💧Adolescent (adj)
ˌæd.əˈles.ənt
a young person who is developing into an adult
معنی کلمه: نوجوان٬ جوان
کد: این کلمه را ترکیبی از Adole+scent در نظر بگیرید. Adole که مثلا همان adult به معنای بزرگسال هست. مثلا همگی با قرص adult cold که سرماخوردگی بزرگسالان هست آشنا هستید. همچنین قسمت دوم آن که scent هست شبیه کلمه «سن» در فارسی هست. پس می توانیم بگوییم که adolescent کسی هست که هنوز وارد «سن» افراد adult (بزرگسال) نشده که می شود همان «نوجوان».
Ex: Some mothers do not understand the emotional problems of adolescents.
برخی از مادران مشکلات روحی نوجوانانشان را درک نمی کنند.
💧 Conflict (v)
kənˈflɪkt/; /ˈkɑːnflɪkt
an active disagreement between people with opposing opinions or principles
معنی کلمه: کشمکش٬ تضاد٬ ناسازگاری
کد: این کلمه ترکیبی از con+flict هست. Con یا co که به معنای «باهم» هست مثلا وقتی می گوییم coworker یعنی همکار. همچنین flict هم به معنای «برخورد کردن» است. مثلا در کلمه reflect قسمت re یعنی دوباره و flect هم به معنای برخورد کردن است پس reflect یعنی نور به چیزی «برخورد کند» و «دوباره» بر گردد که همان «منعکس شدن» می شود. حال می توانیم بگوییم که conflict یعنی «به هم» «برخورد کردن» که می توان گفت وقتی دو نفر با هم برخورد دارند یعنی با هم «کشمکش یا تضاد» دارند.
Ex: There was a lot of conflict between he and his father.
کشمکش های زیادی بین او و پدرش وجود داشت.
Ex: His outspoken views would frequently bring him into conflict with the president.
دیدگاههای رک او اغلب باعث درگیری او با رئیس می شود.
Ex: We wish to avoid conflict between our country and Europe.
ما خواستار جلوگیری از هر گونه کشمکش بین کشورمان و اروپا هستیم.
💧 Unite (v)
juːˈnaɪt
to join together as a group, or to make people join together as a group; to combine
معنی کلمه:متحد کردن یا شدن
کد: United States of America (USA) یعنی ایالات متحده آمریکا. همانطور که می بینید unite در اینجا نیز به معنای «متحد» می باشد.
Ex: If the democrat party unites, they may command over 55 percent of the vote.
اگر حزب دموکرات متحد شود٬ می تواند بیش از ۵۵ درصد آرا را به خود اختصاص دهد.
💧 Sympathetic (adj)
ˌsɪm.pəˈθet̬.ɪk
used to describe someone who shows, especially by what they say, that they understand and care about someone else’s suffering
معنی کلمه:همدرد٬ دلسوز٬فهیم
کد: این کلمه از اسم sympathy گرفته شده است. sympathy ترکیبی است از sym+pathy که در آن sym به معنای «با هم و همزمان» می باشدو pathy نیز به معنای «احساس». مثلا در کلمه telepathy که همان تله پاتی است tele یعنی «از راه دور» و Pathyهم که به معنای «احساس» است پس معنی telepathy می شود «احساس مشترک از راه دور» که می شود همان تله پاتی. پس کلمه sympathy یعنی «احساس» شما و کس دیگر«با هم» یکی باشد که می شود همدردی یا دلسوزی. حال معنی sympathetic نیز که صفت sympathy می باشد مشخص می شود.
Ex: He suffers from back trouble too, so he was very sympathetic about my problem.
او هم مثل من مشکل کمر دارد و به همین دلیل با من همدردی می کرد.
Ex: She just needed someone who would lend a sympathetic ear to her.
او نیاز به کسی دارد که بتواند دلسوزانه به او گوش دهد.
توضیح مثال: در این مثال عبارت lend an ear به معنای گوش دادن است.
💧 Unify (v)
ˈjuː.nə.faɪ
to bring together; combine
معنی کلمه: متحد کردن
کد: دیدید که Unite به معنای متحد کردن هست. آنجا گفتیم که آن را با United States که ایالات متحده می شود یاد بگیرید. Unify را هم می توانید به خاطر شباهت با کلمه unite به ذهن بسپارید. ضمنا uni در ابتدای کلمات به معنای «یک» می باشد. مثلا unit به معنای «واحد» می باشد. پس می توانیم بگوییم unifyنیز به معنای «یکی کردن» یا «متحد کردن» می باشد.
Ex: If the new leader does manage to unify his warring party, it will be quite an achievement.
اگر رهبر جدید بتواند افراد حزبش را که در حال نزاع هستند متحد کند موفقیت بزرگی برایش محسوب می شود.
@ieltslearner
ˌæd.əˈles.ənt
a young person who is developing into an adult
معنی کلمه: نوجوان٬ جوان
کد: این کلمه را ترکیبی از Adole+scent در نظر بگیرید. Adole که مثلا همان adult به معنای بزرگسال هست. مثلا همگی با قرص adult cold که سرماخوردگی بزرگسالان هست آشنا هستید. همچنین قسمت دوم آن که scent هست شبیه کلمه «سن» در فارسی هست. پس می توانیم بگوییم که adolescent کسی هست که هنوز وارد «سن» افراد adult (بزرگسال) نشده که می شود همان «نوجوان».
Ex: Some mothers do not understand the emotional problems of adolescents.
برخی از مادران مشکلات روحی نوجوانانشان را درک نمی کنند.
💧 Conflict (v)
kənˈflɪkt/; /ˈkɑːnflɪkt
an active disagreement between people with opposing opinions or principles
معنی کلمه: کشمکش٬ تضاد٬ ناسازگاری
کد: این کلمه ترکیبی از con+flict هست. Con یا co که به معنای «باهم» هست مثلا وقتی می گوییم coworker یعنی همکار. همچنین flict هم به معنای «برخورد کردن» است. مثلا در کلمه reflect قسمت re یعنی دوباره و flect هم به معنای برخورد کردن است پس reflect یعنی نور به چیزی «برخورد کند» و «دوباره» بر گردد که همان «منعکس شدن» می شود. حال می توانیم بگوییم که conflict یعنی «به هم» «برخورد کردن» که می توان گفت وقتی دو نفر با هم برخورد دارند یعنی با هم «کشمکش یا تضاد» دارند.
Ex: There was a lot of conflict between he and his father.
کشمکش های زیادی بین او و پدرش وجود داشت.
Ex: His outspoken views would frequently bring him into conflict with the president.
دیدگاههای رک او اغلب باعث درگیری او با رئیس می شود.
Ex: We wish to avoid conflict between our country and Europe.
ما خواستار جلوگیری از هر گونه کشمکش بین کشورمان و اروپا هستیم.
💧 Unite (v)
juːˈnaɪt
to join together as a group, or to make people join together as a group; to combine
معنی کلمه:متحد کردن یا شدن
کد: United States of America (USA) یعنی ایالات متحده آمریکا. همانطور که می بینید unite در اینجا نیز به معنای «متحد» می باشد.
Ex: If the democrat party unites, they may command over 55 percent of the vote.
اگر حزب دموکرات متحد شود٬ می تواند بیش از ۵۵ درصد آرا را به خود اختصاص دهد.
💧 Sympathetic (adj)
ˌsɪm.pəˈθet̬.ɪk
used to describe someone who shows, especially by what they say, that they understand and care about someone else’s suffering
معنی کلمه:همدرد٬ دلسوز٬فهیم
کد: این کلمه از اسم sympathy گرفته شده است. sympathy ترکیبی است از sym+pathy که در آن sym به معنای «با هم و همزمان» می باشدو pathy نیز به معنای «احساس». مثلا در کلمه telepathy که همان تله پاتی است tele یعنی «از راه دور» و Pathyهم که به معنای «احساس» است پس معنی telepathy می شود «احساس مشترک از راه دور» که می شود همان تله پاتی. پس کلمه sympathy یعنی «احساس» شما و کس دیگر«با هم» یکی باشد که می شود همدردی یا دلسوزی. حال معنی sympathetic نیز که صفت sympathy می باشد مشخص می شود.
Ex: He suffers from back trouble too, so he was very sympathetic about my problem.
او هم مثل من مشکل کمر دارد و به همین دلیل با من همدردی می کرد.
Ex: She just needed someone who would lend a sympathetic ear to her.
او نیاز به کسی دارد که بتواند دلسوزانه به او گوش دهد.
توضیح مثال: در این مثال عبارت lend an ear به معنای گوش دادن است.
💧 Unify (v)
ˈjuː.nə.faɪ
to bring together; combine
معنی کلمه: متحد کردن
کد: دیدید که Unite به معنای متحد کردن هست. آنجا گفتیم که آن را با United States که ایالات متحده می شود یاد بگیرید. Unify را هم می توانید به خاطر شباهت با کلمه unite به ذهن بسپارید. ضمنا uni در ابتدای کلمات به معنای «یک» می باشد. مثلا unit به معنای «واحد» می باشد. پس می توانیم بگوییم unifyنیز به معنای «یکی کردن» یا «متحد کردن» می باشد.
Ex: If the new leader does manage to unify his warring party, it will be quite an achievement.
اگر رهبر جدید بتواند افراد حزبش را که در حال نزاع هستند متحد کند موفقیت بزرگی برایش محسوب می شود.
@ieltslearner
Forwarded from درج زیرنویس
Perfect IELTS Tips.MP3
37.4 MB
Perfect IELTS Tips
دوستان عزیز
این ویس رو چند بار با دقت گوش کنید. عالی هست و نکات مفیدی رو مطرح می کنه.
👆👆👆👆👆
@ieltslearner
دوستان عزیز
این ویس رو چند بار با دقت گوش کنید. عالی هست و نکات مفیدی رو مطرح می کنه.
👆👆👆👆👆
@ieltslearner
vocabulary fo reading.pdf
89.1 KB
لغات ضروری و مهم برای مهارت ریدینگ آیلتس همراه با معنی
@ieltslearner
@ieltslearner
Forwarded from درج زیرنویس
Longman Photo Dictionary of American English.pdf
21.5 MB
💧Longman Photo Dictionary
@ieltslearner
@ieltslearner
💧بهترین ساختارهای گرامری برای نمره های بالای آیلتس و تافل💧
1⃣ جملات مجهول Passive Sentences
توضیحات خود را با جملات مجهول آغاز می کنم زیرا اغلب به اشتباه استفاده میشوند. این بدان معنا نیست که جملات مجهول ساختار آکادمیکی هستند که باید در مقالات استفاده شوند بلکه در تمامی زمانها در تمامی متون استفاده میشوند. جملات مجهول موجب جلوگیری از تکرار لغات بویژه اسامی و ضمایر میشوند. ممکن است بخواهید از تکرار بیش از حد واژگانی بویژه کلمات موجود در سوال مورد نظر، اجتناب کنید.
مثال:
در سوالی در مورد اقدام دولت شما می توانید بجای جمله “دولت باید اقداماتی را معرفی کند” بنویسید : “اقداماتی باید معرفی شود” تا از تکرار واژه “دولت” اجتناب شود.
The government should introduce measures to = Measures should be introduced
2⃣ عبارات موصولی Relatives
بخش دیگری از دستور زبان انگلیسی است که میتواند شما بسیاری به شما کند. اما مراقب باشید که از موصولیها بیش از حد استفاده نکنید تا موجب گیج شدن خودتان و خوانندگان نشود. نکتهای که لازم است در اینجا متذکر شوم این است که خود را به یک موصولی در جمله محدود کرده و از استفاده از آنها در جملات پیچیده اجتناب کنید.
به این مثال دقت کنید:
There is a real danger that allowing people to travel for free would deprive transport funds which they need and lead to a lower standard of service.
=
There is a real danger that allowing people to travel for free would deprive.
authorities of much needed funds and lead to a lower standard of service.
در مثال بالا با تغییر عبارت موصولی به عبارت صفتی دیگر نیازی به آن نداریم. استفاده از موصول در این مثال شما را وادار میکند تا جزئیات بیشتری را اضافه کنید.
3⃣ عبارات شرطی Conditionals
در این بخش با گرامری روبرو می شوید که میتواند به شما کمک کند به شرطی که بدانید کجا و چطور از آنها استفاده کنید. این عبارات برای ارائه توضیح بیشتر و ارائه مثال استفاده میشوند. این بدان معناست که میتوانید از آنها در پاراگرافهای متن و نه در مقدمه و جمله ابتدایی استفاده کنید.
مثال:
There is also, however, a strong argument not to implement this proposal. This argument is based on economic competitiveness. If a company was forced to employ more workers to produce the same amount of goods, then its wage bill would rise and its products might become more expensive and less competitive compared to companies with longer working weeks. In this case, it is possible that the company either might become insolvent or it would have to make some employees redundant. As a result, the intended benefit to the personnel would not happen.
در این مثال که یک پاراگراف کامل را آوردهایم از عبارت شرطی استفاده شده زیرا نکتهای برای توضیح بیشتر وجود داشته است.
4⃣ساختارهای موازی Parallel structures
ساختارهای موازی متفاوتی در زبان انگلیسی داریم. این ساختار زمانی استفاده میشود که بخواهیم نکاتی را در متن خود با یکدیگر مقایسه و یا ترکیب کنیم یا نکات متضادی را بیان کنیم. این بخش از گرامر بسیار کاربردی است زیرا اگر درست استفاده شود، نوشته شما را منسجم تر میکند.
مثال:
Not only would unemployment be reduced, but the working conditions of employees on very long shifts would also be significantly improved.
در این مثال از عبارت ” not only نه تنها…بلکه” استفاده شده. (نه تنها بیکاری کاهش خواهد یافت بلکه شرایط کاری کارمندان در شیفتهای طولانی به شکل چشمگیری بهبود خواهد یافت.) شاید فکر کنید اینکار بسیار آسان است اما چنین فکری نکنید چرا که این کار هم پیچیدگیهای خود را دارد.
@ieltslearner
1⃣ جملات مجهول Passive Sentences
توضیحات خود را با جملات مجهول آغاز می کنم زیرا اغلب به اشتباه استفاده میشوند. این بدان معنا نیست که جملات مجهول ساختار آکادمیکی هستند که باید در مقالات استفاده شوند بلکه در تمامی زمانها در تمامی متون استفاده میشوند. جملات مجهول موجب جلوگیری از تکرار لغات بویژه اسامی و ضمایر میشوند. ممکن است بخواهید از تکرار بیش از حد واژگانی بویژه کلمات موجود در سوال مورد نظر، اجتناب کنید.
مثال:
در سوالی در مورد اقدام دولت شما می توانید بجای جمله “دولت باید اقداماتی را معرفی کند” بنویسید : “اقداماتی باید معرفی شود” تا از تکرار واژه “دولت” اجتناب شود.
The government should introduce measures to = Measures should be introduced
2⃣ عبارات موصولی Relatives
بخش دیگری از دستور زبان انگلیسی است که میتواند شما بسیاری به شما کند. اما مراقب باشید که از موصولیها بیش از حد استفاده نکنید تا موجب گیج شدن خودتان و خوانندگان نشود. نکتهای که لازم است در اینجا متذکر شوم این است که خود را به یک موصولی در جمله محدود کرده و از استفاده از آنها در جملات پیچیده اجتناب کنید.
به این مثال دقت کنید:
There is a real danger that allowing people to travel for free would deprive transport funds which they need and lead to a lower standard of service.
=
There is a real danger that allowing people to travel for free would deprive.
authorities of much needed funds and lead to a lower standard of service.
در مثال بالا با تغییر عبارت موصولی به عبارت صفتی دیگر نیازی به آن نداریم. استفاده از موصول در این مثال شما را وادار میکند تا جزئیات بیشتری را اضافه کنید.
3⃣ عبارات شرطی Conditionals
در این بخش با گرامری روبرو می شوید که میتواند به شما کمک کند به شرطی که بدانید کجا و چطور از آنها استفاده کنید. این عبارات برای ارائه توضیح بیشتر و ارائه مثال استفاده میشوند. این بدان معناست که میتوانید از آنها در پاراگرافهای متن و نه در مقدمه و جمله ابتدایی استفاده کنید.
مثال:
There is also, however, a strong argument not to implement this proposal. This argument is based on economic competitiveness. If a company was forced to employ more workers to produce the same amount of goods, then its wage bill would rise and its products might become more expensive and less competitive compared to companies with longer working weeks. In this case, it is possible that the company either might become insolvent or it would have to make some employees redundant. As a result, the intended benefit to the personnel would not happen.
در این مثال که یک پاراگراف کامل را آوردهایم از عبارت شرطی استفاده شده زیرا نکتهای برای توضیح بیشتر وجود داشته است.
4⃣ساختارهای موازی Parallel structures
ساختارهای موازی متفاوتی در زبان انگلیسی داریم. این ساختار زمانی استفاده میشود که بخواهیم نکاتی را در متن خود با یکدیگر مقایسه و یا ترکیب کنیم یا نکات متضادی را بیان کنیم. این بخش از گرامر بسیار کاربردی است زیرا اگر درست استفاده شود، نوشته شما را منسجم تر میکند.
مثال:
Not only would unemployment be reduced, but the working conditions of employees on very long shifts would also be significantly improved.
در این مثال از عبارت ” not only نه تنها…بلکه” استفاده شده. (نه تنها بیکاری کاهش خواهد یافت بلکه شرایط کاری کارمندان در شیفتهای طولانی به شکل چشمگیری بهبود خواهد یافت.) شاید فکر کنید اینکار بسیار آسان است اما چنین فکری نکنید چرا که این کار هم پیچیدگیهای خود را دارد.
@ieltslearner
🔅💧هفته اول لغات 1100
abound
فراوان بودن ،زياد بودن
annals
تاريخچه ،سالنامه
automation
اتومات ، ماشینی
voracious
حریص، پرخور
tinge
رنگ کم ، کمی ، مقدار جزئی ،کم
technology
تکنولوژی ، فناوری
steep
سرشار، سرازیر،سرشار شدن
replete
پر،لبريز،لبریز
realm
حوزه،ناحیه
prognostication
پیش بینی
perceive
درک کردن ، حس کردن ، فهمیدن
badger
دستفروش ،دوره گرد،خرده فروش
compound
ترکیب کردن ، مخلوط کردن
drudgery
خرحمالی،کارسخت
eminent
مشهور،معروف
implore
درخواست کردن التماس کردن
indiscriminate
یکسره،کورکورانه
matron
بانو،زن خانه دار
paradox
متناقض نما، پارادوکس
@ieltslearner
abound
فراوان بودن ،زياد بودن
annals
تاريخچه ،سالنامه
automation
اتومات ، ماشینی
voracious
حریص، پرخور
tinge
رنگ کم ، کمی ، مقدار جزئی ،کم
technology
تکنولوژی ، فناوری
steep
سرشار، سرازیر،سرشار شدن
replete
پر،لبريز،لبریز
realm
حوزه،ناحیه
prognostication
پیش بینی
perceive
درک کردن ، حس کردن ، فهمیدن
badger
دستفروش ،دوره گرد،خرده فروش
compound
ترکیب کردن ، مخلوط کردن
drudgery
خرحمالی،کارسخت
eminent
مشهور،معروف
implore
درخواست کردن التماس کردن
indiscriminate
یکسره،کورکورانه
matron
بانو،زن خانه دار
paradox
متناقض نما، پارادوکس
@ieltslearner
🌿Phrasal verbs with Fall🌿
@ieltelearner
👉Fall about
=informal. to laugh in an uncontrolled way
**We fell about when he said that.
👉Fall apart
=1. to break into pieces because it is very old or in very bad condition
**My boots are so old, they are falling apart.
=2. If an organization, agreement or relationship falls apart, it is unable to continue
**Their marriage is in danger of falling apart.
**New tax system is falling apart.
👉Fall away
=1. to become smaller or lower
**Membership of the club has fallen away.
=2. If parts of something fall away, they break off from the thing they were attached to
**Plaster was falling away from the ceiling.
👉Fall back
=to move away from an enemy during a battle or war
👉Fall back on
=to use something for support in a difficult situation
**I have $10000 in my savings to fall back on.
👉Fall behind
=1. to move or make progress more slowly than other people
**They are falling behind their foreign competitors.
=2. to fail to do something at the planned time
**He fell behind with [US fell behind on] his monthly mortgage payments.
🌿 @ieltslearner 🌿
@ieltelearner
👉Fall about
=informal. to laugh in an uncontrolled way
**We fell about when he said that.
👉Fall apart
=1. to break into pieces because it is very old or in very bad condition
**My boots are so old, they are falling apart.
=2. If an organization, agreement or relationship falls apart, it is unable to continue
**Their marriage is in danger of falling apart.
**New tax system is falling apart.
👉Fall away
=1. to become smaller or lower
**Membership of the club has fallen away.
=2. If parts of something fall away, they break off from the thing they were attached to
**Plaster was falling away from the ceiling.
👉Fall back
=to move away from an enemy during a battle or war
👉Fall back on
=to use something for support in a difficult situation
**I have $10000 in my savings to fall back on.
👉Fall behind
=1. to move or make progress more slowly than other people
**They are falling behind their foreign competitors.
=2. to fail to do something at the planned time
**He fell behind with [US fell behind on] his monthly mortgage payments.
🌿 @ieltslearner 🌿
Forwarded from اتچ بات
♦️هفته دوم لغات 1100با تلفظ
accost
مورد خطاب قرار دادن
adroit
ماهر، زرنگ، زبردست
avid
حریص، آزمند
cajole
گول زدن
enhance
بالابردن، افزودن، زیادکردن
fabricate
ساختگی، از خود درآوردن
felon
جانی گناه کار
gesticulate
ژست گرفتن
hapless
بیچاره
intrepid
با جرعت ، دلیر، شجاع
irate
خشمگین ،غمناک
laconic
کم حرف ،کوتاه
nuance
اختلاف جزئی
plethora
ازدياد خون در يک نقطه ،افراط،ازدياد
pretext
بهانه ، عذر
reticent
محتاط در سخن ،کم گو
rudimentary
ناقص ،اوليه ،بدوى ،ابتدايى
throng
،جمعيت ،ازدحام کردن
vigilant
مراقب ،هوشيار،گوش بزنگ
@ieltslearner
همراه با فایل صوتی👇👇
accost
مورد خطاب قرار دادن
adroit
ماهر، زرنگ، زبردست
avid
حریص، آزمند
cajole
گول زدن
enhance
بالابردن، افزودن، زیادکردن
fabricate
ساختگی، از خود درآوردن
felon
جانی گناه کار
gesticulate
ژست گرفتن
hapless
بیچاره
intrepid
با جرعت ، دلیر، شجاع
irate
خشمگین ،غمناک
laconic
کم حرف ،کوتاه
nuance
اختلاف جزئی
plethora
ازدياد خون در يک نقطه ،افراط،ازدياد
pretext
بهانه ، عذر
reticent
محتاط در سخن ،کم گو
rudimentary
ناقص ،اوليه ،بدوى ،ابتدايى
throng
،جمعيت ،ازدحام کردن
vigilant
مراقب ،هوشيار،گوش بزنگ
@ieltslearner
همراه با فایل صوتی👇👇
Telegram
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
IELTS Speaking - interview ( part 1 )👆👆👆
@ieltslearner
@ieltslearner
[Forwarded from اتچ بات]
(https://attach.fahares.com/y2s5or/4eRkJukTYb7YcbQ==) #چند فعل کاربرد دوقسمتی
@lovely_english
@lovely_english
Pass away*
مردن
Pass out
۱- توزیع کردن ۲- بیهوش شدن
Pick out
انتخاب کردن
Pick up
۱- کسی را از محلی برداشتن ۲- دست کسی را گرفتن
Point out
توجه کسی را جلب کردن
Put away
چیزی را در جایی خاص به کناری گذاشتن
Put back
به موقعیت قبلی باز گشتن
Put off
به تعویق انداختن
Put on
پوشیدن
Put out
سیگار یا آتش را خاموش کردن
Put up with*
تاب آوردن، تحمل کردن
@ieltslearner
(https://attach.fahares.com/y2s5or/4eRkJukTYb7YcbQ==) #چند فعل کاربرد دوقسمتی
@lovely_english
@lovely_english
Pass away*
مردن
Pass out
۱- توزیع کردن ۲- بیهوش شدن
Pick out
انتخاب کردن
Pick up
۱- کسی را از محلی برداشتن ۲- دست کسی را گرفتن
Point out
توجه کسی را جلب کردن
Put away
چیزی را در جایی خاص به کناری گذاشتن
Put back
به موقعیت قبلی باز گشتن
Put off
به تعویق انداختن
Put on
پوشیدن
Put out
سیگار یا آتش را خاموش کردن
Put up with*
تاب آوردن، تحمل کردن
@ieltslearner
Telegram
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لینک ابتدای کانال👇👇
telegram.me/ieltslearner/1
کانال زبان عمومی ما با بیش از 15000 عضو👇👇
@lovely_english
کانال زبان نصرت و گرامر👇👇
@nosratlearning
telegram.me/ieltslearner/1
کانال زبان عمومی ما با بیش از 15000 عضو👇👇
@lovely_english
کانال زبان نصرت و گرامر👇👇
@nosratlearning
Forwarded from درج زیرنویس
Tejari o mali.pdf
550.2 KB
Forwarded from درج زیرنویس
Common_Mistakes_in_English.pdf
3.1 MB