نسخه آسفالت برای مشکلات!
مینا حیدری: تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخیهای بیمزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دستبهدست شوند و بعد فراموششان کنیم.
✅ بُرشی از متن
🔗متن اصلی
@ilam_development
مینا حیدری: تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخیهای بیمزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دستبهدست شوند و بعد فراموششان کنیم.
✅ بُرشی از متن
این ماجرا بیش از آنکه درباره یک رودخانه باشد، درباره یک ذهنیت مدیریتی است؛ ذهنیتی که وقتی با یک مسأله پیچیده مواجه میشود، به سراغ سادهترین راهحل میرود: حذف صورت مسأله.منبع: اطلاعات آنلاین
بوی بد رودخانه؟ آسفالتش کنیم.
کمبود زمین در مرکز شهر؟ بستر رودخانه را به زمین شهری تبدیل کنیم.
مشکل ساماندهی دستفروشان و وانتبارها؟ رودخانه را در اختیارشان بگذاریم.
پارکینگ کم داریم؟ رودخانه پارکینگ شود.
این همان نقطهای است که ضعف مدیریتی، گاهی چنان آشکار میشود که جنبه فکاهی پیدا میکند. آدم میماند آیا باید بخندد یا نگران باشد.
🔗متن اصلی
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
نسخه آسفالت برای مشکلات! مینا حیدری: تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخیهای بیمزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دستبهدست شوند و بعد فراموششان کنیم.…
سؤال اینجاست این ذهنیت مدیریتی که در مواجهه با مسائل پیچیده، به جای کارِ کارشناسی، سادهترین راهحل (حذف صورت مسأله) را انتخاب میکند، محصول کجاست و چرا -با وجود انتقاد آگاهان جامعه به عملکرد زیانبار آن- به رویه غالب مدیریتی در بسیاری از سازمانها تبدیل شده است؟
@ilam_development
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
سؤال اینجاست این ذهنیت مدیریتی که در مواجهه با مسائل پیچیده، به جای کارِ کارشناسی، سادهترین راهحل (حذف صورت مسأله) را انتخاب میکند، محصول کجاست و چرا -با وجود انتقاد آگاهان جامعه به عملکرد زیانبار آن- به رویه غالب مدیریتی در بسیاری از سازمانها تبدیل شده…
بخشی از پاسخ به سؤالِ بالا؛ دلایل غالب شدن ذهنیت مدیریتیای که به جای کارِ کارشناسی در مواجهه با مسائل پیچیده، به سراغ سادهترین راهحل و حذف صورت مسأله میرود، در توضیحات ذیل منعکس شده است؛ جایی که علاءالدین رفیعزاده میگوید:
مدیران ما پسرخالهها و دخترخالههای خودشان را به ادارات میآورند و بعد از مدتی به آنها مسئولیتهای مهم میدهند.پ.ن: البته از مدیران و کارکنانی که بدین شیوه به سازمانهای رسمی وارد میشوند، جز سمبلکاری و کارهای نمایشی، انتظاری بیش از این نمیرود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 مدیران ما پسرخالهها و دخترخالههای خودشان را به ادارات میآورند و بعد از مدتی به آنها مسئولیتهای مهم میدهند
💢 علاءالدین رفیعزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی:
📌 وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت صمت با چه اجازهای برای خودشان یک دانشگاه حیاط خلوت باز کردهاند و مدرک تحصیلی میدهند؟! مگر این مملکت وزارت علوم ندارد؟
🏷 علاءالدین رفیعزاده/ اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
💢 علاءالدین رفیعزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی:
📌 وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت صمت با چه اجازهای برای خودشان یک دانشگاه حیاط خلوت باز کردهاند و مدرک تحصیلی میدهند؟! مگر این مملکت وزارت علوم ندارد؟
🏷 علاءالدین رفیعزاده/ اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
حتماً برای شما هم جای سؤال است که چرا با آنکه رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور به صراحت اعلام میکند کسی که نتوانسته از طریق آزمون استخدامی پذیرفته شود، از مسیر دیگری (به گفتهٔ وی پارتی) وارد دستگاههای اداری شده، ولی عملاً قادر به اصلاحِ این مسیر نادرست و ناکارآمد نیست؟ غلامرضا حیدری کرد زنگنه، رئیس اسبق سازمان خصوصیسازی، این مسأله را از منظر کوتاهی در کوچکسازی دولت (ناتوانی در کاستن از بار مالی و مدیریتیِ دولت) به نفع خصوصیسازی، توضیح میدهد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فیلم/ ۴۰۰ هزار مدیر در دولت داریم که با کل کارمندان دولت ژاپن برابری میکند/ هیچ وزارتخانهای، آمار صحیح کارمندانش را ندارد
👤 غلامرضا حیدری کرد زنگنه، رئیس اسبق سازمان خصوصیسازی: مالیات از بخش تولید میگیریم و به کارمند اداری پشت میز نشینی میدهیم که از بیکاری جدول حل میکند./اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
👤 غلامرضا حیدری کرد زنگنه، رئیس اسبق سازمان خصوصیسازی: مالیات از بخش تولید میگیریم و به کارمند اداری پشت میز نشینی میدهیم که از بیکاری جدول حل میکند./اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
سؤال اینجاست این ذهنیت مدیریتی که در مواجهه با مسائل پیچیده، به جای کارِ کارشناسی، سادهترین راهحل (حذف صورت مسأله) را انتخاب میکند، محصول کجاست و چرا -با وجود انتقاد آگاهان جامعه به عملکرد زیانبار آن- به رویه غالب مدیریتی در بسیاری از سازمانها تبدیل شده…
|حکمرانی غیرنهادی| و |انحراف از اصل شایستهسالاری| از جمله عوامل موثر بر ضعف مدیریتی و ناکارآمدی سازمانهای دولتی
Forwarded from seymare
سیمرهی ۸۳۲ جاری شد…
هشتصدوسیودومین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز دوشنبه، (26 اَمُردادماه 1405) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است؛ از جمله:
*تیتریک:-در نقد مصوبهي تازه مجلس دربارهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري/ فرهنگ، پادگان نيست
*سرمقاله:-نهادسازي فرهنگي و رسانهاي لرستان در زيستبوم فرهنگي ايران/ دکترمسعود زمانیمقدم
*یادداشتها:
– مذاکره به روش پيامبر اسلام / دکتر مرتضا ادیب
– روشن فکر کيست؟(۱) / حسین خداکرمی
– توسعه يا توقف؟ /جدال بر سر کمربندي غربي خرمآباد /عباس دارايي
– فقط مدير ميتواند، يعني چه؟! / زمان شهاوند
– به بهانهي روز جهاني جوانان / یوسف درگاهیان
* مقاله:-نحوهي زيستن اصيل در باور فيلسوفان پسارنسانسي(۷)/ دکتر فرزاد حاتمزاده
*طنز:– فانتزی واژهها(۷۵) (چي براي چيه!؟) / صافی لرستانی-کارتون سیمره/ یاسر دلفان
*شعر:-آفاق شوهانی / زانا کردستانی
*مقاله:-شصت سال پرسه در ميان اوراق و حوادث /ماشاالله محمدي، کتابفروشِ نسل نخستِ کتابخوانهاي خرمآباد(بخش دوم)/ محمدکاظم عليپور-تنبور ميراث گمشدهي لرستان(بخش دوم)/ محسن دلفان
*لرستانپژوهی:
– زبان معيار لکي (نگاهي به شعر استاد کرم دوستي) بخش دوم/علی گودرزیان
*اخبار:
– نمايندهي خرمآباد و چگني: عملکرد دانشگاه علوم پزشکي لرستان رضايتبخش نيست / ورزش به چالشي براي استان ما تبديل شده است
– تذکر سپهوند نمايندهي مجلس به رييس جمهور دربارهي انتخابات شوراها؛ تمديد فعاليت نهادهاي انتخابي بايد مستند به قانون باشد
– و…
@seymareweekly
هشتصدوسیودومین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز دوشنبه، (26 اَمُردادماه 1405) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است؛ از جمله:
*تیتریک:-در نقد مصوبهي تازه مجلس دربارهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري/ فرهنگ، پادگان نيست
*سرمقاله:-نهادسازي فرهنگي و رسانهاي لرستان در زيستبوم فرهنگي ايران/ دکترمسعود زمانیمقدم
*یادداشتها:
– مذاکره به روش پيامبر اسلام / دکتر مرتضا ادیب
– روشن فکر کيست؟(۱) / حسین خداکرمی
– توسعه يا توقف؟ /جدال بر سر کمربندي غربي خرمآباد /عباس دارايي
– فقط مدير ميتواند، يعني چه؟! / زمان شهاوند
– به بهانهي روز جهاني جوانان / یوسف درگاهیان
* مقاله:-نحوهي زيستن اصيل در باور فيلسوفان پسارنسانسي(۷)/ دکتر فرزاد حاتمزاده
*طنز:– فانتزی واژهها(۷۵) (چي براي چيه!؟) / صافی لرستانی-کارتون سیمره/ یاسر دلفان
*شعر:-آفاق شوهانی / زانا کردستانی
*مقاله:-شصت سال پرسه در ميان اوراق و حوادث /ماشاالله محمدي، کتابفروشِ نسل نخستِ کتابخوانهاي خرمآباد(بخش دوم)/ محمدکاظم عليپور-تنبور ميراث گمشدهي لرستان(بخش دوم)/ محسن دلفان
*لرستانپژوهی:
– زبان معيار لکي (نگاهي به شعر استاد کرم دوستي) بخش دوم/علی گودرزیان
*اخبار:
– نمايندهي خرمآباد و چگني: عملکرد دانشگاه علوم پزشکي لرستان رضايتبخش نيست / ورزش به چالشي براي استان ما تبديل شده است
– تذکر سپهوند نمايندهي مجلس به رييس جمهور دربارهي انتخابات شوراها؛ تمديد فعاليت نهادهاي انتخابي بايد مستند به قانون باشد
– و…
@seymareweekly
پایگاه خبری تحلیلی آوای سیمره
سیمرهی 832 جاری شد… - پایگاه خبری تحلیلی آوای سیمره
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است؛ از جمله: *تیتریک: -در نقد مصوبهي تازه مجلس دربارهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري/ فرهنگ، پادگان نيست *سرمقاله: -نهادسازي فرهنگي و رسانهاي لرستان در زيستبوم فرهنگي ايران/ دکترمسعود…
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔴 مدیران ما پسرخالهها و دخترخالههای خودشان را به ادارات میآورند و بعد از مدتی به آنها مسئولیتهای مهم میدهند 💢 علاءالدین رفیعزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی: 📌 وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت صمت با چه اجازهای برای خودشان یک دانشگاه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیس سازمان اداری و استخدامی: تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود/اطلاعات آنلاین
دو دیدگاه کاملآ ناسازگار رئیس سازمان اداری و استخدامی، در مورد نیروهای شرکتی:
دیدگاه اول: فرآیند شرکتی منفذی شده برای دولت، برای ورود نیروهای پارتی
دیدگاه دوم: تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود
دیدگاه اول: فرآیند شرکتی منفذی شده برای دولت، برای ورود نیروهای پارتی
دیدگاه دوم: تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود
آیا به نظر شما با این مدل از دیدگاهها و رفتارهای ناهمخوان مقامات، امکان اصلاح نظام اداری و کوچکسازی دولت، شدنی است؟
🔻محمد طبیبیان: مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار میکند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرشها به توسعه داریم
دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان:
🔹اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای مختلف که بـا سلیقههایی متناقض روی کارآمده بودند، گرههای اقتصادی کشور باز نشد و چگونه میشود این گرهها را باز کرد
🔹از ابتدای انقلاب تعارض میان دو نگرش به توسعه وجود داشته؛ یکی توسعهگرا و دیگری که توسعه را در تعارض با ارزشهای ایدئولوژیک میدیده است
🔹مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات را دشوار میکند. تا زمانی که هزینه ادامه وضع موجود کمتر از هزینه اصلاح باشد، سیاستهای روشن هم اجرا نمیشوند
🔹در مورد دولت آقای پزشکیان، به نظر من، ایشان با ساختاری روبهروست که در آن مسئولیت دولت بسیار بیشتر از اختیارات واقعی آن است
🔹حداقل شرط لازم برای اداره یک اقتصاد این است که دولت بتواند دو ابزار اصلی سیاستگذاری کلان، یعنی سیاست مالی و سیاست پولی را به صورت منسجم اعمال کند| روزنامه اطلاعات
⬅️ جزئیات بیشتر
@ilam_development
دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان:
🔹اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای مختلف که بـا سلیقههایی متناقض روی کارآمده بودند، گرههای اقتصادی کشور باز نشد و چگونه میشود این گرهها را باز کرد
🔹از ابتدای انقلاب تعارض میان دو نگرش به توسعه وجود داشته؛ یکی توسعهگرا و دیگری که توسعه را در تعارض با ارزشهای ایدئولوژیک میدیده است
🔹مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات را دشوار میکند. تا زمانی که هزینه ادامه وضع موجود کمتر از هزینه اصلاح باشد، سیاستهای روشن هم اجرا نمیشوند
🔹در مورد دولت آقای پزشکیان، به نظر من، ایشان با ساختاری روبهروست که در آن مسئولیت دولت بسیار بیشتر از اختیارات واقعی آن است
🔹حداقل شرط لازم برای اداره یک اقتصاد این است که دولت بتواند دو ابزار اصلی سیاستگذاری کلان، یعنی سیاست مالی و سیاست پولی را به صورت منسجم اعمال کند| روزنامه اطلاعات
⬅️ جزئیات بیشتر
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻محمد طبیبیان: مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار میکند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرشها به توسعه داریم دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان: 🔹اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای…
دوستان فرهیختهٔ عضو کانال، راجع به تضاد نگرشها به توسعه در ایران از ابتدای انقلاب تاکنون، چنانچه مطلبی دارید، نظرات و اطلاعات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
با تشکر
@ilam_development
با تشکر
@ilam_development
لولیای با پسر خود ماجرا میکرد که تو هیچ کاری نمیکنی و عمر در بطلان به سر میبری. چند بار به تو گویم که معلّق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهیدن و رسنبازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی؟ اگر از من نمیشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مردهریگِ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یکجو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد!
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
عبید زاکانی
مأخوذ از کانالِ نگاران؛ ادبیات و داستان
@ilam_development
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
عبید زاکانی
مأخوذ از کانالِ نگاران؛ ادبیات و داستان
@ilam_development
توسعهی دستوری!
✍️ مرتضی کاظمی
بارها به اسم توسعه ما را فریب دادهاند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقبگرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت و رقابت سالم تضمین نشود «توسعهی دستوری» فقط ویترین فریبندهای از پیشرفت خواهد بود.
توسعه یک کلمه مقدس نیست!
واژه توسعه را آنچنان مقدس جلوه دادهاند که توانستهاند خرابکاریهایشان را به نام توسعه توجیه کنند. مثلاً:
🔹 سدسازیهای گسترده که به اسم توسعه انجام شد در عمل رودخانهها و تالابها را خشکاند و محیطزیست کشور را منفجر کرد.
🔹 افزایش مالیاتها که با شعار زمینهسازی برای توسعهی سیاسی انجام شد در عمل نه تنها دولتی پاسخگو ایجاد نکرد بلکه فقط بیعدالتی و اتلاف منابع را بیشتر کرد.
🔹 ساخت بیرویه و نادرست اتوبانها که به اسم توسعهی شهری انجام شد عملاً باعث گسترش رانت، دستکاری در بافت اجتماعی و همچنین باعث افزایش آلودگی هوا شد.
به نام توسعه؛ به کام فساد
🔹 رانتهای کلان در چاپ و انتشار کتابهای ایدئولوژیک که به اسم توسعهی فرهنگی انجام شد در واقع نه تنها منابع عمومی را هدر داد بلکه به جامعه از لحاظ فرهنگی و سیاسی آسیبهای سنگین وارد کرد.
🔹 شهرکسازیهای بیحساب که به اسم توسعه و ساخت مسکن انجام شد در عمل زمینهای کشاورزی و منابع آبی را نابود کرد و در نتیجه سکونتگاههای بیکیفیت بهجا گذاشت.
🔹 توسعهی صنعتی به شکل رانتی که به اسم توسعهی اقتصادی انجام شد در عمل به جای رقابت و نوآوری، انحصار و امتیازهای ویژه برای بنگاههای دولتی و شبهدولتی ایجاد کرد.
🔹 پروژههای عظیم دولتی در نفت و گاز که به اسم توسعه ملی انجام شد عملاً به جای بهرهوری و رفاه عمومی، منبع فساد و سوءمدیریت شدند.
🔹 افزایش بیرویه قیمتگذاری و یارانههای ناکارآمد که به اسم توسعه و عدالت اجتماعی انجام شد عملاً منابع را هدر داد و انگیزه تولید را از بین برد.
وقتی پاسخگویی، شفافیت و عدالت وجود نداشته باشد، هر چیزی حتی با عنوان زیبا و فریبنده «توسعه»—میتواند علیه پیشرفت و انسانیت باشد.
اقتصاددانانی مانند پیتر بائر و فریدریش هایک بارها در مورد توسعه دستوری هشدار داده و گفتهاند توسعه با فرمان و دستور یا اجرای پروژههای عظیم و انجام هزینهکردهای دولتی بهوجود نمیآید.
هایک میگفت: «تمدن، نتیجه طراحی آگاهانه نیست؛ بلکه حاصل آزادی و همکاری خودجوش انسانهاست.»
پیتر بائر میگفت:
▫️ حقوق مالکیت و حاکمیت حقوق تضمین شود.
▫️ بازارهای آزاد و رقابت سالم به مردم امکان رشد بدهد.
▫️ دولت بهجای پروژهسازی و انجام پروژههای عظیم از زیرساختهای نهادی (دادگاه مستقل، نظام مالی شفاف و آزادی رسانه) حمایت بکند.
▫️ مردم بتوانند آزادانه فکر کنند، تولید کنند و با هم همکاری کنند.
▫️ تا زمانی که این اصول پایهای شکل نگیرند، مواردی که گفته شد فقط «نمایشی از پیشرفت» خواهد بود، نه خودِ پیشرفت.
آدام اسمیت بیش از دویست سال پیش گفته بود:
۸ مرداد ۱۴۰۴
@ilam_development
✍️ مرتضی کاظمی
بارها به اسم توسعه ما را فریب دادهاند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقبگرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت و رقابت سالم تضمین نشود «توسعهی دستوری» فقط ویترین فریبندهای از پیشرفت خواهد بود.
توسعه یک کلمه مقدس نیست!
واژه توسعه را آنچنان مقدس جلوه دادهاند که توانستهاند خرابکاریهایشان را به نام توسعه توجیه کنند. مثلاً:
🔹 سدسازیهای گسترده که به اسم توسعه انجام شد در عمل رودخانهها و تالابها را خشکاند و محیطزیست کشور را منفجر کرد.
🔹 افزایش مالیاتها که با شعار زمینهسازی برای توسعهی سیاسی انجام شد در عمل نه تنها دولتی پاسخگو ایجاد نکرد بلکه فقط بیعدالتی و اتلاف منابع را بیشتر کرد.
🔹 ساخت بیرویه و نادرست اتوبانها که به اسم توسعهی شهری انجام شد عملاً باعث گسترش رانت، دستکاری در بافت اجتماعی و همچنین باعث افزایش آلودگی هوا شد.
به نام توسعه؛ به کام فساد
🔹 رانتهای کلان در چاپ و انتشار کتابهای ایدئولوژیک که به اسم توسعهی فرهنگی انجام شد در واقع نه تنها منابع عمومی را هدر داد بلکه به جامعه از لحاظ فرهنگی و سیاسی آسیبهای سنگین وارد کرد.
🔹 شهرکسازیهای بیحساب که به اسم توسعه و ساخت مسکن انجام شد در عمل زمینهای کشاورزی و منابع آبی را نابود کرد و در نتیجه سکونتگاههای بیکیفیت بهجا گذاشت.
🔹 توسعهی صنعتی به شکل رانتی که به اسم توسعهی اقتصادی انجام شد در عمل به جای رقابت و نوآوری، انحصار و امتیازهای ویژه برای بنگاههای دولتی و شبهدولتی ایجاد کرد.
🔹 پروژههای عظیم دولتی در نفت و گاز که به اسم توسعه ملی انجام شد عملاً به جای بهرهوری و رفاه عمومی، منبع فساد و سوءمدیریت شدند.
🔹 افزایش بیرویه قیمتگذاری و یارانههای ناکارآمد که به اسم توسعه و عدالت اجتماعی انجام شد عملاً منابع را هدر داد و انگیزه تولید را از بین برد.
وقتی پاسخگویی، شفافیت و عدالت وجود نداشته باشد، هر چیزی حتی با عنوان زیبا و فریبنده «توسعه»—میتواند علیه پیشرفت و انسانیت باشد.
اقتصاددانانی مانند پیتر بائر و فریدریش هایک بارها در مورد توسعه دستوری هشدار داده و گفتهاند توسعه با فرمان و دستور یا اجرای پروژههای عظیم و انجام هزینهکردهای دولتی بهوجود نمیآید.
هایک میگفت: «تمدن، نتیجه طراحی آگاهانه نیست؛ بلکه حاصل آزادی و همکاری خودجوش انسانهاست.»
پیتر بائر میگفت:
«توسعه یعنی گسترش انتخابهای مردم؛ نه گسترش قدرت دولت برای مهندسی جامعه.»پیشرفت واقعی آنجاست که:
▫️ حقوق مالکیت و حاکمیت حقوق تضمین شود.
▫️ بازارهای آزاد و رقابت سالم به مردم امکان رشد بدهد.
▫️ دولت بهجای پروژهسازی و انجام پروژههای عظیم از زیرساختهای نهادی (دادگاه مستقل، نظام مالی شفاف و آزادی رسانه) حمایت بکند.
▫️ مردم بتوانند آزادانه فکر کنند، تولید کنند و با هم همکاری کنند.
▫️ تا زمانی که این اصول پایهای شکل نگیرند، مواردی که گفته شد فقط «نمایشی از پیشرفت» خواهد بود، نه خودِ پیشرفت.
آدام اسمیت بیش از دویست سال پیش گفته بود:
«بهبود وضعیت ملتها، حاصل آزادی کار و تجارت مردم عادی است؛ نه نتیجه طرحهای بزرگ دولتها.»
۸ مرداد ۱۴۰۴
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
توسعهی دستوری! ✍️ مرتضی کاظمی بارها به اسم توسعه ما را فریب دادهاند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقبگرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت…
نقد و نظر شما در خصوص این برداشت از توسعه چیست؟
Forwarded from جامعهشناسیِ تاریخی توسعه در ایران (عزیز کلانتری)
🖊ظهور ماکس وبر پس از مارکس، به پرواز درآمدن مجدد جُغد مینروا در آسمان اروپا است
📚عقلِ بورژوازی
📥حامد زارع
🖇وقتی کارل مارکس مُرد، یک دانشجوی حقوق در دانشگاه هایدلبرگ مشغول تحصیل بود که چند سال بعد و در زمانهای که کسی فکرش را هم نمیکرد که بتوان از جامعهشناسی مارکسیستی اعراض کرد، توانست صبغه دیگری به مطالعات اجتماعی بدهد و به عنوان جامعهشناسی لیبرال وارد میدان نظرورزی شود. متفکری که درک نیرومندی از تاریخ عمومی غرب داشت و دیوانسالاری آن را نقطه اوج نمایش عقل میدانست و یگانه راوی بروکراتیزه شدن کاپیتالیسم در تاریخ شد.
🖇او استیلای بوروکراتیکی را جزئی جدائی ناپذیر از جامعه جدید مبتنی بر سرمایهداری میدانست. ماکس وبر قائل به نحوی از حرکت جوهری در جوامع بشری بود که همواره این جوامع را به سوی سازمانی عقلانیتر و دیوانسالارنهتر پیش میبرد. وبر متخصص تبارشناسی پیدایش لیبرالیسم نیز بود که توانست با آثار خود تفاوت جامعه جدید را با جوامع قدمایی نشان دهد. اکنون که صدسال از مرگ او میگذرد، جهان متجدد غربی مدیون پژوهشهای او در باب سرمایهداری و آزادیخواهی است.
🖇ماکس وبر که کارل یاسپرس به عنوان نامدارترین شاگردش از او به عنوان «واقعیتی فلسفی» نام میبرد، به مثابه محل تلاقی علوم اجتماعی و آزدیخواهی در تاریخ اندیشه غرب، یکی از مهمترین معابر لیبرالیسم معاصر محسوب میشود که توانست استیلای مطلق نظریه مارکس در عرصه عمومی و روشنفکری اروپا را بشکند و پرچم راستگرایی را در برابر چپزدگی برافراشته سازد.
🖇کارل مانهایم معتقد بود که از هر جایی در جامعهشناسی آغاز کنیم، ناگزیر باید به جایی بازگردیم که ماکس وبر از آنجا آغاز کرد
🖇او در کتاب بسیار مهم «اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری» و در پاسخ به مارکس و تحلیل ماتریالیسم تاریخی او نشان میدهد که نه تنها ادیان خصلت محافظهکارانه و انقیادآور ندارند، بلکه در مواقع و مواضعی میتوانند مهمترین جهشهای بشری را رقم بزنند.
🖇در مقام نتیجهگیری از اندیشه سیاسی ماکس وبر باید اذعان داشت که پردازش سرمایهداری حسبِ روندِ عقلانیشدن یک نتیجه مشخص به دنبال خود داشت و آن هم تبیین عقلایی بورژوازی به عنوان مورداعتمادترین و روزآمدترین سبک فلسفی و سیاسی که بشر تا کنون آزموده است. ماکس وبر به عنوان طلایهدار ارزشهای بورژوازی در ابتدای قرن بیستم میلادی، جان تازهای به تاریخ تفکر آزادیخواهانه در اروپای غربی میبخشد. اینچنین است که ظهور او پس از مارکس که ندای نابودی بورژوازی را سر داده بود، نه در حُکم ققنوسی که پرندهای حماسی است، بلکه به مثابه به پرواز درآمدن مجدد بوف مینروا که پرنده دانایی است باید دید. پرواز مینروا در آسمان اروپای قرن بیستم یک پیام بیشتر نداشت: بورژوازی هنوز زنده است./ مجله سیاستنامه
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره پانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
@HsociologyDeveplopment
📚عقلِ بورژوازی
📥حامد زارع
🖇وقتی کارل مارکس مُرد، یک دانشجوی حقوق در دانشگاه هایدلبرگ مشغول تحصیل بود که چند سال بعد و در زمانهای که کسی فکرش را هم نمیکرد که بتوان از جامعهشناسی مارکسیستی اعراض کرد، توانست صبغه دیگری به مطالعات اجتماعی بدهد و به عنوان جامعهشناسی لیبرال وارد میدان نظرورزی شود. متفکری که درک نیرومندی از تاریخ عمومی غرب داشت و دیوانسالاری آن را نقطه اوج نمایش عقل میدانست و یگانه راوی بروکراتیزه شدن کاپیتالیسم در تاریخ شد.
🖇او استیلای بوروکراتیکی را جزئی جدائی ناپذیر از جامعه جدید مبتنی بر سرمایهداری میدانست. ماکس وبر قائل به نحوی از حرکت جوهری در جوامع بشری بود که همواره این جوامع را به سوی سازمانی عقلانیتر و دیوانسالارنهتر پیش میبرد. وبر متخصص تبارشناسی پیدایش لیبرالیسم نیز بود که توانست با آثار خود تفاوت جامعه جدید را با جوامع قدمایی نشان دهد. اکنون که صدسال از مرگ او میگذرد، جهان متجدد غربی مدیون پژوهشهای او در باب سرمایهداری و آزادیخواهی است.
🖇ماکس وبر که کارل یاسپرس به عنوان نامدارترین شاگردش از او به عنوان «واقعیتی فلسفی» نام میبرد، به مثابه محل تلاقی علوم اجتماعی و آزدیخواهی در تاریخ اندیشه غرب، یکی از مهمترین معابر لیبرالیسم معاصر محسوب میشود که توانست استیلای مطلق نظریه مارکس در عرصه عمومی و روشنفکری اروپا را بشکند و پرچم راستگرایی را در برابر چپزدگی برافراشته سازد.
🖇کارل مانهایم معتقد بود که از هر جایی در جامعهشناسی آغاز کنیم، ناگزیر باید به جایی بازگردیم که ماکس وبر از آنجا آغاز کرد
. «باید مسئله اصلی را که ماکس وبر به آن مشغول بود به خاطر آوریم. یعنی این پرسش که چه زمینههای فرهنگی به پیدایش و آشکارشدگی کامل نیروهایی چون سرمایهداری، علوم دقیق و از این قبیل یاری رساندهاند؟» ماکس وبر به خطر پرداختن به همین مسئله است که کاوشگر روح سرمایهداری نام میگیرد.
🖇او در کتاب بسیار مهم «اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری» و در پاسخ به مارکس و تحلیل ماتریالیسم تاریخی او نشان میدهد که نه تنها ادیان خصلت محافظهکارانه و انقیادآور ندارند، بلکه در مواقع و مواضعی میتوانند مهمترین جهشهای بشری را رقم بزنند.
🖇در مقام نتیجهگیری از اندیشه سیاسی ماکس وبر باید اذعان داشت که پردازش سرمایهداری حسبِ روندِ عقلانیشدن یک نتیجه مشخص به دنبال خود داشت و آن هم تبیین عقلایی بورژوازی به عنوان مورداعتمادترین و روزآمدترین سبک فلسفی و سیاسی که بشر تا کنون آزموده است. ماکس وبر به عنوان طلایهدار ارزشهای بورژوازی در ابتدای قرن بیستم میلادی، جان تازهای به تاریخ تفکر آزادیخواهانه در اروپای غربی میبخشد. اینچنین است که ظهور او پس از مارکس که ندای نابودی بورژوازی را سر داده بود، نه در حُکم ققنوسی که پرندهای حماسی است، بلکه به مثابه به پرواز درآمدن مجدد بوف مینروا که پرنده دانایی است باید دید. پرواز مینروا در آسمان اروپای قرن بیستم یک پیام بیشتر نداشت: بورژوازی هنوز زنده است./ مجله سیاستنامه
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره پانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
@HsociologyDeveplopment
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
در حاشیهٔ امضای یادداشت تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امضای توافق بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده پس از سالها ستیز (قریب ۴۸ سال) از منظرهای مختلف قابل مطالعه و واکاوی است. با احترام به دیدگاههای مختلف در این زمینه، معتقدم که فهم بهتر…
به عنوان کسی که کارش تاريخ ايران و غرب آسياست و دو سه دهه است که غرب را از نزديک میشناسد معتقدم مهمترين مشکل غرب با ايران اين است که شناخت درستی از ايران ندارد. برای غربيان عموماً ايران کشوری است از جنس ديگر کشورهای غرب آسيا که سابقه تشکيل دولت/ ملت آنها به عنوان واحد سياسی به دوران سقوط دولت عثمانی و جنگهای اول و دوم بينالملل باز میگردد. به همين دليل توقعشان از ايران و ايرانيان عموماً همان توقعی است که از امارات و بحرين و کويت و عربستان سعودی و عراق و مصر و حتی ترکيه دارند. ايران سه هزار سال است يک ملت صاحب دولت است؛ حتی اگر اسکندر و اعراب مسلمان و مغولان هم هر يک چندی قدرت سياسی در آن را تصاحب کردند اما هيچ کدام موفق به تشکيل دولت به معنای ملی آن نشدند. همه آنها اندک زمانی بعد از اشغال کشور ناچار شدند در قالبهای متفاوتی باز احيای دولت ملی ايران را پذيرا شوند. انتظارات خود را از ايران متفاوت و متناسب با تاريخ دولت ملی ايران کنيد؛ راه مصالحه و گفتگوی تمدنی باز است.
✍️حسن انصاری|
کانال بررسیهای تاریخی
@ilam_development
✍️حسن انصاری|
کانال بررسیهای تاریخی
@ilam_development
چیرگی منافع شخصی و قبیلهای و نفوذ در ساختارهای دیوانی و در نهایت قربانی کردن خیر عمومی و نقش آن در تداوم حال خراب کرمانشاه، به روایت مسموع محمد حامدپور جعفری، روزنامهنگار و فعال فرهنگی اهل کرمانشاه؛ حکایتی قابل تعمیم جهت توصیف چرایی تداوم وضعیت خراب بسیاری از شهرهای دیگر منطقهٔ غرب کشور
💢چرا حال کرمانشاه، خوب نمیشود؟
🖋 محمدحامدپورجعفری
♦️اگر این استاندار برود و آن بیاید، اگر این شورا نباشد و...، اگر این نماینده نباشد و آن باشد، هزاران اگر و مگری که بارها شنیدهایم و دیدهایم! اما بازهم حال کرمانشاه بدتر و بدتر از قبل شده است.
♦️تا وقتی که شورای شهر بود، خبرهای ساخت و پایان کار پاساژهای بی پارکینگشان و استخدام رفقا و عشیرههای بیتناسبشان، را میدیدیم و میشنیدیم، حالا هم که نیستند، کل تقدیر شهر و شهرداری ارزانی نمایندهای شده است که جز آسفالت و پول و پروژه، چیز دیگری را نمیشناسد.
♦️حال استان هم دقیقاً مثل همان حال شهرداریست، هرکسی از هر جایی که بتواند سهم خود و اجداد و عشیره و قبیلهاش را از پیکره بیجان استان، میکَند.
♦️چیرگی منافع شخصی و قبیلهای و نفوذ در ساختارهای دیوانی و در نهایت قربانی کردن خیر عمومی در کرمانشاه، گویی از همان مورخه یک یک یک، همین بوده که بوده، مثلاً ناصرالدین شاه در خاطرات سفرش به عتبات میگوید:
"شب را در کرمانشاه بیتوته کردیم. جماعت کثیری آمده بودند به تظلمخواهی. گویا والیِ آنجا ظلم را از حد گذرانده بود. سرِ خُلق نبودیم.دادیم همه را مفصل با چوب زدند!"
یا مرحوم متین دفتری، وزیر دادگستری پهلوی اول که همان رییس قوه قضابیه آن زمان محسوب میشد نیز در خاطراتش میگوید:
"بار دیگر اخبار ناراحت کنندهای از غرب میرسید و از ضعف دادگاه جنایی کرمانشاه، شکایت میشد، که مثلا قاتلی را که راهزن بوده را فقط به یکسال حبس محکوم کردند، باز با عجله عازم کرمانشاه شدم، لدی الورود به عمارت دادگستری رفتم و در حضور قضات سخنرانی کردم و جداً تذکر دادم که امنیت کشور از وظایف دادگستریست!"
♦️حالا اگر خاطرات عضدالملک را هم بخوانیم بازهم چنین روایتهایی را از کرمانشاه کم ندارد!
گویی این شهر از همان دم احداث آنچنان میانهای با ساختارهای قانونی و مدنی نداشته است و هرکس که توانسته خر مراد خویش را به هرنحوی که خواسته در این استان و شهر، رانده است و به مقصد نیز رسیده است.
♦️یک عده روزنامهنگار یک لا قبا نیز چون من گاهی بودهاند، فقط داد و هوار کردهاند و هیچ از دستش برنیامده که نیامده در آخر هم از رو رفتهاند یا دق مرگ شدهاند و یا به سرزمین دیگر هجرت کردهاند که مبادا توقف بیجایش در این استان و ولایت، مزاحم کسب کاسبان آن مرز پرگهر و این شهر بیخبر شود.
♦️به هر روی آن چنان که آن والیان از این استان رفتهاند، این والیان نیز دیر یا زود خواهند رفت، اما آنچه که روشن است این است که اقبال توفیق این دیار آنچنان بسته به حال والیانش نبوده و نیست و ادبار را باید در خود مردمش به جستجو نشست، مردمی که سکوت را برای منافع و مطامع شخصی و قومیشان پیشه میکنند و حتی طبقه آگاهترشان نیز هم، در همراهی با مدیران منفعتجو، همراهاند و در قبال اندک جیفه و جیرهای مجیز میگویند و با این سیر و سلوک قطعاً و جبراً سرنوشت بهتری از امروز نخواهند داشت، تا بوده و هست نیز توأمان صدارات بر مصدر فلاکت و بیکاری و تورم در فساد اداری نیز کامرانی خواهند کرد و مقام قهرمانی کشور را حتی با نائب قهرمانی نیر هم عوض نخواهند کرد.
♦️اگر قرار به تغییری است، در گام نخست این تغییر در مردم استان و شهر باید رخ دهد وگرنه با آمدن و رفتن هوشنگ و بهمن و منوچهر، هیچ چیز بهتر نخواهد شد که چه بسا بدتر نیز هم بشود.
♦️یکی در پی امتیاز مرز است و یکی در پی ترانزیت و دیگر در پی استخدام انساب و آن یکی در پی گاوداری و اسبتازی و مدرسهخواری و هزار بدبختی دیگر و در نهایت نیز تمام شعارها و ادعاهای تعالی خواهانهی اغفالگر پیشین و نقدهای شبه دلسوزانه، نیز هم، یک شبه با یک حکم انشایی بیمبنای مشاوره و مباشره و عضویت رانتی در فلان هیأت مدیره بیخاصیت، به چاپلوسی و تملق و بوقچیگری تطور خواهد یافت...
و خواجه نیز کماکان در پی نقش ایوان،
دوان و دوانتر خواهد بود!
برگرفته از کانال تلگرامی نجوای باغ نی
@ilam_development
🖋 محمدحامدپورجعفری
♦️اگر این استاندار برود و آن بیاید، اگر این شورا نباشد و...، اگر این نماینده نباشد و آن باشد، هزاران اگر و مگری که بارها شنیدهایم و دیدهایم! اما بازهم حال کرمانشاه بدتر و بدتر از قبل شده است.
♦️تا وقتی که شورای شهر بود، خبرهای ساخت و پایان کار پاساژهای بی پارکینگشان و استخدام رفقا و عشیرههای بیتناسبشان، را میدیدیم و میشنیدیم، حالا هم که نیستند، کل تقدیر شهر و شهرداری ارزانی نمایندهای شده است که جز آسفالت و پول و پروژه، چیز دیگری را نمیشناسد.
♦️حال استان هم دقیقاً مثل همان حال شهرداریست، هرکسی از هر جایی که بتواند سهم خود و اجداد و عشیره و قبیلهاش را از پیکره بیجان استان، میکَند.
♦️چیرگی منافع شخصی و قبیلهای و نفوذ در ساختارهای دیوانی و در نهایت قربانی کردن خیر عمومی در کرمانشاه، گویی از همان مورخه یک یک یک، همین بوده که بوده، مثلاً ناصرالدین شاه در خاطرات سفرش به عتبات میگوید:
"شب را در کرمانشاه بیتوته کردیم. جماعت کثیری آمده بودند به تظلمخواهی. گویا والیِ آنجا ظلم را از حد گذرانده بود. سرِ خُلق نبودیم.دادیم همه را مفصل با چوب زدند!"
یا مرحوم متین دفتری، وزیر دادگستری پهلوی اول که همان رییس قوه قضابیه آن زمان محسوب میشد نیز در خاطراتش میگوید:
"بار دیگر اخبار ناراحت کنندهای از غرب میرسید و از ضعف دادگاه جنایی کرمانشاه، شکایت میشد، که مثلا قاتلی را که راهزن بوده را فقط به یکسال حبس محکوم کردند، باز با عجله عازم کرمانشاه شدم، لدی الورود به عمارت دادگستری رفتم و در حضور قضات سخنرانی کردم و جداً تذکر دادم که امنیت کشور از وظایف دادگستریست!"
♦️حالا اگر خاطرات عضدالملک را هم بخوانیم بازهم چنین روایتهایی را از کرمانشاه کم ندارد!
گویی این شهر از همان دم احداث آنچنان میانهای با ساختارهای قانونی و مدنی نداشته است و هرکس که توانسته خر مراد خویش را به هرنحوی که خواسته در این استان و شهر، رانده است و به مقصد نیز رسیده است.
♦️یک عده روزنامهنگار یک لا قبا نیز چون من گاهی بودهاند، فقط داد و هوار کردهاند و هیچ از دستش برنیامده که نیامده در آخر هم از رو رفتهاند یا دق مرگ شدهاند و یا به سرزمین دیگر هجرت کردهاند که مبادا توقف بیجایش در این استان و ولایت، مزاحم کسب کاسبان آن مرز پرگهر و این شهر بیخبر شود.
♦️به هر روی آن چنان که آن والیان از این استان رفتهاند، این والیان نیز دیر یا زود خواهند رفت، اما آنچه که روشن است این است که اقبال توفیق این دیار آنچنان بسته به حال والیانش نبوده و نیست و ادبار را باید در خود مردمش به جستجو نشست، مردمی که سکوت را برای منافع و مطامع شخصی و قومیشان پیشه میکنند و حتی طبقه آگاهترشان نیز هم، در همراهی با مدیران منفعتجو، همراهاند و در قبال اندک جیفه و جیرهای مجیز میگویند و با این سیر و سلوک قطعاً و جبراً سرنوشت بهتری از امروز نخواهند داشت، تا بوده و هست نیز توأمان صدارات بر مصدر فلاکت و بیکاری و تورم در فساد اداری نیز کامرانی خواهند کرد و مقام قهرمانی کشور را حتی با نائب قهرمانی نیر هم عوض نخواهند کرد.
♦️اگر قرار به تغییری است، در گام نخست این تغییر در مردم استان و شهر باید رخ دهد وگرنه با آمدن و رفتن هوشنگ و بهمن و منوچهر، هیچ چیز بهتر نخواهد شد که چه بسا بدتر نیز هم بشود.
♦️یکی در پی امتیاز مرز است و یکی در پی ترانزیت و دیگر در پی استخدام انساب و آن یکی در پی گاوداری و اسبتازی و مدرسهخواری و هزار بدبختی دیگر و در نهایت نیز تمام شعارها و ادعاهای تعالی خواهانهی اغفالگر پیشین و نقدهای شبه دلسوزانه، نیز هم، یک شبه با یک حکم انشایی بیمبنای مشاوره و مباشره و عضویت رانتی در فلان هیأت مدیره بیخاصیت، به چاپلوسی و تملق و بوقچیگری تطور خواهد یافت...
و خواجه نیز کماکان در پی نقش ایوان،
دوان و دوانتر خواهد بود!
برگرفته از کانال تلگرامی نجوای باغ نی
@ilam_development