immersion
76 subscribers
447 photos
22 videos
17 files
534 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
گر بگذرد از خاطر صحرا به‌خیال
آن لیلیِ مَه طلعتِ خورشید مثال
از شوق سراغ عملش دشت به‌دشت
چون سایه دَوَد سیاهی چشم غزال...

#بیدل_دهلوی
رویی نتوان گفت که حسنش به چه مانَد
گویی که در آن نیم شب از روز دری بود
گویم قمری بود کس از من نپسندد
باغی که به هر شاخ درختش قمری بود...

#سعدی 🪁
🌿 ۱ اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی
عشق من بر گل رخسار تو امروزی نیست
دیر سالست که من بلبل این بستانم...

#سعدی 🪁
بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفت
بوی یوسف زند، ار باز کنی پیرهنم...

#امیرخسرو_دهلوی 🪁
immersion
تا به آغوش من از تابش خورشید گریزی کاش یک روز، تنم سایهٔ دیوار تو می شد... #سیمین_بهبهانی
به تسلای تو می‌رفت سخن‌ها به زبانم
دل بیمارِ مرا بین که پرستار تو می‌شد!...

#سیمین_بهبهانی
گاه آهم می‌رباید گاه اشکم می‌برد
نقد من یک مشت خاک و این همه سیلاب‌ها...

#بیدل_دهلوی 🪁
تو از سلاله خوابی، تو از سلاله آفتابی
تو از سلاله شبنمی پنهانی
که دریاها را به حسادت اشکم فرا می‌خوانی...

#شمس_لنگرودی
به پَستی وانمانَد هر که از دردی نشان دارد
سحر از چاک‌های دل به گردون نردبان دارد...

#بیدل_دهلوی 🪁
به روز بینوایی هیچکس ما را نمی‌پرسد
مگر داغت که دستی بر دل این بیکسان دارد...

#بیدل_دهلوی 🪁
immersion
به روز بینوایی هیچکس ما را نمی‌پرسد مگر داغت که دستی بر دل این بیکسان دارد... #بیدل_دهلوی 🪁
چراغ خامشم، غم نیست گر آهی زیان کردم
نفس دزدیدنم در عالم دیگر فغان دارد….
immersion
گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظار در تماشای تو از دست نگه غلتید و رفت... #بیدل_دهلوی
دیگر پیام ما بر جانان که می‌برد
اشکی که داشتیم ز مژگان چکید و رفت...

#بیدل_دهلوی 🪁
می‌چکد سمفونیِ شب
آرام
روی دلتنگیِ خاموشِ غروب.
مغرب
از آتشِ افسرده‌ی روز
بی‌صدا می‌سوزد.
می‌برد نغمه‌ی دلتنگی را
بادِ جنوب
تا کند زمزمه بر بامِ هوا.
نیست حرفی به لبانش
لیکن
مانده با خامُشی‌اش مطلب‌ها...

#احمد_شاملو - غروب «سیارود»
immersion pinned «می‌روی تو سوی آفاق تاریک مغرب آسمان را بگویم که امشب یاسهای رهِ کهکشان را بر سر رهگذارت فشاند یک سبد لاله از تازه‌تر باغ سرخ شفق در نخستین سحرگاه هستی تا درین راه تنها نباشی در کنارت نشاند...»
بگذار شانه‌های تو را کم بیاورم
بگذار برگزار شود امتحانِ من
ای کاش، گاه قدرِ تو را می‌شناختم
زاینده‌رودِ رد شده از اصفهانِ من...!

#مهدی_فرجی