🔰از مغازه جوشکاری تا عملیات بدر/ واقعیت افزوده در خدمت تاریخ
🔸«فیض بیپایان» را می توان فراتر از یک زندگینامه شهید خواند؛ کتابی درباره چگونگی ساخته شدن یک شخصیت در بستر خانواده، جامعه، باور و جنگ و شاید ارزش اصلی آن در همین باشد که برای فهمیدن یک شهید، فقط به لحظه شهادتش نگاه نمیکند؛ به سالهایی نگاه میکند که او در آنها زندگی کرد...
🔸کتاب تنها روایت یک رزمنده نیست؛ تلاشی است برای کنار هم گذاشتن فکر و عمل یک انسان در سالهای پیش و پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس. روایت همسر، برادر، دوستان، همرزمان و دیگر نزدیکان، در کنار نامهها، دستنوشته ها، اسناد و تصاویر، به تدریج چهره عباسعلی را شکل می دهند.
🔸مولف برای بازسازی این زندگی، تنها به خاطرات اکتفا نکرده است. نامهها، وصیتنامه، اسناد و حتی فیلم هشت دقیقهای باقی مانده از عملیات بدر، در کنار روایتهای شفاهی قرار گرفتهاند تا تصویر کاملتری از شخصیت و زمانه عباسعلی ساخته شود.
ibna.ir/x6K6c
@ibna_official
🔸«فیض بیپایان» را می توان فراتر از یک زندگینامه شهید خواند؛ کتابی درباره چگونگی ساخته شدن یک شخصیت در بستر خانواده، جامعه، باور و جنگ و شاید ارزش اصلی آن در همین باشد که برای فهمیدن یک شهید، فقط به لحظه شهادتش نگاه نمیکند؛ به سالهایی نگاه میکند که او در آنها زندگی کرد...
🔸کتاب تنها روایت یک رزمنده نیست؛ تلاشی است برای کنار هم گذاشتن فکر و عمل یک انسان در سالهای پیش و پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس. روایت همسر، برادر، دوستان، همرزمان و دیگر نزدیکان، در کنار نامهها، دستنوشته ها، اسناد و تصاویر، به تدریج چهره عباسعلی را شکل می دهند.
🔸مولف برای بازسازی این زندگی، تنها به خاطرات اکتفا نکرده است. نامهها، وصیتنامه، اسناد و حتی فیلم هشت دقیقهای باقی مانده از عملیات بدر، در کنار روایتهای شفاهی قرار گرفتهاند تا تصویر کاملتری از شخصیت و زمانه عباسعلی ساخته شود.
ibna.ir/x6K6c
@ibna_official
ایبنا
از مغازه جوشکاری تا عملیات بدر/ واقعیت افزوده در خدمت تاریخ
«فیض بیپایان» را می توان فراتر از یک زندگینامه شهید خواند؛ کتابی درباره چگونگی ساخته شدن یک شخصیت در بستر خانواده، جامعه، باور و جنگ و شاید ارزش اصلی آن در همین باشد که برای فهمیدن یک شهید، فقط به لحظه شهادتش نگاه نمیکند؛ به سالهایی نگاه میکند که او…
🔰در مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی مطرح شد؛
فارسی؛ زبانی که تمدن ایرانی را زنده نگه داشته است
🔸مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور و سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران برجسته کشور، چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد
🔸شهریار شاعری بود که جهان را با شعر میدید و نگاه ژرف و گسترده او سبب شد آثارش در میان مردم نفوذی ماندگار پیدا کند. پیوند او با امور قدسی، بهویژه ارادت عمیقش به حضرت علی(ع)، نیز در ماندگاری و عمق آثارش نقش مهمی داشته است.
🔸شهریار به تدریج از مرحله عشق زمینی عبور کرد و تحت تأثیر تحولات معنوی زندگی خود، بهویژه پس از سفر به مشهد و تجربههای عرفانی، مسیر تازهای در شعر و حیات معنوی خویش آغاز کرد. از این دوره به بعد، بسیاری از سرودههای او رنگ و بوی عرفانی بیشتری یافتند.
🔸شهریار توانست میان میراث شعر کلاسیک فارسی و شعر معاصر پیوندی برقرار کند و در غزلهای خود از سنت شاعران بزرگی چون سعدی بهره بگیرد، اما در عین حال زبان و بیان شخصی خود را حفظ کند.
🔸اهمیت شهریار تنها به شعر فارسی او محدود نمیشود. او در زبان مادری خود نیز شاهکاری همچون «حیدربابایه سلام» آفرید؛ اثری که از نظر ساختار زبانی و موسیقی شعر، اهمیت ویژهای دارد. زبان ترکی از نظر ساختار دستوری با فارسی تفاوت دارد و از زبانهای پیوندی و پسوندی است؛ بنابراین استفاده از وزنهای عروضی فارسی برای سرودن شعری روان و طبیعی در این زبان دشوار است. شهریار با شناخت ظرفیتهای زبان ترکی، از وزن هجایی بهره گرفت و توانست شعری پدید آورد که با ساختار و موسیقی این زبان هماهنگ بود.
ibna.ir/x6K9B
@ibna_official
فارسی؛ زبانی که تمدن ایرانی را زنده نگه داشته است
🔸مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور و سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران برجسته کشور، چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد
🔸شهریار شاعری بود که جهان را با شعر میدید و نگاه ژرف و گسترده او سبب شد آثارش در میان مردم نفوذی ماندگار پیدا کند. پیوند او با امور قدسی، بهویژه ارادت عمیقش به حضرت علی(ع)، نیز در ماندگاری و عمق آثارش نقش مهمی داشته است.
🔸شهریار به تدریج از مرحله عشق زمینی عبور کرد و تحت تأثیر تحولات معنوی زندگی خود، بهویژه پس از سفر به مشهد و تجربههای عرفانی، مسیر تازهای در شعر و حیات معنوی خویش آغاز کرد. از این دوره به بعد، بسیاری از سرودههای او رنگ و بوی عرفانی بیشتری یافتند.
🔸شهریار توانست میان میراث شعر کلاسیک فارسی و شعر معاصر پیوندی برقرار کند و در غزلهای خود از سنت شاعران بزرگی چون سعدی بهره بگیرد، اما در عین حال زبان و بیان شخصی خود را حفظ کند.
🔸اهمیت شهریار تنها به شعر فارسی او محدود نمیشود. او در زبان مادری خود نیز شاهکاری همچون «حیدربابایه سلام» آفرید؛ اثری که از نظر ساختار زبانی و موسیقی شعر، اهمیت ویژهای دارد. زبان ترکی از نظر ساختار دستوری با فارسی تفاوت دارد و از زبانهای پیوندی و پسوندی است؛ بنابراین استفاده از وزنهای عروضی فارسی برای سرودن شعری روان و طبیعی در این زبان دشوار است. شهریار با شناخت ظرفیتهای زبان ترکی، از وزن هجایی بهره گرفت و توانست شعری پدید آورد که با ساختار و موسیقی این زبان هماهنگ بود.
ibna.ir/x6K9B
@ibna_official
ایبنا
فارسی؛ زبانی که تمدن ایرانی را زنده نگه داشته است
مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور و سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران برجسته کشور، چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد.
🔰راهنمایی برای مدیران و متخصصان حوزهی تحقیق و توسعه؛
«نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه»؛ نگاهی به مدیریت نوآوری در سازمانها
🔸کتاب «نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه؛ استراتژیهای موفقیت» نوشتهی حامد طاهردوست، با ترجمهی گروهی از مترجمان و به همت نشر مهربان، با حمایت مجتمع مس شهربابک منتشر شد. این کتاب با بررسی ابعاد علمی، مدیریتی و اجرایی تحقیق و توسعه، به راهبردهایی میپردازد که سازمانها و کسبوکارها برای برنامهریزی، مدیریت و ارزیابی فعالیتهای نوآورانه به آنها نیاز دارند
🔸یکی از محورهای اصلی کتاب، تدوین راهبرد و برنامهریزی برای فعالیتهای تحقیق و توسعه است. تصمیمگیری دربارهی اولویتهای پژوهشی، تعیین اهداف و تخصیص منابع از جمله موضوعاتی است که در مدیریت این فعالیتها اهمیت دارد. نویسنده با پرداختن به این مباحث، زمینهای برای آشنایی خوانندگان با مراحل شکلگیری و هدایت پروژههای تحقیق و توسعه فراهم میکند.
🔸کتاب به تحقیق و توسعه بهعنوان یک حوزهی حرفهای نیز توجه دارد. این موضوع امکان بررسی جایگاه فعالیتهای پژوهشی در ساختار سازمانی و نقش متخصصان این حوزه را فراهم میکند. در چنین چارچوبی، موفقیت پروژهها به شناخت وظایف، هماهنگی میان اعضای تیم و مدیریت فرایندهای اجرایی وابسته است.
🔸اثر طاهردوست با رویکردی آموزشی و کاربردی نوشته شده و مطالعات موردی را نیز برای توضیح تجربهها و چالشهای این حوزه در بر میگیرد. این ویژگی به خوانندگان امکان میدهد مباحث مدیریتی و اجرایی را در کنار نمونههایی از تجربههای عملی بررسی کنند.
ibna.ir/x6K9D
@ibna_official
«نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه»؛ نگاهی به مدیریت نوآوری در سازمانها
🔸کتاب «نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه؛ استراتژیهای موفقیت» نوشتهی حامد طاهردوست، با ترجمهی گروهی از مترجمان و به همت نشر مهربان، با حمایت مجتمع مس شهربابک منتشر شد. این کتاب با بررسی ابعاد علمی، مدیریتی و اجرایی تحقیق و توسعه، به راهبردهایی میپردازد که سازمانها و کسبوکارها برای برنامهریزی، مدیریت و ارزیابی فعالیتهای نوآورانه به آنها نیاز دارند
🔸یکی از محورهای اصلی کتاب، تدوین راهبرد و برنامهریزی برای فعالیتهای تحقیق و توسعه است. تصمیمگیری دربارهی اولویتهای پژوهشی، تعیین اهداف و تخصیص منابع از جمله موضوعاتی است که در مدیریت این فعالیتها اهمیت دارد. نویسنده با پرداختن به این مباحث، زمینهای برای آشنایی خوانندگان با مراحل شکلگیری و هدایت پروژههای تحقیق و توسعه فراهم میکند.
🔸کتاب به تحقیق و توسعه بهعنوان یک حوزهی حرفهای نیز توجه دارد. این موضوع امکان بررسی جایگاه فعالیتهای پژوهشی در ساختار سازمانی و نقش متخصصان این حوزه را فراهم میکند. در چنین چارچوبی، موفقیت پروژهها به شناخت وظایف، هماهنگی میان اعضای تیم و مدیریت فرایندهای اجرایی وابسته است.
🔸اثر طاهردوست با رویکردی آموزشی و کاربردی نوشته شده و مطالعات موردی را نیز برای توضیح تجربهها و چالشهای این حوزه در بر میگیرد. این ویژگی به خوانندگان امکان میدهد مباحث مدیریتی و اجرایی را در کنار نمونههایی از تجربههای عملی بررسی کنند.
ibna.ir/x6K9D
@ibna_official
ایبنا
«نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه»؛ نگاهی به مدیریت نوآوری در سازمانها
کتاب «نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه؛ استراتژیهای موفقیت» نوشتهی حامد طاهردوست، با ترجمهی گروهی از مترجمان و به همت نشر مهربان، با حمایت مجتمع مس شهربابک منتشر شد. این کتاب با بررسی ابعاد علمی، مدیریتی و اجرایی تحقیق و توسعه، به راهبردهایی میپردازد که سازمانها…
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات
🔸رشد قیمت مرکب، زینک و مقوا در کنار جهش بهای کاغذ، هزینههای چاپخانهها را به اوج رسانده و قیمت تمامشده کتاب را هدف گرفته است.
🔸بررسی وضعیت بازار ملزومات چاپ در هفته جاری نشان میدهد که قیمت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند تولید کتاب همچنان بالاست و حتی نسبت به هفته گذشته رشد نسبتا چشمگیری داشته و ممکن است به کانال ۱۰ میلیون تومانی وارد شود.
🔸نگاهی به قیمتهای اعلامشده از بازار ملزومات چاپ نشان میدهد که زنجیره تولید کتاب همچنان با فشار ناشی از هزینه مواد اولیه روبهرو است. افزایش قیمت کاغذ در کنار رشد هزینه مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی صحافی، هزینههای چاپ و آمادهسازی کتاب را افزایش میدهد و در نهایت میتواند بر قیمت تمامشده کتاب اثر بگذارد.
🔸با توجه به سهم بالای هزینه مواد اولیه در فرآیند تولید کتاب، تداوم این روند برای ناشران و چاپخانهها اهمیت ویژهای دارد و وضعیت بازار ملزومات چاپ همچنان یکی از عوامل مؤثر بر اقتصاد تولید و انتشار کتاب محسوب میشود.
ibna.ir/x6K9w
@ibna_official
کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات
🔸رشد قیمت مرکب، زینک و مقوا در کنار جهش بهای کاغذ، هزینههای چاپخانهها را به اوج رسانده و قیمت تمامشده کتاب را هدف گرفته است.
🔸بررسی وضعیت بازار ملزومات چاپ در هفته جاری نشان میدهد که قیمت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند تولید کتاب همچنان بالاست و حتی نسبت به هفته گذشته رشد نسبتا چشمگیری داشته و ممکن است به کانال ۱۰ میلیون تومانی وارد شود.
🔸نگاهی به قیمتهای اعلامشده از بازار ملزومات چاپ نشان میدهد که زنجیره تولید کتاب همچنان با فشار ناشی از هزینه مواد اولیه روبهرو است. افزایش قیمت کاغذ در کنار رشد هزینه مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی صحافی، هزینههای چاپ و آمادهسازی کتاب را افزایش میدهد و در نهایت میتواند بر قیمت تمامشده کتاب اثر بگذارد.
🔸با توجه به سهم بالای هزینه مواد اولیه در فرآیند تولید کتاب، تداوم این روند برای ناشران و چاپخانهها اهمیت ویژهای دارد و وضعیت بازار ملزومات چاپ همچنان یکی از عوامل مؤثر بر اقتصاد تولید و انتشار کتاب محسوب میشود.
ibna.ir/x6K9w
@ibna_official
🔰تصور ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی از اهریمن و آغاز نبرد کیهانی؛
شر چگونه وارد جهان شد؟
داستان باستان - ۳
🔸تاریخ کیهانی را میتوان فرایند حرکت از آمیختگی به جدایی و از کشمکش به پیروزی نهایی خیر دانست. انسان نیز در همین نقطه جایگاه تاریخی خود را مییابد، موجودی انتخابگر که با اندیشه، گفتار و کردار خویش در این نبرد کیهانی مشارکت میکند. در نتیجه ورود شر پایان آفرینش نیک نیست؛ آغاز تاریخ کیهانی است؛ تاریخی که از هجوم و آمیختگی آغاز میشود و در فرجام، با رفع شر، پیروزی خیر و نوسازی جهان بهسوی تحقق نظم نخستین حرکت میکند.
🔸اگر جهان آفریدهٔ اهورامزدا و برخوردار از نظم و خیر است چگونه شر توانست به آن وارد شود؟ این پرسش در ظاهر پرسشی دربارهٔ منشأ بدی و رنج است؛ اما در جهانبینی زرتشتی دامنهٔ آن بسیار فراتر از اخلاق فردی میرود. مسئلهٔ شر در بنیاد خود پرسشی دربارهٔ ساختار جهان، جایگاه انسان در آن و سرنوشت نهایی آفرینش است. اگر آفرینش اهورایی در اصل نیک و سامانیافته است حضور مرگ، بیماری، تباهی، دروغ و دیگر صورتهای شر چگونه قابلتوضیح است؟ آیا این عناصر از آغاز در ساختمان جهان وجود داشتهاند یا نیرویی بیگانه با آفرینش نیک آنها را به جهان وارد کرده است؟
🔸این یادداشت با رویکردی تاریخی - تطبیقی تحول تصور شر و جایگاه اهریمن را در سنت زرتشتی بررسی میکند و برای پرهیز از یکسانانگاری لایههای متفاوت این سنت منابع را در سه سطح اصلی مطالعه قرار میدهد.
🔸️برای فهم جایگاه اهریمن در اندیشهٔ زرتشتی نخست باید از تعبیری که در بسیاری از روایتهای عمومی رواج یافته فاصله گرفت: اینکه "زرتشتیگری دو خدا دارد" این تعبیر هرچند برای توصیف ابتدایی تقابل اهورامزدا و اهریمن قابلفهم است، برای تحلیل ادیانشناختی کافی نیست؛ زیرا مسئلهٔ اصلی در این سنت صرفاً وجود دو موجود همرتبه و دو خدای رقیب نیست، بلکه تقابل بنیادین میان خیر و شر، نظم و ویرانی، راستی و دروغ است. افزون بر این صورتبندی این تقابل در همهٔ دورههای سنت زرتشتی یکسان نیست و باید تحول تاریخی آن را در نظر گرفت. در یکسوی این تقابل اهورامزدا و آفرینش اهورایی قرار دارند؛ جهانی که بر پایهٔ نظم، راستی و سامان شکلگرفته است.
🔸شر چگونه وارد جهان شد؟ پاسخ این پژوهش را نمیتوان در این تصور ساده جستوجو کرد که شر از آغاز در ساختار آفرینش حضور داشته یا اهورامزدا جهانی آمیخته از خیر و شر را آفریده است. در منطق زرتشتی نقطهٔ آغاز آفرینشی اهورایی، نیک و سامانیافته است. ازاینرو مسئلهٔ اصلی نه منشأ جهان مادی، بلکه توضیح حضور تباهی، مرگ و ویرانی در جهانی است که در بنیاد خود نیک آفریده شده است.
ibna.ir/x6K9X
@ibna_official
شر چگونه وارد جهان شد؟
داستان باستان - ۳
🔸تاریخ کیهانی را میتوان فرایند حرکت از آمیختگی به جدایی و از کشمکش به پیروزی نهایی خیر دانست. انسان نیز در همین نقطه جایگاه تاریخی خود را مییابد، موجودی انتخابگر که با اندیشه، گفتار و کردار خویش در این نبرد کیهانی مشارکت میکند. در نتیجه ورود شر پایان آفرینش نیک نیست؛ آغاز تاریخ کیهانی است؛ تاریخی که از هجوم و آمیختگی آغاز میشود و در فرجام، با رفع شر، پیروزی خیر و نوسازی جهان بهسوی تحقق نظم نخستین حرکت میکند.
🔸اگر جهان آفریدهٔ اهورامزدا و برخوردار از نظم و خیر است چگونه شر توانست به آن وارد شود؟ این پرسش در ظاهر پرسشی دربارهٔ منشأ بدی و رنج است؛ اما در جهانبینی زرتشتی دامنهٔ آن بسیار فراتر از اخلاق فردی میرود. مسئلهٔ شر در بنیاد خود پرسشی دربارهٔ ساختار جهان، جایگاه انسان در آن و سرنوشت نهایی آفرینش است. اگر آفرینش اهورایی در اصل نیک و سامانیافته است حضور مرگ، بیماری، تباهی، دروغ و دیگر صورتهای شر چگونه قابلتوضیح است؟ آیا این عناصر از آغاز در ساختمان جهان وجود داشتهاند یا نیرویی بیگانه با آفرینش نیک آنها را به جهان وارد کرده است؟
🔸این یادداشت با رویکردی تاریخی - تطبیقی تحول تصور شر و جایگاه اهریمن را در سنت زرتشتی بررسی میکند و برای پرهیز از یکسانانگاری لایههای متفاوت این سنت منابع را در سه سطح اصلی مطالعه قرار میدهد.
🔸️برای فهم جایگاه اهریمن در اندیشهٔ زرتشتی نخست باید از تعبیری که در بسیاری از روایتهای عمومی رواج یافته فاصله گرفت: اینکه "زرتشتیگری دو خدا دارد" این تعبیر هرچند برای توصیف ابتدایی تقابل اهورامزدا و اهریمن قابلفهم است، برای تحلیل ادیانشناختی کافی نیست؛ زیرا مسئلهٔ اصلی در این سنت صرفاً وجود دو موجود همرتبه و دو خدای رقیب نیست، بلکه تقابل بنیادین میان خیر و شر، نظم و ویرانی، راستی و دروغ است. افزون بر این صورتبندی این تقابل در همهٔ دورههای سنت زرتشتی یکسان نیست و باید تحول تاریخی آن را در نظر گرفت. در یکسوی این تقابل اهورامزدا و آفرینش اهورایی قرار دارند؛ جهانی که بر پایهٔ نظم، راستی و سامان شکلگرفته است.
🔸شر چگونه وارد جهان شد؟ پاسخ این پژوهش را نمیتوان در این تصور ساده جستوجو کرد که شر از آغاز در ساختار آفرینش حضور داشته یا اهورامزدا جهانی آمیخته از خیر و شر را آفریده است. در منطق زرتشتی نقطهٔ آغاز آفرینشی اهورایی، نیک و سامانیافته است. ازاینرو مسئلهٔ اصلی نه منشأ جهان مادی، بلکه توضیح حضور تباهی، مرگ و ویرانی در جهانی است که در بنیاد خود نیک آفریده شده است.
ibna.ir/x6K9X
@ibna_official
ایبنا
شر چگونه وارد جهان شد؟
تاریخ کیهانی را میتوان فرایند حرکت از آمیختگی به جدایی و از کشمکش به پیروزی نهایی خیر دانست. انسان نیز در همین نقطه جایگاه تاریخی خود را مییابد، موجودی انتخابگر که با اندیشه، گفتار و کردار خویش در این نبرد کیهانی مشارکت میکند. در نتیجه ورود شر پایان آفرینش…
🔰نگاهی به اثری از مارک وِرنون؛
احساسِ شگفتی و ارزشِ زندگی
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۰
🔸وِرنون مینویسد که «شگفتی یعنی توانایی تجربهکردن یک کیفیت زمانیِ مشخص، گرچه دستیابی به آن هم نیازمند زمان است. شگفتی یعنی آن که بتوانیم اجازه دهیم مزاحمتهای ملالتبار جهان از سر راهمان برداشته شوند؛ یا آن که زمانی را صرف انتظار برای از راه رسیدن لحظاتی کنیم که در آنها احساس شگفتی آشکار میشود.»
🔸وِرنون میگوید اینکه شخصی به سویِ درختی میدود تا آن را در آغوش بگیرد، و شخصی دیگر، به بررسیِ تنهیِ درخت میپردازد تا ببیند چگونه میتواند آن را قطع کند «از تفاوت اندوختهیِ بیپایان خاطرهها، نیازها و هدفهای آن افراد ناشی میشود.» جیمز باور داشت بیش از آن که به داوریِ دیگران بپردازیم باید به آنچه شگفتیِ آنها را برمیانگیزد احترام بگذاریم و ناتوانیِ ما را در احترامگذاشتن به احساسهایِ دیگران «نابینایی نوع بشر» میخواند. آفتی که از میان بُردنِ آن دشوار نیست. کافی است سگی را تماشا کنیم که از پیداکردنِ یک استخوان دچارِ شور و شعف میشود تا دریابیم که «ویژگی همگانیِ موجودات ذیشعور را نمیتوان در آن چیزی یافت که مهم و ارزشمند مییابند، بلکه میتوان در این واقعیت یافت که آن چیز مهم و ارزشمند را در همین دنیای اطرافشان مییابند.»
ibna.ir/x6K9W
@ibna_official
احساسِ شگفتی و ارزشِ زندگی
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۰
🔸وِرنون مینویسد که «شگفتی یعنی توانایی تجربهکردن یک کیفیت زمانیِ مشخص، گرچه دستیابی به آن هم نیازمند زمان است. شگفتی یعنی آن که بتوانیم اجازه دهیم مزاحمتهای ملالتبار جهان از سر راهمان برداشته شوند؛ یا آن که زمانی را صرف انتظار برای از راه رسیدن لحظاتی کنیم که در آنها احساس شگفتی آشکار میشود.»
🔸وِرنون میگوید اینکه شخصی به سویِ درختی میدود تا آن را در آغوش بگیرد، و شخصی دیگر، به بررسیِ تنهیِ درخت میپردازد تا ببیند چگونه میتواند آن را قطع کند «از تفاوت اندوختهیِ بیپایان خاطرهها، نیازها و هدفهای آن افراد ناشی میشود.» جیمز باور داشت بیش از آن که به داوریِ دیگران بپردازیم باید به آنچه شگفتیِ آنها را برمیانگیزد احترام بگذاریم و ناتوانیِ ما را در احترامگذاشتن به احساسهایِ دیگران «نابینایی نوع بشر» میخواند. آفتی که از میان بُردنِ آن دشوار نیست. کافی است سگی را تماشا کنیم که از پیداکردنِ یک استخوان دچارِ شور و شعف میشود تا دریابیم که «ویژگی همگانیِ موجودات ذیشعور را نمیتوان در آن چیزی یافت که مهم و ارزشمند مییابند، بلکه میتوان در این واقعیت یافت که آن چیز مهم و ارزشمند را در همین دنیای اطرافشان مییابند.»
ibna.ir/x6K9W
@ibna_official
ایبنا
احساسِ شگفتی و ارزشِ زندگی
وِرنون مینویسد که «شگفتی یعنی توانایی تجربهکردن یک کیفیت زمانیِ مشخص، گرچه دستیابی به آن هم نیازمند زمان است. شگفتی یعنی آن که بتوانیم اجازه دهیم مزاحمتهای ملالتبار جهان از سر راهمان برداشته شوند؛ یا آن که زمانی را صرف انتظار برای از راه رسیدن لحظاتی…
🔰غلامرضا طریقی به مناسبت سالروز درگذشت شهریار مطرح کرد؛
امضای شخصی شعر شهریار عاطفهمندی مدرن اوست
رنج یکی از پررنگترین مایههای حضوری در شعر شهریار است
🔸در سی و هشتمین سالروز درگذشت محمدحسین بهجت تبریزی، غلامرضا طریقی در گفتوگو با ایبنا، به کالبدشکافی میراث این شاعر میپردازد. او از جسارت شهریار در ترکیب جانمایه شیوه عراقی با رنجهای شخصی میگوید و بررسی میکند که چگونه وفاداری به عاطفه، شهریار را به یکی از محبوبترین و در عین حال تأثیرگذارترین چهرههای شعر فارسی تبدیل کرد.
🔸میراث شهریار از خودِ شهریار مهمتر است. اگر برای نمونه غزل معاصر را فرض بگیریم، این موضوع حتی نیاز به تحلیل ندارد؛ برای مثال، حسین منزوی درباره شهریار کتاب نوشته و در مقدمه همان کتاب و جاهای مختلف دیگر، به صراحت به این نکته اشاره کرده است. اگر ما امروز حسین منزوی را در قله غزل معاصر میدانیم، باید توجه داشته باشیم که او بهطور مطلق شهریار را ستایش میکند و خود را تحت تأثیر او میداند و هیچ ابایی ندارد که این موضوع را در جاهای مختلف به زبان بیاورد. محمدعلی بهمنی، دیگر غزلسرای بزرگ معاصر، و همچنین سیمین بهبهانی نیز در جاهای مختلف اشاره کردهاند که ارادتی به شهریار داشتند و این ارادت در خاطرات و شعرهایشان بروز یافته است.
🔸میتوان گفت شهریار اولین کسی بود که بدون توجه به کلیشهها و تصورات رایج، شعر گفت؛ چرا که همه فکر میکنند اگر در ادامه شیوه عراقی شعر میگویید، حتماً باید از منظر عرفانی و به تمامی شئونی که به عنوان «شعر عراقی» تعریف شده است، وفادار باشید. اما او خود را مقید به اینها نکرد؛ در حقیقت، جانمایه آن شیوه را گرفت و عواطف خودش را به آن اضافه کرد و همین امر منجر شد تا تعریف ویژهای از شعر داشته باشد؛ تعریفی که احتمالاً با تمام تعاریف شیوه عراقی هم منطبق نیست و او از این موضوع هیچ پرهیز و ابایی نداشت.
ibna.ir/x6K5B
@ibna_official
امضای شخصی شعر شهریار عاطفهمندی مدرن اوست
رنج یکی از پررنگترین مایههای حضوری در شعر شهریار است
🔸در سی و هشتمین سالروز درگذشت محمدحسین بهجت تبریزی، غلامرضا طریقی در گفتوگو با ایبنا، به کالبدشکافی میراث این شاعر میپردازد. او از جسارت شهریار در ترکیب جانمایه شیوه عراقی با رنجهای شخصی میگوید و بررسی میکند که چگونه وفاداری به عاطفه، شهریار را به یکی از محبوبترین و در عین حال تأثیرگذارترین چهرههای شعر فارسی تبدیل کرد.
🔸میراث شهریار از خودِ شهریار مهمتر است. اگر برای نمونه غزل معاصر را فرض بگیریم، این موضوع حتی نیاز به تحلیل ندارد؛ برای مثال، حسین منزوی درباره شهریار کتاب نوشته و در مقدمه همان کتاب و جاهای مختلف دیگر، به صراحت به این نکته اشاره کرده است. اگر ما امروز حسین منزوی را در قله غزل معاصر میدانیم، باید توجه داشته باشیم که او بهطور مطلق شهریار را ستایش میکند و خود را تحت تأثیر او میداند و هیچ ابایی ندارد که این موضوع را در جاهای مختلف به زبان بیاورد. محمدعلی بهمنی، دیگر غزلسرای بزرگ معاصر، و همچنین سیمین بهبهانی نیز در جاهای مختلف اشاره کردهاند که ارادتی به شهریار داشتند و این ارادت در خاطرات و شعرهایشان بروز یافته است.
🔸میتوان گفت شهریار اولین کسی بود که بدون توجه به کلیشهها و تصورات رایج، شعر گفت؛ چرا که همه فکر میکنند اگر در ادامه شیوه عراقی شعر میگویید، حتماً باید از منظر عرفانی و به تمامی شئونی که به عنوان «شعر عراقی» تعریف شده است، وفادار باشید. اما او خود را مقید به اینها نکرد؛ در حقیقت، جانمایه آن شیوه را گرفت و عواطف خودش را به آن اضافه کرد و همین امر منجر شد تا تعریف ویژهای از شعر داشته باشد؛ تعریفی که احتمالاً با تمام تعاریف شیوه عراقی هم منطبق نیست و او از این موضوع هیچ پرهیز و ابایی نداشت.
ibna.ir/x6K5B
@ibna_official
ایبنا
امضای شخصی شعر شهریار عاطفهمندی مدرن اوست
در سی و هشتمین سالروز درگذشت محمدحسین بهجت تبریزی، غلامرضا طریقی در گفتوگو با ایبنا، به کالبدشکافی میراث این شاعر میپردازد. او از جسارت شهریار در ترکیب جانمایه شیوه عراقی با رنجهای شخصی میگوید و بررسی میکند که چگونه وفاداری به عاطفه، شهریار را به یکی…
🔰از «پدرخوانده» تا «اینک آخرالزمان» و «دراکولا»؛
فرانسیس فورد کاپولا و جستوجوی سینما در دل ادبیات
🔸در کارنامه فیلمسازی کاپولا هیچ نمونهای به اندازه «پدرخوانده» نشان نمیدهد که او چگونه میتوانست از دل یک متن ادبی، چیزی کاملا سینمایی بیرون بکشد. ماریو پوزو «پدرخوانده» را در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد. رمانی قطور و عامهپسند که بخشهایی از آن بیش از آنکه به تراژدی قدرت و خانواده مربوط باشد، به جزئیات زندگی خصوصی شخصیتها و ماجراهای فرعی اختصاص داشت.
🔸کاپولا برای تبدیل رمان به فیلم، مجبور بود حجم عظیم روایت را فشرده کند. خودش بعدها درباره صحنه غسل تعمید توضیح داد که بخش انتقامهای مایکل در رمان دهها صفحه طول میکشید، اما او باید راهی پیدا میکرد که آن حجم اطلاعات را در زبان سینما خلاصه کند. راهحل، تدوین موازی میان مراسم غسل تعمید و قتل دشمنان مایکل بود.
🔸در پژوهشهای مربوط به راهبردهای اقتباسی کاپولا نیز «بیگانگان» نمونهای از نزدیکترین اقتباسهای او به متن اصلی معرفی شده است تا جایی که یک پژوهشگر نوشته است فیلم چنان به اصل کتاب نزدیک میشود که گویی رمان تقریباً مستقیماً به فیلمنامه تبدیل شده است. همکاری کاپولا با هینتون به «بیگانگان» ختم نشد و او «ماهی جنگی» را با اقتباسی از رمان دیگر هینتون ساخت. اگر «بیگانگان» فیلمی درباره جامعه و گروه است، «ماهی جنگی» فیلمی درباره تنهایی، اسطورهسازی و فروپاشی هویت است.
🔸شاید دلیل مهمی که کاپولا میتوانست با نویسندگان و رمانها چنین راحت برخورد کند، این بود که خودش فقط کارگردان نبود. او فیلمنامه مینوشت، بازنویسی میکرد و ساختار روایی را میشناخت. او در گفتوگویی با نیویورک تایمز توضیح میدهد که هرگز کتابی را به قصد اقتباس سینمایی نمیخواند و کتاب میخواند تا یاد بگیرد و ببیند چه چیزی میتواند برای هنر نوشتن از آن بیاموزد. کاپولا با فیلمهای اقتباسیاش درسی به ادبیات درباره سینما داد که بزرگترین احترام به یک رمان مربوط به میزان وفاداری به کتاب نیست و درک این است که چرا سزاوار ساخته شدن است.
ibna.ir/x6K9T
@ibna_official
فرانسیس فورد کاپولا و جستوجوی سینما در دل ادبیات
🔸در کارنامه فیلمسازی کاپولا هیچ نمونهای به اندازه «پدرخوانده» نشان نمیدهد که او چگونه میتوانست از دل یک متن ادبی، چیزی کاملا سینمایی بیرون بکشد. ماریو پوزو «پدرخوانده» را در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد. رمانی قطور و عامهپسند که بخشهایی از آن بیش از آنکه به تراژدی قدرت و خانواده مربوط باشد، به جزئیات زندگی خصوصی شخصیتها و ماجراهای فرعی اختصاص داشت.
🔸کاپولا برای تبدیل رمان به فیلم، مجبور بود حجم عظیم روایت را فشرده کند. خودش بعدها درباره صحنه غسل تعمید توضیح داد که بخش انتقامهای مایکل در رمان دهها صفحه طول میکشید، اما او باید راهی پیدا میکرد که آن حجم اطلاعات را در زبان سینما خلاصه کند. راهحل، تدوین موازی میان مراسم غسل تعمید و قتل دشمنان مایکل بود.
🔸در پژوهشهای مربوط به راهبردهای اقتباسی کاپولا نیز «بیگانگان» نمونهای از نزدیکترین اقتباسهای او به متن اصلی معرفی شده است تا جایی که یک پژوهشگر نوشته است فیلم چنان به اصل کتاب نزدیک میشود که گویی رمان تقریباً مستقیماً به فیلمنامه تبدیل شده است. همکاری کاپولا با هینتون به «بیگانگان» ختم نشد و او «ماهی جنگی» را با اقتباسی از رمان دیگر هینتون ساخت. اگر «بیگانگان» فیلمی درباره جامعه و گروه است، «ماهی جنگی» فیلمی درباره تنهایی، اسطورهسازی و فروپاشی هویت است.
🔸شاید دلیل مهمی که کاپولا میتوانست با نویسندگان و رمانها چنین راحت برخورد کند، این بود که خودش فقط کارگردان نبود. او فیلمنامه مینوشت، بازنویسی میکرد و ساختار روایی را میشناخت. او در گفتوگویی با نیویورک تایمز توضیح میدهد که هرگز کتابی را به قصد اقتباس سینمایی نمیخواند و کتاب میخواند تا یاد بگیرد و ببیند چه چیزی میتواند برای هنر نوشتن از آن بیاموزد. کاپولا با فیلمهای اقتباسیاش درسی به ادبیات درباره سینما داد که بزرگترین احترام به یک رمان مربوط به میزان وفاداری به کتاب نیست و درک این است که چرا سزاوار ساخته شدن است.
ibna.ir/x6K9T
@ibna_official
ایبنا
فرانسیس فورد کاپولا و جستوجوی سینما در دل ادبیات
در کارنامه فیلمسازی کاپولا هیچ نمونهای به اندازه «پدرخوانده» نشان نمیدهد که او چگونه میتوانست از دل یک متن ادبی، چیزی کاملا سینمایی بیرون بکشد. ماریو پوزو «پدرخوانده» را در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد. رمانی قطور و عامهپسند که بخشهایی از آن بیش از آنکه به تراژدی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰جایگاه شهریار در غزل معاصر
🔸غلامرضا طریقی نویسنده و شاعر در گفتوگو با ایبنا به تبیین جایگاه شهریار در غزل معاصر پرداخت.
ibna.ir/x6K9g
@ibna_official
🔸غلامرضا طریقی نویسنده و شاعر در گفتوگو با ایبنا به تبیین جایگاه شهریار در غزل معاصر پرداخت.
ibna.ir/x6K9g
@ibna_official
🔰گفتوگو با مؤلف کتاب صوفیان مطرود؛
مسئله تصوف در دوره صفوی
🔸سعید مهری پژوهشگر و عضو هیئتعلمی دانشگاه گنبدکاووس با بیان اینکه، با بررسی تاریخ تصوف میبینیم که تصوف همواره در ترقی و صعود بوده است و اندکاندک از یک جنبش دگراندیش و شاید اعتراضی، تبدیل به یک دستگاه فکری عریض و طویل با تشخصی ویژه میشود، گفت: از دوره صفوی میبینیم که روند مواجهه با تصوف و صوفیان عوض میشود و این امر زمانی معنادار میشود که میبینیم صفویان دولتی برآمده از خانقاه و خود از سلسله صوفیان بودهاند و اصلاً تبار صوفیانه آنان سبب شد که بتوانند به قدرت برسند
🔸سعید مهری که سابقه عضویت در انجمن مفاخر گلستان و تألیف چندین مقالۀ علمی را در کارنامۀ خود دارد و حوزه تخصصیاش ادبیات کلاسیک و ادبیات عرفانی است، درباره کتاب و ایده نگارشش، گفت: این کتاب در اصل رساله دکتری من در گروه ادبیات دانشگاه فردوسی بوده است که با اندک تغییراتی در نشر آرما به چاپ رسیده است. حقیقت امر، تصوف و ادبیات صوفیانه همواره یکی از زمینههای علاقۀ بنده در مطالعات و پژوهشهایم بوده است و تمایل زیادی داشتم که درزمینۀ تاریخ تصوف پژوهشی انجام بدهم.
🔸اصلاً تصوف و اندیشههای صوفیانه آنقدر جذابیت داشته است که میتوان گفت بر تمام جنبههای فکری و فرهنگی مسلمانان و ایرانیان اثر گذاشته است؛ حتی فیلسوفان ایرانی هم از اندیشههای صوفیانه خالی نبودهاند؛ ابنسینا بنیانگذار حکمت مشرقی بود و بعدها سهروردی آن را پرورد و به کمالی چشمگیر رساند؛ گروه اخوانالصفا فلسفهای باطنی و عرفانی بنا نهادند و درنهایت ملاصدرا پیوندی محکم میان فلسفه و عرفان برقرار کرد.
🔸تصوف همواره یکی از فربهترین عناصر فکری و فرهنگی در جوامع مسلمان، خاصه ایران، بوده است و نقدهایی هم که بر آن وارد میشده، آنقدر جدی نبوده است که بر سرنوشت تصوف و صوفیان اثری بگذارد.
ibna.ir/x6JQk
@ibna_official
مسئله تصوف در دوره صفوی
🔸سعید مهری پژوهشگر و عضو هیئتعلمی دانشگاه گنبدکاووس با بیان اینکه، با بررسی تاریخ تصوف میبینیم که تصوف همواره در ترقی و صعود بوده است و اندکاندک از یک جنبش دگراندیش و شاید اعتراضی، تبدیل به یک دستگاه فکری عریض و طویل با تشخصی ویژه میشود، گفت: از دوره صفوی میبینیم که روند مواجهه با تصوف و صوفیان عوض میشود و این امر زمانی معنادار میشود که میبینیم صفویان دولتی برآمده از خانقاه و خود از سلسله صوفیان بودهاند و اصلاً تبار صوفیانه آنان سبب شد که بتوانند به قدرت برسند
🔸سعید مهری که سابقه عضویت در انجمن مفاخر گلستان و تألیف چندین مقالۀ علمی را در کارنامۀ خود دارد و حوزه تخصصیاش ادبیات کلاسیک و ادبیات عرفانی است، درباره کتاب و ایده نگارشش، گفت: این کتاب در اصل رساله دکتری من در گروه ادبیات دانشگاه فردوسی بوده است که با اندک تغییراتی در نشر آرما به چاپ رسیده است. حقیقت امر، تصوف و ادبیات صوفیانه همواره یکی از زمینههای علاقۀ بنده در مطالعات و پژوهشهایم بوده است و تمایل زیادی داشتم که درزمینۀ تاریخ تصوف پژوهشی انجام بدهم.
🔸اصلاً تصوف و اندیشههای صوفیانه آنقدر جذابیت داشته است که میتوان گفت بر تمام جنبههای فکری و فرهنگی مسلمانان و ایرانیان اثر گذاشته است؛ حتی فیلسوفان ایرانی هم از اندیشههای صوفیانه خالی نبودهاند؛ ابنسینا بنیانگذار حکمت مشرقی بود و بعدها سهروردی آن را پرورد و به کمالی چشمگیر رساند؛ گروه اخوانالصفا فلسفهای باطنی و عرفانی بنا نهادند و درنهایت ملاصدرا پیوندی محکم میان فلسفه و عرفان برقرار کرد.
🔸تصوف همواره یکی از فربهترین عناصر فکری و فرهنگی در جوامع مسلمان، خاصه ایران، بوده است و نقدهایی هم که بر آن وارد میشده، آنقدر جدی نبوده است که بر سرنوشت تصوف و صوفیان اثری بگذارد.
ibna.ir/x6JQk
@ibna_official
ایبنا
مسئله تصوف در دوره صفوی
گلستان- سعید مهری پژوهشگر و عضو هیئتعلمی دانشگاه گنبدکاووس با بیان اینکه، با بررسی تاریخ تصوف میبینیم که تصوف همواره در ترقی و صعود بوده است و اندکاندک از یک جنبش دگراندیش و شاید اعتراضی، تبدیل به یک دستگاه فکری عریض و طویل با تشخصی ویژه میشود، گفت:…
🔰نگاهی به «کریسمس در نیاوران»؛
آن شب «نیاوران» نمیدانست فردا چه میشود؟
🔸کاخها همیشه با صدای فرو ریختن شناخته نمیشوند. گاهی پیش از آن، سکوتی سنگین در راهروهایشان میپیچد؛ سکوت کسانی که نمیدانند چند قدم بیشتر تا پایان فاصله ندارند. صفحههای کتاب «کریسمس در نیاوران» را که ورق میزنید، بیش از آنکه فقط با یک روایت سیاسی روبهرو شوید، با تصویری از یک خطای تاریخی مواجه خواهید شد.
🔸گاهی فاصله میان یک حکومت و جامعهاش، نه با یک حادثه، بلکه با هزاران نشانه کوچک شکل میگیرد. با صداهایی که شنیده نمیشوند. با هشدارهایی که جدی گرفته نمیشوند. با اطمینانی که بیش از اندازه به آینده دارد. «کریسمس در نیاوران» تلاش میکند این فاصله را از زاویهی اسناد و روایتهای سیاسی نشان دهد؛ نه فقط آنچه در خیابانها رخ داد، بلکه آنچه در پشت میزهای دیپلماتیک دربارهی ایران گفته و نوشته شد. شاید برای همین، عنوان کتاب فقط نام یک شب نیست. کریسمس در این روایت، تبدیل به یک نماد میشود؛ نماد لحظهای که عدهای هنوز در حال جشن گرفتن ثبات هستند، اما تاریخ آرامآرام خبر دیگری برایشان آماده میکند.
ibna.ir/x6K3N
@ibna_official
آن شب «نیاوران» نمیدانست فردا چه میشود؟
🔸کاخها همیشه با صدای فرو ریختن شناخته نمیشوند. گاهی پیش از آن، سکوتی سنگین در راهروهایشان میپیچد؛ سکوت کسانی که نمیدانند چند قدم بیشتر تا پایان فاصله ندارند. صفحههای کتاب «کریسمس در نیاوران» را که ورق میزنید، بیش از آنکه فقط با یک روایت سیاسی روبهرو شوید، با تصویری از یک خطای تاریخی مواجه خواهید شد.
🔸گاهی فاصله میان یک حکومت و جامعهاش، نه با یک حادثه، بلکه با هزاران نشانه کوچک شکل میگیرد. با صداهایی که شنیده نمیشوند. با هشدارهایی که جدی گرفته نمیشوند. با اطمینانی که بیش از اندازه به آینده دارد. «کریسمس در نیاوران» تلاش میکند این فاصله را از زاویهی اسناد و روایتهای سیاسی نشان دهد؛ نه فقط آنچه در خیابانها رخ داد، بلکه آنچه در پشت میزهای دیپلماتیک دربارهی ایران گفته و نوشته شد. شاید برای همین، عنوان کتاب فقط نام یک شب نیست. کریسمس در این روایت، تبدیل به یک نماد میشود؛ نماد لحظهای که عدهای هنوز در حال جشن گرفتن ثبات هستند، اما تاریخ آرامآرام خبر دیگری برایشان آماده میکند.
ibna.ir/x6K3N
@ibna_official
ایبنا
آن شب «نیاوران» نمیدانست فردا چه میشود؟
کاخها همیشه با صدای فرو ریختن شناخته نمیشوند. گاهی پیش از آن، سکوتی سنگین در راهروهایشان میپیچد؛ سکوت کسانی که نمیدانند چند قدم بیشتر تا پایان فاصله ندارند. صفحههای کتاب «کریسمس در نیاوران» را که ورق میزنید، بیش از آنکه فقط با یک روایت سیاسی روبهرو…
🔰پیام وزیر فرهنگ:
شهریار نه تنها غزلسرایِ عاطفه، که نماد پیوند جان و ایمان بود
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار گفت: شعر فارسی، عصارهٔ رنج و لذت، حکمت و اخلاق، عرفان و معنویت و تبلور «داد» در برابر «بیداد» است.
🔸️در ایامی که غبار فتنههای استکباری، سایه بر منطقه افکنده بود، «جنگ تحمیلی دوم و سوم» به نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر ما بدل گشت. این حماسه، که نشاندهندهٔ پیوند ناگسستنی «ایمان»، «تدبیر» و «قدرت» ایرانی است، در حافظهٔ تاریخی ملت ما ثبت شد. همانگونه که شاعران بزرگ ما در دوران دفاع مقدس، دفتر و دیوان خود را با سرودههای ایثار و شهادت آذین بستند، امروز نیز شاعرانِ زمانشناسِ ما در آینهٔ تمامنمای این دفاع ملی، روایتگرِ شکستِ هیمنهٔ استکبار جهانی و طلوعِ دوبارهٔ عزتِ اسلامی گشتهاند.
🔸️در این میان، یادکردِ «شهریارِ سخن»، استاد محمدحسین بهجت تبریزی، بیش از هر زمان دیگری الهامبخش است. شهریار، نه تنها غزلسرای عاطفه، که نمادِ پیوندِ جان و ایمان بود. او که در سالهای پایانی عمرِ پربرکت خویش، عظمتِ روحِ فداکاریِ مردمان ایران را ستود، امروز چراغِ راهِ شاعرانی است که با زبانِ هنر، پیروزیهای بزرگِ ایرانِ مقتدر را روایت میکنند
ibna.ir/x6Kb5
@ibna_official
شهریار نه تنها غزلسرایِ عاطفه، که نماد پیوند جان و ایمان بود
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار گفت: شعر فارسی، عصارهٔ رنج و لذت، حکمت و اخلاق، عرفان و معنویت و تبلور «داد» در برابر «بیداد» است.
🔸️در ایامی که غبار فتنههای استکباری، سایه بر منطقه افکنده بود، «جنگ تحمیلی دوم و سوم» به نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر ما بدل گشت. این حماسه، که نشاندهندهٔ پیوند ناگسستنی «ایمان»، «تدبیر» و «قدرت» ایرانی است، در حافظهٔ تاریخی ملت ما ثبت شد. همانگونه که شاعران بزرگ ما در دوران دفاع مقدس، دفتر و دیوان خود را با سرودههای ایثار و شهادت آذین بستند، امروز نیز شاعرانِ زمانشناسِ ما در آینهٔ تمامنمای این دفاع ملی، روایتگرِ شکستِ هیمنهٔ استکبار جهانی و طلوعِ دوبارهٔ عزتِ اسلامی گشتهاند.
🔸️در این میان، یادکردِ «شهریارِ سخن»، استاد محمدحسین بهجت تبریزی، بیش از هر زمان دیگری الهامبخش است. شهریار، نه تنها غزلسرای عاطفه، که نمادِ پیوندِ جان و ایمان بود. او که در سالهای پایانی عمرِ پربرکت خویش، عظمتِ روحِ فداکاریِ مردمان ایران را ستود، امروز چراغِ راهِ شاعرانی است که با زبانِ هنر، پیروزیهای بزرگِ ایرانِ مقتدر را روایت میکنند
ibna.ir/x6Kb5
@ibna_official
ایبنا
شهریار نه تنها غزلسرایِ عاطفه، که نماد پیوند جان و ایمان بود
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار گفت: شعر فارسی، عصارهٔ رنج و لذت، حکمت و اخلاق، عرفان و معنویت و تبلور «داد» در برابر «بیداد» است.
🔰راهحل ادبیات برای بحرانهای انسانی؛
ادبیات و هنر چگونه میتوانند از ناآرامیهای مدارس جلوگیری کنند؟
🔸همزمان با افزایش نگرانیها درباره ناآرامی، خشونت و تنش در مدارس کنیا، توجهها به نقش ادبیات و هنر در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و ایجاد فضای گفتوگو میان دانشآموزان جلب شده است. روزنامه «دیلی نیشن» کنیا در گزارشی تاکید میکند که ادبیات، نمایش، موسیقی و سایر فعالیتهای هنری میتوانند به دانشآموزان امکان دهند احساسات، نگرانیها و تعارضهای خود را به شیوهای سازنده بیان کنند و از تبدیل اختلافات مدرسهای به بحران و خشونت جلوگیری شود.
🔸یکی از کارکردهای مهم فعالیتهای هنری در محیط مدرسه، فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساسات است. نوجوانی که احساس خشم، طردشدگی یا فشار میکند، ممکن است نتواند این احساسات را مستقیماً توضیح دهد؛ اما همین فرد میتواند آنها را در قالب یک داستان، شعر، نمایش یا اثر تصویری بیان کند.
🔸البته هنر به تنهایی نمیتواند تمام مشکلات مربوط به ناآرامی مدارس را حل کند. اجرای چنین رویکردی نیازمند مشارکت معلمان، مدیران مدارس، والدین و خود دانشآموزان است.
🔸مدرسه باید محیطی فراهم کند که دانشآموزان بتوانند بدون ترس از تحقیر یا مجازات، درباره مشکلات خود صحبت کنند. فعالیتهای هنری زمانی بیشترین اثر را خواهند داشت که بخشی از یک برنامه گستردهتر برای سلامت اجتماعی و عاطفی دانشآموزان باشند
ibna.ir/x6JGq
@ibna_official
ادبیات و هنر چگونه میتوانند از ناآرامیهای مدارس جلوگیری کنند؟
🔸همزمان با افزایش نگرانیها درباره ناآرامی، خشونت و تنش در مدارس کنیا، توجهها به نقش ادبیات و هنر در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و ایجاد فضای گفتوگو میان دانشآموزان جلب شده است. روزنامه «دیلی نیشن» کنیا در گزارشی تاکید میکند که ادبیات، نمایش، موسیقی و سایر فعالیتهای هنری میتوانند به دانشآموزان امکان دهند احساسات، نگرانیها و تعارضهای خود را به شیوهای سازنده بیان کنند و از تبدیل اختلافات مدرسهای به بحران و خشونت جلوگیری شود.
🔸یکی از کارکردهای مهم فعالیتهای هنری در محیط مدرسه، فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساسات است. نوجوانی که احساس خشم، طردشدگی یا فشار میکند، ممکن است نتواند این احساسات را مستقیماً توضیح دهد؛ اما همین فرد میتواند آنها را در قالب یک داستان، شعر، نمایش یا اثر تصویری بیان کند.
🔸البته هنر به تنهایی نمیتواند تمام مشکلات مربوط به ناآرامی مدارس را حل کند. اجرای چنین رویکردی نیازمند مشارکت معلمان، مدیران مدارس، والدین و خود دانشآموزان است.
🔸مدرسه باید محیطی فراهم کند که دانشآموزان بتوانند بدون ترس از تحقیر یا مجازات، درباره مشکلات خود صحبت کنند. فعالیتهای هنری زمانی بیشترین اثر را خواهند داشت که بخشی از یک برنامه گستردهتر برای سلامت اجتماعی و عاطفی دانشآموزان باشند
ibna.ir/x6JGq
@ibna_official
ایبنا
ادبیات و هنر چگونه میتوانند از ناآرامیهای مدارس جلوگیری کنند؟
همزمان با افزایش نگرانیها درباره ناآرامی، خشونت و تنش در مدارس کنیا، توجهها به نقش ادبیات و هنر در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و ایجاد فضای گفتوگو میان دانشآموزان جلب شده است. روزنامه «دیلی نیشن» کنیا در گزارشی تاکید میکند که ادبیات، نمایش، موسیقی و سایر…
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۳
کتاب نخوانده، سرمایه است یا پُز فرهنگی؟
🔸بابک زمانی، نویسنده و روزنامهنگار، در تحلیل مسئله خریدن و نخواندن کتاب میگوید، خرید کتاب و نخواندن، همیشه تناقض نیست؛ گاهی کتاب نخوانده، سرمایهای فرهنگی برای آینده است و گاهی تنها بخشی از دکور و تشخص فرهنگی.
🔸کتابخانه فقط آرشیو گذشته نیست؛ بخشی از آینده هم هست. ممکن است کتابی درباره تاریخ ساسانیان خریداری کنم و آن را نخوانم، اما مدتی بعد موضوعی پیش بیاید و به سراغ همان کتاب بروم و به مطالعه بخشی از آن بپردازم. این تصور که کتاب باید از ابتدا تا انتها خوانده شود و بعد دیگر هیچ کاربردی نداشته باشد، تصور کاملی نیست. تعداد زیادی کتاب خریداری کردهام و از این بابت خوشحالم. داشتن کتاب در هر حال بهتر از نداشتن آن است.
🔸باید کتاب را از حالت کالای مقدس و دشوار خارج کرده و آن را به بخشی طبیعی از زندگی تبدیل کنیم. کتابی را بخوانیم که دوست داریم، نه الزاماً کتابی که دیگران میگویند خواندنش نشانه باسواد بودن است. باید رمان و داستان خواند، کتاب صوتی گوش داد، کتاب الکترونیکی خواند و حتی اگر کسی با یک کتاب آسانخوان شروع میکند، او را تشویق کرد. اصل مهم این است که رابطه انسان با کتاب باید از اجبار به لذت تغییر کند. شاید مهمتر از همه این باشد که فرهنگ کتابخوانی را با سختگیری و تکلیف شروع نکنیم؛ با لذت شروع کنیم. چون وقتی لذت خواندن شکل بگیرد، آموزش، آگاهی و تعمق هم بهدنبال آن خواهند آمد.
🔸اصل اول در کتابخوانی باید لذت بردن باشد. اگر از ابتدا به یک نوجوان بگوییم کتاب بخوان تا باسواد شوی، کتاب برایش تبدیل به تکلیف میشود. اما اگر کتابی پیدا کند که واقعاً از خواندن آن لذت ببرد، همان لذت میتواند او را به کتابهای دیگر برساند. آموزش هم در کنار این لذت اتفاق خواهد افتاد.
ibna.ir/x6JGS
@ibna_official
کتاب نخوانده، سرمایه است یا پُز فرهنگی؟
🔸بابک زمانی، نویسنده و روزنامهنگار، در تحلیل مسئله خریدن و نخواندن کتاب میگوید، خرید کتاب و نخواندن، همیشه تناقض نیست؛ گاهی کتاب نخوانده، سرمایهای فرهنگی برای آینده است و گاهی تنها بخشی از دکور و تشخص فرهنگی.
🔸کتابخانه فقط آرشیو گذشته نیست؛ بخشی از آینده هم هست. ممکن است کتابی درباره تاریخ ساسانیان خریداری کنم و آن را نخوانم، اما مدتی بعد موضوعی پیش بیاید و به سراغ همان کتاب بروم و به مطالعه بخشی از آن بپردازم. این تصور که کتاب باید از ابتدا تا انتها خوانده شود و بعد دیگر هیچ کاربردی نداشته باشد، تصور کاملی نیست. تعداد زیادی کتاب خریداری کردهام و از این بابت خوشحالم. داشتن کتاب در هر حال بهتر از نداشتن آن است.
🔸باید کتاب را از حالت کالای مقدس و دشوار خارج کرده و آن را به بخشی طبیعی از زندگی تبدیل کنیم. کتابی را بخوانیم که دوست داریم، نه الزاماً کتابی که دیگران میگویند خواندنش نشانه باسواد بودن است. باید رمان و داستان خواند، کتاب صوتی گوش داد، کتاب الکترونیکی خواند و حتی اگر کسی با یک کتاب آسانخوان شروع میکند، او را تشویق کرد. اصل مهم این است که رابطه انسان با کتاب باید از اجبار به لذت تغییر کند. شاید مهمتر از همه این باشد که فرهنگ کتابخوانی را با سختگیری و تکلیف شروع نکنیم؛ با لذت شروع کنیم. چون وقتی لذت خواندن شکل بگیرد، آموزش، آگاهی و تعمق هم بهدنبال آن خواهند آمد.
🔸اصل اول در کتابخوانی باید لذت بردن باشد. اگر از ابتدا به یک نوجوان بگوییم کتاب بخوان تا باسواد شوی، کتاب برایش تبدیل به تکلیف میشود. اما اگر کتابی پیدا کند که واقعاً از خواندن آن لذت ببرد، همان لذت میتواند او را به کتابهای دیگر برساند. آموزش هم در کنار این لذت اتفاق خواهد افتاد.
ibna.ir/x6JGS
@ibna_official
ایبنا
کتاب نخوانده، سرمایه است یا پُز فرهنگی؟
بابک زمانی، نویسنده و روزنامهنگار، در تحلیل مسئله خریدن و نخواندن کتاب میگوید، خرید کتاب و نخواندن، همیشه تناقض نیست؛ گاهی کتاب نخوانده، سرمایهای فرهنگی برای آینده است و گاهی تنها بخشی از دکور و تشخص فرهنگی.
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
مردم الیگودرز خاندان پهلوان شاهنامه هستند؟
🔸وجه تسمیه شهر الیگودرز از جمله موضوعاتی است که در میان مردم این شهر با نام گودرز، پهلوان اسطورهای ایران در شاهنامه، پیوند یافته است.
🔸گودرزی درباره جایگاه و اهمیت شاهنامه فردوسی و اسطورههای آن در هویت و بود و باش فرهنگی مردم لر، به ویژه عشایر گفت: یکی از دلایل رواج شاهنامه و شاهنامهخوانی در میان مردم لر و زاگرسنشینان، همانندی ارزشهای زندگی مردم لر با اشعار، ابیات و مفاهیم شاهنامه فردوسی بوده است.
🔸گودرزی به سخنان میرجلالالدین کزازی، شاهنامهپژوه، در یکی از همایشها اشاره کرد و گفت: ایشان در گفتاری سخنی جالب به زبان آوردند که بیانگر عمق پیوند مردم لرستان، به ویژه الیگودرز، با شاهنامه است؛ «اگرچه شاهنامه از توس برآمد، اما در آسمان زاگرس، بهویژه مناطق لرنشین و ویژهتر در الیگودرز، نشو پیدا کرد و در اینجا به رشد و حیات ادامه داد.»
🔸الیگودرز، شهر بزرگ زنان و مردان آزاده و نژاده، شهر لالههای واژگون، شهر قالیکوه، شهر آبشاران گیسوافشان و چشمنواز، شهر رودهای خروشان و شهر سازههای زیرزمینی تاریخی است که در عهد ساسانی ایجاد شده است.
🔸مردم سرفراز لرستان، به ویژه الیگودرز، از دیرباز پیوند بسیار ژرفی با شاهنامه داشتهاند و شاهنامهخوانی در میان این مردم رواج بسیاری داشته است، به گونهای که شهر الیگودرز را به عنوان یکی از شاهنامهایترین شهرهای ایران میشناسند.
ibna.ir/x6JMJ
@ibna_official
مردم الیگودرز خاندان پهلوان شاهنامه هستند؟
🔸وجه تسمیه شهر الیگودرز از جمله موضوعاتی است که در میان مردم این شهر با نام گودرز، پهلوان اسطورهای ایران در شاهنامه، پیوند یافته است.
🔸گودرزی درباره جایگاه و اهمیت شاهنامه فردوسی و اسطورههای آن در هویت و بود و باش فرهنگی مردم لر، به ویژه عشایر گفت: یکی از دلایل رواج شاهنامه و شاهنامهخوانی در میان مردم لر و زاگرسنشینان، همانندی ارزشهای زندگی مردم لر با اشعار، ابیات و مفاهیم شاهنامه فردوسی بوده است.
🔸گودرزی به سخنان میرجلالالدین کزازی، شاهنامهپژوه، در یکی از همایشها اشاره کرد و گفت: ایشان در گفتاری سخنی جالب به زبان آوردند که بیانگر عمق پیوند مردم لرستان، به ویژه الیگودرز، با شاهنامه است؛ «اگرچه شاهنامه از توس برآمد، اما در آسمان زاگرس، بهویژه مناطق لرنشین و ویژهتر در الیگودرز، نشو پیدا کرد و در اینجا به رشد و حیات ادامه داد.»
🔸الیگودرز، شهر بزرگ زنان و مردان آزاده و نژاده، شهر لالههای واژگون، شهر قالیکوه، شهر آبشاران گیسوافشان و چشمنواز، شهر رودهای خروشان و شهر سازههای زیرزمینی تاریخی است که در عهد ساسانی ایجاد شده است.
🔸مردم سرفراز لرستان، به ویژه الیگودرز، از دیرباز پیوند بسیار ژرفی با شاهنامه داشتهاند و شاهنامهخوانی در میان این مردم رواج بسیاری داشته است، به گونهای که شهر الیگودرز را به عنوان یکی از شاهنامهایترین شهرهای ایران میشناسند.
ibna.ir/x6JMJ
@ibna_official
ایبنا
مردم الیگودرز خاندان پهلوان شاهنامه هستند؟
لرستان - وجه تسمیه شهر الیگودرز از جمله موضوعاتی است که در میان مردم این شهر با نام گودرز، پهلوان اسطورهای ایران در شاهنامه، پیوند یافته است.
🔰مترجم رمان «حصیر» در گفتوگو با ایبنا:
مارکوس مالت، روایتگر مرزی شکننده میان خوشبختی و تیرهبختی است
🔸رمان «حصیر» نوشته مارکوس مالت، نویسنده فرانسوی، داستان مردی است که پس از مرگ همسرش، درگیر سوگ، خشم، احساس گناه و پرسشهایی درباره عدالت و تقدیر میشود. او از پشت حصیری که میان خانه خود و خانه همسایه قرار دارد، زندگی خانوادهای را تماشا میکند که از نگاهش نماد خوشبختیاند؛ اما این نگاه بهتدریج مرز میان واقعیت و توهم را برای او محو میکند.
🔸در مورد انتخاب اثر، طبیعتاً هر کتابی ممکن است به دلیل متفاوتی برای ترجمه انتخاب شود؛ گاهی نوع روایت، گاهی قدرت داستان یا جذابیت ساختار آن اما درباره «حصیر»، چیزی که بیش از همه روی من تأثیر گذاشت، امکان همذاتپنداری با شخصیت اصلی بود. مسئله سوگ و از دست دادن یکی از نزدیکان در این کتاب به شکلی روایت شده که فکر میکنم هر کسی که تجربه تلخ از دست دادن یکی از عزیزانش را داشته باشد، میتواند آن را کاملاً حس کند و با شخصیت همراه شود. خود من هم سالها پیش، زمانی که پدرم را از دست دادم، این دوران را تجربه کرده بودم. بسیاری از احساساتی که راوی پس از از دست دادن همسرش تجربه میکند، برای من تداعیکننده همان دوران بود. به همین دلیل، این مسئله یکی از دلایل اصلی انتخاب «حصیر» برای ترجمه بود. راوی با احساسات مختلفی مثل بهت، غم و اندوه، احساس گناه، خشم، افسردگی و انزوا مواجه میشود؛ مراحلی که در تجربه سوگ برای بسیاری از انسانها اتفاق میافتد. اما او این احساسات را آنقدر عمیق تجربه میکند که در جایی از داستان تعادل روانی خود را از دست میدهد و به توهم و جنون میرسد.
🔸میتوانیم «حصیر» را نماد یک مرز یا حائل در نظر بگیریم؛ مرزی میان تیرهبختی و خوشبختی و همچنین مرزی شکننده میان عقل و منطق از یک سو و دیوانگی و جنون از سوی دیگر. حصیر در واقع پوششی است برای راوی متوهمی که از پشت آن، زندگی بهگفته خودش پر از خوشبختی ساکنان خانه روبهرو را تماشا میکند. او از پشت این حصیر، زندگی دیگران را میبیند و بهتدریج پر از حس بیعدالتی، خشونت و پرسشهایی میشود که تصمیمهای بعدی او را شکل میدهند.
🔸یکی دیگر از ویژگیهای مهم او این است که برای روایت داستانهایش معمولاً جملات ساده و کوتاه را انتخاب میکند و از پیچیدگیهای زائد دوری میکند. داستان را خیلی راحت و بیتکلف روایت میکند، اما همین سادگی ظاهری، ظرافتهای زیادی در خودش دارد.
🔸مالت پیش از آنکه بهطور جدی وارد نویسندگی شود، نوازنده و پیانیست بوده و به شکل حرفهای موسیقی کار میکرده است. بعد به سراغ نمایشنامه و فیلمنامهنویسی میرود، اما این حوزهها چندان با روحیهاش سازگار نمیشوند و در نهایت نوشتن رمان و داستان را آغاز میکند
ibna.ir/x6K4F
@ibna_official
مارکوس مالت، روایتگر مرزی شکننده میان خوشبختی و تیرهبختی است
🔸رمان «حصیر» نوشته مارکوس مالت، نویسنده فرانسوی، داستان مردی است که پس از مرگ همسرش، درگیر سوگ، خشم، احساس گناه و پرسشهایی درباره عدالت و تقدیر میشود. او از پشت حصیری که میان خانه خود و خانه همسایه قرار دارد، زندگی خانوادهای را تماشا میکند که از نگاهش نماد خوشبختیاند؛ اما این نگاه بهتدریج مرز میان واقعیت و توهم را برای او محو میکند.
🔸در مورد انتخاب اثر، طبیعتاً هر کتابی ممکن است به دلیل متفاوتی برای ترجمه انتخاب شود؛ گاهی نوع روایت، گاهی قدرت داستان یا جذابیت ساختار آن اما درباره «حصیر»، چیزی که بیش از همه روی من تأثیر گذاشت، امکان همذاتپنداری با شخصیت اصلی بود. مسئله سوگ و از دست دادن یکی از نزدیکان در این کتاب به شکلی روایت شده که فکر میکنم هر کسی که تجربه تلخ از دست دادن یکی از عزیزانش را داشته باشد، میتواند آن را کاملاً حس کند و با شخصیت همراه شود. خود من هم سالها پیش، زمانی که پدرم را از دست دادم، این دوران را تجربه کرده بودم. بسیاری از احساساتی که راوی پس از از دست دادن همسرش تجربه میکند، برای من تداعیکننده همان دوران بود. به همین دلیل، این مسئله یکی از دلایل اصلی انتخاب «حصیر» برای ترجمه بود. راوی با احساسات مختلفی مثل بهت، غم و اندوه، احساس گناه، خشم، افسردگی و انزوا مواجه میشود؛ مراحلی که در تجربه سوگ برای بسیاری از انسانها اتفاق میافتد. اما او این احساسات را آنقدر عمیق تجربه میکند که در جایی از داستان تعادل روانی خود را از دست میدهد و به توهم و جنون میرسد.
🔸میتوانیم «حصیر» را نماد یک مرز یا حائل در نظر بگیریم؛ مرزی میان تیرهبختی و خوشبختی و همچنین مرزی شکننده میان عقل و منطق از یک سو و دیوانگی و جنون از سوی دیگر. حصیر در واقع پوششی است برای راوی متوهمی که از پشت آن، زندگی بهگفته خودش پر از خوشبختی ساکنان خانه روبهرو را تماشا میکند. او از پشت این حصیر، زندگی دیگران را میبیند و بهتدریج پر از حس بیعدالتی، خشونت و پرسشهایی میشود که تصمیمهای بعدی او را شکل میدهند.
🔸یکی دیگر از ویژگیهای مهم او این است که برای روایت داستانهایش معمولاً جملات ساده و کوتاه را انتخاب میکند و از پیچیدگیهای زائد دوری میکند. داستان را خیلی راحت و بیتکلف روایت میکند، اما همین سادگی ظاهری، ظرافتهای زیادی در خودش دارد.
🔸مالت پیش از آنکه بهطور جدی وارد نویسندگی شود، نوازنده و پیانیست بوده و به شکل حرفهای موسیقی کار میکرده است. بعد به سراغ نمایشنامه و فیلمنامهنویسی میرود، اما این حوزهها چندان با روحیهاش سازگار نمیشوند و در نهایت نوشتن رمان و داستان را آغاز میکند
ibna.ir/x6K4F
@ibna_official
ایبنا
مارکوس مالت، روایتگر مرزی شکننده میان خوشبختی و تیرهبختی است
رمان «حصیر» نوشته مارکوس مالت، نویسنده فرانسوی، داستان مردی است که پس از مرگ همسرش، درگیر سوگ، خشم، احساس گناه و پرسشهایی درباره عدالت و تقدیر میشود. او از پشت حصیری که میان خانه خود و خانه همسایه قرار دارد، زندگی خانوادهای را تماشا میکند که از نگاهش…
🔰نجلا مهدوی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
افسانههای ایرانی و روسی گنجینهای مشترک از شباهتهای شیریناند
🔸نجلا مهدوی گفت: لباسهای رزم، فضای قصرها، آداب گذشته و حتی طبیعت میتوانند شباهتهای زیادی با یکدیگر داشته باشند. طبیعت ایران و روسیه نیز در برخی ویژگیها قابل مقایسه است. همچنین خطه شمال ایران، که من از آنجا آمدهام، یعنی مازندران، میتواند شباهتهایی با بخشهای گستردهای از روسیه داشته باشد. طبیعت، پوشش و توجه به افسانههای قدیمی، اشتراکاتی میان ایران و اروپا و در این مورد خاص میان ایران و روسیه ایجاد میکند و همین موضوع برای من ایدهای الهامبخش بود.
🔸برای من این پروژه جدا از بار فرهنگ ایرانی از دو جهت بسیار جذاب بود؛ هم به دلیل تأثیری که ادبیات کودک روسیه بر من گذاشته بود و هم به دلیل تأثیر ادبیات کلاسیک روسیه. در هر پروژهای، زمانی که با یک متن مواجه میشوم، طبیعتاً مطالعات تصویری و مطالعات نظری مرتبط با آن پروژه را انجام میدهم و در مرحله بعد، متن از فیلتر تجربههای زیسته و حتی حالوهوای آن زمان من عبور میکند تا به تصویر برسد. زمانی که این کتاب به من سفارش داده شد، درگیر چند پروژه نمایشگاهی بودم و در کنار آن، پیشنهاد ارزشمند دیگری مرتبط با ادبیات کلاسیک ایران داشتم. پس از پایان پروژه های نمایشگاهی تصمیم گرفتم ابتدا این پروژه را انجام دهم و سپس به سراغ پروژه ادبیات کلاسیک بروم. میتوانم بگویم در سه ماه پایانی سال ۱۴۰۴ بهطور کامل روی این پروژه متمرکز شدم.
🔸این پروژه به من این امکان را داد که از گنجینه تصویری ایرانی که در ذهن داشتم استفاده کنم. البته باید این نکته را هم بگویم که زمانی که کار را آغاز کردم، دقیقاً نمیدانستم قرار است این اتفاق بیفتد. میدانستم پنج افسانه روسی و پنج افسانه ایرانی داریم، اما در ابتدای پروژه نمیدانستم که این افسانهها قرار است تا این اندازه با یکدیگر همپوشانی داشته باشند. با این حال، از همان ابتدا میدانستم که میتوانم از این گنجینه غنی تصویر ایرانی و گنجینه رنگهای ایرانی استفاده کنم و سویه جذاب فرهنگ ایران را برای مخاطب کودک و نوجوان روس و همچنین مخاطب کودک و نوجوان و حتی بزرگسال ایرانی و روس به نمایش بگذارم.
🔸این پروژه ظرفیت بسیار گسترده و عمیقی در این راستا دارد. بهویژه اگر این تصویرگری مشترک یا به قول شما مقایسهای برای مخاطب کودک و نوجوان انجام شود، به دلیل اینکه میدانیم تأثیرپذیری و کنجکاوی در این سنین قویتر و قدرتمندتر است. فکر میکنم این موضوع ظرفیت آن را نیز دارد که نه فقط فرهنگ و هنر که حتی شباهتهای های اقلیمی و انسانی را پیش رو قرار دهد. امروز نیز به لطف اینترنت، شباهت بسیاری از آداب و رسوم را میبینیم.
ibna.ir/x6Kbd
@ibna_official
افسانههای ایرانی و روسی گنجینهای مشترک از شباهتهای شیریناند
🔸نجلا مهدوی گفت: لباسهای رزم، فضای قصرها، آداب گذشته و حتی طبیعت میتوانند شباهتهای زیادی با یکدیگر داشته باشند. طبیعت ایران و روسیه نیز در برخی ویژگیها قابل مقایسه است. همچنین خطه شمال ایران، که من از آنجا آمدهام، یعنی مازندران، میتواند شباهتهایی با بخشهای گستردهای از روسیه داشته باشد. طبیعت، پوشش و توجه به افسانههای قدیمی، اشتراکاتی میان ایران و اروپا و در این مورد خاص میان ایران و روسیه ایجاد میکند و همین موضوع برای من ایدهای الهامبخش بود.
🔸برای من این پروژه جدا از بار فرهنگ ایرانی از دو جهت بسیار جذاب بود؛ هم به دلیل تأثیری که ادبیات کودک روسیه بر من گذاشته بود و هم به دلیل تأثیر ادبیات کلاسیک روسیه. در هر پروژهای، زمانی که با یک متن مواجه میشوم، طبیعتاً مطالعات تصویری و مطالعات نظری مرتبط با آن پروژه را انجام میدهم و در مرحله بعد، متن از فیلتر تجربههای زیسته و حتی حالوهوای آن زمان من عبور میکند تا به تصویر برسد. زمانی که این کتاب به من سفارش داده شد، درگیر چند پروژه نمایشگاهی بودم و در کنار آن، پیشنهاد ارزشمند دیگری مرتبط با ادبیات کلاسیک ایران داشتم. پس از پایان پروژه های نمایشگاهی تصمیم گرفتم ابتدا این پروژه را انجام دهم و سپس به سراغ پروژه ادبیات کلاسیک بروم. میتوانم بگویم در سه ماه پایانی سال ۱۴۰۴ بهطور کامل روی این پروژه متمرکز شدم.
🔸این پروژه به من این امکان را داد که از گنجینه تصویری ایرانی که در ذهن داشتم استفاده کنم. البته باید این نکته را هم بگویم که زمانی که کار را آغاز کردم، دقیقاً نمیدانستم قرار است این اتفاق بیفتد. میدانستم پنج افسانه روسی و پنج افسانه ایرانی داریم، اما در ابتدای پروژه نمیدانستم که این افسانهها قرار است تا این اندازه با یکدیگر همپوشانی داشته باشند. با این حال، از همان ابتدا میدانستم که میتوانم از این گنجینه غنی تصویر ایرانی و گنجینه رنگهای ایرانی استفاده کنم و سویه جذاب فرهنگ ایران را برای مخاطب کودک و نوجوان روس و همچنین مخاطب کودک و نوجوان و حتی بزرگسال ایرانی و روس به نمایش بگذارم.
🔸این پروژه ظرفیت بسیار گسترده و عمیقی در این راستا دارد. بهویژه اگر این تصویرگری مشترک یا به قول شما مقایسهای برای مخاطب کودک و نوجوان انجام شود، به دلیل اینکه میدانیم تأثیرپذیری و کنجکاوی در این سنین قویتر و قدرتمندتر است. فکر میکنم این موضوع ظرفیت آن را نیز دارد که نه فقط فرهنگ و هنر که حتی شباهتهای های اقلیمی و انسانی را پیش رو قرار دهد. امروز نیز به لطف اینترنت، شباهت بسیاری از آداب و رسوم را میبینیم.
ibna.ir/x6Kbd
@ibna_official
ایبنا
افسانههای ایرانی و روسی گنجینهای مشترک از شباهتهای شیریناند
نجلا مهدوی گفت: لباسهای رزم، فضای قصرها، آداب گذشته و حتی طبیعت میتوانند شباهتهای زیادی با یکدیگر داشته باشند. طبیعت ایران و روسیه نیز در برخی ویژگیها قابل مقایسه است. همچنین خطه شمال ایران، که من از آنجا آمدهام، یعنی مازندران، میتواند شباهتهایی با…
🔰سیری در اندیشههای میشل فوکو در گفتوگو با فرهاد قربانزادهربطی؛
فیلسوف امکان، متفکر اکنون
فوکو به ما میآموزد نسبت به بدیهیترین امور نیز پرسشگر باشیم
🔸به گفته قربانزادهربطی: «در دهه هفتاد و حتی بخشی از دهه هشتاد شمسی، فوکو بیش از آنکه خوانده شود، نقل میشد. بسیاری از مفاهیم او، مانند گفتمان، قدرت، اپیستمه، تبارشناسی یا زیستقدرت، وارد ادبیات علوم انسانی شد، اما گاه بدون آنکه منظومه فکری او به درستی فهم شده باشد.»
🔸یکی از ضعفهای مطالعات فوکو در ایران این است که هنوز ارتباط او با سنت تاریخ علم فرانسه، آنگونه که باید، شناخته نشده است. بسیاری فوکو را مستقیماً در کنار دریدا، دلوز یا پساساختارگرایی قرار میدهند، درحالیکه ریشههای فکری او را باید در آثاری چون باشلار، کانگیلم و کویره نیز جستوجو کرد. اتفاقاً کتاب «دیرینهشناسی عقل علمی میشل فوکو» از گری گاتینگ که ترجمه کردهام، دقیقاً از همین منظر اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که پروژه دیرینهشناسی فوکو چگونه از دل سنت تاریخ علم و فلسفه علم فرانسه سر برمیآورد و چرا بدون شناخت آن سنت، فهم پروژه فکری او ناقص خواهد بود.
🔸شناخت فوکو در میان اصحاب علوم انسانی ایران نسبت به گذشته بسیار پختهتر شده است، اما هنوز با فهم همه ابعاد پروژه فلسفی او فاصله داریم. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تکرار چند مفهوم مشهور، بار دیگر خود آثار فوکو را با دقت و بدون پیشداوری بخوانیم؛ زیرا هنوز پرسشهای او بسیار گستردهتر از پاسخهایی است که تاکنون درباره او دادهایم.
🔸نباید ترجمه فوکو را به ترجمه واژگان تقلیل داد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، انتقال شبکه مفهومی اوست. برای مثال، واژههایی مانند discours، épistémè، dispositif، énoncé، subjectivation یا gouvernementalité هر یک در بستر کل پروژه فکری فوکو معنا پیدا میکنند. اگر این شبکه مفهومی دیده نشود، حتی دقیقترین معادلهای واژگانی نیز ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازند. به نظر من، یکی از نقاط قوت مطالعات فوکو در سالهای اخیر این بوده است که مترجمان کمتر به ترجمه لفظبهلفظ اکتفا کردهاند و بیشتر کوشیدهاند دستگاه مفهومی او را بازسازی کنند. این روند، بهویژه با ترجمه درسگفتارهای کلژ دو فرانس، بیش از پیش تقویت شده است.
🔸من معتقدم اندیشه فوکو نه تنها کهنه نشده، بلکه در برخی زمینهها امروز حتی از گذشته نیز ضروریتر است. کافی است به جهان پیرامون خود نگاه کنیم. ما در جامعهای زندگی میکنیم که نظارت، داده، طبقهبندی، پروندههای دیجیتال، الگوریتمها و نظامهای ارزیابی، بیش از هر زمان دیگری در زندگی روزمره حضور یافتهاند. بسیاری از پرسشهایی که فوکو درباره رابطه قدرت، دانش و سوژه مطرح کرد، امروز در فضای دیجیتال صورتی تازه پیدا کردهاند. شاید اگر فوکو امروز زنده بود، بیش از زندانها درباره پلتفرمها، کلاندادهها و حکومتمندی الگوریتمی مینوشت. رد پای اندیشههای فوکو را در سنت نقد فیلم هم میتوان یافت. بسیاری از فیلمها و سریالهای ساختهشده در سالهای اخیر را میتوان از رهیافتی فوکو نقد و بررسی کرد.
ibna.ir/x6K7V
@ibna_official
فیلسوف امکان، متفکر اکنون
فوکو به ما میآموزد نسبت به بدیهیترین امور نیز پرسشگر باشیم
🔸به گفته قربانزادهربطی: «در دهه هفتاد و حتی بخشی از دهه هشتاد شمسی، فوکو بیش از آنکه خوانده شود، نقل میشد. بسیاری از مفاهیم او، مانند گفتمان، قدرت، اپیستمه، تبارشناسی یا زیستقدرت، وارد ادبیات علوم انسانی شد، اما گاه بدون آنکه منظومه فکری او به درستی فهم شده باشد.»
🔸یکی از ضعفهای مطالعات فوکو در ایران این است که هنوز ارتباط او با سنت تاریخ علم فرانسه، آنگونه که باید، شناخته نشده است. بسیاری فوکو را مستقیماً در کنار دریدا، دلوز یا پساساختارگرایی قرار میدهند، درحالیکه ریشههای فکری او را باید در آثاری چون باشلار، کانگیلم و کویره نیز جستوجو کرد. اتفاقاً کتاب «دیرینهشناسی عقل علمی میشل فوکو» از گری گاتینگ که ترجمه کردهام، دقیقاً از همین منظر اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که پروژه دیرینهشناسی فوکو چگونه از دل سنت تاریخ علم و فلسفه علم فرانسه سر برمیآورد و چرا بدون شناخت آن سنت، فهم پروژه فکری او ناقص خواهد بود.
🔸شناخت فوکو در میان اصحاب علوم انسانی ایران نسبت به گذشته بسیار پختهتر شده است، اما هنوز با فهم همه ابعاد پروژه فلسفی او فاصله داریم. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تکرار چند مفهوم مشهور، بار دیگر خود آثار فوکو را با دقت و بدون پیشداوری بخوانیم؛ زیرا هنوز پرسشهای او بسیار گستردهتر از پاسخهایی است که تاکنون درباره او دادهایم.
🔸نباید ترجمه فوکو را به ترجمه واژگان تقلیل داد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، انتقال شبکه مفهومی اوست. برای مثال، واژههایی مانند discours، épistémè، dispositif، énoncé، subjectivation یا gouvernementalité هر یک در بستر کل پروژه فکری فوکو معنا پیدا میکنند. اگر این شبکه مفهومی دیده نشود، حتی دقیقترین معادلهای واژگانی نیز ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازند. به نظر من، یکی از نقاط قوت مطالعات فوکو در سالهای اخیر این بوده است که مترجمان کمتر به ترجمه لفظبهلفظ اکتفا کردهاند و بیشتر کوشیدهاند دستگاه مفهومی او را بازسازی کنند. این روند، بهویژه با ترجمه درسگفتارهای کلژ دو فرانس، بیش از پیش تقویت شده است.
🔸من معتقدم اندیشه فوکو نه تنها کهنه نشده، بلکه در برخی زمینهها امروز حتی از گذشته نیز ضروریتر است. کافی است به جهان پیرامون خود نگاه کنیم. ما در جامعهای زندگی میکنیم که نظارت، داده، طبقهبندی، پروندههای دیجیتال، الگوریتمها و نظامهای ارزیابی، بیش از هر زمان دیگری در زندگی روزمره حضور یافتهاند. بسیاری از پرسشهایی که فوکو درباره رابطه قدرت، دانش و سوژه مطرح کرد، امروز در فضای دیجیتال صورتی تازه پیدا کردهاند. شاید اگر فوکو امروز زنده بود، بیش از زندانها درباره پلتفرمها، کلاندادهها و حکومتمندی الگوریتمی مینوشت. رد پای اندیشههای فوکو را در سنت نقد فیلم هم میتوان یافت. بسیاری از فیلمها و سریالهای ساختهشده در سالهای اخیر را میتوان از رهیافتی فوکو نقد و بررسی کرد.
ibna.ir/x6K7V
@ibna_official
ایبنا
فیلسوف امکان، متفکر اکنون
به گفته قربانزادهربطی: «در دهه هفتاد و حتی بخشی از دهه هشتاد شمسی، فوکو بیش از آنکه خوانده شود، نقل میشد. بسیاری از مفاهیم او، مانند گفتمان، قدرت، اپیستمه، تبارشناسی یا زیستقدرت، وارد ادبیات علوم انسانی شد، اما گاه بدون آنکه منظومه فکری او به درستی…
🔰کندوکاوی در اساطیر ایرانی در گفتوگو با ابوالقاسم اسماعیلپور؛
چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی
اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به معنی دوگانهپرستی نیست-تیموریان از ایرانی هم ایرانیتر شدند!
🔸ابوالقاسم اسماعیلپور گفت: اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به نظرم اندیشهای پویاست و اصلا به معنی دوگانهپرستی نیست، چنانکه بعضی از متعصبان چنین تصور کردهاند. اندیشۀ ستیز خیر و شر و چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی بیشتر از مضامین دیگر اساطیر ایران تأثیرگذار بوده، چون ستیز با شر و ظلمت و رویارویی با عوامل شر و تاریکی خودش باعث پویایی و حرکت اجتماعی و فرهنگی شده است.
🔸یکی از دلایل مهم شکلگیری ستیز کیهانی، تقابل انسان با ناملایمات طبیعی است. نیاز انسان به معیشت باعث خلق بسیاری از اسطورههای یک مجموعه اساطیری شده است. انسان خدای باران را نیایش میکرده، چون همواره در پی آب بوده و به عنصر حیاتی آب بسیار نیاز داشته است. بهراستی در سرزمینی نیمهکویری و نیمهخشک مانند ایران ایزدان و ایزدبانوان آب گونهگوناند. در رأس این خدایان تیشتر، ایزد بارانآور است که خود نماد آشکار ستیز کیهانی است. بخشی از ستیز کیهانی تقابل تیشتر با دیو خشکسالی آپوش است. انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.
🔸دوگانگی اهورامزدا و اهریمن در ادواری پس از اشو زرتشت شکل گرفته و حاصل اندیشۀ ثنوی مغان و اقشاری از موبدان دورۀ ساسانی بوده است، چه خود اشو زرتشت پیامبری یگانهپرست بوده و در اندیشۀ گاهانی، اهورامزدا خدای بزرگ و آفریننده است و صراحتا در برابر اهریمن قرار ندارد، بلکه این دوگانگی در تقابل سپنتامینو (مینوی مقدس) و انگرهمینو (مینوی بد و شریر) دیده میشود، اما در اعصار متأخر، مغان باور اصیل زرتشتی را تحریف کردند و آن را به سمت ثنویت پیش بردند. از این جهت، ستیز کیهانی در باور اوستای متأخر کاملا مشهود است. از آن زمان به بعد، دوگانگی فراتر از باور دینی قرار میگیرد و به یک باور فرهنگی ادبی و هنری بدل میشود. تأثیر فرهنگی آن را در باور تضاد دو دنیای مینویی و گیتیایی میتوان دید. مضمونی که بر اندیشۀ افلاطونی نیز تأثیرگذار بود و مضمون مینویی را با مُثُل افلاطونی میتوان قیاس کرد. از بُعد ادبی، تضاد جهان مادی و روحانی-معنوی در مضامین ادبیات فارسی سیطره دارد و تقریبا میشود گفت که به یک مضمون بنیادی بدل شده است. از بُعد هنری، در مینیاتورها و نگارههای مانوی میتوان به چنین دوگانگی کیهانشناختی برخورد.
🔸نبرد نهایی خیر و شر را در پیروزی فرجامین هرمزد بر اهریمن و دیوان باید دید و در ادوار حماسی این مضمون به صورت پیروزی کیخسرو بر افراسیاب متجلی میشود. درواقع، پیروزی نهایی خیر بر شر، یک مضمون سوشیانسی و آخرالزمانی است که در اساطیر و فرهنگ و ادیان ایرانی سیطرۀ بیشتری دارد تا اساطیر و فرهنگ و ادیان غیر ایرانی. در اساطیر تمدنهای دیگر مثل یونان و روم باستان، این نبرد و ستیز بین خدایان بر سر کسب پیروزی خیر بر شر نیست، بلکه در پی رقابت یا حسادت دو گروه خدایان است، در آنجا خدایان المپ در ستیز با تیتانها قرار میگیرند و مضمون اصلی کسب قدرت و سیطرۀ بیشتر بر جهان است،
🔸️بخشهای اصلی کتاب، مثل ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی، ساختار اساطیری شاهنامه، آیین زروانی و تأثیر آن بر ادبیات ایرانی و بازتاب فرهنگ ایران باستان در آثار عطار، بدون شک نشان دادهاند که اسطورههای ایرانی از روزگار باستان تا دوران پسااسلامی در شکلگیری فرهنگی و جهاننگرۀ ایرانیان نقشی اساسی داشتهاند. ستیز کیهانی یعنی ستیز تکوین جهان در اندیشۀ ایرانی که سیطرهای حدودا سه هزار ساله دارد؛ ساختار بنیادی شاهنامه و حماسههای دیگر ایرانی نشان میدهد که چقدر در استقرار و استحکام هویت ایرانی نقش داشته است. اصلا شما وقتی بعضی از آثار عطار نیشابوری مثل منطقالطیر، مصیبتنامه و الهینامه را میخوانید، اگر عمیقتر بررسی کنید، میبینید که عطار به عنوان پیشکسوت مولانا، چقدر تحت تأثیر اندیشه و اساطیر باستانی ایران بوده است. در این کتاب، با ذکر شواهد به اثبات این نکته پرداختهام که درک ویژگی هویت ایرانی، بدون تدقیق در اساطیر و ادیان کهن ایرانی، درکی کامل و همهجانبه نخواهد بود.
ibna.ir/x6K4v
@ibna_official
چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی
اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به معنی دوگانهپرستی نیست-تیموریان از ایرانی هم ایرانیتر شدند!
🔸ابوالقاسم اسماعیلپور گفت: اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به نظرم اندیشهای پویاست و اصلا به معنی دوگانهپرستی نیست، چنانکه بعضی از متعصبان چنین تصور کردهاند. اندیشۀ ستیز خیر و شر و چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی بیشتر از مضامین دیگر اساطیر ایران تأثیرگذار بوده، چون ستیز با شر و ظلمت و رویارویی با عوامل شر و تاریکی خودش باعث پویایی و حرکت اجتماعی و فرهنگی شده است.
🔸یکی از دلایل مهم شکلگیری ستیز کیهانی، تقابل انسان با ناملایمات طبیعی است. نیاز انسان به معیشت باعث خلق بسیاری از اسطورههای یک مجموعه اساطیری شده است. انسان خدای باران را نیایش میکرده، چون همواره در پی آب بوده و به عنصر حیاتی آب بسیار نیاز داشته است. بهراستی در سرزمینی نیمهکویری و نیمهخشک مانند ایران ایزدان و ایزدبانوان آب گونهگوناند. در رأس این خدایان تیشتر، ایزد بارانآور است که خود نماد آشکار ستیز کیهانی است. بخشی از ستیز کیهانی تقابل تیشتر با دیو خشکسالی آپوش است. انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.
🔸دوگانگی اهورامزدا و اهریمن در ادواری پس از اشو زرتشت شکل گرفته و حاصل اندیشۀ ثنوی مغان و اقشاری از موبدان دورۀ ساسانی بوده است، چه خود اشو زرتشت پیامبری یگانهپرست بوده و در اندیشۀ گاهانی، اهورامزدا خدای بزرگ و آفریننده است و صراحتا در برابر اهریمن قرار ندارد، بلکه این دوگانگی در تقابل سپنتامینو (مینوی مقدس) و انگرهمینو (مینوی بد و شریر) دیده میشود، اما در اعصار متأخر، مغان باور اصیل زرتشتی را تحریف کردند و آن را به سمت ثنویت پیش بردند. از این جهت، ستیز کیهانی در باور اوستای متأخر کاملا مشهود است. از آن زمان به بعد، دوگانگی فراتر از باور دینی قرار میگیرد و به یک باور فرهنگی ادبی و هنری بدل میشود. تأثیر فرهنگی آن را در باور تضاد دو دنیای مینویی و گیتیایی میتوان دید. مضمونی که بر اندیشۀ افلاطونی نیز تأثیرگذار بود و مضمون مینویی را با مُثُل افلاطونی میتوان قیاس کرد. از بُعد ادبی، تضاد جهان مادی و روحانی-معنوی در مضامین ادبیات فارسی سیطره دارد و تقریبا میشود گفت که به یک مضمون بنیادی بدل شده است. از بُعد هنری، در مینیاتورها و نگارههای مانوی میتوان به چنین دوگانگی کیهانشناختی برخورد.
🔸نبرد نهایی خیر و شر را در پیروزی فرجامین هرمزد بر اهریمن و دیوان باید دید و در ادوار حماسی این مضمون به صورت پیروزی کیخسرو بر افراسیاب متجلی میشود. درواقع، پیروزی نهایی خیر بر شر، یک مضمون سوشیانسی و آخرالزمانی است که در اساطیر و فرهنگ و ادیان ایرانی سیطرۀ بیشتری دارد تا اساطیر و فرهنگ و ادیان غیر ایرانی. در اساطیر تمدنهای دیگر مثل یونان و روم باستان، این نبرد و ستیز بین خدایان بر سر کسب پیروزی خیر بر شر نیست، بلکه در پی رقابت یا حسادت دو گروه خدایان است، در آنجا خدایان المپ در ستیز با تیتانها قرار میگیرند و مضمون اصلی کسب قدرت و سیطرۀ بیشتر بر جهان است،
🔸️بخشهای اصلی کتاب، مثل ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی، ساختار اساطیری شاهنامه، آیین زروانی و تأثیر آن بر ادبیات ایرانی و بازتاب فرهنگ ایران باستان در آثار عطار، بدون شک نشان دادهاند که اسطورههای ایرانی از روزگار باستان تا دوران پسااسلامی در شکلگیری فرهنگی و جهاننگرۀ ایرانیان نقشی اساسی داشتهاند. ستیز کیهانی یعنی ستیز تکوین جهان در اندیشۀ ایرانی که سیطرهای حدودا سه هزار ساله دارد؛ ساختار بنیادی شاهنامه و حماسههای دیگر ایرانی نشان میدهد که چقدر در استقرار و استحکام هویت ایرانی نقش داشته است. اصلا شما وقتی بعضی از آثار عطار نیشابوری مثل منطقالطیر، مصیبتنامه و الهینامه را میخوانید، اگر عمیقتر بررسی کنید، میبینید که عطار به عنوان پیشکسوت مولانا، چقدر تحت تأثیر اندیشه و اساطیر باستانی ایران بوده است. در این کتاب، با ذکر شواهد به اثبات این نکته پرداختهام که درک ویژگی هویت ایرانی، بدون تدقیق در اساطیر و ادیان کهن ایرانی، درکی کامل و همهجانبه نخواهد بود.
ibna.ir/x6K4v
@ibna_official
ایبنا
چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی
ابوالقاسم اسماعیلپور گفت: اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به نظرم اندیشهای پویاست و اصلا به معنی دوگانهپرستی نیست، چنانکه بعضی از متعصبان چنین تصور کردهاند. اندیشۀ ستیز خیر و شر و چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی بیشتر از مضامین دیگر اساطیر ایران تأثیرگذار…
🔰فریدون فرهودی، کارگردان فیلم «ساحره» در گفتوگو با ایبنا:
ذهن سیال صادق هدایت، اقتباس از آثارش را سخت میکند
🔸کارهای هدایت هم بر شخصیت متکی هستند و هم بهشدت بر تصویر. برای مثال، داستان «داشآکل» رویدادهای چشمگیری دارد و مرحله به مرحله پیش میرود. دراین قصه ما شاهد درگیریهای فیزیکی مثل درگیری با کاکا رستم هستیم که همزمان در لایههای درونی و فردی شخصیت تنیده شده است.
🔸در مورد هدایت، نمیتوان با سادهانگاری صحبت کرد. در مورد «داشآکل» که هم اقتباسهای سینمایی بر آن صورت گرفته و هم من خودم بر روی آن کار کردهام، باید گفت که هر لایه از شخصیت، خود مستلزم طراحی دقیق است. در این داستان، ما با یک ترکیب پیچیده روبرو هستیم، از یک سو کشمکشهای درونی و عاشقانه وجود دارد و از سوی دیگر، شخصیتی که با وجود تمام لایههای رفتاری، فردی مورد اعتماد است که تمام هستی و مرگش به دیگری گره خورده است.
🔸نکته کلیدی در اقتباس از هدایت، برخورد با پایانبندیها است. هدایت داستانهایی با پایانبندیهای تلخ، تاریک و حاکی از شکست شخصیتها مینویسد. همانطور که در «عروسک پشت پرده»، پایان داستان با شکست شخصیت و تبدیل شدن همسرش به یک عروسک رقم میخورد. در فرآیند اقتباس من، چالش بزرگ این بود که چگونه بتوانم به یک ساختار جدید دست یابم بدون اینکه از روح اثر دور شوم. من تلاش کردم با تغییر در ساختار و ارائه یک پایانبندی جدید، به داستان جان تازهای ببخشم، اما این کار بسیار دشوار است؛ زیرا باید میان وفاداری به آن فضای تیره و ناامیدانه هدایت و نیازهای دراماتیک سینما، تعادلی ظریف برقرار کرد.
🔸تعبیر و تلقی هدایت از زیست انسانی، بسیار تلخ و دردناک است. او شخصیتی است که زودتر از زمانه خود به دنیا آمد و ای کاش دیرتر متولد میشد تا جهان پیرامونش به او نزدیکتر بود. او فرسنگها از عصر خود جلوتر بود. شما با نویسندهای مواجهید که برای خواندن و برگردان دقیق متون کهن، رنج آموختن زبان پهلوی را بر خود هموار میکند؛ چنین تلاشی نشاندهنده شیفتگی و جستوجوگری بیپایان اوست؛ درست مثل سهراب شهیدثالث که زبان روسی آموخت تا چخوف را به زبان اصلی بخواند.
ibna.ir/x6Kb2
@ibna_official
ذهن سیال صادق هدایت، اقتباس از آثارش را سخت میکند
🔸کارهای هدایت هم بر شخصیت متکی هستند و هم بهشدت بر تصویر. برای مثال، داستان «داشآکل» رویدادهای چشمگیری دارد و مرحله به مرحله پیش میرود. دراین قصه ما شاهد درگیریهای فیزیکی مثل درگیری با کاکا رستم هستیم که همزمان در لایههای درونی و فردی شخصیت تنیده شده است.
🔸در مورد هدایت، نمیتوان با سادهانگاری صحبت کرد. در مورد «داشآکل» که هم اقتباسهای سینمایی بر آن صورت گرفته و هم من خودم بر روی آن کار کردهام، باید گفت که هر لایه از شخصیت، خود مستلزم طراحی دقیق است. در این داستان، ما با یک ترکیب پیچیده روبرو هستیم، از یک سو کشمکشهای درونی و عاشقانه وجود دارد و از سوی دیگر، شخصیتی که با وجود تمام لایههای رفتاری، فردی مورد اعتماد است که تمام هستی و مرگش به دیگری گره خورده است.
🔸نکته کلیدی در اقتباس از هدایت، برخورد با پایانبندیها است. هدایت داستانهایی با پایانبندیهای تلخ، تاریک و حاکی از شکست شخصیتها مینویسد. همانطور که در «عروسک پشت پرده»، پایان داستان با شکست شخصیت و تبدیل شدن همسرش به یک عروسک رقم میخورد. در فرآیند اقتباس من، چالش بزرگ این بود که چگونه بتوانم به یک ساختار جدید دست یابم بدون اینکه از روح اثر دور شوم. من تلاش کردم با تغییر در ساختار و ارائه یک پایانبندی جدید، به داستان جان تازهای ببخشم، اما این کار بسیار دشوار است؛ زیرا باید میان وفاداری به آن فضای تیره و ناامیدانه هدایت و نیازهای دراماتیک سینما، تعادلی ظریف برقرار کرد.
🔸تعبیر و تلقی هدایت از زیست انسانی، بسیار تلخ و دردناک است. او شخصیتی است که زودتر از زمانه خود به دنیا آمد و ای کاش دیرتر متولد میشد تا جهان پیرامونش به او نزدیکتر بود. او فرسنگها از عصر خود جلوتر بود. شما با نویسندهای مواجهید که برای خواندن و برگردان دقیق متون کهن، رنج آموختن زبان پهلوی را بر خود هموار میکند؛ چنین تلاشی نشاندهنده شیفتگی و جستوجوگری بیپایان اوست؛ درست مثل سهراب شهیدثالث که زبان روسی آموخت تا چخوف را به زبان اصلی بخواند.
ibna.ir/x6Kb2
@ibna_official
ایبنا
ذهن سیال صادق هدایت، اقتباس از آثارش را سخت میکند
کارهای هدایت هم بر شخصیت متکی هستند و هم بهشدت بر تصویر. برای مثال، داستان «داشآکل» رویدادهای چشمگیری دارد و مرحله به مرحله پیش میرود. دراین قصه ما شاهد درگیریهای فیزیکی مثل درگیری با کاکا رستم هستیم که همزمان در لایههای درونی و فردی شخصیت تنیده شده…
🔰در گفتوگو با زهره ولیانپور مطرح شد؛
ذهنآگاهی؛ کلید رهایی از چرخههای مخرب اعتیاد
🔸ذهنآگاهی روشی نوین برای مدیریت بحرانهای روانی است. نویسنده کتاب «راهنمای ذهنآگاهی برای اعتیاد»، از تکنیکهای علمی برای مقابله با هیجانات منفی و بهبود رفتارهای اعتیادآور میگوید.
🔸ولیانپور درباره مخاطبان اصلی این کتاب بیان کرد: مخاطب اصلی کتاب، افراد درگیر اعتیاد و خانوادههای آنها هستند. این کتاب در عین حال که تخصصی است و رویکرد تشخیصی و درمانی به اعتیاد دارد، بیشک هم برای متخصصان و رواندرمانگران و هم برای عموم مردم قابل استفاده است.
🔸وی با اشاره به ضرورت انتشار این اثر و نیازی که در جامعه مخاطب پاسخ میدهد، گفت: علت اصلی اعتیاد، فقدان و هیجانهای منفی ناشی از آن است و هر انسانی فقدان را تجربه میکند و در معرض آسیب است. بنابراین آسیبهای ناشی از اعتیاد، ضرورت انتشار این کتاب را مشخص میکند. کتاب حاضر به نیازِ شناسایی ریشههای رفتارهای اعتیادآور و ارائه راهبردهای مقابلهای سالم برای کنار آمدن با هیجانها و احساسات منفی پاسخ میدهد.
ibna.ir/x6K2P
@ibna_official
ذهنآگاهی؛ کلید رهایی از چرخههای مخرب اعتیاد
🔸ذهنآگاهی روشی نوین برای مدیریت بحرانهای روانی است. نویسنده کتاب «راهنمای ذهنآگاهی برای اعتیاد»، از تکنیکهای علمی برای مقابله با هیجانات منفی و بهبود رفتارهای اعتیادآور میگوید.
🔸ولیانپور درباره مخاطبان اصلی این کتاب بیان کرد: مخاطب اصلی کتاب، افراد درگیر اعتیاد و خانوادههای آنها هستند. این کتاب در عین حال که تخصصی است و رویکرد تشخیصی و درمانی به اعتیاد دارد، بیشک هم برای متخصصان و رواندرمانگران و هم برای عموم مردم قابل استفاده است.
🔸وی با اشاره به ضرورت انتشار این اثر و نیازی که در جامعه مخاطب پاسخ میدهد، گفت: علت اصلی اعتیاد، فقدان و هیجانهای منفی ناشی از آن است و هر انسانی فقدان را تجربه میکند و در معرض آسیب است. بنابراین آسیبهای ناشی از اعتیاد، ضرورت انتشار این کتاب را مشخص میکند. کتاب حاضر به نیازِ شناسایی ریشههای رفتارهای اعتیادآور و ارائه راهبردهای مقابلهای سالم برای کنار آمدن با هیجانها و احساسات منفی پاسخ میدهد.
ibna.ir/x6K2P
@ibna_official