شبی که شناختمت از خوشحالی خوابم نبرد،اما شبی که واقعا شناختمت از ناراحتی خوابم نبرد.
گاهی آدمها حرفهای بسیاری برای گفتن دارند؛
امّا کلمهای برای وصف آنها ندارند.
امّا کلمهای برای وصف آنها ندارند.
حذفت کردم چون حوصله نداشتم رفتار درست رو یادت بدم، اون کار خانوادت بود.
داری میگی میخندی، زندگیتو میکنی
هی یادت میاد، هی یادت میاد، هی یادت میاد.
هی یادت میاد، هی یادت میاد، هی یادت میاد.
تو دِل کسی رو میشکنی که برات مهم نیست، اما تاوانش رو سر کسی پس میدی که برات مهمه.
این بار دیگه نه قاصدک فوت کردم نه وقتی ماه کامل دیدم آرزو کردم نه راجع بهش با کسی حرف زدم، گفتم به جهنم و رها کردم.