♦️کرونا و پرتاب به اعماق تاریخ
📝مهدی تدینی، مترجم کتابهای فلسفه نوشت:در این بیم و نگرانی، در این فرار از ویروسی که پیدا نیست و انگار همهجا قربانیان را تعقیب میکند، در این فرار از هیولای نامرئی، در این وسواسی که به جان بسیاری از ما افتاده است، یکی از خاصترین وجوه زندگی بشر را تجربه میکنیم. ما ناگهان پرتاب شدیم به اعصار گذشته، پرتاب شدیم به اعماق تاریخ، پرتاب شدیم به دنیایی که امروز کاملاً فراموش شده است و حتی در موزهها هم چیزی از آن به درستی روایت نمیشود. ما اکنون همان حسی را داریم که وقتی «مرگ سیاه» (طاعون) به شهرها میزد مردم تجربه میکردند. ما اکنون احساساتی قرونوسطایی داریم، ما ناگهان به اعصار پیشامدرن پرتاب شدهایم. این تجربه چیست؟ ماجرا از چه قرار است؟ چه شده است؟
پاسخ ساده است: «ما سپر حفاظتی علم را از دست دادهایم». شک نداریم دیر یا زود واکسن کرونا و درمان آن پیدا میشود، اما امروز در برابر آن کموبیش بیدفاعیم. و چرا این تجربه مهم است؟ مهم است! از جهت ادراک بشری مهم است. ما به مرحلهای پرتاب شدهایم که دیگر از حافظۀ بشر پاک شده است. بشر مدرن و مدرنتر شد، بر طبیعت حاکم شد! وبا را شکست داد! طاعون را شکست داد! علم برجوبارویی ایمن از هر دشمنی برای ما آفرید. علم انسان را از طبیعت جدا کرد. از بازیچۀ دست طبیعت به ارباب طبیعت تبدیلش کرد. انسان سفرهاش را از سایر مخلوقات جدا کرد. بیهمتا شد. دیگر در برابر نیروهای اهریمنی و ناپیدا دستبسته نبود.
بیایید برویم به قرن چهاردهم میلادی. بدترین خاطرهای که از بیماری همهگیر در حافظۀ بشر مانده است، طاعون فراگیری بود که از آسیای میانه به اروپا رسید و هولناکترین صحنهها را در شهر به شهر اروپا رقم زد. بیایید پای صحبت یکی از شاهدان عینی بنشینیم. بوکاچو، نویسندۀ ایتالیایی قرن چهاردم که معروفترین اثرش «دِکامرون» نام دارد. او طاعون سیاه را از نزدیک تجربه کرد.
اما پیش از آنکه از بوکاچو نقل کنم، برای اینکه بدانیم انسان آن زمان چه موجود دستبسته و بیچارهای بود، مروری کنیم بر «نظریۀ میاسما». طاعون که میآمد، مردم یکبهیک بیپناه و بیگناه میمردند. حتماً «چیزی» آمده بود و مردم را گرفتار این مرگ سیاه کرده بود. عامل بیماری چه بود؟ آن زمان کسی از «ویروس» و «انتقال بیماری از حیوان به انسان» خبر نداشت. تصور عمومی این بود که چیزی به نام «میاسما» عامل بیماری است. «میاسما» به تصور مردم آن زمان بخارات متعفنی بود که از گورستان یا از لاشۀ مردگان برمیخاست و وقتی باد این بخارات مسمومکننده را به شهر میآورد، مردم میمردند.
اما تجربۀ اجتماعی آن را در کلام بوکاچو مییابیم. مینویسد: «کسی از این نمیگوید که شهروند از دیگری دوری میکرد، هیچ همسایهای به همسایهاش رسیدگی نمیکرد. خویشاوندان دیگر هرگز همدیگر را نمیدیدند، اگر هم میدیدند از دور. این بلای وحشتناک چنان آشفتگی و درماندگی در قلب مردان و زنان کاشته بود که برادر برادر را، عمو برادرزادگان و خواهرزادگان را، خواهر برادر را و اغلب زن شوهر را ترک میکرد؛ و حتی آنچه به مراتب عجیبتر و باورنکردنیتر مینمود اینکه پدر و مادر پروا میکردند از اینکه فرزندانشان را ببینند و از آنها مراقبت کنند؛ انگار که اینان فرزندانشان نبودند...»
این فقط گوشهای از بلایی بود که بیماری همهگیر بر سر جامعۀ پیشامدرن میآورد و ما از آن بیخبریم. یکی به الکل و عیاشی و میل جنسی پناه میبرد تا پیش از مرگ میگساری و شهوترانی کند؛ دیگرانی که گمان میکردند این عذاب الهی است دسته راه میانداختند، در خیابانها میچرخیدند و به خود شلاق میزدند (شبیه زنجیرزنی در دوران ما). گروهی دیگر که دنبال مقصر میگشتند میگفتند علت بیماری یهودیانند که چاهها را مسموم کردهاند و در خیابان یهودیکشی راه میانداختند...
اما همۀ اینها فلاکت بشر در دوران پیشامدرن، در دورانی که هنوز سپر و کلاهخود علم را بر تن نکرده و رویینتن نشده بود، نشان میدهد. علم ما را اشرف مخلوقات کرد. علم ما را بر جهان مسلط کرد. ما هیچ بودیم. سرگین دود دادن و پنبۀ روغنی در مقعد چپاندن را بشر از هزار سال پیش بلد بود، اما این علم بود که موجود فلاکتزدۀ خودشلاقزن و میاسماباور را از دهشت و بیخبری سیاهش نجات داد و بشر فهمید همان موشی که سر در کیسۀ گندمش میکند ناقل بیماری است.
ما این روزها دورانی از هستی بشری را تجربه میکنیم که صد و اندی سال است کاملاً فراموشمان شده است. ما امروز خود موزه شدهایم تا سیر تکامل بشر را درک کنیم...
برگرفته از کانال تاریخ اندیشی
@ibnaibna
📝مهدی تدینی، مترجم کتابهای فلسفه نوشت:در این بیم و نگرانی، در این فرار از ویروسی که پیدا نیست و انگار همهجا قربانیان را تعقیب میکند، در این فرار از هیولای نامرئی، در این وسواسی که به جان بسیاری از ما افتاده است، یکی از خاصترین وجوه زندگی بشر را تجربه میکنیم. ما ناگهان پرتاب شدیم به اعصار گذشته، پرتاب شدیم به اعماق تاریخ، پرتاب شدیم به دنیایی که امروز کاملاً فراموش شده است و حتی در موزهها هم چیزی از آن به درستی روایت نمیشود. ما اکنون همان حسی را داریم که وقتی «مرگ سیاه» (طاعون) به شهرها میزد مردم تجربه میکردند. ما اکنون احساساتی قرونوسطایی داریم، ما ناگهان به اعصار پیشامدرن پرتاب شدهایم. این تجربه چیست؟ ماجرا از چه قرار است؟ چه شده است؟
پاسخ ساده است: «ما سپر حفاظتی علم را از دست دادهایم». شک نداریم دیر یا زود واکسن کرونا و درمان آن پیدا میشود، اما امروز در برابر آن کموبیش بیدفاعیم. و چرا این تجربه مهم است؟ مهم است! از جهت ادراک بشری مهم است. ما به مرحلهای پرتاب شدهایم که دیگر از حافظۀ بشر پاک شده است. بشر مدرن و مدرنتر شد، بر طبیعت حاکم شد! وبا را شکست داد! طاعون را شکست داد! علم برجوبارویی ایمن از هر دشمنی برای ما آفرید. علم انسان را از طبیعت جدا کرد. از بازیچۀ دست طبیعت به ارباب طبیعت تبدیلش کرد. انسان سفرهاش را از سایر مخلوقات جدا کرد. بیهمتا شد. دیگر در برابر نیروهای اهریمنی و ناپیدا دستبسته نبود.
بیایید برویم به قرن چهاردهم میلادی. بدترین خاطرهای که از بیماری همهگیر در حافظۀ بشر مانده است، طاعون فراگیری بود که از آسیای میانه به اروپا رسید و هولناکترین صحنهها را در شهر به شهر اروپا رقم زد. بیایید پای صحبت یکی از شاهدان عینی بنشینیم. بوکاچو، نویسندۀ ایتالیایی قرن چهاردم که معروفترین اثرش «دِکامرون» نام دارد. او طاعون سیاه را از نزدیک تجربه کرد.
اما پیش از آنکه از بوکاچو نقل کنم، برای اینکه بدانیم انسان آن زمان چه موجود دستبسته و بیچارهای بود، مروری کنیم بر «نظریۀ میاسما». طاعون که میآمد، مردم یکبهیک بیپناه و بیگناه میمردند. حتماً «چیزی» آمده بود و مردم را گرفتار این مرگ سیاه کرده بود. عامل بیماری چه بود؟ آن زمان کسی از «ویروس» و «انتقال بیماری از حیوان به انسان» خبر نداشت. تصور عمومی این بود که چیزی به نام «میاسما» عامل بیماری است. «میاسما» به تصور مردم آن زمان بخارات متعفنی بود که از گورستان یا از لاشۀ مردگان برمیخاست و وقتی باد این بخارات مسمومکننده را به شهر میآورد، مردم میمردند.
اما تجربۀ اجتماعی آن را در کلام بوکاچو مییابیم. مینویسد: «کسی از این نمیگوید که شهروند از دیگری دوری میکرد، هیچ همسایهای به همسایهاش رسیدگی نمیکرد. خویشاوندان دیگر هرگز همدیگر را نمیدیدند، اگر هم میدیدند از دور. این بلای وحشتناک چنان آشفتگی و درماندگی در قلب مردان و زنان کاشته بود که برادر برادر را، عمو برادرزادگان و خواهرزادگان را، خواهر برادر را و اغلب زن شوهر را ترک میکرد؛ و حتی آنچه به مراتب عجیبتر و باورنکردنیتر مینمود اینکه پدر و مادر پروا میکردند از اینکه فرزندانشان را ببینند و از آنها مراقبت کنند؛ انگار که اینان فرزندانشان نبودند...»
این فقط گوشهای از بلایی بود که بیماری همهگیر بر سر جامعۀ پیشامدرن میآورد و ما از آن بیخبریم. یکی به الکل و عیاشی و میل جنسی پناه میبرد تا پیش از مرگ میگساری و شهوترانی کند؛ دیگرانی که گمان میکردند این عذاب الهی است دسته راه میانداختند، در خیابانها میچرخیدند و به خود شلاق میزدند (شبیه زنجیرزنی در دوران ما). گروهی دیگر که دنبال مقصر میگشتند میگفتند علت بیماری یهودیانند که چاهها را مسموم کردهاند و در خیابان یهودیکشی راه میانداختند...
اما همۀ اینها فلاکت بشر در دوران پیشامدرن، در دورانی که هنوز سپر و کلاهخود علم را بر تن نکرده و رویینتن نشده بود، نشان میدهد. علم ما را اشرف مخلوقات کرد. علم ما را بر جهان مسلط کرد. ما هیچ بودیم. سرگین دود دادن و پنبۀ روغنی در مقعد چپاندن را بشر از هزار سال پیش بلد بود، اما این علم بود که موجود فلاکتزدۀ خودشلاقزن و میاسماباور را از دهشت و بیخبری سیاهش نجات داد و بشر فهمید همان موشی که سر در کیسۀ گندمش میکند ناقل بیماری است.
ما این روزها دورانی از هستی بشری را تجربه میکنیم که صد و اندی سال است کاملاً فراموشمان شده است. ما امروز خود موزه شدهایم تا سیر تکامل بشر را درک کنیم...
برگرفته از کانال تاریخ اندیشی
@ibnaibna
♦️کتاب ها را با جلدشان قضاوت نکنیم
♦️آیا جلد کتابها می تواند معیار مناسبی برای انتخاب یک کتاب باشد؟ شاید گاهی که بدون ایده یا نظر خاصی دنبال کتاب هستیم، جلد یک کتاب ما را به خواندن یا خریدن آن تشویق کند، اما این موضوع همیشه دلیل خوبی برای انتخاب یک کتاب نیست. مطلبی در صفحه جهان کتاب ایبنا ترجمه شده که نشان می دهد جلد کتاب معیار مناسبی برای خوب یا بد بودن آن نیست. شرح این مطلب را اینجا بخوانید👇
https://b2n.ir/987910
♦️آیا جلد کتابها می تواند معیار مناسبی برای انتخاب یک کتاب باشد؟ شاید گاهی که بدون ایده یا نظر خاصی دنبال کتاب هستیم، جلد یک کتاب ما را به خواندن یا خریدن آن تشویق کند، اما این موضوع همیشه دلیل خوبی برای انتخاب یک کتاب نیست. مطلبی در صفحه جهان کتاب ایبنا ترجمه شده که نشان می دهد جلد کتاب معیار مناسبی برای خوب یا بد بودن آن نیست. شرح این مطلب را اینجا بخوانید👇
https://b2n.ir/987910
🔻نویسنده ایرانی در فهرست جایزه فولیو
🔻آزاده معاونی با(مهمانخانه بیوههای جوان) در فهرست نامزدهای نهایی جایزه فولیو قرار گرفت. برای اطلاع بیشتر از جایزه فولیو این مطلب را بخوانید👇
https://b2n.ir/234361
🔻آزاده معاونی با(مهمانخانه بیوههای جوان) در فهرست نامزدهای نهایی جایزه فولیو قرار گرفت. برای اطلاع بیشتر از جایزه فولیو این مطلب را بخوانید👇
https://b2n.ir/234361
هنوز صبر من، به قامت بلند آرزوست
امین اشراقی
چهلمین روز از آسمانی شدن پدر بزرگوارم، هم نفس و هم دم لحظات زندگیم و بهترین دوست و رفیقم می گذرد و هنوز چشم انتظار آمدنش هستم. صدای گرم و مهربانش در گوشم زمزمه می کند و مرا به نام فرا می خواند. هنوز دستان پر مهرش را در دستانم لمس می کنم و قوت قلب پیدا می کنم که با نگاه مهربان و صبر عمیق و عارفانه اش لبخندی زیبا و پر معنا بر لبانش نقش می بندد و مرا به دو گوهر ناب زندگی فرا می خواند: صبر و امید. هرچند او را باید در ایران فرهنگی و در صفحات ماندگار تاریخ ایران جستجو کرد. او ماندنیست هر جا عشق و دانش و فرهنگ جاری و باقیست.
و تربت او را باید در سینه های مردم دانا یافت. تا فرهنگ ایران باقیست نام او و بزرگانی ازین دست چون آفتابی درخشان و ستاره ای روشن راهنمای راهروان دانش، بینش و پژوهش است. او را باید در آثارش یافت و در اثر گذاریش در اذهان و قلوب چندین نسل از پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ایران. معلم دلسوز ،خستگی ناپذیر و عاشق که با جان و دل تعلیم می داد و شمع وجودش شبستان آزادگی و فرزانگی را گرما و روشنی می بخشید. به آینده ایران بسیار امید داشت و به ماندگاری فرهنگ ایران.
امین اشراقی
چهلمین روز از آسمانی شدن پدر بزرگوارم، هم نفس و هم دم لحظات زندگیم و بهترین دوست و رفیقم می گذرد و هنوز چشم انتظار آمدنش هستم. صدای گرم و مهربانش در گوشم زمزمه می کند و مرا به نام فرا می خواند. هنوز دستان پر مهرش را در دستانم لمس می کنم و قوت قلب پیدا می کنم که با نگاه مهربان و صبر عمیق و عارفانه اش لبخندی زیبا و پر معنا بر لبانش نقش می بندد و مرا به دو گوهر ناب زندگی فرا می خواند: صبر و امید. هرچند او را باید در ایران فرهنگی و در صفحات ماندگار تاریخ ایران جستجو کرد. او ماندنیست هر جا عشق و دانش و فرهنگ جاری و باقیست.
و تربت او را باید در سینه های مردم دانا یافت. تا فرهنگ ایران باقیست نام او و بزرگانی ازین دست چون آفتابی درخشان و ستاره ای روشن راهنمای راهروان دانش، بینش و پژوهش است. او را باید در آثارش یافت و در اثر گذاریش در اذهان و قلوب چندین نسل از پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ایران. معلم دلسوز ،خستگی ناپذیر و عاشق که با جان و دل تعلیم می داد و شمع وجودش شبستان آزادگی و فرزانگی را گرما و روشنی می بخشید. به آینده ایران بسیار امید داشت و به ماندگاری فرهنگ ایران.
توصیههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را جدی بگیریم
پیشگیری از بیماریهای حاد تنفسی (کرونا و آنفلوآنزا) در کتابخانه و موزه ملی ملک
کتابخانه و موزه ملی ملک، گردشگران و پژوهشگران گرامی را به رعایت توصیههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینه پیشگیری از بیماریهای حاد تنفسی (کرونا و آنفلوآنزا) هنگام مراجعه به تالارهای کتابخانهای و موزهای بزرگترین موقوفه فرهنگی ایران فرامیخواند.
به گزارش روابط عمومی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، موقوفه آستان قدس رضوی، پژوهشگران و مخاطبان کتابخانه، همچنین گردشگران و بازدیدکنندگان تالارهای موزهای با رعایت اصول بهداشت همگانی به ویژه توصیههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینه پیشگیری از بیماریهای حاد تنفسی (کرونا و آنفلوآنزا) هنگام مراجعه به تالارهای کتابخانهای و موزهای موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک میتوانند در پیشگیری و جلوگیری از گسترش بیماریهای حاد تنفسی همکاری و مشارکت داشته باشند.
@ibnaibna
پیشگیری از بیماریهای حاد تنفسی (کرونا و آنفلوآنزا) در کتابخانه و موزه ملی ملک
کتابخانه و موزه ملی ملک، گردشگران و پژوهشگران گرامی را به رعایت توصیههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینه پیشگیری از بیماریهای حاد تنفسی (کرونا و آنفلوآنزا) هنگام مراجعه به تالارهای کتابخانهای و موزهای بزرگترین موقوفه فرهنگی ایران فرامیخواند.
به گزارش روابط عمومی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، موقوفه آستان قدس رضوی، پژوهشگران و مخاطبان کتابخانه، همچنین گردشگران و بازدیدکنندگان تالارهای موزهای با رعایت اصول بهداشت همگانی به ویژه توصیههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینه پیشگیری از بیماریهای حاد تنفسی (کرونا و آنفلوآنزا) هنگام مراجعه به تالارهای کتابخانهای و موزهای موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک میتوانند در پیشگیری و جلوگیری از گسترش بیماریهای حاد تنفسی همکاری و مشارکت داشته باشند.
@ibnaibna
🔻فوری فوری، تعطیلی برنامه های فرهنگی تمدید شد
🔻بنا بر اطلاعیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هفته پیش رو تمام برنامه های فرهنگی بنا به توصیه ستاد ملی مبارزه با کرونا تعطیل اعلام شد. شرح این اطلاعیه را در اینجا بخوانید.👇
https://b2n.ir/956648
@ibnaibna
🔻بنا بر اطلاعیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هفته پیش رو تمام برنامه های فرهنگی بنا به توصیه ستاد ملی مبارزه با کرونا تعطیل اعلام شد. شرح این اطلاعیه را در اینجا بخوانید.👇
https://b2n.ir/956648
@ibnaibna
🔻ابتکار عمل کتابفروشی های مشهد در برابر کرونا
🔻اگر این روزها میان مردم باشید، متوجه خواهید شد که برخی در خرید احتیاط میکنند و این احتیاط خودش را در حوزه کتاب نشان داده است به طوری که طبق گزارش تصویری دیروز ایبنا حداقل در انقلاب کسب و کار کتابفروشی ها تحت تاثیر کرونا قرار گرفته و به شدت افت کرده است. برخی از کتابفروشی ها با توجه به شرایط کنونی تلاش کردند که فروش اینترنتی خود را فعال کنند. حالا مشهدیها هم دست به کار شدند. در این گزارش ابتکار عمل مشهدی را اینجا بخوانید.👇
https://b2n.ir/794867
@ibnaibna
🔻اگر این روزها میان مردم باشید، متوجه خواهید شد که برخی در خرید احتیاط میکنند و این احتیاط خودش را در حوزه کتاب نشان داده است به طوری که طبق گزارش تصویری دیروز ایبنا حداقل در انقلاب کسب و کار کتابفروشی ها تحت تاثیر کرونا قرار گرفته و به شدت افت کرده است. برخی از کتابفروشی ها با توجه به شرایط کنونی تلاش کردند که فروش اینترنتی خود را فعال کنند. حالا مشهدیها هم دست به کار شدند. در این گزارش ابتکار عمل مشهدی را اینجا بخوانید.👇
https://b2n.ir/794867
@ibnaibna
⭕️ سیدهادی خسروشاهی درگذشت
◽️ رسول جعفریان در این باره نوشت: امروز صبح استاد سید هادی خسروشاهی در بیمارستان مسیح دانشوری به رحمت خدا رفت. ایشان که از چند روز پیش در قم گرفتار بیماری شده بود، نهایتا دیروز ظهر به بیمارستان منتقل شده و پس از تأیید تست کرونا بستری گردید، اما مع الاسف بدلیل کهولت سن، امروز صبح به رحمت حق واصل شد.
@ibnaibna
◽️ رسول جعفریان در این باره نوشت: امروز صبح استاد سید هادی خسروشاهی در بیمارستان مسیح دانشوری به رحمت خدا رفت. ایشان که از چند روز پیش در قم گرفتار بیماری شده بود، نهایتا دیروز ظهر به بیمارستان منتقل شده و پس از تأیید تست کرونا بستری گردید، اما مع الاسف بدلیل کهولت سن، امروز صبح به رحمت حق واصل شد.
@ibnaibna
🔻شعر و موسیقی برای هم بفرستیم
📝میلاد عظیمی، استاد دانشگاه تهران نوشت: منشین چنین زار و حزین چون رویزردان
شعری بخوان سازی بزن جامی بگردان
خبرهای بد پشتاپشت میرسد. پردههای پنهانکاری کنار رفته است. آنچه باید بدانیم دانستهایم؛ بیماری آمده و به ما نزدیک است. از دست ما نیز چندان کاری ساخته نیست جز در خانه نشستن و مراعات آنچه پزشکان توصیه میکنند. پزشکان میگویند حال خوش و روحیۀ خوب هم در غلبه بر این بیماری مؤثر است. پس بیاییم شعر بخوانیم و موسیقی بشنویم. برای هم شعر خوب و موسیقی خوب بفرستیم. حال هم را خوش کنیم. غرق شویم در کتابهای شعر و شعر خوب را بیابیم و برای هم بفرستیم. از شعر و موسیقی گرد خودمان حصاری بکشیم. حرزمان شود شعر و موسیقی. به زیبایی و هنر پناه ببریم تا بار زندگی را سبکتر کنیم. شاید حال خوش، ما را مهربانترک کند. شاید به این فکر بیفتیم که اگر میتوانیم به کسانی که این بیماری به کسبوکارشان به آبباریکۀ معاششان آسیب زده در حدّ توانمان کمک کنیم. بر آنها سهل بگیریم.
برگرفته از کانال: نور سیاه
@ibnaibna
📝میلاد عظیمی، استاد دانشگاه تهران نوشت: منشین چنین زار و حزین چون رویزردان
شعری بخوان سازی بزن جامی بگردان
خبرهای بد پشتاپشت میرسد. پردههای پنهانکاری کنار رفته است. آنچه باید بدانیم دانستهایم؛ بیماری آمده و به ما نزدیک است. از دست ما نیز چندان کاری ساخته نیست جز در خانه نشستن و مراعات آنچه پزشکان توصیه میکنند. پزشکان میگویند حال خوش و روحیۀ خوب هم در غلبه بر این بیماری مؤثر است. پس بیاییم شعر بخوانیم و موسیقی بشنویم. برای هم شعر خوب و موسیقی خوب بفرستیم. حال هم را خوش کنیم. غرق شویم در کتابهای شعر و شعر خوب را بیابیم و برای هم بفرستیم. از شعر و موسیقی گرد خودمان حصاری بکشیم. حرزمان شود شعر و موسیقی. به زیبایی و هنر پناه ببریم تا بار زندگی را سبکتر کنیم. شاید حال خوش، ما را مهربانترک کند. شاید به این فکر بیفتیم که اگر میتوانیم به کسانی که این بیماری به کسبوکارشان به آبباریکۀ معاششان آسیب زده در حدّ توانمان کمک کنیم. بر آنها سهل بگیریم.
برگرفته از کانال: نور سیاه
@ibnaibna
🔻جذب گردشگران با برج کتابی
🔻در کشور ما کمتر ایده جذابی درباره کتاب در فضای شهری وجود دارد که بتواند افراد را به تماشای آن جلب کند. در حالی که در دنیا کشورهایی هستند که با خلاقیت و ابتکار با استفاده از کتاب پدیده هایی را شکل می دهند که باعث جذب گردشگران میشود. در شهر پراگ ایجاد برج کتابی باعث جذب گردشگران شده که صفحه جهان کتاب ایبنا به شرح آن پرداخت👇
https://b2n.ir/354973
🔻در کشور ما کمتر ایده جذابی درباره کتاب در فضای شهری وجود دارد که بتواند افراد را به تماشای آن جلب کند. در حالی که در دنیا کشورهایی هستند که با خلاقیت و ابتکار با استفاده از کتاب پدیده هایی را شکل می دهند که باعث جذب گردشگران میشود. در شهر پراگ ایجاد برج کتابی باعث جذب گردشگران شده که صفحه جهان کتاب ایبنا به شرح آن پرداخت👇
https://b2n.ir/354973
🔻اعلام نامزدهای اولیه جایزه بوکر
🔻در میان نامزدهای اولیه جایزه بین المللی بوکر 2020 نام یک نویسنده زن ایرانی نیز دیده می شود، شکوفه اذر برای کتاب «روشنگری درخت سبز» در فهرست نامزدهای اولیه جایزه بوکر است. سایر نامزدها را در ایبنا ببینید👇
https://b2n.ir/797190
@ibnaibna
🔻در میان نامزدهای اولیه جایزه بین المللی بوکر 2020 نام یک نویسنده زن ایرانی نیز دیده می شود، شکوفه اذر برای کتاب «روشنگری درخت سبز» در فهرست نامزدهای اولیه جایزه بوکر است. سایر نامزدها را در ایبنا ببینید👇
https://b2n.ir/797190
@ibnaibna
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی عطف برخی از کتب قدیمی طرح ها و نقاشی های زیبایی وجود دارد که می تواند برای پژوهشگران جذاب باشد.
@ibnaibna
@ibnaibna
🔻محققی همیشه در حال تحقیق
نیکنام حسینی پور، مدیرعامل خانه کتاب در صفحه اینستاگرامش درگذشت زنده یاد سید هادی خسروشاهی را تسلیت گفت.
🔻سید هادی خسروشاهی محقق و نویسنده بزرگ که در خلوت خود به تحقیق و پژوهش مشغول بودند و کتابخانه بزرگی رادر قم تاسیس کرده بودند که محل رجوع خردمندان بسیاری بود و جهانش هم در آنجا خلاصه شده بود درگذشت، این مصیبت را به همه اهل فرهنگ وقلم تسلیت می گویم.
@ibnaibna
نیکنام حسینی پور، مدیرعامل خانه کتاب در صفحه اینستاگرامش درگذشت زنده یاد سید هادی خسروشاهی را تسلیت گفت.
🔻سید هادی خسروشاهی محقق و نویسنده بزرگ که در خلوت خود به تحقیق و پژوهش مشغول بودند و کتابخانه بزرگی رادر قم تاسیس کرده بودند که محل رجوع خردمندان بسیاری بود و جهانش هم در آنجا خلاصه شده بود درگذشت، این مصیبت را به همه اهل فرهنگ وقلم تسلیت می گویم.
@ibnaibna
🔻این جناب مولوی کیست؟
🔻شبهای جمعه در «انجمن ادبی حافظ» شاعران بسیاری جمع میشدند. بیشتر این شاعران کلاسیک بودند و غزلسرا که تازهترین کارهایشان را در شبهای جمعه به آنجا میآوردند و برای همپالگیهایشان بابت بیت بیت شعرهای پیرشان فریاد میکشیدند! انواع و اقسام شعر از غزل و قصیده و رباعی گرفته تا الخ... و گرداننده انجمن ادبی حافظ شخصی بود به نام «سرهنگ». ما هم به آنجا میرفتیم تا شبی را بگذرانیم. حالا با خنده و شوخی و یا جدی در شبهای جمعه از فیروز گریزی به آنجا داشتیم. همیشه از خود سوال میکردیم این جناب سرهنگ آنقدرها هم از شعر سرش نمیشود، به قول ایرج، این جناب مولوی کیست و چطور گرداننده چنین محفلی شده و انجمن ادبی حافظ را با این همه سردمداران شعر کلاسیک میگرداند؟
کتاب از کافه نادری تا کافه فیروز، مهدی اخوان لنگرودی، ص99
عکس تزئینی است
@ibnaibna
🔻شبهای جمعه در «انجمن ادبی حافظ» شاعران بسیاری جمع میشدند. بیشتر این شاعران کلاسیک بودند و غزلسرا که تازهترین کارهایشان را در شبهای جمعه به آنجا میآوردند و برای همپالگیهایشان بابت بیت بیت شعرهای پیرشان فریاد میکشیدند! انواع و اقسام شعر از غزل و قصیده و رباعی گرفته تا الخ... و گرداننده انجمن ادبی حافظ شخصی بود به نام «سرهنگ». ما هم به آنجا میرفتیم تا شبی را بگذرانیم. حالا با خنده و شوخی و یا جدی در شبهای جمعه از فیروز گریزی به آنجا داشتیم. همیشه از خود سوال میکردیم این جناب سرهنگ آنقدرها هم از شعر سرش نمیشود، به قول ایرج، این جناب مولوی کیست و چطور گرداننده چنین محفلی شده و انجمن ادبی حافظ را با این همه سردمداران شعر کلاسیک میگرداند؟
کتاب از کافه نادری تا کافه فیروز، مهدی اخوان لنگرودی، ص99
عکس تزئینی است
@ibnaibna
🔻استاد محمد علی موحد و کتاب "در کشاکش دین و دولت"
🔻حسن انصاری، پژوهشگر: چند صفحه ای از کتاب آقای دکتر موحد را استاد دانشمند علی بهراميان برای من فرستاد و خواندم. خلاصه ای از محتوای کتاب را هم در نقد آقای دکتر حاتم قادری شنيدم؛ به ويزه بخش هایی را که ايشان از روی متن کتاب می خواند. من به آقای دکتر موحد احترام می گذارم. آثاری را از عربی و انگليسی به فارسی ترجمه کرده و چند کتابی را هم ايشان تأليف کرده اند. چند متن ارزشمند را هم تصحيح کرده اند. با اين همه تخصص نخست ايشان دانش حقوق است و به ويژه موضوعات حقوقی مرتبط با مسائل نفت و در مرحله دوم ادبيات فارسی و البته در محدوده آثار شمس تبريزی و مولانا. بی گفتگو نوشتن در حوزه تاريخ صدر اسلام و موضوع پر اهميتی مانند تاريخ خلافت و مناسبات دين و دولت در عصر نخستين در حوزه تخصص ايشان نيست. من برخی نقدها را درباره کتاب خواندم و شنيدم. به نظر من تا آنجا که صفحاتی از کتاب را خواندم اين اثر نيازمند نقدی جدی است و من می کوشم در اولين فرصت که اصل کتاب به دستم رسيد ارزيابی خودم را از آن بنويسم. با اين وصف به عقيده من نبايد کتاب دکتر موحد را به عنوان يک کتاب تخصصی ارزيابی کرد و بيشتر به تأملاتی می ماند که آدمی از مجموع مطالعاتی پراکنده و عمدتا بر اساس منابع دست دوم از آن دوره تاريخی فراهم کرده. تاريخ تخصص می خواهد و به ويژه نوشتن درباره تاريخ صدر اسلام نه تنها آشنایی عميق با ادبيات و شعر عرب بلکه آشنایی با زبان های مختلف دوران عهد باستان متأخر (و يا دست کم آشنایی از طريق تحقيقات جديد)، آشنایی دقيق با اسناد و منابع مکتوب و شفاهی دو سه قرن نخست و بالاخره تخصص در دانش های تفسير قران و کلام و فقه می طلبد. اگر به طبري مراجعه می کنيم بايد بدانيم که سنت نقل طبري چيست و تمايز اسناد و ريشه های مختلف آن را بشناسيم. بتوانيم فرق ميان روايات مختلف و متمايز عراقی و حجازی و شامی را از يک سو و روايات شيعی و عثمانی و اموی را هر کدام مجزا از ديگر سو بدانيم و آنها را از هم تمييز دهيم. بدانيم در نقل روايات قديم فرق بين ابن اسحاق و سيف بن عمر و واقدي و بلاذري و طبري دقيقا چيست. کجا روايات ما آينه وقايعی تاريخی اند که از آن سخن می گويند و کجا پيش از آن آينه ای اند برای باورهای راويان آن روايات. بدانيم که برای تمحيص ميان روايات چرا و کجا می بايست به منابع خارجی معاصر حوادث تاريخی رجوع کرد و کجا و چگونه می بايست آن روايات را با عيارهایی مانند اطلاعات تاريخی مان درباره احوال عرب و غير عرب در قبل و بعد از اسلام و به مدد منابع و تحقيقات اصيل سنجيد و روايات صحيح و غير صحيح را از هم بازشناخت. نمی توان روايات تاريخی درباره احداث صدر اول را به درستی نقد و بررسی کرد بی آنکه درباره تأثير باورهای کلامی و مذهبی در سده های اول و دوم بر روايت راويان مطالعه کرد؛ و روشن است که مطالعه درباره مذاهب کلامی و اعتقادی دو سده نخست آشنایی عميقی با اسناد و روايات و متون کلامی و فقهی و تفسيری را می طلبد. اين کارها طبعا تنها با تخصص به دست می آيد. بايد به شعر و ادب دوران اموی آگاهی تمام داشت و می بايست تاريخ عصر اموی و تاريخ فتوحات و تاريخ قبائل عرب حجازی و يمانی را به درستی دانست؛ آن هم نه صرفا از روی منابعی مانند کلبی که بيشتر رواياتش درباره تبار و ايام عرب و قبائل ريشه در افسانه ها دارد بلکه بر اساس ده ها و بل صدها کتاب و مقاله ای که درباره اعراب حجاز و يمن و حيره و غسان و ربيعه و مضر و... تاکنون منتشر شده.
در دو دهه اخير صدها مقاله و کتاب درباره صدر اسلام و اوضاع اعراب در آستانه ظهور اسلام و اوضاع مکه و يثرب و احوال قبائل عرب در آن دوران و مناسبات آنان با بيزانس و ساسانيان و درباره احوال و اوضاع اقتصادی و سياسی و اجتماعی و فرهنگی و دينی آنان و بسياری مستند به اسنادی نويافته به زبان هایی غير عربی و مرتبط با خارج از سنت ادبيات اسلامی منتشر شده که اطلاع از آنها تا آنجا که نوشتجات آقای دکتر موحد گواهی می دهند در حوزه کار و تحقيق و مطالعه ايشان نبوده و نيست و از کتاب حاضر دست کم تا آنجا که من مقداری از آن را خواندم چنين چيزی بر نمی آيد. بنابراين کتاب دکتر موحد را بايد بيشتر کتابی ادبی و در چارچوب تأملات شخصی نويسنده آن ارزيابی کرد و نه نوشته ای تحقيقی بر اساس الگوها و معيارهای تاريخ نگاری علمی. هر نقدی از کتاب ایشان باید به نظر من اين نکته را در نظر داشته باشد.
@ibnaibna
🔻حسن انصاری، پژوهشگر: چند صفحه ای از کتاب آقای دکتر موحد را استاد دانشمند علی بهراميان برای من فرستاد و خواندم. خلاصه ای از محتوای کتاب را هم در نقد آقای دکتر حاتم قادری شنيدم؛ به ويزه بخش هایی را که ايشان از روی متن کتاب می خواند. من به آقای دکتر موحد احترام می گذارم. آثاری را از عربی و انگليسی به فارسی ترجمه کرده و چند کتابی را هم ايشان تأليف کرده اند. چند متن ارزشمند را هم تصحيح کرده اند. با اين همه تخصص نخست ايشان دانش حقوق است و به ويژه موضوعات حقوقی مرتبط با مسائل نفت و در مرحله دوم ادبيات فارسی و البته در محدوده آثار شمس تبريزی و مولانا. بی گفتگو نوشتن در حوزه تاريخ صدر اسلام و موضوع پر اهميتی مانند تاريخ خلافت و مناسبات دين و دولت در عصر نخستين در حوزه تخصص ايشان نيست. من برخی نقدها را درباره کتاب خواندم و شنيدم. به نظر من تا آنجا که صفحاتی از کتاب را خواندم اين اثر نيازمند نقدی جدی است و من می کوشم در اولين فرصت که اصل کتاب به دستم رسيد ارزيابی خودم را از آن بنويسم. با اين وصف به عقيده من نبايد کتاب دکتر موحد را به عنوان يک کتاب تخصصی ارزيابی کرد و بيشتر به تأملاتی می ماند که آدمی از مجموع مطالعاتی پراکنده و عمدتا بر اساس منابع دست دوم از آن دوره تاريخی فراهم کرده. تاريخ تخصص می خواهد و به ويژه نوشتن درباره تاريخ صدر اسلام نه تنها آشنایی عميق با ادبيات و شعر عرب بلکه آشنایی با زبان های مختلف دوران عهد باستان متأخر (و يا دست کم آشنایی از طريق تحقيقات جديد)، آشنایی دقيق با اسناد و منابع مکتوب و شفاهی دو سه قرن نخست و بالاخره تخصص در دانش های تفسير قران و کلام و فقه می طلبد. اگر به طبري مراجعه می کنيم بايد بدانيم که سنت نقل طبري چيست و تمايز اسناد و ريشه های مختلف آن را بشناسيم. بتوانيم فرق ميان روايات مختلف و متمايز عراقی و حجازی و شامی را از يک سو و روايات شيعی و عثمانی و اموی را هر کدام مجزا از ديگر سو بدانيم و آنها را از هم تمييز دهيم. بدانيم در نقل روايات قديم فرق بين ابن اسحاق و سيف بن عمر و واقدي و بلاذري و طبري دقيقا چيست. کجا روايات ما آينه وقايعی تاريخی اند که از آن سخن می گويند و کجا پيش از آن آينه ای اند برای باورهای راويان آن روايات. بدانيم که برای تمحيص ميان روايات چرا و کجا می بايست به منابع خارجی معاصر حوادث تاريخی رجوع کرد و کجا و چگونه می بايست آن روايات را با عيارهایی مانند اطلاعات تاريخی مان درباره احوال عرب و غير عرب در قبل و بعد از اسلام و به مدد منابع و تحقيقات اصيل سنجيد و روايات صحيح و غير صحيح را از هم بازشناخت. نمی توان روايات تاريخی درباره احداث صدر اول را به درستی نقد و بررسی کرد بی آنکه درباره تأثير باورهای کلامی و مذهبی در سده های اول و دوم بر روايت راويان مطالعه کرد؛ و روشن است که مطالعه درباره مذاهب کلامی و اعتقادی دو سده نخست آشنایی عميقی با اسناد و روايات و متون کلامی و فقهی و تفسيری را می طلبد. اين کارها طبعا تنها با تخصص به دست می آيد. بايد به شعر و ادب دوران اموی آگاهی تمام داشت و می بايست تاريخ عصر اموی و تاريخ فتوحات و تاريخ قبائل عرب حجازی و يمانی را به درستی دانست؛ آن هم نه صرفا از روی منابعی مانند کلبی که بيشتر رواياتش درباره تبار و ايام عرب و قبائل ريشه در افسانه ها دارد بلکه بر اساس ده ها و بل صدها کتاب و مقاله ای که درباره اعراب حجاز و يمن و حيره و غسان و ربيعه و مضر و... تاکنون منتشر شده.
در دو دهه اخير صدها مقاله و کتاب درباره صدر اسلام و اوضاع اعراب در آستانه ظهور اسلام و اوضاع مکه و يثرب و احوال قبائل عرب در آن دوران و مناسبات آنان با بيزانس و ساسانيان و درباره احوال و اوضاع اقتصادی و سياسی و اجتماعی و فرهنگی و دينی آنان و بسياری مستند به اسنادی نويافته به زبان هایی غير عربی و مرتبط با خارج از سنت ادبيات اسلامی منتشر شده که اطلاع از آنها تا آنجا که نوشتجات آقای دکتر موحد گواهی می دهند در حوزه کار و تحقيق و مطالعه ايشان نبوده و نيست و از کتاب حاضر دست کم تا آنجا که من مقداری از آن را خواندم چنين چيزی بر نمی آيد. بنابراين کتاب دکتر موحد را بايد بيشتر کتابی ادبی و در چارچوب تأملات شخصی نويسنده آن ارزيابی کرد و نه نوشته ای تحقيقی بر اساس الگوها و معيارهای تاريخ نگاری علمی. هر نقدی از کتاب ایشان باید به نظر من اين نکته را در نظر داشته باشد.
@ibnaibna
🔻ایرج افشار آنگونه که من دیدم
🔻اکمل الدین احسان اغلو، مدیر سابق سازمان همکاریهای اسلامی و مدیر تشکیلات ارسیکا درباره مرحوم ایرج افشار نوشته است. آنها برای دو دهه، در موسسه الفرقان در لندن با هم همکاری کردند. مرحوم ایرج افشار، عضو هیئت علمی موسسه الفرقان در لندن بود، موسسه ای که در سال 1988 میلادی زیر نظر و با حمایت مالی زکی یمانی برای حفظ نسخه های خطی اسلامی تاسیس شد. اعضای این مرکز، از دانشمندانی از کشورهای مختلف اسلامی و برخی از شرق شناسان بود. مرحوم افشار هم از آن جمله بود...
اکمل الدین احسان اوغلو... یکی از همکاران مرحوم افشار در این موسسه بود که در یادنامه ای که توسط موسسه الفرقان برای مرحوم افشار منتشر شده، مطلبی در باره ایشان نوشته است .....ایرج افشار طی تمامی سالهای زندگی سودمند خویش، بدون توقف، در جهت شناساندن و توسعه تحقیقات ایرانی تلاش کرد. او در باره خودش می گفت که وی تنها یک خادم فرهنگ ایرانی و فارسی است.
📝چند سطری از یادداشت احسان اوغلو
🔻اکمل الدین احسان اغلو، مدیر سابق سازمان همکاریهای اسلامی و مدیر تشکیلات ارسیکا درباره مرحوم ایرج افشار نوشته است. آنها برای دو دهه، در موسسه الفرقان در لندن با هم همکاری کردند. مرحوم ایرج افشار، عضو هیئت علمی موسسه الفرقان در لندن بود، موسسه ای که در سال 1988 میلادی زیر نظر و با حمایت مالی زکی یمانی برای حفظ نسخه های خطی اسلامی تاسیس شد. اعضای این مرکز، از دانشمندانی از کشورهای مختلف اسلامی و برخی از شرق شناسان بود. مرحوم افشار هم از آن جمله بود...
اکمل الدین احسان اوغلو... یکی از همکاران مرحوم افشار در این موسسه بود که در یادنامه ای که توسط موسسه الفرقان برای مرحوم افشار منتشر شده، مطلبی در باره ایشان نوشته است .....ایرج افشار طی تمامی سالهای زندگی سودمند خویش، بدون توقف، در جهت شناساندن و توسعه تحقیقات ایرانی تلاش کرد. او در باره خودش می گفت که وی تنها یک خادم فرهنگ ایرانی و فارسی است.
📝چند سطری از یادداشت احسان اوغلو
🔻 لیبرال دموکراسی به بن بست رسیده است؟
🔻در این کتاب مطرح شده که جهان در نظامهای لیبرال دموکراسی به بن بست رسیده و نمونه آن هم رئیس جمهور آمریکاست که خود آمریکاییها درموردش قضاوتهای تندی میکنند و با وی مشکل دارند. در نظام سلطنتی هم مثل ملک سلمان در عربستان، اینکه چطور به اینجا رسیدیم؟ درگیریهایی که نظام لیبرال دموکراسی هم با خودش و هم با سایر دموکراسیها داشته نشاندهنده این بنبست است. بخشی از مصاحبه ایبنا با محمدحسن زورق که ادامه آن را در اینجا دنبال کنید👇
https://b2n.ir/771605
@ibnaibna
🔻در این کتاب مطرح شده که جهان در نظامهای لیبرال دموکراسی به بن بست رسیده و نمونه آن هم رئیس جمهور آمریکاست که خود آمریکاییها درموردش قضاوتهای تندی میکنند و با وی مشکل دارند. در نظام سلطنتی هم مثل ملک سلمان در عربستان، اینکه چطور به اینجا رسیدیم؟ درگیریهایی که نظام لیبرال دموکراسی هم با خودش و هم با سایر دموکراسیها داشته نشاندهنده این بنبست است. بخشی از مصاحبه ایبنا با محمدحسن زورق که ادامه آن را در اینجا دنبال کنید👇
https://b2n.ir/771605
@ibnaibna