immersion
76 subscribers
449 photos
22 videos
17 files
535 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
عشق من بر گل رخسار تو امروزی نیست
دیر سالست که من بلبل این بستانم...

#سعدی 🪁
بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفت
بوی یوسف زند، ار باز کنی پیرهنم...

#امیرخسرو_دهلوی 🪁
immersion
تا به آغوش من از تابش خورشید گریزی کاش یک روز، تنم سایهٔ دیوار تو می شد... #سیمین_بهبهانی
به تسلای تو می‌رفت سخن‌ها به زبانم
دل بیمارِ مرا بین که پرستار تو می‌شد!...

#سیمین_بهبهانی
گاه آهم می‌رباید گاه اشکم می‌برد
نقد من یک مشت خاک و این همه سیلاب‌ها...

#بیدل_دهلوی 🪁
تو از سلاله خوابی، تو از سلاله آفتابی
تو از سلاله شبنمی پنهانی
که دریاها را به حسادت اشکم فرا می‌خوانی...

#شمس_لنگرودی
به پَستی وانمانَد هر که از دردی نشان دارد
سحر از چاک‌های دل به گردون نردبان دارد...

#بیدل_دهلوی 🪁
به روز بینوایی هیچکس ما را نمی‌پرسد
مگر داغت که دستی بر دل این بیکسان دارد...

#بیدل_دهلوی 🪁
immersion
به روز بینوایی هیچکس ما را نمی‌پرسد مگر داغت که دستی بر دل این بیکسان دارد... #بیدل_دهلوی 🪁
چراغ خامشم، غم نیست گر آهی زیان کردم
نفس دزدیدنم در عالم دیگر فغان دارد….
immersion
گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظار در تماشای تو از دست نگه غلتید و رفت... #بیدل_دهلوی
دیگر پیام ما بر جانان که می‌برد
اشکی که داشتیم ز مژگان چکید و رفت...

#بیدل_دهلوی 🪁
می‌چکد سمفونیِ شب
آرام
روی دلتنگیِ خاموشِ غروب.
مغرب
از آتشِ افسرده‌ی روز
بی‌صدا می‌سوزد.
می‌برد نغمه‌ی دلتنگی را
بادِ جنوب
تا کند زمزمه بر بامِ هوا.
نیست حرفی به لبانش
لیکن
مانده با خامُشی‌اش مطلب‌ها...

#احمد_شاملو - غروب «سیارود»
immersion pinned «می‌روی تو سوی آفاق تاریک مغرب آسمان را بگویم که امشب یاسهای رهِ کهکشان را بر سر رهگذارت فشاند یک سبد لاله از تازه‌تر باغ سرخ شفق در نخستین سحرگاه هستی تا درین راه تنها نباشی در کنارت نشاند...»
بگذار شانه‌های تو را کم بیاورم
بگذار برگزار شود امتحانِ من
ای کاش، گاه قدرِ تو را می‌شناختم
زاینده‌رودِ رد شده از اصفهانِ من...!

#مهدی_فرجی
من زنده‌ام از یادِ تو، ماهِ همه ماهان!
باران و گل و سبزه‌ام از جمله گواهان
جاری‌ست تمنّای تو در تارم و پودم
جاری شدنِ آب در آوندِ گیاهان...

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
بده دستی ز پا افتادگان را
یکی دلداریی دلدادگان را
اگر چه غرق دریای گناهیم
فتاده خشک لب بر خاک راهیم
تو ابر رحمتی آن به که گاهی
کنی در حال لب خشکان نگاهی...

#جامی 🪁
immersion
ای ابر اگر از خانهٔ آن یار گذشتی با گریه بزن بوسه به‌جای همهٔ ما... #فاضل_نظری
ای ابر! نی به باغ و نه در لاله‌زار بار
یادی ز اشک من کن و در کوی یار بار...

#بیدل_دهلوی 🪁
ز من بر من بسی آمد تباهی
الهی نَجِّنی منّی الهی
مرا بِرهان ز من گر می‌رهانی
که هر چیزی که می‌خواهی توانی
مرا با خود مدار و بی‌خودم دار
ز خود سیر آمدم این خود کم انگار
بحق آنکه می‌دانی که چونم
که بیرون آر ازین غرقابِ خونم...

#عطار 🪁