☀️ شیخ الاکبر محیی‌ الدین ابن العربی
2.9K subscribers
880 photos
20 videos
41 files
58 links
☀️ تحقیق در آثار و نشر معارفِ امام العارفین و قطب الموحدین «الشّیخ الأکبر محیی الدین ابن العربی»
Download Telegram
ذکرِ «اللّه، اللّه»

بر تو باد به ذکر لفظ «الله، الله» بدون زیاده، زیرا نتیجه‌ی این ذکر، بزرگ است؛ به برخی از حاضران با خدا -از مشایخمان- که ذکرش «الله، الله» بدون زیاده بود، گفتم: چرا «لا اله الا الله» نمی‌گویی؟ همین فایده را از آن بجو، گفت: ای فرزند! انفاسِ نفس‌کشندگان به دست خداست، به دست من نیست، هر حرفی نفسی است، بیم دارم که اگر بگویم: «لا اله» بسا که نَفَس به «الاّ الله» نرسد و بمیرم.


📚 فتوحات مکیه، باب ۵۶۰

@IbnAarabi
36👍3
کلمه‌ی «اللّه»

در کلمه‌ی «الله» فایده‌ای است که در غیر آن نیست، زیرا کلمه‌ای نیست که اگر یک حرف از حروف آن را حذف کنی، بقیه مختل نماند، جز این کلمهٔ «الله» که اگر «الف» را زایل سازی «للّه» باقی می‌ماند و خود کلمهٔ مفیدی است، و اگر «لام» اولی را زایل کنی، «له» باقی می‌ماند، و فرموده: «وَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ» و فرمود: «لَهُ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ» و اگر هر دو «لام» و «الف» را زایل کردی، «ه‍» باقی می‌ماند و این همان است که «هو» می‌گویی و می‌فرماید: «هوَ اللّهُ»، و در هیچ کلمه‌ای - تا آنجا که می‌دانم - چنین معنایی را نمی‌یابی.


شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی


📚 فتوحات مکیه، باب ۵۶۰

@IbnAarabi
52👍2
اسرار صدقه‌دادن

برای یکی از مشایخ ما در مراکش حادثه‌ای اتفاق افتاد. و آن اینکه دربارهٔ او به پادشاه اموری را گزارش دادند که کشتن او را ایجاب می‌کرد.
پادشاه دستور داد که او را دست‌بسته به نزدش آورند و مردم را در حضورش جمع کنند تا دربارهٔ او از ایشان پرس و جو کند.
و مردم در کشتن او و گواهی دادن به زندقه و بی‌دینی او یک‌دل و یک‌زبان موافق بودند.
هنگامی که شیخ را می‌آوردند در راه با مردی که نان می‌فروخت مواجه شد. به او گفت: مرا نصف نان به قرض ده، او قرضش داد و وی هم آن را بر شخص محتاجی که گذر می‌کرد به صدقه داد.
سپس او را آوردند و در آن جمع عظیم نشاندند و حاکم آمد که ببیند اگر بر آنچه درباره‌اش گفته شده است، مردمان گواهی دادند، او را به بدترین وضعی بکشد و خودِ حاکم نیز از دشمن‌ترینِ دشمنان او بود.
وقتی همه جمع شدند حاکم گفت: ای مراکشیان، این فلان کس است، دربارهٔ او چه می‌گویید؟
همگی یک زبان گفتند: او عادل و مورد قبول است. حاکم تعجب کرد.
شیخ به او گفت: تعجب مکن! این مسئله بعید و تعجب‌آور نیست. کدام غضب بزرگتر است: غضب تو و یا غضب خدا و غضب  دوزخ؟ گفت: غضب خدا و غضب دوزخ. گفت: کدام سپری وزن و اندازه‌اش بیشتر و بزرگتر است: نصف قرص نان و یا نصف قرص خرما؟ گفت: نصف نان.
شیخ گفت من غضب تو و غضب این جمع را به نصف قرص نان دفع کردم، چون شنیده‌ام رسول خدا -صلی الله علیه و سلم- فرموده‌اند:
«واتّقوا النّار و لو بشق تمرة»، «آتش دوزخ را بپوشانید اگرچه به نصف خرما باشد»،
و فرموده‌‌اند:
«انّ الصدقة لتطفئی غضب الرّب و تدفع میتة السّوء»، «صدقه خشم پروردگار را فرو می‌نشاند و از مردنِ بد جلوگیری می‌کند».
این کار را خداوند کرد، شرّ شما و بد مُردن را با نصف نان از من دفع کرد - با حقارت شما و بزرگی صدقهٔ من - زیرا صدقه من از نصف خرما بزرگتر بود، و غضب شما از غضب دوزخ و غضب پروردگار کمتر بود.
حاضران از نیروی ایمان او در شگفت شدند.


📚 فتوحات مکیّه
باب ۷۰: فی اسرار الزّکاة

@IbnAarabi
36👍8
❤️ چون گروهی برایم شهادت دادند که من بر قدمِ ابوبکر صدیق - رضی الله عنه- از صحابه هستم، دانستم که آن جز مقامِ عبودیتِ محض نمی‌باشد، خدای را بر آن شکر و سپاس!


شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی - قدس سره-


📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹

@IbnAarabi
18👍2🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زیارت ضریح شیخ محیی‌الدین ابن العربی

🔰دمشق، جبل قاسیون، محلهٔ صالحیه، جامع شیخ محیی‌الدین
@IbnAarabi
18👍1
قطب دومی از اقطابِ دوازده‌گانه بر قدمِ ابراهیم خلیل -علیه السّلام- است و سوره‌ی اخلاص به وی اختصاص دارد. هر کس این سوره را دوست داشته باشد، خداوند او را وارد بهشت می‌کند، و قرائت کننده‌ی این سوره را ثواب یک سوم از قرائت قرآن می‌رسد و وی را منازل به شمار آیات این سوره است.

این سوره در شهر حلب بر من تجلّی کرد و چون آن را مشاهده کردم، به من گفته شد: این برای هیچ پری و هیچ انسانی پیش نیامده و دُرّش را نسفته، لذا از جانب آن میل عظیمی به جانب خویش می‌دیدم.

شیخ الاکبر محیی الدین ابن العربی

📚 فتوحات مکیه
باب ۴۶۳: معرفت دوازده قطب
و باب ۳۴۵: معرفت راز اخلاص

@IbnAarabi
22🙏2👍1
اولیای عیسوی مشهد

نقل کرده‌اند که شیخ ابو یزید - قدس سره- روزی پای بر موری نهاد و کشته شد، شیخ مور را برگرفت و بر کف دست نهاد و به امر حقّ از آن سِرّ احیایی که به ذوق در استعداد خویش می‌یافت، نفخ در وی دمید، و مورِ مرده زنده گشت، و ابو يزيد بدانست که به قوّت و قدرت کدام اسم از کدام ذات در وی دمیده. و اینجا محقّق گشت، وی را که نافخ در آن، عین او بود، یا ربّ او بود. پس ابو يزيد «عیسوی مشهد» باشد.
و همچنین هر که در این مقام باشد از اولیا هم «عیسوی مشهد» باشد، یعنی که مدد ایشان در احیا به واسطهٔ روحانیت عیسی - علیه السلام- باشد که او به صفای روحیّهٔ خويش، مظهر اسم «المُحیی» بود...


📚 نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص
فصّ عیسوی

@IbnAarabi
21👍2
از صلوات بر رسول خدا -صلی الله علیه و سلّم- هر وقت که نامِ (مبارک آنحضرت) را بردی و یا نزدت نام برده شد، غفلت مورز که (این عمل) تو را از بُخل در امان می‌دارد، زیرا از آنحضرت -صلی الله علیه و آله و سلّم- روایت شده است که فرمودند: «البخیلُ من ذُکرتُ عنده فلم یُصلّ علیّ = بخیل کسی است که چون نامم نزدش برده شود، بر من درود نفرستد»...

و معنی بخیل در اینجا، بُخل بر خودش است، زیرا در روایت آمده که هر کس یک بار بر آنحضرت -صلّی الله علیه و آله و سلّم- درود بفرستد، خداوند ده بار بر او درود می‌فرستد، بنا بر این هر کس درود بر پیامبر -صلی الله علیه و آله و سلم- را ترک کند، بر خودش بخل ورزیده است، یعنی خودش را از ده بار درودِ خداوند بر خود محروم ساخته است، چون این در مورد یک درود است تا چه رسد به بیشتر از آن.



شیخ الاکبر محیی الدین ابن العربی


📚 فتوحات مکیه
باب ۵۶۰: وصایای حکمی

@IbnAarabi
32👍4🙏2
🔹 می‌فرمودند که حضرت شیخ محیی‌الدین - قدّس الله روحه - فرموده‌اند که جمال به حقیقت حضرت حقّ راست سبحانه، انسان متجمّل بیش نیست، می‌باید که بنده علی‌الدوام در مقامِ اکتسابِ جمال باشد.

چون جمال و کمال به حسب حقیقت حضرت او راست سبحانه، هر جا رشحه‌ای و شمه‌ای ظاهر باشد، باید دانست که از آنِ او نیست تا به آن متکبّر و مفتخر نگردد که تکبّر به آن مثل تکبّر به جامه و زینت عاریتی است.


📚 ملفوظات خواجه عبیدالله احرار

@IbnAarabi
26👍3🙏1
🍃 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی سَیِّدنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ وَ سَلِّم🍃
23
.
سائلی از [امیرالمؤمنین علی - رضوان الله تعالی علیه-] پرسید که: پاکیزه‌ترین کسب‌ها چیست؟

فرمود: غِناءُ القَلب باللّٰه سبحانه؛ یعنی: هر دلی که به خداوند سبحانه توانگر باشد، نیستیِ دنیا وی را درویش نکند، و به هستیِ دنیا شادان نشود.


📚 فصل الخطاب
خواجه محمّد پارسا - قدس سره-

@IbnAarabi
52👍3
.
کرامات‌ فروش و کرامات‌ خَر

شیخ الاسلام (خواجه عبدالله انصاری) گفت که: «کرامات‌ فروش تا وی را قبول کنند، مغرور است، و کرامات خر، اگرچه بانگ سگ نکند، سگ. یعنی حقیقت نه کرامات است، ورای آن چیزی است. آن زهّاد و ابدال را خوش آید.
صوفیِ عارف از کرامات مه است.
وی کراماتِ کرامات است.»



📚 نفحات الانس من حضرات القدس
ذکر ابوالخیر التیناتی الاقطع - قدس الله تعالی سره-


@IbnAarabi
8👍2
.
خدمت مولوی می‌فرموده است که:
«من این جسم نیستم که در نظر عاشقان منظورم، بلکه من آن ذوقم و آن خوشی‌ام که در باطنِ مریدان از کلام من سر می‌زند. الله! الله! چون آن دم را یابی و آن ذوق را بچشی غنیمت می‌دار و شکرها می‌گزار که من آنم.»



📗 نفحات الانس من حضرات القدس
ذکر مولانا جلال‌الدین محمد البلخی الرومی - قدس الله تعالی سره-


https://t.me/masnavie
15👍2
Forwarded from کتاب تصوف
افادات
شیخ محی الدین ابن عربی
شیخ محب الله ،اله آبادی...🔽

@KetabTasavof
6👍1
Forwarded from کتاب تصوف
افادات شیخ محی الدین ابن عربی.pdf
5.9 MB
افادات
شیخ محی الدین ابن عربی
شیخ محب الله ،اله آبادی

@KetabTasavof
6👍1
.
خدمت مولوی همواره از خادم سؤال کردی که: «در خانهٔ ما امروز چیزی هست؟» اگر گفتی: «خیر است، هیچ نیست.» منبسط گشتی و شکرها کردی که: «للّه الحمد که خانهٔ ما امروز به خانهٔ پیغمبر ماند، صلی الله علیه و سلم.» و اگر گفتی: ما لابدّ مطبخ مهیاست.» منفعل گشتی و گفتی: «از این خانه بوی فرعون می‌آید.»


📗 نفحات الانس من حضرات القدس
ذکر مولانا جلال‌الدین محمد البلخی الرومی - قدس الله تعالی سره-


https://t.me/masnavie
14👍2