چراغِ عقل نهفتیم شامگاهِ رَحیل
از آن بهورطهی تاریکِ جهل، رو کردیم
بهعمرِ گمشده، اصلاً نسوختیم، ولیک
چو سوزنی ز نخ افتاد، جستجو کردیم...
#پروین_اعتصامی 🪁
از آن بهورطهی تاریکِ جهل، رو کردیم
بهعمرِ گمشده، اصلاً نسوختیم، ولیک
چو سوزنی ز نخ افتاد، جستجو کردیم...
#پروین_اعتصامی 🪁
زین قومِ برادرکُش
از دیدنِ خون سرخوش
احوال مگو با من
کامروز دلم تَنگ است...
اردیبهشت ۱۳۵۹
#سیمین_بهبهانی - ای کودک امروزین!...
از دیدنِ خون سرخوش
احوال مگو با من
کامروز دلم تَنگ است...
اردیبهشت ۱۳۵۹
#سیمین_بهبهانی - ای کودک امروزین!...
میدونم قبولکردنش سخته... نمیخوام ناامیدتون کنم، البته که در پذیرفتن یا نپذیرفتن و در امیدواری یا ناامیدی آزادید.
اما ما حداقل ده میلیون جیرهخور داریم که خودشونو مدنظر آقایان کردند تا استخدام بشن و با رفتن جا از نونخوردن میافتن! درسته نونشون طعم خون میده ولی اونا اینجوری فکر میکنن که بهتر از نون خشکه و حداقل یه طعمی داره!!
اگه جا نباشه، این افراد لیاقت اشغال فضای زندگی موشهای زیر پلها رو هم ندارن و به هیچ درد جامعه نمیخورند! یا اگر هم بخورند، یک روز دیگه، برای منافع شخصیشون، باز هم مردم رو برای کمی منفعت بیشتر خواهند فروخت.
طلبهها، مهندسین فیلترینگ، مکانیکهای ماشینآلات سرکوب (جوشکارها، مهندسین مخابرات و...)، طراح پوسترهای حکومتی، پارازیتاندازها، سایبریها، انواع قاتلها (تیم شناسایی، شکنجهگر، پزشک و پرستار و...)، جاسوسها، پرستوها، بازیگرها، مونتاژکنندهها، فیلترکنندههای انسانی (گزینش ادارات و معلمین و نهادها و...)، راننده تاکسیها (حملونقل ایمن افراد و وسایل موردنیاز جهت افزایش بدبختی سایر اقشار)، شرکتهای دانشبنیان (در حال بودجهخواری برای خیانت به مردم و خوشرقصی برای نهادهای سرکوبگر بالادستی)، تولیدکنندگان لوازم خانگی، کپیکنندگان و تولیدکنندگان تقلبی با سوءاستفاده از نام برندها (خمیر دندان، مکمل دارویی، مواد غذایی و...)...
و این لیست بیپایانه.
چه بخواید چه نه، این مردم جمهوری اسلامی رو ساختند؛ اطرافیان شما! از دوست و فامیل و همکار تا بقال سر کوچه که در ازای یه قرون وامی که یه فرد قدرتمندتر براش فراهم کرده، تا سالها و تا زمان تسویه وامش به هر خواستهای از طرف اون تن میده.
چه دوست داشته باشید چه نه، فردا کنار همینها زندگی خواهید کرد. اگر زندگیای داشته باشید. همینهایی که چیزهایی رو پنهان میکنند و مراقبند که بوی متعفن زندگیشونو حس نکنید! و مراقبند که چیز زیادی از اطلاعات همکاریشون باقی نمونه و پیدا نشن. اینها هیچوقت دنبال سوراخ موش نمیرن، کنار شما زندگی میکنند، باهاتون تخمه میشکنن و فوتبال میبینن، گاهی به سیاستمدارهایی که باب میل شما نیستند فحش میدن ولی همچنان میدونن که منابع مالیشون از کجا تأمین میشه... و فردا یک جمهوری غیراسلامی دیگه براتون خلق خواهند کرد.
اما ما حداقل ده میلیون جیرهخور داریم که خودشونو مدنظر آقایان کردند تا استخدام بشن و با رفتن جا از نونخوردن میافتن! درسته نونشون طعم خون میده ولی اونا اینجوری فکر میکنن که بهتر از نون خشکه و حداقل یه طعمی داره!!
اگه جا نباشه، این افراد لیاقت اشغال فضای زندگی موشهای زیر پلها رو هم ندارن و به هیچ درد جامعه نمیخورند! یا اگر هم بخورند، یک روز دیگه، برای منافع شخصیشون، باز هم مردم رو برای کمی منفعت بیشتر خواهند فروخت.
طلبهها، مهندسین فیلترینگ، مکانیکهای ماشینآلات سرکوب (جوشکارها، مهندسین مخابرات و...)، طراح پوسترهای حکومتی، پارازیتاندازها، سایبریها، انواع قاتلها (تیم شناسایی، شکنجهگر، پزشک و پرستار و...)، جاسوسها، پرستوها، بازیگرها، مونتاژکنندهها، فیلترکنندههای انسانی (گزینش ادارات و معلمین و نهادها و...)، راننده تاکسیها (حملونقل ایمن افراد و وسایل موردنیاز جهت افزایش بدبختی سایر اقشار)، شرکتهای دانشبنیان (در حال بودجهخواری برای خیانت به مردم و خوشرقصی برای نهادهای سرکوبگر بالادستی)، تولیدکنندگان لوازم خانگی، کپیکنندگان و تولیدکنندگان تقلبی با سوءاستفاده از نام برندها (خمیر دندان، مکمل دارویی، مواد غذایی و...)...
و این لیست بیپایانه.
چه بخواید چه نه، این مردم جمهوری اسلامی رو ساختند؛ اطرافیان شما! از دوست و فامیل و همکار تا بقال سر کوچه که در ازای یه قرون وامی که یه فرد قدرتمندتر براش فراهم کرده، تا سالها و تا زمان تسویه وامش به هر خواستهای از طرف اون تن میده.
چه دوست داشته باشید چه نه، فردا کنار همینها زندگی خواهید کرد. اگر زندگیای داشته باشید. همینهایی که چیزهایی رو پنهان میکنند و مراقبند که بوی متعفن زندگیشونو حس نکنید! و مراقبند که چیز زیادی از اطلاعات همکاریشون باقی نمونه و پیدا نشن. اینها هیچوقت دنبال سوراخ موش نمیرن، کنار شما زندگی میکنند، باهاتون تخمه میشکنن و فوتبال میبینن، گاهی به سیاستمدارهایی که باب میل شما نیستند فحش میدن ولی همچنان میدونن که منابع مالیشون از کجا تأمین میشه... و فردا یک جمهوری غیراسلامی دیگه براتون خلق خواهند کرد.
❤1
گفتم که زبان دَر کِشم و دیده ببندم
دیدم که دریغا! نه مرا تابِ درنگ است
وَه کَز پیِ آن سوزِ نهان در رگ و خونم
خشمی است که دیوانهتر از خشمِ پلنگ است!
خشمی است که در خندهی من، در سخنِ من
چون آتشِ سوزندهی خورشید هویداست
خشمی است که چون کیسهی زَهر از بُنِ هر موی
میجوشد و میریزد و سرچشمهاش آنجاست
من بندیِ این طبعِ برآشفتهی خویشم
طبعی که در او زندگی از مرگ جدا نیست
هم در غمِ مرگ است و هم آسودهدل از مرگ
هم رَسته ز خویش است و هم از خویش رها نیست...
اهدا به: علی فیروزآبادی
تهران، ۱۸ مردادماه ۱۳۳۵
#نادر_نادرپور - تقدیر
دیدم که دریغا! نه مرا تابِ درنگ است
وَه کَز پیِ آن سوزِ نهان در رگ و خونم
خشمی است که دیوانهتر از خشمِ پلنگ است!
خشمی است که در خندهی من، در سخنِ من
چون آتشِ سوزندهی خورشید هویداست
خشمی است که چون کیسهی زَهر از بُنِ هر موی
میجوشد و میریزد و سرچشمهاش آنجاست
من بندیِ این طبعِ برآشفتهی خویشم
طبعی که در او زندگی از مرگ جدا نیست
هم در غمِ مرگ است و هم آسودهدل از مرگ
هم رَسته ز خویش است و هم از خویش رها نیست...
اهدا به: علی فیروزآبادی
تهران، ۱۸ مردادماه ۱۳۳۵
#نادر_نادرپور - تقدیر
😢1
زین تخت و تاجِ سرنگون تا کِی رَوَد سیلابِ خون؟
این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید...
#هوشنگ_ابتهاج - حصار
این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید...
#هوشنگ_ابتهاج - حصار
😢1
immersion
محمدرضا شجریان – ای عاشقان
آمد یکی آتشسوار، بیرون جَهید از این حصار
تا بَردَمَد خورشیدِ نو شب را ز خود بیرون کُنید...
چندین که از خُم در سَبو خونِ دلِ ما میرَود
ای شاهدانِ بَزمِ کین پیمانهها پُرخون کُنید...
تا بَردَمَد خورشیدِ نو شب را ز خود بیرون کُنید...
چندین که از خُم در سَبو خونِ دلِ ما میرَود
ای شاهدانِ بَزمِ کین پیمانهها پُرخون کُنید...
🔥1
immersion
بمیران، که دونند و کمتر ز دون بسوزان، که پَستند و زآنسوی پَست یکی بشنو این نعرهٔ خشم را! برای که برپا نگه داشتی زمینی چنین بیحیا چشم را...؟
همچنان منتظرم که بسوزاند...!
همچو مهتاب از دلِ شامم درآ،
ورنه میمیرم درین ظلمتسرا...
همچو مهتاب از دلِ شامم درآ،
ورنه میمیرم درین ظلمتسرا...
😢1
Forwarded from Anarconomy
به طرز تاریکی از دموکراسی دور هستیم. از قبل که کارهایی که لازم بود انجام بشه نشده، و امروز هم در بدترین شرایط ممکنیم. اگه دخیل بستهها به پهلوی یک دور دیگه از تاکتیک موج انسانی استفاده کنند، و کوهی از شهدا به کوه شهدای فعلی اضافه بشه، دیگه نمیشه طلبشون از کشور رو جمع کرد. جمهوری اسلامی مدعیه سیصدهزار کشته داده تا به قدرت برسه، و در قدرت بمانه. اگه پهلویستها ازین عدد عبور کنند، خودشون رو وارث حقیقی ایران خواهند دونست، و به حق و حقوق احدی وقعی نخواهند نهاد. از طرفی با این جوی خون که جاری شده، باید در عرصه جهانی رضا پهلوی رو، با تمام بیکفایتی و بیمسئولیتیهاش به عنوان ویترین اپوزیسیون معرفی کرد و فحش رو در داخل نگه داشت تا وسط این وانفسا تصویری بهمریخته از مخالفان نمایش داده نشه به دنیا. در واقع نه در دو گانه بد و بدتر، که در دوگانه فاجعه و افتضاح قرار گرفتهایم. ازون طرف ترکان بغداد به طور کامل اختیارات جمهوری اسلامی رو به دست گرفتهاند و منتظر یک دخالت نصفه نیمه خارجیاند که همین پانتومیم کشورداری رو هم حذف و مملکت رو به پادگان سامراء تبدیل کنند. اگه تاریخ بخواد بامون شوخی کنه، شاید متعاقب این سامراسازی، گوشهای از مملکت یه چیزی شبیه صفاریان قد علم کنه، اما حتی همون هم دردی رو دوا نخواهد کرد. در موقعیتی که از ترکیب این شرایط بوجود اومده، حرف زدن از دموکراسی مثل هزلیات دیوانهای که در بازار شهر تلو تلو میخوره به نظر میرسه.
❤1
immersion
که هیچ دوستی نداریم و از همهجا رونده و موندهایم.
بازم همین...
بهنظرم زیادی به مردکِ کلهزردِ بچهباز که با انواع دیکتاتورها از جمله کیم جونگ اون و شی جین پینگ و پوتین روابط حَسَنه داره، دل بستیم! کسی که بعد از قتل دهها هزار نفر در اوکراین، میگه بخشی از سرزمینو به جنایتکاری که با زور نتونست به هدفش برسه، با معامله بده!! کسی که رئیس جمهور مادامالعمر ونزوئلا رو دزدید و نوبتِ چاپیدن رو داد به نوچههاش.
روزیکه ایرانیها بفهمند که نهتنها درگیر نفرین منابع هستند، بلکه به انواع نفرینها مثل داشتن سرزمین چهارفصل، موقعیت استراتژیک نظامی، زیستبومهای خاص، تاریخ و تمدن بزرگ، داشتن مردمانی با فرهنگ و دارای پشتکار، و البته نفرینِ مردمانِ چنددسته و خودبرتربین و چاپلوس و منفعتطلب و احساسی و بیمنطق هم هستند، عید منه!!
اونوقت میفهمن که خوشبختیِ تمام کشورها و سیاستمداران، در بدبختبودن اونهاست.
حتی کشورهایی که بهظاهر دوستند یا اونقدر قدرتمند که هیچ نیازی به اونها ندارند...
حتی اون افرادیکه بهظاهر دلسوزند و دموکراسیخواه، وقتی به قدرت برسند، از هیچچیزی برای افزایش قدرتشون فروگذار نمیکنند! از جمله خون شما.
شاید فهمیدند که برای دنیا، چیزی جز یک عدد نیستند. اعدادی که اگر نمیتونن ویزای کاری و تحصیلی بگیرن و خودشون رو در خدمت کشورهایی که باعث بدبختی هموطنانشون هستند درنیارند، اهمیتی نداره که چطور ذبح بشن.
شاید اونوقت، رها شدن از اینکه نجاتدهندهای وجود داره.
شاید اونوقت تونستن از طبقه منفی دو هرم مازلو سر بلند کنن و به مشکلات روانی خودشون فائق بیان و خشونتشون رو کنترلپذیرتر، عملیتر و هدفمندتر کنن؛ بدون اینکه همدیگه رو ناآگاهانه و بیجهت بدرند.
شاید با «شرقِ وحشی»، مترادف با «غرب وحشی»، زنده موندیم.
در غیر اینصورت، تنها راهِ بقا، فراره! جهت جغرافیاییش مهم نیست، فقط خارج از این مرز.
وگرنه هرکسی که به حلقه قدرتمندان خونآشام نزدیک نباشه، نهایتاً به یکی از میلیاردها شکلِ مرگ در این سرزمین، خواهد مُرد.
چرا؟ چون خوراک قدرتمندان در این سرزمین با خون آبیاری میشه! داستان ضحاک داستان یک شخص نیست، یک پیشگوییه...
بهنظرم زیادی به مردکِ کلهزردِ بچهباز که با انواع دیکتاتورها از جمله کیم جونگ اون و شی جین پینگ و پوتین روابط حَسَنه داره، دل بستیم! کسی که بعد از قتل دهها هزار نفر در اوکراین، میگه بخشی از سرزمینو به جنایتکاری که با زور نتونست به هدفش برسه، با معامله بده!! کسی که رئیس جمهور مادامالعمر ونزوئلا رو دزدید و نوبتِ چاپیدن رو داد به نوچههاش.
روزیکه ایرانیها بفهمند که نهتنها درگیر نفرین منابع هستند، بلکه به انواع نفرینها مثل داشتن سرزمین چهارفصل، موقعیت استراتژیک نظامی، زیستبومهای خاص، تاریخ و تمدن بزرگ، داشتن مردمانی با فرهنگ و دارای پشتکار، و البته نفرینِ مردمانِ چنددسته و خودبرتربین و چاپلوس و منفعتطلب و احساسی و بیمنطق هم هستند، عید منه!!
اونوقت میفهمن که خوشبختیِ تمام کشورها و سیاستمداران، در بدبختبودن اونهاست.
حتی کشورهایی که بهظاهر دوستند یا اونقدر قدرتمند که هیچ نیازی به اونها ندارند...
حتی اون افرادیکه بهظاهر دلسوزند و دموکراسیخواه، وقتی به قدرت برسند، از هیچچیزی برای افزایش قدرتشون فروگذار نمیکنند! از جمله خون شما.
شاید فهمیدند که برای دنیا، چیزی جز یک عدد نیستند. اعدادی که اگر نمیتونن ویزای کاری و تحصیلی بگیرن و خودشون رو در خدمت کشورهایی که باعث بدبختی هموطنانشون هستند درنیارند، اهمیتی نداره که چطور ذبح بشن.
شاید اونوقت، رها شدن از اینکه نجاتدهندهای وجود داره.
شاید اونوقت تونستن از طبقه منفی دو هرم مازلو سر بلند کنن و به مشکلات روانی خودشون فائق بیان و خشونتشون رو کنترلپذیرتر، عملیتر و هدفمندتر کنن؛ بدون اینکه همدیگه رو ناآگاهانه و بیجهت بدرند.
شاید با «شرقِ وحشی»، مترادف با «غرب وحشی»، زنده موندیم.
در غیر اینصورت، تنها راهِ بقا، فراره! جهت جغرافیاییش مهم نیست، فقط خارج از این مرز.
وگرنه هرکسی که به حلقه قدرتمندان خونآشام نزدیک نباشه، نهایتاً به یکی از میلیاردها شکلِ مرگ در این سرزمین، خواهد مُرد.
چرا؟ چون خوراک قدرتمندان در این سرزمین با خون آبیاری میشه! داستان ضحاک داستان یک شخص نیست، یک پیشگوییه...
immersion
حالا اگه بگم: اگه درآمد داری و بدتر، حقوق میگیری، فرقی نداره از کجا و چقدر و چطور، جزو خائنینی! میشم متوهم و آدم بده؛ یعنی میگی همهمون بمیریم؟! اگه قرار نیست همه با هم زندگی کنیم، بله، شاید همین.
دو ماه و نیم پیش، این پست رو نوشتم...
امیدوارم الان درک کرده باشین! کسانی که در یک شرکت کار میکنن، احتمال زیاد، اینترنتشون جزو وایتلیستشدههاست.
درحالیکه شما صبح تا شب جون میکَنید تا یه فایل دانلود کنید، اونها هر کاری بخوان میکنن و حقوق هم میگیرن.
آیا باید به جون هم بیفتیم؟ مگه همین الان نیفتادیم؟! پس منتظر پاسخ من نباشین! الان هم فقط از ظاهر همدیگه، تو خیابون، با نگاههامون، همدیگه رو طبقهبندی میکنیم و دشمن محسوب میکنیم!!!
نوشتم که حالا بهصورت ملموستر، واقعیت رو بپذیریم: ما (بهطور کلی شاید انسانها) منفعتطلب و خائنیم!
اگر طرفداران جمهوری اسلامی برای منافع بزرگی آدم میکُشن، مخالفای جمهوری اسلامی هم میتونن برای منافع کوچکتری، استثنائاتی برای خودشون قائل بشن و از قفسِ بزرگتری که بهشون داده شده لذت ببرن! شاید امروز نه، ولی با همین منطق، شاید در یک جهان موازی، برای منفعت بیشتر، طرفدار جمهوری اسلامی هم میشدند.
مشکل، عده معدودی خائن نیستن! مشکل اینه که اکثریت جامعه همینن.
ما دهها هزار کشته از جمعیت تقریباً میلیونی رو میبینیم، اما سکوت میلیونها نفر دیگهمون که احتمالاً خودمونم جزوشون بودیم، نه.
و تا روزیکه فارغ از رنگ و نگرش و عقیده و علاقه و پوشش و... حامی همدیگه نباشیم، ممکنه هیچوقت روی خوش زندگی رو نبینیم.
امیدوارم الان درک کرده باشین! کسانی که در یک شرکت کار میکنن، احتمال زیاد، اینترنتشون جزو وایتلیستشدههاست.
درحالیکه شما صبح تا شب جون میکَنید تا یه فایل دانلود کنید، اونها هر کاری بخوان میکنن و حقوق هم میگیرن.
آیا باید به جون هم بیفتیم؟ مگه همین الان نیفتادیم؟! پس منتظر پاسخ من نباشین! الان هم فقط از ظاهر همدیگه، تو خیابون، با نگاههامون، همدیگه رو طبقهبندی میکنیم و دشمن محسوب میکنیم!!!
نوشتم که حالا بهصورت ملموستر، واقعیت رو بپذیریم: ما (بهطور کلی شاید انسانها) منفعتطلب و خائنیم!
اگر طرفداران جمهوری اسلامی برای منافع بزرگی آدم میکُشن، مخالفای جمهوری اسلامی هم میتونن برای منافع کوچکتری، استثنائاتی برای خودشون قائل بشن و از قفسِ بزرگتری که بهشون داده شده لذت ببرن! شاید امروز نه، ولی با همین منطق، شاید در یک جهان موازی، برای منفعت بیشتر، طرفدار جمهوری اسلامی هم میشدند.
مشکل، عده معدودی خائن نیستن! مشکل اینه که اکثریت جامعه همینن.
ما دهها هزار کشته از جمعیت تقریباً میلیونی رو میبینیم، اما سکوت میلیونها نفر دیگهمون که احتمالاً خودمونم جزوشون بودیم، نه.
و تا روزیکه فارغ از رنگ و نگرش و عقیده و علاقه و پوشش و... حامی همدیگه نباشیم، ممکنه هیچوقت روی خوش زندگی رو نبینیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از تکاندهندهترین صحنههای «مصائب مسیح»، لحظهای است که شیطان در میان جمعیت، درحالیکه عیسی تازیانه میخورد، با «کودکی» در آغوش، از کنار مردم عبور میکند.
مِل گیبسون منطق کابوسوار پشت این تصویر را اینگونه توضیح میدهد:
«چه چیزی لطیفتر و زیباتر از تصویر مادر و کودک است؟
شیطان همان را کمی تحریف میکند.
بهجای یک مادر و کودک معمولی، یک شخصیت اندروژن را میبینیم که یک بچهی ۴۰ ساله که موهای زیاد بر پشت کمرش دارد را بغل کرده.»
🎬 The Passion of the Christ - 2004
مِل گیبسون منطق کابوسوار پشت این تصویر را اینگونه توضیح میدهد:
«چه چیزی لطیفتر و زیباتر از تصویر مادر و کودک است؟
شیطان همان را کمی تحریف میکند.
بهجای یک مادر و کودک معمولی، یک شخصیت اندروژن را میبینیم که یک بچهی ۴۰ ساله که موهای زیاد بر پشت کمرش دارد را بغل کرده.»
🎬 The Passion of the Christ - 2004
immersion
یکی از تکاندهندهترین صحنههای «مصائب مسیح»، لحظهای است که شیطان در میان جمعیت، درحالیکه عیسی تازیانه میخورد، با «کودکی» در آغوش، از کنار مردم عبور میکند. مِل گیبسون منطق کابوسوار پشت این تصویر را اینگونه توضیح میدهد: «چه چیزی لطیفتر و زیباتر از…
دروغ و فریب و تحریفِ واقعیات، اصلیترین سلاح شیاطینه.
طبق برخی روایات و داستانها، حتی آرایشکردن و تزئین هم توسط فرشتگان مغضوب (عزازیل / سامیارس) به انسانها آموخته شده تا مانعی برای دیدن واقعیت باشه! (Book of the Watchers, Enoch 1, 6-9).
تحریف، اصلیترین سلاح فرزندان شیطان هم هست.
اگه شعار «زن، زندگی، آزادی» مصادره شد، اگه «این آخرین نبرده» مصادره شد، اگه «شیر و خورشید» مصادره شد، اگه حتی مرگ رو به نفع خودشون مصادره کردند... این داستان یادتون باشه.
طبق برخی روایات و داستانها، حتی آرایشکردن و تزئین هم توسط فرشتگان مغضوب (عزازیل / سامیارس) به انسانها آموخته شده تا مانعی برای دیدن واقعیت باشه! (Book of the Watchers, Enoch 1, 6-9).
تحریف، اصلیترین سلاح فرزندان شیطان هم هست.
اگه شعار «زن، زندگی، آزادی» مصادره شد، اگه «این آخرین نبرده» مصادره شد، اگه «شیر و خورشید» مصادره شد، اگه حتی مرگ رو به نفع خودشون مصادره کردند... این داستان یادتون باشه.
آنافِیزیا
اسم. ترس از این واقعیت که جامعهی شما در حالِ تجزیهشدن به جناحهایی است که هیچ وجهِ اشتراکی باهم ندارند. آنها هر کدام از مجموعه ارزشهای خود دفاع میکنند، به شخصیتهای جناحِ خود استناد و به زبانِ ترجمهناپذیرِ خود صحبت میکنند. برگرفته از کلمهی انگلیسیِ anaphase، مرحلهای در تقسیم سلولی که در آن کروماتیدهای خواهر، به دو طرفِ مخالفِ سلول کشیده میشوند + aphasia، ناتوانی در درک یا تدوینِ زبان بهدلیلِ اختلال در عملکرد مغز.
#کتاب
📖 «واژهنامهی حزنهای ناشناخته»¹
🖋 جان کونیگ
📚 نشر میلکان
📑 سوما زمانی
¹ The Dictionary of Obscure Sorrows
اسم. ترس از این واقعیت که جامعهی شما در حالِ تجزیهشدن به جناحهایی است که هیچ وجهِ اشتراکی باهم ندارند. آنها هر کدام از مجموعه ارزشهای خود دفاع میکنند، به شخصیتهای جناحِ خود استناد و به زبانِ ترجمهناپذیرِ خود صحبت میکنند. برگرفته از کلمهی انگلیسیِ anaphase، مرحلهای در تقسیم سلولی که در آن کروماتیدهای خواهر، به دو طرفِ مخالفِ سلول کشیده میشوند + aphasia، ناتوانی در درک یا تدوینِ زبان بهدلیلِ اختلال در عملکرد مغز.
#کتاب
📖 «واژهنامهی حزنهای ناشناخته»¹
🖋 جان کونیگ
📚 نشر میلکان
📑 سوما زمانی
¹ The Dictionary of Obscure Sorrows
❤1😢1
immersion
آنافِیزیا اسم. ترس از این واقعیت که جامعهی شما در حالِ تجزیهشدن به جناحهایی است که هیچ وجهِ اشتراکی باهم ندارند. آنها هر کدام از مجموعه ارزشهای خود دفاع میکنند، به شخصیتهای جناحِ خود استناد و به زبانِ ترجمهناپذیرِ خود صحبت میکنند. برگرفته از کلمهی…
البته ناگفته نمانَد که مشکلی که با این کتاب دارم اینهکه صرفاً چند کلمهی بیربط رو بههم چسبونده و یک کلمهی جدید ساخته، کلمهای که اگر کسی کتاب رو نخونده باشه و حفظ نکرده باشه یا ریشهشناسی لاتین و زبانهای رومنس و یونانی رو بلد نباشه، نمیتونه متوجهش بشه.بههرحال
در اینجا مثلاً:
anaphase، خودش از دو کلمهی یونانیِ -ἀνα بهمعنیِ "بر رویِ"، "در امتدادِ" + φάσις بهمعنیِ "مرحله" تشکیل شده که معنیِ تحتاللفظیش میشه "امتدادِ یک مرحله"؛ که در زیستشناسی بهعنوانِ میوزِ ۲ هم شناخته میشه و دومین مرحله تقسیم سلولیه.
حالا به همین کلمه، یه پسوندِ ία- اضافه کنیم، بهمعنیِ "موقعیت"، "وضعیت" (کلماتی مثلِ یوتوپیا یا εὐτοπία که معنی تحتاللفظیش میشه "موقعیتِ خوب" از همین پسوند استفاده میکنن)، به کلمهی ἀναφασία میرسیم که معنیِ تحتاللفظیش میشه "در امتدادِ یک موقعیت"!!!! (آفِیزیا با آنافِیزیا متفاوته! -ἀ بهمعنیِ "بدونِ" و φάσις بهمعنیِ "گفتار" که باهم میشه ἀφασία که به بیماریِ زبانپریشی اشاره داره).
همینقدر بیمعنی. درواقع اینجا برای دریافتِ معنی کلمه، باید معنیِ زیستشناسی و عصبشناسیِ مشتقاتش رو بدونیم...!
همینکه یک کلمه بتونه یه شرایطی رو توصیف کنه، خوبه.
و ما چقدر اینروزها کلمه کم داریم...
هر کسی که هنوز ماله میکِشه، به هر دلیلی، چه از روی جهالت و سطح هوشی پایین چه از روی منافعش... نیازی نیست باهاش بحث کنید و دیالوگ داشته باشید یا فیزیکی درگیر بشید، فقط هر طور میتونید ازشون اطلاعات جمع کنید و یکجا نگه دارید. از نام و نام خانوادگی، توصیف نوشتاری چهره (یا اگه امکانش بود تصویربرداری) تا شماره پلاک و...
حتی بیارزشترین جزئیات هم میتونن کمککننده باشن.
معمولاً خود این مالندهها کارهای نیستن و از تهمونده گوشه سفره ارتزاق میکنن، اما اینکه کی میبردتشون سر سفره و petشون میکنه مهمه! با پیشروی لایهلایه به شمارههایی که باهاشون در تماسن میشه تمام خائنان به ایران رو شناسایی کرد.
حتی بیارزشترین جزئیات هم میتونن کمککننده باشن.
معمولاً خود این مالندهها کارهای نیستن و از تهمونده گوشه سفره ارتزاق میکنن، اما اینکه کی میبردتشون سر سفره و petشون میکنه مهمه! با پیشروی لایهلایه به شمارههایی که باهاشون در تماسن میشه تمام خائنان به ایران رو شناسایی کرد.
immersion
شمع، اشکی دو بیفشاند و بمُرد روشنی بشد و سایه ببُرد...
۱۹ مرداد ۱۴۰۱ | August 10, 2022
روزی بود که صبح بیدار شدم و خوندم که #هوشنگ_ابتهاج، فوت کرد.
در انقلاب ۵۷ شعرهایی سروده بود، مثل اغلب شاعرانِ دیگهای که سمت مردمِ اون زمان بودند و تصور میکردند ممکنه اوضاع، بهتر بشه.
مثلِ ما که انتظار داریم تمام هنرمندان، سمتمون باشند و اگر نباشند، دشمن ما هستند، و فکر میکنیم اوضاع بهتر میشه...
مثلِ ما، اعتقادات و سوگیریهایی هم داشت...
توی شبکههای اجتماعی خوندم که «ما» امروز، در حال ابراز شادی از مرگ و فحاشی به کسی بودیم که سمبلی از «ما» گذشته بود!
وَ این روند، همچنان ادامه داره...
و این پست رو گذاشتم، قضاوتها و خونریزیها و خونشوریهایی که کاری با حقیقت ندارند و تنها برای ارضای کمبودها و امیال حیوانیمون، پروارشون میکنیم.
فرزندانِ اسلامیستها و مارکسیستها و تودهایها، حالا تبدیل به پهلویست شدن و همون مسیر رو ادامه میدن! :)
پن: برای کسانیکه سنگی رو لعلپارهای کردند و دارن به یک نفس، میشکنندش.
مرهمِ بعضی چیزها زمانه، اگه ذاتِ همدیگه رو میشناسیم و اختلافاتمون کوچکه، بههم زمان بدیم؛ یا اگر نمیدیم، بپذیریم که شبیه گذشتگان و درگذشتگانیم! که ما، گذشتهی نسلِ بعدی هستیم که ممکنه نفهمیمشون.
روزی بود که صبح بیدار شدم و خوندم که #هوشنگ_ابتهاج، فوت کرد.
در انقلاب ۵۷ شعرهایی سروده بود، مثل اغلب شاعرانِ دیگهای که سمت مردمِ اون زمان بودند و تصور میکردند ممکنه اوضاع، بهتر بشه.
مثلِ ما که انتظار داریم تمام هنرمندان، سمتمون باشند و اگر نباشند، دشمن ما هستند، و فکر میکنیم اوضاع بهتر میشه...
مثلِ ما، اعتقادات و سوگیریهایی هم داشت...
توی شبکههای اجتماعی خوندم که «ما» امروز، در حال ابراز شادی از مرگ و فحاشی به کسی بودیم که سمبلی از «ما» گذشته بود!
وَ این روند، همچنان ادامه داره...
و این پست رو گذاشتم، قضاوتها و خونریزیها و خونشوریهایی که کاری با حقیقت ندارند و تنها برای ارضای کمبودها و امیال حیوانیمون، پروارشون میکنیم.
فرزندانِ اسلامیستها و مارکسیستها و تودهایها، حالا تبدیل به پهلویست شدن و همون مسیر رو ادامه میدن! :)
پن: برای کسانیکه سنگی رو لعلپارهای کردند و دارن به یک نفس، میشکنندش.
مرهمِ بعضی چیزها زمانه، اگه ذاتِ همدیگه رو میشناسیم و اختلافاتمون کوچکه، بههم زمان بدیم؛ یا اگر نمیدیم، بپذیریم که شبیه گذشتگان و درگذشتگانیم! که ما، گذشتهی نسلِ بعدی هستیم که ممکنه نفهمیمشون.
Forwarded from Anarconomy
دختره از پدر طرفدار ترامپش پرسیده اگه یکی از دخترهایی که ترامپ باش خوابیده بوده و تو فایلهای اپستین اومده من بودم واکنشت چی بود؟ پدره گفته عیب نداره، دو تا دختر دیگه دارم! و دعوا شدت میگیره و پدر، که از دارندگان اسلحه هم بوده، به دخترش شلیک میکنه و میکشدش.
بد نیست هموطن من هم که گیر پدر و مادر مذهبی افتاده ازین اتفاقات چیزهایی بفهمه. که آدمهای ناسالم، به ایمان و دین و پیغمبر اهمیت نمیدن. همونطور که به وطن و امنیت و غیرت و اخلاق هم اهمیت نمیدن. برای اونها مهم نیست معنی این مفاهیم چی هستند، و چرا برای بشر مهم شدهاند. ترامپ کارهای زیادی در زندگیش کرده، اما هیچوقت به فرزندانش آسیب نزده. حتی یک جمله منفی درباره فرزندانش به زبان نمیاره. طرفدار ترامپ حتی اهمیت نمیده که باید چطور مثل ترامپ بود. چون ترامپیسم صرفا براش یک محمله، برای انتقامگیری از فرزند. وقتی حتی به اینکه ترامپ بودن چگونه است اهمیت نمیدن، تصور میکنید پدر و مادر شما به اینکه محمد بودن چگونه است اهمیت میدن؟ فکر میکنید به چگونه مسلم بن عقیل بودن اهمیت میدن که حاضر بود بمیره اما قواعد مردانگی عرب رو زیر پا نگذاره؟ فقط به اینکه شما به مسلم بن عقیل احترام بگذارید اهمیت میدن. چون یک محمله برای اینکه شما رو طرد کنند. که ازتون انتقام بگیرند. که بهتون بخل بورزند، و بهتون حسادت کنند.
پس خودتون رو سرگرم این نکنید که اگر عقاید ایکس برود و عقاید ایگرگ بیاید، زشتیهایی که میبینید محو میشن. شما گیر آدمهای ناسالم افتادهاید. همین.
بد نیست هموطن من هم که گیر پدر و مادر مذهبی افتاده ازین اتفاقات چیزهایی بفهمه. که آدمهای ناسالم، به ایمان و دین و پیغمبر اهمیت نمیدن. همونطور که به وطن و امنیت و غیرت و اخلاق هم اهمیت نمیدن. برای اونها مهم نیست معنی این مفاهیم چی هستند، و چرا برای بشر مهم شدهاند. ترامپ کارهای زیادی در زندگیش کرده، اما هیچوقت به فرزندانش آسیب نزده. حتی یک جمله منفی درباره فرزندانش به زبان نمیاره. طرفدار ترامپ حتی اهمیت نمیده که باید چطور مثل ترامپ بود. چون ترامپیسم صرفا براش یک محمله، برای انتقامگیری از فرزند. وقتی حتی به اینکه ترامپ بودن چگونه است اهمیت نمیدن، تصور میکنید پدر و مادر شما به اینکه محمد بودن چگونه است اهمیت میدن؟ فکر میکنید به چگونه مسلم بن عقیل بودن اهمیت میدن که حاضر بود بمیره اما قواعد مردانگی عرب رو زیر پا نگذاره؟ فقط به اینکه شما به مسلم بن عقیل احترام بگذارید اهمیت میدن. چون یک محمله برای اینکه شما رو طرد کنند. که ازتون انتقام بگیرند. که بهتون بخل بورزند، و بهتون حسادت کنند.
پس خودتون رو سرگرم این نکنید که اگر عقاید ایکس برود و عقاید ایگرگ بیاید، زشتیهایی که میبینید محو میشن. شما گیر آدمهای ناسالم افتادهاید. همین.
حالا که بحثش داغه! راجعبه بُت بَعَل (اون بتی که ساخته بودن مولوخ بود، بهاشتباه روش نوشتن بعل)...
پنج سال پیش یه پستی نوشته بودم، گفتم شاید داستانش واستون جالب باشه...
فقط اینکه...
خود این پست یکم ترسناکه، هرچی عمیقتر بشید ترسناکترم میشه.
و نکته بعدی اینکه صرفاً برای علاقمندان به تاریخ و عرفان گذاشتمش، اولویت نداره پرداختن به این مسائل.
پنج سال پیش یه پستی نوشته بودم، گفتم شاید داستانش واستون جالب باشه...
فقط اینکه...
خود این پست یکم ترسناکه، هرچی عمیقتر بشید ترسناکترم میشه.
و نکته بعدی اینکه صرفاً برای علاقمندان به تاریخ و عرفان گذاشتمش، اولویت نداره پرداختن به این مسائل.
Forwarded from خلأ بوتِس
ظهر #قرآن میخوندم و دوباره چشمم به یه مکان افتاد که... جالبه!
کوه کارمِل یا کِرمِل که نزدیک شهر حَیفا در اسرائیل هست.
مکان مقدسی که میگن محل زندگی پیامبرانی مثل الیاس، یَسَع، و پس از اونها، ذوالکفل یا عوبدیا و... بود.
البته اینکه یک کوه، مقدس باشه، چیز تازهای نیست! به باور کنعانیان قدیم، مکانهای مرتفع مقدس بودند...
امّا
اینجا...
بتهای زیادی پرستش میشد (اشیره، پاچاماما، مِلقَرت، و مولوخ که نوزادان رو بهشکلی بیرحمانه براش قربانی میکردند).
پیامبران زیادی اونجا مبعوث شدن تا مردم رو از بتپرستی، یا لااقل قربانی کردن نوزادان! باز بدارن... یکیشون حزقیال بود که حدوداً ۶۳۰ سال قبل از میلاد متولد شد.
جالبه که بدونید برخی از این بتها، با بتهای قوم مایا مشترک بود!
در زمان الیاس، پرستش و قربانی کردن برای بتی بهنام بَعَل، مرسوم بوده (ملکهٔ فنیقیایی به اسم ایزابل، یکی از کسانی بود که پرستش بَعَل رو رواج داد)؛ الیاس نبی کاهنان رو دعوت میکنه تا قربانی کنن و هرکسی از خدای خودش بخواد که قربانی رو به آتش بکشه و بفهمن بالأخره کی خدای اسرائیلـه! کاهنها هی دست به دعا میشن و جوابی نمیاد، الیاس دعا میکنه و از آسمون آتیش میباره و نه تنها قربانی، که تمام زمینهای اطراف و سنگها و بعضی از کاهنها هم میسوزن و بعد که ایمان میارن، الیاس بهشون میگه خشکسالی سه سالهای هم که مجازاتتون بود، از امروز تموم شد...
حالا بیایم به امروز!
کوه کرمل هنوز هم مقدسه! برای یهودیان و... بهائیان! اینجا سیدمحمد علی باب دفن شده و بعد از آرامگاه بهاءالله، دومین مکان مقدس بهائیهاست...!
کوه کارمِل یا کِرمِل که نزدیک شهر حَیفا در اسرائیل هست.
مکان مقدسی که میگن محل زندگی پیامبرانی مثل الیاس، یَسَع، و پس از اونها، ذوالکفل یا عوبدیا و... بود.
البته اینکه یک کوه، مقدس باشه، چیز تازهای نیست! به باور کنعانیان قدیم، مکانهای مرتفع مقدس بودند...
امّا
اینجا...
بتهای زیادی پرستش میشد (اشیره، پاچاماما، مِلقَرت، و مولوخ که نوزادان رو بهشکلی بیرحمانه براش قربانی میکردند).
پیامبران زیادی اونجا مبعوث شدن تا مردم رو از بتپرستی، یا لااقل قربانی کردن نوزادان! باز بدارن... یکیشون حزقیال بود که حدوداً ۶۳۰ سال قبل از میلاد متولد شد.
جالبه که بدونید برخی از این بتها، با بتهای قوم مایا مشترک بود!
در زمان الیاس، پرستش و قربانی کردن برای بتی بهنام بَعَل، مرسوم بوده (ملکهٔ فنیقیایی به اسم ایزابل، یکی از کسانی بود که پرستش بَعَل رو رواج داد)؛ الیاس نبی کاهنان رو دعوت میکنه تا قربانی کنن و هرکسی از خدای خودش بخواد که قربانی رو به آتش بکشه و بفهمن بالأخره کی خدای اسرائیلـه! کاهنها هی دست به دعا میشن و جوابی نمیاد، الیاس دعا میکنه و از آسمون آتیش میباره و نه تنها قربانی، که تمام زمینهای اطراف و سنگها و بعضی از کاهنها هم میسوزن و بعد که ایمان میارن، الیاس بهشون میگه خشکسالی سه سالهای هم که مجازاتتون بود، از امروز تموم شد...
حالا بیایم به امروز!
کوه کرمل هنوز هم مقدسه! برای یهودیان و... بهائیان! اینجا سیدمحمد علی باب دفن شده و بعد از آرامگاه بهاءالله، دومین مکان مقدس بهائیهاست...!
یه مدته دارن تمام زورشونو میزنن که قتلعام کار ما نبوده و بیاین اثبات کنین!!
در خانه اگر کَس است یک حرف بس است.
برای کسانیکه خودشونو به نفهمی نزدن و منافعشون در نفهمی نیست، نیازی به تکرار بدیهیات نیست.
در خانه اگر کَس است یک حرف بس است.
برای کسانیکه خودشونو به نفهمی نزدن و منافعشون در نفهمی نیست، نیازی به تکرار بدیهیات نیست.
اثباتشو برید از همدستان تروریستها بپرسید که شب قبلش توی صداوسیماتون داشتن خطونشون میکشیدن و توی تمام ارگانهاتون نفوذ داشتند و همزمان با ترور با سلاحهای سازمانی شما، کل راههای ارتباطی کشورو بهمدت دو هفته قطع کردند و حتی امدادرسانی هم مختل کردند و بعدش هم دوربینهای امنیتی مغازهها و ساختمانها رو با لباس نیروهای امنیتی شکستند یا تهدید کردن که محتواش منتشر نشه و با لباس و کارت و تیپ نیروهای شما، به بیمارستانها و ساختمانها هجوم بردند و مانع مراسم تدفین شدند و با اینکه کل شهرو قبضه کرده بودید، هیچ تروریست مسلحی رو توی خیابون نکشتید و تروریستها یهو توی راهپیمایی و تشییع غیبشون زد و دیگه عملیات نکردن و بعدشم شما هیچکسو با اون تیپ و کارت و سلاحهای سازمانی جعلی دستگیر نکردید! البته که بلدید وقتی اینو خوندید، بازم حقایق رو تحریف کنید و ادعا کنید چنین افرادی هم دستگیر کردید و چهارتا اسلحه و لباس هم بچینید روی میز و نشون بدید. ادعایی که حواستون نبود زودتر نشونش بدید و من بهتون ایده دادم!
آره کار تروریستها بود، تروریستهایی که حتی الان هم وقتی کسی جایزهش رو به جانباختگان دیماه تقدیم میکنه، با غضب بهش نگاه میکنن و تشویقش نمیکنن (جشنواره فجر ۱۴۰۴، مهدی یزدانیخرم).
و عجیبترین پارادوکس جهان: تروریستها لباس نیروهای امنیتی رو پوشیده بودن و دوربین میشکستن و هیچکدومشون از همدیگه نمیپرسیدن: تو واقعاً از مایی؟! کارتتو نشون بده؟! ولی وقتی مردم تروریستهایی که لباس مبدل پوشیده بودن رو کشتن، درواقع تروریستها رو نکشتن بلکه نیروهای امنیتی رو کشتن! حتی تن شرودینگر هم با ادعاهاشون تو گور میلرزه!
حتی اگر چشمامونو روی حقیقت ببندیم و بپذیریم که تروریستها دستآموز شما نبودند، باز هم عامل اصلی کشتار شمایید که از همون بدو ورود به این کشور، بهمدت بیش از هفده هزار روز، اقلیتها رو حذف کردید و خواستههاشونو نشنیده گرفتید تا کار به جایی برسه که اکثریت مردم مخالفتون باشن و بدونن که بازم نشنیده خواهید گرفت، و متوسل به خشم و زور بشن و دشمنان سوءاستفاده کنن و درگیری بشه و شما هم نهایتاً برای حل مسئله، تصمیم به پاککردن صورت مسئله از طریق تروریستهاتون گرفتید. درست مثل اوایل پیدایشتون! اینبار در وسعتی بسیار بزرگتر.
❤2