حَدان
129 subscribers
68 photos
26 videos
2 links
مرور کن، مرور کن، منو به خاطرت بیار 🤍

https://t.me/iRoChatBot?start=sec-iabhicfahc
Download Telegram
هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو، بی باک تر از شیرم

هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

•|مولانا
❤5
نوشته بود:
تو آمدی و من با خودم گفتم: انگار خدا هنوز مرا دوست دارد.
🍓2
در صورت آدمی دو چیز مهم است:
یکی لبخندش
و دیگری عمق نگاهش 
که هیچ جراحی نمی‌تواند به انسان بدهد
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است
و چشم‌هایش آفتاب...

•|مایاکوفسکی
❤2
و کاش وقتی ابرِ غم به گلویِ کوچکت می‌رسد، از یاد نبری شانه‌ای در کار نیست، و بهتر است بپذیری همیشه قرار است در آغوشِ باد گریه کنی. زیرا رنج تنهاست، و رنجور تنهاتر ..

•حمید سلیمی
اگر داغم، اگر سوزم، اگر آهم، اگر دردم
بر این آتش که میسوزاندم خود هیزم آوردم…
بیاید براتون شعر بخونم.
🍓3
آخرش درد دلت در به درت خواهد کرد
مهره مار کسی کور و کرت خواهد کرد

عشق یک شیشه انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست‌ترت خواهد کرد
💔1
ازهمان دست که دادی به تو بر خواهد گشت
جگر خون شده‌ام خون جگرت خواهد کرد

ناگهان چشم کسی سر به سرت می‌ذارد
بی محلی‌ش ولی جان به سرت خواهد کرد
💔1
جرم من خواستن دختر اربابِ ده است
مادر این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد

همه‌ی شهر به آواز من عادت کردند
وقت مرگم گذری با خبرت خواهد کرد
💔2❤1
-امیرسهرابی
Forwarded from 『مُسْتَهْلِک』 (•مَح‌یـٰا•)
؛
فاصله‌ها هیچ‌وقت دوست داشتن را کمرنگ نمی‌کند بلکه دلتنگی را بیشتر می‌کند ...

- شوهر آهو خانوم
یه شعر دیگه براتون بنویسم.🤍
‌دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
‌
گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
❤1
من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
❤1
من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو