ایلام توسعه|نقد و بهبود|
130 subscribers
57 photos
17 videos
7 files
130 links
"ایلام توسعه" با فرض توسعه حاصل عملکرد نظام سیاسی و جامعه است و همه ما در این فرایند مسئولیت داریم، می‌کوشد در کنار نقد عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی، راهکارهایی نیز برای بهبود و پیشبرد آن ارائه نماید.
🆔 @SIKANSARA
Download Telegram
JNOE269741219347000.pdf https://share.google/vNnt1vbqyNZKflVSo
ارزیابی نحوه مدیریت توسعه در ایران (مقاله علمی وزارت علوم)

نویسندگان: یارمحمد قاسمی
منبع: نامه علوم اجتماعی 1387 شماره 33
چکیده
در این مقاله به تحلیل نظری یکی از مهمترین مسایل مرتبط با توسعه در ایران، یعنی مدیریت توسعه پرداخته‌ایم. از آنجا که به اعتقاد ما قریب به یک قرن است که پیشگامان مدرنیته در کشور عموما و مدیریت توسعه بالاخص، مکتب نوسازی را آگاهانه یا غافلانه، در امر توسعه، الگوی خود قرار داده‌اند، از این رو ابتدا مبانی نظری و روش‌شناختی این مکتب را مطرح و سپس با نقد آن، به معرفی چهارچوب نظری خود که مبتنی بر رویکرد هابرماس است، مبادرت نموده‌ایم. بر اساس این تحلیل نظری به این نتیجه دست یافته‌ایم که مهمترین ویژگی مدیریت توسعه در ایران، تکیه بر بخش سخت‏ افزاری وارداتی و غفلت از بعد نرم ‏افزاری توسعه (بعد اجتماعی- سیاسی و فرهنگی) است. انتخاب این رویه، باعث گردیده که زیست‏ جهان اجتماعی تحت تسخیر سیستم درآید و به تدریج آثار زیانبار خود را به صورت افزایش آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، نشان دهد.
@ilam_development
📝یادداشت ادمین

یادآوری چند نکته جهت مفاهمه و هم‌افزایی بیشتر

1️⃣ همان‌طور که تلویحاً در توصیف (Description) مختصر کانال نیز آمده موضوع اصلی رسانهٔ حاضر نقد و بررسی عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی و ارائهٔ راهکار مناسب و زمینه‌مند برای بهبود کاستی‌های موجود در این زمینه، در حد گنجایش یک کانال تلگرامی‌ست. در این راستا بناست مشکلات توسعه‌ای استان ایلام هم به عنوان نمونه‌ای از جوامع محلی کمتر توسعه‌یافته با نگاه ویژه‌ای مورد بررسی قرار گیرد نه‌‌ اینکه کل مطالب منتشرشده در این کانال معطوف به مشکلات توسعه‌ای استان ایلام و جستجوی راه‌کارهای برون‌رفت از آن باشد.

2️⃣ مشکلات توسعه‌ای استان ایلام و شهرستان‌های تابعه هم، جز در موارد معدودی که نیازمند تبیین خاص است، تافتهٔ جدابافته‌‌ای از سایر مسائل و مشکلات کلان کشور و یا مناطق همسان در استان‌های زاگرس‌نشین نیست که بخواهیم برای تبیین و برون‌رفت از آن نظریه‌پردازی و روش‌شناختی ویژه‌ای را ابداع نماییم.

3️⃣ بر این اساس روش‌ عمدهٔ ما برای فهم و تبیین بسندهٔ مسائل و مشکلات توسعه‌ای در ابعاد موردنظر و ارائهٔ راهکار برای برون‌رفت از آن، بررسی پیشینهٔ نظری و تجربی کارهای انجام‌شده در این زمینه، به شیوهٔ متداولِ مرور ادبیات کارهای پژوهشی است که منابع و مطالبی را به عنوان پیشینهٔ تجربی و مبانی نظری استفاده می‌کنند تا محقق را در تبیین و واکاوی مسائل مورد مطالعه راهنمایی نماید.
[البته در استفاده از این روش‌ سعی‌مان بر این است با برخی کانال‌های تلگرامی که با بازنشر پست‌های مختلف و بی‌فایده فقط قصد افزایش‌ ممبر دارند متفاوت باشیم.]


4️⃣ به عنوان مثال چگونه می‌توان “عملکرد توسعه‌ای عوامل اجرایی پروژهٔ سد مخزنی سیکان در شهرستان دره‌شهر از منظر رعایتِ منافع جامعهٔ میزبان” را مورد نقد و ارزیابی قرار داد بدون آنکه فهم درستی از مبانی نظری و روش‌شناختی «ارزیابی اجتماعی-فرهنگی پروژه‌ها» و یا «مطالعات ارزیابی زیست‌محیطی» در این خصوص داشته باشیم. و یا چگونه می‌توانیم تبیین بسنده‌ای از توسعه‌نیافتگیِ ناشی از ناکارآمدی مدیران اجرایی در استان ایلام و ارائهٔ راهکار برای برون‌رفت از آن ارائه دهیم بدون آنکه فهم درستی از پیشینهٔ نظریهٔ نهادگرایی جدید داشته باشیم؛ که توسعه‌نیافتگی را محصول ضعف قابلیت‌های اجرایی دستگاه‌های متولی توسعه می‌داند و برای غلبه بر آن راهکار مسئله‌محور «توانمندسازی حکومت و جامعه» را پیشنهاد می‌کند.
5️⃣ قطعاً انجام کار به این شیوه [تلاش برای تحلیل تئوریک مسائل فراتر از انتشار اخبار معمولی] پایبندی‌های خاص خود را دارد و ممکن است با ذائقه و ترجیحات ارزشی برخی کاربران موجود در فضای مجازی که بیشتر علاقه‌مند به پی‌گیری مباحث کوتاه و اخبار پوپولیستی با منطق مدح و ذم هستند، همسو نباشد. پس انتظار ما از دوستان و علاقه‌مندان به همراهی و عضویت در این کانال آن است که از زاویهٔ مشروح به محتوای کانال بنگرند و ما را از همراهی و مشاورهٔ ارزندهٔ خویش در این راستا، بهره‌مند نمایند.
📝عزیز کلانتری
https://t.me/ilam_development
نمونه دیگری از مطالعات انجام شده [افزون بر موارد پیش‌گفته]، تحت عنوان:
از گردو تا اوکالیپتوس: روایتی مردم نگارانه از فرسایش اجتماعات محلی درایران،

توسط دکتر علی ایار و دکتر موسی عنبری، مبنی بر: ناسازگاربودن مدیریت توسعه و برنامه‌ها و اقدامات توسعه‌ای همبسته با آن با ظرفیت‌های فرهنگی و سنت‌های پیونددهنده و یاریگرانه در کنش‌های اقتصادی محلی و آثار زیانبار آن بر فرسایش توانمندی‌های اجتماعات محلی در میدان زاگرس میانی (استان‌های ایلام و لرستان)
#ادمین
@ilam_development
👇
از گردو تا اوکالیپتوس: روایتی مردم نگارانه از فرسایش اجتماعات محلی درایران
نویسنده:
علی ایار* ، موسی عنبری

نوع مقاله:
مقاله پژوهشی/اصیل (دارای رتبه معتبر)
چکیده:
این مطالعه با استفاده از روش مردم نگاری انتقادی، اثر مداخلات توسعه‌ای را بر ساحت اجتماعی و کنش اقتصادی اجتماعات محلی در میدان زاگرس میانی (استان های ایلام و لرستان) بررسی می کند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که برنامه‌های توسعه، زیست جهان پیشامداخله‌ای را که در سیطره امر اجتماعی بوده، تحت هجمه امر اقتصادی قرار داده است. در فرایند مداخله توسعه، از ظرفیت‌‌پهای فرهنگی و سنت‌های پیونددهنده و یاریگرانه در کنش‌های اقتصادی محلی غفلت شده است و به جای آن برنامه‌های رسمی و سرمایه محور دولتی، در ابعاد عینی و ذهنی گسترش یافته است؛ ماحصل تضعیف سنت‌های همیارانه مردمی، برآمدن گروه های شبه تکنوکرات جدیدی است که ارزش‌های فرهنگ محلی مانند سخت کوشی، قناعت، همکاری و ساده زیستی را نماد عقب افتادگی می‌دانند. درواقع کنشگران بومی به مثابه مدیران مولد خویش فرمای جدید، به کسانی بدل شدند که برای بازاریابی نیروی کار و تامین معاش خود، در چرخه اعانه، وام و اجیرشدگی گرفتار شده اند. به منظور نشان دادن این فرسایش، از استعاره درخت گردو به مثابه نماد جامعه طبیعت مدار سخت کوش، همبسته و کوشا و از درخت اوکالیپتوس به عنوان نماد مداخله عاریتی، جامعه مصرفی، تظاهری و گسسته استفاده کرده ایم. با زوال اجتماع محلی، کنش‌های اقتصادی همیارانه، سخت کوشی و قناعت محلی تحدید شده و رقابت‌های اقتصادی مصرف‌گرا، گسسته و سودانگارانه بجای آن نشسته است.

کلیدواژگان:
مردم‌نگاری انتقادی ، مداخله ، توسعه‌گران ، اجتماع محلی ، کنش اقتصادی ، هستی اجتماعی
لینک کوتاه دسترسی به فایل کامل مقاله: اینجا
https://t.me/ilam_development
مقاله‌ای دیگر از دکتر علی ایار و دکتر تقی آزاد‌ارمکی، که در آن توسعه‌نیافتگی استان‌های ایلام و لرستان("خلقیات" و" توسعه نیافتگی")، در بازه زمانی مورد مطالعه، نه به عنوان معلولِ ِفقدان توانمندی‌های ذهنی مساعدِ توسعهٔ مردمان این دیار؛ بلکه برآیند علی ترکیب زمانمند«غیاب نهادی و نیرویی»، مبتنی بر شبکه نسبتاً پیچیده‌ای از روابط متقابل بین نهاد‌های در تعامل با شرایط جهانی، مورد تحلیل قرار گرفته است.
#ادمین
https://t.me/ilam_development
تحلیل تطبیقی تأثیر پیکربندی نهادی-عاملیتی بر خلقیات و توسعه با رویکرد جبر بولی (مورد مطالعه لرستان پیشکوه و پشتکوه از دورۀ صفویه تا پایان پهلوی)

(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده: علی ایار، تقی آزاد‌ارمکی
منبع: مطالعات اجتماعی ایران سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ 28 - 54


مطالعات جامعه‌شناسی تاریخی جامعه ایرانی، به علت غفت از اجتماعات محلی، با ارائه تصویری یکدست از جامعه، مانع فراهم شدن فهمی تاریخی و فرایندی از مسائل اجتماعات محلی در جامعه ایران شده است. در این مقاله سعی بر آن است که با لحاظ نمودن فرض کثرت و تنوع جامعه ایرانی و از سویی دگر تمرکز بر نهادها و نیروهای متکثر اجتماعی که در حیات اجتماع محلی موثر بوده اند، به تبیینی متمایز از موضوع مورد مطالعه بپردازد. این مقاله با روش تاریخی تفسیری و تبیینی با استفاده از جبر بولی، براساس رویکرد نهادگرایی تاریخی، تحلیلی متفاوت از وضعیت خلقیات و توسعه در لرستان پیشکوه و پشتکوه(لرستان و ایلام) از دوره صفویه تا پایان پهلوی ارائه می‌کند که در آن بر نقش شرایط جهانی، نهادها و عاملیت‌های متعدد اجتماعی تأکید می‌شود. در این روایت، پیکربندی نهادی لرستان پشتکوه و پیشکوه بازه زمانی مورد مطالعه با عنایت به میراث به‌جای مانده از دوره صفوی با وصف «غیاب نهادی و نیرویی»، مبتنی بر شبکه نسبتا پیچیده‌ای از روابط متقابل بین نهاد‌های در تعامل با شرایط جهانی، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استدلال این است که وضعیت نهادی ریشه در دوره‌های قبلی داشته با تداوم خود توانسته است بر شکل‌گیری خلقیات و توسعه این منطقه تأثیرگذار باشد. بنابراین می‌توان این گونه استلال نمود که " خلقیات" و" توسعه نیافتگی" لرستان، برآیندهای علی ترکیبی زمانمند است.
کلیدواژه‌ها: تحلیل تطبیقی – تاریخی، لرستان، جبر بولی، خلقیات توسعه

🔗لینک دریافت مقاله
https://t.me/ilam_development
🔸شما وضعیت توسعه‌ و توسعه‌نیافتگی در استان‌های زاگرس‌نشین، به ویژه استان ایلام در گذار از دورهٔ سنتی به جدید، را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ گذارِ ناموفق یا موفق آن را معلول چه علل و عواملی می‌دانید؟
دکتر مجتبا ترکارانی(جامعه‌شناس مطرح
لرستانی) در دومقالهٔ منتشر شده در نشریه وزین سیمره، تحت عناوین: «چرا مسائل زاگرس در دستور کار ملی قرار نمی‌گیرد؟» و «گذار آز گفتمان عاطفی به گفتمان علمی و انسجام‌بخش در زاگرس»،
مسأله توسعه‌نیافتگی در این استان‌ها را ناشی از در دستور کار ملی قرار نگرفتن مسائل زاگرس و معلول دو عامل ذیل دانسته:

الف) بیرونی: [ سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه مبتنی بر نگاه تمرکزگرا و از بالا که بیشتر به مناطق مرکزی توجه دارد تا ویژگی‌های منطقه‌ای و محلی]
ب) درونی: [ سیاست‌مداران و نخبگان محلی عمدتاً محافظه‌کار و وفادار به آرمان‌های ایدئولوژیک که بیشتر دغدغهٔ منافع قومی-جناحی دارند تا روحیهٔ انتقادی پی‌گیر مطالبات منطقه‌ای]
راه‌کارهای عمده وی برای حل این مشکلات نیز عبارتند از:
الف) در سطح کلان: [اتخاذ رویکردی در توسعه و برنامه‌ریزی کشور که توسعه را به صورت متوازن ببیند.]
ب) در سطح میانه [گذار از گفتمان عاطفی و هویت‌گرا در بین مقامات محلی و رسیدن به گفتمان ادغام‌کننده علمی... .]
در پست‌های بعدی این مقالات را باهم مرور می‌کنیم.
#ادمین
https://t.me/ilam_development
چرا مسایل زاگرس در دستور کار ملی قرار نمی‌گیرد

✍️دکتر مجتبا ترکارانی/ سیمره

زاگرس بیش از آن‌که نام یک رشته‌کوه و مفهومی طبیعی و جغرافیایی و یا یک زیست‌بوم انسانی باشد، امروزه به یک مفهوم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و حتا توسعه‌ای در گفتمآن‌های علمی و برنامه‌ریزی تبدیل شده‌است.
اما طی چند دهه سیاست‌گذاری در ایران، مشاهده شده این است که با وجود سروصداهای زیاد ولی کمتر مسایل اصلی مناطق زاگرس‌نشین در دستور کار ملی قرار گرفته، آن‌ها به صورت یک‌پارچه دیده نشده و بین واحدهای استانی توزیع شده و حل آن‌ها در سایه‌ی خودمحوری‌های بخشی و قبیله‌ای سیاستمداران محلی و منطقه‌ای ناکام مانده است.
زاگرس همیشه دچار این تناقض درتاریخ توسعه‌ای خود بوده است که با وجود این‌که از موقعیت ارتباطی، استراتژیک و منابع توسعه‌ای مانند انرژی (مانند آب، نفت و گاز) و نیروی کار توانمند، طبیعت و اقلیم چشم‌نواز برخوردار بوده اما هم‌چنان ساکنان این مناطق در تامین نیازهای اولیه خود ناتوان بوده و فقر هم‌زاد آنان بوده‌است؟!!
بدین‌روی، این پرسش مهم پیش می‌آید که چرا در سیاست‌گذاری توسعه، زاگرس به‌عنوان منبع ملی دیده شده و از منابع سرزمینی زاگرس به صورت ملی و منطقه‌ای استفاده شده، به‌طوری‌که برای حل مشکل آب شرب و حتا صنعتی مناطق دیگراب زاگرس به یزد و کویر و قم انتقال داده می‌شود و یا برای ساختن سد و تامین انرژی کشور آب زاگرس به سدهای ملی سرازیر می‌شود و ولی اجازه ساخت سد مهم در مناطق زاگرس نشین داده نمی‌شود تا در سیلاب‌های بزرگ زاگرس قربانی نشود و یا برای ساخت بزرگ‌راه‌های ملی، شهرهای کوچک و بزرگ زاگرس را از مدار ارتباطی خارج و منزوی می‌کنند و اقتصاد محلی را دچار بحران می‌کنند ولی این انزوای اقتصادی را جبران نمی‌کنند تا جوانانش مجبور به مهاجرت نشوند. با این حال، وقتی پای مسایل زاگرس مانند مهاجرت، فقر، بی‌کاری، آتش‌سوزی جنگل‌ها، فرسایش خاک و خودکشی جوانانش به میان می‌آید همه خود را کنار می‌کشند؛ گویی که انگار زاگرس جز ایران نیست. (به نوعی ما فدرال یک‌طرفه شده‌ایم، دولت از ما انتظاردارد ولی ما نباید از او انتظار داشته باشیم) به عبارت دیگر چرا باید منطقه‌ای در ایران منابعش برای دیگران اشتراکی باشد ولی مسایل و بحرآن‌هایش فقط خاص خودش باشد.
معمولاً برای ورود یک مسئله به فرایند سیاست‌گذاری باید ابتدا مشکل و مسئله موجود را به یک دستور کار و یا به قول معروف اجندا (Agenda )تبدیل کرد به شکلی که نهادهای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری مانند دولت، مجلس و نهادهای تاثیرگذار مجبور و ناگریز باشند که این مسئله را جدی بگیرند و در برنامه‌ریزی خود لحاظ کنند. در این یادداشت به این مسئله از منظر منطق سیاست‌گذاری در ایران امروز و ویژگی‌های خاص منطقه زاگرس می‌پردازیم.
عوامل مؤثر بر قرار گرفتن در دستور کار ملی را می‌توان تحت دو عامل درونی و بیرونی زاگرس دسته‌بندی کرد.
*عوامل بیرونی:
البته باید این واقعیت را پذیرفت که سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه از ابتدا تاکنون مبتنی بر نگاه تمرکزگزا و از بالا بوده و کمتر به ویژگی‌های منطقه‌ای و محلی توجه کرده و البته توجه آن بیش‌تر بر مناطق مرکزی ایران بوده و از یک فرایند آمایش سرزمینی پایدار مبتنی بر عدالت منطقه‌ای پیروی نکرده، بلکه گروه‌های صاحب نفوذ هستند که بر حسب توان و قدرت خود در دستگاه دولت و حاکمیت دستور کار محلی را تبدیل به دستور کار ملی نموده و آن را وارد چرخه‌ی سیاست‌گذاری ملی کرده‌اند. نتیجه آن شده که پیش از انقلاب بیش‌تر مرکزنشینان و پس از انقلاب نواحی خاصی مانند مناطق کویری و مذهبی فرصت برخورداری و بهره‌مندی بیش‌تری از رانت نفت را که در برنامه‌های توسعه منعکس شده داشته‌اند و مناطق قومی و به‌‌ویژه زاگرس‌نشینان از این منابع کمتر بهره برده و در مدار توسعه‌نیافتگی باقی مانده‌اند.‌..

🌐متن کامل این یادداشت را در 👈 | تارنمای آوای سیمره | بخوانید.
https://t.me/ilam_development
👏1
گذار از گفتمان عاطفی با گفتمان علمی و انسجام‌بخش در زاگرس

✍️دکتر مجتبا ترکارانی/ سیمره

در ادامه‌ی مبحث قبلی در باره‌ی علل قرار نداشتن مسایل زاگرس در دستور کار ملی در نشریه‌ی وزین سیمره در این قسمت به راه‌کارهایی می‌پردازیم که می‌تواند به حل این مشکلات کمک کند.
در سطح کلان: ما در سطح کلان به رویکردی در توسعه و برنامه‌ریزی کشور نیاز داریم که توسعه را به صورت متوازن ببیند و تلاش کند که شکاف‌ها و نابرابری‌های توسعه‌ای بین مناطق مختلف ایران را کاهش دهد. این شکاف‌ها لزوماً با برنامه‌ریزی آمایش سرزمین و دیدگاه فضایی مبتنی بر واحدهای استانی قابل حل نیستند و به واحدهای فراتر از استان نیاز دارند چراکه بسیاری از مسایل مشترک این مناطق را نمی‌توان با اختیارات اداری و سازمانی در سطح یک استان حل نمود. علاوه بر آن در هر استان ی،مدیران استانی و حتا نمایندگان مجلس برای حل مشکلات خود، مطالبات محلی را چنان برجسته می‌کنند که به تفرق و پراکندگی بیش‌تر حتا در سطح استانی هم دامن می‌زند و امکان تحقق مشکلات توسعه‌ای مشترک در سطح مناطق به‌‌ویژه زاگرس را بسیار دشوار می‌کند. بنابراین در کنار ضرورت وجود نوعی نگاه توسعه‌ی متوازن در برنامه‌های توسعه و اجبار به داشتن پیوست عدالت برای طرح‌های توسعه‌ای، باید در سازمان‌های متولی توسعه مانند سازمان برنامه و بودجه نوعی نهادهای توسعه‌ی منطقه‌ای ایجاد نمود که با اختیارات وسیع‌تر فراتر از استان‌ها بتواند مستقیماً متولی رفع مشکلات منطقه‌ای در ایران باشد. چنین نگاهی را می‌توان نه فقط برای زاگرس بلکه برای مناطق مختلف ایران که در خوشه‌های مشابهی قرار می‌گیرند، پیاده نمود.
در سطح میانه و در استان‌ها و نواحی زاگرس‌نشین نیز انجام اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود:
۱-گذر از گفتمان عاطفی و هویت‌گرا و رسیدن به گفتمان ادغام کننده و علمی: به این معنا که در زاگرس به‌‌ویژه زاگرس میانی در گفتمان مردم عادی و نخبگان و مسئولان در بیان مطالبات‌شان، گفتمان عاطفی و هویت‌گرا مبتنی بر هویت قومی بسیار شایع است و این گفتمان هویتی مبتنی بر قومی، نه فقط توان تبدیل مطالبات به پویش‌های اجتماعی گسترده را نداشته بلکه نوعی تفرقه‌گرایی را بین اقوام و گروه‌های زبانی ایجاد کرده و هویت‌های متکثر موجود در این مناطق را وارد نزاع‌های فرسایشی و بی‌حاصل می‌کند و انرژی آن‌ها را تحلیل می‌برد. تاجایی‌که هویت‌های قومی لر، بختیاری، لک، کُرد، بویراحمدی و.. هرکدام خواهان هویت مستقل بوده و با جمع شدن زیر یک هویت واحد قومی مقاومت می‌کنند. بنابراین هرگونه گفتمانی در طرح مسایل زاگرس که بر مبنای محوریت هویت قومی خاصی حرکت کند ناکام است و به گفتمان‌های ادغام کننده و انتگرال نیاز است که این هویت‌ها را زیر یک نام جامع و مورد توافق جمع نموده و در جهت طرح مطالبات و پی‌گیری آن‌ها بسیج کند و در عین حال هویت مستقل قومی زیرمجموعه را به رسمیت بشناسد و وارد جدال‌های هویتی نشود. هم‌چنین با وجود ظلم‌های تاریخی که بر زاگرس رفته ولی نیاز است از گفتمان احساسی و عاطفی مبتنی بر مرثیه‌سرایی و مظلوم‌نمایی برای زاگرس پرهیزنمود

🌐متن کامل این یادداشت را در👈| تارنمای آوای سیمره | بخوانید.
https://t.me/ilam_development
👍1
دوست گرامی جناب آقای دکتر مجتبا ترکارانی، در تکمیل مطالب پیشین، در یادداشتی تحلیلی خطاب به مسئولین استان لرستان-قابل تعمیم به سایر استان‌های درگیر توسعه، منجمله استان ما- تمایز مفهومی معناداری بین دو مقولهٔ "طرح توسعه لرستان به عنوان یک "خطابه کلامی - نمایشی" با کاربرد آن به عنوان "یک ایدهٔ راهبردی" همراه با پیش‌نیازهای گذر از اولی به دومی قائل شده، که تأمل در آن برای متولیان رسمی توسعه در استان‌های موردنظر که هنوز در مرحلهٔ توسعهٔ نمایشی- مناسکی سیر و سلوک می‌کنند و ادراک علمی و کارشناسانه‌ای از مقولهٔ توسعه و پیش‌نیازهای آن ندارند،ضروری است.
@ilam_development
توسعه‌ی لرستان: خطابه کلامی یا ایده‌ی راه‌بردی؟

✍️مجتبا ترکارانی - دکترای جامعه‌شناسی توسعه


این روزها توسعه‌ی لرستان، واژه‌ی پربسامدی است که در زبان مدیران ارشد استان بسیارجاری می‌شود و همه به نوعی اهمیت این موضوع را یادآور شده، زنجیره‌ی گفتار خود را با این واژه محکم می‌کنند.
به عبارتی دال گفتمانی آن‌ها توسعه است. گرچه این موضوع در گذشته هم سابقه داشته و بسیاری از مدیران در ابتدای کار خود معمولاً در اهمیت توسعه، گفتارهای شورانگیز سرداده‌اند ولی نتایج این گفتارها و خطابه‌ها اغلب برای لرستان مفید نبوده است.
از این رو، در این یادداشت برآنیم که خدمت استاندار محترم و دیگر مدیران ارشد ملاحظاتی را مطرح کنیم و امیدوار باشیم با توجه به این ملاحظات، توسعه برای لرستان در نگاه مدیران، نه یک خطابه یا رتوریک کلامی بلکه یک نگاه راه‌بردی و استراتژیک باشد که در سال‌های بعد ثمر آن را ملاحظه کنیم.
فرایند توسعه معمولاً از چند عنصر زیر تشکیل شده‌است:
گفتمان توسعه، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه، مدیریت و سازمان‌دهی توسعه، اجرا و ارزیابی توسعه.
الف) گفتمان توسعه: به ایده و اندیشه و دیدگاه‌هایی گفته می‌شود که در مورد توسعه در زبان، گفتار و نوشتار مردم و کارگزاران توسعه و سیاست‌گذاران و نظریه‌پردازان توسعه جاری می‌شود. این ایده نه فقط باید در ذهن و ضمیر یک جامعه نهادینه شود بلکه باید با تکرار و گفت‌وگو در منش و رفتار گروه‌های درگیر توسعه نیز نفوذ کند. در جامعه‌ای که خواهان توسعه است باید میل به پیش‌رفت و گفت‌وگو و یادگیری از دیگری و نظم‌گرایی و دیگر ارزش‌های توسعه وجود داشته و در روند توسعه تقویت شود. بنابراین اگر خواهان توسعه هستیم باید این گفتمان در زبان و نوشتار مسئولان ادارات و سازمان‌ها و مردم رایج شود. از این رو می‌توان ایده‌های جدید را از طریق دعوت افراد صاحب‌نظر در حوزه‌ی توسعه و یا داشتن مشاوران صاحب فکر وارد بدنه‌ی اداری و ذهن مسئولان نمود و در همایش‌های اجتماعی نیز از افراد صاحب‌نظر در سطح ملی دعوت نمود که به همراه صاحب‌نظران محلی دیدگاه‌های توسعه‌ای را در جامعه مطرح کرده و در حوزه‌های مختلف تاثیرگذاری ایجاد کنند.حتا استاندار محترم می‌تواند در آغاز جلسات مهم با دعوت از صاحب‌نظران دانشگاهی یا سازمانی دقایقی از جلسه را صرف ارایه‌ی توضیح متونی درباره‌ی نظریات و سیاست‌های توسعه برای مدیران سازمان‌ها و کاربرد آن‌ها در لرستان نماید.
ب)مدیریت و سازمان توسعه: توسعه در کنار ایده و گفتمان نیاز به سازمان و مدیریت دارد تا بتواند این ایده‌ها و اندیشه‌ها را عملیاتی کند. بنابراین در این جهت باید تیم سازمانی در حوزه‌های مختلف به‌ویژه سازمان‌های کلیدی مرتبط با توسعه (مدیریت و برنامه‌ریزی، صنعت و معدن، اقتصاد و دارایی و جهاد کشاورزی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و..) از افرادی انتخاب شوند که توانمند بوده و در سازمان خود به لحاظ دانش و تجربه نیز در سطح بالایی باشند و علاوه بر آن نیز با اهداف و ایده‌های موردنظر استاندار سازگار و هماهنگ باشند. تعلل استاندار در انتخاب مدیران ارشد استان می‌تواند چهره‌ی مقتدری که از ایشان ترسیم شده، کم‌رنگ نماید و هم‌چنین باعث فرصت‌سوزی شده و زمان مفید هدر برود. البته استفاده از طرفیت‌های اجتماعی و مدنی و بخش خصوصی و نهادهای غیردولتی در این جهت ضرورت دارد ولازم است این ظرفیت‌سازی و شبکه‌سازی صورت گیرد.
پ)برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری توسعه:
توسعه در این مرحله نیازمند آن است که رویکردها و سیاست‌های توسعه‌ای که سازگار با اسناد توسعه در سطح کلان کشور است تهیه شده و به زبان سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی به سازمان‌های استانی ابلاغ شوند. هم‌چنین استاندار محترم سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان را مکلف کند طی زمان کوتاهی گزارشی از مطالعاتی که در گذشته تحت عنوان اسناد توسعه برای لرستان تدوین شده و علت ناکامی و یا عدم اجرای این برنامه‌ها را تهیه نموده و بر اساس این تجربیات و ارزیابی آن‌ها، برنامه‌های جدید توسعه‌ی لرستان را تدوین نماید. چراکه بدون بازخوانی تجربیات گذشته، کار جدید خشت بر آب زدن است. متاسفانه در مقاطع مختلف مشاهده شده که برنامه‌های توسعه در لرستان تحت عنوان آمایش سرزمین یا عناوین دیگر مجموعه‌ای از پروژه‌های ناهمگون ادارات هست که بدون داشتن یک رویکرد نظری پشتیبان ویا راه‌بردی روشن به صورت مکانیکی در کنار هم قرار داده شده و تحت عنوان مطالعات توسعه‌ی لرستان تدوین شده و برای اجرا ابلاغ شده‌اند. بنابراین لازم است استاندار محترم قبل از تدوین برنامه‌ها، دیدگاه‌ها و راه‌برد و رویکرد توسعه‌ای خود را مشخص کند و روشن به سازمان‌ها اعلام نموده، بر این اساس برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری توسعه، صورت گیرد

🌐ادامه و متن کامل این یادداشت را در |تارنمای آوای سیمره|بخوانید.
https://t.me/ilam_development
در فرستهٔ بعدی، با تمرکز بر نقشی که سوءمدیریت توسعه و جهت‌گیری‌های برنامه‌های ناشی از آن در پیدایش و تداوم توسعه‌نیافتگی ملی و مناطق داشته است، به مرور دلایل شکست پروژه‌های توسعه در سطح ملی می‌پردازیم 📉🏗️. این دلایل از منظر «نبودِ یک مسترپلن ملی جامع و الزام‌آور و منطق منسجم توسعه در سطح حکمرانی» که بتواند آمایش سرزمین در ایران را به یک ابزار مؤثر در سیاست‌گذاری تبدیل کند، مطرح شده است. 🗺️🇮🇷.
چرا پروژه‌های توسعه در ایران شکست می‌خورند؟

🔹آمایش سرزمین در ایران به‌دلیل گسست میان دانش و عمل و فقدان منطق توسعه منسجم، به ابزاری حاشیه‌ای تبدیل شده است.

🔹سیاست‌گذاری‌ها عمدتاً موردی، سلیقه‌ای و دستوری هستند که پیامدهایی نظیر توسعه نامتوازن، تخریب منابع (به‌ویژه آب) و کاهش کارآیی سرمایه‌گذاری داشته‌اند.

🔹برای اصلاح، تدوین الگوی توسعه ملی با تمرکز بر تولید ثروت، ایجاد «مسترپلن» جامع و الزام‌آور، انطباق سیاست‌ها با ظرفیت‌های اقلیمی، تقویت استقلال کارشناسی سازمان برنامه، ارتقای شفافیت و سرمایه‌گذاری بر نیروی انسانی توسعه‌گرا ضروری است.

🔹تداوم روند فعلی، تشدید نابرابری‌های منطقه‌ای، فرسایش سرمایه اجتماعی و شکست در دستیابی به توسعه پایدار را در پی خواهد داشت./برگرفته از کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد

برشی از متن اصلی

آمایش سرزمین در ایران
الزامات، خطاهای ساختاری و مسیر اصلاح


آمایش سرزمین در ایران، با وجود پیشینه نسبتا طولانی در ادبیات برنامه‌ریزی، عملا نتوانسته به یک ابزار موثر در سیاستگذاری تبدیل شود. اگرچه از دهه۱۳۵۰ به بعد ساختارهایی برای آن در نهادهایی مانند سازمان برنامه شکل گرفته، اما در عمل تصمیمات کلان توسعه‌ای کشور غالبا خارج از چارچوب آمایش اتخاذ شده‌اند. این گسست میان دانش و عمل، پیامدهای قابل‌توجهی، از جمله توسعه نامتوازن منطقه‌ای، تخریب منابع طبیعی و کاهش کارآیی سرمایه‌گذاری‌های کلان به همراه داشته است.
در این چارچوب، مساله اصلی صرفا نبود ابزار یا دانش فنی نیست، بلکه فقدان یک منطق منسجم توسعه در سطح حکمرانی است. به بیان دیگر، ظاهرا سیاستگذاری در ایران کمتر بر اساس یک الگوی توسعه مشخص و هماهنگ میان قدرت سیاسی و اقتصاد صورت گرفته و بیشتر تابع تصمیمات مقطعی، سلیقه‌ای و کوتاه‌مدت بوده است. در چنین بستری، آمایش سرزمین نیز به‌جای آنکه نقش راهنمای توسعه را ایفا کند، به یک مفهوم حاشیه‌ای تقلیل یافته است.


🔗متن کامل
https://t.me/ilam_development
در ادامهٔ مطالب پیشین در خصوص نقد و ارزیابی برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه در ایران 📚💡

کتاب «پنجاه سال برنامه‌ریزی در ایران» نوشتهٔ هدی صابر، با رویکردی اجتماعی-تاریخی به آسیب‌شناسی نظام کارشناسی در ایران پرداخته است؛ خوانش و بازخوانی این کتاب بدان جهت اهمیت دارد که به وجوهِ نظام کارشناسی ملی، مدیریت عمومی و تمشیت امور که کمتر در بین منتقدین بدان توجه شده می‌پردازد 📖. در واقع کتاب مذکور به نوعی تاریخ شفاهی نظام برنامه‌ریزی در ایران و بیانگر تجربیات و روایت‌های شنیدنی کارشناسان متعدد در این زمینه است 🗣️🇮🇷

@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
Photo
معرفی کتاب پنجاه سال برنامه‌ریزی
در تمام سالیان سال در ایران معاصر، تمام دغدغه روشنفکران ما، با هر زمینه فکری و دانش نظری که داشته‌اند اکثرا نقد حکومت و نقد سیاست آن هم به شکلی عقیم بوده است. هیچ روشنفکری درباره راه‌آهن، ساختار صنایع، جاده‌سازی، نحوه مدیریت مدارس، اساساً خود مقوله مدریت و برنامه‌ریزی، شیوه توسعه آموزش عالی، توانمندسازی زنان، ساخت انحصاری بازارهای نوظهور، قوانین مدنی، نظام حقوقی و نظایر اینها سخن نگفته است. گویا اینها مسائلی پیش افتاده بوده‌اند و تحلیل‌گر باید به سراغ مطالب اساسی تر برود و این امور را به دولت‌ها سپارد که آنان می‌دانند چگونه باید به آنها رسیدگی کنند، و روشنفکران نقش خود را فراتر از این می‌دانسته‌اند که وارد این مسائل پیش پا افتاده شوند. و البته دولت نیز به صلاح خود می‌داند که نیازی به توجه و نظر‌خواهی و مشارکت نخبگان و روشنفکران در برنامه‌های توسعه نداشته باشد. با این حال می‌توان گفت در تمام این سالها، برنامه‌های توسعه در انحصار سازمان‌های حکومتی تدوین می‌شده و خواست مقامات ارشد در آنها گنجانده می‌شده است. کاری که «هدی صابر» در کتاب «پنجاه سال برنامه‌ریزی» انجام داده این است که خود را در فرآیند نگارش کتاب و نظام‌بندی مطالب از نگاه سیاه و سفیدی که اغلب روشنفکران بومی به مسائل داشته‌اند جدا کرده است. هدی صابر تلاش داشته با گرداوری مجموعه‌ای از مقالات، مصاحبه ها و مستندات همه بخش‌های انتشارنیافته ذخیره دانایی در بخش‌های مختلف توسعه را که در قبل از انقلاب در برنامه توسعه وجود داشته است، به حد مقدورات بصورت یک کتاب ارزنده ارائه نماید.
قسمت‌هایی از کتاب پنجاه سال برنامه‌ریزی
شاید تنها برنامه چهارم توسعه پس از انقلاب را بتوان برنامه‌ای تلقی کرد که طیف وسیعی از نخبگان کشور (دهها گروه تخصصی از صاحب‌نظران تراز اول در رشته‌ها و حوزه‌های مختلف) در آن مشارکت داشته‌اند؛ که البته به ابتکار و همت مرحوم دکتر حسین عظیمی چهره بست. اما این مشارکت نیز البته از نوع مکانیکی بود، نه مشارکتی ارگانیکی: مشارکتی که به ابتکاری شخصی، در دوره کوتاه و خاصی از برنامه‌ریزی، رخ داد. نخبگان گردهم آمدند، پیشنهادهایشان را تدوین کردند و تا جایی که قابل اعمال بود، در پیش‌نویس برنامه گنجانده شد و برخی از آن پیشنهادها نیز در فرایند تصویب، از سوی نمایندگان مجلس حذف شد یا تغییر کرد و والسلام.
« پنجاه سال برنامه ریزی» در سال 1398 توسط انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه چاپ رسیده است.|ایران کتاب
@ilam_development
👍1
پنجاه سال برنامه‌ریزی در ایران
@historical_sociology
📖پنجاه سال برنامه‌ریزی

▪️ سخنران: سیدحسین موسوی

🔰سرفصل‌ها

🏷ایده اصلی کتاب آن است که تاریخ برنامه‌ریزی در ایران دچار گسست معرفتی، نسلی و اخلاقی است که مانع از انباشت تجربه و شکل‌گیری ظرفیت کارشناسی ملی شده است.

🏷 تعارض میان نظام سیاسی (فرمان) و نظام کارشناسی (برنامه) در طول پنجاه سال

🏷وابستگی مزمن برنامه‌های توسعه به مشاوران خارجی (به ویژه مشاوران هاروارد)، وام‌های خارجی و نظریه‌های بین‌المللی که به حاشیه‌رانی توان کارشناسی بومی انجامیده است

🏷 ضرورت بازگشت به «ظرفیت کارشناسی ملی» و گره‌زدن نخ‌های گسسته تاریخی به یکدیگر/جامعه‌شناسی تاریخی
@ilam_development
👍1
در یادداشت پیوست📄، صرف‌نظر از برخی جانبداری‌های ارزشی، حاوی نکاتی‌ ارزنده‌ در باب اختلاف دیدگاه تکنوکرات‌های سازمان برنامه و شخص پهلوی دوم پیرامون چگونگی توسعه‌ی کشور و پیامدهای ناشی از آن در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ است 📉📈. در حالی‌که کارشناسان سازمان برنامه معتقد به آماده نبودن شرایط عینی و ذهنی توسعه در ایرانِ آن زمان و خطراتِ متعاقبِ این قِسم توسعه‌ی آمرانه برای کشور بودند ⚠️؛ شاه سرمست از انباشت پترو‌‌دلارهای حاصل از افزایش قیمت نفت (خام‌فروشی) 💰🛢️ و غافل از دیگر لوازم و پیش‌نیاز‌های همبسته‌ی توسعه (با خط و مشی به قولِ فردریش فون‌ هایک: «صُنع‌گرایی آمرانه») بر ادامه‌ی -به تعبير دکتر آزاد ارمکی- نوسازیِ اتوبانی 🛣️ اصرار می‌ورزید. خواندن این متن برای علاقه‌مندان به تاریخ توسعه و نوسازی کشور، خالی از لطف نیست 📚.
✍️ عزیز کلانتری
@ilam_development