ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻رمزگشایی از «شبکههای قدرت و سرمایهداری رفاقتی» در خاورمیانه | خالقی: بهار عربی صاحبان قدرت را تغییر داد، ولی منطق کلی و قواعد قدرت را تغییر نداد امیرحسین خالقی، اقتصاددان، در گفتوگو با اقتصادنیوز: 🔹تغییر حکومت لزوماً منطق زیربنایی اقتصاد سیاسی کشورها…
شما نیز میتوانید نمونههای متعددی از توزیع ثروت رانتی ناشی از تسلط این الگوی سرمایهداری میان حامیان آن را برشمارید؛ الگویی که متأسفانه تاکنون منجر به هیچ پیشرفت واقعی یا آبادانی پایدار نشده است. برای یافتن مصداق، لازم نیست جای دوری بروید...
@ilam_development
@ilam_development
روایت و پینوشتِ محسن جلالپور-فعال بخش خصوصی و تحلیلگر مسائل اقتصادی-از شیوهٔ مدیریتی جامعهنگرِ مرحوم حمید سعید(شهردار سالهای دور بردسیر استان کرمان) زیر عنوان "شهردار سربلند"
بلکه سرمشقی باشد برای اهل پژوهش در تفکیک و بازسازی تاریخی"نوع مثالی" کُنشهای مدیریتی جامعهمحور ومردممدار از گونههایبدلی و فرصتطلبانه و همچنین تلنگریبه کسانیکه مناصب مدیریتی را نه با نیت ارائهٔ خدمت صادقانه به جامعه، بلکه به قصدخودنمایی و بهرهمندی از مزایای مادی و منزلتیآن، به لطایفالحیل تصاحب میکنند؛ بدونآنکه تلاشنمایند در عهد مسئولیتشانیادگاری ارزشمند ازخویش برجای گذارند.
✍عزیزکلانتری
بلکه سرمشقی باشد برای اهل پژوهش در تفکیک و بازسازی تاریخی"نوع مثالی" کُنشهای مدیریتی جامعهمحور ومردممدار از گونههایبدلی و فرصتطلبانه و همچنین تلنگریبه کسانیکه مناصب مدیریتی را نه با نیت ارائهٔ خدمت صادقانه به جامعه، بلکه به قصدخودنمایی و بهرهمندی از مزایای مادی و منزلتیآن، به لطایفالحیل تصاحب میکنند؛ بدونآنکه تلاشنمایند در عهد مسئولیتشانیادگاری ارزشمند ازخویش برجای گذارند.
✍عزیزکلانتری
👌1
شهردارِسربلند
✍محسنجلالپور
مرحوم حمید سعید مرد بزرگی بود. مرور خاطراتش درکتاب تلاشگران پیشرفت کرمان نشان میدهد چه زندگی ترازی داشته وچقدر سالم و مبادیاخلاق و انصاف بوده است.او ۲۶ سال مدیر «شیر و خورشیدسرخ»بردسیر بود و ۸ سال بدون دریافت حقوق، شهردار این شهر شد. در همه اینسالها از دارایی شخصیاش هزینه کرد و چیزی برای خود برنداشت. قدیمیهای بردسیر از او وخانوادهاش به نیکی یاد میکنند.
وزارت فرهنگ در اوایل دهه ۴۰، طینامهای به مرحوم سعيد، از ایشان درخواست زمین میکند و آن مرحوم دو فقره زمین به وسعت هركدام سیصد قصب (جمعا ۱۵هزار متر مربع) به این اداره هدیه میکند. ۲۳۰ قطعه زمین هم برای ساخت خانه به ۲۳۰ خانواده میبخشد.
زمانی که شهردار بردسیر بود تصمیم گرفت برای این شهر خیابانی بسازد. ۳۰۰قصب (۷۵۰۰ متر مربع) از زمینهای باغ او در محدوده خیابان قرار داشت و مرحوم سعید پولی بابت آن دریافت نکرد. دیگران وقتی دیدند شهردار بابت زمین خودش پولی دریافت نکرده؛آنها هم از مطالبه پول بابت زمینهایشانصرفنظرکردند. اغلب خیابانهای بردسیر بدون پرداخت هیچ پولی به صاحبان زمین، احداث شد.
زمانی که در شهرداری بردسیر حضور داشت، سیدجوادسعیدیفیروزآبادی که بسیار خوشنام و قابل احترام بود، سکان استانداری کرمان را در دست داشت.در خرداد سال ۱۳۴۶ پروژه آبرسانی بردسیر با حضور استاندار و مقامات شهری افتتاح شد.
آن روز به واسطه تلاش برای آبرسانی شهر، از زحمات شهردار قدردانی کردند. مرحوم سعید از پیمانکار خواست، از سود اجرای پروژه، مبلغ دههزار تومان به شهرداری بردسیر هدیه کند، پیمانکار پذیرفت و چکی در وجه شهردار صادر کرد. مرحوم سعید حسابدار شهرداری را احضار کرد. چک را تحویلش داد و گفت: چک را همین امروز بهحساب واریز کن. از نماینده بانک هم خواست چک را نقد و واریز کند. ولی از او خواست مبلغ بهحساب شهرداری واریز شود نه بهحساب شخصی شهردار. نماینده بانک انجام داد و رسید را هم برای او ارسال کرد.
همان روز حرف و حدیثها آغاز شد و فرماندار بردسیر، شهردار را متهم کرده بود که از پیمانکار پول گرفته و بهحساب شخصی خودش واریز کرده است. روز بعد استاندار او را احضار کرد. مرحوم سعید فوراً بهطرف کرمان حرکت کرد. استاندار خوشنام کرمان به این دلیل که مرحوم سعید از شهرداری حقوق نمیگرفت همیشه به او احترام میگذاشت. وقتی مرحوم سعید وارد اتاق شد، استاندار برخلاف همیشه از جا بلند نشد.
با ناراحتی پرسید: «این درست است که دیروز پولی به شهرداری بردسیر دادهاند؟» شهردار گفت: «خیر پول را فقط به من دادند.»
استاندار با عتاب پرسید: «چرا از آنها پول گرفتید؟» شهردار بردسیر گفت: «پیمانکار ۶۰ هزار تومان سود کرده و من ۱۰ هزار تومانِ آن را گرفتم؛ که باید میگرفتم.»
این را گفت و دست در جیبش کرد و رسید آن مبلغ را که بهحساب شهرداری واریزشده بود بیرون آورد و به استاندارداد.استاندار رسید را گرفت و زمانی که متوجه شد؛ پول در وجه شهرداری پرداختشده است.حالت چهرهاش تغییر کرد. لحن صدایش عوض شد.از جا برخاست. مثل همیشه از پشت میز خارج شد و شهردار را در بغل گرفت.
رو به میهمانانش کرد و گفت: «این شهردار هیچوقت پول یا حقوق نگرفته است.یکبار هم که من به شهرداری «بردسیر» کمک مالی کردم ایشان رفتند و از مردم خواستند به شهرداری کمک کنند؛ تاپول استانداری را برگردانند.مردم چهار برابر کمکِ صد هزارتومانیِ استاندار را بهحساب شهرداری واریز کردند و او هم پول اهداییِ استانداری را برگرداند.»
مرحوم سعید توضیح داده که چگونه این پول را بازگردانده است: «روزی که برای برگرداندنِ پول استانداری به دیدن استاندار رفتم گفتم: مردم از من گله کردهاندکه چرا کمک مالی شما راپذیرفتهام. چهاربرابر شما به من کمک کردهاند؛ تا من پول شما را برگردانم؛ این هم پول شما.»
پن:
آدم این روایتها را که میخواند فکر میکند مربوط به سرزمینیدیگر است. مدیرانیکه منافع شخصی را نادیده میگرفتند تا جامعه منفعت ببرد امروز کجا هستند؟ ومردمانیکه کمک دولت را ننگ میدانستند وچهار برابر کمک استاندار را باز میگرداندند امروز در کدام کشور زندگی میکنند؟
☑️ محسن جلال پور
@ilam_development
✍محسنجلالپور
مرحوم حمید سعید مرد بزرگی بود. مرور خاطراتش درکتاب تلاشگران پیشرفت کرمان نشان میدهد چه زندگی ترازی داشته وچقدر سالم و مبادیاخلاق و انصاف بوده است.او ۲۶ سال مدیر «شیر و خورشیدسرخ»بردسیر بود و ۸ سال بدون دریافت حقوق، شهردار این شهر شد. در همه اینسالها از دارایی شخصیاش هزینه کرد و چیزی برای خود برنداشت. قدیمیهای بردسیر از او وخانوادهاش به نیکی یاد میکنند.
وزارت فرهنگ در اوایل دهه ۴۰، طینامهای به مرحوم سعيد، از ایشان درخواست زمین میکند و آن مرحوم دو فقره زمین به وسعت هركدام سیصد قصب (جمعا ۱۵هزار متر مربع) به این اداره هدیه میکند. ۲۳۰ قطعه زمین هم برای ساخت خانه به ۲۳۰ خانواده میبخشد.
زمانی که شهردار بردسیر بود تصمیم گرفت برای این شهر خیابانی بسازد. ۳۰۰قصب (۷۵۰۰ متر مربع) از زمینهای باغ او در محدوده خیابان قرار داشت و مرحوم سعید پولی بابت آن دریافت نکرد. دیگران وقتی دیدند شهردار بابت زمین خودش پولی دریافت نکرده؛آنها هم از مطالبه پول بابت زمینهایشانصرفنظرکردند. اغلب خیابانهای بردسیر بدون پرداخت هیچ پولی به صاحبان زمین، احداث شد.
زمانی که در شهرداری بردسیر حضور داشت، سیدجوادسعیدیفیروزآبادی که بسیار خوشنام و قابل احترام بود، سکان استانداری کرمان را در دست داشت.در خرداد سال ۱۳۴۶ پروژه آبرسانی بردسیر با حضور استاندار و مقامات شهری افتتاح شد.
آن روز به واسطه تلاش برای آبرسانی شهر، از زحمات شهردار قدردانی کردند. مرحوم سعید از پیمانکار خواست، از سود اجرای پروژه، مبلغ دههزار تومان به شهرداری بردسیر هدیه کند، پیمانکار پذیرفت و چکی در وجه شهردار صادر کرد. مرحوم سعید حسابدار شهرداری را احضار کرد. چک را تحویلش داد و گفت: چک را همین امروز بهحساب واریز کن. از نماینده بانک هم خواست چک را نقد و واریز کند. ولی از او خواست مبلغ بهحساب شهرداری واریز شود نه بهحساب شخصی شهردار. نماینده بانک انجام داد و رسید را هم برای او ارسال کرد.
همان روز حرف و حدیثها آغاز شد و فرماندار بردسیر، شهردار را متهم کرده بود که از پیمانکار پول گرفته و بهحساب شخصی خودش واریز کرده است. روز بعد استاندار او را احضار کرد. مرحوم سعید فوراً بهطرف کرمان حرکت کرد. استاندار خوشنام کرمان به این دلیل که مرحوم سعید از شهرداری حقوق نمیگرفت همیشه به او احترام میگذاشت. وقتی مرحوم سعید وارد اتاق شد، استاندار برخلاف همیشه از جا بلند نشد.
با ناراحتی پرسید: «این درست است که دیروز پولی به شهرداری بردسیر دادهاند؟» شهردار گفت: «خیر پول را فقط به من دادند.»
استاندار با عتاب پرسید: «چرا از آنها پول گرفتید؟» شهردار بردسیر گفت: «پیمانکار ۶۰ هزار تومان سود کرده و من ۱۰ هزار تومانِ آن را گرفتم؛ که باید میگرفتم.»
این را گفت و دست در جیبش کرد و رسید آن مبلغ را که بهحساب شهرداری واریزشده بود بیرون آورد و به استاندارداد.استاندار رسید را گرفت و زمانی که متوجه شد؛ پول در وجه شهرداری پرداختشده است.حالت چهرهاش تغییر کرد. لحن صدایش عوض شد.از جا برخاست. مثل همیشه از پشت میز خارج شد و شهردار را در بغل گرفت.
رو به میهمانانش کرد و گفت: «این شهردار هیچوقت پول یا حقوق نگرفته است.یکبار هم که من به شهرداری «بردسیر» کمک مالی کردم ایشان رفتند و از مردم خواستند به شهرداری کمک کنند؛ تاپول استانداری را برگردانند.مردم چهار برابر کمکِ صد هزارتومانیِ استاندار را بهحساب شهرداری واریز کردند و او هم پول اهداییِ استانداری را برگرداند.»
مرحوم سعید توضیح داده که چگونه این پول را بازگردانده است: «روزی که برای برگرداندنِ پول استانداری به دیدن استاندار رفتم گفتم: مردم از من گله کردهاندکه چرا کمک مالی شما راپذیرفتهام. چهاربرابر شما به من کمک کردهاند؛ تا من پول شما را برگردانم؛ این هم پول شما.»
پن:
آدم این روایتها را که میخواند فکر میکند مربوط به سرزمینیدیگر است. مدیرانیکه منافع شخصی را نادیده میگرفتند تا جامعه منفعت ببرد امروز کجا هستند؟ ومردمانیکه کمک دولت را ننگ میدانستند وچهار برابر کمک استاندار را باز میگرداندند امروز در کدام کشور زندگی میکنند؟
☑️ محسن جلال پور
@ilam_development
نسخه آسفالت برای مشکلات!
مینا حیدری: تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخیهای بیمزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دستبهدست شوند و بعد فراموششان کنیم.
✅ بُرشی از متن
🔗متن اصلی
@ilam_development
مینا حیدری: تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخیهای بیمزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دستبهدست شوند و بعد فراموششان کنیم.
✅ بُرشی از متن
این ماجرا بیش از آنکه درباره یک رودخانه باشد، درباره یک ذهنیت مدیریتی است؛ ذهنیتی که وقتی با یک مسأله پیچیده مواجه میشود، به سراغ سادهترین راهحل میرود: حذف صورت مسأله.منبع: اطلاعات آنلاین
بوی بد رودخانه؟ آسفالتش کنیم.
کمبود زمین در مرکز شهر؟ بستر رودخانه را به زمین شهری تبدیل کنیم.
مشکل ساماندهی دستفروشان و وانتبارها؟ رودخانه را در اختیارشان بگذاریم.
پارکینگ کم داریم؟ رودخانه پارکینگ شود.
این همان نقطهای است که ضعف مدیریتی، گاهی چنان آشکار میشود که جنبه فکاهی پیدا میکند. آدم میماند آیا باید بخندد یا نگران باشد.
🔗متن اصلی
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
نسخه آسفالت برای مشکلات! مینا حیدری: تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخیهای بیمزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دستبهدست شوند و بعد فراموششان کنیم.…
سؤال اینجاست این ذهنیت مدیریتی که در مواجهه با مسائل پیچیده، به جای کارِ کارشناسی، سادهترین راهحل (حذف صورت مسأله) را انتخاب میکند، محصول کجاست و چرا -با وجود انتقاد آگاهان جامعه به عملکرد زیانبار آن- به رویه غالب مدیریتی در بسیاری از سازمانها تبدیل شده است؟
@ilam_development
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
سؤال اینجاست این ذهنیت مدیریتی که در مواجهه با مسائل پیچیده، به جای کارِ کارشناسی، سادهترین راهحل (حذف صورت مسأله) را انتخاب میکند، محصول کجاست و چرا -با وجود انتقاد آگاهان جامعه به عملکرد زیانبار آن- به رویه غالب مدیریتی در بسیاری از سازمانها تبدیل شده…
بخشی از پاسخ به سؤالِ بالا؛ دلایل غالب شدن ذهنیت مدیریتیای که به جای کارِ کارشناسی در مواجهه با مسائل پیچیده، به سراغ سادهترین راهحل و حذف صورت مسأله میرود، در توضیحات ذیل منعکس شده است؛ جایی که علاءالدین رفیعزاده میگوید:
مدیران ما پسرخالهها و دخترخالههای خودشان را به ادارات میآورند و بعد از مدتی به آنها مسئولیتهای مهم میدهند.پ.ن: البته از مدیران و کارکنانی که بدین شیوه به سازمانهای رسمی وارد میشوند، جز سمبلکاری و کارهای نمایشی، انتظاری بیش از این نمیرود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 مدیران ما پسرخالهها و دخترخالههای خودشان را به ادارات میآورند و بعد از مدتی به آنها مسئولیتهای مهم میدهند
💢 علاءالدین رفیعزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی:
📌 وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت صمت با چه اجازهای برای خودشان یک دانشگاه حیاط خلوت باز کردهاند و مدرک تحصیلی میدهند؟! مگر این مملکت وزارت علوم ندارد؟
🏷 علاءالدین رفیعزاده/ اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
💢 علاءالدین رفیعزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی:
📌 وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت صمت با چه اجازهای برای خودشان یک دانشگاه حیاط خلوت باز کردهاند و مدرک تحصیلی میدهند؟! مگر این مملکت وزارت علوم ندارد؟
🏷 علاءالدین رفیعزاده/ اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
حتماً برای شما هم جای سؤال است که چرا با آنکه رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور به صراحت اعلام میکند کسی که نتوانسته از طریق آزمون استخدامی پذیرفته شود، از مسیر دیگری (به گفتهٔ وی پارتی) وارد دستگاههای اداری شده، ولی عملاً قادر به اصلاحِ این مسیر نادرست و ناکارآمد نیست؟ غلامرضا حیدری کرد زنگنه، رئیس اسبق سازمان خصوصیسازی، این مسأله را از منظر کوتاهی در کوچکسازی دولت (ناتوانی در کاستن از بار مالی و مدیریتیِ دولت) به نفع خصوصیسازی، توضیح میدهد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فیلم/ ۴۰۰ هزار مدیر در دولت داریم که با کل کارمندان دولت ژاپن برابری میکند/ هیچ وزارتخانهای، آمار صحیح کارمندانش را ندارد
👤 غلامرضا حیدری کرد زنگنه، رئیس اسبق سازمان خصوصیسازی: مالیات از بخش تولید میگیریم و به کارمند اداری پشت میز نشینی میدهیم که از بیکاری جدول حل میکند./اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
👤 غلامرضا حیدری کرد زنگنه، رئیس اسبق سازمان خصوصیسازی: مالیات از بخش تولید میگیریم و به کارمند اداری پشت میز نشینی میدهیم که از بیکاری جدول حل میکند./اقتصاد ۱۲۰
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
سؤال اینجاست این ذهنیت مدیریتی که در مواجهه با مسائل پیچیده، به جای کارِ کارشناسی، سادهترین راهحل (حذف صورت مسأله) را انتخاب میکند، محصول کجاست و چرا -با وجود انتقاد آگاهان جامعه به عملکرد زیانبار آن- به رویه غالب مدیریتی در بسیاری از سازمانها تبدیل شده…
|حکمرانی غیرنهادی| و |انحراف از اصل شایستهسالاری| از جمله عوامل موثر بر ضعف مدیریتی و ناکارآمدی سازمانهای دولتی
Forwarded from seymare
سیمرهی ۸۳۲ جاری شد…
هشتصدوسیودومین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز دوشنبه، (26 اَمُردادماه 1405) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است؛ از جمله:
*تیتریک:-در نقد مصوبهي تازه مجلس دربارهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري/ فرهنگ، پادگان نيست
*سرمقاله:-نهادسازي فرهنگي و رسانهاي لرستان در زيستبوم فرهنگي ايران/ دکترمسعود زمانیمقدم
*یادداشتها:
– مذاکره به روش پيامبر اسلام / دکتر مرتضا ادیب
– روشن فکر کيست؟(۱) / حسین خداکرمی
– توسعه يا توقف؟ /جدال بر سر کمربندي غربي خرمآباد /عباس دارايي
– فقط مدير ميتواند، يعني چه؟! / زمان شهاوند
– به بهانهي روز جهاني جوانان / یوسف درگاهیان
* مقاله:-نحوهي زيستن اصيل در باور فيلسوفان پسارنسانسي(۷)/ دکتر فرزاد حاتمزاده
*طنز:– فانتزی واژهها(۷۵) (چي براي چيه!؟) / صافی لرستانی-کارتون سیمره/ یاسر دلفان
*شعر:-آفاق شوهانی / زانا کردستانی
*مقاله:-شصت سال پرسه در ميان اوراق و حوادث /ماشاالله محمدي، کتابفروشِ نسل نخستِ کتابخوانهاي خرمآباد(بخش دوم)/ محمدکاظم عليپور-تنبور ميراث گمشدهي لرستان(بخش دوم)/ محسن دلفان
*لرستانپژوهی:
– زبان معيار لکي (نگاهي به شعر استاد کرم دوستي) بخش دوم/علی گودرزیان
*اخبار:
– نمايندهي خرمآباد و چگني: عملکرد دانشگاه علوم پزشکي لرستان رضايتبخش نيست / ورزش به چالشي براي استان ما تبديل شده است
– تذکر سپهوند نمايندهي مجلس به رييس جمهور دربارهي انتخابات شوراها؛ تمديد فعاليت نهادهاي انتخابي بايد مستند به قانون باشد
– و…
@seymareweekly
هشتصدوسیودومین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز دوشنبه، (26 اَمُردادماه 1405) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است؛ از جمله:
*تیتریک:-در نقد مصوبهي تازه مجلس دربارهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري/ فرهنگ، پادگان نيست
*سرمقاله:-نهادسازي فرهنگي و رسانهاي لرستان در زيستبوم فرهنگي ايران/ دکترمسعود زمانیمقدم
*یادداشتها:
– مذاکره به روش پيامبر اسلام / دکتر مرتضا ادیب
– روشن فکر کيست؟(۱) / حسین خداکرمی
– توسعه يا توقف؟ /جدال بر سر کمربندي غربي خرمآباد /عباس دارايي
– فقط مدير ميتواند، يعني چه؟! / زمان شهاوند
– به بهانهي روز جهاني جوانان / یوسف درگاهیان
* مقاله:-نحوهي زيستن اصيل در باور فيلسوفان پسارنسانسي(۷)/ دکتر فرزاد حاتمزاده
*طنز:– فانتزی واژهها(۷۵) (چي براي چيه!؟) / صافی لرستانی-کارتون سیمره/ یاسر دلفان
*شعر:-آفاق شوهانی / زانا کردستانی
*مقاله:-شصت سال پرسه در ميان اوراق و حوادث /ماشاالله محمدي، کتابفروشِ نسل نخستِ کتابخوانهاي خرمآباد(بخش دوم)/ محمدکاظم عليپور-تنبور ميراث گمشدهي لرستان(بخش دوم)/ محسن دلفان
*لرستانپژوهی:
– زبان معيار لکي (نگاهي به شعر استاد کرم دوستي) بخش دوم/علی گودرزیان
*اخبار:
– نمايندهي خرمآباد و چگني: عملکرد دانشگاه علوم پزشکي لرستان رضايتبخش نيست / ورزش به چالشي براي استان ما تبديل شده است
– تذکر سپهوند نمايندهي مجلس به رييس جمهور دربارهي انتخابات شوراها؛ تمديد فعاليت نهادهاي انتخابي بايد مستند به قانون باشد
– و…
@seymareweekly
پایگاه خبری تحلیلی آوای سیمره
سیمرهی 832 جاری شد… - پایگاه خبری تحلیلی آوای سیمره
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است؛ از جمله: *تیتریک: -در نقد مصوبهي تازه مجلس دربارهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري/ فرهنگ، پادگان نيست *سرمقاله: -نهادسازي فرهنگي و رسانهاي لرستان در زيستبوم فرهنگي ايران/ دکترمسعود…
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔴 مدیران ما پسرخالهها و دخترخالههای خودشان را به ادارات میآورند و بعد از مدتی به آنها مسئولیتهای مهم میدهند 💢 علاءالدین رفیعزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی: 📌 وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت صمت با چه اجازهای برای خودشان یک دانشگاه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیس سازمان اداری و استخدامی: تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود/اطلاعات آنلاین
دو دیدگاه کاملآ ناسازگار رئیس سازمان اداری و استخدامی، در مورد نیروهای شرکتی:
دیدگاه اول: فرآیند شرکتی منفذی شده برای دولت، برای ورود نیروهای پارتی
دیدگاه دوم: تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود
دیدگاه اول: فرآیند شرکتی منفذی شده برای دولت، برای ورود نیروهای پارتی
دیدگاه دوم: تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود
آیا به نظر شما با این مدل از دیدگاهها و رفتارهای ناهمخوان مقامات، امکان اصلاح نظام اداری و کوچکسازی دولت، شدنی است؟
🔻محمد طبیبیان: مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار میکند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرشها به توسعه داریم
دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان:
🔹اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای مختلف که بـا سلیقههایی متناقض روی کارآمده بودند، گرههای اقتصادی کشور باز نشد و چگونه میشود این گرهها را باز کرد
🔹از ابتدای انقلاب تعارض میان دو نگرش به توسعه وجود داشته؛ یکی توسعهگرا و دیگری که توسعه را در تعارض با ارزشهای ایدئولوژیک میدیده است
🔹مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات را دشوار میکند. تا زمانی که هزینه ادامه وضع موجود کمتر از هزینه اصلاح باشد، سیاستهای روشن هم اجرا نمیشوند
🔹در مورد دولت آقای پزشکیان، به نظر من، ایشان با ساختاری روبهروست که در آن مسئولیت دولت بسیار بیشتر از اختیارات واقعی آن است
🔹حداقل شرط لازم برای اداره یک اقتصاد این است که دولت بتواند دو ابزار اصلی سیاستگذاری کلان، یعنی سیاست مالی و سیاست پولی را به صورت منسجم اعمال کند| روزنامه اطلاعات
⬅️ جزئیات بیشتر
@ilam_development
دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان:
🔹اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای مختلف که بـا سلیقههایی متناقض روی کارآمده بودند، گرههای اقتصادی کشور باز نشد و چگونه میشود این گرهها را باز کرد
🔹از ابتدای انقلاب تعارض میان دو نگرش به توسعه وجود داشته؛ یکی توسعهگرا و دیگری که توسعه را در تعارض با ارزشهای ایدئولوژیک میدیده است
🔹مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات را دشوار میکند. تا زمانی که هزینه ادامه وضع موجود کمتر از هزینه اصلاح باشد، سیاستهای روشن هم اجرا نمیشوند
🔹در مورد دولت آقای پزشکیان، به نظر من، ایشان با ساختاری روبهروست که در آن مسئولیت دولت بسیار بیشتر از اختیارات واقعی آن است
🔹حداقل شرط لازم برای اداره یک اقتصاد این است که دولت بتواند دو ابزار اصلی سیاستگذاری کلان، یعنی سیاست مالی و سیاست پولی را به صورت منسجم اعمال کند| روزنامه اطلاعات
⬅️ جزئیات بیشتر
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻محمد طبیبیان: مشکل بنیادی، ساختار تصمیمگیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار میکند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرشها به توسعه داریم دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان: 🔹اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای…
دوستان فرهیختهٔ عضو کانال، راجع به تضاد نگرشها به توسعه در ایران از ابتدای انقلاب تاکنون، چنانچه مطلبی دارید، نظرات و اطلاعات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
با تشکر
@ilam_development
با تشکر
@ilam_development
لولیای با پسر خود ماجرا میکرد که تو هیچ کاری نمیکنی و عمر در بطلان به سر میبری. چند بار به تو گویم که معلّق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهیدن و رسنبازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی؟ اگر از من نمیشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مردهریگِ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یکجو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد!
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
عبید زاکانی
مأخوذ از کانالِ نگاران؛ ادبیات و داستان
@ilam_development
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
عبید زاکانی
مأخوذ از کانالِ نگاران؛ ادبیات و داستان
@ilam_development
توسعهی دستوری!
✍️ مرتضی کاظمی
بارها به اسم توسعه ما را فریب دادهاند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقبگرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت و رقابت سالم تضمین نشود «توسعهی دستوری» فقط ویترین فریبندهای از پیشرفت خواهد بود.
توسعه یک کلمه مقدس نیست!
واژه توسعه را آنچنان مقدس جلوه دادهاند که توانستهاند خرابکاریهایشان را به نام توسعه توجیه کنند. مثلاً:
🔹 سدسازیهای گسترده که به اسم توسعه انجام شد در عمل رودخانهها و تالابها را خشکاند و محیطزیست کشور را منفجر کرد.
🔹 افزایش مالیاتها که با شعار زمینهسازی برای توسعهی سیاسی انجام شد در عمل نه تنها دولتی پاسخگو ایجاد نکرد بلکه فقط بیعدالتی و اتلاف منابع را بیشتر کرد.
🔹 ساخت بیرویه و نادرست اتوبانها که به اسم توسعهی شهری انجام شد عملاً باعث گسترش رانت، دستکاری در بافت اجتماعی و همچنین باعث افزایش آلودگی هوا شد.
به نام توسعه؛ به کام فساد
🔹 رانتهای کلان در چاپ و انتشار کتابهای ایدئولوژیک که به اسم توسعهی فرهنگی انجام شد در واقع نه تنها منابع عمومی را هدر داد بلکه به جامعه از لحاظ فرهنگی و سیاسی آسیبهای سنگین وارد کرد.
🔹 شهرکسازیهای بیحساب که به اسم توسعه و ساخت مسکن انجام شد در عمل زمینهای کشاورزی و منابع آبی را نابود کرد و در نتیجه سکونتگاههای بیکیفیت بهجا گذاشت.
🔹 توسعهی صنعتی به شکل رانتی که به اسم توسعهی اقتصادی انجام شد در عمل به جای رقابت و نوآوری، انحصار و امتیازهای ویژه برای بنگاههای دولتی و شبهدولتی ایجاد کرد.
🔹 پروژههای عظیم دولتی در نفت و گاز که به اسم توسعه ملی انجام شد عملاً به جای بهرهوری و رفاه عمومی، منبع فساد و سوءمدیریت شدند.
🔹 افزایش بیرویه قیمتگذاری و یارانههای ناکارآمد که به اسم توسعه و عدالت اجتماعی انجام شد عملاً منابع را هدر داد و انگیزه تولید را از بین برد.
وقتی پاسخگویی، شفافیت و عدالت وجود نداشته باشد، هر چیزی حتی با عنوان زیبا و فریبنده «توسعه»—میتواند علیه پیشرفت و انسانیت باشد.
اقتصاددانانی مانند پیتر بائر و فریدریش هایک بارها در مورد توسعه دستوری هشدار داده و گفتهاند توسعه با فرمان و دستور یا اجرای پروژههای عظیم و انجام هزینهکردهای دولتی بهوجود نمیآید.
هایک میگفت: «تمدن، نتیجه طراحی آگاهانه نیست؛ بلکه حاصل آزادی و همکاری خودجوش انسانهاست.»
پیتر بائر میگفت:
▫️ حقوق مالکیت و حاکمیت حقوق تضمین شود.
▫️ بازارهای آزاد و رقابت سالم به مردم امکان رشد بدهد.
▫️ دولت بهجای پروژهسازی و انجام پروژههای عظیم از زیرساختهای نهادی (دادگاه مستقل، نظام مالی شفاف و آزادی رسانه) حمایت بکند.
▫️ مردم بتوانند آزادانه فکر کنند، تولید کنند و با هم همکاری کنند.
▫️ تا زمانی که این اصول پایهای شکل نگیرند، مواردی که گفته شد فقط «نمایشی از پیشرفت» خواهد بود، نه خودِ پیشرفت.
آدام اسمیت بیش از دویست سال پیش گفته بود:
۸ مرداد ۱۴۰۴
@ilam_development
✍️ مرتضی کاظمی
بارها به اسم توسعه ما را فریب دادهاند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقبگرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت و رقابت سالم تضمین نشود «توسعهی دستوری» فقط ویترین فریبندهای از پیشرفت خواهد بود.
توسعه یک کلمه مقدس نیست!
واژه توسعه را آنچنان مقدس جلوه دادهاند که توانستهاند خرابکاریهایشان را به نام توسعه توجیه کنند. مثلاً:
🔹 سدسازیهای گسترده که به اسم توسعه انجام شد در عمل رودخانهها و تالابها را خشکاند و محیطزیست کشور را منفجر کرد.
🔹 افزایش مالیاتها که با شعار زمینهسازی برای توسعهی سیاسی انجام شد در عمل نه تنها دولتی پاسخگو ایجاد نکرد بلکه فقط بیعدالتی و اتلاف منابع را بیشتر کرد.
🔹 ساخت بیرویه و نادرست اتوبانها که به اسم توسعهی شهری انجام شد عملاً باعث گسترش رانت، دستکاری در بافت اجتماعی و همچنین باعث افزایش آلودگی هوا شد.
به نام توسعه؛ به کام فساد
🔹 رانتهای کلان در چاپ و انتشار کتابهای ایدئولوژیک که به اسم توسعهی فرهنگی انجام شد در واقع نه تنها منابع عمومی را هدر داد بلکه به جامعه از لحاظ فرهنگی و سیاسی آسیبهای سنگین وارد کرد.
🔹 شهرکسازیهای بیحساب که به اسم توسعه و ساخت مسکن انجام شد در عمل زمینهای کشاورزی و منابع آبی را نابود کرد و در نتیجه سکونتگاههای بیکیفیت بهجا گذاشت.
🔹 توسعهی صنعتی به شکل رانتی که به اسم توسعهی اقتصادی انجام شد در عمل به جای رقابت و نوآوری، انحصار و امتیازهای ویژه برای بنگاههای دولتی و شبهدولتی ایجاد کرد.
🔹 پروژههای عظیم دولتی در نفت و گاز که به اسم توسعه ملی انجام شد عملاً به جای بهرهوری و رفاه عمومی، منبع فساد و سوءمدیریت شدند.
🔹 افزایش بیرویه قیمتگذاری و یارانههای ناکارآمد که به اسم توسعه و عدالت اجتماعی انجام شد عملاً منابع را هدر داد و انگیزه تولید را از بین برد.
وقتی پاسخگویی، شفافیت و عدالت وجود نداشته باشد، هر چیزی حتی با عنوان زیبا و فریبنده «توسعه»—میتواند علیه پیشرفت و انسانیت باشد.
اقتصاددانانی مانند پیتر بائر و فریدریش هایک بارها در مورد توسعه دستوری هشدار داده و گفتهاند توسعه با فرمان و دستور یا اجرای پروژههای عظیم و انجام هزینهکردهای دولتی بهوجود نمیآید.
هایک میگفت: «تمدن، نتیجه طراحی آگاهانه نیست؛ بلکه حاصل آزادی و همکاری خودجوش انسانهاست.»
پیتر بائر میگفت:
«توسعه یعنی گسترش انتخابهای مردم؛ نه گسترش قدرت دولت برای مهندسی جامعه.»پیشرفت واقعی آنجاست که:
▫️ حقوق مالکیت و حاکمیت حقوق تضمین شود.
▫️ بازارهای آزاد و رقابت سالم به مردم امکان رشد بدهد.
▫️ دولت بهجای پروژهسازی و انجام پروژههای عظیم از زیرساختهای نهادی (دادگاه مستقل، نظام مالی شفاف و آزادی رسانه) حمایت بکند.
▫️ مردم بتوانند آزادانه فکر کنند، تولید کنند و با هم همکاری کنند.
▫️ تا زمانی که این اصول پایهای شکل نگیرند، مواردی که گفته شد فقط «نمایشی از پیشرفت» خواهد بود، نه خودِ پیشرفت.
آدام اسمیت بیش از دویست سال پیش گفته بود:
«بهبود وضعیت ملتها، حاصل آزادی کار و تجارت مردم عادی است؛ نه نتیجه طرحهای بزرگ دولتها.»
۸ مرداد ۱۴۰۴
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
توسعهی دستوری! ✍️ مرتضی کاظمی بارها به اسم توسعه ما را فریب دادهاند. مثلاً همینجا در ایران، زیر پرچم «توسعه» کارهایی انجام شده که به جای پیشرفت و بهبود، در عمل فریب و عقبگرد بوده و بیشتر برای نمایش و فریبکاری استفاده شده است. تا زمانی که آزادی، حقوق مالکیت…
نقد و نظر شما در خصوص این برداشت از توسعه چیست؟
Forwarded from جامعهشناسیِ تاریخی توسعه در ایران (عزیز کلانتری)
🖊ظهور ماکس وبر پس از مارکس، به پرواز درآمدن مجدد جُغد مینروا در آسمان اروپا است
📚عقلِ بورژوازی
📥حامد زارع
🖇وقتی کارل مارکس مُرد، یک دانشجوی حقوق در دانشگاه هایدلبرگ مشغول تحصیل بود که چند سال بعد و در زمانهای که کسی فکرش را هم نمیکرد که بتوان از جامعهشناسی مارکسیستی اعراض کرد، توانست صبغه دیگری به مطالعات اجتماعی بدهد و به عنوان جامعهشناسی لیبرال وارد میدان نظرورزی شود. متفکری که درک نیرومندی از تاریخ عمومی غرب داشت و دیوانسالاری آن را نقطه اوج نمایش عقل میدانست و یگانه راوی بروکراتیزه شدن کاپیتالیسم در تاریخ شد.
🖇او استیلای بوروکراتیکی را جزئی جدائی ناپذیر از جامعه جدید مبتنی بر سرمایهداری میدانست. ماکس وبر قائل به نحوی از حرکت جوهری در جوامع بشری بود که همواره این جوامع را به سوی سازمانی عقلانیتر و دیوانسالارنهتر پیش میبرد. وبر متخصص تبارشناسی پیدایش لیبرالیسم نیز بود که توانست با آثار خود تفاوت جامعه جدید را با جوامع قدمایی نشان دهد. اکنون که صدسال از مرگ او میگذرد، جهان متجدد غربی مدیون پژوهشهای او در باب سرمایهداری و آزادیخواهی است.
🖇ماکس وبر که کارل یاسپرس به عنوان نامدارترین شاگردش از او به عنوان «واقعیتی فلسفی» نام میبرد، به مثابه محل تلاقی علوم اجتماعی و آزدیخواهی در تاریخ اندیشه غرب، یکی از مهمترین معابر لیبرالیسم معاصر محسوب میشود که توانست استیلای مطلق نظریه مارکس در عرصه عمومی و روشنفکری اروپا را بشکند و پرچم راستگرایی را در برابر چپزدگی برافراشته سازد.
🖇کارل مانهایم معتقد بود که از هر جایی در جامعهشناسی آغاز کنیم، ناگزیر باید به جایی بازگردیم که ماکس وبر از آنجا آغاز کرد
🖇او در کتاب بسیار مهم «اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری» و در پاسخ به مارکس و تحلیل ماتریالیسم تاریخی او نشان میدهد که نه تنها ادیان خصلت محافظهکارانه و انقیادآور ندارند، بلکه در مواقع و مواضعی میتوانند مهمترین جهشهای بشری را رقم بزنند.
🖇در مقام نتیجهگیری از اندیشه سیاسی ماکس وبر باید اذعان داشت که پردازش سرمایهداری حسبِ روندِ عقلانیشدن یک نتیجه مشخص به دنبال خود داشت و آن هم تبیین عقلایی بورژوازی به عنوان مورداعتمادترین و روزآمدترین سبک فلسفی و سیاسی که بشر تا کنون آزموده است. ماکس وبر به عنوان طلایهدار ارزشهای بورژوازی در ابتدای قرن بیستم میلادی، جان تازهای به تاریخ تفکر آزادیخواهانه در اروپای غربی میبخشد. اینچنین است که ظهور او پس از مارکس که ندای نابودی بورژوازی را سر داده بود، نه در حُکم ققنوسی که پرندهای حماسی است، بلکه به مثابه به پرواز درآمدن مجدد بوف مینروا که پرنده دانایی است باید دید. پرواز مینروا در آسمان اروپای قرن بیستم یک پیام بیشتر نداشت: بورژوازی هنوز زنده است./ مجله سیاستنامه
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره پانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
@HsociologyDeveplopment
📚عقلِ بورژوازی
📥حامد زارع
🖇وقتی کارل مارکس مُرد، یک دانشجوی حقوق در دانشگاه هایدلبرگ مشغول تحصیل بود که چند سال بعد و در زمانهای که کسی فکرش را هم نمیکرد که بتوان از جامعهشناسی مارکسیستی اعراض کرد، توانست صبغه دیگری به مطالعات اجتماعی بدهد و به عنوان جامعهشناسی لیبرال وارد میدان نظرورزی شود. متفکری که درک نیرومندی از تاریخ عمومی غرب داشت و دیوانسالاری آن را نقطه اوج نمایش عقل میدانست و یگانه راوی بروکراتیزه شدن کاپیتالیسم در تاریخ شد.
🖇او استیلای بوروکراتیکی را جزئی جدائی ناپذیر از جامعه جدید مبتنی بر سرمایهداری میدانست. ماکس وبر قائل به نحوی از حرکت جوهری در جوامع بشری بود که همواره این جوامع را به سوی سازمانی عقلانیتر و دیوانسالارنهتر پیش میبرد. وبر متخصص تبارشناسی پیدایش لیبرالیسم نیز بود که توانست با آثار خود تفاوت جامعه جدید را با جوامع قدمایی نشان دهد. اکنون که صدسال از مرگ او میگذرد، جهان متجدد غربی مدیون پژوهشهای او در باب سرمایهداری و آزادیخواهی است.
🖇ماکس وبر که کارل یاسپرس به عنوان نامدارترین شاگردش از او به عنوان «واقعیتی فلسفی» نام میبرد، به مثابه محل تلاقی علوم اجتماعی و آزدیخواهی در تاریخ اندیشه غرب، یکی از مهمترین معابر لیبرالیسم معاصر محسوب میشود که توانست استیلای مطلق نظریه مارکس در عرصه عمومی و روشنفکری اروپا را بشکند و پرچم راستگرایی را در برابر چپزدگی برافراشته سازد.
🖇کارل مانهایم معتقد بود که از هر جایی در جامعهشناسی آغاز کنیم، ناگزیر باید به جایی بازگردیم که ماکس وبر از آنجا آغاز کرد
. «باید مسئله اصلی را که ماکس وبر به آن مشغول بود به خاطر آوریم. یعنی این پرسش که چه زمینههای فرهنگی به پیدایش و آشکارشدگی کامل نیروهایی چون سرمایهداری، علوم دقیق و از این قبیل یاری رساندهاند؟» ماکس وبر به خطر پرداختن به همین مسئله است که کاوشگر روح سرمایهداری نام میگیرد.
🖇او در کتاب بسیار مهم «اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری» و در پاسخ به مارکس و تحلیل ماتریالیسم تاریخی او نشان میدهد که نه تنها ادیان خصلت محافظهکارانه و انقیادآور ندارند، بلکه در مواقع و مواضعی میتوانند مهمترین جهشهای بشری را رقم بزنند.
🖇در مقام نتیجهگیری از اندیشه سیاسی ماکس وبر باید اذعان داشت که پردازش سرمایهداری حسبِ روندِ عقلانیشدن یک نتیجه مشخص به دنبال خود داشت و آن هم تبیین عقلایی بورژوازی به عنوان مورداعتمادترین و روزآمدترین سبک فلسفی و سیاسی که بشر تا کنون آزموده است. ماکس وبر به عنوان طلایهدار ارزشهای بورژوازی در ابتدای قرن بیستم میلادی، جان تازهای به تاریخ تفکر آزادیخواهانه در اروپای غربی میبخشد. اینچنین است که ظهور او پس از مارکس که ندای نابودی بورژوازی را سر داده بود، نه در حُکم ققنوسی که پرندهای حماسی است، بلکه به مثابه به پرواز درآمدن مجدد بوف مینروا که پرنده دانایی است باید دید. پرواز مینروا در آسمان اروپای قرن بیستم یک پیام بیشتر نداشت: بورژوازی هنوز زنده است./ مجله سیاستنامه
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره پانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
@HsociologyDeveplopment