This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استفاده از شبکهی TOR جهت عبور از فیلترینگ تلگرام برای کسانی که با اتصال به پراکسیها مشکل دارند.
(کاربران اندروید)
۱. ابتدا برنامهی Orbot را از «گوگل پلی» یا بصورت مستقیم از «سایت اصلی» دانلود و نصب کنید.
۲. وارد برنامه شده و روی لوگوی پیاز کلیک کنید تا سبز شود.
(گزینهی VPN Mode باید خاموش باشد).
۳. پس از مشاهده پیام Bootstrapped 100% وارد تلگرام شده و روی دو لینک پایین کلیک کنید تا در لیست پراکسیها ذخیره شده و اتصال به شبکهی Tor برقرار شود.
https://t.me/socks?server=localhost&port=9050
https://t.me/socks?server=127.0.0.1&port=9050
(کاربران اندروید)
۱. ابتدا برنامهی Orbot را از «گوگل پلی» یا بصورت مستقیم از «سایت اصلی» دانلود و نصب کنید.
۲. وارد برنامه شده و روی لوگوی پیاز کلیک کنید تا سبز شود.
(گزینهی VPN Mode باید خاموش باشد).
۳. پس از مشاهده پیام Bootstrapped 100% وارد تلگرام شده و روی دو لینک پایین کلیک کنید تا در لیست پراکسیها ذخیره شده و اتصال به شبکهی Tor برقرار شود.
https://t.me/socks?server=localhost&port=9050
https://t.me/socks?server=127.0.0.1&port=9050
immersion
استفاده از شبکهی TOR جهت عبور از فیلترینگ تلگرام برای کسانی که با اتصال به پراکسیها مشکل دارند. (کاربران اندروید) ۱. ابتدا برنامهی Orbot را از «گوگل پلی» یا بصورت مستقیم از «سایت اصلی» دانلود و نصب کنید. ۲. وارد برنامه شده و روی لوگوی پیاز کلیک کنید تا…
چت های تلگرام و ترافیک tor رمزنگاری میشن اما اگر اطلاعاتی بدون رمزنگاری از طریق مسیریابی پیازی یا تور ارسال بشن، احتمال «نشت» کردن و شنود شدن بیشتر میشه. پراکسیهای تلگرام و این پراکسی حداقل تو همین محیط امن هستن اما وقتی درحال کار با مرورگر تور هستین یا vpn mode رو فعال کردید حواستون به یه سری جزئیات باشه!
Forwarded from سَبيدو
دیشب به خونهش رفتم، برای دیدنش، شایدم برای عیادتش، به هر حال دیدن آدمهای تنهام یکجور عیادته، وقتی دیدمش یاد توصیف مارکز افتادم که تو یکی از داستانهای کوتاهش میگفت پوستی سفید داشت و حرکات ملایم آدمهایی که به پذیرش واقعیتها عادت دارند، وقتی که آروم قدم برمیداشت تا بره و با اون دستای لرزونش برام چای بریزه به دور تا دور اتاقش نگاه میکردم، به اتاقی که همهچیزش در صلح بود، نه ملافههای تاشدهی جلوی پشتی کاری به نظم اتاق داشت، نه دستگاه روشن بخورش کاری به فصل، و نه تلویزیون خاموشش کاری به شلوغی دنیا، بوی کمرنگی از غذای وعدهی قبل هنوز توی اتاق باقی مونده بود، اونقدر کمرمق که معلوم بود برای مدتها قبله، مثل تمام آدمهای توی قاب عکسهاش، وقتی که میونهی راهی، اونقدر هر واقعیتی برات حکم زلزله و جنگ داره که باورت نمیشه شاید آخرش جور دیگهای باشه، که شاید تمام این قصههایی که مرورشون همیشهی خدا آزارت داده یه روزی بشه مثل بوی کمرنگ غذای وعدهی قبلی، اینکه وقتی که به اندازهی کافی زمان بگذره کمکم همه چیز آروم میگیره، دنیات، اتاقت، حرکات و قدمهات، و شاید دستآخر دلت