ایلام توسعه|نقد و بهبود|
135 subscribers
73 photos
30 videos
10 files
171 links
«ایلام توسعه» با فرض اینکه توسعه نتیجه عملکرد نظام سیاسی و جامعه است و همه در آن مسئولیت دارند، در کنار نقد عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی، راهکارهایی برای بهبود و پیشبرد آن ارائه می‌کند.
🆔 @SIKANSARA
Download Telegram
لولی‌ای با پسر خود ماجرا می‌کرد که تو هیچ کاری نمی‌کنی و عمر در بطلان به سر می‌بری. چند بار به تو گویم که معلّق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهیدن و رسن‌بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی؟ اگر از من نمی‌شنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده‌ریگِ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک‌جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد!

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی


عبید زاکانی
مأخوذ از کانالِ نگاران؛ ادبیات و داستان
@ilam_development
توسعهٔ دستوری به روایت مرتضی کاظمی، پژوهشگر و مدرس اقتصاد
توسعه‌ی دستوری!

✍️ مرتضی کاظمی

بارها به اسم توسعه ما را فریب داده‌اند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقب‌گرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت و رقابت سالم تضمین نشود «توسعه‌ی دستوری» فقط ویترین فریبنده‌ای از پیشرفت خواهد بود.

توسعه یک کلمه مقدس نیست!

واژه توسعه را آنچنان مقدس جلوه داده‌اند که توانسته‌اند خرابکاری‌هایشان را به نام توسعه توجیه کنند. مثلاً:

🔹 سدسازی‌‌های گسترده که به اسم توسعه انجام شد در عمل رودخانه‌ها و تالاب‌ها را خشکاند و محیط‌زیست کشور را منفجر کرد.

🔹 افزایش مالیات‌ها که با شعار زمینه‌سازی برای توسعه‌ی سیاسی انجام شد در عمل نه تنها دولتی پاسخگو ایجاد نکرد بلکه فقط بی‌عدالتی و اتلاف منابع را بیشتر کرد.

🔹 ساخت بی‌رویه و نادرست اتوبان‌ها که به اسم توسعه‌ی شهری انجام شد عملاً باعث گسترش رانت، دستکاری در بافت اجتماعی و همچنین باعث افزایش آلودگی هوا شد.

به نام توسعه؛ به کام فساد

🔹 رانت‌های کلان در چاپ و انتشار کتاب‌های ایدئولوژیک که به اسم توسعه‌ی فرهنگی انجام شد در واقع نه تنها منابع عمومی را هدر داد بلکه به جامعه از لحاظ فرهنگی و سیاسی آسیب‌های سنگین وارد کرد.

🔹 شهرک‌سازی‌های بی‌حساب که به اسم توسعه و ساخت مسکن انجام شد در عمل زمین‌های کشاورزی و منابع آبی را نابود کرد و در نتیجه سکونتگاه‌های بی‌کیفیت به‌جا گذاشت.

🔹 توسعه‌ی صنعتی به شکل رانتی که به اسم توسعه‌ی اقتصادی انجام شد در عمل به جای رقابت و نوآوری، انحصار و امتیازهای ویژه برای بنگاه‌های دولتی و شبه‌دولتی ایجاد کرد.

🔹 پروژه‌های عظیم دولتی در نفت و گاز که به اسم توسعه ملی انجام شد عملاً به جای بهره‌وری و رفاه عمومی، منبع فساد و سوءمدیریت شدند.

🔹 افزایش بی‌رویه قیمت‌گذاری و یارانه‌های ناکارآمد که به اسم توسعه و عدالت اجتماعی انجام شد عملاً منابع را هدر داد و انگیزه تولید را از بین برد.

وقتی پاسخگویی، شفافیت و عدالت وجود نداشته باشد، هر چیزی حتی با عنوان زیبا و فریبنده «توسعه»—می‌تواند علیه پیشرفت و انسانیت باشد.

اقتصاددانانی مانند پیتر بائر و فریدریش هایک بارها در مورد توسعه دستوری هشدار داده‌ و گفته‌اند توسعه با فرمان و دستور یا اجرای پروژه‌های عظیم و انجام هزینه‌کرد‌های دولتی به‌وجود نمی‌آید.

هایک می‌گفت: «تمدن، نتیجه طراحی آگاهانه نیست؛ بلکه حاصل آزادی و همکاری خودجوش انسان‌هاست.»

پیتر بائر می‌گفت:

«توسعه یعنی گسترش انتخاب‌های مردم؛ نه گسترش قدرت دولت برای مهندسی جامعه.»
پیشرفت واقعی آن‌جاست که:

▫️ حقوق مالکیت و حاکمیت حقوق تضمین شود.

▫️ بازارهای آزاد و رقابت سالم به مردم امکان رشد بدهد.

▫️ دولت به‌جای پروژه‌سازی و انجام پروژه‌های عظیم از زیرساخت‌های نهادی (دادگاه مستقل، نظام مالی شفاف و آزادی رسانه) حمایت بکند.

▫️ مردم بتوانند آزادانه فکر کنند، تولید کنند و با هم همکاری کنند.

▫️ تا زمانی که این اصول پایه‌ای شکل نگیرند، مواردی که گفته شد فقط «نمایشی از پیشرفت» خواهد بود، نه خودِ پیشرفت.

آدام اسمیت بیش از دویست سال پیش گفته بود:
«بهبود وضعیت ملت‌ها، حاصل آزادی کار و تجارت مردم عادی است؛ نه نتیجه طرح‌های بزرگ دولت‌ها.»

۸ مرداد ۱۴۰۴
@ilam_development
‍ 🖊ظهور ماکس وبر پس از مارکس، به پرواز درآمدن مجدد جُغد مینروا در آسمان اروپا است

📚عقلِ بورژوازی

📥حامد زارع

🖇وقتی کارل مارکس مُرد، یک دانشجوی حقوق در دانشگاه هایدلبرگ مشغول تحصیل بود که چند سال بعد و در زمانه‌ای که کسی فکرش را هم نمی‌کرد که بتوان از جامعه‌شناسی مارکسیستی اعراض کرد، توانست صبغه دیگری به مطالعات اجتماعی بدهد و به عنوان جامعه‌شناسی لیبرال وارد میدان نظرورزی شود. متفکری که درک نیرومندی از تاریخ عمومی غرب داشت و دیوانسالاری آن را نقطه اوج نمایش عقل می‌دانست و یگانه راوی بروکراتیزه شدن کاپیتالیسم در تاریخ شد.

🖇او استیلای بوروکراتیکی را جزئی جدائی ناپذیر از جامعه جدید مبتنی بر سرمایه‌داری می‌دانست. ماکس وبر قائل به نحوی از حرکت جوهری در جوامع بشری بود که همواره این جوامع را به سوی سازمانی عقلانی‌تر و دیوانسالارنه‌تر پیش می‌برد.  وبر متخصص تبارشناسی پیدایش لیبرالیسم نیز بود که توانست با آثار خود تفاوت جامعه جدید را با جوامع قدمایی نشان دهد. اکنون که صدسال از مرگ او می‌گذرد، جهان متجدد غربی مدیون پژوهش‌های او در باب سرمایه‌داری و آزادیخواهی است.

🖇ماکس وبر که کارل یاسپرس به عنوان نامدارترین شاگردش از او به عنوان «واقعیتی فلسفی» نام می‌برد، به مثابه محل تلاقی علوم اجتماعی و آزدی‌خواهی در تاریخ اندیشه غرب، یکی از مهمترین معابر لیبرالیسم معاصر محسوب می‌شود که توانست استیلای مطلق نظریه مارکس در عرصه عمومی و روشنفکری اروپا را بشکند و پرچم راست‌گرایی را در برابر چپ‌زدگی برافراشته سازد. 

🖇کارل مانهایم معتقد بود که از هر جایی در جامعه‌شناسی آغاز کنیم، ناگزیر باید به جایی بازگردیم که ماکس وبر از آنجا آغاز کرد
. «باید مسئله اصلی را که ماکس وبر به آن مشغول بود به خاطر آوریم. یعنی این پرسش که چه زمینه‌های فرهنگی به پیدایش و آشکارشدگی کامل نیروهایی چون سرمایه‌داری، علوم دقیق و از این قبیل یاری رسانده‌اند؟» ماکس وبر به خطر پرداختن به همین مسئله است که کاوش‌گر روح سرمایه‌داری نام می‌گیرد.


🖇او در کتاب بسیار مهم «اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری» و در پاسخ به مارکس و تحلیل ماتریالیسم تاریخی او نشان می‌دهد که نه تنها ادیان خصلت محافظه‌کارانه و انقیادآور ندارند، بلکه در مواقع و مواضعی می‌توانند مهمترین‌ جهش‌های بشری را رقم بزنند.

🖇در مقام نتیجه‌گیری از اندیشه سیاسی ماکس وبر باید اذعان داشت که پردازش سرمایه‌داری حسبِ روندِ عقلانی‌شدن یک نتیجه مشخص به دنبال خود داشت و آن هم تبیین عقلایی بورژوازی به عنوان مورداعتمادترین و روزآمدترین سبک فلسفی و سیاسی که بشر تا کنون آزموده است. ماکس وبر به عنوان طلایه‌دار ارزش‌های بورژوازی در ابتدای قرن بیستم میلادی، جان تازه‌ای به تاریخ تفکر آزادی‌خواهانه در اروپای غربی می‌بخشد. اینچنین است که ظهور او پس از مارکس که ندای نابودی بورژوازی را سر داده بود، نه در حُکم ققنوسی که پرنده‌ای حماسی است، بلکه به مثابه به پرواز درآمدن مجدد بوف مینروا که پرنده دانایی است باید دید. پرواز مینروا در آسمان اروپای قرن بیستم یک پیام بیشتر نداشت: بورژوازی هنوز زنده است./ مجله سیاست‌نامه  

🔹متن کامل این مقاله را می‌توانید در شماره پانزدهم سیاست‌نامه مطالعه کنید.
@HsociologyDeveplopment
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
در حاشیهٔ امضای یادداشت تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امضای توافق بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده پس از سال‌ها ستیز (قریب ۴۸ سال) از منظرهای مختلف قابل مطالعه و واکاوی است. با احترام به دیدگاه‌های مختلف در این زمینه، معتقدم که فهم بهتر…
به عنوان کسی که کارش تاريخ ايران و غرب آسياست و دو سه دهه است که غرب را از نزديک می‌شناسد معتقدم مهم‌ترين مشکل غرب با ايران اين است که شناخت درستی از ايران ندارد. برای غربيان عموماً ايران کشوری است از جنس ديگر کشورهای غرب آسيا که سابقه تشکيل دولت/ ملت آنها به عنوان واحد سياسی به دوران سقوط دولت عثمانی و جنگ‌های اول و دوم بين‌الملل باز می‌گردد. به همين دليل توقعشان از ايران و ايرانيان عموماً همان توقعی است که از امارات و بحرين و کويت و عربستان سعودی و عراق و مصر و حتی ترکيه دارند. ايران سه هزار سال است يک ملت صاحب دولت است؛ حتی اگر اسکندر و اعراب مسلمان و مغولان هم هر يک چندی قدرت سياسی در آن را تصاحب کردند اما هيچ کدام موفق به تشکيل دولت به معنای ملی آن نشدند. همه آنها اندک زمانی بعد از اشغال کشور ناچار شدند در قالب‌های متفاوتی باز احيای دولت ملی ايران را پذيرا شوند. انتظارات خود را از ايران متفاوت و متناسب با تاريخ دولت ملی ايران کنيد؛ راه مصالحه و گفتگوی تمدنی باز است.
✍️حسن انصاری|
کانال بررسی‌های تاریخی
@ilam_development
چیرگی منافع شخصی و قبیله‌ای و نفوذ در ساختارهای دیوانی و در نهایت قربانی کردن خیر عمومی و نقش آن در تداوم حال خراب کرمانشاه، به روایت مسموع محمد حامدپور جعفری، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی اهل کرمانشاه؛ حکایتی قابل تعمیم جهت توصیف چرایی تداوم وضعیت خراب بسیاری از شهرهای دیگر منطقهٔ غرب کشور
💢چرا حال کرمانشاه، خوب نمی‌شود؟

🖋 محمدحامدپورجعفری

♦️اگر این استاندار برود و آن بیاید، اگر این شورا نباشد و...، اگر این نماینده نباشد و آن باشد، هزاران اگر و مگری که بارها شنیده‌ایم و دیده‌ایم! اما بازهم حال کرمانشاه بدتر و بدتر از قبل شده است.

♦️تا وقتی که شورای شهر بود، خبرهای ساخت و پایان کار پاساژهای بی پارکینگ‌شان و استخدام رفقا و عشیره‌های بی‌تناسبشان، را می‌دیدیم و می‌شنیدیم، حالا هم که نیستند، کل تقدیر شهر و شهرداری ارزانی نماینده‌ای شده است که جز آسفالت و پول و پروژه، چیز دیگری را نمی‌شناسد.

♦️حال استان هم دقیقاً مثل همان حال شهرداری‌ست، هرکسی از هر جایی که بتواند سهم خود و اجداد و عشیره و قبیله‌اش را از پیکره بی‌جان استان، می‌کَند.

♦️چیرگی منافع شخصی و قبیله‌ای و نفوذ در ساختارهای دیوانی و در نهایت قربانی کردن خیر عمومی در کرمانشاه، گویی از همان مورخه یک یک یک، همین بوده که بوده، مثلاً ناصر‌الدین شاه در خاطرات سفرش به عتبات می‌گوید:
"شب را در کرمانشاه بیتوته کردیم. جماعت کثیری آمده بودند به تظلم‌خواهی. گویا والیِ آنجا ظلم را از حد گذرانده بود. سرِ خُلق نبودیم.دادیم همه را مفصل با چوب زدند!"

یا مرحوم متین دفتری، وزیر دادگستری پهلوی اول که همان رییس قوه قضابیه آن زمان محسوب می‌شد نیز در خاطراتش می‌گوید:

"بار دیگر اخبار ناراحت کننده‌ای از غرب می‌رسید و از ضعف دادگاه جنایی کرمانشاه، شکایت می‌شد، که مثلا قاتلی را که راهزن بوده را فقط به یکسال حبس محکوم کردند، باز با عجله عازم کرمانشاه شدم، لدی الورود به عمارت دادگستری رفتم و در حضور قضات سخنرانی کردم و جداً تذکر دادم که امنیت کشور از وظایف دادگستری‌ست!"


♦️حالا اگر خاطرات عضدالملک را هم بخوانیم بازهم چنین روایت‌هایی را از کرمانشاه کم ندارد!
گویی این شهر از همان دم احداث آنچنان میانه‌ای با ساختارهای قانونی و مدنی نداشته است و هرکس که توانسته خر مراد خویش را به هرنحوی که خواسته در این استان و شهر، رانده است و به مقصد نیز رسیده است.

♦️یک عده روزنامه‌نگار یک لا قبا نیز چون من گاهی بوده‌اند، فقط داد و هوار کرده‌اند و هیچ از دستش برنیامده که نیامده در آخر هم از رو رفته‌اند یا دق مرگ شده‌اند و یا به سرزمین دیگر هجرت کرده‌اند که مبادا توقف بی‌جایش در این استان و ولایت، مزاحم کسب کاسبان آن مرز پرگهر و این شهر بی‌خبر شود.

♦️به هر روی آن چنان که آن والیان از این استان رفته‌اند، این والیان نیز دیر یا زود خواهند رفت، اما آنچه که روشن است این است که اقبال توفیق این دیار آنچنان بسته به حال والیانش نبوده و نیست و ادبار را باید در خود مردمش به جستجو نشست، مردمی که سکوت را برای منافع و مطامع شخصی و قومی‌شان پیشه می‌کنند و حتی طبقه آگاه‌ترشان نیز هم، در همراهی با مدیران منفعت‌جو، همراه‌اند و در قبال اندک جیفه و جیره‌ای مجیز می‌گویند‌ و با این سیر و سلوک قطعاً و جبراً سرنوشت بهتری از امروز نخواهند داشت، تا بوده و هست نیز توأمان صدارات بر مصدر فلاکت و بیکاری و تورم در فساد اداری نیز کامرانی خواهند کرد و مقام قهرمانی کشور را حتی با نائب قهرمانی نیر هم عوض نخواهند کرد.

♦️اگر قرار به تغییری است، در گام نخست این تغییر در مردم استان و شهر باید رخ دهد وگرنه با آمدن و رفتن هوشنگ و بهمن و منوچهر، هیچ چیز بهتر نخواهد شد که چه بسا بدتر نیز هم بشود.

♦️یکی در پی امتیاز مرز است و یکی در پی ترانزیت و دیگر در پی استخدام انساب و آن یکی در پی گاوداری و اسب‌تازی و مدرسه‌خواری و هزار بدبختی دیگر و در نهایت نیز تمام شعار‌ها و ادعا‌های تعالی خواهانه‌ی اغفالگر پیشین و نقدهای شبه دلسوزانه، نیز هم، یک شبه با یک حکم انشایی بی‌مبنای مشاوره و مباشره و عضویت رانتی در فلان هیأت مدیره بی‌خاصیت، به چاپلوسی و تملق و بوق‌چی‌گری تطور خواهد یافت...
و خواجه نیز کماکان در پی نقش ایوان،
دوان و دوان‌تر خواهد بود!

برگرفته از کانال تلگرامی نجوای باغ نی
@ilam_development
از جمله ویژگی‌های برجستهٔ شهرهای امروزی، شیک، منظم و تمیز بودن آن‌هاست. به عنوان نمونه، اینجا را نگاه کنید. مقایسهٔ شهرهای استان ایلام با معیارهای اخیر نشان می‌دهد که ما نه تنها با این معیارها فاصلهٔ زیادی داریم، بلکه هنوز گرفتار پیش‌پا‌افتاده‌ترین مسائل شهری، مانند انباشت نخاله‌های ساختمانی در سطح شهرها هستیم.
@ilam_development
✍️محسن گودرزی/پژوهشگر
وقتی جامعه شرایطی را تجربه می‌کند که در آن مجموعه‌ای از احساسات متراکم و متخاصم -نظیر خشم، نفرت، انتقام، استیصال و ناامیدی- سیطره می‌یابد، فضا برای دو چیز از همه تنگ‌تر می‌شود: تفکر و قضاوت اخلاقی. شدت احساس‌های مذکور این دو را چنان به محاق می‌برند که هرگونه تلاشی که رنگی از این دو داشته باشد پیشاپیش محکوم به شکست می‌نماید. مشکل اما اینجاست که دقیقاً در چنین شرایط دشوار و پیچیده‌ای است که جامعه به تفکر و قضاوت‌های اخلاقی بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد. اگر جامعه‌ای برای مدتی طولانی در چنین وضعیتی باقی بماند، رفته‌رفته ظرفیت آن برای تفکر عمیق و قضاوت‌های اخلاقی دقیق رو به فرسایش می‌گذارد و ذهن و روح جدیدی شکل می‌گیرد.

🔗 لینک دسترسی به متن کامل
@ilam_development
📝📝📝چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟

🔺روایتی از کتاب علی میرسپاسی
 و پرسشی که باید عوض شود

✍️جواد حیدری | استاد علوم سیاسی


🖊فرض کنید بیماری سال‌ها نزد پزشکان مختلف رفته و همیشه یک سؤال پرسیده: «چرا من مثل دیگران سالم نیستم؟» روزی پزشکی به او می‌گوید: «مشکل شما در پاسخ نیست، در سؤال است. بپرسید سلامتی برای من چه معنایی دارد و چطور به آن برسم.» علی میرسپاسی، جامعه‌شناس ایرانی، در کتاب بسیار مهم خودش، «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» دقیقاً همین کار را با ذهن ما ایرانیان می‌کند.

🖊او می‌گوید پرسشی که از دوران مشروطه تا امروز نسل به نسل تکرار کرده‌ایم، «چرا ما عقب ماندیم و غرب پیشرفت کرد؟» خودش بخشی از بیماری است، نه راه درمان. پیشنهاد او جایگزینی این پرسش با پرسشی دیگر است: «جامعه‌ی نیک برای ایرانیان چه معنایی دارد و چگونه می‌توان آن را ساخت؟» تفاوت ظاهراً کوچک است اما یکی نگاه به عقب و غرق در حسرت است؛ دیگری نگاه به جلو و همراه با مسئولیت.

🖊میرسپاسی نشان می‌دهد فضای فکری ایران معاصر اسیر چند «گفتمان طاقت‌فرسا» شده- روایت‌هایی که هر یک به شکلی، افق آینده را می‌بندند. گفتمان اول «عقب‌ماندگی» است که می‌گوید غرب معیار مطلق است، ما همیشه عقب‌تریم. مهم‌ترین ایراد این گفتمان نوعی احساس دائمی کمبود است. گفتمان دوم «انحطاط است» که حرف اصلی‌اش این است که ایران از برهه‌ای دچار «انقطاع» فکری شد و در زوال ماند. ایراد میرسپاسی به این گفتمان این است که در آن باور به سرنوشت محتوم موج می‌زند.

🖊گفتمان سوم «سنت در برابر تجدد» است که مدعای اصلی آن این است که باید یکی را کامل پذیرفت و دیگری را کامل رد کرد و این گفتمان در نهایت به نوعی بن‌بست دوگانه‌ساز ختم می‌شود. گفتمان چهارم «نوستالژی ایران باستان» است که نجات ما را در بازگشت به گذشته‌ی پیش از اسلام می‌بیند و عیب‌اش در فرار از حال به گذشته‌ی خیالی است.

🖊ویژگی مشترک این چهار روایت چیست؟ میرسپاسی با دقت یک جراح انگشت می‌گذارد روی یک نکته: همه‌ی آن‌ها از پیش تصمیم گرفته‌اند نتیجه چه باشد. به‌جای تحلیل واقعیت تاریخی ایران، دنبال شواهدی برای اثبات محکومیت آن می‌گردند. محصول این نگاه، چیزی است که او «کینه‌توزی تاریخی» می‌نامد: آمیزه‌ای از تحقیر، حسرت، و خشم خاموش نسبت به گذشته که به‌جای برانگیختن کنش، ما را در سوگواری و انفعال نگه می‌دارد. او اینجا از ریچارد رورتی وام می‌گیرد که «چپ فرهنگی» دانشگاهی آمریکا را متهم می‌کرد «شناخت» را جای «امید» گذاشته و نقد انتزاعی را جای اصلاح واقعی نهادها- و همان الگو را در بخشی از روشنفکری ایرانی بازمی‌شناسد.

🔸متن کامل این نوشتار را از اینجا بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید

✍️جواد حیدری| مشق نو

@ilam_development
کلیپ شعرخوانی زیر، سرودهٔ شاعر مطرح ایلامی، عبدالجبار کاکایی، را در یکی از کانال‌های تلگرامی دیدم. تصویر زیبایی از ایلام دوران کودکی‌اش که به قول وی در آن زمان «بیچگ» کوچک بود، در شعرش نمایان بود؛ شعری که هم سرشار از ذوق ادبی و تعلق خاطر شاعر به شهر و دیارش بود و هم حاوی معانی جامعه‌شناختی تغییرات شهر در گذر زمان.
از دوست گرامی، جناب عطاءالله رشیدی‌فر، دانش‌آموختهٔ ادبیات فارسی، ساکن دره‌شهر، درخواست کردم عنوانی مناسب برای به‌هم‌رسانی آن در کانال تلگرامی ایلام توسعه انتخاب کند، که مطلب زیر را ارسال نمودند:

سلام
واقعاً که شعری عاطفی و تأثیرگذار است؛ عنوانی تأثیرگذار برای آن فقط از دارنده‌ی ذوقی مثل ذوقِ سراینده‌اش برمی‌آید!!! کو آن ذوق!!
      با این حال شاید عنوان‌های زیر کمی با موضوع شعر همخوانی داشته باشد.

     روزهای بی‌برگشت!!
              یا
    آن‌روزها!!!
          یا
        دنیای شیرینِ من و شهرم
          یا
کودکی‌های من و زادگاهم!!
      یا
دیارم، پاره‌تنم و...
کلانتری- ۶ شهریور ۴۰۵
@ilam_development
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیای شیرین من و شهرم؛ شعری عاطفی و تأثیرگذار از شاعر صاحب‌ذوق ایلامی، جناب عبدالجبار کاکایی
@ilam_development
👏1
یادداشت کارشناسانهٔ دکتر حسین ایمانی جاجرمی، رئیس موسسه و عضو هیئت علمی گروه توسعه اجتماعی دانشگاه تهران، مبنی بر این‌که ایران کنونی وارد مرحلهٔ جدید تحول «گذار شهری» شده و زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن نیز بیش از پیش ماهیتی شهری پیدا کرده است. در این چارچوب، شهروندیِ زیرساختی (دسترسی‌به فرصت‌های بیشتر برای زندگی، آموزش، سلامت، فراغت و آینده فرزندان و در مجموع کیفیت زندگی) اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی شهروندان فقط دریافت‌کنندگان خدمات و زیرساخت‌ها نیستند، بلکه کیفیت و دسترسی برابر به زیرساخت‌های شهری بخشی از حقوق شهروندی آنان محسوب می‌شود.
بنابراین، سیاست عمومی نیز باید [متناسب با اقتضائات جدید] خود را با واقعیت یک جامعه شهری (منطق زندگی شهری) سازگار کند.
@ilam_development
❇️ ایران، کشورِ شهریِ نامتوازن

✍️ دکتر حسین ایمانی جاجرمی،
رییس موسسه و عضو هیئت علمی گروه توسعه اجتماعی دانشگاه تهران

ایران دیگر کشوری در آستانه شهرنشینی نیست؛ ایران یک کشورِ شهری شده است. پیش‌بینی‌های جمعیتی نیز نشان می‌دهد که این روند در سال‌های آینده ادامه خواهد یافت: جمعیت شهری کشور در حال افزایش است، در حالی که جمعیت روستایی روندی کاهشی دارد. بنابراین، مسئله اصلی سیاست‌گذاری دیگر نمی‌تواند جلوگیری از مهاجرت به شهرها یا معکوس کردن روند شهرنشینی باشد. مسئله مهم‌تر این است که چگونه باید جامعه‌ای را اداره کرد که بخش عمده جمعیت آن شهری است و زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن نیز بیش از پیش ماهیتی شهری پیدا کرده است. این تحول را بهتر است «گذار شهری» بنامیم. در این گذار فقط تعداد شهرنشینان افزایش نمی‌یابد؛ اقتصاد، خانواده، سبک زندگی، فرهنگ، سیاست و روابط اجتماعی نیز به تدریج تحت تأثیر منطق زندگی شهری قرار می‌گیرند. بنابراین، سیاست عمومی نیز باید خود را با واقعیت یک جامعه شهری سازگار کند.


بُرشی از متن
مهاجرت دیگر فقط برای نان نیست
یکی از تغییرات مهم در جامعه ایران، تغییر ماهیت مهاجرت است. در گذشته، بخش مهمی از مهاجرت‌های داخلی با مسئله اشتغال و تأمین معاش پیوند داشت؛ مهاجرتی که می‌توان آن را «مهاجرت برای بقا» نامید. اما امروز عوامل دیگری اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند: دسترسی به دانشگاه، خدمات درمانی، فرصت‌های شغلی بهتر و در مجموع کیفیت زندگی. به این معنا، بخشی از مهاجرت‌های امروز را باید «مهاجرت برای کیفیت زندگی» دانست. افراد و خانواده‌ها فقط به دنبال درآمد بیشتر نیستند؛ آنها به دنبال محیطی هستند که فرصت‌های بیشتری برای زندگی، آموزش، سلامت، فراغت و آینده فرزندانشان فراهم کند.
📎 مطالعه متن کامل یادداشت

موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

@ilam_development
نظر شما چیست؟ به‌عنوان نمونه، تا چه میزان عامل اصلی مهاجرت هم‌استانی‌ها در سال‌های اخیر را به فقدان سیاست‌ و مدیریت متناسب با منطق زندگی شهری و کیفیت نامطلوب زندگی، نسبت می‌دهید؟
📚 مرزهای دانش توسعه
حکمرانی، رشد و توسعه

مولف و مترجم: فرشاد مومنی

✅ مسئله توسعه به مثابه یک امر پیچیده و استثنایی، بزرگ‌ترین دغدغه‌ی اندیشه‌ای و عملی بشر طی یک قرن اخیر بوده و برخوردهای ساده‌انگارانه و غیربرنامه‌ای با آن در سراسر جهان با شکست روبه‌رو شده‌است. در این میان آنچه‌ که به کشور ما مربوط می‌شود پدیده‌ای به نام پارادوکس ایران است که ذهن همه را با شگفتی به خود معطوف کرده‌است: چرا کشوری که از ریشه‌های تمدنی و فرهنگی عمیق و غنی برخوردار است و از نظر ذخائر مادی نیز در رتبه هفتم جهان قرار دارد باید چنین اوضاعی را تجربه کند؟

✅ این کتاب با بهره‌گیری از ذخیره دانایی چهارنفر از برجسته‌ترین متفکران توسعه که با ابتکار بانک جهانی به طرح عناصر محوری اندیشه‌های خود پرداخته‌اند می‌تواند در جهت برطرف کردن موانع اندیشه‌ای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی در کشورمان نقطه‌ی مهمی تلقی گردد و پاسخ‌های درخوری به پرسش مربوط به ایران ارائه کند.

🌐 لینک سفارش کتاب

نشر نهادگرا
@ilam_development
📚 فهرست کتاب مرزهای دانش توسعه

🔸 فرشاد مومنی - نگاه به توسعه از زاویه جنبه‌هایی از نیازهای معرفتی ایران
🔸 دارون عجم اوغلو - تعامل‌های میان حکمرانی و رشد
🔸 داگلاس نورث، جان جوزف والیس، باری وینگاست - خشونت و نظم‌های اجتماعی: چارچوبی مفهومی برای تفسیر تاریخ مکتوب بشری
🔸 دنی رودریک - تفکر در باب حکمرانی
🔸 فرانسیس فوکویاما - درباره ارتباط میان ابعاد سیاسی و اقتصادی توسعه چه می‌دانیم؟
نشر نهادگرا
@ilam_development
🔻هشدار درباره فربه شدن اقتصاد غیررسمی در ایران | خیرخواهان: کوچک‌شدن سفره مردم می‌تواند دوباره موج اعتراضات ایجاد کند

جعفر خیرخواهان، اقتصاددان، در گفتگو با اقتصادنیوز:

🔹اگر بخواهیم از ابتدا به موضوع نگاه کنیم، ما یک اقتصاد نفتی بوده‌ایم؛ یعنی طی ۶۰ تا ۷۰سال گذشته وابستگی اقتصاد به منابع درآمدی حاصل از صادرات نفت به‌شدت افزایش پیدا کرده یا اصطلاحا اقتصاد ما به نفت معتاد شده است

🔹به تعبیر ساده، معده اقتصاد بزرگ می‌شود؛اما وقتی دیگر آن پول وجود ندارد،به دنبال آن کسری بودجه دولت، تورم شدید، کاهش قدرت خرید و سایر مشکلات اتفاق می‌افتد

🔹مجموع این شرایط می‌تواند، شبیه اتفاقاتی که در دی‌ماه گذشته شاهد بودیم،دوباره شرایط کشور را برای شکل‌گیری موج اعتراض و اتفاقات گوناگونی که ممکن است خارج از کنترل باشد، آماده کند

🔹ما در عمل برای ورود بسیاری از افراد مانع ایجاد کرده‌ایم. امتیازات خاص تعریف کرده‌ایم و رانت‌هایی برای دوستان خود و حلقه‌های درونی ایجاد کرده‌ایم. همین مسئله باعث می‌شود اکثریت جامعه خواه‌ناخواه وارد اقتصاد خارج از قانون یا اقتصاد غیررسمی شوند

⬅️ مشروح گفتگو
برگرفته از اقتصاد‌نیوز
@ilam_development
🔻طبیبیان: پایان جنگ و رفع تحریم‌ها «فرصت» است نه آغاز توسعه | ایران نیازمند برنامه بازسازی نهادی و اقتصادی است | هیچ کشوری با فرمول جادویی توسعه پیدا نمی‌کند

دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز:

🔹اگر جنگ پایان یابد و توافقی حاصل شود، این اتفاق می‌تواند یک فرصت بسیار مهم برای ایران ایجاد کند؛ اما پایان جنگ لزوماً به معنای آغاز توسعه نیست. پایان یک بحران خارجی فقط زمانی به نقطه آغاز یک دوره جدید تبدیل می‌شود که در داخل نیز ظرفیت استفاده از این فرصت وجود داشته باشد.

🔹تجربه سال‌های گذشته نشان داده که در شرایط بحرانی، منافع اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای برخی گروه‌ها و ساختارها ایجاد شده و به تدریج ذی‌نفعانی شکل گرفته‌اند که از تداوم وضعیت موجود منتفع می‌شوند. در چنین شرایطی، حتی اگر فشار خارجی کاهش یابد، تغییر درونی به‌سادگی اتفاق نمی‌افتد.

🔹اگر جنگ پایان یابد، ایران فقط به یک برنامه بازسازی فیزیکی نیاز ندارد؛ بلکه به یک برنامه بازسازی نهادی و اقتصادی نیز نیازمند است.
🔹تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که سیاست‌های صنعتی، یارانه‌ها، کنترل قیمت‌ها یا حمایت از صنایع خاص فقط در شرایط نهادی مشخصی می‌توانند نتیجه مطلوب داشته باشند.

🔹 بخشی از اقتصاد ایران به یک اقتصاد موازی و غیرشفاف تبدیل شده است؛ اقتصادی که در آن فاصله میان قیمت رسمی و واقعی، میان نرخ ارزهای مختلف، میان تجارت رسمی و غیررسمی و میان حقوق قانونی و دسترسی واقعی به منابع، فرصت‌های بزرگی برای رانت ایجاد می‌کند.

🔹هیچ کشوری با یک «فرمول جادویی» توسعه پیدا نکرده است. بنابراین ایران نه باید «آمریکایی» شود، نه «اروپایی» و نه «چینی». باید از تجربه همه آنها و سایر کشورهای موفق استفاده کند و نهادهای متناسب با شرایط خود را بسازد.


⬅️ مشروح گفتگو را در اقتصادنیوز بخوانید
@ilam_development