immersion
76 subscribers
447 photos
22 videos
17 files
534 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
برآی از کوه صبر ای صبح امید
دلم را چشم روشن کن به خورشید
بساز ای بخت با من روزکی چند
کلیدی خواه و بگشای از من این بند...

#نظامی

🌿 ۲۱ اسفند روز بزرگداشت نظامی گنجوی
به گرداب بلا انداختی چون کشتی ما را
لبی خشک از شکایت چون لب دریا کرامت کن...

#صائب_تبریزی
خداوندا نظر در جان ما کن
گذر در کلبهٔ احزان ما کن...

#عطار
immersion
خداوندا نظر در جان ما کن گذر در کلبهٔ احزان ما کن... #عطار
دل عطّار از دردت خرابست
گذر سوی خرابیها صوابست...
بی عشق زیستن را، جز نیستی چه نام است؟
یعنی اگر نباشی، کارِ دلم تمام است...

#حسین_منزوی
immersion
بی عشق زیستن را، جز نیستی چه نام است؟ یعنی اگر نباشی، کارِ دلم تمام است... #حسین_منزوی
زیباتر از نگاهت نتوان سرود شعری
شعر تو، شاعر من! کامل ترین کلام است...

#حسین_منزوی
immersion
هلاک من نخواهد بود جز در عشق و می‌دانم کزین معنی خبر کرده مرا یک روز دانایی... #اوحدی
ز هر سویم غمی سر کرد و تشویشی و اندوهی
کجایی آخر ای شادی؟ تو هم بر کن سر از جایی...

#اوحدی
immersion
در وصل ز محرومی دیدار مپرسید آیینه نفهمید که من با که دچارم... #بیدل_دهلوی
در وصل ز محرومی دیدار مپرسید
شب رفت و نگاهی به رخ ماه نکردیم...

#بیدل_دهلوی
چو بیخود از دلی آهی برآید
درون تیرگی ماهی برآید...
نیست ساز هستی ام تنها دلیل جلوه ات
با عدم هم گر شدم همدوش دانستم تویی...

#بیدل_دهلوی
immersion
نیست ساز هستی ام تنها دلیل جلوه ات با عدم هم گر شدم همدوش دانستم تویی... #بیدل_دهلوی
بیدل امشب سیر آتشخانهٔ دل داشتم
شعله‌ای را یافتم خاموش دانستم تویی...
گفتی که صبور باش و مخروش
این قصه، نمی کند دلم گوش...

#امیرخسرو_دهلوی
زندگی خواب و خیالی بیش نیست
بی سبب از اندهش محزون شدی...

#پروین_اعتصامی
🌿 ۲۵ اسفند زادروز شاعر
ماجرای دل به اظهار دگر محتاج نیست
گوش اگر باشد نفس هم نالهٔ آهسته‌ای‌ست...

#بیدل_دهلوی
ز آتش جهل، سوخت خرمنِ ما
گنهِ برق و آفتاب نبود

سال و مه رفت و ما همی خفتیم
خوابِ ما مرگ بود، خواب نبود!

#پروین_اعتصامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿 fýrgebræc
#wordstuck
سالها زین آتشم پر بود جان
گو ترا در دست باش این یک زمان
آنچه از عشق تو از جانم دمید
یک نفس در دست نتوانی کشید...

#عطار
گر محتسب شکست خم می‌فروش را
دست دعای باده‌پرستان شکسته نیست

#صائب_تبریزی
#ناصری‌جات