immersion
ترسم ای میوه درخت بلند که نیایی به دست کوتاهم... #سعدی
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی
ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی
ای نسیم بیقرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
سایهٔ زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی
باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی
چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچهای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی
کشتهای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایهای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی...
#فاضل_نظری - چشم دیگر ماهی
ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی
ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی
ای نسیم بیقرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
سایهٔ زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی
باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی
چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچهای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی
کشتهای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایهای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی...
#فاضل_نظری - چشم دیگر ماهی
immersion
اندر آن روز که پرسش رود از هر چه گذشت کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند... #غالب_دهلوی
گفته باشی که ز ما خواهش دیدار خطاست
این خطاییست که در روز جزا نیز کنند...
این خطاییست که در روز جزا نیز کنند...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱🍂
© Ian van Heerden
© Ian van Heerden
با هر گُلت رمزِ بهاری، از سینه و دست و لب، آری
چون مُرغِ دور افتاده از گل، دلتنگم ای گلشن! برایت..
#حسین_منزوی
چون مُرغِ دور افتاده از گل، دلتنگم ای گلشن! برایت..
#حسین_منزوی