❗️Ikue's paw پك جيكـ
589 subscribers
33 photos
7 videos
2 files
65 links
🔙 : princes's jake !! < @ik1uebot > 🚷
Download Telegram
اوههه عجب پکی خسته نباشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌ 𝖸︎𝗈𝗎 𝖼︎𝖺𝗇︎ 𝗌𝖾𝖾 𝗁︎𝖾𝗋 𝗂𝗆︎𝗆︎𝖾𝗋𝗌𝖾𝖽
‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ΞǪ 𝗂𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝖻︎𝖾𝖺𝗎𝗍𝗒 🎸
خسته نباشی خانوم خوشگله عالی شده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝘍𝘳𝘰𝘻𝘦𝘯 𝘏𝘦𝘢𝘳𝘵
𝘊𝘩𝘢𝘱𝘵𝘦𝘳: 4


"𝘚𝘰𝘮𝘦𝘵𝘪𝘮𝘦𝘴, 𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘳𝘦𝘢𝘭𝘪𝘻𝘦 𝘪𝘵 𝘶𝘯𝘵𝘪𝘭 𝘪𝘵'𝘴 𝘵𝘰𝘰 𝘭𝘢𝘵𝘦."


@Shim_Ramyeonbot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝓧𝖾𝗏𝖾𝗇🐚
Ovo #packstikər je za vas
🦌 Lëɛ hesseūng
Forwarded from 𝓧𝖾𝗏𝖾𝗇🐚
𝓧𝖾𝗏𝖾𝗇🐚
#packstikər
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه خوشگل و ناز شدهه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ㅤ flickér 🆕
u can close the door, turn off the lights, and pretend you're alone, but I'll still know u're there.

#heejake . Always watching
ببینید کی اسلی اوردههه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♬₊˚ Part 11 ₊˚⊹♬
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Always✞⁷ (박성훈)
اواخر ماه مارچ بود.
نسیم خنک بهاری،درختان سبز رنگ رو به رقص در میاورد و در زیر درختان سبز،دو پسر از هوای دلنشین لذت میبردند.
"جیا،مرسی که اومدیم اینجا"
"خواهش میکنم بیبی،من هر جایی که باعث خوشحالی تو شه میبرمت"
"وای جیا،چقدر تو خوبی"
بلافاصله بعد از حرفش بوسه ای نرم بر لبان پسر گذاشت.
"من اصلا بابت اینکه همسری مثل تو دارم،پشیمون نیستم"
پسر بزرگتر لبخندی زد و ایندفعه او پیش قدم برای بوسیدن لبای پسر کرد.
بعد از دو دقیقه از هم جدا شدند و پسر کوچیکتر،روی زیرانداز دراز کشید.
نسیم خنک دیگری وزید و باعث رقصان شدن درختان شد.
"وونی،سردت نیست؟"
"نه جیا"
مشغول نوازش موهای نرم، پسر کرد،جونگوون از حس آرامشی،که از مردش میگرفت لبخند ملیحی زد،ناخوداگاه چشماش روی هم افتاد و به خواب شیرینی رفت.
پسر همچنان،مشغول نوازش موهای پسر بود،ناگهان با دیدن ابرای پف پفی در آسمان،سرشو چرخوند که پسر رو صدا کنه،با دیدن چشمای بسته پسر،لبخندی زد و بوسه ای به پیشانی،پسر هدیه داد.
جونگوون،تکونی خورد ولی از شدت،خستگی چشماشو،باز نکرد.
پسر همچنان،مشغول نوازش موهای همسرش،بود و از هوای خنک،لذت میبرد.
𝖩𝖺𝗒𝖶𝗈𝗇𓍯