ایلام توسعه|نقد و بهبود|
131 subscribers
59 photos
20 videos
7 files
134 links
"ایلام توسعه" با فرض توسعه حاصل عملکرد نظام سیاسی و جامعه است و همه ما در این فرایند مسئولیت داریم، می‌کوشد در کنار نقد عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی، راهکارهایی نیز برای بهبود و پیشبرد آن ارائه نماید.
🆔 @SIKANSARA
Download Telegram
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
ایران پساجنگ و لزوم اقدامات اصلاحی متناسب با مقتضیات جدید جامعه نویسندگان و تحلیل‌گران بسیاری خاتمهٔ جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در سال گذشته و همچنین امضای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه بدون دستیابی کشورهای متخاصم به اهداف مورد نظر…
مسعود نیلی، اقتصاددان مهم‌ترین چالش کشور در دورهٔ پساجنگ را که نیازمند اصلاح و بازنگری جدی است، مشکلات توسعه اقتصادی کشور می‌داند که به نظر ایشان راه‌حل گذار از آن:
«در گرو یک نوسازی اساسی در نظام سیاسی کشور است.»


لینک این برنامه در آپارات
با عنوان: «عبور از چالش‌های ایران با شنیدن صدای جامعه ممکن است»
@ilam_development
مطلبی در مورد عزل و نصب‌های بی‌‌نتیجهٔ مدیران در برخی دستگاه‌های اجرایی استان-اعم از مرکز و شهرستان‌ها- در سال ۱۴۰۲ اینجا نوشته‌ام که با توجه به تداوم روال مذکور، احساس می‌کنم بازنشر آن بی‌مناسبت نیست.
درحاشیهٔ عزل‌‌ و نصب‌های بی‌اثر

✍️عزیز کلانتری
منظورم عزل‌ونصب‌های هر از گاهیِ مدیران در برخی دستگاه‌های اجرایی استان -اعم از مرکز و شهرستان‌ها- طی چند وقت اخیر است.
چرا بی‌اثر؟ چون در بیشتر موارد هنوز برای افکار عمومی ‌کاملاً واضح نیست فلسفهٔ اصلی این جابجایی‌ها چیست؟ آیا همچنان‌که در ظاهر عنوان می‌شود علت اصلی، پاسخ‌گویی به‌ مطالبات مردم از راه تبدیل به احسن و انتصاب مدیران شایسته برای رفع کاستی‌ها و ناکارآمدی‌های موجود است؟ در این صورت بهتر است علل ناکارآمدی مدیران برکنارشده و روزمهٔ کاری افراد جایگزین به‌طور شفاف و معنادار با مردم و رسانه‌های جمعی در میان گذاشته شود تا کار در مدار درست خود قرار گیرد و امکان ارزشیابی و مقایسهٔ نظام‌مند مدیران قدیم و جدید بر اساس عملکرد و میزان تحقق اهداف مورد انتظار امکان‌پذیر گردد.
بدیهی است در فقدان چنین مکانیسمی همه خود را محق و کارآمد می‌دانند. به‌گونه‌ای‌که معلوم نیست چه کسی(مدیر) کارآمد و چه کسی(مدیر) ناکارآمد است! در چنین فضایی نه‌تنها تغییری دال بر بهبود عملکرد و کارآمدی درونی و بیرونی دستگاه مربوطه رخ نمی‌دهد بلکه ممکن است حول هر تغییر مدیریتی، شبکه‌ای از گروه‌های غیررسمی و کارگریز در درون دستگاه در پیوند با گروه‌های ذی‌نفع بیرونی نیز شکل بگیرد که من‌بعد آن‌ها تصمیم خواهند گرفت که چه کسی کارآمد است و باید بماند و چه کسی ناکارآمد است و باید برود. و این در چارچوب مفهومی جامعه‌شناسی سازمان‌ها یعنی شکل‌گیری و غلبهٔ گروه‌های غیررسمی در درون سازمان‌های رسمی که نتیجهٔ نهایی آن در درازمدت چیزی جز شکست سازمانی و فشل‌ شدن ادارات-درانجام وظایف محوله- نیست.
@ilam_development
مطلبی معنا‌بخش در پیوند با مطالب پیشین در خصوص لزوم اصلاح و بازنگری در «خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین» که از بُعد تاریخی-تمدنی به مسألهٔ "قطع جنگل­‌ها و استفاده بد از زمین­‌ها." و نتایج آن در نابودی تمدن‌ها، نگریسته است.👇
جنگل‌ها، زمین‌ها و برافتادن تمدن‌ها


۱۳ تیر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


ویل دورانت، تاریخ‌نگار نامدار انگلیسی، به نزدیک ما ایرانیان به دوره کتابش شناخته شده با سرنام «تاریخ تمدن.»
او در میانه بازگفتن تاریخ در کتابش، علل نابودی و فروافتادن تمدن­‌ها را هم بررسیده و یکجا نوشته است:

"کشور بزرگی مغلوب نمی­‌شود، مگر که از داخل رو به فساد بگذارد."


در پی آن از عواملی سخن گفته که تمدن­‌ها را نابود کرده، و نخستین آن عوامل را چنین شناسانده:

"قطع جنگل­‌ها و استفاده بد از زمین­‌ها."


- تاریخ تمدن. ج ۲. ص ۷۳۳.




اینک باز تابستان رسیده!
باز خبر از نابودی درخت‌ها، جنگل‌ها و زمین‌ها!
نگهداری ایران ما و تمدن ایرانی بر گردن کیست؟
/دژنپشت
@HsociologyDeveplopment
Forwarded from Fatemeh sadat nabavi
دیدگاه هیرشمن درباره توسعه؛ یا هنرِ عبور از مرزها و خودـواژگونی
مقاله سانتیسو هیرشمن را در سنت «روباه»‌های آیزایای برلین قرار می‌دهد؛ اندیشمندانی که به‌جای یک نظریه واحد، مجموعه‌ای از بینش‌های پراکنده اما ژرف دارند. هیرشمن در برابر «مدل‌های تمامیت‌خواه» می‌ایستد و به‌جای آن بر تجربه، امکان‌ها و پیچیدگی‌های واقعی تأکید می‌کند. او می‌گوید "تجاوز از مرزها می‌تواند ارزش مثبت داشته باشد” (ص. 94). این روحیه، بنیان دو مفهوم کلیدی مقاله است: تجاوز از مرزها (trespassing) و خودـواژگونی (self‑subversion).
1.  عبور از اقتصاد به سیاست و اخلاق: نقد جریان اصلی اقتصاد
هیرشمن از اقتصاد توسعه آغاز کرد، اما به‌تدریج به سیاست، اخلاق و جامعه‌شناسی نیز وارد شد. او در برابر اقتصاد جریان اصلی—فرمالیسم ریاضی و «کنشگر عقلانی»—ایستاد و بازی را ترک کرد. مقاله توضیح می‌دهد که این «حاشیه‌نشینی» انتخابی بود: او مسیرهایی را برگزید که «کمتر صاف و هموار» بودند اما امکان ترکیب اقتصاد با سیاست و اخلاق را فراهم می‌کردند (ص. 96). این عبور از مرزها، هسته‌ی روش‌شناسی اوست.
 
2.     احیای هیرشمن در آمریکای لاتین: گذار از ایدئولوژی به امکان‌گرایی
دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شاهد بازگشت هیرشمن در آمریکای لاتین بودند؛ زمانی که کشورها از نسخه‌های کلان—چه چپ و چه راست—فاصله گرفتند و به سمت امکان‌گرایی (possibilism) رفتند. سانتیسو نشان می‌دهد که این گذار، دقیقاً همان چیزی است که هیرشمن پیش‌تر پیش‌بینی کرده بود” گذار از قطعیت ایدئولوژیک به پرسشگری عمل‌گرایانه” (ص. 98). تجربه شیلی نمونه‌ای از این تحول است: ترکیب سیاست‌های بازار با تنظیم‌گری، و اصلاحات تدریجی به‌جای انقلاب‌های نظری.
 
3.     روش هیرشمن: یادگیری تدریجی، برکت‌های پنهان و اصل "دست پنهان”
هیرشمن توسعه را فرایندی می‌داند که از یادگیری تدریجی و مواجهه با «برکت‌های پنهان» ناشی از شکست‌ها شکل می‌گیرد. اصل معروف او، hiding hand، می‌گوید ناآگاهی از دشواری‌ها گاهی باعث آغاز پروژه‌هایی می‌شود که اگر دشواری‌شان از ابتدا معلوم بود، هرگز شروع نمی‌شدند. او می‌نویسد “کمی احترام بیشتر برای زندگی، کمی اجازه برای امر غیرمنتظره، و کمی کمتر آرزوپردازی لازم است" (ص. 99). این نگاه، نقدی بر سبک «راه‌حل‌های کلان» در توسعه است.
 
4.     مشارکت اجتماعی به‌عنوان موتور توسعه: شواهد تجربی
مقاله نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی—در تصمیم‌گیری، اولویت‌گذاری و اجرا—کارآمدترین شکل توسعه است. نمونه‌های تجربی از پورتو آلگره و سئارا نشان می‌دهند که مشارکت، هم کارایی را افزایش می‌دهد و هم سرمایه اجتماعی را تقویت می‌کند. برای مثال، در پورتو آلگره، مشارکت شهروندان باعث شد پوشش آب از ۸۰٪ به ۹۸٪ و فاضلاب از ۴۶٪ به ۷۴٪ برسد (ص. 100). این بخش نشان می‌دهد که هیرشمن چگونه از اقتصاد توسعه به نظریه کنش جمعی و سرمایه اجتماعی پل می‌زند.
 
5.     میراث هیرشمن: روش اندیشیدن، نه یک نظریه
سانتیسو در پایان تأکید می‌کند که میراث هیرشمن نه یک نظریه واحد، بلکه شیوه‌ای از اندیشیدن است:
شکستن مرزهای رشته‌ها
پرهیز از نسخه‌های کلان
توجه به امکان‌ها و تجربه‌های واقعی
آمادگی برای بازنگری در خود
این «هنرِ عبور و خودـواژگونی» امروز نیز برای فهم توسعه، سیاست و جامعه الهام‌بخش است.
👌2
گونه‌شناسی سرمایه‌داری؛سرمایه‌داری رفاقتی (اقتصاد رانتی) در برابر اقتصاد مدرن رقابتی (اقتصاد بازار آزاد)👇
🔹 وقتی اقتصاددانان صحبت از نظام اقتصاد آزاد می‌کنند، معمولاً تصویری ارائه می‌کنند که در آن هر کسی با تلاش، نوآوری و ارائه خدمات بهتر به مشتریان می‌تواند رشد کند و به موفقیت برسد. در این تصویر ایده‌آل، رقابت عادلانه است و برنده کسی است که رضایت مردم را جلب کند. اما در دنیای واقعی، پدیده‌ای رخ می‌دهد که این تصویر زیبا را مخدوش می‌کند؛ پدیده‌ای به نام «سرمایه‌داری رفاقتی»(Crony Capitalism).

🔹سرمایه‌داری رفاقتی یا همان اقتصاد رانتی، شکلی بیمارگونه و تحریف‌شده از نظام اقتصادی است که در آن موفقیت در کسب‌وکار نه حاصل کارایی، هوشمندی و جلب رضایت مصرف‌کننده، بلکه نتیجه نزدیکی به کانون‌های قدرت سیاسی و برخورداری از امتیازات ویژه دولتی است. در این ساختار، بازار به جای اینکه میدان رقابت استعدادها باشد، به حیاط خلوت کسانی تبدیل می‌شود که رفقا، حامیان یا شرکای پنهان سیاست‌مداران و دیوان‌سالاران هستند.

🔹این پدیده باعث شده که بسیاری از مردم مشکلات، بی‌عدالتی‌ها و شکاف‌های طبقاتی ناشی از سرمایه‌داری رفاقتی را به اشتباه به پای آزادی اقتصادی و بازار آزاد می‌نویسند، در حالی که این دو مفهوم دقیقاً در دو نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند و یکی فرشته مرگ دیگری است.

🔹این سیستم رانتی بزرگ‌ترین ضربه به آزادی فردی است، چرا که انسان‌ها دیگر آزاد نیستند بر اساس شایستگی خود رقابت کنند، بلکه پیشرفت آن‌ها منوط به اجازه و تایید یک قدرت مرکزی است. اقتصاد آزاد بر پایه نفی امتیازات ویژه بنا شده است، در حالی که سرمایه‌داری رفاقتی اصولاً بدون وجود امتیازات ویژه و تبعیض‌های قانونی نمی‌تواند نفس بکشد.

⬅️ جزئیات را در اقتصادنیوز بخوانید
@ilam_development
🔻مانیفست آزادی | توسعه و رفاه؛ سرریز اقتصادیِ جامعه آزاد است | ارزش آزادی، فراتر از دستاوردها و کارآیی اقتصادی است

🔹فردریش فون هایک، آزادی را زیربنای حیاتی و موتور محرکه تمدن، پیشرفت اقتصادی و زایش ثروت می‌داند

🔹هایک به ما یادآوری می‌کند که بزرگ‌ترین دستاوردهای بشری، از زبان و قانون گرفته تا ابزارهای پیچیده اقتصادی و تکنولوژیک، حاصل نقشه‌ها و طرح‌های از‌پیش‌تعیین‌شده‌ی یک مغز متفکر یا یک نهاد حاکمیتی نبوده‌اند، بلکه از دل تعاملات آزادانه، خودجوش و پیش‌بینی‌ناپذیر میلیون‌ها انسانِ مستقل سر برآورده‌اند

🔹هیچ انسان، نهاد یا دولتی وجود ندارد و نمی‌تواند وجود داشته باشد که تمام دانش لازم برای اداره یک جامعه را در اختیار داشته باشد. دانش در میان میلیون‌ها انسان پخش شده است

🔹آزادی دقیقاً به این دلیل اهمیت دارد که ما پیشاپیش نمی‌دانیم چه کسی بهترین راه حل را پیدا خواهد داد و چه ایده‌ای کارساز خواهد شد. ما به آزادی نیاز داریم تا به همه افراد این فرصت را بدهیم که از دانش منحصربه‌فرد و محلی خود استفاده کنند/اقتصاد نیوز

⬅️ گزارش کامل
@ilam_development
مانیفست آزادی.pdf
443.2 KB
منبع: کانال رسمی موسی غنی‌نژاد اقتصاددان
@ilam_development
🔆 این سخنرانی به بررسی تجربه ایران در مواجهه با جهان مدرن می‌پردازد؛
تجربه‌ای پیچیده که نه می‌توان آن را صرفاً تقلید از غرب دانست و نه بازگشت ساده به گذشته‌ای اصیل و یکپارچه. مفهوم «مدرنیته زخمی» تلاشی است برای فهم همین وضعیت: مدرنیته‌ای که در ایران همزمان با آرزوی پیشرفت، قانون، آموزش جدید، دولت مدرن و توسعه شکل گرفت، اما در مسیر خود با بحران‌هایی چون اقتدار‌گرایی، گسست نهادی، بی اعتمادی عمومی و نابرابری همراه شد.
در این بحث، تاریخ مدرن ایران از دوره اصلاحات عباس میرزا و تأسیس دارالفنون تا مشروطه، شکل‌گیری دانشگاه تهران، دولت مدرن بازخوانی می‌شود.
🔆 هدف سخنرانی این است که نشان دهد مسئله اصلی ایران مدرن
فقط ورود به جهان جدید نبوده، بلکه چگونگی تبدیل زخمهای تاریخی به نهادهایی پاسخگو، عادلانه و قابل
زیست بوده است.

🔆 در پایان، «آبادانی» نه صرفاً به معنای عمران و توسعه مادی، بلکه به عنوان افقی برای ترمیم نهادها، بازسازی اعتماد عمومی، تقویت خیر مشترک و امکان ساختن آینده‌ای بهتر برای جامعه ایران پیشنهاد می‌شود./کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه صنعتی شریف
@ilam_development
👍1👌1
پایداری جامعه ایرانی و سازوکارهای جبرانی خُرد در غیاب ساختارهای کلان
تبیین از شکست نظریه کلان استبدادی بودن جامعه ایرانی/از «بُنه» تا آخرین سنگر شعر؛ راز بقای ایران در برزخ بی‌نظمی‌ها

@ilam_development

✍️ مقصود فراستخواه

پرسش بنیادین در بررسی تاریخ پرفرازونشیب ایران این است که مردم این سرزمین چگونه در میان بحران‌ها زیسته‌اند و این جامعه چگونه مسیر چندهزارساله خود را پیموده و پایدار مانده است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید قاعده‌های نهادی را از دل تجربه‌های زیسته و فرهنگ ایرانی استخراج کرد. یکی از مهم‌ترینِ این قواعد، صلح در شرایط ناصالح است. ایرانیان در طول تاریخ پرحادثه خود و در میان بی‌نظمی‌هایی که شرایط تخریب سرزمین را فراهم می‌کرد، به یک آگاهی تاریخی، خرد فرهنگی و دانش درونی‌شده برای بقا دست یافتند.

کلان‌روایت‌های تاریخی غالباً تصویری از شکست، استبداد، بی‌ثباتی، جنگ و آمدورفتِ مداومِ دولت‌ها را بازنمایی می‌کنند؛ زیرا فاتحان معمولاً تاریخ را با محوریت جنگ و قدرت نوشته‌اند. اما ایرانی که مردم در آن زیسته‌اند، نه این ابرروایت‌های برساخته، بلکه مجموعه‌ای از روایت‌های کوچک است. ساکنان این سرزمین توانسته‌اند با بیم‌ها و امیدهای خود، در میان بی‌نظمی‌های کلان، نظم‌های خلاقی ایجاد کنند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که زندگی پویا همواره در بازارها، مدرسه‌ها، محله‌ها و خانه‌های ایرانی جریان داشته است؛ چنان‌که حتی در زمان حمله اسکندر نیز گزارش‌هایی از وجود تماشاخانه‌ها ثبت شده است که نشان‌دهنده تداوم حیات، هنر و مدیریت مشارکتی برای حل مشکلات است.

شکل‌گیری همدلی و تبدیل شدن به یک ملت واحد، در سطح کلان جامعه نیازمند ساختار قدرت قانون‌مند، میثاق‌های اجتماعی و حقوق مدنی است. تا زمانی که نظم دسترسی باز و حقوق شهروندی شکل نگیرد، نمی‌توان انتظار نهادینه شدن همدلی ساختاری را داشت. با این وجود، نقطه قوت جامعه ایرانی این است که در غیاب یا ضعف ساختارهای کلان، با تکیه بر سازوکارهای جبرانی در سطوح میانی و خُرد، همبستگی خود را حفظ کرده است. سطح میانی اجتماع با بهره‌گیری از اخلاق، فرهنگ، اندیشه و تخیل، محدودیت‌ها و کاستی‌های نهادی را جبران کرده است.

در تاریخ اجتماعی ایران، دست‌کم پانزده الگوی عملی و نهاد مدنی برای تداوم همدلی و بقای جامعه قابل شناسایی است:

۱. آیین‌های باستانی: جشن‌هایی نظیر نوروز و مهرگان به عنوان بستری برای مبادله لطف و آشتی.

۲. آیین‌های سوگواری: عزاداری‌ها و تعزیه که ابراز اندوه مشترک در آن‌ها، پیوندهای اجتماعی را در لحظات سخت تقویت می‌کند.

۳. تعاونی‌های سنتی: ساختارهایی مانند «بُنه» و «واره» که امکان تولید مشترک و تسهیم منابعی چون آب را در بحبوحه جنگ‌ها فراهم می‌کردند.

۴. محله‌ها: کانون‌های زیست‌اجتماعی با استقلال نسبی از دیوان‌سالاری دولتی.

۵. اصناف: تشکل‌های ساختاریافته‌ای که کارکردی مشابه سندیکاهای امروزی برای دفاع از حقوق شاغلان داشتند.

۶. نهادهای عام‌المنفعه: سنت «وقف» برای توسعه زیرساخت‌هایی چون حمام، مدرسه و دارالشفاء.

۷ و ۸. آیین‌های عرفانی و مذهبی: دین و معنویت به مثابه ساحت‌های فرهنگی برای گرد هم آوردن اقشار مختلف.

۹. آیین‌های ادبی: محافل شعر و ادب به عنوان بستر تبادل اندیشه.

۱۰. همدلی‌های اوقات فراغت: فضاهایی نظیر قهوه‌خانه‌ها برای شکل‌گیری گفت‌وگوهای اجتماعی.

۱۱. همدلی‌های ورزشی: از زورخانه‌های کهن تا ورزش‌های گروهی دوران معاصر.

۱۲. همدلی‌های خویشاوندی: شبکه‌های اعتماد فامیلی به عنوان سازوکار مقاومت در برابر حوادث و فقر.

۱۳. خاندان‌های بزرگ: نهادهایی برای حفظ حافظه سرزمینی و مدیریت بحران در برابر تهاجمات.

۱۴. نظام دیوانی: حضور لایه‌هایی چون «مستوفیان» در سامان اداری که برخلاف ابزارهای سلطه، حافظ منافع و واسطه مردم بودند.

۱۵. همدلی با خود: آخرین و تامل‌برانگیزترین سنگر انسان ایرانی در برابر فجایع. در شرایط بی‌پناهی، انسان ایرانی با پناه بردن به صورت‌های خیال، تأملات لطیف شاعرانه و خوانش آثار بزرگانی چون حافظ، خیام و مولانا، احساسات خود را تعالی بخشیده و تاب‌آوری‌اش را بازیابی کرده است.

ادبیات و اندیشه ایرانی سرشار از آموزه دیگری‌پذیری است. این آسمان پرستاره و ذخیره غنیِ تمدنی، معرفت را پشتیبانی و احساسات را تعالی می‌بخشد تا انسان‌ها حتی در شرایط قطبی‌شدگی، بیگانگی و ناهمدلیِ نهادینه، بتوانند با یکدیگر همدلی کنند و حیات جامعه را تداوم بخشند.

📌 متن کامل اینجا

@ilam_development
👍1
طرح جامع منطقه آزاد تجاری صنعتی مهران
منبع: دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد تجاری- صنعتی و ویژه اقتصادی
سال تهیه: ۱۳۸۵
شماره نقشه: ۰۲
@ilam_development
به بهانه‌ی صدور "سند منطقهٔ آزاد مهران" طرحی که بنا به گفتهٔ "مقامات ذی‌ربط" قرار بود در سال ۱۴۰۱ به بهره‌برداری برسد

✍️عزیز کلانتری

صاحب‌نظران و آگاهان توسعهٔ اقتصادی استان بر این باورند که منطقهٔ مرزی مهران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاصِ خود، از ظرفیت‌ها و مزیت‌های بی‌نظیری در حوزهٔ تجارت، صنعت و گردشگری برخوردار است، که چنانچه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مناسبی در این زمینه صورت گیرد، می‌تواند موجبات رونق اجتماعی- اقتصادی استان ایلام را به نحو مؤثری فراهم آورد.
پی‌گیری‌ها و جلسات مستمر دست‌اندرکاران در این زمینه طی سال‌های اخیر، سرانجام منجر به تصویب طرح جامع منطقهٔ آزاد تجاری- صنعتی مهران توسط شورای عالی مناطق آزاد و هیأت وزیران شد.
همچنین، اسناد مالکیت این منطقه نیز اخیراٌ به تصویب سازمان ثبت اسناد و املاک کشور رسید.

نوشتار حاضر ضمن تأکید بر اهمیت طرح منطقهٔ آزاد تجاری-صنعتی مهران در ایجاد رونق و توسعه اقتصادی استان و کشور، به بررسی این مسئله می‌پردازد که با توجه به وضعیت کنونی استان ایلام ازحیث شاخص‌های توسعه‌‌یافتگی، تا چه حد امکان موفقیت این طرح در دستیابی به اهداف مورد انتظار در زمان معقول وجود دارد.

برای این منظور از چارچوب مفهومی "ماکس وبر" در: «تبیین تحولات کیفی» (نقل به مفهوم از بودون، ۱۳۷۹: ۴) بهره گرفته‌ایم. طبق این چارچوب: «در ایجاد تحول و توسعه، هم شرایط و امکانات مادی(زیرساخت‌ها) و هم آمادگی خُلقی-روان‌شناختی عاملان و کارگزاران توسعه در انطباق با سلوک عقلانی توسعه از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. هرچند آمادگی عاملان از اهمیت بیشتری -در نزد وبر- برخوردار است» (نقل به مضمون از وِبر، ۱۳۷۱: ۳۶)

در تعمیم این ایده برای پیش‌بینی میزان موفقیت طرح توسعه‌ای دولت بنیاد منطقهٔ آزاد تجاری- صنعتی مهران در ایجاد رونق تجاری-صنعتی در استان و کشور، وارسی دو نکته حائز اهمیت است:

۱. آیا شرایط و امکانات زیرساختی موجود در استان ایلام و به ویژه شهرستان و منطقهٔ مرزی مهران به اندازه‌ای فراهم است که موفقیت پایدار منطقهٔ آزاد تجاری- صنعتی مهران را در دستیابی به اهداف تعیین‌شده در بلندمدت تضمین نماید.

۲. آیا عاملان و دست‌اندرکارانی که قرار است وظیفهٔ سنگین انجام و اتمام این پروژهٔ توسعه‌ای را در حال و آینده عهده‌دار شوند از چنان انضباط و آمادگی ذهنی کافی که در ادبیات توسعه به آن «روحیهٔ کارفرمایی و آنتروپرونری» گفته می‌شود، برخوردارند، که بتوانند این طرح توسعه‌ای تحول‌آفربن را متناسب با معیارهای «کنش عقلانی معطوف به هدف» در معنای وِبری به سرانجام مقصود برسانند؟ یا این که این پروژه هم-در فقدان شرایط و عواملٓ لازم و کافیِ توسعه- به سرنوشت برخی پروژه‌های بزرگ‌مقیاس استان که سال‌هاست از آغاز آن می‌گذرد و هنوز به بهره‌برداری مطلوب نرسیده و باعث اتلاف زمان و سرمایه شده، دچار خواهد شد؟
بدیهی است توجه جدی و پاسخ‌گویی دقیق به سؤالات مذکور، امکان بازاندیشی و بهره‌برداری بهتر از فرصت‌های موجود و پیشگیری از چالش‌های پیش‌رو را موجب خواهد شد.
۲۰ تیر ۱۴۰۵
پی‌نوشت
توضیحات مندرج در این لینک برخی مشکلات مناطق آزاد ایران- مانند فاصله با استانداردهای بین‌المللی- را برملا کرده است.
@ilam_development
👍2
📜 ایلام ۱۱۹سال پیش/این تصویر متعلق به جایگاه شهر ایلام کنونی در سال ۱۲۸۶ در دورانِ والی ابوقداره می‌باشد.
@alamtoweather
@ilam_development
🙏1
📌 گزارش ویژه کردپرس؛

📰 غفلت وزارت راه و شهرسازی در تکمیل یک کریدور راهبردی

📝 سرویس کرمانشاه
پروژه «جاده توسعه» یکی از بزرگترین بلندپروازی‌های توسعه‌ای اردوغان است که با هدف ترانزیت کالا و مسافر از خلیج فارس به اروپا از مسیر ترکیه در حال انجام است.
در ایران هم یک کریدور بزرگراهی با همین کارکرد مشابه از مرز بازرگان به بندر امام از حدود ۱۵ سال قبل در طول نوار غربی کشور در حال اجراست. غفلت عجیب وزارت راه و شهرسازی از تکمیل سریع این پروژه می‌تواند تاوانی به بزرگی جاماندن ایران از رقابت‌ با کریدورهای جدید و تضعیف جایگاه ترانزیتی کشور را در پی داشته باشد. کردپرس در قالب یک گزارش به این موضوع پرداخته است.

بُرشی از متن

پروژه بزرگراهی شمال غرب - جنوب غرب یک طرح بسیار مهم و کلیدی در رقابت‌های منطقه‌ای برای ایران است ولی متأسفانه طی این سال‌ها تکمیل آن با یک حرکت لاک‌پشتی دنبال شده است. طرحی که علاوه بر تامین منافع اقتصادی کشور در سطح کلان، یک مسیر ارتباطی مناسب و تحول‌آفرین برای استان‌های محروم و توسعه‌نیافته غرب کشور برای دسترسی آسانتر به اروپا و خلیج‌فارس محسوب می‌شود.
⬅️ گزارش کامل
@ilam_development
بوروکراسی هم از واژگان مظلوم است. وقتی "هرج و مرج اداری موجود" را "بوروکراسی" می‌نامیم تنِ "ماکس وبر" را در گور می‌لرزانیم.
ما در واقع از نبود بوروکراسی رنج می‌بریم نه از بود آن. بوروکراسی افلیج و بلکه ضد بوروکراسی داریم: کاغذبازی، نامه‌بازی، جلسه‌بازی، مرحله تراشی، سنگ قلاب کردن ارباب رجوع، پیچیده کردن و پیچاندن، ساختارهای متعارض، تودرتویی نهادی، تکثر مقررات،  شهوت سندنویسی، فرار حساب شده از دولت الکترونیک و شفافیت‌گریزی (پیش‌بینی‌ناپذیری)

به تجربه عرض می‌کنم نقطه عزیمت بسیاری از اصلاحات، درک و دریافت درست از بوروکراسی و نهضت زدایش‌هاست: ساختارزدایی، جلسه‌زدایی، مقررات‌زدایی، نامه‌زدایی، گزارش‌زدایی و ...

✍️حسین انتظامی |کانال آیند
@ilam_development