❗️Ikue's paw پك جيكـ
561 subscribers
23 photos
9 videos
2 files
51 links
🔙 : princes's jake !! < @ik1uebot > 🚷
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ashes of us

Genre: Revenge, Thriller, Tragedy, Romance

فکر می‌کنی این فقط یه داستان عاشقانه‌ست؟
دوباره فکر کن...
وقتی حقیقت دفن بشه ، انتقام چهره‌ی عدالت رو به خودش می‌گیره.
اینجا هر لبخند رازی رو پنهان کرده، هر عشق بهایی داره و هیچ‌کس آن‌طور که به نظر می‌رسه بی‌گناه نیست.
قربانی و قاتل، آرام‌آرام جای یکدیگه رو می‌گیرن و با فاش شدن هر حقیقت، یک نفر نابود می‌شه.
وقتی عشق، انتقام، خیانت و دروغ در یک مسیر به هم برسن، دیگه چیزی جز خاکستر باقی نمیمونه.
فقط یک سؤال میمونه...
آخر داستان، هنوز کسی زنده میمونه که عاشقش باشی؟

Ashes of us
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ‌ ‌house of vamps
• a #heejake oneshot • confession •

tap tap to read !!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Morphine 💘
A part of my soul
Part 17

Romance, friends to lovers, dram, light angst
Warning: smut, erotic, violence
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌ ‌‌ ‌ ‌legendary luv : jay ’s bundle
‌ ‌ ‌ ‌‌ 1st 흡혈귀 📀 blood sucker
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌ ‌ ‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌
«نمی‌دونستم کسی که اون شب از سرما می‌لرزید، یه روز کاری می‌کنه که خودم از نزدیک شدنش بلرزم.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ꩜𝖯𝗋᥆j𝖾ᥴ𝗍 42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Always✞⁷ (박성훈)
بعد از آخرین کلاسش،وسایلشو جمع کرد و به سرعت از کلاس خارج شد.
در حال قدم زدن بود،که ناگهان با شدت کشیده شد و محکم به دیوار پشت سرش برخورد کرد.
"کجا با این عجله کوچولو؟فکر کردی میزاریم فرار کنی از دستمون؟"
"به من نگو کوچولو هیسونگ،ولم کنین میخوام برم"
"بزنینش"
افراد پسر به پسر کوچیکتر نزدیک شدند،که ناگهان با صدایی متوقف شدند.
"دستتون بهش بخوره،دستای همتونو قطع میکنم"
"ببینین کی اینجاست،جناب پارک"
بلافاصله خنده ای کرد و به پسر نزدیک شد.
"نمیتونی هیچ غلطی کنی،پارک"
بلافاصله بعد از حرفش،به پسر حمله ور شد.
بعد ده دقیقه درگیری،چهار پسر خسته،روی زمین افتادند.
"میبینم که تسلیم شدین"
"بعدا حسابتو میرسم پارک"
بلافاصله بعد از حرفش به سختی بلند شد و با افرادش از اونجا دور شد.
"سونویا،حالت خوبه؟آسیب ندیدی؟"
"هیونگ من خوبم"
با چشمای اشکی به پسر زل زده بود.
"سونویا گریه نکن عزیزم،پاشو بریم"
"جیمین هیونگ؟"
"جانم؟"
"ممنونم که هستی،خیلی دوست دارم هیونگ"
"منم دوست دارم،دونگسنگم"
پسر کوچیکتر،لبخند شیرینی زد و روی گونه هیونگ عزیزش،بوسه ای کاشت.

sᴜɴᴊɪ✫
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ‍ ‍ ‍ ‍ ‌Exit
Reflection 𖤐 10.pdf
4.5 MB
‍ ‍ ‍ ‍‍ ℘ar† 10 🪼

🖇 ??? Lxvu!