immersion
76 subscribers
447 photos
22 videos
17 files
534 links
you don't need water to feel like you're drowning…!
do you...?!

📥 @immersebot
🎼 #immersionPlaylist:
t.me/immersion/2334
Download Telegram
آب بوی خاک می‌دهد، خاک بوی مرگ
و او که دارد غرق می‌شود برادرم بود
او که موهایش روی آب پیداست خواهرم بود
بهار، نیامده رفته بود...
چگونه می شد چید
گلی را که خیالی می‌پژمراند...؟
در رگ هایش، من بودم که میدویدم.
هستی اش در من ریشه داشت،
همه من بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد...؟

#سهراب_سپهری
immersion
اى خدا مرا طاقت سختى ‌و‌ مشقت ‌و‌ رنج نيست ‌و‌ صبر ‌و‌ شكيبائى بر‌ بلا ‌و‌ مصائب ندارم ‌و‌ قوه ‌ى‌ تحمل بر‌ فقر ‌و‌ بينوائى نخواهم داشت پس‌ مرا محروم از‌ رزق و لطف ‌و‌ كرم خود مگردان ‌و‌ كارم را‌ به‌ خلق وامگذار... و چیرگی اندوه را به نیرویت از من برگیر،…
پروردگارا ‌آن باران رحمت را‌ (تمام به‌ نفع ‌و‌ بركت نعمت ما‌ قرار ده‌ ‌و‌ هيچ زيان ‌و‌ خسارتى در‌ ‌آن بر‌ ما‌ قرار مده) بر‌ ما‌ بر‌ سايه ابرش سموم ‌و‌ گرماى سخت قرار مده ‌و‌ سردى را‌ موجب قطع نعمت (و نابودى اثمار ‌و‌ اشجار ‌و‌ محصول) مگردان ‌و‌ نزول ‌آن باران را‌ سبب رجم ‌و‌ دورى (از رحمتت) مساز ‌و‌ آبش شور ‌و‌ ناگوار مدار (بلكه سايه ‌آن را‌ سرد ‌و‌ سالم ‌و‌ آبش را‌ گوارا ‌و‌ خوش ‌و‌ پرخير ‌و‌ بركت فرما)...

#صحیفه_سجادیه
«دعای نوزدهم»
جان نهان در جسم و تو در جان نهان
ای نهان اندر نهان ای جان جان...

#عطار
در اندیشه ببستم قلم وهم شکستم
که تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت...

#سعدی
Forwarded from نیستان
دوری به تن، لیک از دلم اندر دل تو روزنی‌ست
زان روزن دزدیده من، چون مه، پیامت می‌کنم

#مولانا
چون هیچ برقرار نمی‌ماند از چه روی
ماندست بیقراری من برقرار خویش...؟

#خواجوی_کرمانی
شد گیسوان سلسله مویی کمند من
کز حلقه‌اش نجات نباشد اسیر را...

#فروغی_بسطامی
Forwarded from سَبيدو
هیچی مثل صدای پرنده و باد میون بارون نمیتونه نشونت بده که دنیا چقدر بزرگ‌تر و زنده‌تر از جمجمه‌ی کوچیک توئه، حالا نه اینکه خیلی کیارستمی‌طور یه دونه توت بیاد و بزنه زندگیت‌رو نجات بده، ولی فقط وقتی که زیر یه درخت بشینی میفهمی که چقدر تمام فکر‌هایی که قبلا وقت قدم‌زدنات روی آسفالت سیاه دور سرت می‌چرخیدن دود شدند و ناپدید، همه‌ی ترس‌ها، حسرت‌ها، پشیمونی‌ها، تمامی اون چیزهایی که دائم توی سرت نگهشون می‌داشتی و بزرگشون می‌کردی، انگار هیچ‌کدوم جایی به حساب نیومدن، هیچی، اون تاوانی که باید میدادی‌رو دادی، اون راهی که باید می‌دویدی‌رو دویدی، اون اشکی‌‌هایی‌ که باید می‌ریختی‌رو ریختی و در نهایت اونچه که باید از سر می‌‌گذشت گذشت، و حالا اینجایی، زیر این درخت، و تازه دستت میاد که تمام این مدت اون بیرون، بارون روی برگ‌ها می‌باریده و پرنده‌ها بی‌وقفه زندگیشون‌رو می‌کردن
بهارم، دخترم، دست طبیعت، اگر از ابرها گوهر ببارد؛
و گر از هر گلش جوشد بهاری؛ بهاری از تو زیباتر نیارد...

#فریدون_مشیری
به این آشفتگی ما را کجا راحت چه جمعیت
هوای طره‌ات جای نفس بر دل مگر پیچد...

#بیدل_دهلوی
با خیال روی و مویش غرق نور و ظلمتم
کو نظربازی که سیر صبح و شام من کند...

#فروغی_بسطامی
فصل گل می‌گذرد بی قدح و جام مباش
غنچه منشین، گره خاطر ایام مباش...

#صائب_تبریزی
هر چه کردیم ماه و سال، حساب
کار ایام را حساب نبود

#پروین_اعتصامی
سفید از گریه شد چشم و همان مست تماشایم...
بیاین یه چیزی بهتون بگم!
اعتراف میکنم...
اون اوایل، قرار نبود پستای مشخصی از خودم بذارم، ایمرشن، یه جور غوطه‌وری میونِ تمامِ پست‌های قشنگ یا جالب کانال‌هایی بود که داشتم!! که فوروارد کنم و داشته باشمشون، پست‌های سال‌های پیش کانال همینجوری بود.
بعد تصمیم گرفتم جدا کنم اینجارو، یه کانال دیگه‌ی پابلیک ولی پرایوت زدم! و الان انقدر از فوروارد اشباع شده که نمیدونم چی به چیه!!! فقط اینجا واسم مونده که یه جورایی بکر نگهش داشتم... و شعرهای زیادی که تو صف انتظارن تا سر فرصت مناسب بذارم (دلیه دیگه! نمیخوام شعرارو همینجوری بذارم، حیف میشن! و آره، اکثر پست‌های اینجام واسه خودم چیزی بیشتر از شعرن، از روزی که واسه گذاشتنشون انتخاب کردم تا زمانش... مثلاً این پست دقیقاً لحظه‌ی غروب آفتاب ۱۳ فروردین هست... که این روزا تموم میشن... که دلتون بهاری باشه...!)
اگر کم از خودم چیزی میذارم واسه همین بکر نگه داشتنشه!
همه اینارو گفتم که برسم به اینجا
گاهی آدم دلش یه شعر میخواد، اما هیچی نیست. هیچ کلمه‌ای نمیتونه اون حالو توصیف کنه... بعضی شعرام انقدر خاصن که هیچ‌وقت نوبتشون نمیشه... شاید اینجا این سه نقطه کمک کنه! که بگه خیلی چیزها دارم بگم... امّا از وزن و قافیه خارج میشه!!! که بگه... خودت بقیشو بخون... خودت حسش کن که شاعر چه حالی داشته وقتی اینو گفته...
سه‌نقطه‌ها حرف‌های نگفته‌ان... یا شعرهایی که نخوندم. شعرهایی که سروده نشدن! احساساتی که کلمات نمیتونن حملشون کنن...
پرحرفی نیمه‌شبانم رو ببخشید.
شبتون بخیر.