عیب نداره، دو تا دختر دیگه دارم! و دعوا شدت میگیره و پدر، که از دارندگان اسلحه هم بوده، به دخترش شلیک میکنه و میکشدش.
بد نیست هموطن من هم که گیر پدر و مادر مذهبی افتاده ازین اتفاقات چیزهایی بفهمه. که آدمهای ناسالم، به ایمان و دین و پیغمبر اهمیت نمیدن. همونطور که به وطن و امنیت و غیرت و اخلاق هم اهمیت نمیدن. برای اونها مهم نیست معنی این مفاهیم چی هستند، و چرا برای بشر مهم شدهاند. ترامپ کارهای زیادی در زندگیش کرده، اما هیچوقت به فرزندانش آسیب نزده. حتی یک جمله منفی درباره فرزندانش به زبان نمیاره. طرفدار ترامپ حتی اهمیت نمیده که باید چطور مثل ترامپ بود. چون ترامپیسم صرفا براش یک محمله، برای انتقامگیری از فرزند. وقتی حتی به اینکه ترامپ بودن چگونه است اهمیت نمیدن، تصور میکنید پدر و مادر شما به اینکه محمد بودن چگونه است اهمیت میدن؟ فکر میکنید به چگونه مسلم بن عقیل بودن اهمیت میدن که حاضر بود بمیره اما قواعد مردانگی عرب رو زیر پا نگذاره؟ فقط به اینکه شما به مسلم بن عقیل احترام بگذارید اهمیت میدن. چون یک محمله برای اینکه شما رو طرد کنند. که ازتون انتقام بگیرند. که بهتون بخل بورزند، و بهتون حسادت کنند.
پس خودتون رو سرگرم این نکنید که اگر عقاید ایکس برود و عقاید ایگرگ بیاید، زشتیهایی که میبینید محو میشن. شما گیر آدمهای ناسالم افتادهاید. همین.
بد نیست هموطن من هم که گیر پدر و مادر مذهبی افتاده ازین اتفاقات چیزهایی بفهمه. که آدمهای ناسالم، به ایمان و دین و پیغمبر اهمیت نمیدن. همونطور که به وطن و امنیت و غیرت و اخلاق هم اهمیت نمیدن. برای اونها مهم نیست معنی این مفاهیم چی هستند، و چرا برای بشر مهم شدهاند. ترامپ کارهای زیادی در زندگیش کرده، اما هیچوقت به فرزندانش آسیب نزده. حتی یک جمله منفی درباره فرزندانش به زبان نمیاره. طرفدار ترامپ حتی اهمیت نمیده که باید چطور مثل ترامپ بود. چون ترامپیسم صرفا براش یک محمله، برای انتقامگیری از فرزند. وقتی حتی به اینکه ترامپ بودن چگونه است اهمیت نمیدن، تصور میکنید پدر و مادر شما به اینکه محمد بودن چگونه است اهمیت میدن؟ فکر میکنید به چگونه مسلم بن عقیل بودن اهمیت میدن که حاضر بود بمیره اما قواعد مردانگی عرب رو زیر پا نگذاره؟ فقط به اینکه شما به مسلم بن عقیل احترام بگذارید اهمیت میدن. چون یک محمله برای اینکه شما رو طرد کنند. که ازتون انتقام بگیرند. که بهتون بخل بورزند، و بهتون حسادت کنند.
پس خودتون رو سرگرم این نکنید که اگر عقاید ایکس برود و عقاید ایگرگ بیاید، زشتیهایی که میبینید محو میشن. شما گیر آدمهای ناسالم افتادهاید. همین.
حالا که بحثش داغه! راجعبه بُت بَعَل (اون بتی که ساخته بودن مولوخ بود، بهاشتباه روش نوشتن بعل)...
پنج سال پیش یه پستی نوشته بودم، گفتم شاید داستانش واستون جالب باشه...
فقط اینکه...
خود این پست یکم ترسناکه، هرچی عمیقتر بشید ترسناکترم میشه.
و نکته بعدی اینکه صرفاً برای علاقمندان به تاریخ و عرفان گذاشتمش، اولویت نداره پرداختن به این مسائل.
پنج سال پیش یه پستی نوشته بودم، گفتم شاید داستانش واستون جالب باشه...
فقط اینکه...
خود این پست یکم ترسناکه، هرچی عمیقتر بشید ترسناکترم میشه.
و نکته بعدی اینکه صرفاً برای علاقمندان به تاریخ و عرفان گذاشتمش، اولویت نداره پرداختن به این مسائل.
Forwarded from خلأ بوتِس
ظهر #قرآن میخوندم و دوباره چشمم به یه مکان افتاد که... جالبه!
کوه کارمِل یا کِرمِل که نزدیک شهر حَیفا در اسرائیل هست.
مکان مقدسی که میگن محل زندگی پیامبرانی مثل الیاس، یَسَع، و پس از اونها، ذوالکفل یا عوبدیا و... بود.
البته اینکه یک کوه، مقدس باشه، چیز تازهای نیست! به باور کنعانیان قدیم، مکانهای مرتفع مقدس بودند...
امّا
اینجا...
بتهای زیادی پرستش میشد (اشیره، پاچاماما، مِلقَرت، و مولوخ که نوزادان رو بهشکلی بیرحمانه براش قربانی میکردند).
پیامبران زیادی اونجا مبعوث شدن تا مردم رو از بتپرستی، یا لااقل قربانی کردن نوزادان! باز بدارن... یکیشون حزقیال بود که حدوداً ۶۳۰ سال قبل از میلاد متولد شد.
جالبه که بدونید برخی از این بتها، با بتهای قوم مایا مشترک بود!
در زمان الیاس، پرستش و قربانی کردن برای بتی بهنام بَعَل، مرسوم بوده (ملکهٔ فنیقیایی به اسم ایزابل، یکی از کسانی بود که پرستش بَعَل رو رواج داد)؛ الیاس نبی کاهنان رو دعوت میکنه تا قربانی کنن و هرکسی از خدای خودش بخواد که قربانی رو به آتش بکشه و بفهمن بالأخره کی خدای اسرائیلـه! کاهنها هی دست به دعا میشن و جوابی نمیاد، الیاس دعا میکنه و از آسمون آتیش میباره و نه تنها قربانی، که تمام زمینهای اطراف و سنگها و بعضی از کاهنها هم میسوزن و بعد که ایمان میارن، الیاس بهشون میگه خشکسالی سه سالهای هم که مجازاتتون بود، از امروز تموم شد...
حالا بیایم به امروز!
کوه کرمل هنوز هم مقدسه! برای یهودیان و... بهائیان! اینجا سیدمحمد علی باب دفن شده و بعد از آرامگاه بهاءالله، دومین مکان مقدس بهائیهاست...!
کوه کارمِل یا کِرمِل که نزدیک شهر حَیفا در اسرائیل هست.
مکان مقدسی که میگن محل زندگی پیامبرانی مثل الیاس، یَسَع، و پس از اونها، ذوالکفل یا عوبدیا و... بود.
البته اینکه یک کوه، مقدس باشه، چیز تازهای نیست! به باور کنعانیان قدیم، مکانهای مرتفع مقدس بودند...
امّا
اینجا...
بتهای زیادی پرستش میشد (اشیره، پاچاماما، مِلقَرت، و مولوخ که نوزادان رو بهشکلی بیرحمانه براش قربانی میکردند).
پیامبران زیادی اونجا مبعوث شدن تا مردم رو از بتپرستی، یا لااقل قربانی کردن نوزادان! باز بدارن... یکیشون حزقیال بود که حدوداً ۶۳۰ سال قبل از میلاد متولد شد.
جالبه که بدونید برخی از این بتها، با بتهای قوم مایا مشترک بود!
در زمان الیاس، پرستش و قربانی کردن برای بتی بهنام بَعَل، مرسوم بوده (ملکهٔ فنیقیایی به اسم ایزابل، یکی از کسانی بود که پرستش بَعَل رو رواج داد)؛ الیاس نبی کاهنان رو دعوت میکنه تا قربانی کنن و هرکسی از خدای خودش بخواد که قربانی رو به آتش بکشه و بفهمن بالأخره کی خدای اسرائیلـه! کاهنها هی دست به دعا میشن و جوابی نمیاد، الیاس دعا میکنه و از آسمون آتیش میباره و نه تنها قربانی، که تمام زمینهای اطراف و سنگها و بعضی از کاهنها هم میسوزن و بعد که ایمان میارن، الیاس بهشون میگه خشکسالی سه سالهای هم که مجازاتتون بود، از امروز تموم شد...
حالا بیایم به امروز!
کوه کرمل هنوز هم مقدسه! برای یهودیان و... بهائیان! اینجا سیدمحمد علی باب دفن شده و بعد از آرامگاه بهاءالله، دومین مکان مقدس بهائیهاست...!
یه مدته دارن تمام زورشونو میزنن که قتلعام کار ما نبوده و بیاین اثبات کنین!!
در خانه اگر کَس است یک حرف بس است.
برای کسانیکه خودشونو به نفهمی نزدن و منافعشون در نفهمی نیست، نیازی به تکرار بدیهیات نیست.
در خانه اگر کَس است یک حرف بس است.
برای کسانیکه خودشونو به نفهمی نزدن و منافعشون در نفهمی نیست، نیازی به تکرار بدیهیات نیست.
اثباتشو برید از همدستان تروریستها بپرسید که شب قبلش توی صداوسیماتون داشتن خطونشون میکشیدن و توی تمام ارگانهاتون نفوذ داشتند و همزمان با ترور با سلاحهای سازمانی شما، کل راههای ارتباطی کشورو بهمدت دو هفته قطع کردند و حتی امدادرسانی هم مختل کردند و بعدش هم دوربینهای امنیتی مغازهها و ساختمانها رو با لباس نیروهای امنیتی شکستند یا تهدید کردن که محتواش منتشر نشه و با لباس و کارت و تیپ نیروهای شما، به بیمارستانها و ساختمانها هجوم بردند و مانع مراسم تدفین شدند و با اینکه کل شهرو قبضه کرده بودید، هیچ تروریست مسلحی رو توی خیابون نکشتید و تروریستها یهو توی راهپیمایی و تشییع غیبشون زد و دیگه عملیات نکردن و بعدشم شما هیچکسو با اون تیپ و کارت و سلاحهای سازمانی جعلی دستگیر نکردید! البته که بلدید وقتی اینو خوندید، بازم حقایق رو تحریف کنید و ادعا کنید چنین افرادی هم دستگیر کردید و چهارتا اسلحه و لباس هم بچینید روی میز و نشون بدید. ادعایی که حواستون نبود زودتر نشونش بدید و من بهتون ایده دادم!
آره کار تروریستها بود، تروریستهایی که حتی الان هم وقتی کسی جایزهش رو به جانباختگان دیماه تقدیم میکنه، با غضب بهش نگاه میکنن و تشویقش نمیکنن (جشنواره فجر ۱۴۰۴، مهدی یزدانیخرم).
و عجیبترین پارادوکس جهان: تروریستها لباس نیروهای امنیتی رو پوشیده بودن و دوربین میشکستن و هیچکدومشون از همدیگه نمیپرسیدن: تو واقعاً از مایی؟! کارتتو نشون بده؟! ولی وقتی مردم تروریستهایی که لباس مبدل پوشیده بودن رو کشتن، درواقع تروریستها رو نکشتن بلکه نیروهای امنیتی رو کشتن! حتی تن شرودینگر هم با ادعاهاشون تو گور میلرزه!
حتی اگر چشمامونو روی حقیقت ببندیم و بپذیریم که تروریستها دستآموز شما نبودند، باز هم عامل اصلی کشتار شمایید که از همون بدو ورود به این کشور، بهمدت بیش از هفده هزار روز، اقلیتها رو حذف کردید و خواستههاشونو نشنیده گرفتید تا کار به جایی برسه که اکثریت مردم مخالفتون باشن و بدونن که بازم نشنیده خواهید گرفت، و متوسل به خشم و زور بشن و دشمنان سوءاستفاده کنن و درگیری بشه و شما هم نهایتاً برای حل مسئله، تصمیم به پاککردن صورت مسئله از طریق تروریستهاتون گرفتید. درست مثل اوایل پیدایشتون! اینبار در وسعتی بسیار بزرگتر.
❤2
دارم ز تو داغِ کهن، ور نیست باور این سخن
پیدا دلِ من پاره کن، وآن داغِ پنهان را ببین...
#امیرخسرو_دهلوی 🪁
پیدا دلِ من پاره کن، وآن داغِ پنهان را ببین...
#امیرخسرو_دهلوی 🪁
🔥1
immersion
دلی بود از همه مُلک جهانم همه خون گشت و دیگر میندانم... #عطار
با اینکه از پهلویستها دل خوشی ندارم، اما وقتی وقایع اینروزها رو میبینم و میخونم، پوستم چند سال جوونتر میشه!!! 😃😄
تمام چپهای جهان و سه مفسدین دارن دچار عارضه قلبی-عروقی میشن! 😄
تمام چپهای جهان و سه مفسدین دارن دچار عارضه قلبی-عروقی میشن! 😄
🔥1
Forwarded from محمدعلی جنت خواه
🔴 پزشکیان استخاره ای با قرآن کرد وقتی که کارش رو شروع کرد و معنیش رو با این بساطی که با علم کردن بت وسط شهرهای ایران راه انداختید بهتر میفهمید:
آیه ۳۸ اعراف:
(خداوند به آنها) ميگويد: داخل شويد در صف گروه هاي مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهي وارد ميشوند گروه ديگر را لعن ميكنند تا همگي با ذلت در آن قرار گيرند (در اين هنگام) گروه پيروان درباره پيشوايان خود ميگويند: خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن (كيفري براي گمراهيشان و كيفري به خاطر گمراه ساختن ما) ميگويد براي هر كدام (از شما) عذاب مضاعف است ولي نميدانيد (زيرا پيروان نيز اگر گرد پيشوايان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتي بر اغواي دگران نميداشتند). (۳۸)
قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِنْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۸﴾
@jannatkhah
آیه ۳۸ اعراف:
(خداوند به آنها) ميگويد: داخل شويد در صف گروه هاي مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهي وارد ميشوند گروه ديگر را لعن ميكنند تا همگي با ذلت در آن قرار گيرند (در اين هنگام) گروه پيروان درباره پيشوايان خود ميگويند: خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن (كيفري براي گمراهيشان و كيفري به خاطر گمراه ساختن ما) ميگويد براي هر كدام (از شما) عذاب مضاعف است ولي نميدانيد (زيرا پيروان نيز اگر گرد پيشوايان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتي بر اغواي دگران نميداشتند). (۳۸)
قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِنْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۸﴾
@jannatkhah
immersion
بچهها شما اوکیاین میرین بیمارستان بستری میشین (خودتون یا کس دیگه) و کلی هزینه میکنین، اطلاعات پرونده از جمله آزمایشات و تشخیصها و... رو بهتون نمیدن و حتی نمیذارن عکس بگیرین؟! بدون اینکه قانون خاصی برای اینکار وجود داشته باشه؟! یعنی چندین ساله وضعیت…
مانا نیستانی، چند سال پیش این کاریکاتورو کشید.
فرهنگِ دیکتاتورپروری.
دیکتاتورپروری فقط بوسیدن دست دیکتاتور نیست، ترس و سکوت در مقابل بوسیدهشدن دستش هم هست! یا گاهی، بوسیدن دستِ دستبوس!!
در یک جامعه، اگه فردی قدرتمند یه گاو رو بپرسته و ده نفر دیگه رو گاوپرست کنه اما سایر بیقدرتان، مداوم و با اتحاد، مسخرهشون کنن، احتمال اینکه اون افراد هم دیگه گاو رو نپرستن و گاوپرست اصلی تنها بمونه بیشتر میشه تا اینکه بقیه هم گاوپرستی رو ببینن و به گاوپرستها بگن: خدایتان سلامت باشد!
ما ایرانیها اينجوری گاوپرست شدیم.
فرهنگِ دیکتاتورپروری.
دیکتاتورپروری فقط بوسیدن دست دیکتاتور نیست، ترس و سکوت در مقابل بوسیدهشدن دستش هم هست! یا گاهی، بوسیدن دستِ دستبوس!!
در یک جامعه، اگه فردی قدرتمند یه گاو رو بپرسته و ده نفر دیگه رو گاوپرست کنه اما سایر بیقدرتان، مداوم و با اتحاد، مسخرهشون کنن، احتمال اینکه اون افراد هم دیگه گاو رو نپرستن و گاوپرست اصلی تنها بمونه بیشتر میشه تا اینکه بقیه هم گاوپرستی رو ببینن و به گاوپرستها بگن: خدایتان سلامت باشد!
ما ایرانیها اينجوری گاوپرست شدیم.
ادامهی این متن، ممکنه به مذاق خیلیها خوش نیاد، مثل تمام حقایق دیگه...
بهتره پهلویستها نخونن، ممکنه قادر به هضمش نباشن.
بهتره پهلویستها نخونن، ممکنه قادر به هضمش نباشن.
خیلی دوست داشتم و دارم روزی رو ببینم که تمام ایرانیان، منافع مشترک رو به منفعت فردی ترجیح بدن! اما متأسفانه اینطور نیست و فکر نمیکنم اینطور بشه.
تکتک بخشهای کشور، گواه این حرفمه.
از مصادرهها و وامها و انواع مختلف سرکوبگران و قاتلان دیروز تا احتکار ماسک و الکل و دارو و... توسط داروخانهها در زمان کرونا تا وضعیت صنعت (صنایع غذایی و لوازم خانگی و...) و حتی بخشهای کوچک فردی، از انواع فروشندگان و دارندگان باغهای شخصی و زمینخواران و... تا نمایشگاههای ماشین امروز... همه دنبال منافع شخصی هستند.
بله، بخش بزرگیش بخاطر وضعیت اقتصادیه، اما اگر کسی امروز صد دلار داره و میخواد در ازای بدبختکردن هموطنش، تبدیلش کنه به هزار دلار، فردا اگه هزار دلار داشته باشه و بخواد بکنه بیست هزار دلار هم به روش دیگهای همینکارو نمیکنه؟!
اگر امروز در خارج اتحاد داریم (که بهش افتخار میکنم و ازشون سپاسگزارم)، احتمالاً تنها به این دلیله که سود و زیان چندانی در اون کار نیست! (ممکنه حتی انرژی و ارتباطاتی که از شرکتکردن در یک تجمع ملی در یک روز تعطیل ایجاد میشه، بیشتر از زیانش باشه)؛ ممکن بود اگر کفهی زیان مبارزهشون کمی سنگینتر بود، به ادامهی زندگیشون میرسیدند. مانند خیلی از ما!
همه به امید زندهایم، اما کاش درمانی برای حقیقت هم بود...
که
آمریکا قرار نیست اعضای تکتک شوراها و اصناف رو بزنه و اونها هم قرار نیست توسط حکومت بعدی، بهزودی از پا در بیان!
که
همونهایی که دستبوسی شاه رو میکردند و جامعه رو میمکیدند، دستبوسی آخوند رو کردند تا به خونخواریشون ادامه بدن.
این خائنین، قرار نیست منافع بسیارشونو دو دستی تقدیم من و شما کنند یا متقابلاً دست به حذف و نابودی نزنند.
که
ممکنه بهدلیل ازدیاد انگلها در جامعهی ما، حتی حکومت بعدی هم دچار کمخونی و بیماری بشه!! حکومتی که مشخص نیست انگلهایی که قراره به قدرت برسوننش، دنبال چیان.
با این تفاسیر، شاید یکی از راهکارها این باشه که بهتره هر اطلاعاتی دستهبندی بشه و بهصورت آزادانه در اختیار جامعه قرار بگیره. فکر نمیکنم انقدر که از پنهانکاری و مَحرم/نامحرمسازی گروهها آسیب دیدیم، از آزادی تمام اطلاعات (هر چیزی که فکرشو میکنی و نمیکنی! حتی اگر به نفعت نباشه که بقیه بدونن!) آسیب ببینیم.
هرچند، امیدوارم سریعتر این روند تغییر کنه و آیندهای بهتر رو ببینم و برگردم به این پست و به اشتباهاتم بخندم؛ حتی اگه احتمال رخدادش کم باشه.
اگه خوششانس باشیم و این تشکیلات تروریستی پوچگرا منهدم بشه (بازم میگم، اینها خداپرست و شیطانپرست و بتپرست نیستن! مطلقاً پوچگران، پرستیدن مخلوقات آفریدگار هم بهتر از پوچیه ولی اینا با کل خلقت مشکل دارن؛ بقیهش صرفاً «تقلید» از سایر ادیان و استتار و حفظ ظاهره) بعد از جمهوری اسلامی باید یه بنیاد جانبازان و آسیبدیدگان حکومت ولایت فقیه (که مبتلایان بهش بیش از صد میلیون نفرن) تأسیس بشه و بودجهاش از مصادره اموال این خونآشامان و اردوگاههای کار اجباری وابستگان بهشون تأمین بشه! هزار جور درد بیدرمون به جامعه اضافه کردن...
حتی تو جنگ هم، بیشتر از دشمن خارجی از دشمنای داخلی میترسم.
اینا تو صلح، سینما آتش میزدن و رو صورت مردم اسید میپاشیدن و قتلعام میکردن و توی مدارس شیمیایی میزدن! جنگ بشه تمام راهای ارتباطی و آب و برق و گازو قطع میکنن و بعید نیست انواع پهپاد انتحاری و بمب خوشهای و اورانیومی بریزن رو سر مردم بعد یه روبان مشکی بزنن گوشه صداسیما بگن دشمن زد.
خلاصهش کنم
هر ثانیهای که کاری نکنیم و دیرتر نابود بشن، یه قدم به مرگ نزدیکتر میشیم و از ایران یه زمین سوخته باقی میمونه. مهم نیست به چه اسمی و از کدوم سمت. مهم نیست عددش سه هزار نفر باشه یا چهل هزار نفر یا چهل میلیون نفر.
اینا تو صلح، سینما آتش میزدن و رو صورت مردم اسید میپاشیدن و قتلعام میکردن و توی مدارس شیمیایی میزدن! جنگ بشه تمام راهای ارتباطی و آب و برق و گازو قطع میکنن و بعید نیست انواع پهپاد انتحاری و بمب خوشهای و اورانیومی بریزن رو سر مردم بعد یه روبان مشکی بزنن گوشه صداسیما بگن دشمن زد.
خلاصهش کنم
هر ثانیهای که کاری نکنیم و دیرتر نابود بشن، یه قدم به مرگ نزدیکتر میشیم و از ایران یه زمین سوخته باقی میمونه. مهم نیست به چه اسمی و از کدوم سمت. مهم نیست عددش سه هزار نفر باشه یا چهل هزار نفر یا چهل میلیون نفر.
Forwarded from Anarconomy
آخوند هیچکارهای که از بعد از داستانهایی که برای آیتالله شریعتمداری پیش اومد، راه خودش رو ازین حکومت جدا کرده بود، مورد عنایت بچههای خیابان قرار گرفته و بدنش آثار هنری دریافت کرده. چون زیر لگد نمیشه گفت من با اینا نیستم! بستگان و اطرافیان جمله تکراری «تر و خشک با هم میسوزند» رو ورد زبان کرده و مهملاتی درباره چرخه خشونت، تلاوت کردند.
با اینکه مذهبیاند، متون مذهبی خودشون رو خوب نمیخونند. ادیان ابراهیمی مسئله تر و خشک رو خیلی وقت پیش حل کرده. وقتی به پیامبر یک قوم وحی میشد که شب پاشو وسایلت رو جمع کن و از شهر برو، اون پیامبر میپرسید کی رو با خودم ببرم؟ و فرشته وحی بش میگفت فقط خودتو! و میپرسید بقیه چی؟ همهشون مثل هم نیستند! بش جواب داده میشد که تو به این کارها کار نداشته باش. برو و پشت سرت هم نگاه نکن. ما یه چیزی میدونیم که تو نمیدونی.
این چی بود که پیک میدونست اما پیامبر نمیدونست؟ پیک آمار وزن انسانی هر کسی که در شهر بود رو داشت. ازونجایی که همه غیر ازون پیامبر، سبک بودند، میدونست که باد بلا همشون رو «باید» ببره. بنابراین تَری وجود نداره، که قراره باشه بین خشکها بیفته. و وزن به تدریج ذخیره میشه. قدم به قدم، و لحظه به لحظه. هروقت، هرجا، شری بود، چه جزیی و چه کلان، و جلوش ایستادی، یک واحد به وزنت اضافه میشه. و اگه نگاه کردی و رد شدی، ازت کم میشه. باد، باید کاه رو ببره. و خواهد برد.
و گاهی خدا به جای رعد و برق و طوفان، از خود مردم استفاده میکنه.
با اینکه مذهبیاند، متون مذهبی خودشون رو خوب نمیخونند. ادیان ابراهیمی مسئله تر و خشک رو خیلی وقت پیش حل کرده. وقتی به پیامبر یک قوم وحی میشد که شب پاشو وسایلت رو جمع کن و از شهر برو، اون پیامبر میپرسید کی رو با خودم ببرم؟ و فرشته وحی بش میگفت فقط خودتو! و میپرسید بقیه چی؟ همهشون مثل هم نیستند! بش جواب داده میشد که تو به این کارها کار نداشته باش. برو و پشت سرت هم نگاه نکن. ما یه چیزی میدونیم که تو نمیدونی.
این چی بود که پیک میدونست اما پیامبر نمیدونست؟ پیک آمار وزن انسانی هر کسی که در شهر بود رو داشت. ازونجایی که همه غیر ازون پیامبر، سبک بودند، میدونست که باد بلا همشون رو «باید» ببره. بنابراین تَری وجود نداره، که قراره باشه بین خشکها بیفته. و وزن به تدریج ذخیره میشه. قدم به قدم، و لحظه به لحظه. هروقت، هرجا، شری بود، چه جزیی و چه کلان، و جلوش ایستادی، یک واحد به وزنت اضافه میشه. و اگه نگاه کردی و رد شدی، ازت کم میشه. باد، باید کاه رو ببره. و خواهد برد.
و گاهی خدا به جای رعد و برق و طوفان، از خود مردم استفاده میکنه.
Forwarded from تفسیر بیضوی مثنوی معنوی
«من اومدم تا اونهایی که کور بودن ببینن و اونایی که فکر میکردن میبینن کور بشن».
یه مفهومی توی فرهنگ غرب هست که ریشههای کهنش به انجیل و چند جملهی کم و بیش گنگِ منسوب به مسیح برمیگرده (مثل جملهی بالا)، اما این مفهوم اونقدر طی قرنها توی فرهنگ مذهبی مسیحی اروپا جویده و فلسفیده شده که میوههاش از همه جا سر درآورده، از قانون اساسی همین کشورها گرفته تا خیلی از فیلم و سریالهایی که ازشون دیدید. مفهومی تحت عنوان «کوری تعمدی» یا willful blindness که گاهی توی متون قضایی آمریکا و کانادا بهش «رویهی شترمرغ» هم میگن.
سویهی قانونی و قضایی این مفهوم اینه که اگر شما جایی خودتونو به کوچهی علیچپ بزنید تا از دونستن قانون در مورد موضوع خاصی طفره برید، این «ندونستن» به شما مصونیتی برای قانونشکنی نمیده و بعدا توی دادگاه در دفاع از خودتون نمیتونید بگید «من که نمیدونستم، من که ندیده بودم، من که نخونده بودم». این وظیفهی شماست که قبل از هرکاری، برید هرچیزی که لازمه رو در موردش بدونید، ببینید، بخونید، و بفهمید. کور بودن به شما معافیت از عواقب نمیده.
اما گذشته از قسمت تکنیکال داستان، اون سمت مذهبی ماجرا اتفاقا جالبتره. یه طیفی از فیلسوفها و الهیاتیهای مسیحی با تکیه به همین نظریهی کوری تعمدی، تئوری جالبی راجع به دنیا و مسئلهی خیر و شر و سرنوشت آدمها و ملتها دارن، که هرچند با استانداردهای امروزی ما جزو «خرافات» دستهبندی میشه، اما انگار یه مقداری حقیقت هم توش هست.
حرف اینا یه چیزی تو این مایههاست که کائنات طوری بنا شدن که توش «شر» (یا شیطان یا هرچیزی که اسمشو بذارید) قدرت وسوسه داره اما قدرت فریب نه؛ و اگر به دروغ بگه که من قرار عمل A رو انجام بدم ولی عمل B رو انجام بده، راهش سد میشه و به جایی نمیرسه و تاوان سختی هم میده. شر برای اینکه کارشو جلو ببره و آسیبی که میخواد رو برسونه، باید دقیقا راستشو بگه. باید دقیقا بگه «میخوام فلان بلا رو سرتون بیارم»، مردم هم واضح و کامل ببینن اما «انتخاب کنن که کور باشن» و جدی نگیرنش. فقط در این حالته که شر میتونه برنامههاشو پیش ببره و برای همینم هست که هر نیروی شری همیشه قبل از دست به کار شدن، علامتهای واضح و روشنی از چیزی که قراره اتفاق بیفته رو سر راه آدمهای مورد نظرش میذاره و این آدمهای عادیان که با «کوری تعمدی» راهو براش باز میکنن.
همینجا اگر مثل من اهل دیدن فیلمهای ترسناک باشید میتونید یه الگوی به شدت تکراری رو توی تقریبا همهی این فیلمها پیدا کنید، که ریشهی کلیش از همین مفهوم willful blindness میاد که گفتم توی این فرهنگ خیلی رسوخ کرده. تم تکراری خیلی از این داستانها اینه که فلان گروهی که قراره نهایتا پاره بشن و به گای سگ برن، قبلش ده تا نشونهی خیلی واضح میبینن که داد میزنه چه اتفاقی قراره بیفته و بهتره همین الان تغییر مسیر بدن؛ حالا میخواد جنازهی یه حیوون سلاخی شدهی آویزون از درخت باشه، یا فلان پیرمردی که تو آخرین پمپ بنزین قبل از جنگل بهشون میگه «هرکی رفته دیگه برنگشته»، یا خانوادهای که بچهشون هرشب توی اتاقش با یه موجود نامرئی حرف میزنه، ولی همیشه یه کسخلی توی اون گروه هست که واضحاتو نادیده میگیره و مسیر غلط رو ادامه میده.
اینها رو نوشتم چون احساس میکنم برای ما ایرانیا، الان دورانیه که خیلی چیزها داره جلوی چشممون به نمایش در میاد و پشتبندش شاید (فقط شاید) قراره چیزایی هم اتفاق بیفته. به شخصه خیلی احتمال زیادی نمیدم که توی این بازی، در نهایت کسی اصلا نظر ما هیچکارهها رو بپرسه، اما اگر یک درصد قرار بود که انتخابهای ما تاثیری روی آینده داشته باشه، یادتون باشه که هرچیزی رو که باید ببینیم دقیقا همین الان باید ببینیم. هیچ چیزی نیست که نادیده گرفتن و زیرسیبیلی رد کردنش بعدا یقهی ما و نسلهای بعدیمونو نگیره، و از هر کسی و راجع به هرچیزی که جملهی «الان وقتش نیست» رو شنیدید، بدونید که وقتش دقیقا همین الانه.
پروین اعتصامی توی یکی از اشعار مناظرهای درخشانش، از زبان متهم دادگاه خطاب به قاضی (که از قضا خودش هم دزده) بیت زیبایی رو میگه که متضمن همین مفهوم willful blindnessئه:
من به راه خود ندیدم چاه را
تو بدیدی، کج نکردی راه را
اگر نسلهای قبلی میتونستن ناآگاهی و تصمیمات تخمی و کارنامهی قهوهایشونو بندازن گردن بیسوادی و دسترسی نداشتن به اطلاعات و غیره (که بازم گُه زیادی میخورن)، نسل ما توی دنیای امروز مطلقا بهانهای برای کوری نداره.
من این اواخر خیلی بیشتر از پیشبینیهام از آدمهای دور و برم که یه زمانی روی عقلشون کم و بیش حساب میکردم ناامید شدم؛ امیدوارم اوضاع حلقهی اجتماعی شما بهتر باشه.
@TafsireKiri
▫
یه مفهومی توی فرهنگ غرب هست که ریشههای کهنش به انجیل و چند جملهی کم و بیش گنگِ منسوب به مسیح برمیگرده (مثل جملهی بالا)، اما این مفهوم اونقدر طی قرنها توی فرهنگ مذهبی مسیحی اروپا جویده و فلسفیده شده که میوههاش از همه جا سر درآورده، از قانون اساسی همین کشورها گرفته تا خیلی از فیلم و سریالهایی که ازشون دیدید. مفهومی تحت عنوان «کوری تعمدی» یا willful blindness که گاهی توی متون قضایی آمریکا و کانادا بهش «رویهی شترمرغ» هم میگن.
سویهی قانونی و قضایی این مفهوم اینه که اگر شما جایی خودتونو به کوچهی علیچپ بزنید تا از دونستن قانون در مورد موضوع خاصی طفره برید، این «ندونستن» به شما مصونیتی برای قانونشکنی نمیده و بعدا توی دادگاه در دفاع از خودتون نمیتونید بگید «من که نمیدونستم، من که ندیده بودم، من که نخونده بودم». این وظیفهی شماست که قبل از هرکاری، برید هرچیزی که لازمه رو در موردش بدونید، ببینید، بخونید، و بفهمید. کور بودن به شما معافیت از عواقب نمیده.
اما گذشته از قسمت تکنیکال داستان، اون سمت مذهبی ماجرا اتفاقا جالبتره. یه طیفی از فیلسوفها و الهیاتیهای مسیحی با تکیه به همین نظریهی کوری تعمدی، تئوری جالبی راجع به دنیا و مسئلهی خیر و شر و سرنوشت آدمها و ملتها دارن، که هرچند با استانداردهای امروزی ما جزو «خرافات» دستهبندی میشه، اما انگار یه مقداری حقیقت هم توش هست.
حرف اینا یه چیزی تو این مایههاست که کائنات طوری بنا شدن که توش «شر» (یا شیطان یا هرچیزی که اسمشو بذارید) قدرت وسوسه داره اما قدرت فریب نه؛ و اگر به دروغ بگه که من قرار عمل A رو انجام بدم ولی عمل B رو انجام بده، راهش سد میشه و به جایی نمیرسه و تاوان سختی هم میده. شر برای اینکه کارشو جلو ببره و آسیبی که میخواد رو برسونه، باید دقیقا راستشو بگه. باید دقیقا بگه «میخوام فلان بلا رو سرتون بیارم»، مردم هم واضح و کامل ببینن اما «انتخاب کنن که کور باشن» و جدی نگیرنش. فقط در این حالته که شر میتونه برنامههاشو پیش ببره و برای همینم هست که هر نیروی شری همیشه قبل از دست به کار شدن، علامتهای واضح و روشنی از چیزی که قراره اتفاق بیفته رو سر راه آدمهای مورد نظرش میذاره و این آدمهای عادیان که با «کوری تعمدی» راهو براش باز میکنن.
همینجا اگر مثل من اهل دیدن فیلمهای ترسناک باشید میتونید یه الگوی به شدت تکراری رو توی تقریبا همهی این فیلمها پیدا کنید، که ریشهی کلیش از همین مفهوم willful blindness میاد که گفتم توی این فرهنگ خیلی رسوخ کرده. تم تکراری خیلی از این داستانها اینه که فلان گروهی که قراره نهایتا پاره بشن و به گای سگ برن، قبلش ده تا نشونهی خیلی واضح میبینن که داد میزنه چه اتفاقی قراره بیفته و بهتره همین الان تغییر مسیر بدن؛ حالا میخواد جنازهی یه حیوون سلاخی شدهی آویزون از درخت باشه، یا فلان پیرمردی که تو آخرین پمپ بنزین قبل از جنگل بهشون میگه «هرکی رفته دیگه برنگشته»، یا خانوادهای که بچهشون هرشب توی اتاقش با یه موجود نامرئی حرف میزنه، ولی همیشه یه کسخلی توی اون گروه هست که واضحاتو نادیده میگیره و مسیر غلط رو ادامه میده.
اینها رو نوشتم چون احساس میکنم برای ما ایرانیا، الان دورانیه که خیلی چیزها داره جلوی چشممون به نمایش در میاد و پشتبندش شاید (فقط شاید) قراره چیزایی هم اتفاق بیفته. به شخصه خیلی احتمال زیادی نمیدم که توی این بازی، در نهایت کسی اصلا نظر ما هیچکارهها رو بپرسه، اما اگر یک درصد قرار بود که انتخابهای ما تاثیری روی آینده داشته باشه، یادتون باشه که هرچیزی رو که باید ببینیم دقیقا همین الان باید ببینیم. هیچ چیزی نیست که نادیده گرفتن و زیرسیبیلی رد کردنش بعدا یقهی ما و نسلهای بعدیمونو نگیره، و از هر کسی و راجع به هرچیزی که جملهی «الان وقتش نیست» رو شنیدید، بدونید که وقتش دقیقا همین الانه.
پروین اعتصامی توی یکی از اشعار مناظرهای درخشانش، از زبان متهم دادگاه خطاب به قاضی (که از قضا خودش هم دزده) بیت زیبایی رو میگه که متضمن همین مفهوم willful blindnessئه:
من به راه خود ندیدم چاه را
تو بدیدی، کج نکردی راه را
اگر نسلهای قبلی میتونستن ناآگاهی و تصمیمات تخمی و کارنامهی قهوهایشونو بندازن گردن بیسوادی و دسترسی نداشتن به اطلاعات و غیره (که بازم گُه زیادی میخورن)، نسل ما توی دنیای امروز مطلقا بهانهای برای کوری نداره.
من این اواخر خیلی بیشتر از پیشبینیهام از آدمهای دور و برم که یه زمانی روی عقلشون کم و بیش حساب میکردم ناامید شدم؛ امیدوارم اوضاع حلقهی اجتماعی شما بهتر باشه.
@TafsireKiri
▫
immersion
وَ قَطرٌ عَلیٰ قَطْرٍ اِذَا اتَّفَقَتْ نَهْرٌ وَ نَهْرٌ عَلیٰ نَهْرٍ اِذَا اجْتَمَعَتْ بَحْرٌ... اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد یعنی آنان که دست قوت ندارند سنگِ خورده نگه دارند تا به وقت فرصت دمار از دماغ ظالم برآرند. #سعدی