خاموشیام صدای رساییست در سکوت
یعنی سکوت نیز صداییست در سکوت
بگذار راز چشم تو را برملا کنم
این چشم، چشم نیست، جزاییست در سکوت
چشم تو در تراکمِ حیرانیام فقط
آیینهی برزگنماییست در سکوت
چشمی که باز در جهتِ رفعِ خستگی
نوشیدنِ پیالهی چاییست در سکوت
بینطق میشود به دل دوست راه برد
گاهی نگاه شکلِ عصاییست در سکوت
پروانه ایم و دلخوشی فصل های ما
گرمای دستهای «شما»ییست در سکوت
یعنی سکوت نیز صداییست در سکوت
بگذار راز چشم تو را برملا کنم
این چشم، چشم نیست، جزاییست در سکوت
چشم تو در تراکمِ حیرانیام فقط
آیینهی برزگنماییست در سکوت
چشمی که باز در جهتِ رفعِ خستگی
نوشیدنِ پیالهی چاییست در سکوت
بینطق میشود به دل دوست راه برد
گاهی نگاه شکلِ عصاییست در سکوت
پروانه ایم و دلخوشی فصل های ما
گرمای دستهای «شما»ییست در سکوت
سمتِ تو مرا هوای پر گشودن است
مثل برف اگرچه در حضور گرم تو
بودنم همان نبودن است
اکرام بسیم
مثل برف اگرچه در حضور گرم تو
بودنم همان نبودن است
اکرام بسیم
خانه ی ایثار را تهداب می ریزد
ابر وقتی فارغ از هر دام
دشت ها را دانه دانه آب می ریزد
اکرام بسیم
ابر وقتی فارغ از هر دام
دشت ها را دانه دانه آب می ریزد
اکرام بسیم
Forwarded from بچههای مولانا
عمری میان خلوت خود بوده دربهدر
از لاک خود نمیکند انگار سر بدر
مردیکه سالهاست که حالاش گرفته است
چسپیده چشمهاش به سقف و کمر به در
در از برون سفید و سیاهاست از درون
انگار کرده آهِ پر از دود اثر به در
آنسو نشان مشت و لگد مانده روی آن
اینسو نهاده است دوتا گوش کر به در
آنسو غبار و سیلی باران و اینطرف
پاشیده است یکسره خونِ جگر به در
سوراخهای روی در خانه حاکیاند:
کوبیده است با لگدش رهگذر به در!
با این که کوچکاست در، اینگونه یک نفر
جای تعجباست شده دربهدر به در
با سرفههای ممتد خود شعر گفته مَرد
شعری سیاهچُرده و ناماش:"سفربه در"
#محمد_اکرام_بسیم
منبع : کانال بچه های مولانا
@khanemolana
از لاک خود نمیکند انگار سر بدر
مردیکه سالهاست که حالاش گرفته است
چسپیده چشمهاش به سقف و کمر به در
در از برون سفید و سیاهاست از درون
انگار کرده آهِ پر از دود اثر به در
آنسو نشان مشت و لگد مانده روی آن
اینسو نهاده است دوتا گوش کر به در
آنسو غبار و سیلی باران و اینطرف
پاشیده است یکسره خونِ جگر به در
سوراخهای روی در خانه حاکیاند:
کوبیده است با لگدش رهگذر به در!
با این که کوچکاست در، اینگونه یک نفر
جای تعجباست شده دربهدر به در
با سرفههای ممتد خود شعر گفته مَرد
شعری سیاهچُرده و ناماش:"سفربه در"
#محمد_اکرام_بسیم
منبع : کانال بچه های مولانا
@khanemolana
یا بعد از این تردید را ای نازنین بگذار
یا گوشههای قلب من را دوربین بگذار
بارِ نگاهت را که دیدم، با خودم گفتم:
این وزنه را بالانبرده بر زمین بگذار
دوری میان ما چه طولانی و ممتد شد
یک خطِ پایان پای این دیوارِ چین بگذار
صد بار گردیدم شکارت، باز میگردم
باور نداری چشمِ خود را در کمین بگذار
اصلن بیا بشکن همه ضرب المثلها را
تا مار را دیدی، تله در آستین بگذار
اصلن بیا و فکر کن این زندگی رخش است
افسار را محکم بکش، پا روی زین بگذار
الحمدلله عشق را آغاز کن با من
پایان آن را هم به رب العالمین بگذار
اکرام بسیم
@ikrsim
یا گوشههای قلب من را دوربین بگذار
بارِ نگاهت را که دیدم، با خودم گفتم:
این وزنه را بالانبرده بر زمین بگذار
دوری میان ما چه طولانی و ممتد شد
یک خطِ پایان پای این دیوارِ چین بگذار
صد بار گردیدم شکارت، باز میگردم
باور نداری چشمِ خود را در کمین بگذار
اصلن بیا بشکن همه ضرب المثلها را
تا مار را دیدی، تله در آستین بگذار
اصلن بیا و فکر کن این زندگی رخش است
افسار را محکم بکش، پا روی زین بگذار
الحمدلله عشق را آغاز کن با من
پایان آن را هم به رب العالمین بگذار
اکرام بسیم
@ikrsim
زن زندگی را در میان ساک خود خواباند
غمگین از این که آرزوها را نمی شد بُرد
مردی رسید و ساک را برداشت با خود بُرد
اکرام بسیم
غمگین از این که آرزوها را نمی شد بُرد
مردی رسید و ساک را برداشت با خود بُرد
اکرام بسیم
Forwarded from گلچین سهگانی
Forwarded from گلچین سهگانی
Forwarded from گلچین سهگانی
😊😊😊
هرچند که احسان تو ما را کشته
ابر تو و باران تو ما را کشته
یارب رمضان رسید و ده روز شده
مهمانی بی نان تو ما را کشته
اکرام بسیم
هرچند که احسان تو ما را کشته
ابر تو و باران تو ما را کشته
یارب رمضان رسید و ده روز شده
مهمانی بی نان تو ما را کشته
اکرام بسیم
Forwarded from گلچین سهگانی
😊😊😊
در پهلوی برکه ی زلالی با تو
با تو بشود چقدر عالی با تو
دیروز دلم جرقّه زد، مطمئنم
یک ناحیه دارد اتصالی با تو
اکرام بسیم
در پهلوی برکه ی زلالی با تو
با تو بشود چقدر عالی با تو
دیروز دلم جرقّه زد، مطمئنم
یک ناحیه دارد اتصالی با تو
اکرام بسیم
😊😊😊😊
رفتی به چه ناز و چه غروری، به جهنم!
من مانده ام و غصهی دوری، به جهنم!
دیریست که در تو گم و گورم به فلاکت
عمریست که در خود گم و گوری، به جهنم!
چون پرچمام و نیمه بر افراشته، اما
چون باد که در حال عبوری، به جهنم!
ای صورتت افروخته! از جنس چه خاکی؟
انسان که چنین نیست، تو حوری به جهنم
تو نانی و من هیزم و تو هیزم و من نان
دَر داده خدا هم چه تنوری به جهنم!!!!
بگذار خدا با تو مرا دیده بگوید:
این مرد بهشتیست، چهجوری به جهنم...؟
در خانهی دنیا که نشد وصل میسر
با هم برسانیم حضوری به جهنم
دَر داده=افروخته (افغانستان)
اکرام بسیم
رفتی به چه ناز و چه غروری، به جهنم!
من مانده ام و غصهی دوری، به جهنم!
دیریست که در تو گم و گورم به فلاکت
عمریست که در خود گم و گوری، به جهنم!
چون پرچمام و نیمه بر افراشته، اما
چون باد که در حال عبوری، به جهنم!
ای صورتت افروخته! از جنس چه خاکی؟
انسان که چنین نیست، تو حوری به جهنم
تو نانی و من هیزم و تو هیزم و من نان
دَر داده خدا هم چه تنوری به جهنم!!!!
بگذار خدا با تو مرا دیده بگوید:
این مرد بهشتیست، چهجوری به جهنم...؟
در خانهی دنیا که نشد وصل میسر
با هم برسانیم حضوری به جهنم
دَر داده=افروخته (افغانستان)
اکرام بسیم
Forwarded from گلچین سهگانی
#سه_گانی:
هم آن که می برّد به تیغ، الله اکبر،
هم این که زیر تیغ، جیغ...الله اکبر؛
الله اکبر، ای دریغ! الله اکبر....
***
#اکرام_بسیم
هم آن که می برّد به تیغ، الله اکبر،
هم این که زیر تیغ، جیغ...الله اکبر؛
الله اکبر، ای دریغ! الله اکبر....
***
#اکرام_بسیم
انگار در آغوشِ شب یک گله قو بردی
تا گیسوان را از دو سو روی گلو بردی
قرآن که می خواندی لبِ اُرسی، جزاک الله
ما را به جمع «الذینَ آمنو» بردی
وقتی زدی دنبالهاش را، شد کمانت تیغ
گفتم که پشت چشم تان ابرو...فرو بردی
جانهای بسیاری که با لب بر لب آوردی
دلهای بسیاری که با یک تار مو بردی
در کوزههاشان آب جو بردند کولی ها
با کوزههای قهوهایات آبرو بردی
هرگز نشد پیشت بگویم دوستت دارم
تا ماجرا را راحت از این شعر بو بردی
اکرام بسیم
@ikrsim
تا گیسوان را از دو سو روی گلو بردی
قرآن که می خواندی لبِ اُرسی، جزاک الله
ما را به جمع «الذینَ آمنو» بردی
وقتی زدی دنبالهاش را، شد کمانت تیغ
گفتم که پشت چشم تان ابرو...فرو بردی
جانهای بسیاری که با لب بر لب آوردی
دلهای بسیاری که با یک تار مو بردی
در کوزههاشان آب جو بردند کولی ها
با کوزههای قهوهایات آبرو بردی
هرگز نشد پیشت بگویم دوستت دارم
تا ماجرا را راحت از این شعر بو بردی
اکرام بسیم
@ikrsim
Forwarded from گلچین سهگانی
#سه_گانی:
نه بار غم، نه سختی وسواس می کشد؛
جنگل میان آتش و خاکستر است و خرس
خُرناس می کشد.
***
#اکرام_بسیم
@golchinesegani
نه بار غم، نه سختی وسواس می کشد؛
جنگل میان آتش و خاکستر است و خرس
خُرناس می کشد.
***
#اکرام_بسیم
@golchinesegani
هم مهرِ علی، هم ابن ملجم دارند
محموله ی سنگ و شیشه با هم دارند
گویند که سرور اند و سردمدارند
این طایفه چند تخته ای کم دارند
اکرام بسیم
@ikrsim
محموله ی سنگ و شیشه با هم دارند
گویند که سرور اند و سردمدارند
این طایفه چند تخته ای کم دارند
اکرام بسیم
@ikrsim
وقتی که روبهسوی تو باز است پنجره
محراب پنج وقت نماز است پنجره
وزن غزل به گردش چشم تو بسته است
در این میانه قافیهساز است پنجره
هر صبح با طلوع تو از بام روبرو
مانند باغچه تر و تازهست پنجره
کمکم که روسریت به تاراج باد رفت
انگار عکس غیرمجاز است پنجره
بیدار باش تا نکشد دامن ترا
گاهی نسیم دستدراز است، پنجره...
وقتیکه میروی، به سر شانهٔ اتاق
احساس میکنم که جنازهست پنجره
میبندمش سپس، که به منظور سر زدن
دیوار هست، پس چه نیاز است پنجره...!
اکرام بسیم
@ikrsim
محراب پنج وقت نماز است پنجره
وزن غزل به گردش چشم تو بسته است
در این میانه قافیهساز است پنجره
هر صبح با طلوع تو از بام روبرو
مانند باغچه تر و تازهست پنجره
کمکم که روسریت به تاراج باد رفت
انگار عکس غیرمجاز است پنجره
بیدار باش تا نکشد دامن ترا
گاهی نسیم دستدراز است، پنجره...
وقتیکه میروی، به سر شانهٔ اتاق
احساس میکنم که جنازهست پنجره
میبندمش سپس، که به منظور سر زدن
دیوار هست، پس چه نیاز است پنجره...!
اکرام بسیم
@ikrsim
از تازه هاست:
زلفش کج است، روسریاش کج، نگاه کج
من ماندم و مقابله با یک سپاه «کج»
مانند ابروان بلندش کشیدهاست
راهِ مرا به سمت لب پرتگاه کج
همواره راست رفتهام، اما چگونه راست...
دنبال او که عشوهکنان کرده راه کج
شب میکند کمانه به سمتاش خیال من
مانند سطح آب که شب رو به ماه کج
کیوانِ سرخ میشود-انگار میکنم-
وقتی که میگذارد بر سر کلاه کج
رویش: سپید، سرخ، سحر، صاف، ساده، ماه
مویش: بلند، مار، مجعد، سیاه، کج
اکرام بسیم
@ikrsim
زلفش کج است، روسریاش کج، نگاه کج
من ماندم و مقابله با یک سپاه «کج»
مانند ابروان بلندش کشیدهاست
راهِ مرا به سمت لب پرتگاه کج
همواره راست رفتهام، اما چگونه راست...
دنبال او که عشوهکنان کرده راه کج
شب میکند کمانه به سمتاش خیال من
مانند سطح آب که شب رو به ماه کج
کیوانِ سرخ میشود-انگار میکنم-
وقتی که میگذارد بر سر کلاه کج
رویش: سپید، سرخ، سحر، صاف، ساده، ماه
مویش: بلند، مار، مجعد، سیاه، کج
اکرام بسیم
@ikrsim
