immersion
بچهها، ببخشید این پست و سه پست بعدی، هیچ ارزش ادبیای ندارن، من نه شاعرم نه نویسنده؛ سیاسیه و حاوی نفرین و نفرت. نخواستین نخونین. اینجا بزرگترین تریبونمه، هیچ شبکه اجتماعیای ندارم... وَ حالا میخوام کوچکترش کنم!! کوچکتر از اینی که هست...! یهجا باید مینوشتم...…
درحالیکه کشور توی لجن دستوپا میزنه، در برنامه «بام بانک ملی» - بخش نیکوکاری، دو گزینه کمک به محور مقاومت بالاتر از تمام گزینههای دیگه قرار گرفته! :)
بگذریم از اساماسهای اینچنینی...
وقتی میگیم ایرانِ اِشغالی، یعنی این.
بگذریم از اساماسهای اینچنینی...
وقتی میگیم ایرانِ اِشغالی، یعنی این.
immersion
درحالیکه کشور توی لجن دستوپا میزنه، در برنامه «بام بانک ملی» - بخش نیکوکاری، دو گزینه کمک به محور مقاومت بالاتر از تمام گزینههای دیگه قرار گرفته! :) بگذریم از اساماسهای اینچنینی... وقتی میگیم ایرانِ اِشغالی، یعنی این.
همین ابتدا، حرف آخرو میزنم:
اگه ذرهای به این حکومت وصلی یا از سرانش دفاع میکنی، اگه تصویری از افراد متصل رو پروفایلته... از اینجا برو! کاری به «حق» و «ناحق» ندارم؛ الان فقط «سیاهیلشکرِ حماقت» مطرحه.
اگه ذرهای به این حکومت وصلی یا از سرانش دفاع میکنی، اگه تصویری از افراد متصل رو پروفایلته... از اینجا برو! کاری به «حق» و «ناحق» ندارم؛ الان فقط «سیاهیلشکرِ حماقت» مطرحه.
بذار یه مثال بزنم شاید بفهمی...
اگه لشکر یزیدو بیست هزار نفر بگیریم، اون نفرات آخر، هیچی از میدون جنگ نمیشنیدن و نمیدیدن! احتمالاً وقتی هم خبری بهشون میرسید که به گلوی علی اصغر تیر زدیم، اینجوری بهشون میرسید که حسین، علی اصغرو سپر تیر حرمله کرد!!!
اون نفرات آخر این صف، تویی.
وَ من دوست ندارم چشمی نابینا، پای پستهام، عددی غیرواقعی اضافه کنه! عرزشی.
اگه تا اینجا رگ غیرتت متورم نشد و نرفتی، اندک امیدی بهت هست، بقیهشم بخون...
میخوام با حقایق تلخی شروع کنم...
ایران، پنجاه ساله که اشغال شده.
توسط حکومتی که ادامه حمله اعراب میدونمش ولی کاش فقط همین بود! دنیا علیه ماست.
تئوری توطئه در یک صورت توطئه نیست: وقتی واقعی بشه!
وَ زمانیکه واقعی بشه، دیگه تئوری نیست، تاریخه.
همین امسالو دیدی چقدر پُر از حادثه بود؟
تا سه سال دیگه ویرانیهای بیشتری هم خواهد بود...
ترویج ناامیدی؟ خب، آره، برای اسبی که بهش چشمبند بستن و یه بسته علف گرفتن جلوش تا فقط روبرو رو ببینه و بهامیدِ علف، راه بره، نشوندادنِ واقعیت، ترویج ناامیدیه...
واقعیت؟
چیزیکه نابینایان نمیخوان ببینن چون هنوز یه بسته علف براشون باقی مونده...
اینکه هر ثانیه، با هر تعطیلی، کشور بیشتر در منجلاب فرو میره.
اینکه یهودیان برخلافِ مسلمین، گَند نمیزنن تا مُنجی بیاد پاکش کنه! گَند میزنن تا بوی گَند، دیرتر به خودشون برسه.
وَ ما با مغزِ مستعانسازی که نتونست طی پنجاه سال، حتی یه نیروگاه رو ارتقاء بده، قراره همون یه دونه رو هم از دست بدیم و با هفتهای هشت ساعت برق، زندگی کنیم... چرا؟ چون یکسری با سُمهاشون مشغول شیرینی پخش کردن شدن و دستمایهای برای نابودی خودشون و سایر ملتها ایجاد کردن، چیزیکه خودشون میخواستن ولی چشمبند نذاشت ببینن...
حرف آخرم با اینهایی که هنوز یه بسته علوفه واسه خودشون و خانوادهشون مونده...
میدونی جز رانتی که نصیبت میشه و نصیب بقیه نه، چیِ این حکومت به همهمون میرسه؟
رنج و مرگ.
بهشکلهای مختلف.
شاید بتونی بچهتو با سهمیه ببری بالا...
با چندتا وام و چهار شیفت جونکندن، یه فرغون بهتر بخری تا اگه توش کنسرو شدی لااقل صورتت قابل تشخیص باشه...
یا بعد از تحقیرشدن توسط همسرت برای مهمونی خواهرش، بتونی شب عید، با کجگردن گردن و یکم پینهبستن دستت جلوی رئیس، با یه سبد کالایی، باجناقتو قبل و بعد از هر کار دیگهای تقویت کنی...
ولی بچهت روی همین تختهای داغونی که بقیه جون میدن، با داروی ناکارآمد و گرون، شیمیدرمانی میشه (آلودگی آب و هوا و غذا).
وَ درون همین قبرهای گرون، دفن میشه.
وَ نوادگانت بهلطفِ سربی که بابایی با ماشین وطنی وارد هوا کرد و چشماشو روی زیرساخت فرسوده گاز و برق بست، کودنتر و بهدردنخورتر از خودت بهدنیا میان تا بدون اینکه حتی فرصتِ اینو داشته باشن تا با علم روز دنیا، لااقل دلیل مرگشون مشخص بشه، مثل یه موش آزمایشگاهیِ فراموششده، تلف بشن؛ بیهیچ اثری در دنیا و آخرت...
همیشه برام عجیب بود چطور بین میلیاردها انسان، که بعضیها حتی میتونن بیدین باشن امّا بهوقتش به حق لبیک بگن، چرا شیعیان میگن مُنجیشون فقط 313 نفر یار داره؟! کم نیست؟!!
تازه فهمیدم خودشونو شناخته بودن :)
از این جماعت، 13 نفر هم پیدا نمیشه که منصوروار، جونشو برای حق بده...
جون که چه عرض کنم... به یه بسته علوفه، علیه خود خدا هم پلاکارد میگیرن دستشون :))))
تازه فهمیدم خودشونو شناخته بودن :)
از این جماعت، 13 نفر هم پیدا نمیشه که منصوروار، جونشو برای حق بده...
جون که چه عرض کنم... به یه بسته علوفه، علیه خود خدا هم پلاکارد میگیرن دستشون :))))
❤2
«لیلةالرغائب»ـه!
آرزوی چندانی ندارم جز اینکه سالهای آتی، شب آرزوهامون عربی نباشه...!!
آمین یا ربالعالمین!!! :))))
اصلاح میکنم: عربی نباشه، پارسی باشه، حتی اگه شبِ خودساخته و بدون تاریخی باشه.
باید حتماً اشاره میشد. بالأخره شب پرآرزوییه، اختلال پیش میاد... یهو شب آرزوهامون پشتو و اردو نشه...
آرزوی چندانی ندارم جز اینکه سالهای آتی، شب آرزوهامون عربی نباشه...!!
آمین یا ربالعالمین!!! :))))
اصلاح میکنم: عربی نباشه، پارسی باشه، حتی اگه شبِ خودساخته و بدون تاریخی باشه.
باید حتماً اشاره میشد. بالأخره شب پرآرزوییه، اختلال پیش میاد... یهو شب آرزوهامون پشتو و اردو نشه...
❤3
❤2🔥1
❤4
❤2
immersion
دامنِ خود گیر و از تشویشِ دَهر آزاد باش قطره را تا جمع شد دل، یادی از دریا نکرد... #بیدل_دهلوی 🪁
با خیالَت، غربتم صد ناز دارد بر وطن
جان فدایِ بیکسیها کَز توام تنها نکرد...
جان فدایِ بیکسیها کَز توام تنها نکرد...
❤2
تعریفِ تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمیخواست سَرِ عقل بیاید
یکعمر کشیدی نفَس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزُداید
از گریهٔ بر خویشتن و خندهٔ دشمن
جانکاهتر، آهیست که از دوست برآید
کوری که زمین خورد و مَنَش دست گرفتم
در فکرِ چراغیست که از من برُباید
با آنکه مرا از دلِ خود راند، بگویید:
مُلکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید...
#فاضل_نظری - اَسرار
عقلی که نمیخواست سَرِ عقل بیاید
یکعمر کشیدی نفَس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزُداید
از گریهٔ بر خویشتن و خندهٔ دشمن
جانکاهتر، آهیست که از دوست برآید
کوری که زمین خورد و مَنَش دست گرفتم
در فکرِ چراغیست که از من برُباید
با آنکه مرا از دلِ خود راند، بگویید:
مُلکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید...
#فاضل_نظری - اَسرار
immersion
زبانِ آدمی با آدمیزاد کُنَد کاری که با خَس میکُنَد باد زبانْ بسیار سَر بر باد دادهست زبانْ سَر را عدوی خانهزادست... #وحشی 🪁
ولی آنجا که باشد جایِ گُفتار
خموشی آورَد صد نقص در کار...
خموشی آورَد صد نقص در کار...
❤1