شما هم اگر مطلب یا مصادیقی دارید که لنگی اجرای برنامهها و اقدامات توسعهای شهر و دیارتان را از این منظر (مشکل در درک معنای توسعه از سوی کارگزاران امر) بازنمایی میکند، برای درج در این کانال برای ما ارسال کنید.
با تشکر
با تشکر
در اینجا از منظر کمبود افراد آگاه و توسعهخواهی که درک درست و عقلانیای از وظیفهٔ سنگین توسعه و الزامات همبسته با آن داشته باشند، به مسألهٔ تداوم توسعهنیافتگی در استان ایلام نگریسته شده است.
اینجا درهشهر؛ تصاویری از کار و تلاش بیوقفهٔ برنجکاران فرهادآبادی، بهرغم سختیهای موجود... به پیوستِ متن انگیزشی ذیل، دال بر ادامهٔ کار و زندگی، به قلم:
✍️کمال طیبی (آنسو| An So)
به گمان من، تمامِ معنای زندگی همین «بهرغمِ همهچیز زیستن» است. همینکه به موازاتِ هزارویک مصیبتِ کوچک و بزرگ، تو از آنِ خود فرو نگذاری و کارِ خودت را بکنی.
⬅️ متن کامل
@ilam_development
✍️کمال طیبی (آنسو| An So)
به گمان من، تمامِ معنای زندگی همین «بهرغمِ همهچیز زیستن» است. همینکه به موازاتِ هزارویک مصیبتِ کوچک و بزرگ، تو از آنِ خود فرو نگذاری و کارِ خودت را بکنی.
⬅️ متن کامل
@ilam_development
قطعنامه ۵۹۸ چه درسهایی برای ایران امروز دارد؟
✍️محمد طاهری/ سردبیر
🔹یک سال پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، کمتر کسی تصور میکرد جنگ در آستانه پایان باشد. پس از تصویب این قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در تابستان ۱۳۶۶، رویکرد قاطع نظام حکمرانی همچنان بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف اعلامشده استوار بود و سخن گفتن از پایان جنگ یا پذیرش آتشبس با تردید و بدبینی روبهرو میشد. با این حال، تنها یک سال بعد، مجموعهای از تحولات نظامی، اقتصادی و بینالمللی محاسبات تصمیمگیران را دگرگون کرد و سرانجام به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منجر شد. این تصمیم پس از نزدیک به چهار دهه، همچنان یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمهای تاریخ جمهوری اسلامی است. اختلاف اصلی نیز همچنان پابرجاست. برخی معتقدند اقتصاد کشور دیگر توان ادامه جنگ را نداشت و پذیرش قطعنامه، تصمیمی اجتنابناپذیر بود. در مقابل، گروهی بر این باورند که ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور بیش از آن چیزی بود که در گزارشهای رسمی منعکس شد و اگر منابع بیشتری بسیج میشد، ادامه جنگ همچنان امکانپذیر بود. شاید هیچگاه نتوان با قطعیت به این اختلاف تاریخی پایان داد، با این همه، یک نکته کمتر محل تردید است. اینکه تصمیمهای بزرگ ملی زمانی بیشترین شانس موفقیت را دارند که بر پایه محاسبه دقیق هزینه و فایده، ارزیابی واقعبینانه از توان کشور و درک درست از شرایط محیطی اتخاذ شوند. جنگ، همانند اقتصاد، عرصه آرزوها نیست و عرصه محدودیتهاست. هنر تصمیمگیری نیز در نادیده گرفتن محدودیتها نیست، بلکه در برقراری تعادل میان اهداف مورد نظر و امکانات موجود است.
🔹ایران امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان در حوزه امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی روبهرو است. تجربه نشان میدهد هرچه تصمیمها دیرتر و بر پایه اطلاعات ناقص، ارزیابیهای خوشبینانه یا برآوردهای غیرواقعبینانه اتخاذ شوند، هزینه اصلاح آنها سنگینتر خواهد بود. از همین رو، یکی از مهمترین درسهای قطعنامه ۵۹۸ این است که هیچ تصمیم امنیتی و نظامی را نمیتوان جدا از ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور تحلیل کرد. تجربه جنگ ایران و عراق نشان داد اهداف سیاسی و نظامی، هر اندازه مشروع یا مطلوب باشند، زمانی قابلیت تحقق دارند که با منابع مالی، توان تولیدی، ظرفیت اجتماعی و امکانات نظامی کشور تناسب داشته باشند. هرگاه این تناسب از میان برود، سیاستگذار ناچار میشود میان آرمانها و امکانات موجود یکی را برگزیند. معیار اصلی پایان یافتن بسیاری از جنگها این نیست که یکی از طرفین به اهداف خود نزدیک شود، بلکه معیار اصلی این است که ادامه درگیری دیگر دستاوردی متناسب با هزینههایشان نداشته باشد.
از سوی دیگر، تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نشان داد که قدرت ملی فقط با تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود. کشوری که از اقتصادی توانمندتر برخوردار است، در میدان دیپلماسی و جنگ نیز دست بازتری دارد و میتواند بحرانهای طولانی را با هزینه کمتری تحمل کند. در مقابل، کشوری که زیر فشار تورم، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساخت و بیاعتمادی اجتماعی قرار دارد، حتی در صورت برخورداری از توان نظامی، در ادامه مسیر با محدودیتهای جدی روبهرو میشود. هزینه جنگ نیز تنها در میدان نبرد پرداخت نمیشود. پایان درگیری، آغاز دورهای طولانی و پرهزینه از بازسازی است. شهرها، کارخانهها، شبکههای انرژی، زیرساختهای حملونقل، نظام آموزشی و حتی امید اجتماعی، همگی به زمان و منابع نیاز دارند تا دوباره احیا شوند. تجربه ایران پس از جنگ نشان میدهد بازسازی معمولاً بسیار طولانیتر و پرهزینهتر از خود جنگ است. ویران شدن ممکن است در چند روز یا چند هفته رخ دهد، اما بازسازی و بازگرداندن رونق گاه به چند دهه زمان نیاز دارد.
🔹 شاید مهمترین درس قطعنامه ۵۹۸ توانایی تشخیص زمان مناسب برای تغییر راهبرد باشد. ادامه یک مسیر همیشه نشانه استقامت نیست و گاهی میتواند نشانه نادیده گرفتن واقعیتهای تازه باشد. سیاستورزی موفق هم این نیست که هر تصمیمی تا آخرین لحظه ادامه پیدا کند، بلکه آن است که در زمان مناسب، نسبت میان هزینهها و دستاوردها دوباره محاسبه شود و راهبردها متناسب با شرایط جدید تغییر کنند. باید در نظر گرفت که امنیت پایدار بدون اقتصاد توانمند ممکن نیست و اقتصاد توانمند نیز در سایه امنیت و ثبات شکل میگیرد. توسعه و امنیت دو مسیر جداگانه نیستند و هر یک شرط دوام دیگری است. هرگاه یکی قربانی دیگری شود، در نهایت هر دو آسیب خواهند دید. شاید مهمترین میراث قطعنامه ۵۹۸ برای ایران امروز، یادآوری همین واقعیت است که قدرت کشور فقط با توان جنگیدن سنجیده نمیشود، بلکه با توان ساختن، تولید کردن، بازسازی کردن و حفظ رفاه و امید مردم نیز ارزیابی میشود./ هفتهنامه تجارت فردا
@ilam_development
✍️محمد طاهری/ سردبیر
🔹یک سال پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، کمتر کسی تصور میکرد جنگ در آستانه پایان باشد. پس از تصویب این قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در تابستان ۱۳۶۶، رویکرد قاطع نظام حکمرانی همچنان بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف اعلامشده استوار بود و سخن گفتن از پایان جنگ یا پذیرش آتشبس با تردید و بدبینی روبهرو میشد. با این حال، تنها یک سال بعد، مجموعهای از تحولات نظامی، اقتصادی و بینالمللی محاسبات تصمیمگیران را دگرگون کرد و سرانجام به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منجر شد. این تصمیم پس از نزدیک به چهار دهه، همچنان یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمهای تاریخ جمهوری اسلامی است. اختلاف اصلی نیز همچنان پابرجاست. برخی معتقدند اقتصاد کشور دیگر توان ادامه جنگ را نداشت و پذیرش قطعنامه، تصمیمی اجتنابناپذیر بود. در مقابل، گروهی بر این باورند که ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور بیش از آن چیزی بود که در گزارشهای رسمی منعکس شد و اگر منابع بیشتری بسیج میشد، ادامه جنگ همچنان امکانپذیر بود. شاید هیچگاه نتوان با قطعیت به این اختلاف تاریخی پایان داد، با این همه، یک نکته کمتر محل تردید است. اینکه تصمیمهای بزرگ ملی زمانی بیشترین شانس موفقیت را دارند که بر پایه محاسبه دقیق هزینه و فایده، ارزیابی واقعبینانه از توان کشور و درک درست از شرایط محیطی اتخاذ شوند. جنگ، همانند اقتصاد، عرصه آرزوها نیست و عرصه محدودیتهاست. هنر تصمیمگیری نیز در نادیده گرفتن محدودیتها نیست، بلکه در برقراری تعادل میان اهداف مورد نظر و امکانات موجود است.
🔹ایران امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان در حوزه امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی روبهرو است. تجربه نشان میدهد هرچه تصمیمها دیرتر و بر پایه اطلاعات ناقص، ارزیابیهای خوشبینانه یا برآوردهای غیرواقعبینانه اتخاذ شوند، هزینه اصلاح آنها سنگینتر خواهد بود. از همین رو، یکی از مهمترین درسهای قطعنامه ۵۹۸ این است که هیچ تصمیم امنیتی و نظامی را نمیتوان جدا از ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور تحلیل کرد. تجربه جنگ ایران و عراق نشان داد اهداف سیاسی و نظامی، هر اندازه مشروع یا مطلوب باشند، زمانی قابلیت تحقق دارند که با منابع مالی، توان تولیدی، ظرفیت اجتماعی و امکانات نظامی کشور تناسب داشته باشند. هرگاه این تناسب از میان برود، سیاستگذار ناچار میشود میان آرمانها و امکانات موجود یکی را برگزیند. معیار اصلی پایان یافتن بسیاری از جنگها این نیست که یکی از طرفین به اهداف خود نزدیک شود، بلکه معیار اصلی این است که ادامه درگیری دیگر دستاوردی متناسب با هزینههایشان نداشته باشد.
از سوی دیگر، تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نشان داد که قدرت ملی فقط با تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود. کشوری که از اقتصادی توانمندتر برخوردار است، در میدان دیپلماسی و جنگ نیز دست بازتری دارد و میتواند بحرانهای طولانی را با هزینه کمتری تحمل کند. در مقابل، کشوری که زیر فشار تورم، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساخت و بیاعتمادی اجتماعی قرار دارد، حتی در صورت برخورداری از توان نظامی، در ادامه مسیر با محدودیتهای جدی روبهرو میشود. هزینه جنگ نیز تنها در میدان نبرد پرداخت نمیشود. پایان درگیری، آغاز دورهای طولانی و پرهزینه از بازسازی است. شهرها، کارخانهها، شبکههای انرژی، زیرساختهای حملونقل، نظام آموزشی و حتی امید اجتماعی، همگی به زمان و منابع نیاز دارند تا دوباره احیا شوند. تجربه ایران پس از جنگ نشان میدهد بازسازی معمولاً بسیار طولانیتر و پرهزینهتر از خود جنگ است. ویران شدن ممکن است در چند روز یا چند هفته رخ دهد، اما بازسازی و بازگرداندن رونق گاه به چند دهه زمان نیاز دارد.
🔹 شاید مهمترین درس قطعنامه ۵۹۸ توانایی تشخیص زمان مناسب برای تغییر راهبرد باشد. ادامه یک مسیر همیشه نشانه استقامت نیست و گاهی میتواند نشانه نادیده گرفتن واقعیتهای تازه باشد. سیاستورزی موفق هم این نیست که هر تصمیمی تا آخرین لحظه ادامه پیدا کند، بلکه آن است که در زمان مناسب، نسبت میان هزینهها و دستاوردها دوباره محاسبه شود و راهبردها متناسب با شرایط جدید تغییر کنند. باید در نظر گرفت که امنیت پایدار بدون اقتصاد توانمند ممکن نیست و اقتصاد توانمند نیز در سایه امنیت و ثبات شکل میگیرد. توسعه و امنیت دو مسیر جداگانه نیستند و هر یک شرط دوام دیگری است. هرگاه یکی قربانی دیگری شود، در نهایت هر دو آسیب خواهند دید. شاید مهمترین میراث قطعنامه ۵۹۸ برای ایران امروز، یادآوری همین واقعیت است که قدرت کشور فقط با توان جنگیدن سنجیده نمیشود، بلکه با توان ساختن، تولید کردن، بازسازی کردن و حفظ رفاه و امید مردم نیز ارزیابی میشود./ هفتهنامه تجارت فردا
@ilam_development
📚 اندیشه بی خانمان
علوم انسانی و اجتماعی در کدام بستر نهادی کارساز می شود؟
نویسنده: علی رضاقلی
✅ علی رضاقلی با ادبیات منحصر به فرد خود در این کتاب به بررسی این سوال مهم میپردازد که علوم انسانی در ایران به رغم گذشت چندین دهه از شکلگیری آن چرا در اغلب موارد نتوانسته پاسخ درخور و ایجاد کنندۀ اجماع برای مسائل اساسی کشور ارائه نماید. او در جستجوی پرسش راهبردی خود به بررسی وضعیت علوم انسانی در این سرزمین میپردازد. وی دلیل عمدۀ ناکارآمدی را در آن میداند که در بستر نهادی موجود، متفکران ایرانی به هنگام آشنایی با این علوم که زادگاهشان در مغرب زمین است، علاوه بر خود آن اندیشه، «مسئلهها»، «راهحلهـای هــر مسئله» و «نقدهای آن را نیز وارد کردهاند. حال آنکه مسائل هر کشوری مختص همان مرز و بوم است و به تبع آن سازوکارهای پاسخگویی هم متفاوت است و نقدها نیز باید بومی باشند.
🌐 لینک سفارش کتاب
@ilam_development
علوم انسانی و اجتماعی در کدام بستر نهادی کارساز می شود؟
نویسنده: علی رضاقلی
✅ علی رضاقلی با ادبیات منحصر به فرد خود در این کتاب به بررسی این سوال مهم میپردازد که علوم انسانی در ایران به رغم گذشت چندین دهه از شکلگیری آن چرا در اغلب موارد نتوانسته پاسخ درخور و ایجاد کنندۀ اجماع برای مسائل اساسی کشور ارائه نماید. او در جستجوی پرسش راهبردی خود به بررسی وضعیت علوم انسانی در این سرزمین میپردازد. وی دلیل عمدۀ ناکارآمدی را در آن میداند که در بستر نهادی موجود، متفکران ایرانی به هنگام آشنایی با این علوم که زادگاهشان در مغرب زمین است، علاوه بر خود آن اندیشه، «مسئلهها»، «راهحلهـای هــر مسئله» و «نقدهای آن را نیز وارد کردهاند. حال آنکه مسائل هر کشوری مختص همان مرز و بوم است و به تبع آن سازوکارهای پاسخگویی هم متفاوت است و نقدها نیز باید بومی باشند.
بنابراین خردورزان این حیطه ابتدا باید با شناخت عمیق واقعیتهای محیطی، چالشها را شناسایی نموده و سپس راهحلهای متناسب آن را بیابند و در نهایت آن را موضوع گفتگوها و نقدهای اعتلا بخش قرار دهند.منبع: نشر نهادگرا
🌐 لینک سفارش کتاب
@ilam_development
امیرکبیر با اینکه فقط یک دانشگاه بنیاد نهاد اما از دل آن نسلی از بزرگترین ادیبان، عالمان و روشنفکران ایرانی بیرون آمدند که پایهگذار برکات فراوانی شدند.(اقبال آشتیانی و محمدعلی فروغی و محمد معین و..)اما امروزه با اینکه هزاران دانشگاه داریم یک چهره شاخص به مانند فارغ التحصیلان دارالفنون مشاهده نمیشود
علت این مسئله هم آن نیست که استعداد ایرانیان خشکیده و یا دانشجویان کرخت و تنبل شدهاند بلکه علت در گم کردن مسیر دانشگاه است. دارالفنون درک صحیحی از جهان جدید داشت و علوم جدید را به دقت و وسواس دنبال میکرد و نسبت عمیق و درستی با سنت و تاریخ و فرهنگ ایرانی برقرار کرده بود. فارغ التحصیل دارالفنون هم درک درستی از علوم و جهان جدید پیدا میکرد و هم میدانست پاهایش روی چه خاک و زمینی قرار دارد.
اما دانشگاه امروز بیشتر یک نهاد تجاری و سیاسی است. متونش نامنسجم و مجموعهای از ترجمههای ناقص است. ارتباطش با سنت و تاریخ کشور قطع و فلسفهٔ علوم محلی از اعراب ندارد. همه چیز در لایه ظاهری و بدون سطح و عمق مانده و عموم اساتید کمسواد و بیسواد با جزوههای بیسروته و مندرآوردی مشغول به بیراهه کشاندن دانشجویانند./خرمگس
علت این مسئله هم آن نیست که استعداد ایرانیان خشکیده و یا دانشجویان کرخت و تنبل شدهاند بلکه علت در گم کردن مسیر دانشگاه است. دارالفنون درک صحیحی از جهان جدید داشت و علوم جدید را به دقت و وسواس دنبال میکرد و نسبت عمیق و درستی با سنت و تاریخ و فرهنگ ایرانی برقرار کرده بود. فارغ التحصیل دارالفنون هم درک درستی از علوم و جهان جدید پیدا میکرد و هم میدانست پاهایش روی چه خاک و زمینی قرار دارد.
اما دانشگاه امروز بیشتر یک نهاد تجاری و سیاسی است. متونش نامنسجم و مجموعهای از ترجمههای ناقص است. ارتباطش با سنت و تاریخ کشور قطع و فلسفهٔ علوم محلی از اعراب ندارد. همه چیز در لایه ظاهری و بدون سطح و عمق مانده و عموم اساتید کمسواد و بیسواد با جزوههای بیسروته و مندرآوردی مشغول به بیراهه کشاندن دانشجویانند./خرمگس
دوبارهگویی و بسنده نمودن به گزارشهای ضربالاجلی آمیخته با آمار و ارقام دهانپرکن در ایام مصادف با اربعین هر سال، به جای ارائهٔ مستنداتِ معتبر فنی و کارشناسی شناسانندهٔ کارهای مهم زیرساختی در تکمیل و بهرهبرداری از ظرفیتهای کمنظیر گذرگاههای مناطق مرزی استان، با وجود گذشت این همه سال و تخصیصِ بودجههای کلان؟!
⬅️ تردد از مرز مهران از ۵۰۰ هزار نفر عبور کرد
⬅️ کمتر از ۷۲ ساعت تا برقراری تردد زوار اربعین در مرز چیلات دهلران
⬅️ تردد از مرز مهران از ۵۰۰ هزار نفر عبور کرد
⬅️ کمتر از ۷۲ ساعت تا برقراری تردد زوار اربعین در مرز چیلات دهلران
👍4
🔰📌معرفی کتاب جامعه شناسی اقتصادی در آسیا
✍ کریس شان_چینگ چان
♻️ محمد نجاری
چرا این کتاب را انتخاب کردیم؟
جامعهشناسی اقتصادی تلاشی است برای فهم این حقیقت که اقتصاد، صرفاً مجموعهای از بازارها و مبادلات نیست، بلکه در بستر فرهنگ، سیاست، قدرت و نهادهای اجتماعی شکل میگیرد. کتاب «جامعهشناسی اقتصادی در آسیا؛ از مدرنیزاسیون تا درهمتنیدگی» خواننده را با تجربههای متفاوت کشورهای شرق آسیا؛ از چین و ژاپن تا کرهجنوبی، تایوان، هنگکنگ و سنگاپور آشنا میکند.
این اثر نشان میدهد که چگونه هر یک از این کشورها، با زمینههای تاریخی و فرهنگی خاص خود، مسیر متفاوتی برای توسعه اقتصادی پیمودهاند و چگونه شبکههای اجتماعی، دولت و خانواده در شکلگیری توسعه اقتصادی نقش داشتهاند. ترجمه حاضر تلاشی است برای آشنایی پژوهشگران، اساتید و دانشجویان حوزههای جامعهشناسی، اقتصاد و توسعه با یکی از مهمترین شاخههای علوم اجتماعی معاصر؛ حوزهی که فهم آن برای درک اقتصاد جهانی، نابرابری و آینده جوامع انسانی ضروری است.
🌐جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
@ilam_development
✍ کریس شان_چینگ چان
♻️ محمد نجاری
چرا این کتاب را انتخاب کردیم؟
جامعهشناسی اقتصادی تلاشی است برای فهم این حقیقت که اقتصاد، صرفاً مجموعهای از بازارها و مبادلات نیست، بلکه در بستر فرهنگ، سیاست، قدرت و نهادهای اجتماعی شکل میگیرد. کتاب «جامعهشناسی اقتصادی در آسیا؛ از مدرنیزاسیون تا درهمتنیدگی» خواننده را با تجربههای متفاوت کشورهای شرق آسیا؛ از چین و ژاپن تا کرهجنوبی، تایوان، هنگکنگ و سنگاپور آشنا میکند.
این اثر نشان میدهد که چگونه هر یک از این کشورها، با زمینههای تاریخی و فرهنگی خاص خود، مسیر متفاوتی برای توسعه اقتصادی پیمودهاند و چگونه شبکههای اجتماعی، دولت و خانواده در شکلگیری توسعه اقتصادی نقش داشتهاند. ترجمه حاضر تلاشی است برای آشنایی پژوهشگران، اساتید و دانشجویان حوزههای جامعهشناسی، اقتصاد و توسعه با یکی از مهمترین شاخههای علوم اجتماعی معاصر؛ حوزهی که فهم آن برای درک اقتصاد جهانی، نابرابری و آینده جوامع انسانی ضروری است.
🌐جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
@ilam_development
🔷ایلامیها همچنان چشمانتظار اجرای طرح راهآهن هستند
🔶ریل ایلام معطل بودجه
🔷طرح اتصال ایلام به شبکه ریلی کشور ۱۴ سال پیش آغاز شد، اما با پیشرفت ۲۰ درصدی همچنان با سرعتی کند پیش میرود.
✍️راحیل حسینیان
🔹استان ایلام با وجود مرز پرتردد مهران، ظرفیتهای نفت و گاز، گردشگری و نقش مهم در تردد زائران اربعین، همچنان یکی از استانهای محروم از شبکه ریلی کشور است.
🔹 طرح اتصال این استان به راهآهن سراسری از سال ۱۳۹۱ میان وعدههای اجرایی و کمبود اعتبار معطل مانده است. مردم ایلام سالهاست چشمانتظار شنیدن صدای قطاری هستند که نشانهای از رسیدن توسعه باشد.
⬅️ ادامه مطلب
@ilam_development
🔶ریل ایلام معطل بودجه
🔷طرح اتصال ایلام به شبکه ریلی کشور ۱۴ سال پیش آغاز شد، اما با پیشرفت ۲۰ درصدی همچنان با سرعتی کند پیش میرود.
✍️راحیل حسینیان
🔹استان ایلام با وجود مرز پرتردد مهران، ظرفیتهای نفت و گاز، گردشگری و نقش مهم در تردد زائران اربعین، همچنان یکی از استانهای محروم از شبکه ریلی کشور است.
🔹 طرح اتصال این استان به راهآهن سراسری از سال ۱۳۹۱ میان وعدههای اجرایی و کمبود اعتبار معطل مانده است. مردم ایلام سالهاست چشمانتظار شنیدن صدای قطاری هستند که نشانهای از رسیدن توسعه باشد.
⬅️ ادامه مطلب
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻غنینژاد: هرجا چپها سکاندار بودند فاجعه به بار آمد، آنها بیآبرو شدهاند | دخانچی: چپ نو، تکرارِ مارکسیسم نیست ◻️موسی غنینژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی در یک مناظره صریح و داغ در «اقتصادنیوز»، اندیشههای یکدیگر را به نقد کشیدند.…
🔻جنجال درباره ماجرای «پروفسور شاندل» و نسبت آن با شیادی فکری | درس برای نسل جوان این است که «چراغ عقل را پیشِ رو بگذارید»
محمد طبیبیان، اقتصاددان، به مباحث مطرح شده درباره مناظره «موسی غنینژاد و میلاد دخانچی» در اقتصادنیوز، واکنش نشان داد و در کانال تلگرامی خود نوشت:
🔹اخیراً دکتر موسی غنینژاد در یک گفتوگو اشاره کردهاند که دکتر علی شریعتی در برخی نوشتههای خود از شخصی به نام «پروفسور شاندل» بهعنوان منبع استفاده کرده، در حالی که چنین فردی وجود خارجی ندارد. بعدها پژوهشگران نشان دادند که «chandelle» در واقع نام مستعاری بوده که شریعتی برای ارجاع دادن به خود یا برای ایجاد اتوریتهٔ علمی ساختگی به کار میبرد؛ و حتی در برخی موارد این واژه را بهصورت بازی زبانی با «شمع» یا «شندل» در فرانسوی توضیح دادهاند.
🔹در کار علمی، دانشگاهی و مطبوعاتی، امانتداری در ذکر منبع یک اصل اخلاقی بنیادین است. استفاده از نام مستعار برای ارجاع علمی، اگر با هدف ایجاد اعتبار کاذب انجام شود، در قلمرو جعل علمی قرار میگیرد؛ و جعل علمی در همهٔ سنتهای دانشگاهی، مصداق رفتار غیر اخلاقی و فریبکارانه است.
🔹من نیز مانند بسیاری از جوانان دههٔ چهل و پنجاه، در دوران دانشجویی آثار شریعتی، آلاحمد و دیگر نویسندگان مشابه را با اشتیاق میخواندم و نوارهای سخنرانی شریعتی را گوش میدادم. خامیِ سن و شور جوانی باعث میشد این نوشتهها برایم جذاب باشند.
🔹اما بعدها فهمیدم که این جریان فکری، آشفتگی ذهنی، احساساتزدگی و شعارگرایی را در نسل ما تقویت کرد؛ نسلی که بعدها در انقلاب و پس از آن، هزینههای سنگینی پرداخت./اقتصادنیوز
⬅️ جزئیات را در اقتصاد نیوز بخوانید
@ilam_development
🔹اخیراً دکتر موسی غنینژاد در یک گفتوگو اشاره کردهاند که دکتر علی شریعتی در برخی نوشتههای خود از شخصی به نام «پروفسور شاندل» بهعنوان منبع استفاده کرده، در حالی که چنین فردی وجود خارجی ندارد. بعدها پژوهشگران نشان دادند که «chandelle» در واقع نام مستعاری بوده که شریعتی برای ارجاع دادن به خود یا برای ایجاد اتوریتهٔ علمی ساختگی به کار میبرد؛ و حتی در برخی موارد این واژه را بهصورت بازی زبانی با «شمع» یا «شندل» در فرانسوی توضیح دادهاند.
🔹در کار علمی، دانشگاهی و مطبوعاتی، امانتداری در ذکر منبع یک اصل اخلاقی بنیادین است. استفاده از نام مستعار برای ارجاع علمی، اگر با هدف ایجاد اعتبار کاذب انجام شود، در قلمرو جعل علمی قرار میگیرد؛ و جعل علمی در همهٔ سنتهای دانشگاهی، مصداق رفتار غیر اخلاقی و فریبکارانه است.
🔹من نیز مانند بسیاری از جوانان دههٔ چهل و پنجاه، در دوران دانشجویی آثار شریعتی، آلاحمد و دیگر نویسندگان مشابه را با اشتیاق میخواندم و نوارهای سخنرانی شریعتی را گوش میدادم. خامیِ سن و شور جوانی باعث میشد این نوشتهها برایم جذاب باشند.
🔹اما بعدها فهمیدم که این جریان فکری، آشفتگی ذهنی، احساساتزدگی و شعارگرایی را در نسل ما تقویت کرد؛ نسلی که بعدها در انقلاب و پس از آن، هزینههای سنگینی پرداخت./اقتصادنیوز
⬅️ جزئیات را در اقتصاد نیوز بخوانید
@ilam_development
مطالب مرتبطبا پست قبلی🔽
◀️ خیاط جامه سرخ
مشکل علی شریعتی با اقتصاد چه بود؟
✍🏻 سیدحمید متقی/ نویسنده نشریه
◀️چرا پس از نیمقرن همچنان پرداختن به علی شریعتی ضروری است؟
◀️شریعتی و اسلامیزه کردن مارکسیسم | تأثیر روشنفکران چپزده فرانسوی بر علی شریعتی | چرا اسلام گرایی در ایران با ترکیه متفاوت بود؟
◀️علی شریعتی؛ ایدئولوگ اقتصاد دستوری و دولتسالاری | شریعتی چگونه از «تحلیل طبقاتی مارکسیستی» به «جهتگیری طبقاتی اسلام» رسید؟
◀️ خیاط جامه سرخ
مشکل علی شریعتی با اقتصاد چه بود؟
✍🏻 سیدحمید متقی/ نویسنده نشریه
◀️چرا پس از نیمقرن همچنان پرداختن به علی شریعتی ضروری است؟
◀️شریعتی و اسلامیزه کردن مارکسیسم | تأثیر روشنفکران چپزده فرانسوی بر علی شریعتی | چرا اسلام گرایی در ایران با ترکیه متفاوت بود؟
◀️علی شریعتی؛ ایدئولوگ اقتصاد دستوری و دولتسالاری | شریعتی چگونه از «تحلیل طبقاتی مارکسیستی» به «جهتگیری طبقاتی اسلام» رسید؟
شهروند دغدغهمند کرمانشاهی، جناب محمدحامد پورجعفری، در کانال تلگرامیاش مطلبی قابل تأمل در خصوص بیصاحبی و رهاشدگی شهر کرمانشاه نوشتهاند که بسیاری از مصادیق و مستندات مورد اشارهٔ آن به شهر و دیار ما نیز قابل تعمیم است.
💢شاخص احساس بیصاحبی!
🖋محمدحامد پورجعفری
♦️شاخصی در سنجشهای بینالمللی وجود دارد که برای رتبهبندی فساد در کشورهای جهان بکار میرود، شاخصی که نه بر مبنای دادههای آماری بلکه بر مبنای درک و احساس جامعه سنجیده میشود، بهنام شاخص ادراک از فساد (به انگلیسی: Corruption Perceptions Index).
به تعبیری در این شاخص، برآیند احساس جامعه از فساد است که مورد سنجش قرار میگیرد و نه صِرف آمار فساد.
♦️معمولا هرهنگام که به عنوان یک شهروند کرمانشاهی در شهر گذر میکنم، به خاطرم میآید که چه خوب بود که شاخصی چنین هم برای احوال کرمانشاه تعریف میشد، شاخصی بهنام، "ادراک بیصاحبی شهری"!
♦️بیتعارف به عنوان یک شهروند، فضای زیستهی استان و شهر، حس بیصاحبی را بیش از باقی احساسها در خاطرم متجلی میکند.
♦️برای درک این موضوع
کافیست در بهترین و پردآرمدترین منطقههای شهری کرمانشاه قدم بزنید، مثلا همین خیابان کسری، پیاده راههای پر از چاه و چاله، ساختمانهای بیضابطه و بیهارمونی، متکدیان سمج، دستشوییهای کنار خیابانی اُپن!
♦️یا همین منطقه ۲۲ بهمن، پر از همین سد معبرهای ساختمانهاییست که گویی صاحبانش، نه تنها صاحب خیابانها، که حتی صاحب مردم شهر نیز شدهاند.
♦️فضای اداری استان نیز همین حس را در فضای ادراکی آدمی تشدید میکند،
بیش از یکسال است که مهمترین معاونت استانداری استان رکود و فلاکت زده ما، با سرپرست اداره میشود، فرماندارن دومینووار بنا بر دلایل
گنگ و نامعلوم برای افکار عمومی، برکنار میشوند،
♦️متهمین به ارتشاء و فساد در شهرداری، آزاد و رها در شهر و ادارات با عزت و احترام قدم میزنند، قبیلهها و طایفهها، همچنان در انتصابات دخیلاند، کشاورزان با فراغ بال، خشخاش میکارند و عزیزان افغانستانی نیز در استحصال آن لعبت قهوه فام! یاریگری میکنند.
♦️پولهای کثیف در شهر و استان سرریز میشود و مناطق شهری در تملک صاحبان پولهای آنچنانی در میآیند.
♦️مردم ناگزیر و ناچار و ناامید در سالنهای عدلیه سرگرداناند و امید چندانی هم به احقاق حقوقشان ندارند، متوالیان نیز گاهگاهی شرط عدل را، عضویت مراجعین در صفحات اینستاگرامشان و فالور شدنشان میدانند!
♦️دستفروشان باقلدری موزاییکها پیادهروها را هم میفروشند و تا ناکجاآباد معابر را قبضه کردهاند!
♦️رسانهها کلمهفروشی میکنند و به دیناری دین و آبرو را میبرند و به سیمی، دزدها را زاهد مینمایانند.
♦️این دیدهها و آن ندیدهها و بسیاری دیگر، همه و همه شاخصیست برای درک بیصاحبی شهر!
شاخصی که اگر تعریف شود، احتمالاً شهر و استان ما همگام با فتح قلههای شاخص فلاکت در کشور، در جهان هم در کنار مکزیکوسیتی و دیگر شهرهای کارتلها شهیر جهان، در رقابتی تنگاتنگ قرار بگیرد./نجوای باغ نی
@ilam_development
🖋محمدحامد پورجعفری
♦️شاخصی در سنجشهای بینالمللی وجود دارد که برای رتبهبندی فساد در کشورهای جهان بکار میرود، شاخصی که نه بر مبنای دادههای آماری بلکه بر مبنای درک و احساس جامعه سنجیده میشود، بهنام شاخص ادراک از فساد (به انگلیسی: Corruption Perceptions Index).
به تعبیری در این شاخص، برآیند احساس جامعه از فساد است که مورد سنجش قرار میگیرد و نه صِرف آمار فساد.
♦️معمولا هرهنگام که به عنوان یک شهروند کرمانشاهی در شهر گذر میکنم، به خاطرم میآید که چه خوب بود که شاخصی چنین هم برای احوال کرمانشاه تعریف میشد، شاخصی بهنام، "ادراک بیصاحبی شهری"!
♦️بیتعارف به عنوان یک شهروند، فضای زیستهی استان و شهر، حس بیصاحبی را بیش از باقی احساسها در خاطرم متجلی میکند.
♦️برای درک این موضوع
کافیست در بهترین و پردآرمدترین منطقههای شهری کرمانشاه قدم بزنید، مثلا همین خیابان کسری، پیاده راههای پر از چاه و چاله، ساختمانهای بیضابطه و بیهارمونی، متکدیان سمج، دستشوییهای کنار خیابانی اُپن!
♦️یا همین منطقه ۲۲ بهمن، پر از همین سد معبرهای ساختمانهاییست که گویی صاحبانش، نه تنها صاحب خیابانها، که حتی صاحب مردم شهر نیز شدهاند.
♦️فضای اداری استان نیز همین حس را در فضای ادراکی آدمی تشدید میکند،
بیش از یکسال است که مهمترین معاونت استانداری استان رکود و فلاکت زده ما، با سرپرست اداره میشود، فرماندارن دومینووار بنا بر دلایل
گنگ و نامعلوم برای افکار عمومی، برکنار میشوند،
♦️متهمین به ارتشاء و فساد در شهرداری، آزاد و رها در شهر و ادارات با عزت و احترام قدم میزنند، قبیلهها و طایفهها، همچنان در انتصابات دخیلاند، کشاورزان با فراغ بال، خشخاش میکارند و عزیزان افغانستانی نیز در استحصال آن لعبت قهوه فام! یاریگری میکنند.
♦️پولهای کثیف در شهر و استان سرریز میشود و مناطق شهری در تملک صاحبان پولهای آنچنانی در میآیند.
♦️مردم ناگزیر و ناچار و ناامید در سالنهای عدلیه سرگرداناند و امید چندانی هم به احقاق حقوقشان ندارند، متوالیان نیز گاهگاهی شرط عدل را، عضویت مراجعین در صفحات اینستاگرامشان و فالور شدنشان میدانند!
♦️دستفروشان باقلدری موزاییکها پیادهروها را هم میفروشند و تا ناکجاآباد معابر را قبضه کردهاند!
♦️رسانهها کلمهفروشی میکنند و به دیناری دین و آبرو را میبرند و به سیمی، دزدها را زاهد مینمایانند.
♦️این دیدهها و آن ندیدهها و بسیاری دیگر، همه و همه شاخصیست برای درک بیصاحبی شهر!
شاخصی که اگر تعریف شود، احتمالاً شهر و استان ما همگام با فتح قلههای شاخص فلاکت در کشور، در جهان هم در کنار مکزیکوسیتی و دیگر شهرهای کارتلها شهیر جهان، در رقابتی تنگاتنگ قرار بگیرد./نجوای باغ نی
@ilam_development
نقش الگوی حکمرانی غیر نهادی در توسعهنیافتگی
طبق ادلهٔ نویسندگان کتاب: «توانمندسازیحکومت» یکیاز علل و عوامل عمدهٔ توسعهنیافتگی کشورهایی مانند ایران: «عدم اجرا یا اجرای نامناسب و انحراف سیاستها، برنامهها وپروژههای مصوب است که به دلیل اتخاذ راهکارهای صوری و گاهاً تقلید محض از نمونههای موفق در جاهای دیگر به جای تمرکز بر حل مشکل از طریق ارزیابی مستمر عملکرد دستگاهها با رویکرد مسئلهمحور (انطباق تکرار شونده در بستر واقعی) به اجرا در میآید.»
یکی از عوامل عمدهٔ این ضعف در اجرا یا اجرای نامناسب برنامهها نیز قبل از هر چیز، غلبهٔ گونههای حکمرانی غیر نهادی است که به دلیل ماهیت رانتی و گرایش به توزیع مناصب مدیریتی در بین حامیان به جای شایستهگزینی، به ندرت قادر به ارزیابی و تشخیص مسئلهمحور ریشههای مشکل و جستجوی راهکارهای متناسب، برای ساماندهی و برون رفت از آن است. به قول فرشاد مومنی اقتصاددان: «در ساختار قدرت بر پایهٔ مناسبات رانتی اصل بر ظاهرسازی و گزافهگویی است تا یک برنامه با کیفیت که مبتنی بر یک گزارش عالمانه از واقعیتهای موجود باشد»
مسئلهٔ ضعف در اجرا و توسل به راههای میانبر و شوکدرمانی به جای کارِ کارشناسی و مسئلهمحور برای مقابله با مشکلات، تا جایی پیش رفته که نهادگرایان مطرح کشور، مانند دکتر فرشاد مومنی در توضیح وضعیت کنونی، صحبت از بیدولتی، دولت ناکارآمد و «شائبه تسخیرشدگی نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور به دست غیرمولدها» به میان آورده و جعفر خیرخواهان از تعبیر: «ائتلافهای توزیعی [یعنی] گروهها و سازمانهایی که درصدد کاسبی و کسب منفعت برای اعضای خود، بدون توجه به اینکه چقدر زیان بر بقیه جامعه تحمیل میکنند» استفاده کردهاست.
به دنبال وضعیت اخیر، این سؤال مهم مطرح است که: آیا با توجه به شرایط کنونیِ نظام حکمرانی، امکان توانمندسازی دولت جهت اجرای مناسب سیاستها، برنامهها و پروژههای مصوب، وجود دارد؟ چگونه و با اتخاذ چه راهکارهایی؟ پرداختن به این موضوع، بویژه از آنرو حائز اهمیت است که بنا به گفتهٔ نویسندگان کتاب توانمندسازی حاکمیت: "توسعهٔ اجرایی و قابلیت اجرا" در نظامهای حکمرانی دنیای امروز به عنوان رکن چهارم توسعه، شناختهشده است.
✍عزیز کلانتری
@ilam_development
طبق ادلهٔ نویسندگان کتاب: «توانمندسازیحکومت» یکیاز علل و عوامل عمدهٔ توسعهنیافتگی کشورهایی مانند ایران: «عدم اجرا یا اجرای نامناسب و انحراف سیاستها، برنامهها وپروژههای مصوب است که به دلیل اتخاذ راهکارهای صوری و گاهاً تقلید محض از نمونههای موفق در جاهای دیگر به جای تمرکز بر حل مشکل از طریق ارزیابی مستمر عملکرد دستگاهها با رویکرد مسئلهمحور (انطباق تکرار شونده در بستر واقعی) به اجرا در میآید.»
یکی از عوامل عمدهٔ این ضعف در اجرا یا اجرای نامناسب برنامهها نیز قبل از هر چیز، غلبهٔ گونههای حکمرانی غیر نهادی است که به دلیل ماهیت رانتی و گرایش به توزیع مناصب مدیریتی در بین حامیان به جای شایستهگزینی، به ندرت قادر به ارزیابی و تشخیص مسئلهمحور ریشههای مشکل و جستجوی راهکارهای متناسب، برای ساماندهی و برون رفت از آن است. به قول فرشاد مومنی اقتصاددان: «در ساختار قدرت بر پایهٔ مناسبات رانتی اصل بر ظاهرسازی و گزافهگویی است تا یک برنامه با کیفیت که مبتنی بر یک گزارش عالمانه از واقعیتهای موجود باشد»
مسئلهٔ ضعف در اجرا و توسل به راههای میانبر و شوکدرمانی به جای کارِ کارشناسی و مسئلهمحور برای مقابله با مشکلات، تا جایی پیش رفته که نهادگرایان مطرح کشور، مانند دکتر فرشاد مومنی در توضیح وضعیت کنونی، صحبت از بیدولتی، دولت ناکارآمد و «شائبه تسخیرشدگی نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور به دست غیرمولدها» به میان آورده و جعفر خیرخواهان از تعبیر: «ائتلافهای توزیعی [یعنی] گروهها و سازمانهایی که درصدد کاسبی و کسب منفعت برای اعضای خود، بدون توجه به اینکه چقدر زیان بر بقیه جامعه تحمیل میکنند» استفاده کردهاست.
به دنبال وضعیت اخیر، این سؤال مهم مطرح است که: آیا با توجه به شرایط کنونیِ نظام حکمرانی، امکان توانمندسازی دولت جهت اجرای مناسب سیاستها، برنامهها و پروژههای مصوب، وجود دارد؟ چگونه و با اتخاذ چه راهکارهایی؟ پرداختن به این موضوع، بویژه از آنرو حائز اهمیت است که بنا به گفتهٔ نویسندگان کتاب توانمندسازی حاکمیت: "توسعهٔ اجرایی و قابلیت اجرا" در نظامهای حکمرانی دنیای امروز به عنوان رکن چهارم توسعه، شناختهشده است.
✍عزیز کلانتری
@ilam_development
تأکید بر اتخاذ راهکارهای مسئلهمحور در حل مشکلات موجود توسط مقامات اجرایی، نیازمند توجه به انطباق تکرار شونده در بستر واقعی است. این رویکرد به معنای آن است که در مقام اجرا، باید به دنبال تدابیر و راهحلهایی باشیم که بیشترین انطباق را با مقتضیات و امکانات بومی و در دسترس داشته و از سرمایههای موجود به بهترین نحو بهرهبرداری کنند. این در حالی است که راهحلهای مندرآوردی و بدون مطالعه، در بسیاری از موارد تنها به اتلاف و فرسایش منابع موجود منجر میشود و هیچ پیامد مثبتی که نشاندهنده یک کار معتبر توسعهای و آبادگرانه باشد، از آن حاصل نمیگردد.
به عنوان نمونه، میتوان به آیین بُنه اشاره کرد که به عنوان یک راهکار مسئلهمحور برای غلبه بر مشکلات و موانع کشت و کار در مناطق خشک و کویری ایران مطرح شده است. همانگونه که در مطلب پیوست به درستی اشاره شده، امروز هم در مواجهه با بحرانها، ما نیازمند گذر از: «خیریههای ترحمانگیز» به سمت «یاریگری و همسرنوشتی عملی» هستیم. این تغییر رویکرد میتواند به ما کمک کند تا با بهرهگیری از ظرفیتهای محلی و ایجاد همافزایی میان منابع، به حل مؤثرتر مسائل موجود بپردازیم.
#ادمین
@ilam_development
به عنوان نمونه، میتوان به آیین بُنه اشاره کرد که به عنوان یک راهکار مسئلهمحور برای غلبه بر مشکلات و موانع کشت و کار در مناطق خشک و کویری ایران مطرح شده است. همانگونه که در مطلب پیوست به درستی اشاره شده، امروز هم در مواجهه با بحرانها، ما نیازمند گذر از: «خیریههای ترحمانگیز» به سمت «یاریگری و همسرنوشتی عملی» هستیم. این تغییر رویکرد میتواند به ما کمک کند تا با بهرهگیری از ظرفیتهای محلی و ایجاد همافزایی میان منابع، به حل مؤثرتر مسائل موجود بپردازیم.
#ادمین
@ilam_development
وقتی در دل کویر و فلات خشک ایران تنها باشی، طبیعت هیچ رحمی ندارد. اگر یک کشاورزِ تنها باشی و فقط چند روز بیمار شوی یا گاوِ شخمت را از دست بدهی، زمینت خشک میشود و تمام زحماتت به باد میرود. اینجاست که انسان در لبهی پرتگاهِ ورشکستگی و نیازمندی قرار میگیرد. 🏜️
اما نیاکان ما برای غلبه بر مشکلات، یک «سیستم عاملِ بقا» طراحی کردند: آیینی به نام «بُنه». 🌾
در سیستم «بُنه»، کشاورزان خرد به جای نبردِ انفرادی با طبیعت، در گروههای ۵ یا ۶ نفره با هم همپیمان میشدند. آنها تمام داراییهای خود اعم از زمین، حقآبه، بذر، گاوِ کار و نیروی بازو را روی هم میریختند تا یک واحد زراعی یکپارچه و قدرتمند بسازند. 💧🤝
اوج شاهکارِ این سیستم کجاست؟ «بُنه» یک ساختارِ «تحملپذیر در برابر خطا» (Fault-tolerant) بود. اگر یکی از اعضا در طول فصلِ کار بیمار میشد یا حادثهای برایش رخ میداد، چرخِ کلِ سیستم از کار نمیافتاد؛ بلکه سایر کشاورزان جای خالی او را پوشش میدادند تا محصول به ثمر برسد. در فصل برداشت، فرد آسیبدیده سهم خود را بر اساس همان فرمولِ دقیق دریافت میکرد، بدون اینکه دستش را جلوی کسی دراز کرده باشد یا نگاه سنگینِ ترحم را حس کند. ⚖️
در «بُنه» هیچکس به دیگری صدقه نمیداد و هیچ نگاهِ بالا به پایینی وجود نداشت. همهچیز بر اساس یک قرارداد نانوشته برای توزیع ریسک و حفظ کرامت انسانی بود.
این همان الگویی است که امروز در مواجهه با بحرانها به آن نیاز داریم: گذر از «خیریههای ترحمانگیز» و رسیدن به «یاریگریِ و همسرنوشتیِ عملی». 🌱
#بنه #یاریگری #فرهنگ_ایرانی #هم_سرنوشتی #کرامت_انسانی #جامعه_شناسی #توسعه_محلی #تعاونی_سنتی #تاریخ_اجتماعی
کانال یاریگری در ایران
@ilam_development
اما نیاکان ما برای غلبه بر مشکلات، یک «سیستم عاملِ بقا» طراحی کردند: آیینی به نام «بُنه». 🌾
در سیستم «بُنه»، کشاورزان خرد به جای نبردِ انفرادی با طبیعت، در گروههای ۵ یا ۶ نفره با هم همپیمان میشدند. آنها تمام داراییهای خود اعم از زمین، حقآبه، بذر، گاوِ کار و نیروی بازو را روی هم میریختند تا یک واحد زراعی یکپارچه و قدرتمند بسازند. 💧🤝
اوج شاهکارِ این سیستم کجاست؟ «بُنه» یک ساختارِ «تحملپذیر در برابر خطا» (Fault-tolerant) بود. اگر یکی از اعضا در طول فصلِ کار بیمار میشد یا حادثهای برایش رخ میداد، چرخِ کلِ سیستم از کار نمیافتاد؛ بلکه سایر کشاورزان جای خالی او را پوشش میدادند تا محصول به ثمر برسد. در فصل برداشت، فرد آسیبدیده سهم خود را بر اساس همان فرمولِ دقیق دریافت میکرد، بدون اینکه دستش را جلوی کسی دراز کرده باشد یا نگاه سنگینِ ترحم را حس کند. ⚖️
در «بُنه» هیچکس به دیگری صدقه نمیداد و هیچ نگاهِ بالا به پایینی وجود نداشت. همهچیز بر اساس یک قرارداد نانوشته برای توزیع ریسک و حفظ کرامت انسانی بود.
این همان الگویی است که امروز در مواجهه با بحرانها به آن نیاز داریم: گذر از «خیریههای ترحمانگیز» و رسیدن به «یاریگریِ و همسرنوشتیِ عملی». 🌱
#بنه #یاریگری #فرهنگ_ایرانی #هم_سرنوشتی #کرامت_انسانی #جامعه_شناسی #توسعه_محلی #تعاونی_سنتی #تاریخ_اجتماعی
کانال یاریگری در ایران
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
هشتصدوبیستونهمین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز سهشنبه، (ششم اَمُردادماه ۱۴۰۵) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت. *سرمقاله: – پارادوکس مديريت در لرستان: گفتار تکنوکراتيک،…
✅ پارادوکس مدیریت در لرستان: گفتار تکنوکراتیک، کنش پوپولیستی
✍️ دکتر مجتبا ترکارانی – جامعهشناس
🔹رویکرد این روزهای استاندار محترم لرستان در مواجهه با منتقدان، نشان میدهد که ایشان با وجود تأکید مکرر بر استفاده از ظرفیت نخبگان و کارشناسی بودن طرحها و برنامههای خود، در عمل کمتر رویکردی تفاهمی و گفتوگومحور با نخبگان و کارشناسان داشتهاند.
🔹آنچه بیشتر دیده میشود، نه تلاش برای شنیدن دغدغههای شهروندان و پاسخ به انتقادهای کارشناسی، بلکه نوعی مواجهه خطابی و روایتی برای اثبات حقانیت تیم مدیریتی و طرحهای مدنظر است.
🔹 در این یادداشت، با اشاره به چند نمونه، میکوشیم نشان دهیم که چنین رویکردی نه سازنده است و نه میتواند فضای مناسبی برای توسعهگرایی در استان ایجاد کند. البته همهی ما با محدودیتهای مدیریت در شرایط کنونی ایران آشناییم، اما انتظار میرود مدیران ارشد استان این واقعیتها را صادقانه در گفتار خود منعکس کنند و زمینه تفاهم و گفتوگو را فراهم آورند.
🔹نخست آنکه، برخلاف ژست تکنوکراتیکی که ایشان نشان میدهند، رفتار رسانهای و تبلیغیشان در مواردی رنگ و بوی آشکار پوپولیستی دارد. نمونهی روشن آن، کلیپی بود که با استفاده از هوش مصنوعی دربارهی پروژهی تونل سفیدکوه تهیه و پخش شد. در آن کلیپ، از چند جوان در خیابان پرسیده میشد که این پروژه متعلق به کجاست و سپس چنین القا میشد که با اجرای آن، شهر ما به آتلانتا شبیه خواهد شد و همه مشکلات استان حل میشود. طبیعی است که جوانان نیز از شنیدن چنین وعدههایی ابراز خوشحالی کنند. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا به جای مراجعه به هیجان عمومی و نظرسنجیهای سطحی خیابانی، نظر کارشناسان حوزههای آب، راه و شهرسازی، اقتصاد و مسائل اجتماعی درباره این پروژه مطرح نمیشود؟ چرا به جای گفتوگو با متخصصان، افکار عمومی با تصویرسازی اغواگرانه اقناع میشود؟
🔹دوم آنکه، با وجود آنکه استاندار محترم پیوسته از فرهیختگان، انجمنها و نهادهای مدنی سخن میگوید، در عمل این ارتباط چندان جدی و مؤثر به نظر نمیرسد. ماههاست که جمعی از انجمنهای مردمنهاد درخواست دیدار با ایشان را برای بیان دیدگاهها و نقدهای کارشناسی خود درباره تونل سفیدکوه مطرح کردهاند، اما کمتر نشانی از شکلگیری جلسات واقعی و مؤثر میان متخصصان، کارشناسان اداری، مشاوران طرح و نمایندگان این انجمنها دیده شده است. در عوض، بیشتر شاهد استفاده مدیران از تریبونهای یکطرفهای بودهایم که در آنها فقط دیدگاه رسمی بیان میشود، بدون آنکه فرصت کافی برای شنیدن نقدها و بررسی نگرانیهای منتقدان فراهم باشد./ کانال رسمی هفتهنامهی منطقهای سیمره
🌐 ادامه و متن کامل این یادداشت را در تارنمای آوای سیمره مطالعه کنید.
@ilam_development
✍️ دکتر مجتبا ترکارانی – جامعهشناس
🔹رویکرد این روزهای استاندار محترم لرستان در مواجهه با منتقدان، نشان میدهد که ایشان با وجود تأکید مکرر بر استفاده از ظرفیت نخبگان و کارشناسی بودن طرحها و برنامههای خود، در عمل کمتر رویکردی تفاهمی و گفتوگومحور با نخبگان و کارشناسان داشتهاند.
🔹آنچه بیشتر دیده میشود، نه تلاش برای شنیدن دغدغههای شهروندان و پاسخ به انتقادهای کارشناسی، بلکه نوعی مواجهه خطابی و روایتی برای اثبات حقانیت تیم مدیریتی و طرحهای مدنظر است.
🔹 در این یادداشت، با اشاره به چند نمونه، میکوشیم نشان دهیم که چنین رویکردی نه سازنده است و نه میتواند فضای مناسبی برای توسعهگرایی در استان ایجاد کند. البته همهی ما با محدودیتهای مدیریت در شرایط کنونی ایران آشناییم، اما انتظار میرود مدیران ارشد استان این واقعیتها را صادقانه در گفتار خود منعکس کنند و زمینه تفاهم و گفتوگو را فراهم آورند.
🔹نخست آنکه، برخلاف ژست تکنوکراتیکی که ایشان نشان میدهند، رفتار رسانهای و تبلیغیشان در مواردی رنگ و بوی آشکار پوپولیستی دارد. نمونهی روشن آن، کلیپی بود که با استفاده از هوش مصنوعی دربارهی پروژهی تونل سفیدکوه تهیه و پخش شد. در آن کلیپ، از چند جوان در خیابان پرسیده میشد که این پروژه متعلق به کجاست و سپس چنین القا میشد که با اجرای آن، شهر ما به آتلانتا شبیه خواهد شد و همه مشکلات استان حل میشود. طبیعی است که جوانان نیز از شنیدن چنین وعدههایی ابراز خوشحالی کنند. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا به جای مراجعه به هیجان عمومی و نظرسنجیهای سطحی خیابانی، نظر کارشناسان حوزههای آب، راه و شهرسازی، اقتصاد و مسائل اجتماعی درباره این پروژه مطرح نمیشود؟ چرا به جای گفتوگو با متخصصان، افکار عمومی با تصویرسازی اغواگرانه اقناع میشود؟
🔹دوم آنکه، با وجود آنکه استاندار محترم پیوسته از فرهیختگان، انجمنها و نهادهای مدنی سخن میگوید، در عمل این ارتباط چندان جدی و مؤثر به نظر نمیرسد. ماههاست که جمعی از انجمنهای مردمنهاد درخواست دیدار با ایشان را برای بیان دیدگاهها و نقدهای کارشناسی خود درباره تونل سفیدکوه مطرح کردهاند، اما کمتر نشانی از شکلگیری جلسات واقعی و مؤثر میان متخصصان، کارشناسان اداری، مشاوران طرح و نمایندگان این انجمنها دیده شده است. در عوض، بیشتر شاهد استفاده مدیران از تریبونهای یکطرفهای بودهایم که در آنها فقط دیدگاه رسمی بیان میشود، بدون آنکه فرصت کافی برای شنیدن نقدها و بررسی نگرانیهای منتقدان فراهم باشد./ کانال رسمی هفتهنامهی منطقهای سیمره
🌐 ادامه و متن کامل این یادداشت را در تارنمای آوای سیمره مطالعه کنید.
@ilam_development
Forwarded from مسعود زمانی مقدم
جامعهای میتواند رشد پایدارتر و کمبحرانتر داشته باشد که در آن نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کمتر وابسته به دولت و بیشتر متکی بر نظم و خواستههای درونی خودشان باشند. بهعبارتیدیگر، این نهادها باید بتوانند بر اساس شرایط متغیر جامعه و نیازهای متنوع اعضای گروههای مختلف اجتماعی، خود را تنظیم کنند، بدون اینکه دولت در این فرآیند اختلال ایجاد کند. در غیر این صورت، مداخلهٔ دولت -که از بیاعتمادیاش به شهروندان و جامعه سرچشمه میگیرد- جامعه را تضعیف خواهد کرد. پس، دولت باید در محدودهٔ وظایف اجرایی خودش مقتدر اما در مداخله در امور فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، حداقلی باشد.
مسعود زمانی مقدم
@masoudzamanimoghadam
مسعود زمانی مقدم
@masoudzamanimoghadam