نقل است که گفت: وقتی باغی به من دادند تا نگاه دارم، خداوند باغ آمد و گفت: انار شیرین بیار! بیاوردم، ترش بود. گفت: نار شیرین بیار! طبقی دیگر بیاوردم، باز هم ترش بود.
گفت: ای سبحان الله! چندین گاه در باغی باشی، نار شیرین ندانی؟
گفت: من باغ تو را نگاه دارم طعم انار ندانم که نچشیده ام.
«تذکرة الأولیاء - #عطار»
گفت: ای سبحان الله! چندین گاه در باغی باشی، نار شیرین ندانی؟
گفت: من باغ تو را نگاه دارم طعم انار ندانم که نچشیده ام.
«تذکرة الأولیاء - #عطار»
نقشی که باران میزند بر خاک
خطی پریشان
از سرگذشتِ تیرهی ابرست
ابری که سرگردان به کوه و دشت میرانَد
تا خود کدامین جویبارش خُرد
روزی به دریا بازگردانَد...
#هوشنگ_ابتهاج
خطی پریشان
از سرگذشتِ تیرهی ابرست
ابری که سرگردان به کوه و دشت میرانَد
تا خود کدامین جویبارش خُرد
روزی به دریا بازگردانَد...
#هوشنگ_ابتهاج
immersion
بیا ساقی آن بادهٔ بیخمار فرو شوی زین جان خاکی غبار... #امیرخسرو_دهلوی
بیا مطربا ساز کن پرده را
بسوز این دل عشق پرورده را...
بسوز این دل عشق پرورده را...
immersion
بیا مطربا ساز کن پرده را بسوز این دل عشق پرورده را...
چنان گوش من پر کن از بانگ نوش
که بیرون رود پند دانا ز گوش...
که بیرون رود پند دانا ز گوش...