Forwarded from سیمره خبر(نیوز)
مطالب بیشتر در بارهٔ شهر تاریخی سیمره:
⬅️ شهر تاریخی سیمره و درسهایی برای توسعه امروز
⬅️شهر تاریخی سیمره؛ طرحِ سئوال و ارائهی پیشنهاد
⬅️ گزارش بازدید میدانی-علمی از درهشهر، سرزمینی به قدمت
تاریخ (مورخۀ ۱۰ آذر ۱۴۰۲)
⬅️ شهر تاریخی سیمره و درسهایی برای توسعه امروز
⬅️شهر تاریخی سیمره؛ طرحِ سئوال و ارائهی پیشنهاد
⬅️ گزارش بازدید میدانی-علمی از درهشهر، سرزمینی به قدمت
تاریخ (مورخۀ ۱۰ آذر ۱۴۰۲)
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
در ریپلای به موضوع و سئوالات مطرح شده در |پست بالا| گزیدهای از مطالب منتشر شده در فضای مجازی که گمان میرود همسو با آن، مطالبِ مستدل و مفیدی را ارائه دادهاند، تلخیص و بازنشر میگردد.
محسن جلالپور فعال اقتصادی با سابقه در گفتوگو با هفتهنامه تجارتفردا، مهمترین مسئله ایران پساجنگ را:
که بنا به استدلال اندیشیدهٔ ایشان تحقق این امر مهم:
@ilam_development
«احیای سرمایهگذاری و بازسازی زیرساختها میداند»
که بنا به استدلال اندیشیدهٔ ایشان تحقق این امر مهم:
«تنها در صورت اجرای همزمان اصلاحات بنیادین در حکمرانی اقتصادی، ایجاد ثبات اقتصاد کلان، تقویت بخش خصوصی، گسترش ارتباط با اقتصاد جهانی و کاهش تصدیگری دولت، تقویت سرمایهگذاری امکانپذیر خواهد بود.بدون اصلاحات بنیادین و کاهش تصدیگری دولت ممکن نیست، باید موانع محیط کسب و کار کاهش یابد»⬅️ متن کامل
@ilam_development
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
که ایران چوباغیست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
الگوی حكمرانی ايرانی
دكترحميدپورمحمدی/اقتصاددان و معاون رئيسجمهور
ايشان در آیین ملی «شاهنامه و هویت ایرانی» به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی با تأکید بر جایگاه شاهنامه در هویت ایرانی و زبان فارسی از تدوین برنامهای ویژه برای حمایت از ادبیات کلاسیک خبر داد و گفت: با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد کتابخانههای عمومی، «خانههای شاهنامه» در سراسر کشور ایجاد و آموزش شاهنامهخوانی در استانهای مختلف گسترش مییابد.|كانال برنامهريزی استراتژیک توسعه|
⬅️ لينک سخنرانی كامل
@ilam_development
شکفته همیشه گل کامگار
الگوی حكمرانی ايرانی
دكترحميدپورمحمدی/اقتصاددان و معاون رئيسجمهور
ايشان در آیین ملی «شاهنامه و هویت ایرانی» به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی با تأکید بر جایگاه شاهنامه در هویت ایرانی و زبان فارسی از تدوین برنامهای ویژه برای حمایت از ادبیات کلاسیک خبر داد و گفت: با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد کتابخانههای عمومی، «خانههای شاهنامه» در سراسر کشور ایجاد و آموزش شاهنامهخوانی در استانهای مختلف گسترش مییابد.|كانال برنامهريزی استراتژیک توسعه|
⬅️ لينک سخنرانی كامل
@ilam_development
خدمتکاران کج دست!
تجمل و عظمتدوستی ایرانیان که در نگاهداری عدهٔ زیادی خدمتکار بیمصرف متجلی میشود...معمولاً تعداد این خدمتکاران با کاری که انجام میدهند هیچ تناسبی ندارد و از آنجا که اربابها حقوقشان را یا نامرتب و یا اصلاً نمیپردازند ناچارند یا از راه سرقت اموالی که به آنها سپرده شده و یا از طریق دریافت انعام، هدیه و رشوه از ارباب رجوع و میهمانان امرار معاش کنند.
این مطلب در مورد خدمتکاران والی[پشتکوه=ایلام کنونی] هم صدق میکرد. نیمی از غذاهای لذیذی که از آشپرخانه والی برای من و آدمهایم فرستاده میشد به چادرهایمان نمیرسید. زیرا کسانی که مأمور آوردن غذا بودند یا آنها را در ازای پول میفروختند، یا به دوستان و خویشاوندانشان میدادند طوری که خدمتکارانم بارها از گرسنگی شکایت کردند. والی به میرآخورش دستور داده بود، هر روز یک کیسه جو برای چهارپایانم بفرستد. لیکن مقدار جوئی که به دست ما میرسید آنقدر ناچیز بود که من مجبور شدم نزد برادر والی شکایت کنم.
منبع: سفرنامۀ گروته، هوگو گروته، ترجمۀ مجید جلیلوند، ص۵۲، به نقل از کانال تلگرامی مطالب تاریخی
@ilam_development
تجمل و عظمتدوستی ایرانیان که در نگاهداری عدهٔ زیادی خدمتکار بیمصرف متجلی میشود...معمولاً تعداد این خدمتکاران با کاری که انجام میدهند هیچ تناسبی ندارد و از آنجا که اربابها حقوقشان را یا نامرتب و یا اصلاً نمیپردازند ناچارند یا از راه سرقت اموالی که به آنها سپرده شده و یا از طریق دریافت انعام، هدیه و رشوه از ارباب رجوع و میهمانان امرار معاش کنند.
این مطلب در مورد خدمتکاران والی[پشتکوه=ایلام کنونی] هم صدق میکرد. نیمی از غذاهای لذیذی که از آشپرخانه والی برای من و آدمهایم فرستاده میشد به چادرهایمان نمیرسید. زیرا کسانی که مأمور آوردن غذا بودند یا آنها را در ازای پول میفروختند، یا به دوستان و خویشاوندانشان میدادند طوری که خدمتکارانم بارها از گرسنگی شکایت کردند. والی به میرآخورش دستور داده بود، هر روز یک کیسه جو برای چهارپایانم بفرستد. لیکن مقدار جوئی که به دست ما میرسید آنقدر ناچیز بود که من مجبور شدم نزد برادر والی شکایت کنم.
منبع: سفرنامۀ گروته، هوگو گروته، ترجمۀ مجید جلیلوند، ص۵۲، به نقل از کانال تلگرامی مطالب تاریخی
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
خدمتکاران کج دست! تجمل و عظمتدوستی ایرانیان که در نگاهداری عدهٔ زیادی خدمتکار بیمصرف متجلی میشود...معمولاً تعداد این خدمتکاران با کاری که انجام میدهند هیچ تناسبی ندارد و از آنجا که اربابها حقوقشان را یا نامرتب و یا اصلاً نمیپردازند ناچارند یا از راه…
🔸به نظر شما "بازتولید" خصوصیتی که نویسنده درمورد خدمتکاران والی[پشتکوه=ایلام کنونی] به آن اشاره کرده، درکدامیک از رفتارهای ضد توسعهای که در حال حاضر در استان ایلام نمود دارد، بیشتر نمایان است؟
@ilam_development
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
ایران پساجنگ و لزوم اقدامات اصلاحی متناسب با مقتضیات جدید جامعه نویسندگان و تحلیلگران بسیاری خاتمهٔ جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در سال گذشته و همچنین امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه بدون دستیابی کشورهای متخاصم به اهداف مورد نظر…
یادداشتی تحلیلی و ارزنده از سرکارخانم مینا شیروانی ناغانی [در راستای پاسخ به سوال پیشنهاد شده در اینجا] تحت عنوان:« نگاهی جامعهشناسانه به اولویتهای پساجنگ [با تأکید بر] ترمیم اقتصادی-اجتماعی؛ دشوار اما شدنی»، منتشر شده ⬅️ اینجا
@ilam_development
@ilam_development
👍1🙏1
-3250275310130094336_128064460813021.pdf
9.9 MB
سیدو و سیوسومین، شمارهٔ نشریهٔ الکترونیکی "افق اقتصاد و برنامهریزی استان ایلام" (فصلنامه داخلی سازمان مدیریت و برنامهریزی استان ایلام) چاپ و منتشر شد.
@ilam_development
@ilam_development
👍1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جستوجوی مسیر نوسازی اقتصاد ایران با اقتصاددانان، کارآفرینان و مدیران ایرانی
◻️اقتصاد نوآوری؛ برنامهای جدید از فردای اقتصاد با میزبانی شهرام شریف | بهزودی
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد
@ilam_development
◻️اقتصاد نوآوری؛ برنامهای جدید از فردای اقتصاد با میزبانی شهرام شریف | بهزودی
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
جستوجوی مسیر نوسازی اقتصاد ایران با اقتصاددانان، کارآفرینان و مدیران ایرانی ◻️اقتصاد نوآوری؛ برنامهای جدید از فردای اقتصاد با میزبانی شهرام شریف | بهزودی ◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد @ilam_development
پینوشت
استناد دکتر نیلی به این تکبیت از مولوی:
«هر بنای کهنه که آبادان کنند
نه که اول کهنه را ویران کنند»
در تعریف مفهوم « تخریب خلاق» نگریستنیست.
استناد دکتر نیلی به این تکبیت از مولوی:
«هر بنای کهنه که آبادان کنند
نه که اول کهنه را ویران کنند»
در تعریف مفهوم « تخریب خلاق» نگریستنیست.
تغییر نگاه به توسعه
🖊️علی رنجبردستنائی
توسعه، واژهای که بارها در رسانهها، سخنرانیها و متون رسمی به کار رفته، در جامعه ما کمتر به معنای واقعی و بنیادی خود فهمیده شده است. اغلب، توسعه بهعنوان واکنشی به رخدادها و بحرانها تفسیر میشود، نه بهعنوان یک پروژه تاریخی و تمدنی. وقتی جنگی آغاز میشود، از «توسعه در شرایط جنگ» سخن گفته میشود؛ در دوران تحریم، بحث «توسعه در عصر تحریم» مطرح میشود و حتی در امور روزمره، توسعه به شاخههایی مانند صنعتی، فرهنگی، گردشگری یا شهری تقلیل مییابد. گویی توسعه مفهومی است که باید خود را با هر رخداد منطبق کند، نه یک چارچوب پایدار که کیفیت مواجهه ما با چالشها را تعیین کند.
این نگرش نشاندهنده سوءتفاهم عمیق نسبت به مفهوم توسعه است. ما توسعه را نه بهعنوان تغییر ریشهای در اندیشه، فرهنگ، نهادها و حکمرانی، بلکه بهعنوان مجموعهای از واکنشهای پراکنده به مسائل روزمره فهم کردهایم. در نتیجه، توسعه برای ما بیشتر واژهای توصیفی است تا پروژهای مستمر و هدفمند؛ ابزاری برای توصیف بحرانها، نه راهی برای عبور تاریخی از آنها.
برشی از متن
@ilam_development
🖊️علی رنجبردستنائی
توسعه، واژهای که بارها در رسانهها، سخنرانیها و متون رسمی به کار رفته، در جامعه ما کمتر به معنای واقعی و بنیادی خود فهمیده شده است. اغلب، توسعه بهعنوان واکنشی به رخدادها و بحرانها تفسیر میشود، نه بهعنوان یک پروژه تاریخی و تمدنی. وقتی جنگی آغاز میشود، از «توسعه در شرایط جنگ» سخن گفته میشود؛ در دوران تحریم، بحث «توسعه در عصر تحریم» مطرح میشود و حتی در امور روزمره، توسعه به شاخههایی مانند صنعتی، فرهنگی، گردشگری یا شهری تقلیل مییابد. گویی توسعه مفهومی است که باید خود را با هر رخداد منطبق کند، نه یک چارچوب پایدار که کیفیت مواجهه ما با چالشها را تعیین کند.
این نگرش نشاندهنده سوءتفاهم عمیق نسبت به مفهوم توسعه است. ما توسعه را نه بهعنوان تغییر ریشهای در اندیشه، فرهنگ، نهادها و حکمرانی، بلکه بهعنوان مجموعهای از واکنشهای پراکنده به مسائل روزمره فهم کردهایم. در نتیجه، توسعه برای ما بیشتر واژهای توصیفی است تا پروژهای مستمر و هدفمند؛ ابزاری برای توصیف بحرانها، نه راهی برای عبور تاریخی از آنها.
برشی از متن
یکی از نشانههای سطحی شدن فهم توسعه، تقلیل آن به شاخصهای کمی و پروژههای عمرانی است. هنوز بسیاری، توسعه را با تعداد پلها، بزرگراهها، برجها یا رشد اقتصادی میسنجند، بدون آنکه بپرسند این رشد تا چه اندازه به ارتقای کیفیت زندگی، افزایش اعتماد اجتماعی، تقویت نهادهای مدنی یا گسترش عقلانیت جمعی منجر شده است. ممکن است کشوری ثروت زیادی تولید کند، اما اگر نهادها، فرهنگ و ساختار حکمرانی پایدار نباشد، این ثروت دوام نمیآورد و جامعه همچنان توسعهنیافته خواهد ماند.⬅️ متن کامل
@ilam_development
افزون بر آنچه نویسنده محترم به درستی در فهم ناقص توسعه و لزوم تغییر نگاه به آن، اشاره کردهاند:
«ما توسعه را نه بهعنوان تغییر ریشهای در اندیشه، فرهنگ، نهادها و حکمرانی، بلکه بهعنوان مجموعهای از واکنشهای پراکنده به مسائل روزمره فهم کردهایم.»طرح این سئوال اساسی- در ریشهیابی مسأله- نیز مهم است، چرا ما در مواجهه با مدرنیته تنها به تقلید از ظواهر آن بسنده کردهایم و از تأمل در ریشهها غفلت ورزیدهایم؟ غفلتی که نتیجهٔ آن به تعبیر آزاد ارمکی در توصیف بخشی از نوسازیهای تاریخ معاصر ایران: «در قالب نوسازیای نمایان شده که بیشتر شبیه "نوسازی اتوبانی" ساخت اتوبانهاست» تا توسعه تاریخی و تمدنی مشابه آنچه در کشور ژاپن-به همت اجتهاد در مبانی تمدن جدید و غربشناسی ژاپنیها- بهدست امده است.
نوشتهٔ قابل تأمل احسان هوشمند و حسین نورینیا در تشریحِ نگاه ویژهٔ جامعهشناختی زندهیاد «اسماعیل خلیلی، پژوهشگر علوم اجتماعی و عضو فعال انجمن جامعهشناسی ایران»:
مطلب مرتبط با این یادداشت را در 👈 این لینک بخوانید.
@ilam_development
«او به گروهی از جامعهشناسان تعلق دارد که جامعهشناسی را نه صرفا یک رشته دانشگاهی، بلکه شیوهای برای فهم ایران میدانند.»متن کامل یادداشت را در👈 وبسایت| روزنامه شرق| بخوانید.
مطلب مرتبط با این یادداشت را در 👈 این لینک بخوانید.
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
افزون بر آنچه نویسنده محترم به درستی در فهم ناقص توسعه و لزوم تغییر نگاه به آن، اشاره کردهاند: «ما توسعه را نه بهعنوان تغییر ریشهای در اندیشه، فرهنگ، نهادها و حکمرانی، بلکه بهعنوان مجموعهای از واکنشهای پراکنده به مسائل روزمره فهم کردهایم.» طرح این…
روایت داریوش رحمانیان در فایل شنیداری زیر حاوی توضیحات بسندهای در پاسخ به سئوال چرایی رویاروییِ -از سر اضطرارِ امیخته با تقلید- نوگرایان ایرانی با مدرنیته است.👇
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی
جامعهی ایرانی و روایت عقبماندگی
👤داریوش رحمانیان
وضعیت مدرن عقبماندگی 02:00
عقبماندگی حاصل کدام رویکردی؟ 05:00
چرا حس عقبماندگی داریم؟ 08:30
نظریه توسعه چه میگوید؟ 12:00
منبع: کانال سخنرانیها
@ilam_development
جامعهی ایرانی و روایت عقبماندگی
👤داریوش رحمانیان
وضعیت مدرن عقبماندگی 02:00
عقبماندگی حاصل کدام رویکردی؟ 05:00
چرا حس عقبماندگی داریم؟ 08:30
نظریه توسعه چه میگوید؟ 12:00
منبع: کانال سخنرانیها
@ilam_development
🔻 زاگرس و خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین
زاگرس را شعلهها نمیسوزانند؛ خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین میسوزانند.
هر سال، با نخستین گرمای تابستان، زاگرس در آتش فرو میرود و باز همان پرسش تکرار میشود؛ مقصر کیست؟ اما این پرسش، سالهاست ما را از حقیقت دور کرده است. مسئله اصلی یافتن فردی که جرقهای زده نیست؛ مسئله، شناخت ساختارهایی است که آن جرقه را به بحرانی ملی تبدیل میکنند.
در مدیریت نوین بحران، میان «عامل آغازگر» و «عامل زمینهساز» تفاوتی اساسی وجود دارد. ممکن است آغاز یک آتشسوزی بر اثر سهلانگاری یا عامل انسانی باشد، اما تکرار سالانه، گسترش گسترده و ناتوانی در مهار آن، ریشه در ضعفهای ساختاری دارد؛ ضعف در حکمرانی سرزمین، برنامهریزی، پیشگیری و مدیریت ریسک.
اگر هر سال همان دامنهها میسوزند، دیگر با یک حادثه روبهرو نیستیم؛ با یک الگوی شکست مدیریتی مواجهایم.
یکی از واقعیتهای کمتر دیدهشده، تغییر جغرافیای جمعیت در زاگرس است. مهاجرت روستاییان، تضعیف معیشت عشایر، کاهش حضور دامداران و خالی شدن ارتفاعات از ساکنان بومی، تنها یک مسئله اجتماعی نیست؛ این روند، نخستین حلقه دفاع طبیعی از کوهستان را نیز از میان برده است.
روستایی، عشایر و چوپان، تنها بهرهبردار طبیعت نبودند؛ آنان نخستین دیدهبانان زاگرس بودند. حضور آنان موجب میشد نخستین دود دیده شود و نخستین شعله پیش از گسترش مهار گردد. هنگامی که این سرمایه انسانی از کوهستان حذف شد، فاصله میان «جرقه» تا «فاجعه» نیز کوتاهتر شد.
بیشتر آتشسوزیهای زاگرس از دامنهها آغاز میشوند و به سبب شیب، جهت باد و تراکم سوخت گیاهی به سوی ارتفاعات گسترش مییابند. این رفتار، تابع قوانین شناختهشده فیزیک آتش است، نه هیجان و احساس.
از همین رو، نمیتوان مدیریت آتش را تنها به عملیات اطفا محدود کرد. خاموش کردن شعله، پایان بحران نیست؛ اگر علتهای تولید بحران باقی بمانند، آتش نیز بازخواهد گشت.
پرسش این است که چرا کانونهای تکرارشونده آتشسوزی بهصورت علمی شناسایی و اولویتبندی نشدهاند؟ چرا نقشههای خطر، سامانههای هشدار سریع و برنامههای پیشگیرانه، جایگاه شایستهای در مدیریت زاگرس ندارند؟ چرا هنوز با آغاز هر آتش، ستاد بحران شکل میگیرد، نه پیش از آن؟
حضور داوطلبان دلسوز، سرمایهای بزرگ برای کشور است؛ اما هیچ نظام حرفهای مدیریت بحران، آموزش، سازماندهی و تجهیزات استاندارد را با احساس مسئولیت مردمی جایگزین نمیکند. اعزام نیروهای آموزشندیده به دل آتش، نه نشانه مدیریت، بلکه نشانه ضعف در آمادگی است.
زاگرس امروز بیش از هر زمان دیگری به یک اتاق فکر ملی نیاز دارد؛ اتاق فکری که در آن متخصصان جغرافیا، منابع طبیعی، مدیریت بحران، اقلیمشناسی، جامعهشناسی روستایی و نمایندگان جوامع محلی، آینده این سرزمین را بر پایه دانش طراحی کنند، نه بر اساس واکنشهای مقطعی.
نجات زاگرس تنها با خرید تجهیزات بیشتر ممکن نیست؛ با بازگرداندن عقلانیت به حکمرانی سرزمین ممکن است. توسعه پایدار، احیای اقتصاد روستاهای کوهستانی، تقویت کوچ پایدار عشایر، آموزش نیروهای محلی، پایش مستمر و پیشگیری علمی، ستونهای اصلی حفاظت از این میراث ملی هستند.
تا زمانی که ریشههای ساختاری بحران اصلاح نشوند، هر تابستان تنها شکل مرثیه تغییر خواهد کرد؛ اما متن آن همان خواهد ماند: بلوطی کمتر، خاکستری بیشتر و گاه انسانی که جان خود را برای جبران کاستیهای نظام مدیریت سرزمین از دست داده است.
زاگرس به قهرمانان بیشتری نیاز ندارد؛ زاگرس به تصمیمهای درست، حکمرانی علمی و مدیریتی نیاز دارد که پیش از برخاستن نخستین دود، ریشههای بحران را دیده و درمان کرده باشد.
پاورقی-کوهستان کوهنویس_زارعیان| منبع تصویر و متن: کانال زمینآنلاین
@ilam_development
زاگرس را شعلهها نمیسوزانند؛ خطاهای ساختاری در حکمرانی سرزمین میسوزانند.
هر سال، با نخستین گرمای تابستان، زاگرس در آتش فرو میرود و باز همان پرسش تکرار میشود؛ مقصر کیست؟ اما این پرسش، سالهاست ما را از حقیقت دور کرده است. مسئله اصلی یافتن فردی که جرقهای زده نیست؛ مسئله، شناخت ساختارهایی است که آن جرقه را به بحرانی ملی تبدیل میکنند.
در مدیریت نوین بحران، میان «عامل آغازگر» و «عامل زمینهساز» تفاوتی اساسی وجود دارد. ممکن است آغاز یک آتشسوزی بر اثر سهلانگاری یا عامل انسانی باشد، اما تکرار سالانه، گسترش گسترده و ناتوانی در مهار آن، ریشه در ضعفهای ساختاری دارد؛ ضعف در حکمرانی سرزمین، برنامهریزی، پیشگیری و مدیریت ریسک.
اگر هر سال همان دامنهها میسوزند، دیگر با یک حادثه روبهرو نیستیم؛ با یک الگوی شکست مدیریتی مواجهایم.
یکی از واقعیتهای کمتر دیدهشده، تغییر جغرافیای جمعیت در زاگرس است. مهاجرت روستاییان، تضعیف معیشت عشایر، کاهش حضور دامداران و خالی شدن ارتفاعات از ساکنان بومی، تنها یک مسئله اجتماعی نیست؛ این روند، نخستین حلقه دفاع طبیعی از کوهستان را نیز از میان برده است.
روستایی، عشایر و چوپان، تنها بهرهبردار طبیعت نبودند؛ آنان نخستین دیدهبانان زاگرس بودند. حضور آنان موجب میشد نخستین دود دیده شود و نخستین شعله پیش از گسترش مهار گردد. هنگامی که این سرمایه انسانی از کوهستان حذف شد، فاصله میان «جرقه» تا «فاجعه» نیز کوتاهتر شد.
بیشتر آتشسوزیهای زاگرس از دامنهها آغاز میشوند و به سبب شیب، جهت باد و تراکم سوخت گیاهی به سوی ارتفاعات گسترش مییابند. این رفتار، تابع قوانین شناختهشده فیزیک آتش است، نه هیجان و احساس.
از همین رو، نمیتوان مدیریت آتش را تنها به عملیات اطفا محدود کرد. خاموش کردن شعله، پایان بحران نیست؛ اگر علتهای تولید بحران باقی بمانند، آتش نیز بازخواهد گشت.
پرسش این است که چرا کانونهای تکرارشونده آتشسوزی بهصورت علمی شناسایی و اولویتبندی نشدهاند؟ چرا نقشههای خطر، سامانههای هشدار سریع و برنامههای پیشگیرانه، جایگاه شایستهای در مدیریت زاگرس ندارند؟ چرا هنوز با آغاز هر آتش، ستاد بحران شکل میگیرد، نه پیش از آن؟
حضور داوطلبان دلسوز، سرمایهای بزرگ برای کشور است؛ اما هیچ نظام حرفهای مدیریت بحران، آموزش، سازماندهی و تجهیزات استاندارد را با احساس مسئولیت مردمی جایگزین نمیکند. اعزام نیروهای آموزشندیده به دل آتش، نه نشانه مدیریت، بلکه نشانه ضعف در آمادگی است.
زاگرس امروز بیش از هر زمان دیگری به یک اتاق فکر ملی نیاز دارد؛ اتاق فکری که در آن متخصصان جغرافیا، منابع طبیعی، مدیریت بحران، اقلیمشناسی، جامعهشناسی روستایی و نمایندگان جوامع محلی، آینده این سرزمین را بر پایه دانش طراحی کنند، نه بر اساس واکنشهای مقطعی.
نجات زاگرس تنها با خرید تجهیزات بیشتر ممکن نیست؛ با بازگرداندن عقلانیت به حکمرانی سرزمین ممکن است. توسعه پایدار، احیای اقتصاد روستاهای کوهستانی، تقویت کوچ پایدار عشایر، آموزش نیروهای محلی، پایش مستمر و پیشگیری علمی، ستونهای اصلی حفاظت از این میراث ملی هستند.
تا زمانی که ریشههای ساختاری بحران اصلاح نشوند، هر تابستان تنها شکل مرثیه تغییر خواهد کرد؛ اما متن آن همان خواهد ماند: بلوطی کمتر، خاکستری بیشتر و گاه انسانی که جان خود را برای جبران کاستیهای نظام مدیریت سرزمین از دست داده است.
زاگرس به قهرمانان بیشتری نیاز ندارد؛ زاگرس به تصمیمهای درست، حکمرانی علمی و مدیریتی نیاز دارد که پیش از برخاستن نخستین دود، ریشههای بحران را دیده و درمان کرده باشد.
پاورقی-کوهستان کوهنویس_زارعیان| منبع تصویر و متن: کانال زمینآنلاین
@ilam_development
👏1👌1
دستگاههای ذیربط در استانهای مناطق زاگرسنشین -به ویژه استان ما ایلام- چه پاسخ قانعکنندهای به استدلال متین نویسنده و پرسشهای مهم وی در خصوص چرایی آتشسوزیهای مکرر در مناطق جنگلی تحت حفاظت خود دارند:
«تکرار سالانه، گسترش گسترده و ناتوانی در مهار آن، ریشه در ضعفهای ساختاری دارد؛ ضعف در حکمرانی سرزمین، برنامهریزی، پیشگیری و مدیریت ریسک. اگر هر سال همان دامنهها میسوزند، دیگر با یک حادثه روبهرو نیستیم؛ با یک الگوی شکست مدیریتی مواجهایم.»پرسش این است که:
«چرا کانونهای تکرارشونده آتشسوزی بهصورت علمی شناسایی و اولویتبندی نشدهاند؟ چرا نقشههای خطر، سامانههای هشدار سریع و برنامههای پیشگیرانه، جایگاه شایستهای در مدیریت زاگرس ندارند؟ چرا هنوز با آغاز هر آتش، ستاد بحران شکل میگیرد، نه پیش از آن؟»@ilam_development
👍1
مقاله فارن افرز؛ تولد جمهوری اسلامی جدید؛ راهبرد بزرگ جدید ایران پس از جنگ ۲۰۲۶
به قلم نرگس باجغلی، مردمشناس و استاد مطالعات خاورمیانه و ولی نصر، استاد دانشگاه هاپکینز و مشاور سابق اوباما
[مقاله]، تصویری متفاوت از پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶ ارائه میدهد؛ جنگی که به باور نویسندگان، نهتنها به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر نشد، بلکه زمینهساز ظهور نسخهای تازه از این نظام سیاسی شد؛ که از نظر ماهیت سیاسی، ساختار قدرت و جهتگیری راهبردی، با جمهوری اسلامی چهار دهه گذشته تفاوتهای مهمی دارد.
برشی از متن
@ilam_development
به قلم نرگس باجغلی، مردمشناس و استاد مطالعات خاورمیانه و ولی نصر، استاد دانشگاه هاپکینز و مشاور سابق اوباما
[مقاله]، تصویری متفاوت از پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶ ارائه میدهد؛ جنگی که به باور نویسندگان، نهتنها به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر نشد، بلکه زمینهساز ظهور نسخهای تازه از این نظام سیاسی شد؛ که از نظر ماهیت سیاسی، ساختار قدرت و جهتگیری راهبردی، با جمهوری اسلامی چهار دهه گذشته تفاوتهای مهمی دارد.
برشی از متن
از نگاه باجغلی و نصر، این نسل جدید کمتر ایدئولوژیک، بیشتر ملیگرا، عملگرا و تکنوکرات است. آنان توانستهاند با بازآرایی ساختارهای حکومتی، تقویت نهادهای نظامی و رسانهای، سازماندهی مجدد فرماندهی جنگ و تمرکز بر کارآمدی امنیتی و مدیریتی، از تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل جلوگیری کنند. به باور نویسندگان، جمهوری اسلامی نهتنها از دل جنگ تضعیفشده بیرون نیامد، بلکه با احساس پیروزی، اعتمادبهنفس بیشتر و درک تازهای از جایگاه منطقهای خود، وارد مرحلهای جدید شد.⬅️ متن کامل را در وبسایت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران مطالعه کنید.
نویسندگان معتقدند جنگ ۲۰۲۶ همچنین موجب شکلگیری نوعی ملیگرایی جدید در ایران شده است؛ ملیگراییای که توانست بخشی از فاصله میان حکومت و جامعه را کاهش دهد و زمینهساز شکلگیری یک «قرارداد اجتماعی جدید» شود. برخلاف انتظار آمریکا و اسرائیل، بمبارانها، فشارهای اقتصادی و تلاش برای ایجاد شوک سیاسی، به ناآرامی گسترده علیه حکومت منجر نشد. در عوض، بسیاری از ایرانیان، حتی منتقدان جمهوری اسلامی، در برابر حمله خارجی موضعی ملیگرایانه اتخاذ کردند و دفاع از کشور را بر اختلافات داخلی مقدم دانستند.
در نتیجه، به باور باجغلی و نصر، جمهوری اسلامی در حال گذار از یک نظام صرفاً ایدئولوژیک به یک دولت ملیگرا و امنیتمحور است؛ دولتی که پشتوانه سیاسی و اجتماعی خود را بیش از پیش از توانایی در دفاع از کشور، حفظ ثبات، بازسازی اقتصاد، مدیریت بحران و تثبیت جایگاه ایران در منطقه به دست میآورد. در این مدل جدید، مصلحت دولت، امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیک در کنار اصول انقلاب، نقش پررنگتری در تصمیمسازیهای کلان پیدا میکند.
@ilam_development