ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
2.53K subscribers
25.9K photos
751 videos
30 files
26K links
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
Ibna.ir

شماره تماس تحریریه ایبنا:
۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶

📬 ارتباط با سرویس رسانه های اجتماعی ایبنا :

@ZA20241403


📌 ایبنا را در شبکه‌های اجتماعی با آدرس زیر دنبال کنید:


@ibna_official
Download Telegram
🔰نگاهی به «هزارتوی گمشدگان: غرب و رقیبانش»؛
امین معلوف و روایت تاریخی رویارویی غرب و شرق

🔸وب‌سایت «العربی الجدید» در مطلبی منتشرشده در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، کتاب «هزارتوی گمشدگان: غرب و رقیبانش» نوشته‌ی امین معلوف را بررسی کرده است؛ کتابی تاریخی درباره‌ی مناسبات غرب با ژاپن، روسیه و اتحاد جماهیر شوروی و چین که به مسئله‌ی قدرت، هویت، جنگ و امکان پرهیز از رویارویی‌های ویرانگر می‌پردازد. متن پیش رو ترجمه‌ی این مطلب است.

🔸این تصور که تاریخ بر حال و آینده حکم می‌راند یا باید چنین کند، عموماً نظریه‌ای هویت‌محور، ملی‌گرایانه و فاشیستی است؛ دیدگاهی در تضاد با اندیشه‌ی معلوف که در سراسر کتاب دغدغه‌ای اساسی را دنبال می‌کند: آموختن از تاریخ؛ تاریخی که روابط غرب و شرق در آن اغلب خونین بوده، اما همیشه چنین نبوده است. هدف دیگر او پرهیز از آن چیزی است که این روزها گویی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد: رویارویی ویرانگر میان غرب به رهبری آمریکا و چین، و شاید روسیه در کنار چین؛ رویارویی‌ای که ممکن است هسته‌ای یا متعارف باشد.

🔸️تازه‌ترین کتاب معلوف، دبیرکل مادام‌العمر آکادمی فرانسه، اثری تاریخی است که به رقیبان غرب می‌پردازد؛ رقیبانی که در این کتاب با ژاپن، اتحاد جماهیر شوروی و چین نمایندگی می‌شوند. در سوی غرب، نماد اصلی بی‌تردید ایالات متحده‌ی آمریکاست.

🔸️«هزارتوی گمشدگان: غرب و رقیبانش» روایتی خسته‌کننده یا مجموعه‌ای از اسناد آرشیوی نیست. امین معلوف دوره‌ای خونین از تاریخ غرب و رقیبانش را به داستانی جذاب تبدیل کرده است؛ روایتی که از همه‌ی ویژگی‌های حرفه‌ای تاریخ‌نگاری دقیق برخوردار است و بر ده‌ها کتاب مرجع، منبع و سند تکیه دارد. نویسنده در پایان کتاب توضیح می‌دهد که این منابع را چگونه انتخاب کرده است.

🔸️معلوف از ستایش الگوی آمریکایی و آرزوی تحقق «ایالات متحده‌ی اروپا» - آرزویی که ویکتور هوگو و اشتفان تسوایگ نیز به آن چشم داشتند - تا خلاصه‌کردن شکست جهانی آمریکا در تجربه‌ی افغانستان پیش می‌رود؛ جایی که به گفته‌ی او، آمریکا هزار میلیارد دلار هزینه کرد.

🔸️از نظر معلوف، آمریکا نمی‌داند چگونه بازسازی کند و این ناتوانی دو دلیل دارد. دلیل نخست، نژادپرستی است که به نگاه از بالا به مردم کشورهای غیراروپایی و غیرژاپنی مربوط می‌شود. دلیل دوم، باور راسخ آمریکایی‌ها به شکست‌ناپذیری کشورشان است؛ باوری که بر این تصور استوار است که آمریکا هیچ‌گاه از نظر نظامی شکست نخورده، حتی در ویتنام و افغانستان.

ibna.ir/x6Khp

@ibna_official
🔰چگونه بحران مطالعه با دلارهای خرد درمان می‌شود؟
سنگاپور برای کتاب خواندن پول می‌دهد!

🔸سنگاپور در تازه‌ترین آزمون اجتماعی خود دست به ابتکار جالب توجهی زده است: پرداخت پول نقد به شهروندانی که گوشی‌های هوشمند را کنار بگذارند و پای یک کتاب خوب بنشینند. با وجود مبالغ بسیار ناچیز این طرح، روان‌شناسان برجسته‌ای چون جاناتان هایت، نویسنده کتاب تحسین‌شده نسل مضطرب، معتقدند این مشوق‌های به ظاهر ساده می‌توانند جرقه نجات یک عادت روبه‌افول باشند

🔸اثرگذاری روانی پاداش‌ها هرگز ارتباط مستقیمی با ارزش مادی آن‌ها ندارد. در این مدل، ۱ دلار سنگاپور یک «دستمزد» نیست، بلکه یک «ماشه رفتاری» است. ثبت رکوردها و تداوم زنجیره مطالعه، مغز مخاطب را درست مانند بازی‌های رایانه‌ای با دریافت بازخورد سریع پاداش می‌دهد و به تعبیر پاتریک تیلور، مدیر واحد بینش‌های رفتاری، هوشمندی طرح سنگاپور نه در ارزش نقدی، بلکه در «بازی‌وارسازی» اهداف روزانه و بازسازی همان دوپامینی است که پیش‌تر از پیمایش بی‌هدف شبکه‌های اجتماعی به دست می‌آمد.

ibna.ir/x6Kcs

@ibna_official
🔰نگاهی به «رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند»
عصرانه با ببرها
واکاوی نسبت فلسفه عملی و تاب‌آوری

🔸ببر می‌آید، می‌خورد، خرابی به جا می‌گذارد و سرانجام می‌رود. خانه پس از رفتنش همان خانه قبلی نیست، اما هنوز خانه است. این شاید ساده‌ترین و انسانی‌ترین صورت‌بندی پیام کتاب باشد.

🔸هوشمندی مهم این جستار آن است که فلسفه را با یک داستان کودکانه توضیح می‌دهد؛ داستانی که در ظاهر هیچ شباهتی به متون کلاسیک فلسفی ندارد. «ببری که برای عصرانه آمد» نوشته و تصویرگری جودیت کِر در سال ۱۹۶۸ منتشر شد و به یکی از آثار ماندگار ادبیات کودک بریتانیا بدل شد. در این قصه، سوفی و مادرش در خانه نشسته‌اند که ناگهان زنگ در به صدا درمی‌آید. پشت در، مهمانی عادی نیست؛ یک ببر وارد خانه می‌شود و شروع به خوردن و نوشیدن هر چیزی می‌کند که در دسترسش قرار دارد. کتابخانه ملی بریتانیا نخستین انتشار اثر را در سال ۱۹۶۸ و انتشارات کالینز ثبت کرده است. ببر، در خوانش مدرسه زندگی، استعاره‌ای روشن از بحران است. بحران معمولا از جایی می‌رسد که برای آن برنامه‌ریزی نکرده‌ایم. ممکن است ناگهان شغل‌مان را از دست بدهیم، بیماری به سراغ خانواده بیاید، رابطه‌ای مهم پایان پیدا کند، وضعیت مالی تغییر کند یا اتفاقی سیاسی و اجتماعی نظم زندگی را بر هم بزند. بحران مثل ببر وارد می‌شود؛ چیزی را می‌بلعد، بخشی از نظم خانه را خراب می‌کند و ما را ناچار می‌سازد در زمانی کوتاه خود را با وضعیتی تازه وفق دهیم.

🔸ارزش اصلی کتاب در همین ترجمه فرهنگی و روان‌شناختی یک سنت قدیمی است. نویسندگان مدرسه زندگی، رواقی‌گری را از حالت مجموعه‌ای از اصطلاحات تخصصی بیرون می‌آورند و یک ایده روشن را در مرکز می‌گذارند: اگر ترس را فقط با وعده «همه‌چیز خوب خواهد شد» آرام کنیم، ممکن است در مواجهه با نخستین بحران واقعی، ناگهان خود را بی‌دفاع ببینیم. در مقابل، اگر پیشاپیش بتوانیم برخی احتمالات دشوار را تصور کنیم، ذهن مجال پیدا می‌کند تا درباره گزینه‌های موجود بیندیشد.

🔸️در دوره‌ای که انسان معاصر میان اخبار بحران، اضطراب اقتصادی، نگرانی سلامت، بی‌ثباتی اجتماعی و آینده‌ای نامطمئن زندگی می‌کند، این ایده معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. تاب‌آوری دیگر یک واژه تبلیغاتی برای سخنرانی‌های انگیزشی نیست؛ مسئله‌ای است درباره اینکه روان انسان چگونه باید با جهانی زندگی کند که هیچ ضمانتی برای نظم، امنیت و دوام آن وجود ندارد. شاید به همین دلیل تصویر ببر همچنان در ذهن می‌ماند. ببر فقط استعاره‌ای از یک فاجعه استثنایی نیست. گاهی همان قبضی است که نمی‌توان پرداخت، خبری است که انتظارش را نداشته‌ایم، تشخیصی است که برنامه زندگی را تغییر می‌دهد، یا فقدانی که هیچ جمله تسلی‌بخشی قادر به حذف آن نیست. فلسفه در چنین لحظه‌ای قرار نیست بگوید چیزی نشده است. می‌پرسد حالا که چیزی شده، با آن چه می‌کنیم؟

ibna.ir/x6Kfc

@ibna_official
🔰نگاهی به «ماهی‌ها دندان دارند»؛
دیروزِ زیرِ پوست

🔸در هر داستان مجموعه «ماهی‌ها دندان دارند» گذشته به شکل یک خاطره روایت نمی‌شود؛ بلکه مدام به زمان حال هجوم می‌آورد و شخصیت را وادار می‌کند دوباره آن را زندگی کند

🔸️او به آدم‌های حاشیه‌ای جامعه نگاه می‌کند، اما معمولاً برایشان خطابه نمی‌خواند! کارگر، زن روستایی، کودک، آدم آسیب دیده یا مردی که انگشتانش را زیر دستگاه از دست داده، در داستان‌های او با توضیح‌های جامعه‌شناختی معرفی نمی‌شوند؛ بلکه وضعیت اجتماعی آنها از خلال رفتار و جزئیات زندگیشان فهمیده می‌شود. این روش، وقتی موفق است که نویسنده به خواننده اعتماد کند و اجازه دهد خودش از کنار جزئیات به معنا برسد؛ اتفاقی که در این اثر به خوبی رخ داده است. در واقع، در شخصیت‌پردازی، نویسنده آگاهانه از شخصیت‌های چندلایه و واقع‌گرای معمول فاصله می‌گیرد و همین امر اغلب باعث شده است که قدرت داستان بیشتر در «فضاسازی و موقعیت» باشد تا در تحول تدریجی شخصیت.

🔸گاهی نویسنده به تصویرِ خود اعتماد نمی‌کند و یک بار دیگر آن را توضیح یا تشدید می‌کند؛ در حالی که بعضی از تصاویر به خودی خود آن قدر قدرت دارند که نیازی به تأکید دوباره ندارند. در داستان‌های دیگر، به دلیل حجم بالای تصویر و تکرار، زبان گاهی به مرز اشباع می‌رسد. به طور نمونه نویسنده علاقۀ زیادی به واژه‌های حسی، بدن، بو، خون، زخم و اشیای ملموس دارد. این انتخاب در ساختن فضای خشن مؤثر است، اما وقتی تعداد این عناصر زیاد می‌شود، شدت عاطفی آنها کاهش پیدا می‌کند. خشونت، برای تأثیرگذاری، همیشه به خشونت بیشتر نیاز ندارد؛ گاهی حذف یک تصویر می‌تواند تصویر قبلی را ماندگارتر کند.

ibna.ir/x6KfL

@ibna_official
🔰درباره کتاب «جامعه‌شناسی و استعاره»؛
استعاره‌ها چه کمکی به فهم جامعه‌شناسی می‌کنند؟

🔸کتاب «جامعه‌شناسی و استعاره» دربارهٔ نقش استعاره‌ها در شکل‌گیری نظریه‌های جامعه‌شناسی صحبت می‌کند و نشان می‌دهد استعاره تنها ابزار ادبی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید دانش اجتماعی است

🔸ایدۀ اصلی کتاب حاضر این است که استعاره‌ها چگونه در دانش جامعه‌شناسی برساخت شده و چگونه در فرایند ایجاد نظریه‌های جامعه‌شناسی تأثیر دارند. اثر مزبور به طور نسبی به وجه استعاریِ مفاهیم بنیادین آثار جامعه‌شناسان کلاسیک و مدرن خواهد پرداخت.

🔸این کتاب اثری میان‌رشته‌ای است و علاوه بر رشتۀ جامعه‌شناسی، برای سایر رشته‌ها از قبیل فلسفه، مردم‌شناسی، روان‌شناسی، زیست‌شناسی اجتماعی، ادبیات و نقد ادبی، زبان‌شناسی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و… می‌تواند استفاده شود.

🔸ایدهٔ مرکزی کتاب این است که نظریه‌های جامعه‌شناسی صرفاً حاصل مشاهدهٔ «عینی» جامعه نیستند؛ بلکه جامعه‌شناسان از طریق استعاره‌ها جهان اجتماعی را می‌فهمند و صورت‌بندی می‌کنند.


🔸️یکی از نکات مهم کتاب این است که نویسنده تأکید می‌کند هیچ نظریه‌ای کاملاً بیرون از استعاره نیست، حتی مفاهیمی که «علمی» به‌نظر می‌رسند، ریشه‌های استعاری دارند. مثلاً: «ساختار»، «بنیان»، «کنش»، «میدان»، «سرمایهٔ اجتماعی» و«شبکه» همگی در اصل استعاری‌اند.

ibna.ir/x6KhQ

@ibna_official
🔰در واکنش به انتشار ویدئویی درباره پرفروش‌شدن شاهنامه؛
چرا شاهنامه؟ چرا فردوسی؟

🔸شاهنامه فردوسی، کاخی محکم و استوار است که ایرانی‌های مضطرب را به یکدیگر متصل می‌کند و از این منظر خردنامه‌ای برای همه ایرانیان است، با همه تفاوت‌های فرهنگی و قومی و عقیدتی و جنسیتی و دینی و سیاسی و اجتماعی. یعنی همه کسانی که بر پهنه سرزمینی ایران زندگی می‌کنند و خاطره‌ها و آرزوهای مشترکی دارند، با هم حضور دارند، خردمندانه، محترم، سربلند، مغرور و بدون بیگانه‌ستیزی و بیگانه‌گریزی. شاید این یکی از دلایل اقبال این روزهای مردم به فردوسی و شاهنامه باشد. 

🔸راستی چرا در این وضع و اوضاعی که مردم گرفتار معیشت روزانه هستند، شاهنامه آن هم با این قیمت‌ها می‌خرند؟ البته که پاسخ دقیق به این سوال نیازمند تحقیقات مفصل و مراجعه به صاحب‌نظرانی در حوزه‌های مختلف ادبیات، تاریخ، روانشناسی و جامعه‌شناسی است. اما می‌توان حدس‌هایی هم زد، چنانکه برخی صاحب‌نظران چنین کرده‌اند. فراموش نکنیم که اگرچه خود فردوسی شاهنامه را پس از دو قرن سکوت مشهور (با همه مناقشه‌هایی که راجع به آن هست) و در روزگار احیای زبان فارسی سرود و کوشید خاطره‌های قومی ایرانیان را احیا کند، اما کتاب در آستانه قدرت گرفتن سلسله‌ای غیرایرانی یعنی غزنویان به اتمام رسید.

🔸️حالا هم در شرایط جنگی و اوضاع پر اضطراب و دلهره، بار دیگر ایرانیان به شاهنامه بازگشته‌اند، به عنوان بزرگ‌ترین کتابی که آنها را به یکی از مهم‌ترین منابع سه‌گانه هویتی‌شان یعنی ایران باستان پیوند می‌زند. مردم به دنبال ملاتی هستند که آنها را به یکدیگر، به تاریخ و فرهنگ‌شان و مهم‌تر از همه به خودشان پیوند بزند و چه کسی بهتر و درست‌تر از فردوسی در شاهنامه‌اش چنین می‌کند؟

ibna.ir/x6Khs

@ibna_official
🔰آیدنلو:
تبلیغات نمایشگاه کتاب ارومیه گسترده‌تر شود

🔸پژوهشگر و نویسنده ارومیه‌ای بر لزوم گسترده‌تر شدن تبلیغات نمایشگاه کتاب ارومیه تاکید کرد

🔸وی با اشاره به یک پیشنهاد درباره نمایشگاه‌های استانی کتاب گفت: نکته‌ای که جنبه پیشنهادی دارد این است که تمهیدی اندیشیده شود تا در نمایشگاه‌های کتاب استانی، در کنار ناشران کشوری و ناشران هر منطقه که شرکت می‌کنند، از کتاب‌فروشی‌های آن شهرها نیز دعوت شود تا کتاب‌های خودشان را در غرفه‌هایی که به آنها اختصاص داده می‌شود، عرضه کنند.

🔸️این پژوهشگر و نویسنده ارومیه‌ای ادامه داد: درست است که کتاب‌فروشی‌ها ناشر نیستند و کتاب‌هایی که عرضه می‌کنند، کتاب‌های همین ناشران هستند، اما چون معمولاً در ذهن بعضی از کتاب‌فروش‌ها و ناشران این تصور شکل گرفته که برگزاری نمایشگاه‌های کتاب ممکن است در فروش کتاب‌فروشی‌های آن شهر تأثیر منفی بگذارد، معمولاً این‌طور می‌گویند


ibna.ir/x6Kh4

@ibna_official
🔰یه مناسبت هفته دفاع مقدس؛
کتابخانه اندیمشک چگونه پلی میان کتاب و سنگر شد؟

🔸کتابداران کتابخانه عمومی اندیمشک در روزهای دفاع مقدس، روایت‌های مختلفی از مقاومت و پایداری دارند، روزهایی که در زیر موشک‌باران تلاش کردند هم کتاب‌ها را حفظ کنند و هم خودشان از گزند حملات در امان بمانند

🔸مسئول کتابخانه شماره یک اندیمشک گفت: کتابخانه در دوران جنگ، هرگز تعطیل نشد. در آن دوران مجبور بودیم در محل کارمان بمانیم؛ کتابخانه باید تحت هر شرایط باز می‌شد. این مرکز از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۵، با جابه‌جایی‌های متعدد از سینمای راه‌آهن تا اتاق‌های مسجد جامع قلعه‌نور، تلاش کرد تا زنجیره دانش را قطع نکند.

🔸نقش کتابخانه در دوران دفاع، تنها محدود به امانت دادن کتاب نبود. کتابخانه اندیمشک به یک مرکز تبادل فرهنگی میان مردم و نیروهای مسلح تبدیل شده بود. کتاب‌ها به صورت امانت به جبهه‌ها فرستاده می‌شدند تا در اختیار بسیجی‌ها و ارتشی‌ها قرار گیرند. همچنین، این دوران شاهد شکوفایی فعالیت‌های فرهنگی نوظهور بود؛ برای نخستین بار در اندیمشک، تئاتر و شب‌های شعر در میان فضای جنگ برگزار شد.

🔸قهرمانانی که به جبهه رفتند در میان آن‌ها نام‌هایی از «کنشگران فرهنگی» می‌درخشد که از اعضای فعال این کتابخانه بودند و سرنوشت‌های متفاوتی داشتند. بسیاری از این جوانان در ۱۷ سالگی به شهادت رسیدند و کسانی که از جبهه بازگشتند، امروز پزشکان مطرح شهر هستند.

ibna.ir/x6K4x

@ibna_official
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانه میرودود سیّدیونسی؛ فرهیخته‌ بی‌هیاهو

🔸در کلاس‌های درس تبریز، نام سید یونسی با عشق به کلمه گره خورده بود؛ معلمی که از بازار کتاب تا کرسی دانشگاه، چراغ دانایی را برای نسل‌ها روشن نگاه داشت و مکتبی از تعهد بنا کرد

🔸سیّد یونسی در زمان مسئولیت کتابخانۀ ملّی تبریز، ضمن حفظ و حراست از منابع و اموال کتابخانه، در انتقال و نگهداری گنجینۀ نسخه‌های خطی نفیس که یادگار و تلاش کم‌نظیر برادران محمّد و حسین نخجوانی زینت‌بخش آن بود، سهم به سزایی داشت؛ به‌ویژه در تشویق رجال و شخصیّت‌های مهمّ علمی و فرهنگی تبریز به اهداء کتابخانه و تألیفات خویش به کتابخانۀ ملّی تبریز، تلاش فراوانی نمود و چون خود از زمرۀ عالمان و دانشمندان آن دیار بود، اعتماد چنین قشری به اعتبار ایشان به کتابخانۀ ملّی تبریز مضاعف شده بود. به این ترتیب کتابخانۀ ملّی تبریز در سال ۱۳۵۱، قریب ۴۰ هزار جلد کتاب داشت که بیش از ۴ هزار جلد آن کتاب‌های خطّی کم نظیر و نفیس بود و با کادری ۹ نفری، روزانه بیش از ۵۰۰ نفر مراجع (پژوهشگران و موسسات) را پاسخ می‌داد.

🔸میر ودود سیّد یونسی یکی از شیفتگان کتاب، مشتری و مشاور کتابفروشی‌های برجسته در تبریز بود. عشق به کتاب و مطالعه آن‌چنان در روح و جسم ایشان ریشه دوانده بود که او توانست در سال ۱۳۱۰ که حدود ۱۷ ساله و محصل مدرسه بود، اولین اثر ادبی خویش را تحت عنوان «دیوان فانی کرمانشاهی: گنج پهلوی» تصحیح نماید.

🔸استاد سیّدیونسی در زمینۀ تصحیح متون کهن، تخصّص و توانایی قابل تحسینی داشت. روض‍ه‌ال‍ک‍ت‍اب‌ و ح‍دیقه‌الال‍ب‍اب اب‍وب‍ک‍ر ب‍ن‌ ال‍زکی‌ ال‍م‍ت‍طب‍ب‌ ال‍ق‍ونیوی‌ ال‍م‍ل‍ق‍ب‌ ب‍ال‍ص‍در، س‍اقی‌ن‍ام‍ه‌ و م‍ث‍ن‍وی‌ ریاض‌ال‍ف‍ت‍وح‌ اش‍راق‌ م‍ی‍رف‍ت‍اح‌ م‍راغی، گنجینۀ شیخ صفی، دیوان صاحب تبریزی و دیوان میر سیّد علی اشراق، ازجمله آثاری است که با تعلیقات، حواشی و مقدمۀ ایشان چاپ شده است. البته تعدادی از آثار ایشان ازجمله تذکره الخطاطین و ... تاکنون چاپ نشده است.

🔸استاد سیّدیونسی در زمینۀ تصحیح متون کهن، تخصّص و توانایی قابل تحسینی داشت. روض‍ه‌ال‍ک‍ت‍اب‌ و ح‍دیقه‌الال‍ب‍اب اب‍وب‍ک‍ر ب‍ن‌ ال‍زکی‌ ال‍م‍ت‍طب‍ب‌ ال‍ق‍ونیوی‌ ال‍م‍ل‍ق‍ب‌ ب‍ال‍ص‍در، س‍اقی‌ن‍ام‍ه‌ و م‍ث‍ن‍وی‌ ریاض‌ال‍ف‍ت‍وح‌ اش‍راق‌ م‍ی‍رف‍ت‍اح‌ م‍راغی، گنجینۀ شیخ صفی، دیوان صاحب تبریزی و دیوان میر سیّد علی اشراق، ازجمله آثاری است که با تعلیقات، حواشی و مقدمۀ ایشان چاپ شده است. البته تعدادی از آثار ایشان ازجمله تذکره الخطاطین و ... تاکنون چاپ نشده است.


ibna.ir/x6KgP

@ibna_official
🔰نگاهی به «مبانی تاریخی و فلسفی روان‌شناسی» اثر مارتین فارل
روان‌شناسی از کجا آمد؟
نسبت تاریخ، فلسفه و شکل‌گیری دانش روان‌شناسی

🔸️مبانی تاریخی و فلسفی روان‌شناسی» با بازسازی مسیر اندیشه از فلسفه علم و مسئله ذهن و بدن تا روان‌کاوی، رفتارگرایی و علوم شناختی، نشان می‌دهد نظریه‌های روان‌شناختی در خلأ شکل نگرفته‌اند و هرکدام پاسخی به پرسش‌هایی دیرپا درباره انسان، شناخت و تجربه‌اند

🔸خواندن تاریخ روان‌شناسی معمولا با صفی از نام‌ها و تاریخ‌ها آغاز می‌شود؛ نام‌هایی که یکی پس از دیگری می‌آیند و هرکدام مکتبی، آزمایشی یا نظریه‌ای را به خود اختصاص داده‌اند. حاصل چنین روایتی ممکن است حافظه‌ای پر از اطلاعات باشد، اما هنوز معلوم نیست چرا یک نظریه در دوره‌ای خاص پدیدار شده، چه مسئله‌ای را دنبال کرده و چه چیزی در نظریه‌های پیش از خود دیده که نیازمند اصلاح یا کنار گذاشتن بوده است.

🔸مسئله مهم دیگری که کتاب پی می‌گیرد، رابطه مشاهده و نظریه است. اگر تصور کنیم دانشمند مانند دوربینی بی‌طرف جهان را مشاهده می‌کند و سپس از کنار هم گذاشتن داده‌ها به نظریه می‌رسد، بخش مهمی از پیچیدگی تولید دانش علمی نادیده گرفته می‌شود. پوپر با نقد تصور ذهن به‌عنوان ظرفی برای دریافت اطلاعات، کوهن با مفهوم دگرگونی چارچوب‌های علمی و لاکاتوش با بحث برنامه‌های پژوهشی، هرکدام به شیوه‌ای نشان می‌دهند که علم با پیش‌فرض‌ها، مسئله‌ها، سنت‌های پژوهشی و معیارهای خاص خود پیش می‌رود. این بحث هنگامی که به روان‌شناسی می‌رسد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا خود تعریف موضوع روان‌شناسی، یعنی اینکه ذهن را چگونه بشناسیم و چه چیزی را موضوع مطالعه علمی قرار دهیم، از ابتدا محل اختلاف بوده است.

🔸اهمیت کتاب برای خواننده امروز در شرایطی بیشتر آشکار می‌شود که روان‌شناسی به یکی از پرمصرف‌ترین زبان‌های زندگی روزمره تبدیل شده است. شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها، مشاوره‌های عمومی و حتی تبلیغات، پیوسته از اضطراب، شخصیت، حافظه، تروما، انگیزه، ناخودآگاه و شناخت سخن می‌گویند. حجم این ادبیات ممکن است این تصور را ایجاد کند که درباره ذهن انسان اکنون مجموعه‌ای از پاسخ‌های قطعی در اختیار داریم. کتاب فارل کمک می‌کند پیش از پذیرفتن هر ادعای روان‌شناختی، پرسش دیگری را نیز مطرح کنیم: این مفهوم از چه سنتی آمده و بر چه تصوری از انسان و شناخت استوار است؟

🔸️اهمیت کتاب برای خواننده امروز در شرایطی بیشتر آشکار می‌شود که روان‌شناسی به یکی از پرمصرف‌ترین زبان‌های زندگی روزمره تبدیل شده است. شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها، مشاوره‌های عمومی و حتی تبلیغات، پیوسته از اضطراب، شخصیت، حافظه، تروما، انگیزه، ناخودآگاه و شناخت سخن می‌گویند. حجم این ادبیات ممکن است این تصور را ایجاد کند که درباره ذهن انسان اکنون مجموعه‌ای از پاسخ‌های قطعی در اختیار داریم. کتاب فارل کمک می‌کند پیش از پذیرفتن هر ادعای روان‌شناختی، پرسش دیگری را نیز مطرح کنیم: این مفهوم از چه سنتی آمده و بر چه تصوری از انسان و شناخت استوار است؟

ibna.ir/x6Kfs

@ibna_official
🔰جایگاه انسان در جهان‌بینیِ ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی؛
اما اکنون نوبت انسان است!
داستان باستان - ۴

🔸علی نیکویی نوشت:‌ انسان در نبرد کیهانی در جبهه‌ای ازپیش‌تعیین‌شده و بدون امکان انتخاب قرار ندارد؛ جایگاه او با انتخاب‌های اخلاقی خودش شکل می‌گیرد؛ در جهان ایرانیِ زرتشتی سرنوشت کیهان فقط در آسمان رقم نمی‌خورد، بخشی از آن در انتخاب هر انسان تعیین می‌شود.

🔸اگر انسان را در چارچوب کلی آفرینش زرتشتی بررسی کنیم نخستین نکته آن است که او موجودی بیرون از نظم‌آفرینش نیست؛ انسان در درون جهانی قرار دارد که اهورامزدا آن را بر پایهٔ راستی، نظم و زندگی پدید آورده است، در سنت اوستایی واژه‌هایی چون mərəta و صورت متأخرتر martiya برای اشاره به انسان به کار می‌روند و در متون پهلوی نیز صورت‌هایی چون mardōm همین مفهوم را دنبال می‌کنند. اهمیت این واژگان در این بحث نه در تحول زبانی آنها، بلکه در این واقعیت است که انسان در سنت زرتشتی در متن یک نظام کیهانی معنادار تعریف می‌شود نه به‌عنوان موجودی منفرد و جدا از سرنوشت جهان. در متون پهلوی به‌ویژه بندهشن آفرینش مجموعه‌ای منظم از موجودات و عناصر است که هر یک جایگاهی در ساختار کلی جهان دارند، انسان نیز در همین نظام قرار گرفته است؛ اما جایگاه او تنها از این واقعیت ناشی نمی‌شود که آفریدهٔ اهورامزداست، ویژگی تعیین‌کنندهٔ انسان آن است که می‌تواند نسبت خود را با این آفرینش انتخاب کند!

🔸️اگر انسان در جهان‌بینی زرتشتی موجودی است که می‌تواند در سرنوشت آفرینش اثر بگذارد، نمی‌توان وجود او را به بدن مادی‌اش فروکاست؛ انسان در این سنت موجودی چندلایه است که میان جهان محسوس و ساحتی مینوی قرار دارد و هر یک از ابعاد وجود او در نسبت با کنش اخلاقی و سرنوشت وی معنا پیدا می‌کند، بااین‌حال این تصویر را نباید به‌صورت یک دستگاه انسان‌شناسی ثابت و کامل از آغاز سنت زرتشتی تا دورهٔ ساسانی بازسازی کرد؛ زیرا مفاهیمی چون تن، روان، فروشی، خرد و دین در دوره‌های گوناگون دامنهٔ معنایی و کارکرد یکسانی نداشته‌اند

🔸یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های تصویر انسان در اندیشهٔ زرتشتی توانایی او برای گزینش میان دو جهت متعارض هستی است؛ این اختیار را بااین‌حال نباید به معنای آزادی مطلق و مستقل از ساختار جهان فهمید؛ در گاهان انسان در جهانی ازپیش‌ساخته و اخلاقاً خنثی قرار ندارد، جهان دارای نظمی راستین یعنی اَشَه (Aša) است و در برابر آن نیرویی قرار دارد که با دُروج (Druj) دروغ و بی‌نظمی پیوند می‌یابد؛مسئلهٔ انسان این نیست که هر چیزی را به دلخواه خود انتخاب کند، بلکه آن است که با آگاهی و تشخیص موضع خود را نسبت به حقیقت و نظم درست هستی تعیین کند.

🔸انسان در جهان‌بینی زرتشتی نه بیرون از نبرد کیهانی، بلکه در میانهٔ آن ایستاده است. بااین‌حال موقعیت او صرفاً دفاع از خویشتن در برابر شر نیست؛ انسان موجودی است که با اندیشه، تشخیص، انتخاب و کردار خود می‌تواند در جهت نظم‌آفرینش حرکت کند یا به نیروهای ویرانگر مجال گسترش دهد؛ همین توانایی است که به حضور او در جهان معنایی فراتر از زندگی فردی می‌بخشد

ibna.ir/x6Kjb

@ibna_official
🔰بازخوانی یک شورش تاریخی در ادبیات و سینما؛
فاست نوشت، کوبریک تصویر کرد تا «اسپارتاکوس» ماندگار شود

🔸تاریخ را فاتحان می‌نویسند، اما همیشه فاتحان نیستند که در حافظه انسان می‌مانند. گاهی نام مردی از میان شکست‌خوردگان، قرن‌ها دوام می‌آورد. مردی که در برابر نظمی ایستاد که انسان را کالا می‌دید و آزادی را امتیازی مخصوص صاحبان قدرت می‌دانست.

🔸هاوارد فاست در رمان تاریخی خود به سراغ یکی از بزرگ‌ترین شورش‌های بردگان در جمهوری روم می‌رود؛ قیامی که از سال ۷۳ پیش از میلاد آغاز شد و به رهبری اسپارتاکوس، گلادیاتور تراکیایی، برای مدتی بخش‌هایی از قدرت نظامی روم را به چالش کشید. اما فاست فقط نمی‌خواهد وقایع را بازسازی کند. او از تاریخ استفاده می‌کند تا درباره زمانه خودش و فراتر از آن، درباره سرشت همیشگی قدرت سخن بگوید.

🔸فاست در رمانش نشان می‌دهد که هر نظام ستمگری، پیش از آنکه با زور خود را حفظ کند، تلاش می‌کند وضعیت موجود را طبیعی نشان دهد. اگر انسان‌ها باور کنند که جایگاهشان از ابتدا همین بوده، زنجیر دیگر فقط روی دست نیست و وارد ذهن شده است. اسپارتاکوس دقیقاً در برابر همین منطق می‌ایستد.

🔸فاست از شرف انسانی دفاع می‌کند اما این دفاع، شعارزده و ساده‌انگارانه نیست. او می‌داند که آزادی هزینه دارد و مبارزه برای آن حتما به پیروزی ختم نمی‌شود. همین نگاه است که «اسپارتاکوس» را به تراژدی تبدیل می‌کند. در اینجا خبری از پایان خوش معمول نیست. شورشیان در نهایت شکست می‌خورند و قدرت روم سر جای خود باقی می‌ماند. با این حال، معنای شورش از بین نمی‌رود.

🔸فاست از شرف انسانی دفاع می‌کند اما این دفاع، شعارزده و ساده‌انگارانه نیست. او می‌داند که آزادی هزینه دارد و مبارزه برای آن حتما به پیروزی ختم نمی‌شود. همین نگاه است که «اسپارتاکوس» را به تراژدی تبدیل می‌کند. در اینجا خبری از پایان خوش معمول نیست. شورشیان در نهایت شکست می‌خورند و قدرت روم سر جای خود باقی می‌ماند. با این حال، معنای شورش از بین نمی‌رود

ibna.ir/x6Kjw

@ibna_official
🔰بررسی کارنامه ادبی منوچهر آتشی در نود و پنجمین سالروز تولدش؛
شهاب مقربین: مهم‌ترین ویژگی شعر منوچهر آتشی برجستگی تخیل اوست

🔸شهاب مقربین، شاعر، گفت: آتشی قدرت تخیل غریبی داشت. در تصویرسازی و خیال‌پردازی کم‌نظیر بود. اگر بخواهیم مهم‌ترین ویژگی شعرش را نام ببریم، همانا برجستگی تخیل اوست. او خیال و واقعیت را گاهی چنان در هم آمیخته که حاصل آن چیزی شده است که شما از آن تصویری سوررئال نام می‌برید، اما درواقع آتشی شاعری سوررئالیست نبود. اگر تصویری پیچیده و وهم‌آلود در شعرش هست، حاصل همان تخیل غریب اوست. دفترهای شعر او را نمی‌توان از این نظر تفکیک کرد، یعنی چنین نیست که در دفتری خاص بر این ویژگی متمرکز باشد.

🔸فقط نسبتِ «شاعر جنوب» دادن به منوچهر آتشی فروکاستنِ جایگاه او در شعر معاصر است. اگرچه مظاهری از «جنوب» در بسیاری از شعرهای او نمودی آشکار دارد، اما او در مجموع فراتر از یک شاعر بومی یود. نخستین دیدار من با او درسال ۵۸ در مؤسسه‌ی سروش بود. بخش ادبیات مجله‌ی سروش (مجله‌ی تماشای پیش از انقلاب) زیر نظر او اداره می‌شد، اما من به این علت به دیدار او نرفته بودم. به دیدار او رفته بودم که شاعری را ببینم که با نخستین کتابش «آهنگ دیگر» در جوانی خوش درخشیده بود و با ادامه‌اش با «آواز خاک» و «دیدار درفلق» به جرگه‌ی شاعران برجسته و تأثیرگذار زمان خود پیوسته بود و با همین سه مجموعه‌ی شعر، نام او نه به‌عنوان شاعر جنوب که شاعر نوگرای زبان فارسی زبانزد شده بود.

🔸️آتشی قدرت تخیل غریبی داشت. در تصویرسازی و خیال‌پردازی کم‌نظیر بود. اگر بخواهیم مهم‌ترین ویژگی شعرش را نام ببریم، همانا برجستگی تخیل اوست. او خیال و واقعیت را گاهی چنان در هم آمیخته که حاصل آن چیزی شده است که شما از آن تصویری سوررئال نام می‌برید، اما درواقع آتشی شاعری سوررئالیست نبود. اگر تصویری پیچیده و وهم‌آلود در شعرش هست، حاصل همان تخیل غریب اوست. دفترهای شعر او را نمی‌توان از این نظر تفکیک کرد، یعنی چنین نیست که در دفتری خاص بر این ویژگی متمرکز باشد.


ibna.ir/x6Kfw

@ibna_official
🔰گفت‌وگو با سیدقاسم یاحسینی درباره ناگفته‌های خاطرات آزادگان؛
«کلیشه‌گرایی» قاتل ادبیات جنگ و ادبیات اسارت است

🔸قاسم یاحسینی،پژوهشگر و تاریخ‌نگار گفت: تجربه به من نشان داده که اگر یک اثر بتواند از چارچوب‌های بومی و نگاه‌های کلیشه‌ای عبور کند و با یک مسئله انسانی ارتباط برقرار کند، امکان ارتباط با مخاطب خارجی را هم دارد. اما این اتفاق نیازمند نوع دیگری از نگاه به روایت است


🔸️حقیقت این است که آن‌قدر مواد و متریال کار داریم که کمتر به تحلیل آنها پرداخته‌ایم. ما صدها کتاب درباره خاطرات اسرا داریم، اما مثلاً کتابی که این خاطرات را از نظر روان‌شناختی تحلیل کند یا وضعیت اسارت را از منظر روان‌شناسی و جامعه‌شناسی زندان بررسی کند، بسیار کم است؛ اگر بگویم وجود ندارد، اغراق نکرده‌ام.

🔸️دلیلش این است که ما برون‌دادهای عقلانی و تحلیلی نسبت به این قضایا نداریم. دانشگاه‌های ما اساساً با این مسئله ارتباطی ندارند و فضای گفت‌وگوی روشنفکری حاکم هم به نادیده گرفتن این موضوع کمک می‌کند.

🔸️از سوی دیگر، ما در حال حاضر ناشر مستقلی که بند نافش به دولت وصل نباشد و درباره جنگ ایران و عراق، خاطرات رزمندگان و خاطرات اسرا کار کند، تقریباً نداریم. درصد بالایی از ناشرانی که این کتاب‌ها را منتشر می‌کنند، یا دولتی هستند یا به نوعی به دولت وابستگی دارند.

🔸مشکل فقط این نیست که جوان امروز کتاب دفاع مقدس نمی‌خواند؛ باید پرسید آیا ما اساساً کتابی تولید کرده‌ایم که با تجربه زیسته و جهان ذهنی او ارتباط برقرار کند؟ ما اغلب از مخاطب می‌خواهیم خودش را با ادبیات تولیدشده تطبیق دهد، در حالی که نویسنده و ناشر باید زبان مخاطب را بشناسند. وقتی این ارتباط برقرار نشود، طبیعی است که کتاب تولید شود، اما خوانده نشود و گفت‌وگو میان اثر و مخاطب شکل نگیرد. بعید می‌دانم تعداد زیادی از کتاب‌های مربوط به آزادگان و اسرا امروز خواننده جدی داشته باشند، چون ما با نسل مخاطب فعلی، خصوصاً نسل Z، هیچ ارتباطی نداریم. ما با زبان آنها صحبت نمی‌کنیم و آنها هم نمی‌فهمند ما چه می‌خواهیم بگوییم.

🔸زاویه‌هایی که ما معمولاً انتخاب کرده‌ایم، کلیشه‌ای، سیاه‌ستیز، به‌شدت ایدئولوژی‌زده، تبلیغاتی و در مواردی شبیه گزارش سالانه به مقامات بالاست. من این حرف را به‌عنوان کسی می‌زنم که نزدیک به ۳۰ کتاب در حوزه دفاع مقدس منتشر کرده‌ام. من اپوزیسیون نیستم که این حرف‌ها را بزنم؛ آسیب‌شناسی می‌کنم. البته همین آسیب‌شناسی برای بسیاری از تولیدکنندگان ما سنگین است و ممکن است موجب طرد آدم شود. اگر نویسنده خوب داشته باشیم، حتی از یک زاویه تکراری هم می‌توان اثر جذابی خلق کرد. وقتی سراغ پرونده‌ها و خاطرات اسرا می‌رویم و نگاه ایدئولوژیک، نگاه دولتی و نگاه گزارش به مقامات بالا را کنار می‌گذاریم و نگاه انسانی پیدا می‌کنیم، می‌بینیم این خاطرات سرشار از حرف‌های ناگفته‌اند و ظرفیت بسیار زیادی دارند.

🔸️ما کمتر متنی داریم که مثلاً اشاره کند فلان آزاده متواری شده یا در شرایطی، برای به دست آوردن یک تکه نان بیشتر، همدیگر را لو داده‌اند. اینها مسائل دردناکی است که باید روایت شوند، اما معمولاً خاموش می‌مانند. در وهله اول، خود راوی اینها را فراموش یا سرکوب می‌کند. بعد سیستم تبلیغاتی موجود نیز اجازه ثبت این مسائل را نمی‌دهد. سیستم تبلیغاتی موجود، خاطرات رزمنده و اسیر ما را «پاستوریزه» می‌خواهد.


ibna.ir/x6Kh6

@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ»؛
رونوشت از کتیبه‌های میخی تخت جمشید
کلودیوس جیمز ریچ همچون بیهقی از کنار هیچ چیز بی‌توجه رد نشده است

🔸«سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ» اثری ارزشمند در حوزه تاریخ و مردم‌شناسی است. گزارش‌های او درباره وبای شیراز و جزئیات آن، از تک‌نگاری‌های مهم در این زمینه به‌شمار می‌آید. کار دیگر ریچ چنانکه در این سفرنامه به‌طور مستند مذکور است، رونوشت از کتیبه‌های میخی تخت جمشید بوده است.

🔸این کتاب نه‌تنها منبعی ارزشمند در حوزه تاریخ و فرهنگ کردها محسوب می‌شود، بلکه اطلاعات مهمی درباره باستان‌شناسی منطقه، از جمله نینوا، شیراز و تخت جمشید، ارائه می‌دهد. از دیگر یافته‌های مهم ریچ، اشاره به کشف استوانه‌ای سفالی با خط میخی است که بعدها به نام «استوانه بلینو» شناخته شد و شامل گزارش‌هایی از پادشاه سنحاریب درباره فعالیت‌های ساختمانی او در نینوا بود. ریچ، که با زبان کردی آشنا بود و مدت زیادی را در میان کردها سپری کرد، توانست درک عمیقی از زندگی و فرهنگ آن‌ها به‌دست آورد و سفرنامه‌ای بنویسد که همچنان برای پژوهشگران تاریخ، مردم‌شناسی و باستان‌شناسی خاورمیانه منبعی غنی و الهام‌بخش است.

🔸یادداشت‏‌های کلودیوس جیمز ریچ در برخی موارد مانند وبای شیراز، از تک‌‏نگاری‌‏های دقیق و شاخصی است که به وسیله آن به‌خوبی از ترس و وحشت مردم و بی‌عملی حاکمان مطلع می‌‏شویم. او در روزگار شیوع بیماری، شاهد احوال مردم بوده و روزبه‌روز گزارش بیماری را هرچند موجز یادداشت کرده و حتی برای حمایت از آنها در شهر مانده است؛ درحالی‏‌که والی و وزیر به جای ساماندهی امور، گریخته‌ و شهر را به امان خدا سپرده‌‏اند!

🔸شاید گزاف نباشد اگر بگوییم ریچ در ثبت مشاهدات و گزارش سفر خود، همچون بیهقی دیده‌‏هایش را با جزئیات نوشته است. او از کنار هیچ چیز بی‌توجه رد نشده و همه‌چیز از نظر او اعم از ماسه‌‏سنگ، رودخانه، تپه، دشت، کوه، اماکن تاریخی، عتیقه‏‌ها، نسخ خطی، کتیبه‏‌ها، جهات جغرافیایی، نوع بادها، محصولات، اسامی همراهان، دمای هوا، حالات و روحیات نزدیکان و... درخور اهمیت و شایسته توجه بوده است.

ibna.ir/x6Kjh

@ibna_official
🔰نگاهی به اثری از ادواردو اینفانته؛
لذت‌ها و سرگرمی‌هایِ فرساینده
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۱

🔸دیوگنس باور داشت انسان باید در تصمیم‌گیری از عقل پیروی کند اما خیلی از انسان‌ها گاهی در اثرِ نظرِ دیگران یا لذت‌ها از مسیر خارج می‌شوند. کلبیان زندگیِ طبیعی را زیرِ روشنایی عقل تصور می‌کردند «مبارزه‌ای دائم برای نیفتادن در دام حماقت و مرام مردم‌پسندانه» آنتیستنس و دیوگنس مدام می‌گفتند «آدمی را یا عقل باید تا با آن زندگی کند یا ریسمانی تا با آن خویش را به دار آویزد.»

🔸اینفانته باور دارد که فلسفه‌یِ کلبی چون در نبردِ اندیشه‌ها شکست خورده و نتوانسته تاریخِ خودش را روایت کند «یا حتی بدتر از این، بازگویی تاریخش به قلم پیروزمندان بود» به سخره گرفته شده، اما چرا؟ او می‌نویسد:«چون فیلسوف کلبی مرتکب گناه نابخشودنی ریشخندکردن آموزه‌های مقدس شده است... از همان آغاز، پادشاهان فلسفه کلبیان را نادیده گرفتند، ایشان را ساکت کردند، سخنانشان را تحریف نمودند، از آنان کاریکاتور ساختند یا صراحتاً از ایشان سلب صلاحیت کردند تا پیام آزادیِ آنان، انتقاد اجتماعی‌شان و شیوه فلسفیدنشان را خفه کنند... بعضی از اپیکوریان و پدران کلیسا (پیشگامان گروه مقابل کلبی‌گری) دیدگاه‌های این فیلسوفان خطاکار را برای ما نقل کرده‌اند، اما مقصودشان دشنام‌دادن به ایشان، کاریکاتوری‌کردن آنان و مسخره‌کردنشان بوده است.»

🔸همان‌طور که می‌خوانیم «کلبی‌گری ترانه‌ای برای زندگی طبیعی است... شادبودن، در زندگیِ هماهنگ با طبیعت است و نه در زندگی‌کردن مطابق نظرهای عوام مردم؛ گواه این مطلب آن است که حتی گیاهان و البته حیوانات، هنگامی خوش هستند که هر کدام بدون مانع و مشکل به آن غایتی که سازگار با طبیعتشان است برسند... نه عقاب و نه درخت موز، و نه هیچ جانور و گیاهی در این خیالِ بیهوده نیست که پرها یا برگ‌هایش زرین باشند... بلکه آراسته به همان صورت طبیعی هستند که از آغاز بوده‌اند... همگان نیز آنان را خوش و بی‌نیاز از چیز دیگر به شمار می‌آورند. اکنون که چنین است، چرا نامعقول و مضحک نباشد وقتی انسانی خود را به رنج می‌افکند تا سعادت را در جایی دیگر بجوید و می‌پندارد که ثروت، نسبت، قدرت دوستانش و در نهایت چیزهایی از این قبیل ارزشی راستین دارند؟»

ibna.ir/x6Kk4

@ibna_official
🔰روایت کتابخانه شهید رجایی اهواز در دوران دفاع مقدس؛
قصه کتابخانه‌ای که چراغ فرهنگ را در جنگ ۸ ساله روشن نگه داشت

🔸 با صدای مهیب انفجار، بچه‌ها هراسان و دوان دوان به بیرون می‌روند. کتابدار کتابخانه شهید رجایی اهواز به سختی می‌تواند نوجوانانی را که در حال مطالعه هستند، آرام کند.


🔸️کتابخانه شهید رجایی اهواز تعطیل شد. شیشه‌ها را جمع و فضا را تمیزکاری کردیم و فردا دوباره کتابخانه باز شد.چون تنها کتابخانه فعال در اهواز بود که افراد زیادی عضو کتابخانه بودند. تیغه کوچکی بین دخترها و پسرها کشیده شده بود وجایگاه دخترها روبه‌روی مخزن قرارگرفته بود.

🔸️درکتابخانه قفسه‌ای به مجله‌ها و روزنامه‌ها اختصاص داشت. شخصا به کیوسک مطبوعاتی می‌رفتم و روزنامه می‌خریدم و اینگونه کتابخانه رونق گرفت. در اوج جنگ به سبب وضعیت جنگی تعداد اعضا ریزش کرد. اما وقتی جنگ کمی آرام‌ترشد دوباره تعداد اعضا به همان ۹۰۰ نفر عضو رسید.

🔸️کتابخانه محل استراحت رزمندگان بود. افرادی اهل کتاب و دانش بودند. یک روز جلسه‌ای در کتابخانه برگزار شد اما اتفاقی افتاد که مجبور شدم سمت هویزه بروم . وقتی برگشتم به کتابخانه، به جرات می‌توانم بگویم از ۱۰۰ کتاب در کتابخانه، فقط ۱۰کتاب مانده بود و به فاصله کوتاه همه کتاب‌ها در آغوش رزمندگان قرار گرفته بود که قصد مطالعه داشتند که در این وضعیت بود که انقلاب کتابخوانی در زمان جنگ آغاز شد.


ibna.ir/x6K5D

@ibna_official
🔰یادداشتی از مرشد محسن میرزاعلی؛
مرشد ترابی فقط شاهنامه را نقل نمی‌کرد، در آن زندگی می‌کرد

🔸نودسالگی زنده‌یاد مرشد ولی‌الله ترابی در مهرماه، فرصتی برای بازخوانی جایگاه این هنرمند در نقالی معاصر ایران است؛ هنرمندی که به گفته مرشد محسن میرزاعلی، نقالی را به‌ مثابه شیوه‌ای برای زیستن، اندیشیدن و رشد کردن دنبال می‌کرد.

🔸مرشد ولی‌الله ترابی از برجسته‌ترین مصادیق چنین مرشدی بود. او در حماسه‌ها و حکمت‌های فردوسی، پیش از آنکه روایتگر باشد، جوینده معنا بود. شاهنامه را نه فقط می‌خواند و نقل می‌کرد، بلکه در آن تأمل می‌کرد، با قهرمانانش زندگی می‌کرد و حکمت نهفته در لایه‌های آن را به زبان هنر برای مخاطبان خود آشکار می‌ساخت. از همین رو، نقالی برای او تنها یک حرفه یا مهارت نبود؛ شیوه‌ای برای زیستن، اندیشیدن و رشد کردن بود.

🔸مرشد ولی‌الله ترابی نیز از این منظر، یکی از جلوه‌های برجسته خودشکوفایی در مکتب نقالی تهران به‌شمار می‌آید. او صدا، بدن، نگاه، فهم و تجربه زیسته خود را در خدمت هنر نقالی قرار داد و با سال‌ها شاگردی، مطالعه، تمرین و تعمق در متون حماسی و دینی، به جایگاهی رسید که شناخت نقالی معاصر ایران بدون شناخت او دشوار است.

🔸️کتاب «صد و سیزده مجلس از نقالی‌های مرشد ولی‌الله ترابی» که برگرفته از روایت‌های شاهنامه فردوسی است، تلاشی برای ثبت بخشی از این میراث زنده و انتقال آن به نسل‌های آینده به‌شمار می‌آید. باور داریم ظرفیت‌های نهفته در این روایت‌ها، همچنان می‌تواند به رشد، خودشناسی و خودشکوفایی مخاطبان امروز یاری رساند و آنان را به تأملی دوباره در هویت فرهنگی و حماسی ایران دعوت کند.

ibna.ir/x6Kjz

@ibna_official
🔰گربه‌ای که آدم‌ها را می‌خواند؛
«عالیجناب گربه»؛ هجوِ روشنفکران، بحرانِ مدرنیته و تماشای انسان از چشم یک گربه

🔸«عالیجناب گربه» برخلاف بسیاری از رمان‌های کلاسیک، بیش از آنکه بر پیرنگ استوار باشد، بر صدا، گفت‌وگو، مشاهده و گریزهای فکری بنا شده است. اتفاق‌های داستانی وجود دارند، اما آنچه رمان را جلو می‌برد، لزوماً حادثه نیست. گاهی بحثی طولانی درباره‌ فلسفه یا هنر، یا حتی موضوعی به ظاهر پیش‌پاافتاده، تبدیل به میدان اصلی رمان می‌شود.

🔸️راوی، گربه‌ای بی‌نام است که سرانجام در خانه‌ «کوشامی»، معلم انگلیسی و روشنفکری متوسط، جا می‌گیرد. از این خانه است که او جهان پیرامونش را زیر نظر می‌گیرد: صاحب خانه، همسرش، دوستان و آشنایان، همسایه‌ها و جماعتی از آدم‌هایی که بخش بزرگی از وقت خود را صرف بحث درباره‌ فلسفه، هنر، ادبیات، علم و مسائل اجتماعی می‌کنند. اما در پس این گفت‌وگوهای ظاهراً جدی، چیزی دائماً خودش را لو می‌دهد: خودشیفتگی، نادانی، حسادت، تظاهر و نیاز انسان به اینکه خودش را مهم‌تر از آنچه هست نشان دهد.

🔸️نکته‌ مهم دیگر این است که «عالیجناب گربه» برخلاف بسیاری از رمان‌های کلاسیک، بیش از آنکه بر پیرنگ استوار باشد، بر صدا، گفت‌وگو، مشاهده و گریزهای فکری بنا شده است. اتفاق‌های داستانی وجود دارند، اما آنچه رمان را جلو می‌برد، لزوماً حادثه نیست. گاهی بحثی طولانی درباره‌ فلسفه یا هنر، یا حتی موضوعی به ظاهر پیش‌پاافتاده، تبدیل به میدان اصلی رمان می‌شود. از همین رو ممکن است خواننده‌ای که انتظار داستانی پرحادثه دارد، در بخش‌هایی احساس کند رمان کند شده است. اما برای سوسه‌کی، همین پرگویی‌ها و انحراف‌های ظاهری بخشی از موضوع‌اند: آدم‌ها مدام حرف می‌زنند، تحلیل می‌کنند، نظریه می‌سازند و درباره‌ همه‌چیز حکم می‌دهند؛ بی‌آنکه الزاماً خودشان را بشناسند.

🔸«عالیجناب گربه» همچنین رمانی درباره‌ بحران هویت در جامعه‌ای است که با شتاب به سوی جهان مدرن حرکت می‌کند. سنت‌های چینی و ژاپنی، فلسفه‌ قدیم، ادبیات کلاسیک و ارزش‌های کهن در کنار علم جدید، فرهنگ غربی، زبان انگلیسی و شیوه‌های تازه‌ زندگی قرار گرفته‌اند. سوسه‌کی نه به سادگی یکی را پیروز و دیگری را شکست‌خورده اعلام می‌کند و نه غرب را شیطانی می‌سازد. خود او نیز با فرهنگ و ادبیات انگلیسی ارتباط عمیقی داشت و برای مطالعه ادبیات انگلیسی به انگلستان رفت.


ibna.ir/x6KgF

@ibna_official
🔰گزارش ایبنا از بازار ملزومات تولید کتاب؛
کاهش قیمت کاغذ در بازار؛ نوسان مواد اولیه چاپ و نشر ادامه دارد

🔸بازار مواد اولیه چاپ و نشر در روزهای اخیر شاهد کاهش قیمت برخی انواع کاغذ و کاغذ آچار بوده است؛ درحالی‌که قیمت مقوا تغییر محسوسی نداشته و مرکب، چسب و زینک همچنان با دامنه‌های قیمتی متفاوت معامله می‌شوند

🔸کاغذ به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مواد اولیه صنعت چاپ و نشر، سهم قابل‌توجهی در هزینه تمام‌شده کتاب دارد و تغییر قیمت آن می‌تواند به‌ویژه در تیراژهای بالا، اثر مستقیمی بر هزینه تولید داشته باشد. هرچه میزان مصرف کاغذ در فرآیند تولید یک اثر بیشتر باشد، تغییرات قیمت این محصول نیز سهم بیشتری در هزینه نهایی تولید خواهد داشت.

🔸در این میان، کاهش قیمت کاغذ می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای ناشران و چاپخانه‌ها را کاهش دهد؛ هرچند قیمت نهایی کتاب تنها به بهای کاغذ وابسته نیست و هزینه‌های چاپ، صحافی، زینک، مرکب، چسب، دستمزد و سایر مراحل تولید نیز در تعیین قیمت تمام‌شده نقش دارند.

🔸️رصد بازار نشان می‌دهد که بازار مواد اولیه چاپ و نشر در شرایطی قرار دارد که کاهش قیمت در برخی انواع کاغذ و کاغذ آچار، در کنار ثبات نسبی قیمت مقوا و نوسان بهای مرکب، چسب و زینک رخ داده است و این وضعیت نشان می‌دهد بازار مواد اولیه چاپ و نشر همچنان تحت تأثیر تغییرات قیمت اقلام مختلف قرار دارد و هزینه تولید کتاب و محصولات چاپی نیز از مجموعه این تغییرات تأثیر می‌پذیرد.

ibna.ir/x6Kjd

@ibna_official
🔰مولف «عملیات عطش» در گفت‌وگو با ایبنا:
شکاف میان سپاه و ارتش در تنگه ابوقریب

🔸جواد کلاته عربی، مولف«عملیات عطش» گفت: در ماجرای تنگه‌ ابوقریب هم نمونه‌هایی از این نگاه را می‌بینیم. رزمندگان در مسیر حرکت‌شان با نیروهای ارتشی مواجه می‌شوند که در حال عقب‌نشینی هستند؛ خودروها و نیروهایی را می‌بینند که از منطقه بر می‌گردند. تمام این اتفاقات نه صرفا از جانب یک رزمنده بلکه از چندین نفر شنیده شده است و همین روایت‌های متعدد بخشی از تصویری است که آنها از عملکرد ارتش در آن مقطع داشتند.

🔸من ادعا نمی کنم آنچه در کتاب آمده، عین واقعه و دقیقاً همان چیزی است که در میدان اتفاق افتاده است؛ اما با اطمینان می‌توانم بگویم بر اساس خاطرات این تعداد از افراد، تلاش کردیم به منطقی‌ترین و معقول‌ترین روایت ممکن از واقعه برسیم. البته بعضی از رزمندگان گردان عمار، به ویژه تعدادی از اعضای گروهان شهید رجایی، نسبت به روایت کتاب نقد و نارضایتی‌هایی داشته‌اند و معتقدند کتاب با آنچه انتظار داشته‌اند، متفاوت است. من بارها به این دوستان گفته‌ام که طبیعی است نتوانم نظر تک‌تک افراد را تامین کنم؛ چون هر کس واقعه را از زاویه خودش دیده و پس از گذشت حدود ۴۰ سال، بخشی از آن تجربه در ذهن او باقی مانده است.با این حال، همیشه تاکید کرده‌ام که درباره‌ نقدها و ابهام‌ها پاسخگو هستم و حتی پیشنهاد داده‌ام دوستانی که نسبت به روایت کتاب نقد دارند، در جلسه‌ای حاضر شوند تا درباره‌ موارد مورد اختلاف با یکدیگر گفت‌و گو کنیم. در نهایت، ادعای من این است که با تکیه بر خاطرات تعدادی از این رزمندگان از یک واقعه‌ واحد، به منطقی‌ترین و معقول‌ترین روایتی که امکان دستیابی به آن وجود داشته، رسیده‌ایم.


🔸️نبود تصاویر مستقیم از خود عملیات، برای من در فرآیند تاریخ شفاهی و مستندنگاری، چالش تعیین کننده‌ای ایجاد نکرد. طبیعتاً اگر تصاویر و اسناد تصویری در اختیار داشته باشیم، بسیار کمک کننده‌ بود؛ چون به پژوهشگر فضا، نگاه و تصویر می‌دهند و امکان درک بهتر موقعیت را فراهم می‌کنند. من هم از همان فیلم ۲۶ دقیقه‌ای که در اختیار داشتم استفاده کردم. اما به نظرم تعدد راویان تا حد قابل ملاحظه‌ای این خلاء را جبران کرد. تفاوت زیادی وجود دارد بین اینکه بخواهیم درباره یک واقعه در طول یکسال یا یک عملیات طولانی مدت پژوهش کنیم. این تمرکز زمانی و تعدد راویان، بخش زیادی از نیازهای اطلاعاتی ما را برطرف کرد.به همین دلیل در کتاب جزئیات زیادی از واقعه آمده است. این جزئیات حاصل تخیل نویسنده نیست؛ بلکه برگرفته از تجربیات و مشاهدات راویان است. سعی کردم هر کدام از آنها را تا حد امکان با حفظ حتی حس و حال در آن لحظه ثبت کنم. همه‌ این عوامل دست به دست هم دادند تا بتوانیم تصویری نسبتاً دقیق از فضای عملیات ارائه دهیم.

🔸️من در این کتاب قرار نیست درباره همه اتفاقات جنگ قضاوت کنم. موضوع کتاب مشخص است. ما یک واقعه محدود را در یک بازه زمانی مشخص، یعنی ۲۴ ساعت روایت می‌کنیم. هر خواننده‌ای هم آزاد است بر اساس آنچه می‌خواند، برداشت و قضاوت خودش را داشته باشد. ملاحظه من به عنوان مولف و پژوهشگر این بوده که اگر درباره روایت، سوال یا شبهه منطقی وجود دارد، تا حد امکان برای آن پاسخ و مستند پیدا کنم. یکی از همین موارد، روایت مربوط به نیروهای ارتش بود. ممکن است در ذهن مخاطب تداعی شود که روایت صرفاً نگاه رزمندگان گردان عمار و نیروهای سپاه و بسیج به ارتش است و شاید یک‌طرفه باشد. برای پاسخ به این مساله تلاش کردم سراغ روایت و سندی از خود ارتش بروم و همان‌طور که اشاره کردم به سراغ خاطرات مرحوم امیر رزمی رفتم و واقعه‌ ابوقریب را از دید یک فرمانده ارتشی بررسی کردم. برای من مهم بود که یک گزارش میدانی و عینی از زبان فرمانده‌ای حاضر در صحنه پیدا کنم. به نظرم این روایت می‌توانست پاسخی به این شبهه باشد که کتاب صرفاً براساس نگاه رزمندگان گردان عمار نیست؛ حتی برای اینکه روایت محدود به یک یگان نباشد، یا یکی از رزمندگان لشکر ۷ولیعصر نیز گفت‌وگو کردم.

ibna.ir/x6Kk2

@ibna_official