immersion
76 subscribers
447 photos
22 videos
17 files
534 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
immersion
صفای دل نتوان خواست از محبت دنیا که در شمردن زر، دست زرشمار، سیاه است.. #بیدل_دهلوی
تپیدنِ دلِ عُشاق مَحوِ کِسوَتِ آه است
به‌حالِ شورشِ دریا زبانِ موج گواه است...

#بیدل_دهلوی 🪁
بس کنم این سیاه‌کاری، بس، گرچه دل ناله می‌کند: «بس نیست»
برگ‌های سپیدِ دفترِ من! از شما روسیاه‌تر کَس نیست

#فریدون_مشیری 🪁
ای دو چشمانت رَهی روشن به‌سویِ شهرِ زیبایی
ای نگاهت باده‌ای در جامِ مینایی
آه، بشتاب ای لبت همرنگِ خونِ لاله‌ی خوشرنگِ صحرایی
رَه، بَسی دور است
لیک در پایانِ این رَه... قصرِ پُر نور است.

#فروغ_فرخزاد 🪁
1
دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می‌سوخت
و مهربانی را نثار من می‌کرد...

#حمید_مصدق 🪁
2
داشتم شعر می‌خوندم، درواقع اشعاری که کلمه‌ی ‏«کجاست» داشتن...
چندتا از اشعار الهی‌نامه عطار، نظرم‌و جلب کرد، خوندمشون پشت هم (اگه فرصت دارین، الهی‌نامه - بخش شانزدهم، کلاً ۷ تا شعره، بخونین)...
رسید به آخریش: ”حکایتِ آن جوان که زنِ صاحب جمال خواست و بمُرد“...
دردناک بود! اشکی‌م کرد!! یادِ توصیه‌های رواقیون افتادم...
‏❞ او را برای همین اکنون به‌ما سپرده‌اند و نه برای همیشه ❝ ~ اپیکتتوس
چه بسیار لحظه‌هایی که مطمئنیم تکرار می‌شن و فرصتِ جبران داریم، امّا حسرتی جاودان به‌جا می‌ذارن...


چرا شد پای‌بندِ آن دلارام
که باید شُست دست از وی به‌ناکام
چرا اندر عروسی شُست پایش
چو دست از وِی بشستن بود رایش
چه‌گویم از تو و از خود، دریغا
دریغا از شد و آمد دریغا...

#عطار 🪁
immersion
چرا اندر عروسی شُست پایش
چو دست از وِی بشستن بود رایش
وصالِ اولین، عینِ فِراق است
مَر آن دیگر ز «عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ» است...

#شیخ_محمود_شبستری 🪁
immersion
وصالِ اولین، عینِ فِراق است مَر آن دیگر ز «عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ» است... #شیخ_محمود_شبستری 🪁
کلاً خودمم هنوز نتونستم درک کنم چطور می‌شه از نیستی، به هستی رسید (همین الانم همینیم البته!)؛ از زُهد، به دنیا!
شیخ محمود شبستری از اون فیلسوف‌هاییه که خیلی نگاه جالبی داره! که اصلاً، این زندگی، سایه‌ای از زندگیِ دیگه‌ست! اینجام می‌گه، خودِ وصل به‌خاطرِ ماهیت فناپذیرِ دنیا، با خودش فراق هم داره، وَ طبق آیه قرآن (نحل - 96)، فقط چیزی‌که نزد خدا باشه باقی می‌مونه، چیزی‌که به‌شکلِ دیگه‌ای در دنیا باشه! اغلب اشعارش قابل تأمله (بله، در کنارش زن‌ستیزی رو هم به‌صورت پاره‌وقت ادامه می‌داده :)))
به‌هرحال اون رویکرد، آرامش خاصی داره به‌نظرم...
مَکر و تزویر به‌هم در بستند
به‌سِتم توبه ما بشکستند
من به اسلام ندارم ایمان
اگر این قوم مسلمان هستند...

#حکیم_نزاری 🪁
درین مدّت‌سالِ پنجاه باز
که بَر تخت می‌زیست با عِزّ و ناز
همه جانِ مَردم ازو شد غمی
به هر شعبه از مُلک آمد کَمی
خزینه تُهی گشت و ملت گدا
ز بیدادِ او دست‌ها بر خدا...

#میرزا_آقاخان_کرمانی 🪁
immersion
درین مدّت‌سالِ پنجاه باز که بَر تخت می‌زیست با عِزّ و ناز همه جانِ مَردم ازو شد غمی به هر شعبه از مُلک آمد کَمی خزینه تُهی گشت و ملت گدا ز بیدادِ او دست‌ها بر خدا... #میرزا_آقاخان_کرمانی 🪁
میرزا آقاخان کرمانی رو نمی‌شناختم، هنوزم نمی‌شناسم، فقط یکم درباره‌ش خوندم...
این سرزمین، چه چیزها که به‌خودش ندیده! وَ همچنان بعد از یک‌ونیم قرن از این شعر، در چرخه‌ای باطله...
به‌کجا بَریم شکایت، به که گوییم این حکایت...؟!
immersion
میرزا آقاخان کرمانی رو نمی‌شناختم، هنوزم نمی‌شناسم، فقط یکم درباره‌ش خوندم... این سرزمین، چه چیزها که به‌خودش ندیده! وَ همچنان بعد از یک‌ونیم قرن از این شعر، در چرخه‌ای باطله... به‌کجا بَریم شکایت، به که گوییم این حکایت...؟!
چقدر اینجا سیاسی شده...
این شاید، تاوانِ اون روزهایی بوده باشه که می‌گفتیم "سیاسی نیستم"!
حالا نون و سیاست می‌خوریم، شعر و سیاست می‌خونیم، میوه و سیاست می‌خریم، دارو و سیاست صرف می‌کنیم، رنج و سیاست می‌بَریم...
به‌قولِ سهراب:
تو خواهی ماند و هراسِ بزرگ... ستونِ نگاه، و پیچکِ غم.
بیهوده مپای! شب از شاخه نخواهد ریخت.
بی‌گاه است. ببوی و برو...

🌘
2
immersion
Secret Garden – Nocturne
Always be, always see
Come and dream the night with me...
1
immersion
♥️
♥️
1
حاصلم از زندگی چون شمع اشک و آه بود
من درین محفل برای دیگران می‌زیستم...

#صائب_تبریزی 🪁
2
و گفت: از بندگانِ تو بعضی نماز و روزه دوست دارند و بعضی حج و غَزا و بعضی علم و سجاده؛ مرا از آن باز کن که زندگانی‌ام و دوستی‌ام جز از برای تو نبود.

تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوالحسن خَرَقانی
#عطار 🪁
2
قَسم به طاقِ بلندِ کمانِ بیدادت
که چون نفَس به دلم ناوَکِ تو را راه است...

#بیدل_دهلوی 🪁
2
immersion
قَسم به طاقِ بلندِ کمانِ بیدادت که چون نفَس به دلم ناوَکِ تو را راه است... #بیدل_دهلوی 🪁
به ناامیدیِ ما رحمی ای دلیلِ امید
که هیچ‌جا نرسیدیم و روز بیگاه است...
2
شگفت مانده‌ام از بامدادِ روز وداع
که برنخاست قیامت چو بی تو بنشستم

من از کجا و تمنای وصل تو ز کجا
اگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم...

#سعدی 🪁
1
🎙 باغ - یاس
تو نور بسوزیم یا با تاریکی بسازیم؟
البته معلوم نیست این بَدیشه یا خوبیشه
این چراغ‌و که روشن کُنی همه گَندا رو می‌شه


فشارِ دشمن رو مائه با چرخ‌دنده‌‌اش
به شما که رسید بَد نگذشت
اون خون که می‌کُنه از رگ نَشت
فرزندیه که دیگه برنگشت
تکرار شد تکراری نَه


لگدمال، نیمه‌جان زیرِ پاشون
به تقلا، به نجات می‌گه: آشوب


این خونه‌ست، نه جبهه‌ی جهاد

یه‌سِری لوده‌ن سِری‌شدن به‌لحنِ دستوری
یه‌سِری کودن مثلِ کودن زیرِ درختِ مصنوعی
این ترازوها میزونن با ابروت
تو کَتِت نَره فرو می‌کنن تو پهلوت
زیرِ سقفِ گَردون، از تَرسَم جرأت‌و بدوش
عبور کن، جام (+جای‌م) رو بگیر، جرعه‌‌ت (+جرأت) رو بنوش
...
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
رود رفت اما مسیرِ رفتنش را جا گذاشت
هیچ وصلی بی‌جدایی نیست، این را گفت و رود
دیده گلگون کرد و سَر بر دامنِ صحرا گذاشت
هر که ویران کرد ویران شد در این آتش‌سرا
هیزم اول پایهٔ سوزاندنِ خود را گذاشت
اعتبارِ سربلندی در فروتن بودن است
چشمه شد فواره وقتی بر سرِ خود پا گذاشت
موج، رازِ سر به مُهری را به دنیا گفت و رَفت
با صدف‌هایی که بینِ ساحل و دریا گذاشت...

#فاضل_نظری - سر به مُهر
📖 آن‌ها
2❤‍🔥1