ایلام توسعه|نقد و بهبود|
131 subscribers
57 photos
19 videos
7 files
131 links
"ایلام توسعه" با فرض توسعه حاصل عملکرد نظام سیاسی و جامعه است و همه ما در این فرایند مسئولیت داریم، می‌کوشد در کنار نقد عملکرد توسعه‌ای دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی، راهکارهایی نیز برای بهبود و پیشبرد آن ارائه نماید.
🆔 @SIKANSARA
Download Telegram
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
📖 برشی از کتاب اگر نورث ایرانی بود اثر علی رضاقلی 📌 کشف بازارها، ارزیابی بازارها، فنون تولید و مدیریت کارمندان در خلاء محقق نمی‌شود. این امور مستلزم توسعه‌ی دانش‌ضمنی است تا پیچ‌وخم‌های مسئله اندازه‌گیری و اجرا شود. نوع اطلاعات و دانشی که کارفرما نیاز دارد…
تازه‌های نشر نهادگرا...

📚 توسعه و تله تاریخ
✍️ نویسنده: علی رضاقلی

«توسعه و تله تاریخ» خواننده را به سفری در اعماق تاریخ و ساختارهای نهادی ایران می‌برد؛ سفری که در آن علی رضاقلی با تکیه بر ترکیبی از رویکرد نهادگرایانه و دستاوردهای جامعه‌شناسی تاریخی، چرایی و چگونگی تکرار دورهای باطل عقب‌ماندگی‌های ایران را بازمی‌کاود. او با طرح مفهوم «تله تاریخ»، نشان می‌دهد که موانع توسعه پایدار، اغلب ریشه‌های عمیق نهادی، فرهنگی و اجتماعی دارد و نسخه‌های وارداتی یا تقلیدگرایانه چاره‌ساز نخواهند بود.
این کتاب، دعوتی است به بازاندیشی انتقادی درباره تاریخ، اصلاح باورها و بازسازی نهادهای کارآمد و بومی. اثری الهام‌بخش برای هر خواننده دغدغه‌مند که می‌خواهد راه‌های عبور از چرخه بسته وابستگی به مسیر طی شده و نیاز عمیق به ساختن تصویر عالمانه و امید برانگیز از آینده‌ای توسعه‌یافته برای ایران را بهتر درک کند.

🌐 لینک سفارش کتاب

منبع: کانال انتشارات نهادگرا
@ilam_development
👏1
معرفی کتاب: توسعه و تله تاریخ
نوشته✍🏻 علی رضاقلی


نویسنده با بررسی دوره‌های مختلف تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه مصلحی
(مثل امیرکبیر)
خواسته است تغییری ایجاد کند، ساختارهای کهن (تله تاریخ)
علیه او بسیج شده و او را حذف کرده‌اند.
در واقع، نفع نیروهای ذی‌نفوذ در عدم توسعه است و آن‌ها اجازه تغییر قواعد بازی را نمی‌دهند.
علی‌رضا قلی در این کتاب دیدگاهی نسبتاً تلخ اما واقع‌گرایانه دارد.
او معتقد است برای خروج از
(تله تاریخ)،
تنها اصلاحات سطحی کافی نیست، بلکه نیاز به یک تحول عمیق در ساختار نهادها، حاکمیت قانون و بازنگری در فرهنگ اقتصادی جامعه داریم.
این کتاب برای هر کسی که می‌خواهد بفهمد چرا
(ما، ما شدیم)
و ریشه‌های مشکلات امروزی کجاست، یک منبع فوق‌العاده تفکربرانگیز است.
منبع: کانال تلگرامی انتشارات نهادگرا
@ilam_development
👌1
نگاهی اجمالی به ویژگی مدل جامعه‌شناسی تاریخی روان‌شاد علی رضاقلی در تبیین موانع نهادی توسعه‌نیافتگیِ خاص ایران، نوشتهٔ عزیز کلانتری⬇️ به علاوهٔ برخی یادداشت‌های نوشته شدهٔ قبلی⬆️ قابل دسترسی در لینک‌های:
1️⃣⬅️ اینجا

2️⃣⬅️اینجا و سه فرستهٔ منوالی بعدی + پست‌های تکمیلی آتی‌...
که زین پس مبنای تئوریک کار ما در شناخت و گونه‌شناسی کنش‌های توسعه‌ای واقعی از بدلی و تبیین موانع نهادی تداوم آن‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی‌ در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی‌ست.
#ادمین
@ilam_development
علی رضاقلی؛ محققی در قامت نظریه‌پرداز جامعه‌شناسیِ تاریخی ایران

✍️عزیز کلانتری

به جرئت می‌توان گفت که روان‌شاد علی رضاقلی از معدود اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی در دورهٔ معاصر است که [مشخصاً] از منظر "جامعه‌شناسی تاریخی"به واکاوی ریشه‌های مشکلات توسعه‌ای ایران و برون‌رفت از آنها نگریسته است.
پرسش اصلی او در طرح مسئله‌اش را می‌توان این‌گونه صورت‌بندی کرد: چرا ایران [با وجود ظرفیت‌های متکثر برای توسعه] در مسیر چرخه‌ی تکاملی توسعه قرار نگرفته‌ و از ادامه‌ی آن ‌بازمانده است؟
هرچند ابتدا این‌گونه به نظر می‌رسد که او مشابه توسعه‌گرایان خطی از منظر شرایط امتناع به توسعه در ایران نگاه کرده‌ است و همه‌چیز را عدمی دیده است، اما درنگ در دل‌مشغولی‌ها و دغدغه‌مندی‌های او و همچنین آثار پربارش نشان می‌دهد مانع‌شناسی او در قالب دیدگاه‌های مرسوم جامعه‌شناسیِ تکامل‌گرا قرار نمی‌گیرد. استدلال مطابق با واقعِ عباس موسایی -مندرج در یادداشتی برای راهبرد بازنشر شده در تلگرامِ منسوب به علی رضاقلی تحت عنوان «پوینده‌مردی به راه توسعه ملی ایران»- مبنی بر این‌که او«روح بلندی داشت که از سویی، روح خردمندانهٔ لایه‌های تاریخی سنت را پاس می‌داشت و از سویی، لایه‌های ناخردمندی‌هایِ توسعه‌ستیز آن را [نیز] بر آفتاب می‌افکند» می‌تواند گواهی بر صحت این مدعا باشد.
همچنان که افراد آگاه به مدل‌های متفاوت جامعه‌شناسیِ تاریخی مطلعند در مدل جامعه‌‌شناسی تاریخی موسوم به “موج سوم” (که صاحب‌نظران آن را بازگشتی به موج اول جامعه‌شناسی تاریخیِ نسخهٔ وبری می‌دانند) برخلاف پارادایم مسلط در جامعه‌شناسی متعارف، که از دریچه‌ی پیش‌فرض نظریات توسعه خطیْ برگرفته از مدل‌های تکاملی اسپنسر و مارکس به مسائل تاریخی جوامع گوناگون در مقایسه با غرب می‌نگرد و راهکار می‌دهد، جامعه‌شناس تلاش می‌کند برای پاسخگویی به پرسش‌ها و دغدغه‌های توسعه‌ایِ  زمانه‌اش در مواجهه و مقايسه‌ با پیشرفت‌های دنیای مدرن، به  زمینه و پیشینه‌ی تاریخی جامعهٔ خویش مراجعه‌ کند تا بر مبنای بازاندیشی  و تأمل در واقعیات منحصر‌به‌فرد (unique) آنجا، بطور زمینه‌مند به صورت‌بندی و شناخت واقعی‌ از مسئلهٔ جامعه‌اش و ریشه‌های پیدایش آن دست پیدا کند.
مسلم است که دستیابی به این سطح از تشخص و مقام والای علمی- پژوهشی وابسته به آن است که محقق، هم نسبت به مبانی نظری کار خویش و گونه‌های متفاوت آن -که آمیخته با پیش‌فرض‌های گاهاً متناقض است- آشنایی و فهم کامل داشته باشد و هم دنیای سنت و مختصات واقعی جامعهٔ خویش را به خوبی بشناسد.
انصافاً که رضاقلی این‌گونه بود؛ هم به مبانی نظری کار خویش، یعنی جامعه‌شناسی تاریخی، شاخه‌ها و شیوهٔ تحلیلی خاص آن احاطه داشت (برای اطلاع بیشتر بنگرید به فایل تصویری سخنرانی دکتر علی اصغر سعیدی در مراسم بزرگداشتِ علی‌ رضاقلی،23اردیبهشت 1401، خانه اندیشمندان علوم انسانی، منتشر شده در کانال تلگرام منسوب به علی رضاقلی) و هم به تاریخ اجتماعی ایران مسلط بود و انواع کُنش‌‌های درگیر در آن اعم از جریان‌های خِرد‌ستیز و خرد‌گرا، حامیان و حاملانِ هر دو جریان و داستان تاریخی بازتولید جریانات خردستیز و فرهنگ کهنهٔ آنها به عنوانِ کنش غالب سازندهٔ جامعه و دومی در مقام دولت مستعجل را به‌ خوبی از هم تشخیص می‌داد. و از این دیدگاه به تبیین جامعه‌شناختی-تاریخی استمرار چرخهٔ توسعه‌نیافتگی در ایران می‌پرداخت.      
همچنان‌که گفته شد، آنچه رضا‌قلی را به سمت این‌گونه جهت‌گیری علمی سوق داده بود، نحوهٔ نگاه تاریخی‌ غیر جانبدارانه‌اش به جامعهٔ ایرانی بود. او برخلاف جامعه‌شناسی متعارف ایرانی که متأثر از پیش‌فرض‌های پارادایم جامعه‌شناسی کلاسیک و مکتب نوسازی قدیم، جامعهٔ ایرانی را یکسره فاقد قابلیت‌ها و بن‌مایه‌های توسعه‌ای فرض می‌کرد، منکر برخی سرمایه‌ها و توانمندی‌های جامعهٔ ایرانی در راه نیل به آبادانی و عمران(توسعه‌یافتگی) نبود؛ بلکه معتقد بود که مشکل اصلی توسعه‌نیافتگی ایران در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته ناشی از تبدیل نشدنِ کنشِ لایه‌ها و قابلیت‌ها‌ی خردگرای داخلی به کنش غالب توسعه‌ای، تحت تأثیر برهم‌کنشی و همسازی لایه‌هایی از "ناخردمندی‌های توسعه‌ستیز سنت"(نقل به مضمون از موسایی،همان منبع) در بین نیروهایی از جامعه و دولت در بزنگاه‌های خاصی از دوره‌های تاریخی بوده است. بر این اساس نگاه او در برقراری نسبت تاريخی بین موانع اجتماعی و عدم شکل‌گیری و گسترش نهادهای لازم برای توسعه در ایران از این زاویه‌ قابل درک است و نه از زاویهٔ تیپ‌ایدئال‌های عمدتاً ایدئولوژیکی از جامعه‌شناسی ایران که مسعود زمانی‌مقدم در مقاله‌‌ای تحت عنوان "جامعه‌ناشناسی ایرانی" (منتشرشده در روزنامه فرهیختگان،۲۷دی،۱۴۰۱،ص۷) از آنها نام برده است.
جامعه‌شناسی‌ای که به نظر وی «در برقراری ارتباط حقیقی با جامعۀ ایرانی ناکام است و زایش چندانی برای جامعۀ ایرانی ندارد.»
بنابراین، چنانچه به قول تحریریهٔ فصلنامهٔ اقتصاد و جامعه در پی طرح «پروژهٔ فکری علی رضاقلی، بسیار فراتر از نقاط عطف مهم آن [یعنی] انتشار کتاب‌های جامعه‌شناسی خودکامگی، جامعه‌شناسی نخبه‌کشی، اگر نورث ایرانی بود" هستیم و علاقه‌مندیم  که میراث او در «قالب یک منظومهٔ اندیشه‌ای میان‌رشته‌ای درک شود و رواج یابد»، باید پیش از هر اقدامی او را در نقش "نظریه‌پرداز جامعه‌شناسیِ تاریخی" مورد توجه قرار دهیم و از این‌ جایگاه به بازخوانی آثار و نقش متمایز او  در مقایسه با سایر اندیشمندان توسعه در ایران اهتمام ورزیم.
آنچه در نگاه به آثار فاخر وی از همین منظر  قابل توجه است، این است که وی تلاش نموده مسئلهٔ توسعه‌نیافتگی ایران در مقایسه با چرخهٔ تکاملی توسعه را به شیوهٔ جامعه‌شناسی تاریخی مورد بازسازی و واکاوی قرار دهد. چنان‌که در هر سه اثر مکتوب وی این وجه تمایز کاملاً واضح و قابل وارسی است:
-مطالعهٔ ارزندهٔ “جامعه‌شناسی خودکامگی” تلاشی‌ست جهت تبیین "توسعه‌نیافتگی ایران" به عنوان یک مسئلهٔ تاریخی، از طریق بازسازی نوعِ مثالی و اثبات رابطهٔ علّی جامعه‌شناختی بین برخی باورهای فرهنگی خردستیزانهٔ رایج در بین لایه‌هایی از جامعهٔ ایرانی و نظام حکمرانی خودکامهٔ برآمده از چنین خلق‌‌و‌خویی؛
-“جامعه‌شناسی نخبه‌کشی" نیز در ادامهٔ همان کار تلاشی‌ست‌ محققانه در جهت واکاوی بیشتر ریشه‌های توسعه‌نیافتگی ایران از طریق اثبات همسویی و بر‌هم‌کُنشی جریانات خردستیز جامعه و نظام حکمرانی در ممانعت از شکل‌گیری و تبدیل کنش نخبگان توسعه‌گرا به عنوان کنش غالب توسعه‌ای ملی؛ 
-“اگر نورث ایرانی بود" رضاقلی نیز امتداد همان کار جامعه‌شناسیِ تاریخی او در حوزهٔ مطالعات جامعه‌شناسی اقتصادی ایران است که در آن تلاش نموده تاثیر “فرهنگ غارت‌گریِ ناشی از ناامنی تاریخی" و ‌شباهت ساختاری آن با "رفتار پیش‌بینی‌نا‌پذیر صاحبان قدرت" را بر "تخریب نهاد حقوق و مالکیت" به عنوان مانعی اساسی در مسیر شکل‌گیری بورژوازی ملی مورد تبیین و واکاوی قرار دهد. موضوعی که به قول عباس موسایی به رغم «عصری که به‌ظاهر، نهادها و سازمان‌های مدنی شکل گرفته‌اند،[کماکان در قالب] عقلانیت غیرملی‌اندیشانه و معطوف به منافع شخصی و باندی [خود] را بسان تکامل ذهنیت و عمل غارتی در دوران شبه‌مدرن» بازتولید کرده و ادامۀ حیات می‌دهد.
مقایسۀ شیوۀ انجام کار رضاقلی در تبیین جامعه‌شناختی مسئلۀ توسعه نیافتگی ایران، با مدل جامعه‌شناسیِ تاریخی ماکس وبر نشان می‌دهد که او دست‌کم توانسته است دو ویژگی اساسی مدنظر در مدل جامعه‌شناسی تاریخی وِبر یعنی «بازسازی نوع مثالی» و «برقراری رابطه‌ی عِلی به شیوهٔ شباهت ساختاری» را به نحو قابل قبولی مراعات کند.
از جمله ویژگی‌های بارز کارهای تحقیقاتی زنده‌یاد رضاقلی که در آثار مکتوب سایر جامعه‌شناسان ایرانی کمتر به چشم می خورد عبارت از: بازسازی انواع مثالیِ "برداشت‌های تقلیل‌گرایانهٔ ایلی-غارتی از سنت و مفاهیم ملی به عنوان وجه غالب فرهنگی" و " شکل‌گیری گونۀ خاصی از مناسبات و حکمرانی مغایر با قانون و استلزامات نهادیِ پیش‌نیازِ توسعه" در مقاطعی طولانی از تاریخ اجتماعی-سیاسی کشور که از طریق وارسی اسناد تاریخی معتبر و تلاش برای اثبات نقش برداشت‌های مذکور در بازتولید نظم مغایر با توسعه به شیوۀ رابطۀ علّی جامعه‌شناختی انجام گرفته است.
  نتیجه‌گیری
بنابراین چنانچه به قول وبر (۱۹۹۴، به نقل از بنتون و کرایب، ۱۳۸۴: ۱۵۶)  رعایت "بسندگی معنایی" و "بسندگی علّی" را معیار داوری بازسازی انواع مثالی و برقراری رابطهٔ علی بین آنها در نظر بگیریم، رضاقلی توانسته‌ است به خوبی از عهدهٔ کار بر‌آید:
هم نوع مثالی "فرهنگ ایلی-غارتی متأثر از مناسبات قبیله‌ای" و هم  "شکل‌گیری گونۀ خاص حکمرانیِ مغایر با قاعده و قانون" همتا و برآمده‌ از‌ آن را در بستر تاریخی‌ جامعهٔ ایرانی با استفاده از اسناد و مدارک معتبر بازسازی کرده و هم از طریق برقراری رابطهٔ عِلی جامعه‌شناختی بین این دو، ریشه‌های توسعه‌نیافتگی ایران را مورد تبیین و واکاوی قرار داده است. به‌طوری‌که آثارش چندین بار به چاپ رسیده و بسیاری از پژوهشگران و آگاهان توسعه اذعان دارند که داستان او از مسئلهٔ توسعه‌نیافتگی ایران روایتی مسموع و قابل قبول است.
روانش به مینو جهان شاد باد
به نیکی از او در جهان یاد باد
عزیز کلانتری- هشتم فروردین ۱۴۰۲
https://t.me/sarvmagazin/824
درد‌ دل کنش‌گران توسعه‌ای ایران در حوزه‌های مختلف کاری

نمونه‌ای عینی از تنگناهای موجود پیش‌روی کنش‌گران فردی که نشان می‌دهد چگونه فعالیت‌های آبادگرانه و توسعه‌ای به دلیل فقدان نهادمندیِ قاعده‌مند و سوء‌تدبیر دستگاه‌های ذی‌ربط از تداوم باز می‌مانند
روایت سیروس زارع کنش‌گر (آبادگر) ایرانیِ عرصهٔ مرمت آثار تاریخی -با بیش‌از چهار دهه فعالیت- از موانع اداری پرداخت به‌موقع حق‌الزحمه‌ و در نتیجه اختلال در روند تداوم کاری‌شان و همچنین توضیحات ارزندهٔ اشکان زارع فرزند ایشان در این‌باره را با هم می‌بینیم و می‌خوانیم.
فیلم و متن هردو برگرفته از کانال تلگرامی اشکان زارع 👇
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
Video
استاد فقیدم، شادروان جواد طباطبایی می‌گفت در ایران همه چیز متولی دارد جز خود ایران؛ این صحبت استاد همیشه آویزه گوشم بود، وانگهی اکنون آن را در زندگی پدرم و تجربه او در حدود چهار دهه حفاظت و مرمت آثار و بناهای تاریخی می‌بینم.
پدرم، سیروس زارع عاشق ایران است؛ عاشق شغلش است. همیشه هم به ما از کودکی‌مان می‌گفت که این شغل را خودم انتخاب کرده‌ام. شغلی که همیشه به آن بالیده است.
رسم و رسومات پیمانکاری را پدر بلد نیست؛ البته که اشتباه است. زود به دولت اعتماد می‌کند که این بسیار فاجعه است. در دل آن انتخاب افتخار آمیز و این اعتمادهای فاجعه پدر همواره این نظر را داشت که حفاظت و مرمت از میراث فرهنگی باید از دولت منفک و به ملت داده شود؛ اگر هم میراث فرهنگی می‌خواهد باشد باید در حوزه تحقیق و‌ پژوهش و نظارت آن هم عاری از بوروکراسی بیهوده حضور داشته باشد می‌تواند موثر باشد.
اینها البته آرزو است. متعلق به حضور دولت ملت در ایران خواهد بود. آنچه امروز بر سر میراث فرهنگی می‌رود ناشی از عدم جضور متولی در ایران است. ابتدا باید متولی یافت و سپس از آرزوها سخن گفت. در فیلم بالا پدر توضیح می‌دهد که وزارت میراث فرهنگی چه بر سرش آورده
🖊️ اشکان زارع
@ilam_development
👍1
الیگارشی تراستی‌های وابسته به "دولت رانتیر" به مثابهٔ مانعی عمده در شکل‌گیری و تداوم بخش خصوصی واقعی در کشور ؛ به روایت مجیدرضا حریری، عضو ارشد اتاق بازرگانی ایران و چین
@ilam_development
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 ببینید| الیگارشی تراتستی‌ها

🔹توضیح مهم مجیدرضا حریری، عضو ارشد اتاق بازرگانی ایران و چین، درباره این که تراستی‌ها (معتمدین نظام) که مبادلات پول نفت و پتروشیمی را انجام می‌دهند، چطور دزد شدند و سبک زندگی‌شان هم تغییر کرد./تاریخ اقتصاد| مهدی الیاسی
@ilam_development
فساد در ادارات ایران در دوره‌ی قاجار در نوشته‌های مورگان شوستر مستشار آمریکایی

در فهرست حقوق اداره نظام اسامی هیئت پست فطرتانی را دیدم که تقریباً به قدر صد نفر می‌شدند، به عناوین مختلفه مثل «ژنرال آجودان، صاحب منصبان طبقه اعلی، مستشاران، مشاقان ماهر، مدعی‌العموم، معلمین پروفسورهای نظامی» ایشان نه فقط کوشش و جد و جهد می‌نمودند که ماهانه معادل چندین ده هزار دلار به عنوان مواجب بگیرند، بلکه بزرگترین موجد تقلب بودند. تمام آن‌ها در اداره نظام قسم خورده بودند که مرا تلف نمایند و أفواج را ترغیب به شورش می‌نمودند، ولی چون این اولین مرتبه بود که افواج، مواجب تمام و کمال خودشان را بدون اینکه دیناری از آن کسر شود، از خزانه می‌گرفتند شورشی واقع نشد.

منبع: اختناق ایران، مورگان شوستر، ترجمه ابوالحسن موسوی شوشتری، تصحیح و مقدمه و حواشی فرامرز برزگر و اسمعیل رائین، ص۳۳۸/ به نقل از کانال تلگرامی مطالب تاریخی

پی‌نوشت
ریشه‌های تاریخی فساد
برای آگاهی بیشتر از پیشینه‌دار بودن فساد در ایران و مانعیت آن در توسعه‌یافتگی ایران، رجوع کنید به کتاب «اگر نورث ایرانی بود» نوشتهٔ زنده‌یاد علی رضاقلی که نشان می‌دهد: «چگونه نهادهایِ [خاص حکمرانیِ مغایر با قاعده و قانون] دیروز بر انتخاب‌های امروز تأثیر می‌گذارند و...»
@ilam_development
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زُلف چون کَمندَش ای دِل مَپیچ کآنجا

سَرها بُریدِه بینی بی جُرم و بی جِنایَت
|کانال تلگرامی حافظ با صدای شجریان
ایران پساجنگ و لزوم اقدامات اصلاحی متناسب با مقتضیات جدید جامعه

نویسندگان و تحلیل‌گران بسیاری خاتمهٔ جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در سال گذشته و همچنین امضای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه بدون دستیابی کشورهای متخاصم به اهداف مورد نظر را بمنزلهٔ شکست مهاجمین و توانایی جمهوری اسلامی در عبور از جنگ ۲۰۲۶ بدون فروپاشی سیاسی توصیف کرده‌اند.
با این‌حال، به باور بسیاری از همین نویسندگان، آزمون اصلی ایران نه در میدان جنگ، بلکه در مدیریت شرایط پس از جنگ رقم خواهد خورد.
به عنوان مثال نویسنده نشریه فارین افرز در تحلیلی تازه، تحت عنوان «ایران جنگ را برد، اما ممکن است صلح را ببازد
معتقد است:
«چالش اصلی ایران پس از جنگ آغاز می‌شود. جنگ نوعی همبستگی ملی و بسیج اجتماعی ایجاد کرد، اما حفظ این وضعیت در دوران صلح بسیار دشوارتر است.»
به گفته وی: ‌
«جامعه ایران اکنون، انتظار بهبود شرایط اقتصادی، بازسازی زیرساخت‌ها، کاهش فشارهای معیشتی و بهره‌برداری از هرگونه گشایش دیپلماتیک را دارد. اگر حکومت نتواند این انتظارات را مدیریت کند، دستاوردهای سیاسی حاصل از جنگ ممکن است به سرعت فرسوده شود.»
‌مقاله هشدار می‌دهد که:

«خطر اصلی برای جمهوری اسلامی دیگر تهدید خارجی نیست، بلکه شکاف میان انتظارات جامعه و توانایی حکومت در پاسخگویی به آن‌هاست.»
نویسنده همچنین معتقد است که رهبران ایران اکنون با یک انتخاب راهبردی روبرو هستند:
«استفاده از فضای پساجنگ برای تنش‌زدایی و بازسازی اقتصادی یا تداوم رویکرد تقابلی و امنیتی.»
«در صورت انتخاب گزینه دوم، خطر بازتولید بحران‌های داخلی و بین‌المللی افزایش خواهد یافت.»
جالب این‌جاست که مقامات ارشد مملکت نیز به این نکته وقوف کامل دارند؛ همچنان‌که پزشکیان نیز تلویحاً چالش مهم پساجنگ را:

«ترس از ناتوانی در راضی نگه داشتن مردم و به خیابان آمدن اعتراضی آن‌ها دانسته‌اند.» (نقل به مضمون)
در همین جایگاه است که بحث از لزوم بازنگری در سیاست‌های ناکارآمد اداره کشور و انجام اقدامات اصلاحی متناسب با مقتضیات جدید جامعه، در ایران پسا جنگ، اهمیت قابل توجهی پیدا می‌کند.
با توجه به اهمیت شناخت درست مسأله و چاره‌اندیشی برای تدبیر درست آن از این منظر، ضرورت دارد آگاهی حاصل کنیم مهم‌ترین مسألهٔ اساسی کشور در حال حاضر که بیشتر مردم ایران خواهان چاره‌اندیشی نهاد دولت و سایر دست‌اندرکاران جامعه برای اصلاح و بهبود آن هستند چیست و اتخاذ کدام سیاست‌ها، برنامه‌ها و اقدامات اصلاحی می‌تواند مناسب‌تر از بقیه راهکارها امکان بهبودی و گذار موفقیت‌آمیز آن را فراهم اورد.

🔸شما در این باره چه نظری دارید؟ مهم‌ترین مسألهٔ کشور در حال حاضر که نیازمندِ انجام اقدامات اصلاحی متناسب با ضروریات کنونی جامعه است، چیست؟ پیشنهاد/ پیشنهادات اصلاحی شما برای بهبودی و گذار موفقیت از این مسأله و مشکل چیست؟
#ادمین
@ilam_development
در ریپلای به موضوع و سئوالات مطرح شده در |پست بالا| گزیده‌ای از مطالب منتشر شده در فضای مجازی که گمان می‌رود همسو با آن، مطالبِ مستدل و مفیدی را ارائه داده‌اند، تلخیص و بازنشر می‌گردد.
سهند ایرانمهر پژوهشگر و فعال رسانه‌ای، در کانال تلگرامی خود، در مطلبی ذیل عنوان:«ایران پس از جنگ؛
لحظه بازتعریف قدرت، جامعه و سیاست
» مهم‌ترین مسأله‌ی حال حاضر جامعه پس از توافق میان تهران و واشنگتن را:
«نیاز جامعهٔ خسته به تدبیر حکمرانانی می‌داند که چرخ معیشت را بچرخانند، سرمایه جذب کنند و خرابی‌ها را ترمیم کنند.»(نقل به مضمون)
بهترین سیاست اصلاحی از دیدگاه ایشان برای نیل بدین مقصود :
«بازتعریف قدرت، جامعه و سیاست از منطق تلخ «بقاء» به منطق ناگزیر «ساختن» است.»(نقل به مضمون)
چرخش سیاست جدیدی که به باور وی:
«مشروعیت و مقبولیت از تیغ و خفتان جنگ در نمی‌آید، [بلکه] از سفرهٔ مردم و کارآمدی مدیران سرچشمه می‌گیرد.»
⬅️ متن کامل

🔹مرتبط با همین عنوان، به قلم سهند ایرانمهر ⬅️ تقویت حیات جمعی؛ مهم‌ترین ضرورت پس از جنگ
@ilam_development
ایلام توسعه|نقد و بهبود|
در ریپلای به موضوع و سئوالات مطرح شده در |پست بالا| گزیده‌ای از مطالب منتشر شده در فضای مجازی که گمان می‌رود همسو با آن، مطالبِ مستدل و مفیدی را ارائه داده‌اند، تلخیص و بازنشر می‌گردد.
ریحانه نادری‌نژاد(جامعه‌شناس) در گفت‌وگو با «کانال سپهر‌گپ» در پیام‌رسان بله، مهم‌ترین مسأله پساجنگ را:
«بازسازی ایران در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی با هدف نیل به ایران صنعتی و فناورانه می‌داند که به نظر ایشان هم اینک ما با اقتصاد وابسته به نفت(خام‌فروشی) با آن فاصله داریم.»(نقل به مضمون)
نادری‌نژاد دستیابی بدین مقصود را مستلزم:
«اصلاح نهادی و تغییر رویکرد از اتکاء صرف به درآمدهای نفتی(اقتصاد رانتی) به توسعه نهادی می‌داند که در آن نهاد‌هایِ مشوق تولید، سرمایه‌گذاری، کارفناورانه، باور به ایران قوی و هویت ملی و غیره که ملی‌گرایی و مسئولیت اجتماعی را می‌شناسد، استقرار پیدا می‌کنند.»
به نظر نادری‌نژاد، استقرار چنین الگویی از توسعه و نهادینه شدن آن:
«موجب تقویت سرمایهٔ اجتماعی، کاهش هزینهٔ مبادله، شفافیت، امتیت، ثبات و نظام قضایی مشخص می‌شود که در نهایت موجبات انتقال تکنولوژی فناورانه و صنعتی شدن کشور را فراهم می‌آورد... .
👇
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💵 پول حلال مشکلات نیست

🔹 برشی از برنامه دهم | ایران پساجنگ، به سوی ایران صنعتی و فناور

👤 دکتر ریحانه نادری‌نژاد؛ جامعه‌شناس: «هرچه پول بیشتری به دست آوردیم، شکست‌های عمیق‌تری تجربه کردیم، وقتی شما با ذهنیت صحیح و نهادهای همراه که مشوق تولید هستند و باور به ایران قوی دارند، کار اقتصادی بکنید... »

📽️ مشاهده فیلم کامل این نشست در آپارات

‌ادامه مطلب⬅️ نظم جدید در گِرو عبور از شرایط کنونی

منبع: «سپهر گپ»
@ilam_development
به مناسبت ٥٤مین سال‌گرد کوچ ابدی هنرمند نامی کُرد؛
«حسن زیرک» نامی که می‌ماند/ منصور اولی

سرویس آذربایجان غربی- «حسن زیرک»؛ یک اسطوره در حوزه هنر موسیقی از دیار کردستان؛ نامی که می‌ماند حتی اگر همه ۵۱ سال عمرش را به درد و رنج سپری کرده باشد؛ آوای دلنشین او همچنان بر تارک موسیقی جهان و کردستان می‌خواند.

کرد پرس- بلبل کردستان که هر چند زود از این دنیا پر کشید اما از آنهایی نبود که با دیدن رنج و بی‌میلی با «گل» قهر کند. او عاشق به دنیا آمد، عاشقانه خواند و عاشق از دنیا رفت تا نامش معنای دیگری باشد برای عشق. عشق به سرزمین، به مردم و صد البته به ساز و آواز و موسیقی.

کارشناسان بسیاری گفته‌اند اگر حسن زیرک سواد داشت و در آن عصر تاریک از درس و تحصیل محروم نشده بود و می‌توانست ساخته‌هایش را روی کاغذ بیاورد؛ قطعا یک باخ دیگر در موسیقی جهان ظهور می‌یافت. زیرک البته تسلیم نشد و هر چند ننوشت آنچه از دلش بر می‌آید را خواند تا اکنون یک مکتب موسیقی باشد. مکتب زیرک؛ مکتب ناب هنر و موسیقی است. مکتبی برای جاودان شدن و جاودان ماندن.
⬅️ متن کامل
@ilam_development
روحش شاد. در وصف آوازه و ماندگاری نواهای دل‌نشین زنده‌یاد حسن زیرک در ذهن و عواطف مردم غرب کشور همین بس که به‌جرأت می‌توان گفت کمتر کسی در شهرهای مناطق زاگرس‌نشین وجود دارد که به طریقی با ترانه‌های خاطره‌انگیز او انس و الفتی پایدار نداشته باشد.
برای نمونه ⬅️ اینجا
@ilam_development