ایلام توسعه|نقد و بهبود|
135 subscribers
73 photos
30 videos
10 files
171 links
«ایلام توسعه» با فرض اینکه توسعه نتیجه عملکرد نظام سیاسی و جامعه است و همه در آن مسئولیت دارند، در کنار نقد عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی، راهکارهایی برای بهبود و پیشبرد آن ارائه می‌کند.
🆔 @SIKANSARA
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬تعرفه آب؛ قیمت‌گذاری خدمت یا ابزار حکمرانی منابع آب؟

🌿قبض‌های اخیر آب بسیاری از شهروندان را غافلگیر کرده است و پرسش‌های زیادی را درباره اینکه این رقم چگونه محاسبه شده و چرا هزینه آب تا این اندازه افزایش یافته، به وجود آورده است. پاسخ‌های مطرح‌شده در فضای عمومی تاکنون برای بسیاری از شهروندان کلی و مبهم بوده، لذا بر آن شدیم تا کمی دقیق‌تر به پشتوانه و منطق محاسبه این ارقام نگاه کنیم.
🔸دبیر نشست:
مهندس طیبه آریان
🔹میهمانان نشست:
۱-مهندس سیامک امیری  (کارشناس گروه آب - دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی)
۲-دکتر مراد اسدی (کارشناس گروه آب - دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی)
۳-دکتر علی صالح‌کریمی (پژوهشگر حقوق محیط‌زیست)
۴-عطا سرمدی (کارشناس اقتصاد آب -  شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور)
۵-دکتر ساناز محمدی (کارشناس ارشد گروه آب و محیط‌زیست - مرکز ملی مطالعات راهبردی آب و کشاورزی اتاق ایران)
۶-دکتر یاسر خطیبی (کارشناس گروه تعرفه و اقتصاد آب و آبفای وزارت نیرو)
۷-دکتر ناصر عبادتی (مشاور کمیسیون سلامت و خدمات شهری شورای شهر تهران)/ اندیشکده تدبیر آب ایران
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🎬تعرفه آب؛ قیمت‌گذاری خدمت یا ابزار حکمرانی منابع آب؟ 🌿قبض‌های اخیر آب بسیاری از شهروندان را غافلگیر کرده است و پرسش‌های زیادی را درباره اینکه این رقم چگونه محاسبه شده و چرا هزینه آب تا این اندازه افزایش یافته، به وجود آورده است. پاسخ‌های مطرح‌شده در فضای…
پی‌نوشت
مبحث روشنگرانه‌ای است که پشت‌صحنهٔ قیمت‌گذاری‌های غیرشفاف قبض‌های آب در دوره‌های اخیر را به‌خوبی آشکار می‌سازد. به‌ویژه، مطالب ارائه‌شده از نفر پنجم به بعد نشان می‌دهد که چگونه منطق قیمت‌گذاری شرکتی و مداخله‌های غارتی، به‌جای اعمال قواعد حکمرانی منابع آب، هزینه‌های سنگینی را بر عهدهٔ مردم تحمیل کرده‌اند، بدون آنکه تحولی کیفی در مدیریت مصرف آب به‌وجود آمده باشد.
حتماً با صبر و دقت ببینید.
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
دکتر حسین ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و عضو هیئت علمی گروه توسعه اجتماعی دانشگاه تهران، در یادداشتی تحلیلی تحت عنوان «ایران، کشورِ شهریِ نامتوازن» استدلال کرده است که ایران وارد مرحلهٔ تحول «گذار شهری» شده و مسئله اصلی سیاست‌گذاری دیگر…
دکتر حسین ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه و عضو هیئت علمی گروه توسعه اجتماعی دانشگاه تهران، در یادداشتی تحلیلی تحت عنوان «ایران، کشورِ شهریِ نامتوازن» استدلال کرده است که ایران وارد مرحلهٔ تحول «گذار شهری» شده و مسئله اصلی سیاست‌گذاری دیگر نمی‌تواند جلوگیری از مهاجرت به شهرها یا معکوس کردن روند شهرنشینی باشد. مسئله مهم‌تر این است که چگونه باید جامعه‌ای را اداره کرد که بخش عمده جمعیت آن شهری است و زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن نیز بیش از پیش ماهیتی شهری پیدا کرده است.

در این چارچوب، که وی آن را ذیل مقولهٔ «شهروندیِ زیرساختی» تعریف کرده، افراد و خانواده‌ها به دنبال دسترسی به فرصت‌های بیشتر برای زندگی، آموزش، سلامت، فراغت و آینده فرزندان و در مجموع کیفیت زندگی هستند؛ یعنی شهروندان فقط دریافت‌کنندگان خدمات و زیرساخت‌ها نیستند، بلکه آن‌ها به دنبال محیطی هستند که کیفیت و دسترسی برابر به زیرساخت‌های شهری را به عنوان بخشی از حقوق شهروندی‌شان، فراهم کند.

نتیجه این که طبق استدلال کارشناسی ایشان، سیاست و مدیریت عمومی نیز باید خود را [متناسب با اقتضائات جدید] با واقعیت جامعهٔ شهری ( و منطق زندگی شهری) سازگار کند و پاسخگوی مطالبات جدید جامعهٔ شهری باشد.

کانال تلگرامی «ایلام توسعه» با هدف تبیین ابعاد موضوع مذکور در برخی استان‌های زاگرس‌نشین، ضمن طرح پرسش‌های پیوست، گفت‌وگوهای اختصاصی با صاحب‌نظران این مناطق را انجام داده است. متن کامل این گفت‌وگوها در ادامه، به تفکیک هر یک از صاحب‌نظران مصاحبه‌شونده، ارائه می‌شود.
Document (5).pdf
376.2 KB
📄متن کامل پاسخ دکتر مجتبی ترکارانی، دکتری رشته جامعه‌شناسی توسعه و عضو انجمن جامعه‌شناسی لرستان، به پرسش‌های اختصاصی رسانه «ایلام توسعه» مندرج در فایل پی‌دی‌اف پیوست، با موضوع «گذار شهری در لرستان؛ شهرنشینی بدون شهروندی کامل» به شرح ذیل👇
👍1👏1
مجتبی ترکارانی، دکتری جامعه‌شناسی توسعه و عضو انجمن جامعه‌شناسی لرستان
👏2
گذار شهری در لرستان؛ شهرنشینی بدون شهروندی کامل
🖊️مجتبی ترکارانی
دکتری جامعه شناسی توسعه و عضو انجمن جامعه شناسی لرستان 

🔎 تأملی بر تحولات شهری، مهاجرت و توسعه در استان لرستان

بحث «گذار شهری» در ایران، اگرچه در سطح ملی شواهد قابل‌توجهی دارد، در مناطق مختلف کشور به شکل یکسانی تجربه نشده است. تفاوت‌های تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باعث شده استان‌هایی مانند لرستان، که با محرومیت‌ها و محدودیت‌های ساختاری بیشتری مواجه بوده‌اند، مسیر متفاوتی را طی کنند. از همین رو، دو گزاره مهم درباره تحولات شهری ایران نیازمند تأمل منطقه‌ای است: نخست اینکه ایران از مرحله افزایش جمعیت شهری عبور کرده و وارد «گذار شهری» شده است؛ و دوم اینکه مهاجرت‌ها، به‌ویژه به کلان‌شهرها، بیش از گذشته از منطق بقا فاصله گرفته و به جست‌وجوی رفاه و کیفیت زندگی تبدیل شده‌اند. این دو گزاره در سطح ملی می‌توانند بخشی از واقعیت را توضیح دهند، اما در مورد لرستان نمی‌توان آنها را بدون تفکیک و تعدیل پذیرفت. 

🔎 گذار شهری لرستان؛ فراتر از افزایش جمعیت

شهرنشینی را نباید فقط با افزایش سهم جمعیت شهری سنجید. اگر شهرنشینی صرفاً به معنای انتقال جمعیت از روستا به شهر باشد، لرستان نیز مانند بسیاری از مناطق ایران دهه‌هاست این مسیر را طی می‌کند. اما «گذار شهری» مفهومی عمیق‌تر است و تغییر در اقتصاد، سبک زندگی، خانواده، روابط اجتماعی، فرهنگ و مناسبات قدرت را نیز دربرمی‌گیرد.

از این منظر، لرستان در وضعیتی بینابینی قرار دارد؛ نه جامعه‌ای عمدتاً روستایی و عشایری است و نه هنوز به‌طور کامل جامعه‌ای شهری شده است. می‌توان این وضعیت را «شهرنشینی هیبریدی» نامید؛ یعنی هم‌زیستی منطق شهری با شبکه‌ها و روابط اجتماعی پیشین. فرد ممکن است در آپارتمان شهری زندگی کند، دانشگاه برود و در اقتصاد پلتفرمی فعالیت کند، اما همچنان برای یافتن شغل، دریافت حمایت یا حل مسائل مهم زندگی به شبکه خویشاوندی و طایفه‌ای متکی باشد. بنابراین مسئله اصلی دیگر «روستا یا شهر» نیست، بلکه چگونگی ترکیب و تعارض منطق‌های اجتماعی قدیم و جدید در فضای شهری است. 

اواخر دهه ۱۳۷۰ و به‌ویژه دهه ۱۳۸۰ را می‌توان دوره شتاب‌گیری این تحول دانست؛ دوره‌ای که گسترش آموزش عالی، خدمات دولتی، فرصت‌های تحصیل و اشتغال و مهاجرت روستا ـ شهر، روند شهری‌شدن را سرعت بخشید. البته این فرایند در همه نقاط استان یکسان نبوده است. خرم‌آباد با تمرکز خدمات اداری، دانشگاهی و درمانی، بیشتر نقش مرکز جذب جمعیت را پیدا کرده؛ بروجرد مسیر متفاوتی با پیوند بیشتر با سابقه صنعتی و تجاری داشته و در شهرهای کوچک‌تر و مناطق دارای پیشینه ایلی و عشایری، گاه بیشتر با تمرکز جمعیت در شهر مواجهیم تا تغییر کامل سبک زندگی. بنابراین لرستان نه یک، بلکه چند مسیر متفاوت شهری‌شدن را تجربه می‌کند. 

🔎 شهرنشینی بدون شهروندی کامل

نکته مهم دیگر، تمایز میان شهرنشینی و شهروندی شهری است. ممکن است فردی در محدوده شهر زندگی کند، اما از حقوق و امکاناتی که زندگی شهری باید برای او فراهم کند برخوردار نباشد. اگر رشد جمعیت شهری با توسعه حمل‌ونقل عمومی، خدمات درمانی و آموزشی، فضای عمومی، امکانات فرهنگی، مراکز محله‌ای و فرصت مشارکت همراه نشود، شهرنشینی صرفاً انتقال جمعیت از یک مکان به مکان دیگر خواهد بود.

در چنین شرایطی، بخشی از کارکردهای نهادهای رسمی ممکن است توسط شبکه‌های غیررسمی انجام شود و فرد برای یافتن شغل یا حل مسائل خود به روابط شخصی و خویشاوندی متکی شود. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که «چه تعداد از مردم شهرنشین شده‌اند؟» بلکه این است که این شهرنشینی چه نوع شهر و چه نوع شهروندی‌ای ایجاد کرده است؟ مسئله در اینجا به کیفیت شهروندی و «حق به شهر» مربوط می‌شود: دسترسی برابر به خدمات، فضای عمومی، فرصت‌های اقتصادی و امکان مشارکت در تصمیم‌گیری‌های شهری. 

🔎 مهاجرت؛ از کیفیت زندگی تا بقا

همین تمایز درباره مهاجرت نیز ضروری است. همه مهاجرت‌های لرستان را نمی‌توان با یک انگیزه توضیح داد. مهاجرت یک خانوار برای آموزش بهتر، خدمات درمانی و کیفیت زندگی، با مهاجرت جوانی که برای یافتن شغل و تأمین معاش به تهران می‌رود، یکسان نیست.

در لرستان می‌توان چند الگوی مهاجرت را از یکدیگر تفکیک کرد: مهاجرت خانوارهای طبقه متوسط برای کیفیت زندگی؛ مهاجرت جوانان برای اشتغال و معاش؛ مهاجرت تحصیل‌کردگان برای یافتن شغل متناسب با تخصص؛ حرکت به سمت مشاغل پلتفرمی در کلان‌شهرها و شکل‌گیری زندگی دو مکانی؛ و مهاجرت‌های زنجیره‌ای خانوادگی و محله‌ای به شهرهای بزرگ‌تر خارج از استان. بنابراین تعمیم مفهوم «مهاجرت برای کیفیت زندگی» به همه مهاجرت‌های لرستان می‌تواند بخشی از واقعیت را پنهان کند. برای بخشی از مهاجران، مسئله همچنان بقا و یافتن امکان معاش است.
👍1👏1👌1
در این میان، الگوی «مهاجرت پلکانی» اهمیت دارد: فرد ممکن است از روستا به شهر کوچک، سپس به مرکز استان و در نهایت به کلان‌شهر خارج از استان مهاجرت کند. در این وضعیت، شهر کوچک یا حتی مرکز استان لزوماً مقصد نهایی نیست، بلکه می‌تواند ایستگاهی در مسیر مهاجرت باشد. در مناطق دارای محرومیت ساختاری، مهاجرت بقا لزوماً از بین نمی‌رود؛ ممکن است فقط مقصد خود را تغییر دهد.

🔎 مسئله مهاجرت، ساختار توسعه است

مهاجرت را نباید صرفاً انتخاب فردی دانست. وقتی فرصت‌های شغلی متناسب با تحصیلات، خدمات تخصصی درمانی، امکانات فرهنگی و فرصت‌های اقتصادی در مبدأ محدود باشد، شکاف میان انتظارات و امکانات، مهاجرت را تشدید می‌کند. پشت این عوامل، مسئله عمیق‌تر ساختار توسعه منطقه‌ای قرار دارد؛ از رابطه مرکز و پیرامون و نحوه توزیع منابع گرفته تا ضعف ظرفیت‌های تولیدی.

در این زمینه، رابطه نخبگان محلی با منابع عمومی نیز اهمیت دارد. اگر دسترسی به منابع بیش از آنکه تابع قواعد شفاف و عمومی باشد، به روابط شخصی و سیاسی وابسته شود، منابع به جای ایجاد ظرفیت‌های تولیدی می‌توانند به بازتولید وابستگی و رانت منجر شوند. بنابراین مسئله صرفاً «مدیریت ضعیف» نیست؛ بلکه باید ساختار قدرت و نحوه توزیع منابع را نیز بررسی کرد. 

🔎 از توسعه کالبدی به توسعه اجتماعی

یکی دیگر از چالش‌های شهرهای لرستان، غلبه نگاه کالبدی بر نگاه اجتماعی است. راه، ساختمان، آسفالت و پروژه‌های عمرانی ضروری‌اند، اما شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان و ساختمان نیست. اگر قرار است شهرنشینان جدید واقعاً به شهروند تبدیل شوند، باید زیرساخت اجتماعی نیز توسعه یابد: کتابخانه، فضای عمومی، مراکز فرهنگی و محله‌ای، حمل‌ونقل عمومی، امکانات ورزشی و سازوکارهای مشارکت.

همچنین نباید شبکه‌های طایفه‌ای و خویشاوندی را ذاتاً مانع توسعه دانست. این شبکه‌ها در شرایط ضعف نهادهای رسمی می‌توانند اعتماد، حمایت و اطلاعات ایجاد کنند. مسئله زمانی پدید می‌آید که این شبکه‌ها جایگزین نهادهای عمومی و قواعد برابر شوند. راه‌حل، حذف آنها نیست؛ بلکه پیوند دادن سرمایه اجتماعی موجود با نهادهای رسمی و مدنی است. 

🔎 از توقف شهرنشینی تا «گذار شهری عادلانه»

مسئله لرستان توقف شهرنشینی نیست؛ شهرنشینی واقعیتی اجتماعی است که نمی‌توان آن را متوقف کرد. مسئله، کیفیت و عدالت در این گذار است. اگر فقر، بیکاری و نابرابری فضایی همراه جمعیت از روستا به شهر منتقل شود، افزایش شهرنشینی الزاماً به معنای توسعه نیست.

از این رو، سیاست شهری باید بر سرمایه‌گذاری در زیرساخت اجتماعی، ایجاد فرصت‌های شغلی متناسب با مهارت نسل جوان، کاهش وابستگی به استخدام دولتی، شفافیت در توزیع منابع عمومی، تقویت نهادهای محله‌ای و مشارکت واقعی شهروندان و بازنگری در سیاست‌های ملی توسعه منطقه‌ای تمرکز کند. 

در نهایت، شاید برای لرستان دقیق‌تر باشد که به جای سخن گفتن از پایان گذار شهری، از «گذار شهری ناتمام» سخن بگوییم. شهر در حال تبدیل شدن به فضای اصلی زندگی بخش بزرگی از جمعیت استان است، اما منطق‌های قدیم و جدید هنوز در کنار یکدیگر قرار دارند. گذار شهری زمانی کامل‌تر می‌شود که شهرنشین صرفاً کسی نباشد که در محدوده جغرافیایی شهر زندگی می‌کند، بلکه شهروندی برخوردار از حق دسترسی به خدمات، فضای عمومی، فرصت اقتصادی و مشارکت در اداره شهر باشد.

از این منظر، چالش اصلی آینده لرستان این نیست که چگونه شهرنشینی را متوقف کنیم؛ بلکه این است که چگونه شهرنشینی را به شهروندی و رشد کالبدی شهر را به توسعه اجتماعی تبدیل کنیم. این همان معنای «گذار شهری عادلانه» است: شهری که فقط بزرگ‌تر نمی‌شود، بلکه قابل‌زیست‌تر، عادلانه‌تر و مشارکتی‌تر می‌شود.
متن کامل پاسخ دکتر مجتبی ترکارانی، دکترای جامعه‌شناسی توسعه و عضو انجمن جامعه‌شناسی لرستان، به پرسش‌های اختصاصی «ایلام توسعه» با موضوع: «گذار شهری در لرستان؛ شهرنشینی بدون شهروندی کامل»
۱۷ شهریور ۱۴۰۵
@ilam_development
👍1👏1👌1
🏙️بررسی فرایند گذار شهری در استان ایلام؛ گفت‌وگوی اختصاصی کانال تلگرامی «ایلام توسعه» با دکتر یارمحمد قاسمی، استاد رشته جامعه‌شناسی دانشگاه ایلام و مدیر دفتر دانشگاهی انجمن جامعه‌شناسی ایران (شعبه دانشگاه ایلام)


◾مقدمه
دکتر حسین ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه و عضو هیئت علمی گروه توسعه اجتماعی دانشگاه تهران، در یادداشتی تحلیلی تحت عنوان «ایران، کشورِ شهریِ نامتوازن» استدلال کرده است که ایران وارد مرحلهٔ تحول «گذار شهری» شده و مسئله اصلی سیاست‌گذاری دیگر نمی‌تواند جلوگیری از مهاجرت به شهرها یا معکوس کردن روند شهرنشینی باشد. مسئله مهم‌تر این است که چگونه باید جامعه‌ای را اداره کرد که بخش عمده جمعیت آن شهری است و زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن نیز بیش از پیش ماهیتی شهری پیدا کرده است.

در این چارچوب، که وی آن را ذیل مقولهٔ «شهروندیِ زیرساختی» تعریف کرده، افراد و خانواده‌ها به دنبال دسترسی به فرصت‌های بیشتر برای زندگی، آموزش، سلامت، فراغت و آینده فرزندان و در مجموع کیفیت زندگی هستند؛ یعنی شهروندان فقط دریافت‌کنندگان خدمات و زیرساخت‌ها نیستند، بلکه آن‌ها به دنبال محیطی هستند که کیفیت و دسترسی برابر به زیرساخت‌های شهری را به عنوان بخشی از حقوق شهروندی‌شان، فراهم کند.

نتیجه این که طبق استدلال کارشناسی ایشان، سیاست و مدیریت عمومی نیز باید خود را [متناسب با اقتضائات جدید] با واقعیت جامعهٔ شهری ( و منطق زندگی شهری) سازگار کند و پاسخگوی مطالبات جدید جامعهٔ شهری باشد.

◾کانال تلگرامی ایلام توسعه، به‌منظور تبیین ابعاد موضوع مذکور در استان ایلام، از جنابعالی که در این حوزه صاحب‌نظر هستید، خواهشمند است در صورت امکان به سؤالات ذیل پاسخ فرمایید.
با تشکر فراوان

◽آیا به نظر شما استان ایلام وارد مرحله‌ای شده است که رئیس پژوهشکده مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران آن را «گذار شهری» تعریف کرده است؟ مستندات موافق یا مخالف شما در این زمینه چیست؟
طبق تعریف، در این مرحله، بخش عمده‌ای از جمعیت دارای ویژگی‌های شهری است و زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز بیش از پیش ماهیتی شهری به خود گرفته است.
‌
◽در صورت تأیید پرسش نخست، چه دورهٔ زمانی را به‌طور مشخص آغازگر گذار شهری در استان ایلام می‌دانید؟ به نظر شما، این گذار در کدام‌یک از شهرهای استان ایلام و در بین کدام‌یک از اقشار شهری بیشتر قابل‌مشاهده است؟
‌
◽آیا گسترش شهرنشینی در استان ایلام را صرفا افزایش در تعداد ساکنان شهرها به نسبت گذشته می‌دانید، یا عوامل اقتصادی، ساختار خانوادگی، سبک زندگی، فرهنگ و سیاست جامعه نیز تحت تأثیر این تحول در حال تغییر هستند؟ ادلهٔ شما در این زمینه چه هستند؟
‌
◽بر اساس استدلال رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران:
مهاجرت دیگر صرفا با هدف تأمین معاش صورت نمی‌پذیرد. یکی از تحولات محوری در جامعه ایران، تغییر ماهیت مهاجرت است. در گذشته، بخش قابل‌توجهی از مهاجرت‌های داخلی با مسئله اشتغال و تأمین معاش پیوند داشت که می‌توان آن را «مهاجرت برای بقا» نامید. اما در حال حاضر، عوامل دیگری مانند دسترسی به دانشگاه، خدمات درمانی، فرصت‌های شغلی مطلوب‌تر و در مجموع کیفیت زندگی، اهمیت بیشتری یافته‌اند. به این معنا، بخشی از مهاجرت‌های کنونی را می‌توان «مهاجرت برای کیفیت زندگی» قلمداد کرد. افراد و خانواده‌ها دیگر صرفا به دنبال افزایش درآمد نیستند؛ بلکه در جستجوی محیطی هستند که فرصت‌های بیشتری برای زندگی، آموزش، سلامت، فراغت و آینده فرزندانشان فراهم آورد.
‌
نظر شما در خصوص میزان صحت این دیدگاه در مورد مهاجرت‌های روستا به شهر و در کل فرآیند گذار شهری در استان ایلام، طی سالیان اخیر چیست؟
‌
◽طبق استدلال کارشناسی آقای ابمانی جاجرمی، سیاست و مدیریت عمومی نیز باید خود را [متناسب با اقتضائات جدید] با واقعیت جامعهٔ شهری (و منطق زندگی شهری) سازگار کند و پاسخگوی مطالبات جدید جامعهٔ شهری باشد.
‌
آیا به نظر شما مدیریت کلان اجرایی استان، به‌ویژه مدیریت شهری، از منظر نظری نسبت به اهمیت سیاست‌گذاری و اتخاذ تدابیر لازم برای پاسخ‌گویی به مطالبات نوین جامعهٔ شهری آگاهی و آمادگی کافی دارد و اقدامات عملی قابل‌توجهی در این زمینه را انجام داده است؟
‌
◽همان‌طور که اطلاع دارید طی سالیان اخیر شاهد مهاجرت‌های زیادی از هم‌استانی‌ها به دیگر شهرهای کشور و همچنین خارج از کشور بوده‌ایم. به نظر شما تا چه میزان عامل اصلی این مهاجرت‌ها را می‌توان به فقدان سیاست و مدیریت متناسب با منطق زندگی شهری و کیفیت نامطلوب زندگی در مبدآ نسبت داد؟
با تشکر
🗓 پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ـ عزیز کلانتری «ایلام توسعه»
🆑 @ilam_development
👍1👌1
دکتر یارمحمد قاسمی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ایلام و مدیر دفتر دانشگاهی انجمن جامعه‌شناسی ایران (شعبه دانشگاه ایلام)
📝متن کامل پاسخ دکتر یارمحمد قاسمی به پرسش‌های اختصاصی «ایلام توسعه»

شهرهای ایلام، معجونی سه لایه‌ای از شهر-روستا-ایل «شهرویل»؛ اکثریتی فاقد آمادگی برای ورود به فرآیند گذار شهری

با درود پاسخ به پرسش نخست شما مستلزم شناخت پیشینه معیشتی وساختار اجتماعی -اقتصادی مترتب برآن در ایلام است. یر اساس شواهد تاریخی بیشتر سرزمین ایلام از حدود 1000 سال پیش به علل گوناگونی که برشماری آنها در این جستار نمی‌گنجد به کوچ‌گری روی اورد . اقتضائات این نوع فرماسیون اقتصادی - اجتماعی منجر به شکل‌گیری گونه‌ای نرم افزار(فرهنگ) شد که پابه‌پای بخش سخت افزاری آن یعنی شکل‌بندی اقتصادی و اجتماعی و فناوری‌های آن، تا دوره حکومت رضاشاه دوام آورد. با به قدرت نشستن رضاشاه و ایجاد نخستین دولت - ملت وعرضه فراورده‌های مدرن وتزریق آن به بدنه جامعه وحکومت اقتضا می‌کرد که جامعه کوچ‌رو ایلام و برخی دیگر از مناطق کشور از جمله لرستان، کهکیلویه وبویر احمد، چهارمحال و بختیاری قسمتی از کرمانشاه و فارس که کوچ‌رو بودند،باید در چارچوب نظام حکمرانی جدید خود را تطبیق می‌دادند. از همان آغاز تجربه مدرنیته در کشور به طور عام وایلام به طور خاص گونه‌ای مدرنیته بی‌قواره شکل گرفت که هنوز عواقب و پیامدهای آن در مناطقی که باهم مشابهت‌های ساختار ی دارند مشهود است. شیوه حکومتمندی رضاشاه در صدد تقویت بخش سخت افزار جامعه بود واز توجه به رشد بخش نرم افزار آن غافل شد. وایلام نیز بخشی از کشور بود که چنین بی‌قوارگی‌ای را تجربه می‌کرد. در این دوره با ایلامی مواجه هستیم که به استثنای دو منطقه از ان -یعنی دره شهر وسیروان- که شیوه معیشت آنها مبتنی بر مناسبات ارضی بود_سایر مناطق ان باید به چارچوب سیاست اسکان رضاشاه تن می‌دادند . به دنبال این سیاست، اتفاقی که افتاد این بود که هزاران خانوار کوچرو ناگهانی و یکشبه یکجانشین شدند. این سیاست در دوره پهلوی دوم البته با اقتدار ضعیفتری دنبال شد. استان ایلام در سالهای 1335 شمسی جمعیت شهرنشین نحیفی داشت و شاید بزرگترین شهر ان که مرکز استان استان _ یعنی ایلام - بود جمعیتی بالغ بر 10 تا 15 هزار نفر داشت. اما اتفاق بعدی در این راستا مهاجرت همین یکجانشینان روستایی وجامعه عشایری است که از اواخر دهه 40 در سراسر استان آغاز شد و باعث افزایش ناگهانی جمعیت شهرهایی شد که هیچ آمادگی‌ای برای پذیرش مهاجران نداشتند بیشترین هجوم مهاجران به سوی شهر ایلام روانه شد به نحوی که در فاصله 3 دهه جمعیت شهر نشین ( ونه شهروند) 10برابر گردید سایر شهر‌های استان کمابیش این پدیده را تجربه کردند. این در حالی است که پروسه مهاجرت و شهر‌نشینی در مناطق دیگر کشور به ویژه کلان شهرها چندین دهه زودتر به وقوع پیوسته بود. چنین تاخیری در پروسه شهری شدن در ایلام نیازمند نگاهی دیگر است زیرا پیشینه پدیده شهرنشینی در اغلب نقاط ایران به ما می‌گوید که ابتدا باید شهر‌نشین شد و به تدریج در سایه سیاست‌های حکمرانی مفهوم شهروند را برساخت کرد به ویژه اینکه شهرهای توسعه یافته‌تر کشور اول و آخر مقصد مهاجران روستایی بود در حالی که شهرهای ایلام مقصد هم روستاییان و هم عشایر شد. که همجواری وهمسایگی اینان با شهر‌نشینان به واسطه دیالکتیک هویت‌ها مسائلی را ایجاد کرد که در شهرهای کلان اتفاق نیفتاد از مجموع این بحث مقدماتی استنباط من این است که شهرهای ایلام بیش از آنکه شهر به معنایی که دکتر ایمانی مد نظر دارند، باشند معجونی سه لایه‌ای را شکل داده‌اند که شاید بشود به آنها "شهرویل" اطلاق کرد. شهرویل مخفف شهر - روستا-ایل است که برآیند آن تقاطع گفتمانهاست، گفتمان‌هایی که چه بسا در تقابل باهم به پادگفتمان تبدیل شوند.حتی نمی‌شود به آنها "روستا شهر "هم گفت. بر این اساس تاخیر ایلام در روند تجربه مدرنیته انهم تجربه مدرنیته بی‌قواره، به این سرزمین ساختار و بافتاری منحصر به فرد داده که یکدست کردن آن با سایر کلان شهرهای کشور که پیشینه شهرنشینی وهمین طور تا حدی شهروندی دارند، خطاست. به داوری اینجانب (البته شاید این داوری غیر حقیقی باشد ) استان ایلام شهر‌نشین است و از حیث کمی بالغ بر 70 درصد آن را شامل می شود اماهنوز راهی دراز در پیش داردتا به گفتمان شهروندی بپیوندد زیرا شهروند شناسه‌اش را با شهر معرفی می‌کند در حالی که آحاد جمعیت شهرهای ایلام شناسه خود را هنوز با ایل و روستایشان معرفی می کنند. بنابراین اگر منظور دکتر ایمانی از فرایند گذار شهری، ورود شهر‌نشینان به پروسه مبادله حق و تکلیف و کنش‌های مدنی و به رسمیت شناختن نظام حکمرانی دولت‌هاست، ساکنان شهرهای ایلام گرچه هنوز شهر‌نشین شده‌اند اما وارد پروسه گذار شهری نشده‌اند (البته چنین تقدیری در انتظارشان خواهد بود)
معنی این سخن آن نیست که  گرفتار مطلق‌گرایی شده‌ایم بلکه پدیده اجتماعی‌ای چون گذار شهری مفهومی نسبی است
و طبعا در لایه‌ایی از جامعه که در میدان فرهنگ کنش‌گری کرده واز سرمایه فرهنگی بالنسبه برتری برخوردارند آمادگی ورود به پروسه گذار شهری را دارا می باشند
اما سخن بر سر اکثریتی است که نه سرمایه اقتصادی و نه
فرهنگی بالایی دارند. و مسلما از این اکثریت نه توقع تمایل به شهروندی وجود دارد و نه آمادگی برای ورود به فرآیند گذار شهری. با توجه به مطالبی که امد به نظر می‌رسد که پاسخ به سوالات بعدی منتفی گردد.
🆑 @ilam_development
👌3
با عرض سلام و احترام به محضر اساتید گرانقدر دکتر قاسمی و دکتر کلانتری،

بنده به عنوان کسی که الفبای جامعه‌شناسی را گذرانده‌ام، بر این باورم که اگرچه بازهٔ زمانی مشخصی برای عبور از بسیاری سنت‌ها و باورهای غیرضروری در زندگی (یا می‌توان گفت خرافات) در استان ایلام همچنان پیش‌پای یک زندگی شهری و شهروندی را سد کرده است، اما مزایا و پیشرفت طی سال‌های اخیر بسیار امیدوارکننده و رو به جلو، کاملاً پویا و فعال می‌باشد. ضمن اینکه موضوع ایل و تبار صرفاً به منزلهٔ نشان و شناخت برای مردم ضروری است تا از بی‌هویتی در جامعه و فضایی که در جهان پیش آمده به‌کلی موجب بی‌هویتی نگردد و جهت ماندگاری خود بشر نیاز است.

اتفاقاً جامعهٔ شهری ایلام با وجود قدمت کم شهرنشینی نسبت به استان‌های همجوار و هم‌فرهنگ چون لرستان و کرمانشاه، جای خوشحالی و به‌گونه‌ای در حال سبقت گرفتن است؛ اگرچه سابقهٔ دو استان همسایه که فرهنگ شهرنشینی استان ایلام تلفیقی از هر دو می‌باشد، بیشتر است. هرچند این روند تا مقصود مورد نظر فاصله دارد و دارای آسیب‌ها و اشکالات بسیاری هست، اما من امیدوارم به گذار از این مرحله، حتی جلوتر از همسایگان مورد اشاره.

یدالله محمد نیاکان
اینستاگرام، کامنت
🆑 @ilam_development
👏1
سلام و درود بر جناب آقای نیاکان گرامی؛

به نکات قابل‌توجهی اشاره کردید که بیانگر نگرش جامعه‌شناختی شما به مسئله است. همچنان‌که در قسمت پایانی توضیحات دکتر قاسمی نیز آمده، ایشان نسبی‌گرایانه به موضوع نگریسته‌اند و آمادگی ورود به فرآیند گذار شهری را در لایه‌هایی از جامعه ایلامی که در میدان فرهنگ کنش‌گری کرده و از سرمایه فرهنگی به‌نسبت برتری برخوردارند، مطرح کرده‌ و آن را انکار نکرده‌اند.
سخن اصلی ایشان: «بر سر اکثریتی است که نه سرمایه اقتصادی و نه فرهنگی بالایی دارند. و مسلماً از این اکثریت نه توقع تمایل به شهروندی وجود دارد و نه آمادگی برای ورود به فرآیند گذار شهری.»
🆑 @ilam_development
👌1
گونه‌شناسی مدیران به روایت حسین انتظامی در کانال تلگرامی «آیند»

حسین انتظامی با تقسیم‌بندی مدیران به دو دستهٔ الف. سنتی و ب. تحول‌گرا (که شامل سه گروه مدیر پروژه، استراتژیست و مسئله‌حل‌کن می‌باشد) و با ارائهٔ مشخصات بالینی و فهرست‌بندی جزییات، امکان ارزیابی و تشخیص جایگاه مدیران در یکی از این دو دسته را فراهم می‌آورد.
بر اساس اظهارات انتظامی، فرآیندهای تحول، آبادانی، تغییر مسیر و تکامل، در سایه‌ی سه گروه زیرمجموعه‌ی دسته‌ی کلی «تحول‌گرا» صورت می‌پذیرد.
تحریریه "ایلام توسعه"

متن کامل را اینجا بخوانید.
🆑 @ilam_development
Forwarded from seymare
✅ چرا صدای متخصصان اجتماعی باید در طرح‌های توسعه شنیده شود؟

✍️ سید ابراهیم موسوی‌نژاد

🔹 مدتی است در زمینه‌ی چگونگی احداث کمربند غربی شهر خرم‌آباد که گویا قسمتی از یک پروژه‌ی بزرگ‌تر ملی است و در مسیر آن حفر چند تونل در دامنه‌ی شرقی سفیدکوه، منتهی به شهر خرم‌آباد پیش‌بینی شده است، بحث گسترده‌ای بین علاقه‌مندان و کنشگران جامعه مدنی در رشته‌های مختلف درگرفته است.

🔹 چون‌که فازهای مختلف مطالعاتی این پروژه خارج از استان و توسط مهندسین مشاور غیربومی صورت گرفته و پروژه به فاز اجرا نزدیک شده است، پرسش‌ها و ابهامات چندی که در اهمیت آن‌ها (و نه درستی‌شان) نمی‌توان تردید کرد، برای کنشگران جامعه مدنی و مردم شهر که بهره‌برداران اصلی پروژه هستند، به وجود آمده است.

🔹 این مطالبه‌گران ارجمند، ضمن ضروری دانستن احداث جاده‌های کمربندی که شهر را از بن‌بست ترافیکی نجات می‌دهد، می‌گویند: سفیدکوه که مخزن بسیاری از منابع آبی و چشمه‌های پرارزش شهر خرم‌آباد است، با حفر این تونل‌ها، احتمال دارد مسیر آن‌ها تخریب شود و خرم‌آباد، خرمی خود را برای همیشه از دست بدهد و از این نعمتِ هویت‌بخش، خدادادی و باارزش زیست‌محیطی محروم شود.

🔹از سوی دیگر، مقامات اجرایی به‌ویژه استاندار لرستان که علاقه‌مند به سرعت‌بخشی به کارهای عمرانی است، با این استدلال که چنین پروژه‌های مهمی قطعاً مطالعات لازم را در این زمینه انجام داده‌اند و چنین لطمه زیست‌محیطی و اجتماعی در پی ندارد (بدون این‌که مدرکی از مطالعات انجام‌یافته را برای قانع نمودن مطالبه‌گران ارائه نماید)، در نقطه مخالف قرار گرفته است.

🔹انگیزه‌ی اصلی این نوشته، بحث جاده کمربندی و نظرات موافق و مخالف آن نیست؛ چراکه این بحث به‌صورت گسترده در فضای مجازی وجود داشته و هم‌چنان ادامه دارد. سبب اصلی نوشته این است که جناب آقای استاندار در روز بزرگداشت تشکل‌ها، به بهانه‌ی پاسخ‌گویی به مطالبه‌گران پروژه، این عبارات را نقل به مضمون اشاره کرده‌اند:«بعضی از کسانی که علوم اجتماعی و ادبیات خوانده‌اند و کارشناس موضوع نیستند، در مورد طرح تونل سفیدکوه و طرح‌های دیگر نظر می‌دهند. نظر باید کارشناسی باشد. این افراد که نمی‌توانند نظر کارشناسی بدهند.»

🔹 با کسب اجازه از محضرشان، خاطر شریفشان را به نکات زیر معطوف می‌دارم:
۱- از اصول اساسی طراحی پروژه‌ها، توجه به نیاز واقعی مردمی است که به شکل‌های مختلف در حوزه بهره‌برداری از آن قرار می‌گیرند. اهمیت این موضوع به حدی است که شیوه‌ی برنامه‌ریزی، امروزه در بسیاری از کشورهای پیش‌رفته، در فازهای مختلف، با مشارکت بهره‌برداران اصلی پروژه‌ها صورت می‌گیرد. در واقع، می‌توان گفت تقریباً تمام «فاز صفر» (حتا پروژه‌های بسیار بزرگ هم)، به‌صورت مشارکتی با مردم ذی‌نفع به پیش می‌رود و در پروسه چنین روندی، دانایان رشته‌های مختلف تخصصی و در رأس آ‌ن‌ها جامعه‌شناسان، مشارکت فعال دارند....

@seymareweekly

🌐متن کامل و ادامه‌ی این یادداشت در تارنمای آوای سیمره:
https://avayeseymare.ir/?p=34517
نظر شما در خصوص ایدهٔ «شهرویل» دکتر قاسمی که به فرآیند گذار شهری در استان ایلام می‌پردازد، چیست؟

دکتر قاسمی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ایلام، در پاسخ به سؤالات کانال تلگرامی «ایلام توسعه»، با استناد به برخی ادلهٔ قابل‌اتکا مانند [پیشینهٔ کهن فرماسیون اقتصادی-اجتماعی کوچ‌روی و اقتضائات آن در ایلام، یکجانشینی ناگهانی و یکشبهٔ هزاران خانوار کوچرو ایلامی در چارچوب سیاست اسکان پهلوی‌ها برخلاف پیشینهٔ پدیدهٔ شهرنشینی در اغلب نقاط ایران که ابتدا شهرنشین و به تدریج در سایهٔ سیاست‌های حکمرانی مفهوم شهروند را برساختند و ...]، معتقد است یکدست کردن شهرهای ایلام با سایر کلان‌شهرهای کشور که پیشینهٔ شهرنشینی و همین‌طور تا حدی شهروندی دارند، خطاست. به نظر وی:

استان ایلام با وجود این‌که شهرنشین است و از حیث کمی بالغ بر ۷۰ درصد آن را شامل می‌شود، اما هنوز راهی دراز در پیش دارد تا به گفتمان شهروندی بپیوندد؛ زیرا شهروند شناسهٔ خود را با شهر معرفی می‌کند، در حالی که آحاد جمعیت شهرهای ایلام شناسهٔ خود را هنوز با ایل و روستایشان معرفی می‌کنند. بنابراین اگر منظور از فرایند گذار شهری، ورود شهرنشینان به پروسهٔ مبادلهٔ حق و تکلیف و کنش‌های مدنی و به رسمیت شناختن نظام حکمرانی دولت‌هاست، ساکنان شهرهای ایلام گرچه به‌ظاهر شهرنشین شده‌اند، اما هنوز وارد پروسهٔ گذار شهری نشده‌اند (البته چنین تقدیری در انتظارشان خواهد بود).


بر این اساس وی به جای اطلاق عنوان شهر در معنای مد نظر دکتر ایمانی،شهرهای ایلام را معجونی سه لایه‌ای متشکل از شهر-روستا-ایل با عنوان «شهرویل» می‌‌نامد که برآیند آن تقاطع گفتمان‌هاست؛ گفتمان‌هایی که چه بسا در تقابل با یکدیگر به پادگفتمان تبدیل شوند؛ که حاصل آن در ایلام و مناطقی که با هم شباهت‌های ساختاری دارند، شکل‌گیری گونه‌ای مدرنیتهٔ بی‌قواره است که هنوز عواقب و پیامدهای آن مشهود است.
کانال تلگرامی «ایلام توسعه» از مخاطبان فرهیخته خود دعوت می‌نماید تا در صورت داشتن ایده، نظر، انتقاد یا سؤالاتی که به شناخت عمیق‌تر از زوایای مسئلهٔ مورد نظر منجر می‌گردد، مراتب را جهت طرح با جناب آقای دکتر قاسمی و انتشار در این کانال، با مدیریت کانال به اشتراک بگذارند.
با سپاس
تحریریه «ایلام توسعه»
🆑 @ilam_development
ایدهٔ راه‌اندازی کتابخانه در نقاط مرزی ایران؛ اقدامی ارزشمند از سوی سرکار خانم فرزانه اخوت به‌منظور ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی در میان ساکنان مناطق مرزی
ایلام توسعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرزانه اخوت کتاب را آسان‌ترین، ارزان‌ترین و قابل‌دسترس‌ترین مشاور و «غذای ذهن» می‌داند و با همین دیدگاه، ایدهٔ راه‌اندازی کتابخانه در نقاط مرزی ایران را عملی کرده است. او مرزنشینان را به پوست بدن تشبیه می‌کند که مانند قلعه‌ای از امنیت کل کشور محافظت می‌کنند و بر این باور است که آگاهی، سواد، رفاه و احساسات ملی مرزنشینان می‌تواند قوی‌ترین ابزار حفاظتی برای مرزها باشد. او با ابتکار در تأمین هزینه‌ها و جلب کمک‌های مردمی و اطرافیان، تاکنون حدود ۱۰۳ تا ۱۰۴ کتابخانه در مناطق مرزی گوناگون از جمله سیستان و بلوچستان، کردستان و خراسان جنوبی راه‌اندازی کرده است.| آرته (دانشنامه فرهنگ و هنر و ادب معاصر ایران)
🆑 @ilam_development
پژوهش‌های دانشگاهی که درگیر «فساد» شده است!

«متأسفانه باید گفت که وضعیت پژوهش‌های دانشگاهی حوزۀ علوم انسانی، خواسته یا ناخواسته، موجب شکل‌گیری نوعی «فساد» ویران‌گر شده است و اکنون با تعمیم آن به جذب اعضای هیئت علمی عملاً دور باطلی را پدید می‌آورد که راه برون‌شد از آن بسیار دشوار خواهد بود.»

به گزارش ایسنا، این بخشی از یادداشت مسعود جعفری جزی، نویسنده، استاد دانشگاه و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.او در یادداشت خود با عنوان «ضرورت اصلاح فرآیند جذب اعضای هیئت علمی» نوشته است:  «وضعیت نابه‌سامان آموزش عالی دلایل گوناگونی دارد که صاحب‌نظران بارها به آن پرداخته‌اند.
از نیمۀ دوم دهۀ هشتاد با درهم‌شکستن اصول و ضوابطی که تا آن زمان در فرآیندهای آموزشی و پژوهشی جاری بود، سیر تخریب شتاب گرفت و به‌تدریج با غلبۀ نگاه مهندسی و کمیت‌گرا، همۀ بنیادهای علمی آسیب دید. این وضعیت به‌ویژه در رشته‌های علوم انسانی ویرانی بیشتری به‌ بار آورد. پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها و مقاله‌های پژوهشی به ابزارهایی مکانیکی تقلیل یافتند و وسیله‌ای شدند برای ارتقا و رزومه‌سازی. همۀ موازین کیفی به کنار گذاشته شد و همه چیز جنبۀ صوری و شکلی به خود گرفت. اکنون جامعۀ دانشگاهی با انبوهی از مقالات چنداسمی و رساله‌های توخالی روبه‌رو است که هیچ‌کس به آنها مراجعه نمی‌کند. شرح این داستان پر آب چشم را باید در جای دیگری گفت.
 یکی از پیامدهای منفی این وضعیت اکنون در فرآیند جذب اعضای هیئت علمی نیز خود را نشان داده است. مسئولان وزارت علوم به گونه‌ای توجیه‌ناپذیر همه چیز را به جدول‌هایی مکانیکی تقلیل و داوطلبان جذب را عملاً به آن جانب سوق دادند که زیرکانه جدول‌های مذکور را پر کنند و رزومه‌ای بلندبالا بسازند. در این مسابقۀ کمی طبعاً آنچه اهمیت نداشت مطالعۀ عمیق، تأمل و دقت است. داوطلب باید به‌جای کتاب خواندن و یا نوشتن مطلبی سنجیده و راهگشا صرفاً مقاله‌ای صوری در مجله‌ای پژوهشی منتشر کند و دیگر امتیازها را نیز که غالباً جنبۀ صوری و شکلی دارند به‌دست آورد. چون ملاک‌ها صوری است و به کیفیت مرتبط نیست و مهم‌تر این‌که به شخصیت انسانی و علمی فرد توجه نمی‌شود متأسفانه نتایج همواره مطلوب نیست. واقعیت این است که امروزه وضعیت در رشته‌های علوم انسانی به گونه‌ای است که باید در هر رزومه‌ای به تردید و به دیدۀ منفی نگریست مگر این‌که خلاف آن ثابت شود. درواقع، در بسیاری مواقع، وضعیت به گونه‌ای است که رزومه‌های بلندبالا عملاً نقض غرض است. طبیعی است هنگامی‌که به‌جای توجه به محتوای مقاله و نقش آن در پیشبرد دانش، به عنوان مجلۀ پژوهشی یا درجۀ آن توجه شود نتیجه از قبل معلوم است. این در شرایطی است که وضعیت ادارۀ مجله‌های پژوهشی و دادوستدهایی که در آنها جریان دارد خود مصیبت دیگری است. اگر بدبینانه به قضایا بنگریم متأسفانه باید گفت که وضعیت پژوهش‌های دانشگاهی حوزۀ علوم انسانی، خواسته یا ناخواسته، موجب شکل‌گیری نوعی «فساد» ویران‌گر شده است و با تعمیم آن به جذب اعضای هیئت علمی عملاً دور باطلی را پدید می‌آورد که راه برون‌شد از آن بسیار دشوار خواهد بود. آیا وقت آن نرسیده است که مسئولان وزارت علوم در حوزۀ علوم انسانی دانشگاه‌ها چاره‌ای بیندیشند؟» 
🔗 منبع
🆑 @ilam_development
گونه‌شناسی مدیران

در ادامه یادداشت قبلی در بیان تفاوت‌های مدیران سنتی و تحول‌گرا موارد زیر هم قابل توجه است:
ادامهٔ مطلب را اینجا بخوانید
🆑 @ilam_development