immersion
Goodnight, my dearest. How peacefully you sleep, and he who belongs to you keeps wandering about in the distance. January 16, 1913, Thursday afternoon #Franz_Kafka - Letters to Felice
شب بخیر نازنینم.
تو چه با آرامش به خواب میروی،
ولی کسی که به تو تعلق دارد در فاصلهای دور همچنان پریشان و سرگردان است.
فرانتس کافکا - نامه به فلیسه
تو چه با آرامش به خواب میروی،
ولی کسی که به تو تعلق دارد در فاصلهای دور همچنان پریشان و سرگردان است.
فرانتس کافکا - نامه به فلیسه
🎼
ای که از زیبایی تو
هرچه میخواهم کم است
چشم تو زیباترین تصویرم از این عالم است...
ای که از زیبایی تو
هرچه میخواهم کم است
چشم تو زیباترین تصویرم از این عالم است...
immersion
علیرضا قربانی – پل
🌦
🪴
🎼 00:24
از تو میخوام خودت را
مثلِ باران از بهار...
🪴
🎼 00:24
از تو میخوام خودت را
مثلِ باران از بهار...
Forwarded from برای چشمهایت...
دچار بحران عجیبی شدهام. بحران سکوت.
با آدمهای جدید، حرف تازهای ندارم. با آنها که در گذشته میشد حرفی زد و احساس نزدیکی میکردم، نباید حرف زد. نباید آن خاطرات را دست کاری کرد.
انگار چارهای جز پناهبردن به سکوت ندارم.
با این شرایط ارتباط برقرار کردن با آدمها برایم روزبهروز سختتر میشود.
برای من که آدم محتاطی هستم این شاید یک حاشیهی امن ایجاد کند که دل کندن از آن برایم سخت باشد. حالا بهصورت غریزی هرکس که به من نزدیک میشود را از خود میرانم. نقطهای که اکنون در آن ایستادهام امن است. این انزوا امن است.
با آدمهای جدید، حرف تازهای ندارم. با آنها که در گذشته میشد حرفی زد و احساس نزدیکی میکردم، نباید حرف زد. نباید آن خاطرات را دست کاری کرد.
انگار چارهای جز پناهبردن به سکوت ندارم.
با این شرایط ارتباط برقرار کردن با آدمها برایم روزبهروز سختتر میشود.
برای من که آدم محتاطی هستم این شاید یک حاشیهی امن ایجاد کند که دل کندن از آن برایم سخت باشد. حالا بهصورت غریزی هرکس که به من نزدیک میشود را از خود میرانم. نقطهای که اکنون در آن ایستادهام امن است. این انزوا امن است.
من آن نیم که به نیرنگ دل دهم به کسی
بلای چشم کبود تو آسمانی بود
به بوسهای نزدی مهر بر لبم هرگز
همیشه لطف تو با دوستان زبانی بود
ز پرده شعله دیدار کار خود میکرد
جواب موسی ما گرچه «لن ترانی» بود...
#صائب_تبریزی 🪁
بلای چشم کبود تو آسمانی بود
به بوسهای نزدی مهر بر لبم هرگز
همیشه لطف تو با دوستان زبانی بود
ز پرده شعله دیدار کار خود میکرد
جواب موسی ما گرچه «لن ترانی» بود...
#صائب_تبریزی 🪁