immersion
76 subscribers
447 photos
22 videos
17 files
534 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
لا أنت بعيد فأنتظرك
ولا أنت قريب فألقاك
ولا أنت لي فيطمئن قلبي
ولا أنا محرومٌ منك لأنساك
"أنت في منتصف كل شيء"

نه دوری که منتظرت باشم
و نه نزدیک تا به آغوشت کشم
و نه از آن منی که قلبم تسکین گیرد
و نه از تو بی نصیبم که فراموشت کنم
تو در میانه ی همه چیزی

#محمود_درویش
شب محو انتظار تو بودم دمید صبح
گشتم به یاد روی تو قربان آفتاب...

#بیدل_دهلوی 🪁       
ز هجرش بس که در خود گم شدم، آگاهیم نبود
که هر شب من کجا و او کجا و دل کجا باشد...

#امیرخسرو_دهلوی 🪁       
immersion
موج با تجربهٔ صخره به دریا برگشت کمترین فایدهٔ عشق، پشیمانی ماست... #فاضل_نظری
ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد
برخیز فدای سرت، انگار نه انگار...

#فاضل_نظری
به لطف خویش مستش کن خوشِ جام الستش کن
خراب و می پرستش کن که بی آرام می‌گردد...

#مولانا 🪁       
هیچ شک نیست که: روزی اثری خواهد کرد
تیر آهی که به وقت سحر انداخته‌ایم...

#اوحدی 🪁       
immersion
چنان موافق طبع منی و در دل من نشسته‌ای که گمان می‌برم در آغوشی... #سعدی
یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد
ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را..

#سعدی 🪁       
immersion
قوت من خون جگر بود ز یاقوت لبش...
فغان که شرم محبت امان نداد مرا
که بوسه‌ای بربایم ز آستانه دوست..

#صائب_تبریزی 🪁       
دمی چشمم دمی هوش و دمی گوش
دمی دید و زبانم گشته خاموش
دمی گوشم نداری لَنْ تَرانی
همی گویم در این شرح و معانی
دمی هوشم نموده جمله اسرار
بگفته راز خود با جمله اغیار
دمی عقلم در اینجا در تک و تاز
که تا پرده براندازم عیان باز
دمی شوقم درون جان و دلها
نمایم هر کسی را شور و غوغا

گهی هستم گهی پنهان شده من
گهی با جسمم و گه جان شده من...


#عطار 🪁       
🌿 ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار
گفتند: تو او را که می‌پرستی می‌بینی؟
گفت: اگر ندیدمی نپرستیدمی.

«تذکرة الأولیاء - ذکر رابعه عدویه - #عطار»
و گفت: شکر آن بود که نعمت را نبینی، منعم را بینی.

«تذکرة الأولیاء - ذکر شیخ ابوبکر شبلی - #عطار»
دلم خون گشت ای ساقی اسرار
مرا در عین خود کن ناپدیدار
مرا جامی بده زان جام باقی
که تو هم جام و هم جانی و ساقی...

#عطار 🪁       
افسانهٔ عشق او شدم من
وافسانه جزین ز بر ندارم..

#عطار 🪁       
گرچه دل خون شد ز درد عشق صائب کاشکی
در بساط سینه بودی صد دل دیگر مرا...

#صائب_تبریزی 🪁
immersion
ترسم ای میوه درخت بلند که نیایی به دست کوتاهم... #سعدی
او را به خون دیده بپرورده‌ایم، لیک
شاخی بلند بود، نچیدیم بار ازو
داغم گذاشت در دل و بر ما گذشت و ما
دل شاد می‌کنیم بدین یادگار ازو..

#اوحدی 🪁
من و در خاک غلتیدن، تو و حالم نپرسیدن
به عاشق آنچنان زیبد به دلدار اینچنین باید...

#بیدل_دهلوی 🪁