واژگان آیلتس تافل – لغات و واژگان مهم و ضروری IELTS TOEFL با
————————————–
🎀difficulties
مشکلات بی اندازه
The Amazon forest is immense
جنگل آمازون عظیم است
————————————–
🎀Obviate
/ˈɒbvɪeɪt/
معنی: رفع کردن، رفع نیاز کردن، بر طرف کردن، غیر ضروری کردن
مثال:
The death of the accused obviated the need for a trial.
مرگ متهم نیاز به محاکمه را بر طرف کرد
The new treatment obviates the need for surgery.
درمان جدید، نیاز به جراحی را رفع کرد
————————————–
🎀Inimitable
/ɪˈnɪmɪtəb(ə)l/
غیر قابل تقلید، بى مانند، بى رقیب، بى نظیر، تقلید ناپذیر، اقتباس ناپذیر (از شدت خوبی)
مثال:
Saadi’s inimitable style
سبک تقلید ناپذیر سعدی
His performance on the tennis court was inimitable, and he won three championships.
عملکرد او در زمین تنیس بی نظیر بود و او سه بار در مسابقه قهرمانی پیروز شد
————————————–
🎀Renowned
/rɪˈnaʊnd/
معنی: مشهور، معروف، پرآوازه، نام دار
مثال:
He is a renowned pianist.
او یک پیانیست مشهور است
Professor Michael is renowned for his work on artificial plasma.
پروفسور مایکل، برای کار بر روی پلاسمای مصنوعی، شهرت دارد
————————————–
🎀Salvation
/salˈveɪʃ(ə)n/
رستگاری، رهایی نجات، آمرزش
مثال:
In this hour, socialism is the only salvation for humanity
در این زمان، سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت است
She believes that religion is the only way to eternal salvation
او باور داردکه مذهب یگانه راه رستگاری ابدی است
He gives alms for the salvation of his father’s soul
به خاطر آمرزش روح پدرش صدقه میدهد
The key to the country’s economic salvation
کلید رهایی اقتصادی کشور
————————————–
🎀Assent
/əˈsɛnt/
معنی: موافقت کردن، رضایت دادن، پذیرش، موافق بودن، رضایت
مثال:
They all assented to the proposition
همهی آنان به پیشنهاد نظر موافق دادند.
The prime minister acted with the full assent of the president
نخست وزیر با توافق کامل رییس جمهور عمل میکرد.
To give one’s assent
رضایت دادن
He gave his assent eagerly
او مشتاقانه رضایت داد (موافقت کرد)
————————————–
🎀Assiduous
/əˈsɪdjʊəs/
سختکوش،کوشا،با پشتکار، پیگیر،ساعی
مثال:
he studied law assiduously
او با پشتکار به مطالعهی حقوق پرداخت
The government has been assiduous in the fight against inflation.
دولت در مبارزه با تورم دقیق و کوشا بوده است
————————————–
🎀Embody
/ɪmˈbɒdi,ɛm-/
معنی: مجسم کردن، دارای جسم کردن، متضمن بودن، تن بخشیدن، مظهر چیزی بودن، نمایانگر چیزی بودن،گنجاندان، در بر داشتن
مثال:
The day when souls will becomeembodied again
روزی که ارواح دوباره تندار خواهند شد (به تن های خود حلول خواهند کرد).
In Greek art, love was embodied as Cupid
در هنر یونان عشق به صورت کیوپید مجسم میشد
A speech which embodied democratic ideals
نطقی که نمایانگر آرمانهای دموکراتیک بود
He latest findings embodied in the new book
آخرین کشفیاتی که در کتاب جدید گنجانده شده است
This model embodies many new features
این مدل ویژگی های متعدد زیادی را در بر می گیرد
————————————–
🎀Remiss
/rɪˈmɪs/
بی توجه، بی قید، بی مبالات، غفلت کار، سست، قصور کننده، فروگذار، سهل انگار، فراموشکار
:مثال
They are remiss in the performance of their duties.
آنها در انجام وظایفشان سهل انگار هستند
He is remiss in paying his debts.
او در پرداخت بدهیهای خود اهمال میکند
You have been very remiss.
شما خیلی قصور کردهاید
————————————–
🎀Remedy
/ˈrɛmɪdi/
درمان، علاج، مداوا، چاره، راه حل،اصلاح کردن، ترمیم کردن، بازسازی کردن، چاره کردن
مثال:
Herbal remedies for aches and pains
داروهای گیاهی برای تیر کشیدن و درد
The government’s remedy for discontent was jail and execution
راه حل دولت در مقابل نارضایی، زندان واعدام بود.
@ieltslearner
————————————–
🎀difficulties
مشکلات بی اندازه
The Amazon forest is immense
جنگل آمازون عظیم است
————————————–
🎀Obviate
/ˈɒbvɪeɪt/
معنی: رفع کردن، رفع نیاز کردن، بر طرف کردن، غیر ضروری کردن
مثال:
The death of the accused obviated the need for a trial.
مرگ متهم نیاز به محاکمه را بر طرف کرد
The new treatment obviates the need for surgery.
درمان جدید، نیاز به جراحی را رفع کرد
————————————–
🎀Inimitable
/ɪˈnɪmɪtəb(ə)l/
غیر قابل تقلید، بى مانند، بى رقیب، بى نظیر، تقلید ناپذیر، اقتباس ناپذیر (از شدت خوبی)
مثال:
Saadi’s inimitable style
سبک تقلید ناپذیر سعدی
His performance on the tennis court was inimitable, and he won three championships.
عملکرد او در زمین تنیس بی نظیر بود و او سه بار در مسابقه قهرمانی پیروز شد
————————————–
🎀Renowned
/rɪˈnaʊnd/
معنی: مشهور، معروف، پرآوازه، نام دار
مثال:
He is a renowned pianist.
او یک پیانیست مشهور است
Professor Michael is renowned for his work on artificial plasma.
پروفسور مایکل، برای کار بر روی پلاسمای مصنوعی، شهرت دارد
————————————–
🎀Salvation
/salˈveɪʃ(ə)n/
رستگاری، رهایی نجات، آمرزش
مثال:
In this hour, socialism is the only salvation for humanity
در این زمان، سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت است
She believes that religion is the only way to eternal salvation
او باور داردکه مذهب یگانه راه رستگاری ابدی است
He gives alms for the salvation of his father’s soul
به خاطر آمرزش روح پدرش صدقه میدهد
The key to the country’s economic salvation
کلید رهایی اقتصادی کشور
————————————–
🎀Assent
/əˈsɛnt/
معنی: موافقت کردن، رضایت دادن، پذیرش، موافق بودن، رضایت
مثال:
They all assented to the proposition
همهی آنان به پیشنهاد نظر موافق دادند.
The prime minister acted with the full assent of the president
نخست وزیر با توافق کامل رییس جمهور عمل میکرد.
To give one’s assent
رضایت دادن
He gave his assent eagerly
او مشتاقانه رضایت داد (موافقت کرد)
————————————–
🎀Assiduous
/əˈsɪdjʊəs/
سختکوش،کوشا،با پشتکار، پیگیر،ساعی
مثال:
he studied law assiduously
او با پشتکار به مطالعهی حقوق پرداخت
The government has been assiduous in the fight against inflation.
دولت در مبارزه با تورم دقیق و کوشا بوده است
————————————–
🎀Embody
/ɪmˈbɒdi,ɛm-/
معنی: مجسم کردن، دارای جسم کردن، متضمن بودن، تن بخشیدن، مظهر چیزی بودن، نمایانگر چیزی بودن،گنجاندان، در بر داشتن
مثال:
The day when souls will becomeembodied again
روزی که ارواح دوباره تندار خواهند شد (به تن های خود حلول خواهند کرد).
In Greek art, love was embodied as Cupid
در هنر یونان عشق به صورت کیوپید مجسم میشد
A speech which embodied democratic ideals
نطقی که نمایانگر آرمانهای دموکراتیک بود
He latest findings embodied in the new book
آخرین کشفیاتی که در کتاب جدید گنجانده شده است
This model embodies many new features
این مدل ویژگی های متعدد زیادی را در بر می گیرد
————————————–
🎀Remiss
/rɪˈmɪs/
بی توجه، بی قید، بی مبالات، غفلت کار، سست، قصور کننده، فروگذار، سهل انگار، فراموشکار
:مثال
They are remiss in the performance of their duties.
آنها در انجام وظایفشان سهل انگار هستند
He is remiss in paying his debts.
او در پرداخت بدهیهای خود اهمال میکند
You have been very remiss.
شما خیلی قصور کردهاید
————————————–
🎀Remedy
/ˈrɛmɪdi/
درمان، علاج، مداوا، چاره، راه حل،اصلاح کردن، ترمیم کردن، بازسازی کردن، چاره کردن
مثال:
Herbal remedies for aches and pains
داروهای گیاهی برای تیر کشیدن و درد
The government’s remedy for discontent was jail and execution
راه حل دولت در مقابل نارضایی، زندان واعدام بود.
@ieltslearner
Ieltslearner pinned «دوستان برای کلاسهای آیلتس و مکالمه تلگرامی با استاد شریفی میتونید مشاوره کنید دوره های تلگرامی ایشون رو ازدست ندین بهترین استاد و همکار ما ........برای مشاوره و اطلاعات بیشتر ازدوره ها به ایشون پیام دهید👇 @Creativeperson»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عضو صفحه اينستاگرام ما هنوز نشدي🤭😳
ويديوهاي آموزشي ماروازدست ندين
اينستاگرام ما👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
ويديوهاي آموزشي ماروازدست ندين
اينستاگرام ما👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
ميخواي افكارت زيرو رو شه✅
از زندگي روزمره نجات پيدا كني🎀
بتوني دو جمله روشنفكرانه و با معني بگي بيا اينجا👇👇
از افسردگي نجات پيدا ميكني
https://t.me/joinchat/AAAAAEKTV_xDn7AxIfiugQ
از زندگي روزمره نجات پيدا كني🎀
بتوني دو جمله روشنفكرانه و با معني بگي بيا اينجا👇👇
از افسردگي نجات پيدا ميكني
https://t.me/joinchat/AAAAAEKTV_xDn7AxIfiugQ
✨Perpetual
/pəˈpɛtʃʊəl,-tjʊəl/
همیشگی، ابدی، جاوید، جاودانی، ابدی، بی وقفه، دائم، مداوم، پیوسته
مثال:
The perpetual torment of sinners in hell
زجر ابدی گناهکاران در جهنم
The perpetual noise of cars and city trains
صدای لاینقطع اتومبیلها و ترنهای شهری
The perpetual source of my inspiration
منبع همیشگی الهام من
Jack is tired of his mother’s perpetual nagging.
جک از غرولند دائمی مادرش خسته شده است
————————————–
✨Adroit
/əˈdrɔɪt/
ماهر، زرنگ، زبر دست، زیرک، چابک، چالاک، تردست، چیره دست
مثال:
Jack is quite adroit at making beautiful pottery
جک در ساختن ظروف سفالی زیبا، کاملا مهارت دارد
Mahmood was adroit at flattering others
محمود در تملقگویی از دیگران مهارت داشت
his adroitness in solving problems
زبردستی او در حل مسائل
————————————–
✨Pertinent
/ˈpəːtɪnənt/
وابسته، مربوط، وارد، بجا، جور، شایسته، مقتضى
مثال:
Pertinent to the matter under discussion
مربوط به مطلب مورد بحث.
Your question was not pertinent
پرسش شما نامربوط بود
Data pertinent to federal aid
دادههای وابسته به کمک دولت فدرال
His criticisms are as pertinent today as they were a hundred years ago
انتقادات او امروزه همانقدر وارد است که صد سال پیش بود
Your question was not pertinent.
پرسش شما نامربوط بود
The lawyer wanted to know all the pertinent details.
وکیل می خواست تمام جزئیات ذیربط را بداند
————————————–
✨Prosecute
/ˈprɒsɪkjuːt/
تحت پیگرد قرار دادن پیگیری کردن، دنبال کردن، تحت تعقیب (قانونی) قراردادن
مثال:
They prosecuted them for fraud.
آنها را بهخاطر کلاهبرداری تحت تعقیب قراردادند
Drunken drivers should be prosecuted.
رانندگان مست باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند
The general prosecuted the war with vigor
ژنرال ،جنگ را با قدرت ادامه داد (دنبال کرد)
To prosecute a war with dedication
جنگ را با از خود گذشتگی پیگیری کردن
————————————–
✨Nobility
/nə(ʊ)ˈbɪlɪti/
نجابت، اشرافیت، شرف، اشرافیون، اشراف، نجبا، شرافت، شرافتمندی، بزرگ منشی، بزرگواری، جلال، شکوه، عظمت، برجستگی، ناموری، نیک نامی، اصالت، خوبی، نیکی، برتری، ارزشمندی
مثال:
A man of true nobility
مردی واقعا بزرگوار
The nobility of gold
برتری طلا
The nobility of Saadi’s prose
خوبی نثر سعدی
The nobility of these acts of courage
عظمت این اعمال شجاعت آمیز
Titles of nobility
عنوانهای اشرافی
A street where many of the nobility reside
خیابانی که بسیاری از اشراف در آن زندگی میکنند
@ieltslearner
/pəˈpɛtʃʊəl,-tjʊəl/
همیشگی، ابدی، جاوید، جاودانی، ابدی، بی وقفه، دائم، مداوم، پیوسته
مثال:
The perpetual torment of sinners in hell
زجر ابدی گناهکاران در جهنم
The perpetual noise of cars and city trains
صدای لاینقطع اتومبیلها و ترنهای شهری
The perpetual source of my inspiration
منبع همیشگی الهام من
Jack is tired of his mother’s perpetual nagging.
جک از غرولند دائمی مادرش خسته شده است
————————————–
✨Adroit
/əˈdrɔɪt/
ماهر، زرنگ، زبر دست، زیرک، چابک، چالاک، تردست، چیره دست
مثال:
Jack is quite adroit at making beautiful pottery
جک در ساختن ظروف سفالی زیبا، کاملا مهارت دارد
Mahmood was adroit at flattering others
محمود در تملقگویی از دیگران مهارت داشت
his adroitness in solving problems
زبردستی او در حل مسائل
————————————–
✨Pertinent
/ˈpəːtɪnənt/
وابسته، مربوط، وارد، بجا، جور، شایسته، مقتضى
مثال:
Pertinent to the matter under discussion
مربوط به مطلب مورد بحث.
Your question was not pertinent
پرسش شما نامربوط بود
Data pertinent to federal aid
دادههای وابسته به کمک دولت فدرال
His criticisms are as pertinent today as they were a hundred years ago
انتقادات او امروزه همانقدر وارد است که صد سال پیش بود
Your question was not pertinent.
پرسش شما نامربوط بود
The lawyer wanted to know all the pertinent details.
وکیل می خواست تمام جزئیات ذیربط را بداند
————————————–
✨Prosecute
/ˈprɒsɪkjuːt/
تحت پیگرد قرار دادن پیگیری کردن، دنبال کردن، تحت تعقیب (قانونی) قراردادن
مثال:
They prosecuted them for fraud.
آنها را بهخاطر کلاهبرداری تحت تعقیب قراردادند
Drunken drivers should be prosecuted.
رانندگان مست باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند
The general prosecuted the war with vigor
ژنرال ،جنگ را با قدرت ادامه داد (دنبال کرد)
To prosecute a war with dedication
جنگ را با از خود گذشتگی پیگیری کردن
————————————–
✨Nobility
/nə(ʊ)ˈbɪlɪti/
نجابت، اشرافیت، شرف، اشرافیون، اشراف، نجبا، شرافت، شرافتمندی، بزرگ منشی، بزرگواری، جلال، شکوه، عظمت، برجستگی، ناموری، نیک نامی، اصالت، خوبی، نیکی، برتری، ارزشمندی
مثال:
A man of true nobility
مردی واقعا بزرگوار
The nobility of gold
برتری طلا
The nobility of Saadi’s prose
خوبی نثر سعدی
The nobility of these acts of courage
عظمت این اعمال شجاعت آمیز
Titles of nobility
عنوانهای اشرافی
A street where many of the nobility reside
خیابانی که بسیاری از اشراف در آن زندگی میکنند
@ieltslearner
Forwarded from basicenglishlearner
اينجا يه كانال متفاوته⁉️
براي كسانيكه زندگي روزمره خسته شون كرده💯
حتما نگاهي بندازيد👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEKTV_xDn7AxIfiugQ
براي كسانيكه زندگي روزمره خسته شون كرده💯
حتما نگاهي بندازيد👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEKTV_xDn7AxIfiugQ
https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ
لينك گروه چت انگليسي☝️☝️🌹
کانالهای ما👇
@lovely_english
@ieltslearner
@basicenglishlearner
اينستاگرام👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
لينك گروه چت انگليسي☝️☝️🌹
کانالهای ما👇
@lovely_english
@ieltslearner
@basicenglishlearner
اينستاگرام👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
Potent
/ˈpəʊt(ə)nt/
معنی: نیرومند، قدرتمند، مقتدر، پرقدرت، پراقتدار،زورمند، پرتوان، قانع کننده، مجاب کننده، محکم، متین، موثر، کاری، (مرد) دارای توان جنسی
مثال:
A potent king
پادشاه مقتدر
Potent weapons
سلاحهای نیرومند
A potent argument
استدلال قانع کننده
A potent drink
مشروب قوی
@ieltslearner
/ˈpəʊt(ə)nt/
معنی: نیرومند، قدرتمند، مقتدر، پرقدرت، پراقتدار،زورمند، پرتوان، قانع کننده، مجاب کننده، محکم، متین، موثر، کاری، (مرد) دارای توان جنسی
مثال:
A potent king
پادشاه مقتدر
Potent weapons
سلاحهای نیرومند
A potent argument
استدلال قانع کننده
A potent drink
مشروب قوی
@ieltslearner
Forwarded from اتچ بات
In the name of God
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
توجه 👇
اصلا مهم نیست در چه سطحی هستید🤔
در کلاس های مکالمه شرکت کنید تا زود حرفه ای بشید 👇👇❤️
‼️توجه 👇‼️❗️❗️❗️📢📢📢
تدریس مجازی مکالمه زبان انگلیسی از پایه تا پیشرفته توسط استاد شریفی (فقط در 5 ماه)
(توسط کارشناس مترجم زبان انگلیسی)
با بیش از ۱۰۰ها تدریس خصوصی مجازی .
🌹در پایان ترم مدرک پایان دوره از #موسسه صادر میشود 🌹
جهت ثبت نام 👇
@Creativeperson
تدریس😍😍😍👇👇👇
1. Give somebody advice
نصیحت کردن
E. My father gave me some advice
2. Take / follow sb's advice
نصیحت کسی را پذیرفتن
E. You should have followed my advice
3. Act on sb's advice
به نصیحت کسی عمل کردن
E. the king acted on his advice
4. Ignore sb's advice
نصیحت کسی را نادیده گرفتن
E. She ignored their advice
▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂
فایل صوتی استاد شریفی👇👇
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
توجه 👇
اصلا مهم نیست در چه سطحی هستید🤔
در کلاس های مکالمه شرکت کنید تا زود حرفه ای بشید 👇👇❤️
‼️توجه 👇‼️❗️❗️❗️📢📢📢
تدریس مجازی مکالمه زبان انگلیسی از پایه تا پیشرفته توسط استاد شریفی (فقط در 5 ماه)
(توسط کارشناس مترجم زبان انگلیسی)
با بیش از ۱۰۰ها تدریس خصوصی مجازی .
🌹در پایان ترم مدرک پایان دوره از #موسسه صادر میشود 🌹
جهت ثبت نام 👇
@Creativeperson
تدریس😍😍😍👇👇👇
1. Give somebody advice
نصیحت کردن
E. My father gave me some advice
2. Take / follow sb's advice
نصیحت کسی را پذیرفتن
E. You should have followed my advice
3. Act on sb's advice
به نصیحت کسی عمل کردن
E. the king acted on his advice
4. Ignore sb's advice
نصیحت کسی را نادیده گرفتن
E. She ignored their advice
▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂▂
فایل صوتی استاد شریفی👇👇
Telegram
attach 📎
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❌ رونمایی از اپلیکشن مکمل
دوره ی ۶۰۰ واژه مقدماتی آرش نیا
.
🚀 #جامع ترین و #جذاب ترین دوره ی آموزش زبان
برای اطلاعات بیشتر پیام بده
👇👇👇
@aadmin_sabtenam
دوره ی ۶۰۰ واژه مقدماتی آرش نیا
.
🚀 #جامع ترین و #جذاب ترین دوره ی آموزش زبان
برای اطلاعات بیشتر پیام بده
👇👇👇
@aadmin_sabtenam
نمونه سوالات اخیر از سراسر جهان
IELTS Test in Toronto, Canada – May 2018 (Academic and General Training)
Writing Academic Task 1 (Report)
There was a line graph showing the percentages of visitors to a museum divided by age groups, from 1980 to 2010.
Writing General Task 1 (Letter)
Write a thank you letter to your friend about the guidebook he/she gave you for your vacation and say
– Describe your vacation.
– How did you use the guidebook?
– When and where will you return the guidebook to your friend?
Writing Task 2 (Essay)
Many people believe that parents should teach their children about money matters. What are the best ways to teach a child about money, in your opinion? Give some examples from your own experience.
Speaking test
Interview
– What is your full name?
– Can I see your ID?
– Where are you from?
– Do you work or study?
– What do you do?
– Where are you located in the town?
– How far is your place from the test centre?
– What do you think about music?
– What kind of music do you like?
– Do you think the types of music you are listening to are changing?
– Why is it so?
Cue Card
Describe an event that you have celebrated the most. Please say
– What was the event?
– Who did you celebrate it with?
– How did you celebrate it?
Discussion
– What is the importance of national events and their celebration?
– As a new migrant should a person respect the national events of a country?
– Thinking of an international event such as the Olympics, is it a good platform to share any new ideas or plans regarding national events?
@ieltslearner
IELTS Test in Toronto, Canada – May 2018 (Academic and General Training)
Writing Academic Task 1 (Report)
There was a line graph showing the percentages of visitors to a museum divided by age groups, from 1980 to 2010.
Writing General Task 1 (Letter)
Write a thank you letter to your friend about the guidebook he/she gave you for your vacation and say
– Describe your vacation.
– How did you use the guidebook?
– When and where will you return the guidebook to your friend?
Writing Task 2 (Essay)
Many people believe that parents should teach their children about money matters. What are the best ways to teach a child about money, in your opinion? Give some examples from your own experience.
Speaking test
Interview
– What is your full name?
– Can I see your ID?
– Where are you from?
– Do you work or study?
– What do you do?
– Where are you located in the town?
– How far is your place from the test centre?
– What do you think about music?
– What kind of music do you like?
– Do you think the types of music you are listening to are changing?
– Why is it so?
Cue Card
Describe an event that you have celebrated the most. Please say
– What was the event?
– Who did you celebrate it with?
– How did you celebrate it?
Discussion
– What is the importance of national events and their celebration?
– As a new migrant should a person respect the national events of a country?
– Thinking of an international event such as the Olympics, is it a good platform to share any new ideas or plans regarding national events?
@ieltslearner
🌸land‧mark. برجسته
/ˈlændmɑːk $ -mɑːrk/noun [C]
1) something that is easy to recognize, such as a tall tree or building, and that helps you know where you are
One of Belfast’s most famous landmarks, the Grosvenor Hall, has been demolished.
2) one of the most important events, changes, or discoveries that influences someone or something
The discovery of penicillin was a landmark in the history of medicine.
landmark decision/case/ruling
The Supreme Court issued a landmark decision in January 2001.
@ieltslearner
/ˈlændmɑːk $ -mɑːrk/noun [C]
1) something that is easy to recognize, such as a tall tree or building, and that helps you know where you are
One of Belfast’s most famous landmarks, the Grosvenor Hall, has been demolished.
2) one of the most important events, changes, or discoveries that influences someone or something
The discovery of penicillin was a landmark in the history of medicine.
landmark decision/case/ruling
The Supreme Court issued a landmark decision in January 2001.
@ieltslearner
شروع نامه نویسی به زبان انگلیسی ⛔️
– در صورتی که دریافت کننده نامه را کاملا میشناسید باید علاوه بر نام، عنوان او را هم ذکر کنید.
Dear Mr. President Obama
– در صورتی که نام او را می دانید ام عنوانش را نمیدانید نا او را ذکر کنید. این در صورتی است که شما نامه ای دریافت کرده و وی نام خود را در آنجا ذکر کرده باشد و شما در پاسخ به آن نامه بسیار بهتر است که نام او را بنویسید.
Dear Mr. Smith
Dear Mrs. Johnson
Dear Miss Brown
– در صورتی که نام و نام خانوادگی فرد را میدانید و جنسیت او را نمیدانید، نام و نام خانوادگی او را بعد از Dear بنویسید:
Dear Ashley Johnson
– در صورتی که نام دریافت کننده را نمیدانید و مطمئن هستید که دریافت کننده آقا می باشد از Dear Sir و در صورتی که مطمئن هستید دریافت کننده خانم میباشد از Dear Madam استفاده کنید.
– در صورتی که نمیدانید که دریافت کننده خانم یا اقا میباشد از فرم زیر استفاده کنید.
Dear Sir/Madam
Dear Sir or Madam
@lovely_english
@ieltslearner
@basicenglishlearner
ادامه دارد ......
– در صورتی که دریافت کننده نامه را کاملا میشناسید باید علاوه بر نام، عنوان او را هم ذکر کنید.
Dear Mr. President Obama
– در صورتی که نام او را می دانید ام عنوانش را نمیدانید نا او را ذکر کنید. این در صورتی است که شما نامه ای دریافت کرده و وی نام خود را در آنجا ذکر کرده باشد و شما در پاسخ به آن نامه بسیار بهتر است که نام او را بنویسید.
Dear Mr. Smith
Dear Mrs. Johnson
Dear Miss Brown
– در صورتی که نام و نام خانوادگی فرد را میدانید و جنسیت او را نمیدانید، نام و نام خانوادگی او را بعد از Dear بنویسید:
Dear Ashley Johnson
– در صورتی که نام دریافت کننده را نمیدانید و مطمئن هستید که دریافت کننده آقا می باشد از Dear Sir و در صورتی که مطمئن هستید دریافت کننده خانم میباشد از Dear Madam استفاده کنید.
– در صورتی که نمیدانید که دریافت کننده خانم یا اقا میباشد از فرم زیر استفاده کنید.
Dear Sir/Madam
Dear Sir or Madam
@lovely_english
@ieltslearner
@basicenglishlearner
ادامه دارد ......
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔮 #phonology
⚜How to pronounce words ending in /θ/ and also having /s/ in the end.
▫️وقتی دو صدای فوق پشت هم باشند تلفظ مشکل است
برای راحتی تلفظ میتوان صدای th را بکلی حذف کرد
@ieltslearner
⚜How to pronounce words ending in /θ/ and also having /s/ in the end.
▫️وقتی دو صدای فوق پشت هم باشند تلفظ مشکل است
برای راحتی تلفظ میتوان صدای th را بکلی حذف کرد
@ieltslearner