immersion
شادمهر عقیلی – هم نفس
🎼 00:02:32
داغِ ترانه تو نگاهم
شوقِ رسیدن تو تَنَم
تو حجمِ سردِ این قفس
منتظرِ پَر زدنم...
داغِ ترانه تو نگاهم
شوقِ رسیدن تو تَنَم
تو حجمِ سردِ این قفس
منتظرِ پَر زدنم...
immersion
🎨 Heo Jiseon
اگرچه پیشِ دو زلفت بنفشه بیقدر است
بِسانِ قطره به دریا و سبزه در گُلشن
بنفشههای مرا قدر دان که بوده شبی
بهیادِ موی تو مهمانِ آبِ دیده من...
#رهی_معیری 🪁
بِسانِ قطره به دریا و سبزه در گُلشن
بنفشههای مرا قدر دان که بوده شبی
بهیادِ موی تو مهمانِ آبِ دیده من...
#رهی_معیری 🪁
😢1
این پست سياسیست.
دو روز پیش، «روز جهانی قدرشناسی» بود...
این دو روز، گهگاهی بهش فکر میکردم...
که ما ایرانیها، آدمهای قدرنشناسی هستیم!
شاید حتی مهموننوازیمون هم بهخاطرِ قدرنشناسبودنمون باشه!! دنبالِ گداییِ «قدر»ـیم؛ با تعارف و تزویر و نذری و دعا و شببیداریهای «شب قدر» شاید...
البته، چه اهمیتی داره که روی چیزهای خوب، اسمی بذاریم و واسش دنبال دلیل باشیم؟! قدرنشناسیم و مهموننواز، خوبه که قدرنشناسیمون منجر به صفت بدتر دیگهای نشده...
اما
وقتی گفتم «ما ایرانیها» و چنین جمعیت بزرگی رو هدف قرار دادم، باید دلیل قانعکنندهای هم داشته باشم...
بله، قدرنشناسیم چون نه تلاش در مسیر، و نه نتیجهی هیچچیزی برامون ارزشمند نیست! درواقع اغلبمون فقط به چریدنِ اسکناس مشغولیم و در ازای کمی کاغذِ سبز بیشتر، خودمونو میفروشیم.
استاد دانشگاه قدر دانشجو رو نمیدونه که با چه مشقتی تونسته اصلاً به درسخوندن فکر کنه؛ دانشجو قدر استاد رو نمیدونه که چطور بعد از سالها جونکندن، حالا باید برای چندرغاز تکرار مکررات کنه؛ بیمار قدر پزشک، پزشک قدر بیمار؛ حکومت قدر سرباز؛ همسر قدر همسر... از بالا تا پایین.
قدرنشناسیم.
راستی لابهلای این حرفها...
یادِ سوره تکویر توی قرآن افتادم! وقتی قیامت میشه، مادر فرزندش رو رها میکنه و...
اگر بدونین که از هر ده شرکت، هشت شرکت بهصورت مستقیم در حال خیانت به مردم ایران هستند، و کارمندان اونها صرفاً برای زندهبودن خودشون و خانوادهشون تن به این حقارت دادن، و بدونین که اون کارمندان، پدر و برادر و خواهر و دایی و دوستان شما هستند... اون سوره رو بهتر میفهمید.
ایران پر شده از آدمهای قدرنشناس و خائن، و خائنین پاداش میگیرن!
پزشکان خائنی که توی درمانگاهها و بیمارستانهای نظامی در ازای اتلاف عمر جوانان و فرستادنشون برای امریه شرکتهای «دانشبنیان» که منجر به شکلگیری دوربینهای کشف حجاب و... میشه، پاداش میگیرن.
مدیرانی که در ازای فریب کارمندانشون که یک شرکت خصوصی هستند، اما بودجه رو از جای دیگهای میگیرن و قطرهچکونی به کارمندانشون میدن و در ازای تولید حماقت به اسم تولید ملی، پاداش میگیرن.
صنایع غذایی که به قیمتهای دستوری بله میگن و در ازای سکتههای هموطنانشون، پاداش میگیرن.
شرکتهای دارویی در ازای بیمصرفی و عوارضی که روی مردم میذارن...
نانواییها در ازای سرطانهای گوارشی که به مردم هدیه میدن...
بیمهها در ازای مکیدنِ عمر مردم...
صاحبخانهها، مغازهدارها، رستورانها و...
و تمامِ اینها، ما مردمیم.
ماییم که اینها رو شکل دادیم.
ما که قدر همدیگه رو ندونستیم.
ما خالقان حکومتها و ظالمینیم!!!
ما قدر صلح رو ندونستیم، قدر آزادی، قدر عظمت، قدر سکوتنکردن، قدر زانونزدن...
آدمهای قدرنشناس، نهایتاً گیر خائنها میافتن...
نسلاندرنسل.
دو روز پیش، «روز جهانی قدرشناسی» بود...
این دو روز، گهگاهی بهش فکر میکردم...
که ما ایرانیها، آدمهای قدرنشناسی هستیم!
شاید حتی مهموننوازیمون هم بهخاطرِ قدرنشناسبودنمون باشه!! دنبالِ گداییِ «قدر»ـیم؛ با تعارف و تزویر و نذری و دعا و شببیداریهای «شب قدر» شاید...
البته، چه اهمیتی داره که روی چیزهای خوب، اسمی بذاریم و واسش دنبال دلیل باشیم؟! قدرنشناسیم و مهموننواز، خوبه که قدرنشناسیمون منجر به صفت بدتر دیگهای نشده...
اما
وقتی گفتم «ما ایرانیها» و چنین جمعیت بزرگی رو هدف قرار دادم، باید دلیل قانعکنندهای هم داشته باشم...
بله، قدرنشناسیم چون نه تلاش در مسیر، و نه نتیجهی هیچچیزی برامون ارزشمند نیست! درواقع اغلبمون فقط به چریدنِ اسکناس مشغولیم و در ازای کمی کاغذِ سبز بیشتر، خودمونو میفروشیم.
استاد دانشگاه قدر دانشجو رو نمیدونه که با چه مشقتی تونسته اصلاً به درسخوندن فکر کنه؛ دانشجو قدر استاد رو نمیدونه که چطور بعد از سالها جونکندن، حالا باید برای چندرغاز تکرار مکررات کنه؛ بیمار قدر پزشک، پزشک قدر بیمار؛ حکومت قدر سرباز؛ همسر قدر همسر... از بالا تا پایین.
قدرنشناسیم.
راستی لابهلای این حرفها...
یادِ سوره تکویر توی قرآن افتادم! وقتی قیامت میشه، مادر فرزندش رو رها میکنه و...
اگر بدونین که از هر ده شرکت، هشت شرکت بهصورت مستقیم در حال خیانت به مردم ایران هستند، و کارمندان اونها صرفاً برای زندهبودن خودشون و خانوادهشون تن به این حقارت دادن، و بدونین که اون کارمندان، پدر و برادر و خواهر و دایی و دوستان شما هستند... اون سوره رو بهتر میفهمید.
ایران پر شده از آدمهای قدرنشناس و خائن، و خائنین پاداش میگیرن!
پزشکان خائنی که توی درمانگاهها و بیمارستانهای نظامی در ازای اتلاف عمر جوانان و فرستادنشون برای امریه شرکتهای «دانشبنیان» که منجر به شکلگیری دوربینهای کشف حجاب و... میشه، پاداش میگیرن.
مدیرانی که در ازای فریب کارمندانشون که یک شرکت خصوصی هستند، اما بودجه رو از جای دیگهای میگیرن و قطرهچکونی به کارمندانشون میدن و در ازای تولید حماقت به اسم تولید ملی، پاداش میگیرن.
صنایع غذایی که به قیمتهای دستوری بله میگن و در ازای سکتههای هموطنانشون، پاداش میگیرن.
شرکتهای دارویی در ازای بیمصرفی و عوارضی که روی مردم میذارن...
نانواییها در ازای سرطانهای گوارشی که به مردم هدیه میدن...
بیمهها در ازای مکیدنِ عمر مردم...
صاحبخانهها، مغازهدارها، رستورانها و...
و تمامِ اینها، ما مردمیم.
ماییم که اینها رو شکل دادیم.
ما که قدر همدیگه رو ندونستیم.
ما خالقان حکومتها و ظالمینیم!!!
ما قدر صلح رو ندونستیم، قدر آزادی، قدر عظمت، قدر سکوتنکردن، قدر زانونزدن...
آدمهای قدرنشناس، نهایتاً گیر خائنها میافتن...
نسلاندرنسل.
immersion
چنان دانند و در باری نباشند که در کارند و در کاری نباشند ندانند و ز پنداری که دارند در آن پندار عمری میگذارند... #عطار
😢1
😢2
❤1
immersion
یک شب که به ماه روشنش میارزید روحی که به آزار تنش میارزید بگذار بگویند که او مرد نبود! این عشق به گریه کردنش میارزید #سیدمهدی_موسوی
یک سمت تویی و عشق: مرگی ساده
یک سمت جهان بهقتل من آماده!
میترسم! مثل بچهگنجشکی که
در دستِ دو بچهی شرور افتاده...
#سیدمهدی_موسوی
یک سمت جهان بهقتل من آماده!
میترسم! مثل بچهگنجشکی که
در دستِ دو بچهی شرور افتاده...
#سیدمهدی_موسوی
immersion
John Williams – A Window to the Past
من از گذشته میآیم
هوای کودکی در سَر
در این هوا تو را خواهم
که کودکی بیاغازی...
#سیمین_بهبهانی - بچرخ، چرخ، همبازی
هوای کودکی در سَر
در این هوا تو را خواهم
که کودکی بیاغازی...
#سیمین_بهبهانی - بچرخ، چرخ، همبازی
دوش آمدی و معذرتی گَر نکردمت
معذور دار از آنک ز خویشم خَبَر نبود
بر من زِ روزگار، بسی فتنه میگذشت
چشمت بلا شد، اَرنَه بهجانم خطر نبود...
#امیرخسرو_دهلوی 🪁
معذور دار از آنک ز خویشم خَبَر نبود
بر من زِ روزگار، بسی فتنه میگذشت
چشمت بلا شد، اَرنَه بهجانم خطر نبود...
#امیرخسرو_دهلوی 🪁
چرخ اگر دادْ غبارم به هوا خُرسندم
که جهانْ عرصهی بالیدنِ اجزایِ من است
سِیرِ بال و پَرِ طاووسْ مُکرّر گَردید
صفحه آتش زدهام، فصلِ تماشایِ من است...
#بیدل_دهلوی 🪁
که جهانْ عرصهی بالیدنِ اجزایِ من است
سِیرِ بال و پَرِ طاووسْ مُکرّر گَردید
صفحه آتش زدهام، فصلِ تماشایِ من است...
#بیدل_دهلوی 🪁
❤1
immersion
شادمهر عقیلی – بیا
🎼
لحظهها همیشه خواستن
که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه
جادهی به تو رسیدن
همیشه یهچیزی بوده
شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپشْ دلِ من
از غمِت جدا نبوده...
لحظهها همیشه خواستن
که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه
جادهی به تو رسیدن
همیشه یهچیزی بوده
شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپشْ دلِ من
از غمِت جدا نبوده...
چندان که بهارست و خزان است درین باغ
چشم و دلِ شبنم نگران است درین باغ
از برگِ سفر نیست تُهی دامنِ یک گُل
آسوده همین آبِ روان است درین باغ...
#صائب_تبریزی 🪁
چشم و دلِ شبنم نگران است درین باغ
از برگِ سفر نیست تُهی دامنِ یک گُل
آسوده همین آبِ روان است درین باغ...
#صائب_تبریزی 🪁