immersion
76 subscribers
449 photos
22 videos
17 files
535 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
آفریدند اگر شبنمِ بی‌مایه تو را
خیز و بَر داغِ دلِ لاله چکیدن آموز...

#اقبال_لاهوری 🪁
نیست وقتی که به ما کاهشی از غم نرسد
نوبتِ سوختنِ ما به جهنم نرسد...

#غالب_دهلوی 🪁
مژده‌ی صبح در این تیره‌شبانم دادند
شمع کُشتند و ز خورشید نشانم دادند...

#غالب_دهلوی 🪁
چون روشنِ روشنان فرو میرَد
تاریک شود جهان و خوف‌انگیز
دیگر همه‌چیز رنگِ او گیرد
او اهرمنی ستمگر و خیره‌ست
او دشمنِ روشنی‌ست، او دزدی
بَر گُستره‌ی قلمروش چیره‌ست
او چهره‌ی کائنات را چالاک
تصویر کُند به مَسخِ کوبیک‌ش
چون هندسه‌ی جُذام، وحشتناک
در نوبتِ او که حُکم‌ها رانَد
از خُرد و بزرگ، از نو و کهنه
هیچ‌چیز به‌رنگِ خود نمی‌مانَد
هر چیز که هست، رنگِ خود بازَد
یک‌رنگ چو شد جهان، رَوَد در خواب
خواب است و سیاهی آن‌چه او سازَد
آری، به شبِ سیاهِ خواب‌انگیز
هر چیز که هست، حُکمِ شب دارد
آری، همه هر چه هست، جز یک چیز
این است که می‌ستایم آتش را
آن روشنِ پاک، زنده‌ی بیدار
نَستوه و بلند، روحِ سرکش را...
🔥
#مهدی_اخوان_ثالث 🪁
🔥1
immersion
گفتم که سکوت...! از چه رو لالی و کور؟ فریاد بکش، که زندگی رفت به گور گفتا که خموش! تا که زندانیِ زور بهتر شنود، ندای تاریخ ز دور... #کارو 🪁
چندین هزار دیده و گوش از برای چیست؟
زیشان سخن مگوی که هم کور و هم کَرَند

جُز آدمی نَزاد ز آدم در این جهان
وینها از آدم‌اند، چرا جملگی خَرَند...؟!

#ناصرخسرو 🪁
چرا نمی‌فهمن...؟!
immersion
امان که خَصمْ خیره گردد در انتخابْ چیره گردد بِدان که روزگارِ ملت چو طُرّه‌ی تو تیره گردد... #عارف_قزوینی 🪁
کاش فقط یک سال از این‌همه سال اعتراض... می‌فهمیدن، که خَصمْ چیره نگردد... اما امان که کور و کَرَند.
قرن‌هاست که از دشمنی به دشمن دیگه پناه می‌بریم.
Forwarded from Lessons in Chemistry
ناامیدی من از ۸۸ شروع شد، هر بار اعتراض شد و هیچ اتفاقی نیافتاد به جز از دست رفتن جان‌های عزیز بیشتر قلبم شکست... بیشتر ساکت شدم... بیشتر ناامید شدم... اونقدر که از اخبار فراری شدم، یجوری رفتم توی بیخبری که انگار اصلا ایران زندگی نمیکنم. من توی عمرم به ندرت رای دادم بعد از ۸۸ که دیگه رای ندادم تااا اون سالی که روحانی زحمت کشید و آخرین قطره امید به آینده رو هم برای من کشت. از بعد اون شناسنامه‌م دیگه مهر نخورده، دیگه رفتم توی مود بی‌حسی، بی‌تفاوتی. حتی الان دلم نمی‌خواد انگشت کنم تو چشم اونایی که رفتن به پزشکیان رای دادن که خیر سرشون دلار نره بالای صد تومن، جنگ نشه، تحریم نشه😏 و الان استوری میذارن چرا ساکتید، بگم چون خود تو باعثشی. چون من از همون موقع تا الان از شنیدن ۳۰میلیون شوکه‌م، دلسردم... از شنیدن و دیدن تناقض آدمای این کشور...
اینا رو نوشتم که بگم، بلاگر که حساب نمیشم ولی در حد همین روزانه نویس هم ازم انتظار پست گذاشتن و بالای منبر رفتن نداشته باشید، من از این سرزمین سالیانه بریدم، فقط اقبال همراهم نبوده که هنوز حضور فیزیکی دارم. کاش بشه اونی که همه میخوان، کاش بیاد فردای روشن، فقط من آدم دل‌بستن بهش نیستم. همین
Lessons in Chemistry
ناامیدی من از ۸۸ شروع شد، هر بار اعتراض شد و هیچ اتفاقی نیافتاد به جز از دست رفتن جان‌های عزیز بیشتر قلبم شکست... بیشتر ساکت شدم... بیشتر ناامید شدم... اونقدر که از اخبار فراری شدم، یجوری رفتم توی بیخبری که انگار اصلا ایران زندگی نمیکنم. من توی عمرم به ندرت…
حق.
فرقش اینه‌که با هر بار اعتراض، با جانوران بی‌رحم‌تری مواجه می‌شیم.
بعد از این، دیگه تعداد صفرهای دلار مهم نیست...
احتمالاً به بوی عطر برنج همسایگانِ وطن و تن‌فروش و آدم‌فروشت غبطه بخوری، که تو هم می‌تونستی بفروشی و غذای قسطی بهتری بخوری...!
منم یه‌چیزایی می‌گم، ولی پست‌های قبلی‌م هنوز پابرجاست...
ایران پر شده از آدم‌های قدرنشناس و خائن، و خائنین پاداش می‌گیرن!


تاریخ، بارها تکرار می‌شه و تنها درسی که برامون داره اینه‌که انسان‌ها از تاریخ درس نمی‌گیرند.
عادل آن باشد که در مُلکِ جهان
داد بِستانَد زِ نفْسِ خود نهان
نَبوَدَش دَر عَدل‌کردن خاص و عام
خَلق را چون خویشتن خواهد مُدام...

#عطار 🪁
1
روز مردانی که عاشق زندگی‌اند و منفعل نیستند و آزادی‌خواه‌اند و ‏«خَلق را چون خویشتن خواهند مُدام» مبارک.
3
وقتی کشورهای خارجی حمله کردند (که احتمالش زیاده)، جنگ داخلی+خارجی خواهیم داشت؛ نه با مهره‌های اصلی (اون‌ها ترکیبی از سرنوشت‌های تمام دیکتاتورهای پیشین رو خواهند داشت)، بلکه با شغال‌ها و کفتارهای لایعقلی که بی‌قلاده می‌مونن، بدون هیچ وسیله ارتباطی‌ای.
اونجوری
سه انتخاب بیشتر باقی نمی‌مونه، دوتای اول در صورت ادامه‌ی انفعال و متحد نبودن ما رخ می‌ده:
- افغانستان‌شدن: حکومت طالبان بر ویرانه‌های ایران رو بپذیریم، دخترامونو به شیخ‌ها بفروشیم و پسرامونو برای کارگری بفرستیم کشورهای عربی و خودمونم در خاک‌های بی‌حاصل و شوره‌زار دفن بشیم؛ بدون این‌که حتی یک گیاه هرز روی مزارمون سبز بشه.
- ایرانِ چندپاره: می‌تونیم نظاره‌گر باشیم تا کشورهای خارجی هر کاری دلشون خواست انجام بدن؛ جزایر رو بردارن، منابع رو به یغما ببرن و... باز هم در زمینی شوره‌زار دفن بشیم، با این تفاوت که این‌بار شاید سنگ قبری هم برامون بذارن.
- دگرگونی شکوهمند: شجاع و با برنامه و بی‌رحم و در عین حال عادل باشیم، مسیری کمی متفاوت‌تر از انقلاب‌های پوچ‌گرایانه و وحشیانه‌ی گذشته در کشورهای دیگه... عقده‌هامون‌و فقط تا جایی‌که دست برتر حفظ بشه خالی کنیم، نه بیشتر.
اشک و خون بریزیم و تصویری به دنیا و حاکمان بعدی نشون بدیم که دیگه، لااقل تا چند سال آینده، باهامون بازی نکنن.
و راستی! یک پند...
مراقب چپول‌ها باشید که هزار رنگ و هزار پدرند. گرگ‌هایی در لباس میش.
این‌طور وانمود می‌کنند که دشمن و هدف مشترکی دارید، اما حاضر نمی‌شن با شما برای یک هدف مشترک بجنگند و بعد پای دیالوگ بنشینند و تصمیم‌گیری رو با دادنِ آگاهی کامل و شفاف، به مردم بسپرند...
چون دیالوگ، قاتلِ چپ‌هاست.
یا با قهر و زور و گلوله به قدرت می‌رسند، یا ریسکِ نابودیِ باورهاشون در اذهان رو نمی‌پذیرند و کنار می‌رن / کنار می‌زنند.
این‌ها حتی اگر واقعاً مخالف حکومت فعلی باشند و نه در حال تزویر، موافقِ وضعیت فعلی اما به‌شیوه‌ی مورد نظر خودشون هستند.
به‌محضِ این‌که به جایی رسیدید، مثل یک انگلِ پنهان، از تمامِ مواهبی که بهش دادید (از جمله آزادی بیان!) استفاده می‌کنند تا میزبانشون آماده‌ی پذیرش و تغذیه‌ی انگل‌های بیشتری ازشون باشه... بعدش اونقدر تولیدمثل می‌کنند تا یک دیکتاتور جدید برای تحمیل عقایدشون متولد کنند. و این روند رو اونقدر ادامه می‌دن تا میزبانِ مبتلا به سوءتغذیه و کم‌خونی، حتی در حال مرگ هم ازشون دفاع کنه! چون دیگه بیشتر عمرش رو با انگل‌ها سپری کرده و اون‌ها رو جزئی از ارگان‌های حیاتیِ خودش می‌دونه.
و نمی‌فهمند که با مرگِ میزبان، خودشون هم خواهند مُرد! دلیل این هم ساده‌ست: چپ هرگز نفهمید.
اغلبشون هم پرتلاشند، ده‌ها کتاب خوندند، گاهی هم مدارج و مدارک و سِمَت‌های والایی دارند... اما نهایتاً: جاهلانِ عالِمی هستند.
درمانشون؟ تأمل و تفکر انتقادی و تفکر چندبُعدی (یا انعطاف‌پذیری شناختی) - مستقل و خارج از چهارچوبه.
همچنین آشنایی با انواع مغالطه‌ها و سوگیری‌های شناختی هم کمک‌کننده‌ست.
این‌ها داروی ضدانگلند.
بزرگ‌ترین دشمن چپ، یک لحظه دِرَنگ برای تفکر عمیق‌تره! وَ یک سؤالِ ساده: اگر چیزی، این‌طور که نشان می‌دهی، نباشد، چه؟! اون‌جاست که می‌تونی بالا رفتن ضربان قلب، تورم رگ‌ها! و فریبکاری‌شون رو حس کنی...!
آیا باید جلوی آزادی بیان یا سِمَت‌داشتنشون رو گرفت؟ نه، به‌هیچ‌وجه؛ این‌ها فسیل‌های زنده‌ای هستند که اتفاقاً رادیوی خرابشون باید همین‌طوری محتوا تولید کنه تا نتونند رنگ عوض کنند و بشه منشأ بدبختی‌های آینده رو فهمید! اما هم‌زمان باید داروهای ضدانگل رو به‌صورت وسیع و رایگان در دسترس همه قرار داد، تا روزی که بشه واکسنِ ضدچپ ساخت.
برای حاکمان هم، بهتره با هیچ گروه و اقلیتی، ناعادلانه، برخورد نکنند؛ چون راهِ نفوذ چپ‌ها از همین اقلیت‌هاست و اگر تمام مردم، اون‌طور که در خلوت خودشون می‌خوان، و بدون آسیب و تحمیل به دیگران، در رفاه باشند، راه نفوذ چپ هم بسته می‌شه.
immersion
عیبِ خود نایافتن بالاترینِ عیب‌هاست جاهلانِ منفعل از جهل را جاهل مخوان... #صائب_تبریزی 🪁
جاهل از جمعِ کُتُبْ صاحبِ معنی نشود
نسبتی نیست به شیرازه سُخن‌دانی را...

#بیدل_دهلوی 🪁
هان، ای خدا! شَبانِ سیَه را فرو فرِست
تا ننگِ وحشیانِ زمین را نهان کُنند
بَر دشت‌ها، سیاهیِ شب را بِگُستران
تا کُشتگانِ بیگُنَهش سایبان کُنند
این گورهای نو که دهان باز کرده‌اند
تا لقمه‌های گمشده را در گلو بَرَند،
فردا، به جانیان و خَسان روی می‌کُنند
تا طعمه‌های تازه خود را فرو بَرَند...!

تهران - ۲۴ آبان‌ماه ۱۳۳۱
#نادر_نادرپور - خوشه‌های تلخ
immersion
بمیران، که دونند و کمتر ز دون بسوزان، که پَستند و زآن‌سوی پَست یکی بشنو این نعرهٔ خشم را! برای که برپا نگه داشتی زمینی چنین بی‌حیا چشم را...؟
تا بذرِ کُشتگانِ زمین بارور شود،
تا خوشه‌های تلخ برویَد ز سینه‌ها،
باید ز چشمِ هرزه این ابرهای سرخ
بارانِ خون ببارد و بارانِ کینه‌ها...
😢1
می‌گن آمریکا و اسرائیل دشمن ایرانی‌ها هستن و می‌خوان ما رو به جون همدیگه بندازن و بکشنمون!...
درحالی‌که این دو کشور به‌واسطه دانش فنی گسترده و پیشتازی در این زمینه (عرازشه می‌تونن بهش بگن استفاده از اجنه)، حتی بیشتر از خود جمهوری اسلامی، از تمام مردم ایران اطلاعات دارن! با اطلاعاتی که سیستم عامل‌ها هر لحظه در حال ارسالش هستند، با هک‌های گسترده‌ای که طی سال‌های گذشته انجام شد، به‌معنای واقعی کلمه، اسم دخترعموی باجناق سرکوبگران رو هم درآوردن!!!
یعنی می‌تونن در یک لحظه، یک وب‌سایت ایجاد کنن که شما با جستجوی نام و نام خانوادگی این افراد، تا چهره و لوکیشن و آدرس دقیق منزل و اعضای خانواده و محل تحصیل فرزندان و... رو دربیارید و برید سر وقتشون، همون‌طور که اون‌ها طی این‌همه سال، همه رو دسته‌دسته جدا کردن و اطلاعات معترضین رو می‌ذارن توی کانال‌ها و... می‌ریزن توی خونه‌ها...
اگر واقعاً می‌خواستن ملت‌ها رو به جون همدیگه بندازن، دستشون خیلی بازتر بود، و اتفاقاً انکارش در مجامع بین‌المللی هم ساده‌تر بود که این اطلاعات رو ما در دسترس مردم قرار ندادیم!!
و با این‌حال، به این کفتارصفت‌ها فرصت دادن تا با تغییر همراه بشن و جان‌های کمتری از جمله جان خودشون پایمال بشه (من واقعاً شرمگینم که از سایر مخلوقات برای توصیف این جانوران استفاده می‌کنم! هیچ موجودی ذاتاً پلیدتر از این‌ها نیست و رفتارش اقتضای طبیعت و بقاشه! نه از سر جهل و سنگدلی).
شاید یک‌روز این‌کارو هم کردن، ولی فعلاً نه...
نهایتاً: دشمن ما همین‌جاست.
سویِ دِیرم نگذارند که غیرم دانند
وَر سویِ کعبه شَوم راهبِ دِیرم خوانند
زاهدان کز مِی و معشوق مرا منع کنند
چون شدم کُشته ز تیغم به چه می‌ترسانند...؟

#خواجوی_کرمانی 🪁
🌿 ۱۷ دی روز بزرگداشت خواجوی کرمانی
1
اگه دشمن حمله نمی‌کرد، تلگرام رفع فیلتر می‌شد.
اگه اعتراض نمی‌کردیم، اینترنت قطع نمی‌شد.
با منطق این جماعت
اگه زندگی نمی‌کردیم، نمی‌مردیم!
پس...

همان بِه کاین نصیحت یاد گیریم
که پیش از مرگ، یک نوبت بمیریم
فنا شو پیش از این کآید فنایت
که در عین فنا یابی بقایت
...
🔥‏𓅣

بیت اول از #نظامی و بیت دوم از #عطار.
1
بذرِ سکوت،
ریشه دَوانید و
برگ داد
وآنگه هزار شاخه شد و
میوه مرگ داد.

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
و اما، حیاط آشوویتس جایِ درستِ شروعِ شورش نیست. نگهبانان بالای برجک که از کشتن کسانی که قابلیت کشتن ندارند لذت می‌برند، به آن اشراف دارند. کشته‌ها روی هم می‌افتند. برف سرخ میشود. شورش را باید از جاهای تاریک اردوگاه شروع کرد. که زندانبان‌ها دید خوب و پشتیبان کافی ندارند. و انتظار کسانی که قابلیت کشتن دارند را.
و اما این حرف‌ها را کسی جدی نمی‌گیرد. چون طبیعت دنیا همین بوده و خواهد بود که سرگذشت جوامع انسانی بیشتر با واکنش‌های دفعی و از روی استیصال شکل بگیرد تا واکنش‌های صبورانه و هوشمندانه. باید حتما بعد از ساخته شدن کشتی نوح بفهمند آب میتواند تا کجا بالا بیاید، و باید درست در لحظه جا ماندن از آن، فریاد بزنند. اینکه نوحی در سرزمین حاضر باشد یا نباشد، بهانه است برای «کسی دست ما را نگرفت». اسطوره‌ها را ساختند تا بگویند اگر نوح حاضر بود هم، منزوی می‌شد، توسط همان کسانی که در به در دنبال منجی بودند، و کشتی‌اش خالی می‌رفت.
آدم‌ها دوست دارند خدا باشند، اما از شبیه خدا شدن خوششان نمی‌آید. انسان ترجیح می‌دهد صفات انسانی‌اش را حفظ کند‌‌ تا اینکه شبیه خدا شود. از همه‌ی خدا بودن، اعمال قدرت بر موجودات را می‌پسندد، نه هیچ‌چیز دیگر. نابینایی، دیر فهمیدن و از روی حس واکنش نشان دادن، از صفات انسانی است. و انسان ضعف‌های خود را می‌پسندد، حتی اگر آن‌ها را انکار کند. مردم نابینایی‌های خود را می‌پسندند. دیر فهمیدن‌های خود را می‌پسندند. عزادار شدن‌های خود را می‌پسندند. ترسیدن‌های خود را می‌پسندند. امید واهی و یأس خود را هم. و زندگی را با همین پسندیده‌ها ادامه خواهند داد.
و اما، کسانی که برای همیشه در حیاط اردوگاه آرمیدند، بازنده نیستند. چون با افتخار مردن کار آدم‌های بازنده نیست. نباید عزادار بود که دیگر بین زندانی‌ها نیستند. دیگر بین زندانی‌ها نبودن یک صعود است، نه یک مصیبت. کسانی که همه‌چیز اتفاق افتاده در حیاط آشوویتس را از داخل سلول‌شان دنبال می‌کردند چندماه بعد از گرسنگی و بیماری جان دادند. و روزهای آخر آرزو می‌کردند کاش خیلی قبل‌تر شانس گلوله را داشتند. و بله تا روز آخر فکر می‌کنند به شانس مربوط بود. انسان جهل خود را هم می‌پسندد. و این هم جزیی از طرز کار دنیاست. دنیا گورستان آدم‌هایی است که هیچوقت نفهمیدند واقعا چه خبر بود.
هیچ چیز جدیدی زیر آفتاب تابان وجود ندارد.