ایلام توسعه|نقد و بهبود|
130 subscribers
57 photos
17 videos
7 files
130 links
"ایلام توسعه" با فرض توسعه حاصل عملکرد نظام سیاسی و جامعه است و همه ما در این فرایند مسئولیت داریم، می‌کوشد در کنار نقد عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی، راهکارهایی نیز برای بهبود و پیشبرد آن ارائه نماید.
🆔 @SIKANSARA
Download Telegram
پروژۀ سد مخزنی سیکان و طرح چند سؤال از مدیریت محترم شرکت سهامی آب منطقه‌ای استان ایلام از منظر "اتاف"


✍️عزیز کلانتری

مقدمه

طبق تعاریف موجود: «ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی اقدامات‌ِ توسعه‌ای، روشی است که با هدف شناسایی و تعیین دامنهٔ آثار هرگونه اقدام توسعه‌ای انجام می‌شود تا متناسب با ماهیت این اقدامات، کارهای تعدیلی و جبرانیِ لازم برای کاهش نتایج منفی‌شات صورت گیرد.»(منبع محفوظ)
اجرای این روش از آن‌ رو ضروری است که: «به وسیلهٔ این ارزیابی می‌توان اثراتِ منفی بلند‌مدت احتمالی پروژه‌ها را از بین برده و به نتایج اجتماعی مثبت تبدیل نمود.» (منبع محفوظ)

سابقۀ کاربستِ مطالعات اتاف در ایران

سال ۱۳۸۹ در تبیین سیاست‌های کلی برنامهٔ پنج‌سالهٔ پنجم توسعهٔ جمهوری اسلامی ایران، به تهیهٔ پیوست فرهنگی برای طرح‌های مهم و جدید تأکید شده ‌است.(منبع محفوظ)
در برنامهٔ پنج‌سالهٔ ششم توسعه، بر لزوم تدوین پیوست اجتماعی در طراحی برنامه‌های کلان توسعه‌ای، ملی و بومی تأکید شده‌ است. (منبع محفوظ)
 

طرح سؤال از منظر توسعۀ مشارکتی و اتاف

با توجه به تأکیدات بالا و همچنین اهمیت مطالعات اتاف در تعدیل پیامدهای منفی مداخلات توسعه‌ای و آشتی بین منافع اجتماعی و مجریان اقدامات توسعه‌ای، سؤالات ذیل از مسئولین ذی‌ربط پروژۀ سد سیکان قابل طرح است:

۱- آیا اساساً پروژۀ سد مخزنی سیکان دارای مطالعۀ معتبر و کارشناسانۀ «پیوست فرهنگی- اجتماعی» هست؟ اگر جواب مثبت است، چرا تاکنون هیچ نسخه‌ای از آن در پایگاه‌های علمی-اطلاع‌رسانی و مراکز معتبر پیوست‌نگاری داخلی نمایه نشده است؟ و یا در قالب یک نشست عمومی یا تخصصی با مردم و آگاهان محلی جامعۀ میزبان در میان گذارده نشده است؟
همین سؤال در خصوص «مطالعۀ ارزیابی تأثیرات زیست‌محیطی پروژه» هم قابل طرح است. و ضرورت دارد متخصصان امر با توجه به اهمیت موضوع، صحت و سقم انجام آن را به‌جد پیگیری نمایند.
هنوز برای بسیاری از آگاهان محلی و کارشناسان خبره محرز نشده آیا چنین مطالعه‌ای انجام گرفته و اگر انجام گرفته تا چه میزان کارشناسی‌شده و توسط موسسات تحقیقاتی حرفه‌ای و بی‌طرف انجام گرفته؟ آیا منطق توجیه آن بیشتر فنی و ابزاری و صرفاً بر مبنای محاسبۀ فایدهٔ میزان درآمد حاصل از فروش آب و امثالهم و به نفع کارفرما و شرکای پروژه بوده یا نگاه اجتماعی-فرهنگی و رعایت شاخص‌های توسعۀ پایدار به‌ نفع جامعۀ میزبان نیز در آن لحاظ شده است؟
لطفاً ماهیت و مختصات پروژه را شفاف با مردم درمیان بگذارید.
۲- یکی دیگر از نکات قابل‌اعتنا در اجرای پایدار پروژه‌ها‌ بررسی و مطالعۀ جدی «گزینه‌های بدیل» است که احتمال می‌رود اجرای آنها از هر نظر به‌صرفه‌تر و پایدارتر باشد، که در این صورت می‌بایست پروژۀ فعلی به علت فقدان توجیه کافی تعطیل و اقدام جدید جایگزین گردد. حال سؤال اساسی اینجاست که آیا شرکت سهامی آب منطقه‌ای استان بر روی گزینه‌های جایگزین سد مخزنی سیکان مطالعه و محاسبۀ کافی انجام داده است؟ آیا احداث سد تنظیمی سیمره که جزو تعهدات وزارت نیرو بوده، احداث مجتمع تولیدی آب معدنی، احداث سد مخزنی آب شرب در مناطق مستعد دیگری از شهرستان و یا مناطق همجوار که نیاز به تخلیه و تملک روستا و این‌همه مداخله و تخریب زیست‌بوم منطقه نداشت و ده‌ها موارد جایگزین دیگر، نمی‌توانستند گزینۀ جایگزین مناسب‌تری به جای احداث پروژۀ مذکور ‌باشند؟
لطفاً جهت رفع تردیدِ غیرکارشناسی‌بودن پروژه، اسناد مربوط به مطالعۀ گزینه‌های بدیل را در دسترس قرار دهید.
۳) یکی دیگر از موارد قابل‌توجه در اقدامات توسعه‌ای، برآورد دقیق خسارات و پیامدهای منفی احتمالی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست‌محیطی و طراحی نظام جامع جبران آنها در مراحل مختلف اجراست.
حال سؤال اینجاست که مدیریت محترم شرکت سهامی آب منطقه‌ای استان ایلام طی قریب به ۲۰ سال که از شناسایی اولیه و آغاز به کار سد سیکان می‌گذرد چه مطالعات تخصصی و معتبری را با نظرخواهی صاحب‌نظران و آگاهان جامعۀ محلی برای شناسایی پیامدهای منفی پروژه و تدوین مکانیسم جبران و تعدیل آنها انجام داده تا بتوان به اتکای آن پروژۀ مذکور را یک پروژۀ توسعه‌ای مشارکتی، پایدار و قابل‌توجیه دانست؟
۳-۱- یکی از پیامدهای منفی احداث سد سیکان در بُعد تاریخی-باستان‌شناختی مدفون‌شدن بسیاری از آثار باستانی شناسنامه‌دار پشت‌ تنگِ سیکان (شامل دو تپۀ نوم‌سراوُون، آسیاب‌آبی، تپۀ گبری زیردارتی، قلاع حوالی پَل‌کاووه، گورستان و زیارتگاه قدیمی مارزلیخا، بقایای شهر باستانی واقع در حد فاصل رودخانۀ کوچک و مارزلیخا در دریاچۀ سد و همچنین تخریب گورستان باستانی دره‌دزدان در ضلع شرقی محل احداث) در مراحل ابتدایی کار است که تاکنون هیچ‌گونه تلاشی برای شناسایی و نجات‌بخشی این محوطه‌های باستانی ارزشمند از سوی مجریان طرح به عمل نیامده و بعید به نظر می‌رسد زین پس نیز کار درخوری انجام گیرد.
👏1
هرچند سکوت آمیخته با مماشات متولیان میراث فرهنگی در عدم مطالبه‌گری موضوع اخیر نیز در تخریب این آثار تاریخی و هویت‌زدایی از آن بی‌تأثیر نبوده است.
۳-۲- از پیامدهای منفی پروژه در بُعد اجتماعی-اقتصادی می‌توان اشاره کرد به: تملک اجباری زمین‌های کشاورزی، باغات، مراتع چراگاهی، خانه‌های مسکونی، تأسیسات و ابنیۀ کشاورزی و دامداری، نهرها و سایر دست‌ساخته‌های روستاییان و در نهایت تخلیۀ اجباری اهالی روستا و محو خاطرات جمعی و نادیده‌انگاشتن حق ریشهٔ آنان به عنوان یک هویت اجتماعی-تاریخی. که با کم‌ترین تلاش ممکن برای جلب مشارکت و اقناع مردم جامعۀ میزبان و لحاظ‌کردن دیدگاه‌ آنها انجام گرفته است. مثال: شیوۀ کاملاً آمرانه و غیر عادلانۀ نحوۀ تفکیک و قیمت‌گذاری زمین‌های پشت دریاچۀ سد در مرحلۀ آغاز عملیات اجرایی در سال ۱۳۸۹ که بر اساس ملاک‌های دلبخواهی و غیرتوافقی همچون مدفون و غیرمدفون‌بودن در دریاچه و عدم پرداخت بهای قسمت‌های غیرمدفون، تقسیم زمین‌ها به دیم و آبی به‌رغم دسترسی همۀ زمین‌ها به آب و در نهایت ارزش‌گذاری زمین‌ها به نازل‌ترین قیمت ممکن،هر متر مربع ۲ تا ۴ هزار تومان، که این شیوۀ تملک کماکان به اشکال جدیدتر در قیمت‌گذاری‌ اخیرِ منازل، ابنیه و باغات روستا ادامه دارد، بدون ‌آنکه اهتمام جدی برای جلب رضایت ساکنان به عمل آید.
بدیهی است این حجم از مداخلۀ غیر‌مشارکتی و مدیریت از بالا به پایین بدون حق چانه‌زنی‌ برای مردمی که عمری را در این منطقه زندگی کرده‌اند دارای پیامدها و تبعات بسیار مخربی برای مردم جامعۀ میزبان است؛ من‌جمله: مهاجرت ناخواسته از روستا به شهر، گسترش حاشیه‌نشینی، ازبین‌رفتن منابع دائم درآمدی و گسترش مشاغل کاذب، افزایش آسیب‌های اجتماعی، گسترش فقر و تنگدستی و مشکلات هویتی و نارضایتی اجتماعی، که آثار زیان‌بار آن هم‌اینک در حال نمایان‌شدن است.
۳-۳- پیامدهای منفی در بعد زیست محیطی.
در مباحث متأخر توسعه‌ای لفظ «پایداری» کانون تعریف است. طبق یکی از معانی برگرفته از این تعریف: «پایداری مستلزم این است که بازارها و فرآیندهای تولید بر اساس بازدهی منطق طبیعت بازسازی شوند، نه براساس منطق سود، انباشت سرمایه و بازدهی سرمایه‌گذاری؛ توسعه باید به وسیلۀ محدودیت‌هایی که طبیعت برای اقتصاد ایجاد می‌کند، محدود شود، نه برعکس ... پایداری مستلزم این است که به حریم و تمامیت فرآیندها، چرخه‌ها و آهنگ‌های طبیعت احترام بگذاریم.»
همان‌طور که در دور و نزدیک محل اجرای پروژه به خوبی قابل مشاهده است، بیشتر کارهایی که تاکنون از سوی پیمان‌کاران به بهانۀ احداث جاده‌های کناری، شناسایی معادن و تهیۀ شن و ماسه، احداث کارگاه و غیره انجام شده همراه با تخریب فراوان طبیعت و زیست‌بوم منطقه و فراتر از استانداردهای متعارف ساخت یک سد مخزنی آب شرب و همچنین افزون‌‌ بر ظرفیت‌های زیست‌محیطی تنگۀ سیکان و بازگشت آن به تعادل طبیعی مجدد در یک دورۀ زمانی معقول است. این بدان معناست که عوامل اجرایی پروژۀ سد مخزنی سیکان اساساً به تبعات منفی مداخلات خود در این مرحله توجهی ننموده و صرفاً برای ترجیح منافع ‌اقتصادی کوتاه‌مدت بر منافع درازمدت زیست‌محیطی و شاخص‌های توسعۀ پایدار منطقه برای آنان مهم بوده است.
صاحب‌نظران، توسعه بدین شکل را الگوبرداری تقلیدی از نسخۀ قدیم نوسازی [توسعه بتنیستی] می‌دانند که از جمله پیامدهای منفی آن: «نابرابری، تخریب طبیعت و آسیب به بقای انسان می‌باشد...»(برگرفته از مطالب صفحات:332و349 کتاب جامعه‌شناسی توسعه از اقتصاد تا فرهنگ وصفحۀ 33 کتاب:ارزیابی تأثیرات اجتماعی)

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

همچنانکه بیان شد و شواهد موجود نیز نشان می‌دهد آنچه تاکنون توسط مجریان سد مخزنی سیکان در مرحله اجرا انجام شده، از لحاظ میزان توجه به آثار و پیامدهای منفی پروژه و‌ کاهش و تعدیل آنها به گونه‌ای نیست که بتوان به استناد آن‌، پروژهٔ مذکور را یک طرح توسعه‌ای با مشخصهٔ رعایت شاخص‌های توسعهٔ پایدار و مشارکتی ارزیابی نمود.
طبق ادبیات جدید توسعه ساخت‌و‌ساز به تنهایی کفایت نمی‌کند تا هر اقدام عمرانی‌ای را معادل نوسازی در معنای جامعه‌شناختی آن تلقی کنیم.
اقدام نوسازانه به زبان ساده عبارت از اقدامی‌ست که واجد همه یا معدل قابل‌قبولی‌ از ویژگی‌های ذیل باشد:

■دارای پیوست اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی در مراحل قبل، حین و پس از اجرا به منظور شناسایی و تعیین دامنۀ تأثیرات منفی احتمالی اقدام توسعه‌ای بر محیط اجتماعی، فرهنگی و طبیعی باشد تا متناسب با ماهیت عمل، اقدامات تعدیلی و جبرانی لازم برای کاهش این آثار صورت گیرد.
👏2
■از لحاظ ذهنی تداعی‌گر عُمران و آبادانی، به معنای فرهنگی آن، برای مردم جامعهٔ میزبان باشد؛ به‌طوری‌که بیشتر آنها از اجرای پروژه احساس رضایت‌خاطر و منفعت داشته باشند و خود را در نتایج و پیامدهای مثبت آن سهیم بدانند. به عبارت دیگر، احساس کنند کار فاخر و قابل‌توجهی در محیط زندگی‌شان در حال انجام است که برایشان منفعتی داشته، منطقهٔ آنها را آباد کرده و یک گام زندگی‌ و معیشت آنها را به جلو خواهد برد و شایستهٔ تقدیر است.
■از لحاظ عینی، بسته به کارکرد طرح‌ غالب مردم منطقهٔ میزبان به‌طور ملموسی نتایج عملی آن را در زندگی‌شان مشاهده کنند و تصدیق کنند که اجرای طرح‌ عمرانی موجب گشایش و بالندگی در زندگی روزمره‌شان نسبت به گذشته خواهد شد.
■مردم جامعهٔ میزبان در مقام ارزیابی و مقایسهٔ طرح‌ با موارد موفق در مناطق توسعه‌یافته، به این نتیجه‌گیری برسند که پروژۀ نوسازی توسط مجریان باسابقه، مُعتبر و غیر رانت‌خوار، با رعایت کامل استانداردهای ساخت‌و‌ساز مانند: درجهٔ بالای کیفیت عمرانی، استحکام و دوام سازه و در مدت زمان قابل‌قبولی انجام گرفته و به روند رشد و پیشرفت منطقهٔ آنها کمک شایانی کرده است. مانند نگاهی که اکثر دره‌شهری‌ها نسبت به پل‌ قدیم سیمره در حافظهٔ جمعی خود به یاد دارند.

آنچه گفته شد برآورد اولیه از برخی تأثیرات و پیامدهای منفی احداث سد مخزنی سیکان در مرحلهٔ اجرا و کم‌توجهی مجریان سد نسبت به جبران و تعدیل خسارات وارده بود. آینده حقایق بیشتری را در این خصوص روشن خواهد نمود و معلوم خواهد شد که طرح مذکور تا چه اندازه مبتنی بر موازین توسعهٔ پایدار و رعایت منافع جامعهٔ میزبان بوده است و برندگان و بازندگان واقعی آن در مراحل مختلف اجرا و اتمام پروژه بیشتر چه کسانی بوده‌اند.
✍️عزیز کلانتری
@ilam_development 🌱
ایلام توسعه | پیشینهٔ کهن، توسعهٔ کُند 🏛️📉
لینک مطلب در کانال انجمن جامعه‌شناسی ایران- دفتر دانشگاه ایلام
https://t.me/ilamsociologicalapproach/1801
👍2👏1
گزارش یک نشست فرهنگی؛ چارچوبی مقدماتی برای فهم وضعیتِ موجود «اقتصاد فرهنگ و هنر ایلام» در گذار از اقتصاد فرهنگ وابسته به اندک اعتباراتِ دولتی به اقتصاد فرهنگ و هنر نسبتاً خودکفا و قادر به رقابت در بازار👇
گزارش یک نشست فرهنگی
📝عزیز کلانتری

در مورخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۳۰ صبح تا ۱۲ ظهر، فرصتی دست داد تا در جمع صمیمانهٔ اهالی هنر و فرهنگ شهرستان دره‌شهر با مدیر‌کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و همراهان معزز ایشان -که در ساختمان ادارهٔ فرهنگ و ارشاد دره‌شهر به مناسبت انتصاب سرپرست جدید اداره (جناب آقای محمدجواد کاظم‌زاده) برگزار شد- حضور پیدا کنم. بهانهٔ دعوت از منِ بی‌هنر در جمع دوستان هنرمند شهرستان نیز مدیریت موسسهٔ چندمنظورهٔ فرهنگی و هنری پیمایش‌گستر ایلام بود، که زیر نظر دبیرخانهٔ هیأت رسیدگی به امور مراکز فرهنگیِ وزارت ارشاد به فعالیت (بخوانید بطالت!) مشغول است.
طبق سنت نشست‌های پیشین تعدادی از حاضرین در جلسه، به نمایندگی از انجمن‌های مختلف، به طرح مطالبات صنفی خود پرداختند.
اهم مطالبات عبارت بود از:
-گلایه‌مندی از بی‌سرپرست‌بودن اداره به مدت حدود دوسال و راکدماندن فعالیت‌های آن‌ها در این مدت؛
-تخصیص اعتبار بیشتر و همچنین اجازهٔ استفاده از امکانات مجتمع فرهنگ و ارشاد شهرستان به انجمن‌های ادبی و هنری برای برپایی جلسات‌ هفتگی‌، بویژه در ساعات شب؛
-تعیین و معرفی نمایندهٔ هنرمندان برای شرکت در جلسات اداری شهرستان، جهت تبیین جایگاه و کارکرد فرهنگ و هنر؛
-ابراز مخالفت با دعوت از هنرمندان غیر‌بومی و برگزاری جشنواره‌های فرامحلی در سطح شهرستان، مادامی‌که شأن و جایگاه منزلتی، مشارکتی و منفعتی هنرمندان، انجمن‌ها و مؤسسات شناسنامه‌دار شهرستان در اجرای این جشنواره‌ها به‌درستی معلوم و مشخص نگردد.
استنباط بنده این بود که غالب حاضرین در جلسه، برپایی آن قبیل جشنواره‌ها با اعتبارات نسبتاً بالا و خروجی نسبتاً ناچیز را حاصل رانت و تبانیِ پشت صحنهٔ فعالیت‌های فرهنگی-هنری در استان می‌دانستند که نه‌تنها کمکی به “توسعهٔ فرهنگی”استان نمی‌کند، بلکه روند مذکور را با موانع جدی و اختلال نیز مواجه می‌کند.
بنده نیز با وجود شواهد قابل استنادی که نشان می‌‌دهد در خصوص تضییع حقوق قانونی مؤسسه تحت فعالیت‌ خود (بویژه در موضوع بند ۳ فعالیت‌های مؤسسه) مشمول این بی‌عدالتی‌ها بوده‌ام، ترجیح دادم به جای طرح مشکل در این خصوص، دربارهٔ مسائل عام‌ فرهنگ و هنر شهرستان دره‌شهر، مطالبی را مطرح نمایم. ‌
منبع صحبت‌های بنده در این جلسه نیز عامدانه و به‌جهت اجتناب از افتادن در ورطهٔ صحبت‌های ناروا و آمیخته با اغراض شخصی، استناد به یافته‌های مقالهٔ علمی-پژوهشی “بررسی وضعیت اقتصادِ فرهنگ در استان ایلام و راهکارهای تقویت آن؛ با تأکید بر شناسایی ظرفیت‌های محلی” منتشر شده در فصلنامهٔ علمیِ “راهبرد اجتماعی فرهنگی” قابل دسترسی در لینک زیر است:👇
https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_162117.html
فکر می‌کنم عمل به مفاد این پژوهش طی یک برنامه‌ریزی منظم یک تا دوساله، حلال بسیاری از مشکلات موجود فرهنگ و هنر در استان خواهد بود. در ادامهٔ نشست حمزه اولاد، شاعر و فعال فرهنگی دره‌شهری، در تذکری بجا یکی از عوامل اصلی بی‌رونقی و رکود بازار کار اهالی فرهنگ و هنر دره‌شهر را [در کنار کمبودهای یاد شده] تک‌روی ‌برخی و بسندگی به نشست‌ها و تعریف و تمجیدهای دورهمی از همدیگر، بدون حضور جدی در بازار عرضه و تقاضای محصولات فرهنگی و جلب ذائقهٔ مشتریان دانستند؛ این مسئله نیازمند آسیب‌شناسی و بازنگری جدی در این زمینه است.
مدیر‌کل محترم نیز که تا این اثنا با دقت و حوصلهٔ فراوان به صحبت‌های حاضرین در جلسه گوش می‌دادند و نکاتی را نیز یادداشت می‌نمودند در پاسخ به درخواست‌های مطروحه، مطالب مختصر و مفیدی را با لهجهٔ زیبای کُردی کلهری به سمع حضار رساندند: وظیفهٔ اصلی ما متولیان رسمی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی چیزی جز فراهم‌نمودن شرایط لازم برای توسعه و ارتقای فعالیت‌های فرهنگی و هنری کنشگران حوزهٔ فرهنگ و هنر استان نبوده و نیست و تاآنجاکه از دستمان ساخته است در این مورد کوتاهی ننموده‌ایم. به‌عنوان مثال ساخت و تجهیز کامل همین مجتمع فرهنگ و ارشاد شهرستان دره‌شهر، کمک به برپایی انواع جشنواره‌های فرهنگی و هنری در شهرستان‌های تابعه، تلاش برای جلب اعتبارات بیشتر فرهنگی از مرکز و سعی در تخصیص بهینهٔ و امثالهم بخشی از وظایفی‌ست که تا کنون انجام گرفته است. منتها این بدان معنا نیست که ما در ادامهٔ مسیر با موانع جدی مواجه نیستیم و همه‌چیز بر وفق مراد است. وی به‌عنوان مثال [در این زمینه] به موضوع تأخیر دوساله در انتصاب رئیس ادارهٔ فرهنگ و ارشاد اسلامی دره‌شهر اشاره نمودند که بنا به دلایل خاص‌! هنوز هم به‌طور کامل نهایی نشده است‌.
🙏1
ایشان همچنین با انتقاد از برخی تنگ‌نظری‌ها و کارشکنی‌های موجود (مانند ارسال گزارشات متعدد در مخالفت با برگزاری جشنواره سرناوا) این را به‌عنوان نبودِ روحیهٔ تحمل و مدارا در بین هنرمندان و از موانع اصلی انجام کارهای فرهنگی در شهرستان دره‌شهر یادآوری نمودند که باید هرچه سریع‌تر جای خود را به ‘رقابت در عین رفاقت’ و کار تیمی به جای انحصارگرایی بدهد. و هنرمندان سعی کنند زین پس با دیگر هم‌قطارانشان مدارا پیشه کنند و به‌جای حذف همدیگر در ارتقای کیفی کارهای خود بکوشند. مدیر‌کل همچنین برای تحقق غالب خواسته‌های نرم‌افزاری مطرح‌شده در این جلسه قول همکاری دادند.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
پرسشی که در پی نشست اخیر و مطالبات و پاسخ‌های مطرح‌شده در آن، به ذهن خطور می‌کند این است که: آیا با این سطح از آگاهی و درک نسبت‌‌ به مقولهٔ فرهنگ و هنر که در بین دو طرف ماجرا در منطقهٔ ما وجود دارد، امکان پیدایش و شکل‌گیری یک اقتصاد فرهنگ توسعه‌یافته وجود دارد؟ آنچنانکه در آن طرفین مبادله (عرضه‌کننده و مصرف‌کنندهٔ محصولات فرهنگی) به سطحی از رضایتمندی دست یابند که هم مصرف‌کنندگان (بومیان و سایرین) از اینکه محصول فرهنگی قابلی را از جامعهٔ هنری دره‌شهر خریداری نمود‌ه‌اند راضی باشند و هم جامعهٔ هنری دره‌شهر در پی درآمد قابل‌قبول از عرضهٔ محصول فاخر خود، به درجه‌ای از اقناع و انگیزه برسد و این چرخه ادامه پیدا کند…، یا همچنان باید نظاره‌گر یک ‘اقتصاد فرهنگ‌و‌هنر’ به‌شدت ضعیف و وابسته به اندک اعتبارات دولتیِ آمیخته با رانت باشیم که جز هنرنمایی غالباً تکراری و دِمُده، محصول باکیفیت دیگری (اعم از شعر، ادبیات، فیلم، موسیقی و...) ندارد که قابلیت انطباق با اقتضائات روز جامعه و ذائقهٔ جدید مصرف‌کنندگان فرهنگی را دارا باشد؟ من پاسخگویی دقیق‌ در این زمینه را به فرصت مناسب دیگری در آینده موکول می‌کنم... .
@ilam_development 🌱
ایلام توسعه | پیشینهٔ کهن، توسعهٔ کُند 🏛️📉
👌3🙏1
انحراف از شاخص‌های شایسته‌سالاری؛ ملاکی برای سنجش ناکارآمدی سازمان‌ها

این‌که چرا باوجود این همه دستگاه‌های اداری نسبتاً عریض و طویل و پر تعداد به لحاظ نیرو، به مطالباتِ برحق مردم در حوزه‌های مختلف، رسیدگی جدی و پی‌گیر به عمل نمی‌آید، [به حدی که در بسیاری مواقع مطالبات اجتماعی انباشته می‌شود و توسعه به تأخیر می‌افتد] کافیست دستگاه یا دستگاه‌های مربوطه را از لحاظ میزان انحراف از شاخص‌های شایسته‌سالاری و نقطه مقابل آن، گرایش به 👈 خویشاوند‌سالاری که متضمن مجموعه‌ای از رذائل [مانند، انتخاب، استخدام و ارتقاء و توزیع فرصت‌های شغلی براساس روابط خانوادگی، دوستی، سفارش این و آن، وفاداری به جای تخصص، گماشته‌سالاری، فساد مالی، رانت‌خواری، چشم‌پوشی و نادیده انگاشتن فساد و کم‌کاری و نظایر آن است] مورد مقایسه و ارزیابی قرار دهید.
تصور کنید اداره‌ای با این حجم از خصایل منفی، جز زیرکار در رفتن به لطایف‌‌الحیل، رزومه سازی، کارهای نمایشی و بی‌کیفیت و مانند آن، که در نهایت بازخوردی جز تولید خشم و نفرت، احساس تبعیض و نابرابری و تسلط روابط بر ضوابط به دنبال ندارد،چه کار مثبتی می‌تواند به نفع جامعه و رسیدگی کارشناسانه به مطالبات آن‌ها انجام دهد؟!

🔹درهمین رابطه مطلب مندرج در 👈 این‌جا را بخوانید.

@ilam_development 🌱
ایلام توسعه | پیشینهٔ کهن، توسعهٔ کُند 🏛️📉
👏2👍1
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
در حاشیهٔ طرح سوال: «چرا مسئلهٔ زاگرس مسئلهٔ ملی نشده است؟» ✍️عزیز کلانتری آنچه به نظرم موجب طرح این سؤال اساسی در بین زاگرس‌پژوهان و دانا‌مردمان این مناطق شده، دغدغهٔ انباشتهٔ آن‌ها خطاب به “مدیریت توسعهٔ” کشور در دورهٔ پهلوی‌ها و جمهوری اسلامی است که ریشه…
مطلبی ارزنده از جناب سید ابوالفضل میرقاسمی مبنی بر اجتناب از نگاه بخشی‌نگرانه آمیخته با تعصبات صنفی در پی‌گیری مطالبات اجتماعی و جایگزینی نگاه ملی آمیخته به رویکردهای جامع، سیستمی، کل نگر، یکپارچه و مشارکتی به امر توسعه (تلاش برای دستیابی به خیر و مصلحت عمومی«ملی») برای نجات کشور از بحران‌های ویران‌گر👇
👌1
لزوم تشکیل یک نهاد مطالبه‌گر قوی و کارآمد

طی چند سده گذشته، خوشبختانه علم بشری، پیشرفت‌های گسترده و وسیعی داشته و دارای شاخه‌های تخصصی زیادی شده است که همه آنها مهم هستند به شرط آنکه فارغ‌التحصیلان و متخصصین علوم مختلف، دچار غرور و خودشیفتگی و فخرفروشی نشده و نیم نگاهی هم به علوم دیگر داشته و برای برقراری ارتباط موثر و همکاری و هم‌افزایی با سایر علوم تلاش کنند. اخیرا رویکردهای مشارکتی (Participatory Approaches) جامع‌نگر (Comprehensive)، یکپارچه (Integrated)، کل‌نگر (Holistic) و همبست و پیوندی (Nexus) مطرح شده‌اند تا بلکه بتوانند دیدگاه‌های دانشمندان و متخصصین را به هم نزدیک کنند و سبب ایجاد همگرایی، هم‌افزایی و همکاری بین بخشی شوند.

علاوه بر گسترش علوم و فناوری و شاخه شاخه شدن و تخصصی شدن آن، اتفاق دیگری که در ایران افتاد و سبب پررنگ شدن نگاه بخشی (Sectoral Planning در برابر Integrated Planning) و فاصله گرفتن رشته‌های تخصصی از همدیگر شده است، همانا افزایش درآمدهای نفتی (از دهه 1330 تا دهه 1350) و تشکیل سازمان برنامه و بودجه در ایران و ایجاد بخش‌ها و زیربخش‌های مختلف برای توزیع و مصرف درآمدهای نفتی بوده است (ایجاد دفاتر تخصصی و بخشی‌نگر در سازمان برنامه و بودجه شامل دفاتر امور بخشی مانند دفتر امور صنعت، معدن و تجارت، دفتر امور کشاورزی و منابع طبیعی، دفتر امور آموزش و پرورش و فرهنگ، دفتر امور بهداشت و درمان و رفاه اجتماعی، دفتر امور زیربنایی و نظایر آن).

بدلایل مختلف از جمله، خودباختگی فرهنگی، توجه به ظواهر توسعه غربی (توسعه فیزیکی و زیرساختی) و غفلت از توسعه انسانی، مقابله با نگاه سنتی حاکم در آن زمان (تجددطلبی بعضی‌ها)، الگو قرار دادن پیشرفت در کشورهای اروپایی و غربی، تلاش عجولانه برای جبران عقب ماندگی کشور از قافله مدرنیته و توسعه زیرساختی سبب شد که رقابت بین دستگاه‌های اجرایی برای جذب بودجه و اعتبار بیشتر (به بهانه دستیابی به عمران و آبادی کشور) شدت گرفت. انگیزه رقابت برای جذب اعتبار بیشتر (بودجه و اعتبار بیشتر به مثابه قدرت و نفوذ بیشتر در بدنه حاکمیت است) سبب شد که نگاه بخشی حاکم در نظام برنامه‌ریزی کشور به سایر نظامها هم سرایت کند بخصوص به نظام آموزش عالی (دانشگاه‌ها) و نظام پژوهشی و تحقیقاتی کشور (تشکیل بخش‌های تحقیقاتی متعدد برای تحقیق در حوزه‌های مختلف آب، خشکسالی، خاک، جنگل، مرتع، آبخیزداری، بیابان، کشاورزی، محیط زیست، گیاهپزشکی، حفظ نباتات، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و نظایر آن که بعضا از کار همدیگر خبر ندارند و بصورت جزیره‌ای و مجزا عمل می‌کنند و هر بخشی اولویت‌های تحقیقاتی خاص خودش را دارد).

ظاهرا اساتید محترم دانشگاه و محققین گرامی(که همه اهل علم و فرزانه هستند) که می‌بایست از هر گونه نگاه بخشی و تعصب صنفی اجتناب نمایند، گرفتار برخی بازی‌های پشت پرده (برخوردهای مافیایی) و سیاسی کاری‌ها برای جذب بودجه و اعتبار بیشتر شده‌اند و به تدریج، از نگاه‌های ملی (تلاش برای دستیابی به خیر و منفعت عمومی و ملی) و رویکردهای جامع، سیستمی، کل نگر، یکپارچه و مشارکتی فاصله گرفته اند.

هر چند وجود نهادهای مدنی و انجمن‌های علمی و صنفی متعدد فعال در هر رشته تخصصی امری پسندیده و ضرورت دارد ولی بعضا مشاهده میشود که اعضای آن انجمن های علمی (اساتید دانشگاه، پژوهشگران و دانشجویان) دچار اختلاف نظر و موازی‌کاری و دوباره‌کاری و پراکنده‌کاری شده و یا در جزئیات علمی و تخصصی گم شده و از مسایل کلان کشور غافل شده‌اند و در نتیجه نمی‌توانند در زمینه تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی (فرآیند حکمروایی یا Governance) به شکل درست و اصولی نقش‌آفرینی کنند. بنابراین هم دولت و هم مردم متضرر میشوند و دود آن به چشم همه می‌رود.

با توجه به بحران‌های محیط زیستی و همچنین بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود در سطح کشور، انتظار میرود که انجمن‌های علمی دغدغه مند و دلسوز از نگاه‌های بخشی و صنفی اجتناب نموده و به منظور افزایش قدرت چانه زنی و مطالبه‌گری و تقویت صدای خویش، یک تشکل و نهاد قوی (نظیر اتحادیه و یا کنسرسیوم و یا شبکه علمی و یا ...) ایجاد نمایند و تلاش کنند برای سر و سامان دادن به اوضاع بد نظام حکمروایی و نظام سیاستگذاری و نظام برنامه‌ریزی کشور. این نگرانی وجود دارد که برخی اختلاف نظرهای موجود در بین اساتید رشته‌های مختلف دانشگاهی از مصادیق این سیاست انگلیسی باشد که "تفرقه بینداز و حکومت کن".

مسئولیت اجتماعی همه ما ایجاب می‌کند که بیش از پیش، به فکر مصالح عمومی کشور باشیم و برای عمران و آبادانی (توسعه متوازن، همه‌جانبه، درون‌زا و پایدار) میهن عزیزمان بکوشیم و یک نهاد قوی و کارآمد برای مطالبه‌گری حقوق عامه مردم و نجات کشور از دست این بحران‌های ویرانگر داشته باشیم.

به امید آن روز.
میرقاسمی
@ilam_development 🌱
👍2🙏1
سه تصویر اعتراضی از ایلام

اعتراضات در ایلام و رنج‌های «عروس زاگرس»، اقتصادنیوز: ۱۴۰۴/۱۰/۲

در مصاحبه با مرجان زهرانی، خبرنگار روزنامه دنیای اقتصاد؛ سه جامعه‌شناس ایلامی، ریشه‌های شکل‌گیری اعتراضات [دی‌ماه ۱۴۰۴] از استان ایلام را تحت عنوان «همه رنج‌های «عروس زاگرس» تشریح کردند:

| قاسمی: اینجا به دست فراموشی سپرده شده است
| کلانتری: این بی‌‌‌نصیبی و بلاتکلیفی، نارضایتی ایجاد می‌‌‌کند
| کمربیگی: ریشه اعتراضات محرومیت مزمن است


🔗متن کامل
(https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-763901)

در همین رابطه👈https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4244177

مرتبط با این موضوع در سطح ملی 👈 🔗 ریشهٔ اقتصادی پنهان اعتراضات- گفت‌و‌گوی تحلیلی «دنیای اقتصاد» با دکتر موسی غنی‌نژاد


@ilam_development 🌱
     ایلام توسعه | پیشینهٔ کهن، توسعهٔ کُند 🏛️📉
نشریهٔ وزین سیمره، با نویسنده کنشگرانی توانمند و صاحب‌قلم؛ حاوی مطالب ارزنده در زمینهٔ ظرفیت‌های مغفول توسعه و موانع بهره‌برداری از آن در استان لرستان و دیگر استان‌های مناطق زاگرس‌نشین
🔼 صفحه‌ی نخست سیمره‌ی شماره‌ی ۸۲۳ (بیستم خرداد ماه ۱۴۰۵)
@seymareweekly
👍1👏1
صدای شهروندان به مثابهٔ چارچوبی برای فهم و گونه‌شناسی مدیریت حاکم بر دستگاه‌های اداری🗣️🏛️📊
صدای شهروند

بسم‌الله الرحمن الرحیم
سلام خداقوت
گفته‌هایی درمورد مسئولین شهرمان

گاهاً مشاهده می‌شود که به مسئولین شهرمان مراجعه می‌کنیم مسئول محترم بجای اینکه مشکل شما را برطرف نماید برای حفط وضع موجود سعی بر آن دارد همگان را راضی نگه دارد، چرا که ترس از آن دارد پست خود را از دست دهد. دیده شده است مسئول محترم به جزئیات کار چسبیده و کلیات را رها کرده و به هرطریقی سعی دارد همگان را راضی نگه دارد. شهر ما به این‌گونه اشخاص نیاز ندارد بلکه به کسانی نیاز دارد قاطعیت به خرج دهند حتی اگه از پست خودش خلع شود.
افرادی بودن و هستن که برای گرفتن حق خود به ایشانِ (مسئول محترم) مراجعه داشته برای راضی نگه داشتن هردو، حق را به هردو نفر می‌دهد آیا این شده پاسخ دادن به ارباب رجوع به شما حق را می‌دهد خوشحال بیرون می‌آیی وبعد از شما کسی دیگر می‌رود حق را به ایشان می‌دهد. طرف هدفش حفظ سمت می‌باشد به فکر مردم و کار عمرانی درشهرمان نیست.
دویدن بیهوده برای جلب توجه دیگران ارزشی ندارد مرد ارزشش درعملش نهفته است نه دویدن و رضایت‌مندی کاذب دیگران. اما لطف کردن به دیگران و راضی‌نگه داشتن دل آنها ذاتاّ چیز بدی نیست؛ چنین کاری زمانی که به خانواده و کسانی که به آنها عشق می‌ورزیم می‌تواند ارزشمندتر نیز باشد. اما برخی مواقع خشنود کردن دیگران می‌تواند برا‌یمان دردسرساز شود. شما هیچ وقت نمی‌توانید همه کسانی را که با آنها در تعامل هستید راضی کنید. اگر بیش از توان‌تان برای خواسته‌های دیگران تلاش کنید فرصت کافی برای تحقق نیاز‌های شهرتان را نخواهید داشت. خلاصه دیار‌مان بیش از هرزمانی نیاز به افراد قاطع و شجاع وکاربلد دارد نه افرادی که چسبیدن به میز وحاضر نیستند رهایش کنن به هرقیمتی که شده..........
ویرایش و بازنشر از لینک👈https://t.me/ceymarian/68359

@ilam_development 🌱
     ایلام توسعه | پیشینهٔ کهن، توسعهٔ کُند 🏛️📉
👏1
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
صدای شهروند بسم‌الله الرحمن الرحیم سلام خداقوت گفته‌هایی درمورد مسئولین شهرمان گاهاً مشاهده می‌شود که به مسئولین شهرمان مراجعه می‌کنیم مسئول محترم بجای اینکه مشکل شما را برطرف نماید برای حفط وضع موجود سعی بر آن دارد همگان را راضی نگه دارد، چرا که ترس از…
پی‌نوشت
مردم از مسامحه، مماشات و اجرا نشدن قانون توسط کسانی که قبول مسئولیت کرده‌ و عهده‌دار مناصب دولتی هستند ناراضی‌اند؛ به ویژه اگر این سستی‌ورزی آمیخته با منافع شخصی در اجرایِ قانون با دلیل‌تراشی‌هایِ موجه‌نما، نیز عجین شده باشد.
فرق است بین کار قانونی و کدخدامنشی محلی؛ گره‌گشایی از کار مردم خوب است اما در چارچوب ملاحظات قانونی و تدابیر جدید حکمرانی...

شهر و دیار و جامعهٔ ما در وضعیت کنونیٍ گذار از همبستگی اجتماعی مکانیکی به همبستگی اجتماعی ارگانیکی، بیش از هر زمان دیگری به توسعه و تحکیم هنجارهای تنظیم‌بخش قانونی و مدیریتِ توسعه همبسته با آن به جای مدیریت ایلیاتی، نیازمند است...
#ادمین
@ilam_development 🌱
     ایلام توسعه | پیشینهٔ کهن، توسعهٔ کُند 🏛️📉
👏1
کنش‌های ناتمام توسعه‌ای و لزوم بازنگری در مدل نظریه‌پردازیِ مسألۀ توسعه‌نیافتگی در ایران

آیا واقعاً این‌گونه‌است که "اصحاب توسعۀ خطی" در ایران روایت می‌کنند؛ یعنی در ایران هیچ‌گونه شرایطِ ذهنی کافی مساعد برای شکل‌گیری کنش‌های توسعه‌ای-در ادوار مختلف-  فراهم نبوده و همۀ ارکان سنتی جامعۀ ایرانی در قیاس با تاریخ توسعۀ ممالک توسعه‌یافته کاملاً غیر عقلانی و ضد توسعه‌ای بوده است و همچنان که مستشرقین می‌گویند جامعۀ ایرانی در کلیت خویش معادل دورۀ ماقبل توسعه است که غربی‌ها از آن عبور کرده‌اند؟ و ما برای برون‌رفت از مشکل توسعه‌نیافتگی -به‌مانند بسیاری از کشورهای فاقد پیشینۀ تمدنی- چاره‌ای جز دنباله‌روی و تقلیدِ محض از الگوهای مسلط توسعه نداریم؟  یا این که توسعه یک امر تاریخی است و مسأله بد فهمیده شده و ما دارای فرهنگ مساعد توسعه و کنش‌های متناظر با آن، لااقل در مقاطعی از تاریخ فرهنگی خویش هستیم که بنا به دلایلی مداومت پیدا نکرده و به کنش‌ غالب توسعه‌ای تبدیل نشده است؟
شواهد متعدد بیانگر تأیید فرض دوم است. آن‌چه در خصوص ایران واقعیت دارد این است که به رغم فراز و نشیب‌های مختلفی که این کشور در حیات سیاسی- اجتماعی خویش با آن مواجه بوده، این‌گونه نیست که ایران اساساً با سنت‌های فکری خردگرایانه و کنش‌های آبادگرانۀ منتج از آن‌ها در تاریخ فرهنگی خود بیگانه باشد...
برخلاف جامعه‌شناسی متعارف ایرانی که متأثر از پیش‌فرض‌های پارادایم جامعه‌شناسی کلاسیک و مکتب نوسازی قدیم، جامعهٔ ایرانی را یکسره فاقد قابلیت‌ها و بن‌مایه‌های توسعه‌ای فرض می‌کند، نمی‌توان برخی سرمایه‌ها و توانمندی‌های جامعهٔ ایرانی در راه نیل به آبادانی و عمران(توسعه‌یافتگی) را نادیده انگاشت؛ بلکه آنچه مشکل اصلی تداوم توسعه‌نیافتگی ایران در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته را موجب شده، بیشتر ناشی از تبدیل نشدنِ کنشِ لایه‌ها و قابلیت‌ها‌ی خردگرای داخلی به کنش غالب توسعه‌ای، تحت تأثیر برهم‌کنشی و همسازی لایه‌هایی از "ناخردمندی‌های توسعه‌ستیز سنت" (نقل به مضمون از موسایی) در بین نیروهایی از جامعه و دولت در بزنگاه‌های خاصی از دوره‌های تاریخی است؛
مسأله‌ای که کماکان ادامه دارد و کشف زوایای پنهان آن نیازمند واکاوی و مطالعۀ عمیق جامعه‌شناختی تاریخی است.
به عبارت دیگر مسأله اساسی ما این نیست که چرا ایران توسعه‌‌نیافته است؛ بلکه وقوف به این معنا است که چرا حرکت‌های توسعه‌ای در ایران مداومت پیدا نمی‌کند و با انقطاع مواجه می‌شود.
بر این اساس ضرورت دارد تا به جای نگاه به مسأله از زاویهٔ تیپ‌ایدئال‌های عمدتاً ایدئولوژیکی از جامعه‌شناسی ایران که مسعود زمانی‌مقدم در مقاله‌‌ای تحت عنوان "جامعه‌ناشناسی ایرانی" (منتشرشده در روزنامه فرهیختگان،۲۷دی،۱۴۰۱،ص۷) از آنها نام برده است؛ جامعه‌شناسی‌ای که به نظر وی «در برقراری ارتباط حقیقی با جامعۀ ایرانی ناکام است و زایش چندانی برای جامعۀ ایرانی ندارد.» به تبیین جامعه‌شناختی تاریخی مسألۀ تداوم توسعه‌نیافتگی از طریق برقراری نسبت تاريخی بین موانع معرفتی- اجتماعی و عدم شکل‌گیری و گسترش نهادهای لازم برای توسعه در ایران بپردازیم.
تنها از این منظر(شکل‌گیری جامعه‌شناسی تاریخی توسعه در ایران و نظریه‌پردازیِ مبتنی بر آن، بر پایۀ مدارک و شواهد موجود در متون تاریخی) است که امکان مطالعه و شناختِ زمینه‌مند موانعِ توسعه در ایران و راهکارهای درست برون رفت از آن مجال ظهور و بروز پیدا می‌کند... .
بیشتر بخوانید:
بازتولید مناسبات فرسایش‌گر کنش‌های توسعه گرایانه و لزوم تأسیس جامعه‌شناسی تاریخی توسعه در ایران

خاص‌بودگی توسعه‌نیافتگی در ایران و لزوم بازنگری در مدل‌های عام نظریه‌پردازی آن

نظریه‌پردازی جامعه‌شناسی تاریخی توسعه در ایران به مثابهٔ اندیشه‌ای مبنایی برای شناخت و خروج از چرخهٔ توسعه‌نیافتگی

جامعه‌ناشناسی ایرانی (بخش نخست)

جامعه‌ناشناسی ایرانی (بخش دوم)

عزیز کلانتری
@ilam_development 🌱
👍2
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔹استان ایلام و تداوم مشکلات دوران گذار؛ بازنگری در مسئلهٔ آسیب‌های اجتماعی از منظر "مدیریت توسعه" @ilam_development ✍️ عزیزکلانتری مقدمه افزایش میزان خودکشی‌ها - و دیگر آسیب‌هایِ اجتماعی توأم با آن، منجمله خشونت‌هایِ نو پدید- در سطح استان  ایلام طی سالیان…
نقد کارشناسانهٔ جناب دکتر مجتبا ترکارانی، دانش‌آموختهٔ دکترای جامعه‌شناسی اقتصاد توسعه- دانشگاه تهران، به مداخلهٔ توسعه‌ای غیرمشارکتی و ناهمخوان با موازین توسعه پایدار در پروژهٔ عمرانی "تونل سفیدکوه" در استان لرستان 📉🚧📊
تونل سفیدکوه؛ آزمون شفافیت و توسعه‌ی پایدار در لرستان

✍️دکتر مجتبا ترکارانی/ سیمره

🔹در روزگاری که جامعه با فشارهای معیشتی و دغدغه‌های روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کند،
خبر انعقاد شتاب‌زده قرارداد ابرپروژه‌ای با عنوان «کمربندی غربی خرم‌آباد» و حفر تونل در دل سفیدکوه، آن هم در فضایی آکنده از ابهام و نبود شفافیت، موجی از نگرانی را میان کارشناسان، دانشگاهیان و فعالان مدنی برانگیخته است. این‌جا مسئله اصلی، مخالفت با توسعه در استانی محروم چون لرستان نیست؛ مسئله، دفاع از توسعه‌ای است که پایدار، عقلانی، پاسخ‌گو و متکی بر منافع بلندمدت عمومی باشد.

🔹بنابراین، اگر توسعه، با نادیده گرفتن الزامات زیست‌محیطی، تهدید منابع حیاتی آب، آسیب به میراث فرهنگی و حذف افکار عمومی از فرایند تصمیم‌گیری همراه شود، دیگر توسعه نیست؛ بلکه شکلی از مداخله پرهزینه و پرریسک است که پیامدهای آن می‌تواند برای نسل‌های آینده جبران‌ناپذیر باشد. از همین رو، پروژه عظیم و پرهزینه تونل سفیدکوه امروز به یک آزمون مهم برای سنجش میزان پایبندی مدیریت استانی به اصل شفافیت، پاسخ‌گویی و حکم‌رانی مسئولانه بدل شده است. در این یادداشت به بعضی از پرسش‌های جدی در مقابل این پروژه وجود دارد، می‌پردازیم.

🔹۱- تهدیدی برای زیست‌بوم و سلامت شهری
نخستین و جدی‌ترین نگرانی، به ابعاد زیست‌محیطی پروژه بازمی‌گردد. سفیدکوه صرفاً یک کوه نیست، بلکه منطقه‌ای حفاظت‌شده و برخوردار از ارزش اکولوژیک بالاست؛ زیست‌بومی که هرگونه جاده‌سازی، انفجار، حفاری و تغییر کاربری در آن می‌تواند به تکه‌تکه شدن زیستگاه‌ها، قطع مسیرهای تردد حیات‌وحش و تخریب یک‌پارچگی طبیعی منطقه منجر شود. در چنین شرایطی، این پرسش به‌طور جدی مطرح است که چگونه اجرای این پروژه با محدودیت‌های قانونی مربوط به مناطق حفاظت‌شده سازگار دانسته شده و بر چه مبنایی مجوزهای لازم برای آن صادر شده است.

🔹از سوی دیگر، موقعیت توپوگرافیک خرم‌آباد نیز بر دامنه‌ی نگرانی‌ها می‌افزاید. این شهر در بستری دره‌ای قرار دارد و از ظرفیت محدود تهویه طبیعی برخوردار است. انتقال بار ترافیکی سنگین و آلاینده به ارتفاعات مشرف به شهر، به‌ویژه در ماه‌های سرد سال و در شرایط وارونگی دما، می‌تواند خرم‌آباد را با پدیده‌ای شبیه «تله آلودگی» مواجه کند؛ وضعیتی که در آن آلاینده‌ها نه از شهر دور نمی‌شوند، بلکه در فضای تنفسی آن انباشته خواهند شد. در این صورت، پروژه‌ای که قرار است مشکل ترافیک را کاهش دهد، ممکن است خود به منشأ بحرانی تازه در حوزه‌ی سلامت عمومی تبدیل شود...


🌐متن کامل و ادامه‌ی این یادداشت را در👈 تارنمای آوای سیمره بخوانید.
@ilam_development🌱
👏2