immersion
76 subscribers
447 photos
22 videos
17 files
534 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
بسته‌ام چشم از خود و سیر دو عالم می‌کنم
این چه پرواز است یا رب در پر نگشوده‌ام...

#بیدل_دهلوی
#حسین_منزوی
شرابِ چشم‌های تو مرا خواهد گرفت از من...
مست شدم مست ولی اندککی باخبرم
زین خبرم بازرهان ای که ز من باخبری...

#مولانا
دلم گرفته‌تر از آسمان پُر ابر است...
چون قدم رنجه کند دوست به پرسیدن من
خانه تاریک و دلم تنگ، کجا بنشیند...؟

#امیرخسرو_دهلوی
هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
تا منتهای کار من از عشق چون شود...

#سعدی
جز دیده سفید درین تیره خاکدان
صبحی دگر نداشت شب انتظار ما.

#صائب_تبریزی
© John Randolph Thatcher
تو مگو: چون ز دل به دل راهست؟
کانکه دل دارد از دل آگاهست...

#اوحدی
یاد گذشتگان هم آینده است اینجا
در کارگاه تجدید چیزی کهن نمانَد..

#بیدل_دهلوی
Forwarded from سَبيدو
اوایل رمان بیگانه کامو از قول مورسو مینویسه: «همه چیز پیرمرد را برای ماری تعریف کردم و ماری خندید. ماری یکی از پیژامه‌های مرا تنش کرده بود و آستینهایش را بالا زده بود. وقتی خندید باز دلم هوایش را کرد. یک دقیقه بعد پرسید آیا عاشقش هستم. گفتم درست نمی‌دانم اما به گمانم نه» و این همون حقیقتیه که انگار همه از یاد بردن، اینکه حرف‌ها بار دارن و کلمه‌ها معنا، باور نمیکنن هربار که آوای معنی‌داری از فاصله‌ی تنگ بین دو لب به گوش میرسه، در دنیای بیرون واقعا چیزهایی عوض میشه، انتظاری شکل میگیره، آرزویی به وجود میاد و یا امیدی میمیره، هربار که کلمه‌ای‌رو در جمله‌ای بکار میبریم در حالی که معنای واقعی اون‌رو اراده نکردیم، انگار که طفلی‌رو به دنیا آوردیم و رهاش کردیم، چه کسی باور میکنه که مسئول یتیم‌شدن انتظارات و باورهایی باشه که از کلمه‌ها و حرفهاش زاده‌شدن؟ و تصور کن چه رنجی میکشه کسی که معنای کلمه‌ها رو میدونه، کلمه‌هایی هرجایی و حرفهایی بی‌رمق که هیچکس جور معنا و مفهومشون‌رو نمیکشه، مدام ناامید کردیم و ناامید شدیم، فقط برای این که حرف‌زدن بلد نبودیم
ابر بر دریا بسی بگریست زار
لیک دریا گشت و آن باران که یافت...

#عطار
عشقبازی را خطا نتوان شمرد
عاشقان را کام دل جستن خطاست

#اوحدی
نمیدانی تو یک حرفی ز اسرار
چگویم با تو من از سرّ آن دار..

#عطار