اکرام بسیم
620 subscribers
69 photos
11 videos
5 files
33 links
شعر، ادبیات و موسیقی

اگر نظری داشتید دریغ نفرمایید👇
@Basim64
Download Telegram
سمتِ تو مرا هوای پر گشودن است
مثل برف اگرچه در حضور گرم تو
بودنم همان نبودن است

اکرام بسیم
Channel photo updated
خانه ی ایثار را تهداب می ریزد
ابر وقتی فارغ از هر دام
دشت ها را دانه دانه آب می ریزد

اکرام بسیم
عمری میان خلوت خود بوده دربه‌در
از لاک خود نمی‌کند انگار سر بدر

مردی‌که سال‌هاست که حال‌اش گرفته است
چسپیده چشم‌هاش به سقف و کمر به در

در از برون سفید و سیاه‌است از درون
انگار کرده آهِ پر از دود اثر به در

آن‌سو نشان مشت و لگد مانده روی آن
این‌سو نهاده است دوتا گوش کر به در

آن‌سو غبار و سیلی باران و این‌طرف
پاشیده است یک‌سره خونِ جگر به در

سوراخ‌های روی در خانه حاکی‌اند:
کوبیده است با لگدش رهگذر به در!

با این که کوچک‌است در، این‌گونه یک نفر
جای تعجب‌است شده دربه‌در به در

با سرفه‌های ممتد خود شعر گفته مَرد
شعری سیاه‌چُرده و نام‌اش:"سفربه در"

#محمد_اکرام_بسیم
منبع : کانال بچه های مولانا
@khanemolana
یا بعد از این تردید را ای نازنین بگذار
یا گوشه‌های قلب من را دوربین بگذار

بارِ نگاهت را که دیدم، با خودم گفتم:
این وزنه را بالانبرده بر زمین بگذار

دوری میان ما چه طولانی و ممتد شد
یک خطِ پایان پای این دیوارِ چین بگذار

صد بار گردیدم شکارت، باز می‌گردم
باور نداری چشمِ خود را در کمین بگذار

اصلن بیا بشکن همه ضرب المثل‌ها را
تا مار را دیدی، تله در آستین بگذار

اصلن بیا و فکر کن این زندگی رخش است
افسار را محکم بکش، پا روی زین بگذار

الحمدلله عشق را آغاز کن با من
پایان آن را هم به رب العالمین بگذار

اکرام بسیم

@ikrsim
زن زندگی را در میان ساک خود خواباند
غمگین از این که آرزوها را نمی شد بُرد
مردی رسید و ساک را برداشت با خود بُرد

اکرام بسیم
#سه_گانی:

روی میز عدلشان قمار می زنند؛
مردمان کنجکاو زار می زنند؛
مرد را به دار می زنند.

#اکرام_بسیم
#سه_گانی:

می سوزد اما همچنان بخشنده می ماند٬
تاج طلا بر فرق٬
خورشید، شاهِ شرق.

#اکرام_بسیم
#سه_گانی:

محکومِ مردنیم؛
دیروز با مخاصمه در راهِ شاه ها،
امروز با مخاطره در شاه راه ها.

#اکرام_بسیم
😊😊😊
هرچند که احسان تو ما را کشته
ابر تو و باران تو ما را کشته
یارب رمضان رسید و ده روز شده
مهمانی بی نان تو ما را کشته

اکرام بسیم
#سه گانی:

سیب است یا بید؛
اصلا چه فرقی ست؟
این ارّه برقی ست.
**...
#اکرام_بسیم
😊😊😊
در پهلوی برکه ی زلالی با تو
با تو بشود چقدر عالی با تو
دیروز دلم جرقّه زد، مطمئنم
یک ناحیه دارد اتصالی با تو

اکرام بسیم
😊😊😊😊
رفتی به چه ناز و چه غروری، به جهنم!
من مانده ام و غصه‌ی دوری، به جهنم!

دیری‌ست که در تو گم و گورم به فلاکت
عمری‌ست که در خود گم و گوری، به جهنم!

چون پرچم‌ام و نیمه بر افراشته، اما
چون باد که در حال عبوری، به جهنم!

ای صورتت افروخته! از جنس چه خاکی؟
انسان که چنین نیست، تو حوری به جهنم

تو نانی و من هیزم و تو هیزم و من نان
دَر داده خدا هم چه تنوری به جهنم!!!!

بگذار خدا با تو مرا دیده بگوید:
این مرد بهشتی‌ست، چه‌جوری به جهنم...؟

در خانه‌ی دنیا که نشد وصل میسر
با هم برسانیم حضوری به جهنم

 

دَر داده=افروخته (افغانستان)
اکرام بسیم
#سه_گانی:

هم آن که می برّد به تیغ، الله اکبر،
هم این که زیر تیغ، جیغ...الله اکبر؛
الله اکبر، ای دریغ! الله اکبر....
***
#اکرام_بسیم
انگار در آغوشِ شب یک گله قو بردی
تا گیسوان را از دو سو روی گلو بردی

قرآن که می خواندی لبِ اُرسی، جزاک الله
ما را به جمع «الذینَ آمنو» بردی

وقتی زدی دنباله‌اش را، شد کمانت تیغ
گفتم که پشت چشم تان ابرو...فرو بردی

جان‌های بسیاری که با لب بر لب آوردی
دل‌های بسیاری که با یک تار مو بردی

در کوزه‌هاشان آب جو بردند کولی ها
با کوزه‌های قهوه‌ای‌ات آبرو بردی

هرگز نشد پیشت بگویم دوستت دارم
تا ماجرا را راحت از این شعر بو بردی

اکرام بسیم

@ikrsim
#سه_گانی:

نه بار غم، نه سختی وسواس می کشد؛
جنگل میان آتش و خاکستر است و خرس
خُرناس می کشد.
***
#اکرام_بسیم

@golchinesegani
هم مهرِ علی، هم ابن ملجم دارند
محموله ی سنگ و شیشه با هم دارند
گویند که سرور اند و سردمدارند
این طایفه چند تخته ای کم دارند

اکرام بسیم

@ikrsim
وقتی که روبه‌سوی تو باز است پنجره
محراب پنج وقت نماز است پنجره

وزن غزل به گردش چشم تو بسته است
در این میانه قافیه‌ساز است پنجره

هر صبح با طلوع تو از بام روبرو
مانند باغچه تر و تازه‌ست پنجره

کم‌کم که روسریت به تاراج باد رفت
انگار عکس غیرمجاز است پنجره

بیدار باش تا نکشد دامن ترا
گاهی نسیم دست‌دراز است، پنجره...

وقتی‌که می‌روی، به سر شانهٔ اتاق
احساس می‌کنم که جنازه‌ست پنجره

می‌بندمش سپس، که به منظور سر زدن
دیوار هست، پس چه نیاز است پنجره...!

اکرام بسیم

@ikrsim
از تازه هاست:

زلفش کج است، روسری‍‌اش کج، نگاه کج
من ماندم و مقابله با یک سپاه «کج»

مانند ابروان بلندش کشیده‌است
راهِ مرا به سمت لب پرتگاه کج

همواره راست رفته‌ام، اما چگونه راست...
دنبال او که عشوه‌کنان کرده راه کج

شب می‌کند کمانه به سمت‌اش خیال من
مانند سطح آب که شب رو به ماه کج

کیوانِ سرخ می‌شود-انگار می‌کنم-
وقتی که می‌گذارد بر سر کلاه کج

رویش: سپید، سرخ، سحر، صاف، ساده، ماه
مویش: بلند، مار، مجعد، سیاه، کج

اکرام بسیم

@ikrsim
#سه_گانی:

کافی ست؛ بنشین! رقص با آهنگ می آید؛
بر گیجگاهِ خویش باید زد،
مُشتی که بعد از جنگ می آید.
**...
#اکرام_بسیم

@golchinesegani
بیا بتاب به من ماه‌جانِ هر شبِ من
که بی‌تو تیره شده آسمان هر شب من

بیا که ناز مرا کس نمی‌خرد جز تو
که بسته است درِ این دکان هر شب من

روا مدار که در غیبت‌ات فرو ریزد
میان هر شب من، بامیان هر شب من

ندیده‌ای در عرض نبودنت شب‌ها
چقدر طول کشیده زمان هر شب من

نشسته ام تنها، گرچه جمع شان جمع است
غزل، غریبی و غم؛ دوستان هر شب من

شب- آن چنان که عقابی- فرود می‌آید
به جان بی رمقِ آشیان هر شب من

دو [ماه] بود، یکی رفت و دیگری پژمرد
کنار پنجره در استکان هر شب من

اکرام بسیم

@ikrsim