👏1👌1
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻 زاگرس و خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین زاگرس را شعلهها نمیسوزانند؛ خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین میسوزانند. هر سال، با نخستین گرمای تابستان، زاگرس در آتش فرو میرود و باز همان پرسش تکرار میشود؛ مقصر کیست؟ اما این پرسش، سالهاست ما را از حقیقت…
3733846177955389184_55314700691918.pdf
2.7 MB
نگهبانان زاگرس
@ilam_development
راهنمای ملی پیشگیری، گزارشدهی و واکنش ایمن در برابر آتشسوزی جنگلها و مراتع زاگرس- انجمن حفاظت از طبیعت و محیط زیست ایرانویرایش دوم تیرماه ماه ۱۴۰۵
@ilam_development
👏1🙏1
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
3733846177955389184_55314700691918.pdf
سخن آغازین
زاگرس تنها یک رشته کوه یا مجموعهای از جنگلهای بلوط نیست؛ این سرزمین، شریان حیاتی ایران است. میلیونها نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم زندگی، آب، خاک، کشاورزی، دامداری و امنیت زیستی خود را مدیون جنگلها و مراتع زاگرس هستند. سرچشمه بسیاری از رودخانههای بزرگ کشور از ارتفاعات زاگرس آغاز میشود و این رویشگاه پهناور، زیستگاه
هزاران گونه گیاهی و جانوری ارزشمند است.
امروز این سرمایه ملی با یکی از جدیترین تهدیدهای تاریخ خود روبهرو است. افزایش دمای هوا، خشکسالیهای پیاپی، کاهش رطوبت خاک، انباشت علفهای خشک پس از بارشهای بهاری و گسترش فعالیتهای انسانی، شرایطی ایجاد کرده
است که یک جرقه کوچک میتواند در زمانی کوتاه به آتشی گسترده تبدیل شود و هزاران هکتار جنگل و مرتع را نابود کند .
بررسی میدانی ۶۴ مورد آتشسوزی ثبت شده در یک فصل آتشسوزی در جنگلها و مراتع شهرستان (گیلانغرب کرمانشاه) نشان داد که ۹۴ درصد آتشسوزیها منشأ انسانی و تنها ۶ درصد منشأ طبیعی عمدتاً رعد و برق داشتهاند [۲]. در(جنگلهای شهرستان لردگان )چهارمحال و بختیاری نیز نقش عوامل انسانی در مناطق پرخطر بیش از ۶۰ درصد برآورد شده است[1].
هر درخت بلوط، حاصل دهها سال رشد و بخشی از سرمایه طبیعی نسلهای آینده است. نابودی آن تنها از دست رفتن یک درخت نیست؛ بلکه کاهش توان سرزمین در حفظ آب، جلوگیری از فرسایش خاک، پشتیبانی از تنوع زیستی و تأمین معیشت جوامع محلی است.
این کتاب با یک هدف روشن تدوین شده است: تبدیل دانش علمی به آموزش عملی برای مردم.
مطالب آن با بهرهگیری از تجربههای میدانی، پژوهشهای علمی و آموزشهای استاندارد مدیریت حریق، به زبانی ساده و کاربردی تنظیم
شده تا هر شهروند بتواند نقش خود را در حفاظت از زاگرس ایفا کند.
در این کتاب میآموزیم که چگونه خطر را پیش از وقوع کاهش دهیم، چگونه نشانههای اولیه حریق را تشخیص دهیم، چگونه وقوع آتش را به درستی گزارش کنیم و چگونه بدون به خطر انداختن جان خود، در چارچوب آموزشهای ایمن از
گسترش حریق جلوگیری کنیم.
حفاظت از زاگرس وظیفه یک سازمان یا یک گروه نیست؛ مسئولیتی ملی است که مشارکت مردم، جوامع محلی، دهیاری ها، دستگاههای اجرایی، تشکلهای مردمی و همه دوستداران طبیعت را میطلبد. اگر هر ایرانی خود را «نگهبان زاگرس» بداند، میتوان از بسیاری از آتشسوزیهای ویرانگر پیشگیری کرد و این میراث ارزشمند را برای نسلهای آینده حفظ نمود.|باز ویرایش «ایلام توسعه»
@ilam_development
زاگرس تنها یک رشته کوه یا مجموعهای از جنگلهای بلوط نیست؛ این سرزمین، شریان حیاتی ایران است. میلیونها نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم زندگی، آب، خاک، کشاورزی، دامداری و امنیت زیستی خود را مدیون جنگلها و مراتع زاگرس هستند. سرچشمه بسیاری از رودخانههای بزرگ کشور از ارتفاعات زاگرس آغاز میشود و این رویشگاه پهناور، زیستگاه
هزاران گونه گیاهی و جانوری ارزشمند است.
امروز این سرمایه ملی با یکی از جدیترین تهدیدهای تاریخ خود روبهرو است. افزایش دمای هوا، خشکسالیهای پیاپی، کاهش رطوبت خاک، انباشت علفهای خشک پس از بارشهای بهاری و گسترش فعالیتهای انسانی، شرایطی ایجاد کرده
است که یک جرقه کوچک میتواند در زمانی کوتاه به آتشی گسترده تبدیل شود و هزاران هکتار جنگل و مرتع را نابود کند .
بررسی میدانی ۶۴ مورد آتشسوزی ثبت شده در یک فصل آتشسوزی در جنگلها و مراتع شهرستان (گیلانغرب کرمانشاه) نشان داد که ۹۴ درصد آتشسوزیها منشأ انسانی و تنها ۶ درصد منشأ طبیعی عمدتاً رعد و برق داشتهاند [۲]. در(جنگلهای شهرستان لردگان )چهارمحال و بختیاری نیز نقش عوامل انسانی در مناطق پرخطر بیش از ۶۰ درصد برآورد شده است[1].
هر درخت بلوط، حاصل دهها سال رشد و بخشی از سرمایه طبیعی نسلهای آینده است. نابودی آن تنها از دست رفتن یک درخت نیست؛ بلکه کاهش توان سرزمین در حفظ آب، جلوگیری از فرسایش خاک، پشتیبانی از تنوع زیستی و تأمین معیشت جوامع محلی است.
این کتاب با یک هدف روشن تدوین شده است: تبدیل دانش علمی به آموزش عملی برای مردم.
مطالب آن با بهرهگیری از تجربههای میدانی، پژوهشهای علمی و آموزشهای استاندارد مدیریت حریق، به زبانی ساده و کاربردی تنظیم
شده تا هر شهروند بتواند نقش خود را در حفاظت از زاگرس ایفا کند.
در این کتاب میآموزیم که چگونه خطر را پیش از وقوع کاهش دهیم، چگونه نشانههای اولیه حریق را تشخیص دهیم، چگونه وقوع آتش را به درستی گزارش کنیم و چگونه بدون به خطر انداختن جان خود، در چارچوب آموزشهای ایمن از
گسترش حریق جلوگیری کنیم.
حفاظت از زاگرس وظیفه یک سازمان یا یک گروه نیست؛ مسئولیتی ملی است که مشارکت مردم، جوامع محلی، دهیاری ها، دستگاههای اجرایی، تشکلهای مردمی و همه دوستداران طبیعت را میطلبد. اگر هر ایرانی خود را «نگهبان زاگرس» بداند، میتوان از بسیاری از آتشسوزیهای ویرانگر پیشگیری کرد و این میراث ارزشمند را برای نسلهای آینده حفظ نمود.|باز ویرایش «ایلام توسعه»
@ilam_development
رؤیاپردازی برخی سیاستپیشگان تازه از راه رسیده برای تصاحب مناصب دولتی و ناسازگاری آن با مطالبهٔ واقعیِ عموم مردم و افکار عمومی، به روایت خبرگزاری کُردپرس؛ روالی کم وبیش رایج در کسب مناصب مدیریتی در غالب استانهای مناطق زاگرسنشین، بیتوجه به نیازهای واقعی مردم...
📰 رویاپردازی نماینده دارویی برای صندلی استاندار
📝 سرویس کردستان- در حالی که عموم مردم و افکار عمومی از حفظ آرامش در بازار و ضرورت عبور از وضعیت بغرنج اخیر به عنوان مطالبهٔ اصلی یاد میکنند پشت در اتاقکهای تاریک سیاستپیشگان تازه از راه رسیده خبرهای دیگری به گوش میرسد.| خبرگزاری کُردپرس
🔎شرح کامل یادداشت را در تارنمای|خبرگزاری کُردپرس| بخوانید.
@ilam_development
📝 سرویس کردستان- در حالی که عموم مردم و افکار عمومی از حفظ آرامش در بازار و ضرورت عبور از وضعیت بغرنج اخیر به عنوان مطالبهٔ اصلی یاد میکنند پشت در اتاقکهای تاریک سیاستپیشگان تازه از راه رسیده خبرهای دیگری به گوش میرسد.| خبرگزاری کُردپرس
🔎شرح کامل یادداشت را در تارنمای|خبرگزاری کُردپرس| بخوانید.
@ilam_development
فیلم کامل و خلاصه سخنرانیهای دویستودومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی که با موضوع «تغییراقلیم و تعارضات بین بخشی در حکمرانی آب چالشهای تخصیص میان کشاورزی، صنعت و محیطزیست» که روز چهارشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ توسط مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی و کرسی یونسکو در مدیریت سوانح طبیعی بهصورت حضوری و برخط برگزار گردید:👇
لینک مشاهده فیلم کامل و دسترسی به خلاصهٔ سخنرانیها
@ilam_development
لینک مشاهده فیلم کامل و دسترسی به خلاصهٔ سخنرانیها
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
ایران پساجنگ و لزوم اقدامات اصلاحی متناسب با مقتضیات جدید جامعه نویسندگان و تحلیلگران بسیاری خاتمهٔ جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در سال گذشته و همچنین امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه بدون دستیابی کشورهای متخاصم به اهداف مورد نظر…
مسعود نیلی، اقتصاددان مهمترین چالش کشور در دورهٔ پساجنگ را که نیازمند اصلاح و بازنگری جدی است، مشکلات توسعه اقتصادی کشور میداند که به نظر ایشان راهحل گذار از آن:
لینک این برنامه در آپارات
با عنوان: «عبور از چالشهای ایران با شنیدن صدای جامعه ممکن است»
@ilam_development
«در گرو یک نوسازی اساسی در نظام سیاسی کشور است.»
لینک این برنامه در آپارات
با عنوان: «عبور از چالشهای ایران با شنیدن صدای جامعه ممکن است»
@ilam_development
مطلبی در مورد عزل و نصبهای بینتیجهٔ مدیران در برخی دستگاههای اجرایی استان-اعم از مرکز و شهرستانها- در سال ۱۴۰۲ اینجا نوشتهام که با توجه به تداوم روال مذکور، احساس میکنم بازنشر آن بیمناسبت نیست.
درحاشیهٔ عزل و نصبهای بیاثر
✍️عزیز کلانتری
منظورم عزلونصبهای هر از گاهیِ مدیران در برخی دستگاههای اجرایی استان -اعم از مرکز و شهرستانها- طی چند وقت اخیر است.
چرا بیاثر؟ چون در بیشتر موارد هنوز برای افکار عمومی کاملاً واضح نیست فلسفهٔ اصلی این جابجاییها چیست؟ آیا همچنانکه در ظاهر عنوان میشود علت اصلی، پاسخگویی به مطالبات مردم از راه تبدیل به احسن و انتصاب مدیران شایسته برای رفع کاستیها و ناکارآمدیهای موجود است؟ در این صورت بهتر است علل ناکارآمدی مدیران برکنارشده و روزمهٔ کاری افراد جایگزین بهطور شفاف و معنادار با مردم و رسانههای جمعی در میان گذاشته شود تا کار در مدار درست خود قرار گیرد و امکان ارزشیابی و مقایسهٔ نظاممند مدیران قدیم و جدید بر اساس عملکرد و میزان تحقق اهداف مورد انتظار امکانپذیر گردد.
بدیهی است در فقدان چنین مکانیسمی همه خود را محق و کارآمد میدانند. بهگونهایکه معلوم نیست چه کسی(مدیر) کارآمد و چه کسی(مدیر) ناکارآمد است! در چنین فضایی نهتنها تغییری دال بر بهبود عملکرد و کارآمدی درونی و بیرونی دستگاه مربوطه رخ نمیدهد بلکه ممکن است حول هر تغییر مدیریتی، شبکهای از گروههای غیررسمی و کارگریز در درون دستگاه در پیوند با گروههای ذینفع بیرونی نیز شکل بگیرد که منبعد آنها تصمیم خواهند گرفت که چه کسی کارآمد است و باید بماند و چه کسی ناکارآمد است و باید برود. و این در چارچوب مفهومی جامعهشناسی سازمانها یعنی شکلگیری و غلبهٔ گروههای غیررسمی در درون سازمانهای رسمی که نتیجهٔ نهایی آن در درازمدت چیزی جز شکست سازمانی و فشل شدن ادارات-درانجام وظایف محوله- نیست.
@ilam_development
✍️عزیز کلانتری
منظورم عزلونصبهای هر از گاهیِ مدیران در برخی دستگاههای اجرایی استان -اعم از مرکز و شهرستانها- طی چند وقت اخیر است.
چرا بیاثر؟ چون در بیشتر موارد هنوز برای افکار عمومی کاملاً واضح نیست فلسفهٔ اصلی این جابجاییها چیست؟ آیا همچنانکه در ظاهر عنوان میشود علت اصلی، پاسخگویی به مطالبات مردم از راه تبدیل به احسن و انتصاب مدیران شایسته برای رفع کاستیها و ناکارآمدیهای موجود است؟ در این صورت بهتر است علل ناکارآمدی مدیران برکنارشده و روزمهٔ کاری افراد جایگزین بهطور شفاف و معنادار با مردم و رسانههای جمعی در میان گذاشته شود تا کار در مدار درست خود قرار گیرد و امکان ارزشیابی و مقایسهٔ نظاممند مدیران قدیم و جدید بر اساس عملکرد و میزان تحقق اهداف مورد انتظار امکانپذیر گردد.
بدیهی است در فقدان چنین مکانیسمی همه خود را محق و کارآمد میدانند. بهگونهایکه معلوم نیست چه کسی(مدیر) کارآمد و چه کسی(مدیر) ناکارآمد است! در چنین فضایی نهتنها تغییری دال بر بهبود عملکرد و کارآمدی درونی و بیرونی دستگاه مربوطه رخ نمیدهد بلکه ممکن است حول هر تغییر مدیریتی، شبکهای از گروههای غیررسمی و کارگریز در درون دستگاه در پیوند با گروههای ذینفع بیرونی نیز شکل بگیرد که منبعد آنها تصمیم خواهند گرفت که چه کسی کارآمد است و باید بماند و چه کسی ناکارآمد است و باید برود. و این در چارچوب مفهومی جامعهشناسی سازمانها یعنی شکلگیری و غلبهٔ گروههای غیررسمی در درون سازمانهای رسمی که نتیجهٔ نهایی آن در درازمدت چیزی جز شکست سازمانی و فشل شدن ادارات-درانجام وظایف محوله- نیست.
@ilam_development
مطلبی معنابخش در پیوند با مطالب پیشین در خصوص لزوم اصلاح و بازنگری در «خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین» که از بُعد تاریخی-تمدنی به مسألهٔ "قطع جنگلها و استفاده بد از زمینها." و نتایج آن در نابودی تمدنها، نگریسته است.👇
Forwarded from جامعهشناسیِ تاریخی توسعه در ایران (عزیز کلانتری)
جنگلها، زمینها و برافتادن تمدنها
۱۳ تیر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی
ویل دورانت، تاریخنگار نامدار انگلیسی، به نزدیک ما ایرانیان به دوره کتابش شناخته شده با سرنام «تاریخ تمدن.»
او در میانه بازگفتن تاریخ در کتابش، علل نابودی و فروافتادن تمدنها را هم بررسیده و یکجا نوشته است:
در پی آن از عواملی سخن گفته که تمدنها را نابود کرده، و نخستین آن عوامل را چنین شناسانده:
- تاریخ تمدن. ج ۲. ص ۷۳۳.
اینک باز تابستان رسیده!
باز خبر از نابودی درختها، جنگلها و زمینها!
نگهداری ایران ما و تمدن ایرانی بر گردن کیست؟/دژنپشت
@HsociologyDeveplopment
۱۳ تیر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی
ویل دورانت، تاریخنگار نامدار انگلیسی، به نزدیک ما ایرانیان به دوره کتابش شناخته شده با سرنام «تاریخ تمدن.»
او در میانه بازگفتن تاریخ در کتابش، علل نابودی و فروافتادن تمدنها را هم بررسیده و یکجا نوشته است:
"کشور بزرگی مغلوب نمیشود، مگر که از داخل رو به فساد بگذارد."
در پی آن از عواملی سخن گفته که تمدنها را نابود کرده، و نخستین آن عوامل را چنین شناسانده:
"قطع جنگلها و استفاده بد از زمینها."
- تاریخ تمدن. ج ۲. ص ۷۳۳.
اینک باز تابستان رسیده!
باز خبر از نابودی درختها، جنگلها و زمینها!
نگهداری ایران ما و تمدن ایرانی بر گردن کیست؟/دژنپشت
@HsociologyDeveplopment
Forwarded from Fatemeh sadat nabavi
دیدگاه هیرشمن درباره توسعه؛ یا هنرِ عبور از مرزها و خودـواژگونی
مقاله سانتیسو هیرشمن را در سنت «روباه»های آیزایای برلین قرار میدهد؛ اندیشمندانی که بهجای یک نظریه واحد، مجموعهای از بینشهای پراکنده اما ژرف دارند. هیرشمن در برابر «مدلهای تمامیتخواه» میایستد و بهجای آن بر تجربه، امکانها و پیچیدگیهای واقعی تأکید میکند. او میگوید "تجاوز از مرزها میتواند ارزش مثبت داشته باشد” (ص. 94). این روحیه، بنیان دو مفهوم کلیدی مقاله است: تجاوز از مرزها (trespassing) و خودـواژگونی (self‑subversion).
1. عبور از اقتصاد به سیاست و اخلاق: نقد جریان اصلی اقتصاد
هیرشمن از اقتصاد توسعه آغاز کرد، اما بهتدریج به سیاست، اخلاق و جامعهشناسی نیز وارد شد. او در برابر اقتصاد جریان اصلی—فرمالیسم ریاضی و «کنشگر عقلانی»—ایستاد و بازی را ترک کرد. مقاله توضیح میدهد که این «حاشیهنشینی» انتخابی بود: او مسیرهایی را برگزید که «کمتر صاف و هموار» بودند اما امکان ترکیب اقتصاد با سیاست و اخلاق را فراهم میکردند (ص. 96). این عبور از مرزها، هستهی روششناسی اوست.
2. احیای هیرشمن در آمریکای لاتین: گذار از ایدئولوژی به امکانگرایی
دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شاهد بازگشت هیرشمن در آمریکای لاتین بودند؛ زمانی که کشورها از نسخههای کلان—چه چپ و چه راست—فاصله گرفتند و به سمت امکانگرایی (possibilism) رفتند. سانتیسو نشان میدهد که این گذار، دقیقاً همان چیزی است که هیرشمن پیشتر پیشبینی کرده بود” گذار از قطعیت ایدئولوژیک به پرسشگری عملگرایانه” (ص. 98). تجربه شیلی نمونهای از این تحول است: ترکیب سیاستهای بازار با تنظیمگری، و اصلاحات تدریجی بهجای انقلابهای نظری.
3. روش هیرشمن: یادگیری تدریجی، برکتهای پنهان و اصل "دست پنهان”
هیرشمن توسعه را فرایندی میداند که از یادگیری تدریجی و مواجهه با «برکتهای پنهان» ناشی از شکستها شکل میگیرد. اصل معروف او، hiding hand، میگوید ناآگاهی از دشواریها گاهی باعث آغاز پروژههایی میشود که اگر دشواریشان از ابتدا معلوم بود، هرگز شروع نمیشدند. او مینویسد “کمی احترام بیشتر برای زندگی، کمی اجازه برای امر غیرمنتظره، و کمی کمتر آرزوپردازی لازم است" (ص. 99). این نگاه، نقدی بر سبک «راهحلهای کلان» در توسعه است.
4. مشارکت اجتماعی بهعنوان موتور توسعه: شواهد تجربی
مقاله نشان میدهد که مشارکت اجتماعی—در تصمیمگیری، اولویتگذاری و اجرا—کارآمدترین شکل توسعه است. نمونههای تجربی از پورتو آلگره و سئارا نشان میدهند که مشارکت، هم کارایی را افزایش میدهد و هم سرمایه اجتماعی را تقویت میکند. برای مثال، در پورتو آلگره، مشارکت شهروندان باعث شد پوشش آب از ۸۰٪ به ۹۸٪ و فاضلاب از ۴۶٪ به ۷۴٪ برسد (ص. 100). این بخش نشان میدهد که هیرشمن چگونه از اقتصاد توسعه به نظریه کنش جمعی و سرمایه اجتماعی پل میزند.
5. میراث هیرشمن: روش اندیشیدن، نه یک نظریه
سانتیسو در پایان تأکید میکند که میراث هیرشمن نه یک نظریه واحد، بلکه شیوهای از اندیشیدن است:
شکستن مرزهای رشتهها
پرهیز از نسخههای کلان
توجه به امکانها و تجربههای واقعی
آمادگی برای بازنگری در خود
این «هنرِ عبور و خودـواژگونی» امروز نیز برای فهم توسعه، سیاست و جامعه الهامبخش است.
مقاله سانتیسو هیرشمن را در سنت «روباه»های آیزایای برلین قرار میدهد؛ اندیشمندانی که بهجای یک نظریه واحد، مجموعهای از بینشهای پراکنده اما ژرف دارند. هیرشمن در برابر «مدلهای تمامیتخواه» میایستد و بهجای آن بر تجربه، امکانها و پیچیدگیهای واقعی تأکید میکند. او میگوید "تجاوز از مرزها میتواند ارزش مثبت داشته باشد” (ص. 94). این روحیه، بنیان دو مفهوم کلیدی مقاله است: تجاوز از مرزها (trespassing) و خودـواژگونی (self‑subversion).
1. عبور از اقتصاد به سیاست و اخلاق: نقد جریان اصلی اقتصاد
هیرشمن از اقتصاد توسعه آغاز کرد، اما بهتدریج به سیاست، اخلاق و جامعهشناسی نیز وارد شد. او در برابر اقتصاد جریان اصلی—فرمالیسم ریاضی و «کنشگر عقلانی»—ایستاد و بازی را ترک کرد. مقاله توضیح میدهد که این «حاشیهنشینی» انتخابی بود: او مسیرهایی را برگزید که «کمتر صاف و هموار» بودند اما امکان ترکیب اقتصاد با سیاست و اخلاق را فراهم میکردند (ص. 96). این عبور از مرزها، هستهی روششناسی اوست.
2. احیای هیرشمن در آمریکای لاتین: گذار از ایدئولوژی به امکانگرایی
دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شاهد بازگشت هیرشمن در آمریکای لاتین بودند؛ زمانی که کشورها از نسخههای کلان—چه چپ و چه راست—فاصله گرفتند و به سمت امکانگرایی (possibilism) رفتند. سانتیسو نشان میدهد که این گذار، دقیقاً همان چیزی است که هیرشمن پیشتر پیشبینی کرده بود” گذار از قطعیت ایدئولوژیک به پرسشگری عملگرایانه” (ص. 98). تجربه شیلی نمونهای از این تحول است: ترکیب سیاستهای بازار با تنظیمگری، و اصلاحات تدریجی بهجای انقلابهای نظری.
3. روش هیرشمن: یادگیری تدریجی، برکتهای پنهان و اصل "دست پنهان”
هیرشمن توسعه را فرایندی میداند که از یادگیری تدریجی و مواجهه با «برکتهای پنهان» ناشی از شکستها شکل میگیرد. اصل معروف او، hiding hand، میگوید ناآگاهی از دشواریها گاهی باعث آغاز پروژههایی میشود که اگر دشواریشان از ابتدا معلوم بود، هرگز شروع نمیشدند. او مینویسد “کمی احترام بیشتر برای زندگی، کمی اجازه برای امر غیرمنتظره، و کمی کمتر آرزوپردازی لازم است" (ص. 99). این نگاه، نقدی بر سبک «راهحلهای کلان» در توسعه است.
4. مشارکت اجتماعی بهعنوان موتور توسعه: شواهد تجربی
مقاله نشان میدهد که مشارکت اجتماعی—در تصمیمگیری، اولویتگذاری و اجرا—کارآمدترین شکل توسعه است. نمونههای تجربی از پورتو آلگره و سئارا نشان میدهند که مشارکت، هم کارایی را افزایش میدهد و هم سرمایه اجتماعی را تقویت میکند. برای مثال، در پورتو آلگره، مشارکت شهروندان باعث شد پوشش آب از ۸۰٪ به ۹۸٪ و فاضلاب از ۴۶٪ به ۷۴٪ برسد (ص. 100). این بخش نشان میدهد که هیرشمن چگونه از اقتصاد توسعه به نظریه کنش جمعی و سرمایه اجتماعی پل میزند.
5. میراث هیرشمن: روش اندیشیدن، نه یک نظریه
سانتیسو در پایان تأکید میکند که میراث هیرشمن نه یک نظریه واحد، بلکه شیوهای از اندیشیدن است:
شکستن مرزهای رشتهها
پرهیز از نسخههای کلان
توجه به امکانها و تجربههای واقعی
آمادگی برای بازنگری در خود
این «هنرِ عبور و خودـواژگونی» امروز نیز برای فهم توسعه، سیاست و جامعه الهامبخش است.
👌2
Fatemeh sadat nabavi
دیدگاه هیرشمن درباره توسعه؛ یا هنرِ عبور از مرزها و خودـواژگونی مقاله سانتیسو هیرشمن را در سنت «روباه»های آیزایای برلین قرار میدهد؛ اندیشمندانی که بهجای یک نظریه واحد، مجموعهای از بینشهای پراکنده اما ژرف دارند. هیرشمن در برابر «مدلهای تمامیتخواه» میایستد…
الحق که مقالهٔ سانتیسو در روشنگری "دیدگاه هیرشمن درباره توسعه" در بردارندهٔ نکات مفید و قابل تأملیست که -همچنان که خود نیز گفته- امروز نیز برای فهم توسعه، سیاست و جامعه الهامبخش است.
@ilam_development
@ilam_development
گونهشناسی سرمایهداری؛سرمایهداری رفاقتی (اقتصاد رانتی) در برابر اقتصاد مدرن رقابتی (اقتصاد بازار آزاد)👇
🔹 وقتی اقتصاددانان صحبت از نظام اقتصاد آزاد میکنند، معمولاً تصویری ارائه میکنند که در آن هر کسی با تلاش، نوآوری و ارائه خدمات بهتر به مشتریان میتواند رشد کند و به موفقیت برسد. در این تصویر ایدهآل، رقابت عادلانه است و برنده کسی است که رضایت مردم را جلب کند. اما در دنیای واقعی، پدیدهای رخ میدهد که این تصویر زیبا را مخدوش میکند؛ پدیدهای به نام «سرمایهداری رفاقتی»
🔹سرمایهداری رفاقتی یا همان اقتصاد رانتی، شکلی بیمارگونه و تحریفشده از نظام اقتصادی است که در آن موفقیت در کسبوکار نه حاصل کارایی، هوشمندی و جلب رضایت مصرفکننده، بلکه نتیجه نزدیکی به کانونهای قدرت سیاسی و برخورداری از امتیازات ویژه دولتی است. در این ساختار، بازار به جای اینکه میدان رقابت استعدادها باشد، به حیاط خلوت کسانی تبدیل میشود که رفقا، حامیان یا شرکای پنهان سیاستمداران و دیوانسالاران هستند.
🔹این پدیده باعث شده که بسیاری از مردم مشکلات، بیعدالتیها و شکافهای طبقاتی ناشی از سرمایهداری رفاقتی را به اشتباه به پای آزادی اقتصادی و بازار آزاد مینویسند، در حالی که این دو مفهوم دقیقاً در دو نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند و یکی فرشته مرگ دیگری است.
🔹این سیستم رانتی بزرگترین ضربه به آزادی فردی است، چرا که انسانها دیگر آزاد نیستند بر اساس شایستگی خود رقابت کنند، بلکه پیشرفت آنها منوط به اجازه و تایید یک قدرت مرکزی است. اقتصاد آزاد بر پایه نفی امتیازات ویژه بنا شده است، در حالی که سرمایهداری رفاقتی اصولاً بدون وجود امتیازات ویژه و تبعیضهای قانونی نمیتواند نفس بکشد.
⬅️ جزئیات را در اقتصادنیوز بخوانید
@ilam_development
(Crony Capitalism). 🔹سرمایهداری رفاقتی یا همان اقتصاد رانتی، شکلی بیمارگونه و تحریفشده از نظام اقتصادی است که در آن موفقیت در کسبوکار نه حاصل کارایی، هوشمندی و جلب رضایت مصرفکننده، بلکه نتیجه نزدیکی به کانونهای قدرت سیاسی و برخورداری از امتیازات ویژه دولتی است. در این ساختار، بازار به جای اینکه میدان رقابت استعدادها باشد، به حیاط خلوت کسانی تبدیل میشود که رفقا، حامیان یا شرکای پنهان سیاستمداران و دیوانسالاران هستند.
🔹این پدیده باعث شده که بسیاری از مردم مشکلات، بیعدالتیها و شکافهای طبقاتی ناشی از سرمایهداری رفاقتی را به اشتباه به پای آزادی اقتصادی و بازار آزاد مینویسند، در حالی که این دو مفهوم دقیقاً در دو نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند و یکی فرشته مرگ دیگری است.
🔹این سیستم رانتی بزرگترین ضربه به آزادی فردی است، چرا که انسانها دیگر آزاد نیستند بر اساس شایستگی خود رقابت کنند، بلکه پیشرفت آنها منوط به اجازه و تایید یک قدرت مرکزی است. اقتصاد آزاد بر پایه نفی امتیازات ویژه بنا شده است، در حالی که سرمایهداری رفاقتی اصولاً بدون وجود امتیازات ویژه و تبعیضهای قانونی نمیتواند نفس بکشد.
⬅️ جزئیات را در اقتصادنیوز بخوانید
@ilam_development
اقتصادنیوز
سرمایه داری رفاقتی؛ فرشته مرگ اقتصاد | مقررات گذاری دولتی چگونه بازار آزاد را به مسلخ رانت و فساد میبرد؟
اقتصادنیوز: وقتی مردم عادی فساد، رانت، اختلاف طبقاتی و ناکارآمدی را میبینند، به اشتباه تصور میکنند که مشکل از بازار و عملکرد آن است. آنها به فغان میآیند و از دولت میخواهند که وارد عمل شود و با وضع قوانین بیشتر، اوضاع را کنترل کند. این بزرگترین تراژدی…
🔻مانیفست آزادی | توسعه و رفاه؛ سرریز اقتصادیِ جامعه آزاد است | ارزش آزادی، فراتر از دستاوردها و کارآیی اقتصادی است
🔹فردریش فون هایک، آزادی را زیربنای حیاتی و موتور محرکه تمدن، پیشرفت اقتصادی و زایش ثروت میداند
🔹هایک به ما یادآوری میکند که بزرگترین دستاوردهای بشری، از زبان و قانون گرفته تا ابزارهای پیچیده اقتصادی و تکنولوژیک، حاصل نقشهها و طرحهای ازپیشتعیینشدهی یک مغز متفکر یا یک نهاد حاکمیتی نبودهاند، بلکه از دل تعاملات آزادانه، خودجوش و پیشبینیناپذیر میلیونها انسانِ مستقل سر برآوردهاند
🔹هیچ انسان، نهاد یا دولتی وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد که تمام دانش لازم برای اداره یک جامعه را در اختیار داشته باشد. دانش در میان میلیونها انسان پخش شده است
🔹آزادی دقیقاً به این دلیل اهمیت دارد که ما پیشاپیش نمیدانیم چه کسی بهترین راه حل را پیدا خواهد داد و چه ایدهای کارساز خواهد شد. ما به آزادی نیاز داریم تا به همه افراد این فرصت را بدهیم که از دانش منحصربهفرد و محلی خود استفاده کنند/اقتصاد نیوز
⬅️ گزارش کامل
@ilam_development
🔹فردریش فون هایک، آزادی را زیربنای حیاتی و موتور محرکه تمدن، پیشرفت اقتصادی و زایش ثروت میداند
🔹هایک به ما یادآوری میکند که بزرگترین دستاوردهای بشری، از زبان و قانون گرفته تا ابزارهای پیچیده اقتصادی و تکنولوژیک، حاصل نقشهها و طرحهای ازپیشتعیینشدهی یک مغز متفکر یا یک نهاد حاکمیتی نبودهاند، بلکه از دل تعاملات آزادانه، خودجوش و پیشبینیناپذیر میلیونها انسانِ مستقل سر برآوردهاند
🔹هیچ انسان، نهاد یا دولتی وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد که تمام دانش لازم برای اداره یک جامعه را در اختیار داشته باشد. دانش در میان میلیونها انسان پخش شده است
🔹آزادی دقیقاً به این دلیل اهمیت دارد که ما پیشاپیش نمیدانیم چه کسی بهترین راه حل را پیدا خواهد داد و چه ایدهای کارساز خواهد شد. ما به آزادی نیاز داریم تا به همه افراد این فرصت را بدهیم که از دانش منحصربهفرد و محلی خود استفاده کنند/اقتصاد نیوز
⬅️ گزارش کامل
@ilam_development
مانیفست آزادی.pdf
443.2 KB
منبع: کانال رسمی موسی غنینژاد اقتصاددان
@ilam_development
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻مانیفست آزادی | توسعه و رفاه؛ سرریز اقتصادیِ جامعه آزاد است | ارزش آزادی، فراتر از دستاوردها و کارآیی اقتصادی است 🔹فردریش فون هایک، آزادی را زیربنای حیاتی و موتور محرکه تمدن، پیشرفت اقتصادی و زایش ثروت میداند 🔹هایک به ما یادآوری میکند که بزرگترین دستاوردهای…
همینطور بخوانید⬅️ نظمهای بدون ناظم؛ نهادهای اجتماعی چگونه به وجود آمدهاند؟
Forwarded from ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔆 این سخنرانی به بررسی تجربه ایران در مواجهه با جهان مدرن میپردازد؛
تجربهای پیچیده که نه میتوان آن را صرفاً تقلید از غرب دانست و نه بازگشت ساده به گذشتهای اصیل و یکپارچه. مفهوم «مدرنیته زخمی» تلاشی است برای فهم همین وضعیت: مدرنیتهای که در ایران همزمان با آرزوی پیشرفت، قانون، آموزش جدید، دولت مدرن و توسعه شکل گرفت، اما در مسیر خود با بحرانهایی چون اقتدارگرایی، گسست نهادی، بی اعتمادی عمومی و نابرابری همراه شد.
در این بحث، تاریخ مدرن ایران از دوره اصلاحات عباس میرزا و تأسیس دارالفنون تا مشروطه، شکلگیری دانشگاه تهران، دولت مدرن بازخوانی میشود.
🔆 هدف سخنرانی این است که نشان دهد مسئله اصلی ایران مدرن
فقط ورود به جهان جدید نبوده، بلکه چگونگی تبدیل زخمهای تاریخی به نهادهایی پاسخگو، عادلانه و قابل
زیست بوده است.
🔆 در پایان، «آبادانی» نه صرفاً به معنای عمران و توسعه مادی، بلکه به عنوان افقی برای ترمیم نهادها، بازسازی اعتماد عمومی، تقویت خیر مشترک و امکان ساختن آیندهای بهتر برای جامعه ایران پیشنهاد میشود./کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه صنعتی شریف
@ilam_development
تجربهای پیچیده که نه میتوان آن را صرفاً تقلید از غرب دانست و نه بازگشت ساده به گذشتهای اصیل و یکپارچه. مفهوم «مدرنیته زخمی» تلاشی است برای فهم همین وضعیت: مدرنیتهای که در ایران همزمان با آرزوی پیشرفت، قانون، آموزش جدید، دولت مدرن و توسعه شکل گرفت، اما در مسیر خود با بحرانهایی چون اقتدارگرایی، گسست نهادی، بی اعتمادی عمومی و نابرابری همراه شد.
در این بحث، تاریخ مدرن ایران از دوره اصلاحات عباس میرزا و تأسیس دارالفنون تا مشروطه، شکلگیری دانشگاه تهران، دولت مدرن بازخوانی میشود.
🔆 هدف سخنرانی این است که نشان دهد مسئله اصلی ایران مدرن
فقط ورود به جهان جدید نبوده، بلکه چگونگی تبدیل زخمهای تاریخی به نهادهایی پاسخگو، عادلانه و قابل
زیست بوده است.
🔆 در پایان، «آبادانی» نه صرفاً به معنای عمران و توسعه مادی، بلکه به عنوان افقی برای ترمیم نهادها، بازسازی اعتماد عمومی، تقویت خیر مشترک و امکان ساختن آیندهای بهتر برای جامعه ایران پیشنهاد میشود./کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه صنعتی شریف
@ilam_development
👍1👌1
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
🔻 زاگرس و خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین زاگرس را شعلهها نمیسوزانند؛ خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین میسوزانند. هر سال، با نخستین گرمای تابستان، زاگرس در آتش فرو میرود و باز همان پرسش تکرار میشود؛ مقصر کیست؟ اما این پرسش، سالهاست ما را از حقیقت…
در ادامهٔ مطالب مرتبط با حکمرانیِ ضعیف سرزمین و تداوم آتشسوزیهای مکرر تابستان هرسال در جنگلهای مناطق زاگرسنشین👇